درباره اهواز

اهوازپیش از اسلام

در زمان عیلامیها در حدود شهر کنونی اهواز شهری بنام اوکسین قرار داشته‌است اوکسین احتمالاً تلفظ یونانی اوز یا هوز است مراد از آن همان خوزستان است. در زمان هخامنشیان هووج یا خوجستان یا همان هوجستان خوانده می‌شود. خوز به معنی نیشکر و خوزستان به زبان ایلامی شکرستان است. در زمان اردوان چهارم از سلسله اشکانی اهواز مدتی پایتخت بوده‌است در جنگ اردشیر بابکان و اردوان پنجم که در رامهرمز صورت گرفت و اردشیر بر اردوان غلبه کرد اهواز صدمات بسیاری دید. اردشیر بابکان موسس دودمان ساسانیان در محل قدیمی شهر اهواز دو شهر بنا نهاد که در یکی از آنها بازاریان سکونت داشتند و در دیگری بزرگان و اشراف. در زمان ساسانیان بویژه در زمان اردشیر بابکان و پسرش شاپور اول بر روی کارون در حدود اهواز سدهای زیادی ساخته شد از جمله سد اهواز یا بند اهواز که به سد خداآفرید هم معروف بود و توسط اردشیر بابکان ساخته شد.

کانالهای آبیاری و نهرهای مختلف که از سد مذکور منشعب شده بود باعث آبیاری کشتزارها و نخلستانها و در نهایت سرسبزی و خرمی اهواز شده بود مثل نهر شا هجرد که در بالای سد اهواز از کارون جدا می‌شد و از داخل بخش قدیمی شهر عبور می‌کرد و آن را به دو بخش تقسیم می‌کرد: بخشی که بین نهر شاهجرد و رود  مسرقان) گرگر) بود که اصل شهر اهواز و در واقع هسته اولیه و بافت قدیمی شهر و در حدود کوهپایه واقع شده بود. حدود محله کارون کنونی اهواز و منبع آب و بازار و مسجد جامع شهر آنجا بود لذا آن را مدینه یا شهر می‌گفتند و در قسمت شرق نهر شا هجرد بود و قسمت دیگر به نام الجزیره یا جزیره که بین شا هجرد و کارون اصلی واقع شده بود نامیده می‌شد و در واقع بخش غربی اهواز قدیم بود (حدود بخش مرکزی و کنونی شهر مثل باغ شیخ و نادری و ۳۰ متری و باغ معین و خیابان۲۴ متری) آثار نهر شا هجرد هم اکنون در محله اهواز قدیم کنونی بین خزعلیه (خرم کوشک) و اهواز وجود دارد .

