شهید مصطفی احمدی روشن

مصطفی احمدی روشن در 17 شهریور 1358 چشم به جهان گشود.

در سال 1377 در رشته مهندسی شیمی وارد دانشگاه صنعتی شریف می شود.

وی از بسیجیان فعال بود... و در دوران دانشجویی به عنوان معاون فرهنگی بسیج دانشجویی دانشگاه شریف فعالیت می نمود. شهید احمدی شخصی ولایتمدار و از شاگردان آیت الله خوشوقت استاد اخلاق تهران بوده است. در سال 1381 در رشته مهندسی شیمی موفق به دریافت مدرك كارشناسی گردید...وی دانشجوی دكترای دانشگاه صنعتی شریف و از نخبگان این دانشگاه به شمار می رفته است. این شهید كه به عنوان استاد دانشگاه نیز فعالیت می كرد دارای چندین مقاله ISI به زبان های انگلیسی و فارسی بوده است... شهید احمدی روشن عضو هیئت مدیره یكی از شركت های تامین كالای نیروگاه هسته ای نطنز اصفهان بود كه در زمینه تهیه و خرید تجهیزات هسته ای فعالیت داشت.این شهید بزرگوار در هنگام شهادت معاون بازرگانی سایت نطنز بوده است. معاون بازرگانی سایت نطنز شخصی شوخ و باصفا و در عین حال در مدیریت جدی و قاطع بوده است. شهید احمدی روشن صبح چهار شنبه 21 دی ماه 90 بر اثر انفجار یك بمب مغناطیسی در خودروی خود در میدان كتابی ابتدای خیابان گل نبی تهران بدست عوامل استكبار به شهادت رسید...

 ماجرای خواستگاری

کتاب "من، مادر مصطفی" که سال گذشته منتشر شد روایتی است از جنبه های پنهان و مخفی مانده‌ی زندگی شهید مصطفی احمدی روشن که از روایت های خانواده شهید مستند و آماده شده است. در ادامه به خاطره ای از کتاب، با عنوان "ماجرای خواستگاری شهید احمدی روشن" که حاوی نکات اخلاقی فراوانی برای نسل جوان می باشد را نقل می کنیم.
مادر مصطفی: سال سوم دانشگاه بود، بهم زنگ زد، گفت: دختر خانمی تو دانشگاهمون هست که از لحاظ اعتقادی ملاکش قابل قبوله. اگه اجازه بدین، توسط همسر دوستم؛ روح الله اکبری و در حضور ایشون می خوام تو مسجد دانشگاه با این خانم صحبت کنم، ببینم نظرش چیه.

گفتم: اشکالی نداره.

چند بار تاکید کرد: مامان جون، خودت داری اجازه میدی ها! بعدا حرف و حدیثی که نیست؟.

گفتم: نه مادر. چه حرف و حدیثی؟

صحبت های مقدماتی رو در حضور همسر آقا روح الله اکبری، تو مسجد دانشگاه شریف انجام داده بود. منم خواهر بزرگش؛

مرضیه رو فرستادم یه دیدار و صحبتی با ایشون داشته باشه و ببینه اجازه می دن بریم خونشون؟

یک سال فاصله افتاد.موکول شد به فارغ التحصیلی مصطفی.

مصطفی فارغ التحصیل شد،ولی هنوز سربازیش رو انجام نداده بود. من از پدر و مادر عروس برای فردا ساعت پنج عصر وقت گرفتم. از قضا اتوبوس همدان تهران تو راه خراب شد و من به قرار نرسیدم. وقتی وارد تهران شدیم، شب شده بود. رفتم خونه ی همین آقای روح الله اکبری. زنگ زدیم و قرار رو موکول کردیم به فردا.بعد از ظهر فردا رفتیم خدمت پدر مادر فاطمه خانم. با مادرش و مادربزرگش صحبت کردم و اونا کلیاتی رو از من سوال کردن. عروس خانم اومد، دیدمش.یه فرصت کوچولو پیش اومد که مادرش رفت تلفن جواب بده. من بهش گفتم: فاطمه خانم، مصطفی تک پسر منه. عروس یه دونه شدن خیلی سخته. میتونی؟

گفت: حاج خانم سعی می کنم که بتونم. می دوم سخته، ولی سعی می کنم که بتونم.

کل صحبتی که بین من و فاطمه خانم رد و بدل شد،همین بود. می خواستن مصطفی رو هم ببینند. ایشون تو کوچه منتظر من بود. اومدم پایین بهش گفتم: حالا که شما می خوای بیای تو، بریم گل و شیرینی بگیریم.

برگشتیم گل و شیرینی گرفتیم و رفتیم تو. صحبت مصطفی با پدر فاطمه خانم حول وحوش دو سه ساعتی طول کشید.
تو جمع خانوادگی، خیلی اهل بگو بخند بود، ولی تو جمع نامحرمی، ملاحظه می کرد. به ویژه از وقتی بزرگتر شد. تا جایی که دوستای خانومش گفته بودن: تو میخوای با این ازدواج کنی؟ این آدم اخموی بد اخلاق که همیشه سرش پایینه؟

بعد که رفته بودن پیش بچه های خوابگاه تحقیق کرده بودن، هم خوابگاهیاش گفته بودن این اصلا وارد هر اتاقی میشه بمب خندس!

بعد از آشنایی اولیه، کلی فاصله افتاد تا شد نزدیک عید غدیر. من وباباش اومدیم برای طی کردن مهر ویه انگشتری هم آوردیم.
مصطفی روی چهارده تا سکه تاکید داشت، ولی پدر فاطمه خانم می گفت: ما دختر بزرگمون مهرش خیلی بیشتر از این حرفا بوده. حالا خوب زشته، فردا این دو تا خوب خواهرن، میگن چه طوری بوده که این خواهر این طوری، اون خواهر اون طوری.

حرف وحدیث پیش میاد.

پدر فاطمه خانم روی 114 تا سکه راضی بود. آقا رحیم گفت:نه.چون مهر خواهرش بالاتر بوده ،منم برام مهمه که فردا کسی نشینه حرف وحدیث درست کنه.هرچند اینا اصلا خوشبختی نمیاره.

آقا رحیم گفت:500 تا سکه.

مصطفی همون جا به فاطمه خانم گفت: فاطمه خانم،این توافق بزرگتراست. هر وقت پونصد تا سکه رو خواستی، بابام بهت میده.و لی هر وقت مهر منو خواستی، چهارده تا سکه. موافقی؟

ایشون هم گفتند: بله، موافقم..

زبوناً چهارده تا سکه و رسماً پونصد تا سکه شد.

همین آخرا بود، یه روز به مصطفی گفتم: هر طور شده باید مهریه ی ایشون رو تهیه کنی، بهش بدی.

گفت: چهارده تاست دیگه؟

گفتم: نه،500 تاست.

گفت: اونو بابا گفته!

گفتم: خوب گفته باشه. شما هم قبول کردی، زیرش رو امضا کردی. حق خانومته باید بهش بدی.

قبول کرد.

بعد از تعیین مهریه، قرار مراسم رو گذاشتیم. افتاد تو شهریور؛ میلاد امام هادی علیه السلام.

خرید ها رو ما قبل از عقد انجام داده بودیم، که مصطفی تو این فاصله وارد سایت نطنز شده بود.

خانومش به من زنگ زد گفت: حاج خانم، می دونی پسرت داره میره نطنز کار کنه؟ منم هر کارش می کنم، قبول نمی کنه که این کارو انجام نده. اون جا تشعشعات اورانیوم هست، خطرناکه. ممکنه ایشون مریض بشه. خواستم شما در جریان باشید.

من یه خورده فکر کردم، بعد با آقا رحیم مشورت کردم. حاج آقا گفت: خوب این بچه دوست داره این جا بره، چرا شما مانعش می شین؟ بهتره که ما بچگی نکنیم و اجازه بدیم هر کاری که دوست داره انجام بده.

با همسرش صحبت کردم، گفتم به نظر من خداوند یکیه و همه جا هم یکسانه. همه جا زیر نظر خداست. اگه بخواد کسی رو نگه داره، نگه می داره. اگه بخواد،شیشه رو کنار سنگ،نگه می داره. حتی این اواخر هر وقت ایشون اعتراض می کرد و می ترسید، همین رو بهشون می گفتم. می گفتم نگران نباش. خواست خواست ما نیست، خواست خداست. هر چی خدا بخواد همون میشه.

عقدشون رو تو محضر خوندیم. یه جشن کوچیک هم تو خونه ی عروس گرفتیم. چند نفری از همدان با ما اومده بودنو خواهر و مامان و داداشم از یزد. قرار عروسی افتاد سال بعد.