دوران اسلامی

در وقایع اسلامی ، اهواز بدست ابو موسی اشعری والی بصره به فرمان عمر بن الخطاب در سال ۱۷ هجری قمری فتح شد. در اثر این حمله بخش اشرافی ‌نشین شهر که به هرمز اردشیر موسوم بود به کلی ویران شد ولی بخش بازاری آن باقی ماند و این بخش همان اوز یا هوز است که در قرن اول هجری به نام اولیه اهواز خوانده می‌شد.در زمان بوییان(آل بویه) اهواز به تصرف آنان درآمد و تحت حکومت آل بویه قرار گرفت. در سده ۴ هجری عضد الدوله دیلمی (فنا خسرو) اقدام به مرمت و آبادانی اهواز کرد و شبکه ‌های آبیاری را مرمت کرد و پل معروف هنوان اهواز را از نو ساخت. اهواز در این دوره به حدی آباد و حاصلخیز شد که مقدسی آن را انباره بصره گفته‌است محله شرقی اهواز در این دوره بنا و با پلی جزیره‌ای که در میان کارون به نام دجیل قرار داشت به محله ناصری بعدی وصل شد.یاقوت حموی و حمزه اصفهانی و مقدسی گویند: «اهواز قدیم به وسیله نهر شا هجرد به دو محله بزرگ تقسیم شده بود محله غربی که بین رودخانه و نهر شا هجرد واقع و جزیره خوانده می‌ شد و محله شرقی که در پای کوه و بازار و مسجد جامع در آن بنا شده بودند و به اصطلاح شهر یا مدینه خوانده می‌شد. شهر شا هجرد در بالای سد اهواز از کارون جدا و روی به‌ طرف شکاره کنونی می‌رفت. لفظ اوباره (عباره) که اکنون محلی است در اهواز در جنوب خیابان ۳۰ متری به معنی آب باره و محل عبور آب است که یادآور همان نهرهای شا هجرد و غیره‌است .»ابن منشاد می‌نویسد: «اهواز شهر بزرگی است، مردمش زرتشتی و مسلمان و انبار کالاها و فرآورده‌های خوزستان شکر، بافته‌های پشمی، جامه‌های دیبا، پارچه‌های کنفی و دیگر محصولات را از همه شهرهای ایران به اهواز می‌آورند و از این شهر و به وسیله کشتی از راه خلیج فارس به هندوستان و چین و از راه بصره و عراق و اصفهان به سایر کشورهای جهان حمل می‌کنند. بازرگانان و سوداگران و بیگانگان در این شهر سود بسیار می‌برند. نام اهواز با کالاهای شکر و پارچه، در همه جهان مشهور و به بزرگی موصوف بود و به همین جهت عرب‌ها این شهر را «سوق‌الاهواز» نامیده‌اند.»از قرن ششم هجری قمری به بعد به علت خراب شدن سد شادروان و همچنین جنگل‌ها و اغتشاشات داخلی و بروز بیماری‌های وبا و طاعون، اهواز رو به خرابی رفت تا آن که در سال هزار و سیصد هجری قمری هم‌زمان با حفر کانال سوئز و توجه اروپائیان رونق تازه‌ای گرفت. ناصرالدین شاه قاجار هم از این فرصت برای گسترش کشتیرانی بر روی رود کارون استفاده کرد و توسط والی خوزستان در کنار اهواز قدیم بندرگاهی به نام «بندر ناصری» احداث کرد. در پی احداث این بندر نام اهواز به «ناصریه» تبدیل شد ولی در دوره پهلوی به نام قدیمی «اهواز» خوانده شد. کشتیرانی در خوزستان از طریق رود کارون صورت می‌گرفته و ناچاراً دو بخش بوده‌است. در شاخه کارون شمالی از شوشتر تا اهواز و در شاخه جنوبی از اهواز تا خلیج فارس کشتیرانی می‌شده. و به این دلیل بوده‌است که در مسیر کارون در محل کنونی اهواز صخره‌ای بزرگ است که عبور کشتی از آن ناممکن است و کشتی‌هایی که از شوشتر می‌آمده‌اند در محل اهواز بارها را به کشتی دیگری در سمت دیگر صخره منتقل می‌کرده‌اند. این کار باعث بوجود آمدن انبارها و کاروانسراهای بسیاری در اهواز شد و یکی از دلایل رونق تجارت در اهواز هم همین امر بوده‌است. در شوشتر اسنادی به دست آمده که حاکی از تجارت دریایی با دورترین بنادر دنیا است و این امر جز با وجود بندری در کنار صخرهٔ پیش گفته برای تخلیه و بارگیری مجدد میسر نمی‌شده‌است.به نوشتهٔ کسروی اهواز نوین پس از اعطای اجازه ناصرالدین شاه به خارجیان برای کشتیرانی در قسمت جنوبی کارون رونق دوباره یافت زیرا وجود رشته سنگی در محل کنونی پل هفتم مانع از ادامه مسیر کشتی‌ها به قسمت‌های بالا دست کارون می‌شد وکشتی‌ها ناچار بودند بار خود را در این سوی صخره تخلیه کنند وسپس به کشتی‌هایی که در آن سوی صخره بود منتقل کنند. کم کم ساختمانها و تأسیساتی در این قسمت بوجود آمد و رونق آن هر روز بیشتر می‌شد. قسمت شرقی شهر ابتدا شکل گرفت و محلهٔ عامری و خیابان ۲۴ متری تقریباً اولین قسمت ‌های اهواز جدید بودند.درگیری‌های مختلف دوران مشروطیت و وضع اسف بار ایجاد شده در دوران قاجاریه در شوشتر و شیوع طاعون مهلک در آخرین سالهای قرن ۱۳ شمسی، همچنین برچیده شدن کشتیرانی در کارون شمالی از یک سو و رونق اقتصادی اهواز از سوی دیگر باعث شد تا مرکزیت خوزستان در آغاز حکومت پهلوی از شوشتر به اهواز منتقل شود.برخی از نشیمن داشتن سه قبیله عرب بنی حنظل و بکر ابن وائل و بنی العم قبل از فتح عربی - اسلامی در منطقه اهواز خبر می‌دهند که بمرور زمان در دیگر قبایل قدرتمندترعرب ذوب شدند. ایشان در این باره به کتاب تاریخ پانصد ساله اثر احمد کسروی ارجاع می‌دهند.