عروسی انجام شد. بعد از عروسی همسرش رو با خودش برد کاشان تا به محل کارش نزدیک باشه. اونجا خونه گرفتن حول وحوش نه ماهی اونجا بودن. معمولا هم چون کارش تو نطنز خیی سخت بود، خیلی کم خونه بود. همین باعث آزار و اذیت فاطمه خانم می شد.

یه روز بهش گفتم چرا شما این کار رو می کنید؟ شما یه خونه ی کوچولو نزدیک خونه ی مادر فاطمه خانم تو تهرانپارس بگیر، خانومت رو برو بذار اونجا، با خیال راحت برو سر کارت. خدا رو خوش نمیاد. شما ایشون رو گذاشتی تو خونه. این بنده خدا هم که اهل برو بیا تو کوچه و محله نیست. تحصیلش هم که تموم شده. دلتنگ میشه. گفتم گناه داره، کم کم همسرت افسرده میشه.

اومد اینجا یه خونه نزدیک خونه ی مادر خانمش پیدا کرد، خانمش رو آورد گذاشت تهران. چون جزو چهار نفری بود که غنی سازی سه درصد انجام می دادن، حول و حوش ده دوازده روز نطنز بود، یکی دو روز تهران.

بعد مشغول ساختن دستگاه سانتریفیوژ شدن که تحریم علیه ایران صورت گرفت و کار سخت تر شد. کالا هایی رو که تحریم شده بود رو با ذکاوت و درایتی که داشت تامین می کرد و نمی گذاشت که سایت برای چیزی لنگ بمونه. از لحظه ی قرار داد تا وارد شدن کالا و تست شدن وجواب نهایی، زیر نظر خودش بود.

عامل موفقیت شهید احمدی روشن از زبان پدر

امضاء گرفتن از اشخاص مشهور یک رسم معمول است. بازیکن‌های فوتبال، بازیگران، هنرمندان و طیفی هستند که بیشتر شامل حال این رسم می‌شوند. اما شهید احمدی روشن با شهادتش خط شکنی دیگری هم کرد. دیروز دانشجویان صف کشیده بودند تا از پدر مصطفی امضاء بگیرند.

«ما حرف می‌زنیم، شعار می‌دهیم ولی این بچه‌ها عمل می‌کنند. بعد از شهادت مصطفی ۵، ۶ هزار نفر اعلام آمادگی کردند که تغییر رشته به دهند».

پدر شهید احمدی روشن با این جملات صحبت‌هایش را شروع کرد و از شوری که شهادت مصطفی در جوانان به وجود آورد گفت:

«شهادت مصطفی شور جدیدی در نسل جوان ایجاد کرد. شوری که پنهان بود و نیاز به جرقه داشت. این جرقه را مصطفی با شهادتش ایجاد کرد».

چهار عامل که باعث شد مصطفی، مصطفی شود آن هم از زبان پدرش، برای دانشجویان شنیدنی بود:

«اول؛ احترام وافر به پدر و مادر.

دوم؛ سرباز خوب برای ایران. شبانه روز کار می‌کرد. روزی سه، چهار ساعت بیشتر نمی‌خوابید. جوان رشیدی بود ولی به خاطر کثرت کار جسم لاغری داشت.

سوم؛ مرید خوبی برای رهبر بود. آن بصیرت و ولایتمداری را به خوبی اجرا می‌کرد. آقا گفتند شهادت این جوان مانند تیری در قلب ما نشست. آقا در نماز جمعه گفتند شهادت این جوان دل ما را سوزاند. شهادت این جوان حداقل سه ماه انقلاب را بیمه کرد.

و چهارم؛ بندهٔ خوبی برای خدا بود. هر کاری که می‌کرد برای خدا بود. اگر آن پرده امنیتی بیفتد می‌بینید که چه عنصر عجیبی را از دست داده‌اید. با ۳۲ سال سن کاری می‌کرد که دانشمندان هسته‌ای از دستشان برنمی آمد. خدا حقش را ادا کرد».

پدر مصطفی اشاره‌ای هم به ویژگی‌های خانواده‌ای که مصطفی در آن شکل گرفت هم کرد:

«۱- نان حلال و شیر حلال. من خواسته یا ناخواسته نان حرام سر سفرهٔ خانواده‌ام نگذاشته‌ام. ۲-تربیت درست یعنی اینکه خودت درست پا بگذاری جای خوبان. ۳- دعای پدر و مادر. هر که باشیم محتاج دعای پدر و مادر هستیم. گره‌های کور زندگی ما با دعای پدر و مادر باز می‌شود».

پدرش خاطراتی هم از مصطفی گفت:

«دلش می‌خواست که یک پسر داشته باشد. اما مثل نوزادان تازه متولد شده زشت نباشد. می‌گفت اگر بچه‌ام زشت باشد بهم می‌ریزم. از ما خواست که برایش نذر کنیم. همدان رسم است که گهوارهٔ علی اصغر درست می‌کنند. کسانی که آرزویی دارند به این گهواره نذر می‌کنند و یک تکه پارچه امانت از این گهواره برمی‌دارند. ما هم به امام حسین و حضرت علی اصغر توسل کردیم. پیش از تولد پسرش گفت که در خواب دیده‌ام که یک نوزادی را به من دادند و سربندی داشت که رویش نوشته بود علی اصغر احمدی روشن «؛ و خاطرهٔ دیگری که مصطفی خواب امام زمان را دید:» قبل از شهادتش همسرش برایمان تعریف کرد که مصطفی هراسان از خواب بیدار شد. ولی می‌خندید. سؤال کردم که گفت: خواب دیدم بالای تپه‌ای ایستاده‌ام. امام زمان را دیدم. دست روی شانه‌ام گذاشت و گفت مصطفی از تو راضی هستم ».

پدر شهید احمدی روشن از روزهای بی‌مصطفی هم گفت:

«بار‌ها به کسانی که مخاطب ما هستند مخصوصاً دانشجویان گفته‌ام که از دست دادن مصطفی برای ما خیلی سنگین می‌بود اگر غیر از شهادت نصیبش می‌شد. چند چیز ما را دلگرم کرد یکی لطف خداوند و دیگری شهادت که نصیب این بچه شد. از ما می‌پرسند که بعد از شهادت مصطفی چه احساسی داشتید. اگر زحمتی برای بزرگ کردنش کشیدیم و این کار را تمام کردیم.

به موقع تقدیم به آستان الهی کردیم و شهادت این جوان ما را آرام کرد مخصوصاً مادرش را. مادری که روزی دو، سه بار با مصطفی تماس می‌گرفت. ولی حالا ۱۰ ماه است که پسرش را ندیده است. در دیدار با آقا مادرش گفت که گریه نمی‌کنم که دشمنان خوشحال نشوند. آقا هم گفت که گریه کنید تا سبک شوید و دشمنان غلط کرده‌اند خوشحال شوند ».

پدر مصطفی از قدر‌شناسی ملت ایران هم تقدیر کرد:

«دلجویی‌های این ملت بود که ما را آرام می‌کرد. از همهٔ اقشار و از همهٔ طرز تفکر‌ها به ما لطف می‌کنند و ما را مورد محبت خودشان قرار می‌دهند ».

در پایان مراسم وقتی حلقه گلی به گردن پدر مصطفی انداختند گفت: چه کسی اینجا از خانواده شهداست. وقتی برادر شهید داورپناه آمد گل را به گردن او انداخت و دستش را بوسید. شاخه گلی دیگری را هم که بهش دادند بین دانشجویان آمد و گل‌هایش را یکی یکی به دانشجویان اهداء می‌کرد. گل‌ها که تمام شد نوبت به امضاء رسید و ایشان هم این لطف را از دانشجویان دریغ نکردند.

دستگیری عوامل ترور

به گزارش روز پنجشنبه ایرنا به نقل از روابط عمومی وزارت اطلاعات، در این اطلاعیه آمده است:

سربازان گمنام امام زمان(عج) با توكل به درگاه احدیت و با توسل به معصومین (علیهما سلام)

به عهدی كه باخدای خویش و با دانشمندان شهید هسته ای كشور بسته اند و به قولی كه به پییشوای معظم خویش و به ملت سرافراز ایران اسلامی داده اند وفادارانه عمل كردند و نقبی اطلاعاتی به دژ دژخیمان صهیونیستی حفر كردند و به موفقیت بزرگی نایل آمدند.