اهواز امروز

وجود کارخانه‌های عظیم صنعتی و شرکتهای بزرگ نفتی و غیر نفتی ایرانی و خارجی و نیز وجود اراضی وسیع کشاورزی و رودخانه کارون بزرگترین و پر آب ترین رودخانه کشور و... این شهر را بعنوان یکی از برجسته ترین شهرهای اقتصادی ایران که سهم بسیار زیادی را در اقتصاد ایران دارا می‌باشد تبدیل کرده‌است، چنانکه به آن قلب تپنده اقتصاد ایران نیز گفته می‌شود. اهواز کنونی محور ترانزیتی بسیار مهمی است که از راههای زمینی و ریلی و هوایی دیگر شهرهای ایران را به بنادر مهمی مانند ماهشهر و آبادان و بندر امام خمینی و خرمشهر به عنوان مرزهای آبی و شلمچه و چزابه بعنوان مرزهای زمینی با کشور عراق متصل می‌کند که بر این اساس جادههای منتهی به اهواز همیشه دارای بار سنگین ترافیکی می‌باشد.
 اهواز امروز شهری بزرگ و پهناور است که در دو سوی رود پر آب کارون واقع شده‌است. در قسمت غربی شهر محلات مسکونی پر جمعیتی مانند کمپلو، گلستان، کیانپارس، خشایار و... قرار دارد امانیه و فلکه ساعت هستهٔ مرکزی قسمت غربی را تشکیل می‌دهند. قسمت شرقی شهر بیشتر بازار و مراکز اقتصادی شهر را در خود جای داده. خیابان‌ های نادری (سلمان فارسی) و امام (پهلوی سابق) و ۳۰ متری (شریعتی) و ۲۴ متری (آزادگان) مرکز قسمت شرقی شهر هستند. پروژه های بزرگی در اهواز در حال احداث می باشد که با افتتاح آنها چهره شهر و وضعیت حمل و نقل شهری اهواز دگرگون خواهد شد.مهمترین این پروژه ها اتوبان کمربندی اهواز، پل هشتم کارون و مترو اهواز می باشند.. اهواز علاوه بر مراکز صنعتی و نقش تجاری آن در منطقه، به خاطر وجود چند دانشگاه در آن شهرت دارد.دانشگاه شهید چمران،دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور ،دانشگاه صنعت نفت،موسسه آموزش عالی جهاد دانشگاهی خوزستان ،دانشکدهٔ صنعت آب و برق خوزستان ،شعبه‌های دانشگاه آزاد اسلامی،دانشگاه پیام نور اهواز ،دانشگاه امام حسین (ع).




زیارتگاه علی بن مهزیار اهوازی:

 علي فرزند مهزيارمعروف به اهوازي فقيهي صاحب نام و دانشمندي سترگ و عالمي جليل القدر و محدثي صادق و آشنا به سياست بوده كه سرپرستي قسمتي از كارهاي اقتصادي و سياسي منطقه را بر عهده داشتند - به اهل بيت ائمه هدي علاقه فراوان داشت و هيچگاه از پشتيباني خود نسبت به اين خانواده غفلت نكرد . و از طرف امام رضا ع و امام جواد ع به سمت وكالت و سفارت منصوب شدند . او از شاگردان برگزيده امام هشتم حضرت امام رضا ع بود و در مدح و تمجيد او توقعيات بي نظيري از جانب امام جواد و امام هادي عليهم السلام به او رسيد كه بيانگر شآن و منزلت و عظمت و مقام اين عاشق دل سوخته اهل بيت عليهم السلام است . امام جواد به او فرمود : اي ابوالحسن علي بن مهزيار اگر بگويم در تمام عمرم شخصي به خوبي شما نديده ام اميدوارم كه در سخنم راستگو باشم . و در نامه اي ديگر خطاب به او مي فرمايد : خداوند تو را خشنود گرداند به بهشت . روزي حضرت به او فرمود : اگر قرار است كه ده نفر به بهشت بروند بدون شك تو يكي از آن ده نفر خواهي بود . علي بن مهزيار ع نخست از شاگردان حسين بن سعيد اهوازي كه از بزرگان دين است بوده . بعد به محضر امام رضا ع وامام محمد تقي و امام علي نقي و امام حسن عسگري عليهم السلام مي رسيد و ار محضر آنان بهده مند مي شود و وكيل تام الاختيار سه امام يعني امام جواد و امام هادي و امام عسگري است و علامه محقق حضرت آيت الله العظمي مرحوم شيخ محمد تقي شيخ شوشتري صاحب كتاب قاموس الرجال او را از نواب اربعه بالاتر مي داند وي متجاوز از سي و سه كتاب در روايات و احاديث تاليف نموده كه از نظر علماي شيعه كليه روايات واخباري كه از او نقل گرديده مستند و موثق است . وقتي كه نامه اي به محضر امام نهم ع فرستاد و در ارتباط با اوقات شرعي از حضرت سوالاتي كرد حضرت جواب نامه او را داد و او را امر فرمود كه بطوري كه آن حضرت يادش داده بود ساعتي درست كند به نام ساعت ريگي كه يك ساعت كه تمام مي شد يك ريگ مي انداخت و صدا مي كرد . و وقتي ديگر نامه اي به محضر آن حضرت فرستاد و از حضرت اجازه خواسته بود كه بواسطه كثرت زلزله در اهواز خوزستان را ترك كند . امام جواد ع به او فرمود كه از اهواز خارج نشو و روز چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را روزه بدار و دو ركعت نماز بتا بياور ودعا كن خداوند زلزله را از اهواز و خوزستان رفع مي كند . علي بن مهزيار گويد به دستور آن بزرگوار عمل كردم زلزله از اهواز رفع شد و اگر آمد خيلي خفيف و خطر جاني و مالي در پي نداشت . او در زمان امام عسكري ع رحلت كرد بعد از آن كه پنج امام را زيارت كرد يعني امام رضا و امام جواد و امام هادي و امام عسكري عليهم السلام و قنداقه امام زمان را در بغل گرفت . قبر نوراني او زيارتگاه عموم است . مردم از جاهاي دور و نزديك به زيارت اين شيفته اهل بيت مي آيند و حاجات يود را از او در خواست مي كنند و كرامتها از آن بزرگوار ديده شده است. ولادت علي بن مهزيار ع در سال 125 هجري قمري و وفات او در سال 254 هجري قمري در اهواز اتفاق افتاده است .