اطلاعیه وزارت اطلاعات یادآورشد:

سلسله عملیات های سنگین و همه جانبه اطلاعاتی كه پس از وقوع اولین ترور هسته ای آغاز شده بود، با ترورهای بعدی هر چه شدیدتر و گسترده تر استمرار یافت تا با حصول اطلاعاتی بر تعدادی از پایگاه ها و ایستگاه های اطلاعاتی و عملیاتی رژیم صهیونیستی و با گستراندن تور اطلاعاتی بر آنها به شناسایی عده ای از افسران اطلاعاتی رژیم صهیونیستی و تروریست های مزدور آنها انجامید.  این اطلاعیه ادامه داد: با تعقیب و مراقبت های شبانه روزی و ره گیری سوژه ها و سرنخ ها در داخل وخارج كشور نهایتا عوامل اصلی ترور شهید 'مجید شهریاری'،شهید 'مصطفی احمدی روشن' و شهید 'قشقایی' شناسایی شده و طی سلسله عملیات برق آسا و مقتدرانه در مناطق مختلف دستگیر شده و به بازداشتگاه ها منتقل شدند. این اطلاعیه می افزاید :‌'سربازان گمنام امام زمان (عج) ضمن شكرگزاری خالصانه به درگاه الهی و با عرض تبریك برای این موفقیت به ملت شریف ایران،به ویژه به خانواده‌های محترم، معزز و داغدار شهیدان هسته‌ای كشور،‌  مجدداً به تعهد كامی خویش نسبت به عهدی كه بسته‌اند تاكید نموده و اصرار دارند علاوه بر تروریست‌های مورد اشاره، قطعاً تا تنبیه كلیه آمرین و مسببین جنایتكار صهیونیست از پای نخواهند نشست.  وزارت اطلاعات در این اطلاعیه ضمن تشكر صمیمانه از همكاری قوه قضاییه یادآور می شود: در روزهای آینده و به محض برطرف شدن برخی ملاحظات امنیتی و حفاظتی اطلاع رسانی بیشتری پیرامون ابعاد این عملیات بزرگ انجام خواهد شد.

در اعتراض به سیاست های خصمانه واشنگتن و تل آویو برگزار شد...

تظاهرات کنندگان در این تظاهرات

با در دست داشتن تصاویر شهید احمدی روشن ترور دانشمندان ایرانی

تهدید به جنگ و اعمال تحریم توسط آمریکا، اتحادیه اروپا و اسرائیل را محکوم کردند

همسر شهید:

آقا مصطفی علاقه خاصی به «حاج احمد متوسلیان» داشتند. شخصیت حاج احمد، شخصیت خط شکن و خدشه ‌ناپذیری بود که من آقا مصطفی را واجد آن می‌دانم... چرا که نهایت نگاه آقا مصطفی نابودی اسرائیل بود... و شاید به خاطر همین هم علاقه ویژه‌ای به حاج احمد متوسلیان داشت...

رهروان راه شهدا

بیش از300 نفر از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در مراسم وداع با شهید مصطفی احمدی‌روشن و طی روزهای اخیر در یك حركت نمادین درخواست تغییر رشته به مهندسی انرژی شاخه هسته‌ای دادند...

 تا نشان دهند كه ترور دانشمندان هسته‌ای ایران آنها را نسبت به فعالیت برای پیشرفت فناوری هسته‌ای كشورمان دلسرد و بیمناك نمی كند...

مهرداد بذر‌پاش، عضو شورای مرکزی مجمع فارغ‌التحصیلان دانشگاه صنعتی‌شریف ضمن اعلام این خبرافزود: بیش از 900 تن از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها نیز خواستار همکاری داوطلبانه با سازمان انرژی اتمی شده‌اند... جامعه دانشگاهی ایران در داخل و خارج کشور همچنان با صدور بیانیه‌ها و اطلاعیه‌هایی ضمن محکومیت اقدام مشترک جوخه‌های ترور رژیم صهیونیستی و آمریکا در ترور دانشمند شهید مصطفی احمدی‌‌روشن، اعلام کردند که با این شهید نسل سوم انقلاب میثاق می‌بندند که برای تحقق آرمان‌های نظام جمهوری اسلامی ایران تمام همت خود را به کار بندند...

موساد عامل ترور دانشمندان

به گزارش رادیو دیروز(وبسایت نقد و بررسی رادیو فردا)واکنش رادیو فردا به ترور شهید احمدی روشن هم در نوع خود جالب بود...در کنار اینکه هر گونه دخالت آمریکا در این حادثه را نفی کردچنین گفت که مقامات صهیونیستی در قبال طرح اتهام ایران علیه اسرائیل مبنی بر نقش داشتن در این ترور سکوت پیشه کرده اند و هیچ واکنشی از خود بروز ندادند...که این امر یعنی تایید نقش صهیونیست ها در ترور احمدی روشن توسط رادیو فردا...همچنین یک کارشناس رادیوفردا به این رسانه گفت که این ترورها بسیار هدفمند است

 و در بازه ی 3 تا 6 ماه صورت می گیرد که زمان مناسبی برای برنامه ریزی یک عملیات توسط یک سرویس بیگانه است مانند موساد...

به گزارش فارس

منابع اطلاعاتی غربی به پایگاه اینترنتی مجله تایم گفتند، شهید مصطفی احمدی روشن نیز مانند سه دانشمند هسته ای دیگر ایران که هنگام تردد از منزل به محل کار خود کشته شده بودند،به دست موساد ترور شده است...تایم می افزاید ،یک مقام ارشد اسرائیلی با لبخند می گوید«بله یکی دیگر!من برای او ناراحت نیستم.».این خبر تایم به سرعت در روزنامه های صهیونیستی یدعوت آحارنوت،جروزالم پست، و ها آرتص نیز منعکس شد...آنگونه که منابع اطلاعاتی غربی به هفته نامه تایم گفته اند،ترور اخیر بر اساس الگویی انجام شده که طی دو سال گذشته توسط موساد به کار گرفته شده است یعنی ترور از طریق عوامل ایرانی که توسط سرویس جاسوسی اسرائیل آموزش دیده و به خدمت گرفته شده بودند...حدود ساعت 8 صبح چهارشنبه 21 دی ماه 1390مصطفی احمدی روشن معاون بازرگانی سایت هسته ای نطنز به همراه محافظ خود مورد حمله تروریستی قرار گرفته و به شهادت رسیدند...

مادر شهید

اگر یک روز تماس نمی‌گرفت، خواهرهایش می‌گفتند «امروز عزیز دردانه مامان زنگ نزده و مامان کلافه است

 لابد داداشی خونش کم شده، اگر داداشی زنگ بزنه، حالش خوب می‌شه» واقعاً اگر من یک روز صدای مصطفی را نمی‌شنیدم، دیوانه می‌شدم حالا قطعا خداوند لطف کرده که هنوز مشکلی برایم پیش نیامده است...3 ـ 4 ماه قبل از شهادت مصطفی که دانشمندان هسته‌ای ترور شدند  می‌ترسیدم برای مصطفی هم اتفاقی بیفتد؛ وقتی به منزلشان می‌رفتیم آن قدر می‌ایستادیم تا مصطفی داخل منزل بیاید وقتی هم که برای دیدنش به محل کارش می‌رفتم بعد از دیدار، آن قدر می‌ایستادم تا خدای نکرده اتفاقی برایش نیفتد...

همیشه‌ احساس می‌کردم برای مصطفی اتفاقی می‌افتد اما خودش زیر بار این حرف‌ها نمی‌رفت و می‌گفت «نگران نباشید»...ابتدا فکر می‌کردم با دعاهای من و پدرش اتفاقی برای مصطفی نمی‌افتد و حتی شهادتش برای ما خوب نبود اما اکنون می‌بینم شهادت مصطفی، اتفاق بدی نبوده چون ممکن بود او با یک مرگ طبیعی، تصادف، سکته یا بیماری فوت کند حالا چه بهتر که به شهادت رسید و مقامش نزد خداوند خیلی بالاست...

امروز که فرزندی از مصطفی برای ما به یادگار مانده است...به همسرش کمک می‌کنم تا باهم مصطفی‌ دیگری تربیت کنیم...من و مادرش باید به علیرضا توضیح بدهیم که پدرش جدا از اینکه ایمان و اعتقاد خوبی داشته

چه مرد بزرگ و شجاعی بود؛ یعنی اگر شجاع نبود، نمی‌توانست این کارها را انجام بدهد...مصطفی از هیچ‌کس به غیر از خدا نمی‌ترسید اگر جای ترسی بود، باید از خدا می‌ترسید نه از بنده خدا... به جرأت می‌توانم بگویم در عمرش حتی به اندازه سرسوزنی از هیچ‌‌کس به غیر از خدا نترسیده... و صادقانه فقط خدا را در نظر گرفت و در کنار اینها جوانی حزب‌اللهی و پیرو خط ولایت بود...ما مسلمانیم و همین طور که توحید، معاد و نبوت را پذیرفتیم امامت را هم قبول داریم؛ امام ما الان که غایب است پس باید پیرو نایب ایشان باشیم... ما وقتی امام را قبول داریم باید ولی‌فقیه را هم قبول داشته باشیم مصطفی یکی از پیروان صدیق ولی‌فقیه بود و می‌توانم به جرأت بگویم رهبر معظم انقلاب یار بزرگی را از دست دادند...