جغرافياي طبيعي اهواز

 اهواز  مركز استان خوزستان ارتفاع آن از سطح دريا 18 متر است و موقعيت آن در 31 درجه و 19 دقيقه عرض شمالي و 48 درجه و 41 دقيقه طول شرقي وح.م(73-68) ن اهواز واقع است . مساحت شهر اهواز ۲۰۴۷۷ هکتار است که فقط ۶۹۲۳ هکتار آن در بافت شهری قرار گرفته‌است طبق آمار رسمی دولت ایران در سال ۱۳۸۵ خورشیدی جمعیت شهر اهواز بالغ بر ۱۳۳۸۰۰۰ نفر است.

شهرستان اهواز در منطقه جلکه ای واقع شده است ارتفاع اين شهر از سطح دريا 18 متر است ، اين ارتفاع کم باعث جريان ملايم رود کارون به سمت جنوب است.با فت شهر اهواز با کارون در ارتباط است.آنچه پيش از هر پديده استانی در پراکندگی جمعيت اهواز به چشم مي خورد غير بومی بودن 30 درصد جمعيت ساکن در اين شهرستان مي باشد از اين تعداد 17 درصد از شهرستان های تابع استان خوزستان و 13 درصد از ساير استان های کشور مي باشد.

شهرهای اطراف اهواز عبارت‌اند از: شهرهای تاریخی شوشتر و شوش در سمت شمال، رامهرمز در شرق، ماهشهر، شادگان و خرمشهر در جنوب و دشت آزادگان در سمت غرب.

تاريخچه پل معلق شهر اهواز (پل سفيد): اولين پل معلق ايران كمتر از پنجاه سال از احداث و افتتاح پل بروكلين پل فلزي جهان مي‌گذشت كه در شهر اهواز پايه‌هاي پل فلزي معلق بنا گذاشته شد.از جمله روايات مربوط به احداث پل، اينه مي‌گويند مهندسي آلماني به اتفاق همسرش كه مهندس نيز بود شروع به ساختمان پل كرد و كار را تا مرحله سوار كردن يكي از هلالي‌ها با موفقيت پيش برد، ولي انگليسي هاي حاكم بر شركت نفت در آن زمان  لوازم و ادواتي كه در اختيار سازنده پل گذارده بودند از جمله جرثقيلي كه با آن هلالي اول را بالا كشيده و مهار كرده بود، پس گرفتند كه اين عمل انگليسي ها باعث دق كردن و مرگ مهندس آلماني، سازنده پل شد. ولي بعد از چندي، سرانجام زن مهندس آلماني كمر همت بست و با ابتدايي‌ترين وسايل ممكن آن زمان و بكار گرفتن چند دوبه بجاي جرثقيل، هلالي دوم را بر اسكلت پل سوار كرد و ساختمان آنرا بپايان رسانيد و پل را آماده تحويل و بهره‌برداري كرد.