 

همسر شهید:

قبل از عقدمان خواب دیدم، هوا بارانی است و من سر مزاری نشسته‌ بودم که روی سنگ مزار نوشته شده بود «شهید مصطفی احمدی‌روشن» این خواب را  برایش تعریف کردم... یک لحظه هم بعد از ازدواج‌مان فکر نمی‌کردم که او به شهادت نرسد.

 

نامه خانواده شهید

من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلو تبدیلا

محضر مبارک حضرت آیت­الله العظمی امام خامنه ­ای (مدظلّه العالی)

سلام علیکم

سرخم می سلامت، شکند اگر سبویی...پیام سراسر شور، محبت و بصیرت افزای حضرت­عالی در رابطه

با شهادت سرباز صراط مستقیم ولایت،دانشمند جوان ایران اسلامی مصطفای شما موجب تسلّی خاطر و آرامش قلبی خانواده و بستگان گردید...اعتقاد راسخ داریم شجره طیبه­ انقلاب اسلامی، این یادگار حضرت امام (ره) بار دیگر با تأسی به مکتب سید­الشهداء علیه‌السلام یکی از ثمرات جاودان خود را تقدیم اسلام عزیز کرد...مصطفای شهیدمان که تنها افتخار خویش را حرکت در سایه‌سار ولایت بدون وابستگی به هیچ جریان و گرایشی و عمل به تکلیف خود در جبهه­ های نبرد علمی می­دانست بدست ایادی استکبار جهانی به سردمداری آمریکا و صهیونیسم بین­ الملل به آرزوی دیرینه­ خود، فوز عظیم شهادت نایل گردید...لکن این دشمنان زبون و یزیدیان زمان بدانند که با به شهادت رساندن مصطفی از حنجر این خانواده ندایی جز «ما رأیت الا جمیلا» و از حلقوم ملت شریف ایران جز فریاد «یا لثارات الحسین» نخواهد شنید. دشمنان عنود داخلی و خارجی ملت سرافراز ایران اسلامی بدانند که هر قطره خون مصطفای عزیز هزاران جوان غیور و شهادت طلب در اقصی نقاط سرزمین­های اسلامی می ­­پروراند  که آرامش را از اردوگاه استکبار و نظام سلطه خواهد ربود.
«ما ننسخ من آیه او ننسها نأت بخیر منها او مثلها» رهبرا ما پای بیعت
­نامه خویش را با خون فرزندمان امضاء کرده­ ایم و از شما مسئلت داریم در پیشگاه خداوند متعال و حضرت ولی­عصر (ارواحنا له الفداء) شهادت دهید... که ما ذره­ ای از پیمودن راه اعتلای مکتب اسلام عزیز کوتاه  نخواهیم آمد...و در پایان عرضه می­داریم: «ربنا تقبل منا هذا القلیل»

خانواده شهید مصطفی احمدی روشن

یکشنبه 25 دی ماه 1390



 

 

 

 

پیام تسلیت مقام معظم رهبری (مد ظله العالی)

بسم الله الرحمن الرحیم

شهادت دانشمند نخبه‌ی جوان، شهید مصطفی احمدی روشن اندوه دیگری بر دل دوستداران دانش و متعهدان به پیشرفت جمهوری اسلامی نهاد... ما همگی شریک غم پدر و مادر و همسر و فرزند این جوان مظلوم و برجسته و سرافرازیم... این ترور بزدلانه که عاملان و طراحانش هرگز جرأت نخواهند کرد به جنایت کثیف و پلید خود اعتراف کنند و مسئولیت آن را بپذیرند مانند دیگر جنایات شبکه‌ی تروریزم بین الملل دولتی

با طراحی یا همراهی سرویسهای سیا و موساد عمل شده و نشانه‌ی به بن بست رسیدن استکبار جهانی به سردستگی آمریکا و صهیونیزم در مقابله با ملت مصمّم و مؤمن و پیشرونده‌ی ایران اسلامی است... آنها در این رفتار شنیع و قساوت‌آمیز نیز شکست خواهند خورد و به اغراض پلید و شریرانه‌ی خود دست نخواهند یافت... رشد شتابنده‌ی علمی و فتح قله‌های دانش که با همت و عزم جوانان مؤمن و غیور و توانائی چون مصطفای شهید، رونق یافته امروز قائم به هیچ فردی نیست این یک جنبش تاریخی و برخاسته از یک عزم خلل‌ناپذیر ملی است... ما به کوری چشم سران اردوگاه استکبار و نظام سلطه این راه را با قوت و اراده‌ی راسخ دنبال خواهیم کرد و پیشرفت رشک آور ملت بزرگ خود را به رخ دشمنان عنود و حسود خواهیم کشید...