نحوه بسته شدن قرارداد و چگونگي اجراي پل:  در تاريخ 10 خرداد 1312 از طرف رياست اداره بهره برداري راه‌آهن ناحيه جنوب اهواز (اريك كسوندسن) و معاونت فني و مهندسي سيف‌الله‌خان مشاور پروژه ساختمان، يك پل جديد بر روي رود كارون جهت عبور و مرور اهالي شهر اهواز در يازده صفحه به وزارت كل طرق و شوارع داده و سه محل براي احداث پل پيشنهاد گرديد. تا اين زمان تنها پل معلق بر روي رودخانه كارون پل فلزي راه آهن  (پل سياه) بود كه براي اتصال راه‌آهن سراسري به بندر امام خميني در سال 1308 احداث شده است.در تاريخ 17 خرداد 1313 قراردادي در 12 ماده بين ميرزا علي‌خان منصور وزير طرق و شوارع ايران و اسكارليندال نماينده شركت سوئدي سونسكاانتر پرناداكتي پولاكت منعقد و طبق قرارداد مسئوليت ساختمان پل كارون اهواز و امتحان زمين و تهيه نقشه‌هاي اصلي به شركت مذكور كه به اختصار (سنتاب) ناميده مي‌شدواگذار گرديد، كل هزينه عمليات مربوط به پل كارون كه بايستي به موجب قرارداد پرداخت مي‌شد، فولاد مورد نياز و ساير مصالح و لوازم ساختمان پل از طرف شركت سنتاب پس از تاييد رسمي سفارت ايران در استكلهم به كشور سوئد داده شد. سپس در تاريخ پانزده آبانماه 1315 افتتاح و با رعايت اينكه:1-در موقع عبور، بيش از يك ماشين روي پل در حركت نباشد.2-چند درشكه پشت سرهم روي پل در حركت نباشد.3-سرعت حداكثر اتومبيل روي پل 5 كيلومتر در ساعت باشد.و بنابراين ارتباط عبور و مرور اهالي از شهر قديم اهواز به شهر جديد آغاز شد.

رود خانه كارون :

رودخانه کارون تنها رودخانه قابل کشتیرانی در ایران است و در عین حال تنها رودخانه ایرانی است که به آبهای بین المللی واقیانوسهای جهان ارتباط دارد یعنی از یک طرف در خرمشهر از طرق مصب خود به اروند رود که رودخانه های دجله و فرات از کشورعراق نیز به آن می ریزند وصل می شود واز طرف دیگر خود یعنی رودخانه بهمنشیر به خلیج فارس مربوط می گردد و از آن طریق به اقیانوس هند مرتبط می شود . بدین ترتیب ایران می تواند از طریق اروند رود و کارون کالاهای تجارتی را از طریق کشتی و به وسیله حمل و نقل دریایی که ارزانترین وسیله حمل و نقل کالاست تا شهرستان اهواز و حتی شهرستان شوشتر برساند و در عین حال کالاهای ایرانی را به جهت صادرات از این شهرستانها تا بنادر بین المللی خرمشهر و آبادان و بندر امام منتقل کند . رودخانه کارون رودخانه ای است که از نظر ارتفاع سطح آب و عرض و طول و از نظر جریان و گذر آب و عرض و طول مناسب آبخور جهت عبور کشتیهای کوچک بنام لبخ یا مرکب در حد و اندازه رودخانه های دجله و فرات و برای عبور این قبیل کشتیهای کوچک کاملا مناسب است و از این جهت بود که در زمان قاجاریه بشدت مورد توجه انگلیسی هاقرار گرفت و آنها که قبلا در رودخانه دجله و فرات سرویس کشتیرانی دایر کرده بودند این سرویس حمل و نقل دریایی را از دجله و فرات به توسط رودخانه کارون تا شهرستان اهواز و حتی تا شهرستان شوشتر نیز بر قرار سازند . آن قسمت از رودخانه کارون که بین بند قیر تا خرمشهر واقع شده و شامل مجموعه آب رودخانه های کارون و دزاست به نام کارون بزرگ خوانده می شود و کشتیرانی فقط تقریبا در همین محدوده از کارون امکان پذیر است طول این مسیر حدود190 کیلومتر است . آب یک رودخانه ممکن است مصارف گوناگونی داشته باشد این مصارف عمدتا عبارتند از :   مصارف شرب و بهداشتی- مصارف کشاورزی و دامداری-مصارف تولید انرژي برقابی- مصارف صنعتی- مصارف پرورش آبزیان- مصارف خدماتی و تفریحی- مصارف ترابری مصارف شرب و بهداشتی با توجه باينكه مصارف شرب و بهداشت با حيات و سلامت انسان و جامعه مرتبط است اولويت اجتناب ناپذيد اول را دارد . مصارف توليد انرژي برقابي حوزه رودخانه كارون از دير باز به عنوان مهمترين منبع توليد انرژي برقي - آبي كشور مورد شناسايي قرار گرفته و طرحهايي در اين حوزه مطرح شده است در اين زمينه مي توان به سدهاي اجرا شده اشاره كرد كه سد مخزني كارون2 . سد مخزني و نيروگاه 3 و سد كارون 4(گدارلندر) از آن جمله اند . اين نيروگاه در مدار شبكه برق سراسري كشور قرار دارد و يكي از مراكز كنترل و تنظيم ميزان تامين برق شبكه به شمار ميرود كه نشانگر اهميت اولويت مصرف آب در توليد انرژي برقابي در رود كارون است .


اهواز در دفاع مقدس:

در 31 شهريور ماه 1359 حمله نيروي هوايي عراق آغاز شد. مردم اهواز اولين كساني بودند كه در آسمان شهر خود،هجوم هواپيماها را به چشم ديدند.ساعت 35/13 روز 31 شهريور ميگ هاي عراقي با تجاوز به شهر اهواز فرودگاه،سيلو،ماكروويو و... را بمباران كردند.

ارتش عراق مهمترين اهداف نظامي خود را در جبهه هاي جنوب جستجو مي كرد ودر اين ميان ، اهواز به عنوان مركز استان خوزستان هدف اصلي را تشكيل مي داد.به همين لحاظ در مرحله اول توجه زيادي از سوي نظاميان بعث به سمت خرمشهر و آبادان صورت نگرفت و فلش هاي منتهي به اهواز كه حداقل سه لشكر را شامل مي شد،از حساسيت زيادي برخوردار بود.لشكر 9 زرهي در محور بستان،سوسنگردبه سمت اهواز مهم ترين ماموريت را بر عهده داشت و لشكر 5 در جنوب اهواز و لشكر 1 در شمال اهواز مي بايست لشكر 9 را در اشغال اهواز ياري مي رساندند.

در جنوب اهواز لشكر5 مکانیزه عراق عمده توان را به سمت اهواز متمركز كرد و از طريق طلاييه وجفير وارد خاك ايران شدو بدون برخورد با مانعي جدي وبعد از شکستن مقاومت اندکی (که تیپ1 لشکر 92 زرهی اهواز به علت عدم کامل بودن استعداد سازمانی انجام داده بود) خود را به ديواره هاي جنوبي شهر اهواز رساند.با وجود مقاومت نيروهاي اسلام به ويژه در مدخل ورودي جنوب اهواز،به نظر مي رسد كه مهمترين عامل توقف دو لشكر 1 و 5 ، كندي حركت لشكر 9 در جبهه سوسنگرد بوده است.در اين يورش ناگهاني دشمن و سرعت اوليه حركت يگانهاي عراقي ،مسئولين و فرماندهان منطقه را غافلگير كردو امكان مقاومت را از بين برد،لذا با سقوط پاسگاه مرزي سوبله،نيروهاي خودي در صدد برآمدند در دو جبهه فعال شوند.براين اساس ابتدا در سوسنگرد و سپس در حومه شهر اهواز مقدمات مقابله با ارتش عراق را فراهم ساختند سرعت نيروهاي عراقي امكان برنامه ريزي براي ممانعت از سقوط شهر بستان را نمي داد پس از تصرف بستان،نظاميان بعثي با دو فلش به سمت سوسنگرد سرازير شدند. نيروهاي خودي به علت نداشتن موضعي مناسب براي رويارويي با ارتش عراق تا سوسنگرد عقب نشستند.  عملكرد عراق در اين مرحله بيانگر واهمه و ترس فرماندهان نظامي از ورود به شهرها و رويارويي با مقاومت هاي مردمي در يك جنگ شهري است.لشكر 9 نيز به دليل مقاومت دليرانه نيروهاي انقلابي و مردم سوسنگرد،از داخل شدن به شهر امتناع داشت تا آنجا كه تعلل و كندي لشكر9 به درازا كشيد وعملا توفيقي به دست نياورد بلكه خود به عنوان يك عامل اساسي در توقف محورهاي ديگر جبهه نقش ايفا كرد.   

در جنوب اهواز دشمن خود را به 20 كيلومتري شهر رساند،در اين منطقه با وجود اشغال پادگان حميد،بخش وسيعي از زمين شمال جفير از جمله هويزه همچنان فاقد حضور نيروهاي عراقي بود.در شمال كرخه كور ،نيروهاي بعثي همچنان مترصد اشغال سوسنگرد بودند ودر شمال شهر ،روي تپه هاي الله اكبر مستقر شده بودند در اين محور بستان كاملا تحت تسلط اشغالگران قرار داشت.  

در محور بستان ،سوسنگرد،اهواز پيشروي لشكر9 زرهي به فرماندهي سرتيپ ستاد طالع الدوري نيز با مانع روبروشد.اواز محور عملياتي تعيين شده منحرف شد و به طرف جنوب رفت و پس از اشغال سوسنگرد متوقف شد

   در محور بصره ،اهواز لشكر 5 مكانيزه و تيپ 8 پياده مكانيزه در آستانه جنگل هاي جنوبي اهواز متوقف شدند زيرا اين منطقه شايستگي به كارگيري جنگ افزارهاي ضد تانك را به خوبي دارا بود.اين يگانها اقدام به گلوله باران شهر اهواز با توپ هاي 130 ميليمتري و شليك به طور متوسط 1000 گلوله توپ در روز نمودند.  

در پي اعلام پيشروي 200 دستگاه تانك به سوي اهواز ،بسياري از نقاط حساس شهر سنگربندي شده ،مردم و نيروهاي نظامي به حال آماده باش درآمدند.تعدادي از اين تانك ها كه به سوي اهواز پيش مي رفتند در باتلاق ها گير كرده با آتش نيروهاي خودي منهدم شدند.

روز 5 مهر ماه 1359 عراق ادعا كرد نيروهايش اهواز را تصرف كرده اند. و ايران ادعاي عراق را در مورد سقوط اهواز دروغ بزرگ خواند. اين ادعاي عراق و شايعه ستون پنجم در مورد سقوط شهر در روز 7 مهر وضعيت ويژه اي را در اهواز به وجود آورد كه انفجار سيلوي اهواز و پرتاب مهمات به داخل شهر بر اثر اين انفجار كه شهر را به زير دود و خاكستر برد اين شايعه را قوت بيشتري بخشيد.

عراق 500 نيروي كماندو براي حمله به مراكز مهم به اهواز گسيل داشته بود تا به محض ورود نيروهاي عراقي به شهر با راهنمايي ستون پنجم ماموريت خود را انجام دهند.            

به گزارش سپاه خوزستان اهواز و اطراف آن با آتش سنگين دشمن و بمباران     مواجه است و عراقيها  كه اطراف اهواز را محاصره كرده بودند تقاضاي سوزاندن جنگل هاي اطراف اهواز را داشتند تا بتوانند پيشروي نمايند. اما نه تنها دشمن نتوانست به اين عمل اقدام كند ،بلكه به مقدار قابل توجهي عقب رانده شد.

نيروهاي بعثي تعداد حدود 40 تانك و توپ را زير گوني هاي كاه مخفي كرده و اهواز را زير آتش داشتند.

محاصره اهواز و عمليات غيور اصلي :

به دنبال اين تهاجم نيروی زمينی عراق متشکل از سه سپاه در مرزهای کشورمان هجوم آوردند رژيم بعث تصرف اهواز را بر عهده سپاه سوم گذاشته بود .اين سپاه لشکرهای 1و5 مکانيزه ولشکر9زرهی را در اختيار داشت ارتش عراق در هفته اول جنگ با تصرف پاسگاه های مرزی و حرکت به سوی عمق اهداف به اولين هدف خود دست يافت. در آن مقطع بيشترين توجه ارتش عراق به اهواز به عنوان مرکز استان خوزستان بود. آنها توانستند خود را تا حدود15 کيلومتری جنوب اهواز بکشنانند در اين شرايطی احساس نگرانی از سقوط اهواز و سخن تکان دهنده امام خطاب به جوانان اهوازی که (مگر جوانان اهواز مرده اند ؟!) سر نوشت ديگری را برای اهواز رقم زد. به محض آن که  سخنان امام به گوش مسئولين سپاه خوزستان رسيد بلافاصله جلسه ای تشکيل شد که در آن علی شمخانی (فرمانده وقت سپاه خوزستان)  طی سخنانی در جمع رزمندگان شرايط امروز را به گونه ای خواند که بايد آرزويي که قرن ها از سوی پدران ما به عنوان آرزو تکرار شده جامه عمل بپوشانيم و به حسين (ع) تاسی کنيم ، پس از آن سخنرانی با فرا رسيدن شب و اضافه شدن چند نفر ديگر حدود 30 نفر به فرماندهی علی غيور اصلی به سمت دشمن حرکت کردند.ساعت 4 بامداد از ابتدا و تنتهای خط به سوی دشمن آتش گشودند . در پی آن تمام نيروها شليک به سوی تانک های دشمن را آغاز کردند که اين حرکت باعث عقب نشينی دشمن بعثی شد.طی اين شبيخون  و حمله اول رزمندگان به نيروهای دشمن که ضربه اصلی را به دشمن وارد کرد، هيچ يک از نيروهای خودي آسيب نديدند ولی در ادامه عمليات ، چهار نفر از آنها به شهادت رسيدند.فرمانده عمليات ، علی غيور اصلی نيز ، در هنگام بازگشت به سوی اهواز به شهادت رسيدند.وی مسئوليت آموزش سپاه اهواز را بر عهده داشت و در پادگانی که پس از شهادتش ، پادگان شهيد غيور اصلی ناميده شد ، بچه های سپاه را آموزش مي داد .

پس از اين حمله ، عراقی ها از دروازه های شهر اهواز عقب رانده شدند ولی شهر همچنان تهديد مي شد.

تپه هاي فولي آباد:

تپه هاي ابتداي جاده اهواز سوسنگرد در سه راه خرمشهر واقع است و زاغه مهمات لشكر92 زرهي اهواز در آنجا قرار دارد.روز 7 مهرماه 1359 ارتش متجاوز بعث كه خود را به حميديه رسانده بودو احتمال خطر سقوط مركز استان و ورود نيروهاي عراقي به اهواز پيش بيني مي شد بنابراين رزمندگان اسلام براي دفاع از اهواز و جلوگيري از پيشروي دشمن در اين تپه ها مستقر شدند، وبا ايجاد موانع به ويژه ميله هاي آهني به صورت ضربدري شكل در جاده و اطراف تپه ها خود را آماده دفاع جانانه كردند اما عراق هرگز نتوانست به اين منطقه برسد. 
 به دنبال مقاومت مردم حضرت امام (ره) در ديدار تعدادي از اهالي شهرهاي جنگ زده فرمودند:شما دزفولي ها و اهواز ي ها و سوسنگردي ها امتحان داديد و خوب از امتحان بيرون آمديد.

    علي شمخاني فرمانده سپاه خوزستان در گزارشي اعلام كرد: هم زمان با هجوم عراق به سمت اهواز و نزديكي قواي دشمن به اهواز از محور سوسنگرد حميديه انبار مهمات لشكر 92 زرهي اهواز به طرز مرموزي منفجر شد . صداي انفجار و به دنبال آن پرتاب گلوله هاي توپ ،موشك هاي كاتيوشا و... به داخل شهر ،اين شايعه را ايجاد كرد كه نيروهاي عراقي وارد اهواز شده اند و شهر در آستانه سقوط است. اين مساله با توجه به نزديك شدن قواي عراقي به اهواز بسيار جدي تلقي مي شد و به طوري كه جو شهر را كاملا متشنج كرده و اوضاع را به هم ريخته بود.اين در حالي بود كه انفجارها و صداي آن ضايعاتي از جمله چندين سقط جنين را سبب شد. اوضاع به قدري نگران كننده بود كه از امام كسب تكليف شد ،ايشان در جواب فرموده بودند:مگر جوانان اهوازي مرده اند؟ سخن تكان دهنده امام به گوش مسئولين سپاه رسيد و به دنبال آن برادراني كه حضور داشتند يا امكان دسترسي به آنها بود در محل سپاه اهواز گرد هم آمدند. بچه ها كه تعداد شان 23 نفر بود در دو ستون به خط شده بودند و فرمانده سپاه شروع به صحبت كرد:مرگ رسيده است از چه مي ترسيد؟ما سالياني بود كه خطاب به امام حسين(ع) مي گفتيم يا ليتنا كنا معك  فافوز فوزا عظيما اين جملات كه قرنها از سوي پدران ما سپس توسط ما به عنوان يك آرزو تكرار شده است،امروز امكان جامه عمل پوشاندن به آن فرارسيده است. ما به امام حسين(ع) تاسي مي كنيم. هركس مي خواهد بماند و هركس مي خواهد برود. ما براي مقابله با دشمن جز اسلحه كلانش و چند آرپي جي ،چيز ديگري نداريم.....وبه دنبال آن انجام عمليات شهيد غيوراصلي اهواز از خطر سقوط نجات پيدا كرد.


 
پايگاه منتظران شهادت(ستاد عملياتي جنوب):

پس از نجات اهواز از سقوط سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ستاد عملياتي جنوب را در مقر به نام گلف كه در جنگ به عنوان پايگاه منتظران شهادت معروف شد راه اندازي كرد وبه صورت متمركز مسائل نظامي و عملياتي محورهاي جنوب را برنامه ريزي ،پشتيباني،هدايت و كنترل مي كرد،اين حركت گام موثري در انسجام عمليات سپاه و وحدت رويه در جنوب بود.
تقسيم بندي محورهاي مختلف عملياتي و مشخص كردن فرماندهان اين محورها از مهمترين كارهاي اين ستاد در ابتداي كار بود ،به طوري كه هر هفته فرماندهان محورها در پايگاه منتظران شهادت جمع شده و مسائل مختلف و طرح هاي نظامي را بررسي مي كردند. خروجي اين جلسات و بررسي ها عملياتهايي مانند امام مهدي(عج)،فرمانده كل قوا،ثامن الائمه(ع)،طريق القدس،فتح المبين،بيت المقدس و... بوده است.
تشكيل جبهه در اطراف اهواز :
در روزهاي ابتدايي جنگ جبهه هاي مختلف در اطراف اهواز شكل گرفت كه از معروف ترين آنها  مي توان به جبهه نورد،جبهه دب حردان،جبهه طراح و... اشاره كرد.

 در اين جبهه ها مقاومت صورت مي گرفت و عراقي ها با عصبانيت از مقاومت مردمي ،شهر را بي رحمانه زير آتش توپخانه و خمپاره ها قرار مي دادند . اين وضعيت در طول سال اول جنگ تا عمليات بيت المقدس ادامه داشت و با انجام عمليات بزرگ بيت المقدس در ارديبهشت 1361 شهر اهواز از زير آتش دشمن رهايي يافت ولي بمباران شهر تا پايان جنگ ادامه داشت.

شهر اهواز از روزهاي اول جنگ كه خط مقدم نبرد بود تا روز پايان جنگ بعنوان عقبه رزمندگان اسلام تعداد زيادي از هموطنان عزيز راكه براي دفاع راهي جبهه ها شده بودند در خود جاي داد.