و البته از مجازات مرتکبان این جنایت و عاملان پشت صحنه‌ی آن هم هرگز چشم‌پوشی نخواهیم کرد.اینجانب شهادت این عزیز را به والدین و همسر و فرزندش و به جامعه ی علمی و دانشگاهی کشور

و به عموم دوستداران و متعهدان نهضت علمی فراگیر، تبریک و تسلیت میگویم و برای آنان صبر و سکینه ی الهی و برای شهید عزیز مان علو درجات اخروی را از خداوند متعال مسألت میکنم و یاد شهیدان علیمحمدی و شهریاری و رضائی نژاد را گرامی میدارم.

سیدعلی خامنه‌ای

22دی ماه1390

 

ولایت مداری:

شهید مصطفی احمدی روشن:

« دعا کنید مثل ابراهیم مالک اشتر نشوم و مختار را تنها نگذارم»

پدر شهید:«برای دفاع از رهبری هزاران احمدی‌روشن را فدا می‌کنیم.»

مادر شهید:«پیرو خط رهبری باشید و در هر زمینه ای که فعالبت می کنید، خدمتتان برای رضای خدا باشد...»

همسر شهید:

«مصطفی دلی به بزرگی و وسعت دریا داشت. حرف‌ها، نگرانی‌ها و عشق‌هایش را در دلش می ‌ریخت... او ارادت خاصی به رهبر معظم انقلاب داشت اما اهل تظاهر نبود... وقتی صحبت‌های حضرت آقا را از تلویزیون گوش می‌کرد، از توجه و نگاهی که به ایشان می‌کرد و غرق در حرف‌های ایشان می‌شد، متوجه علاقه شدیدش نسبت به حضرت آقا می‌شدم. او اعتقاد قلبی به رهبر معظم انقلاب داشت... و حتی یک بار در خواب دیده بود که آقای خامنه‌ای دست روی سرشان می‌کشیدند و از ایشان راضی بودند.»

حساسیت نسبت به بیت المال

از آن روز که به یاد دارم مصطفی همیشه رشد می‌کرد و دلیل این مسئله آن بود که تا آنجا که می‌توانست مبارزه می‌کرد و برای پیشبرد اهدافش می‌جنگید و هیچ وقت عقب‌نشینی نمی کرد. مصطفی می‌گفت باید تا آنجا که می‌شود صرفه‌جویی کرد بیت‌المال برای مصطفی خیلی مهم بود اما بیش از بیت‌المال حق‌الناس برایش مهم بود. مصطفی می‌گفت که نباید مدیون کسی باشد. برخی از مدیران دولتی برای پیشرفت خود حق مردم را نمی‌دهند ولی مصطفی هرگز این کار را نمی‌کرد و همیشه می‌خواست حق مردم را بدهد. مصطفی وقتی می ‌دید حق با کسی است یک لحظه هم غفلت نمی‌کرد. مصطفی برای همه ما مثل یک کوه بود. مصطفی واقعا جنگجو بود و وقتی می‌خواست هدفش را به سرانجام برساند هیچ چیز جلودارش نبود.

آیت الله العظمی ناصرمکارم شیرازی در دیدار خانواده شهید احمدی روشن

با اشاره به مقام شهدا در قرآن کریم گفت: «خداوند در قرآن کریم به پیامبرش خطاب می‌کند گمان

نکنید که شهیدان مرده‌اند بلکه آن‌ها زندگانند، آن‌ها در جوار رحمت الهی هستند و رزق و روزی دارند.»

وی با اشاره به مقام والای شهید در جوار قرب الهی افزود:

«مقام شهید مقام قرب خداست و شهدا از عالم دیگر به بازماندگانشان پیام می‌فرستند

 که هیچ ترس و ابایی نداشته باشید و نگران ما نباشید. این بهترین تسلی خاطر بازماندگان است.»

این مرجع تقلید در ادامه به خانواده احمدی روشن توصیه کرد:

 شما ظاهرا چیزی از دست داده‌اید ولی در واقع چیزی از دست نداده‌اید شما ذخیره‌ای برای روز قیامت خود فرستاده‌اید.آیت الله مکارم شیرازی به خدمات شهیدان در زندگی و پس از شهادتشان اشاره کرده و افزود:

بعضی‌ها با رفتنشان از دنیا خدمتی می‌کنند که بیش از آن خدمتی است که در حال حیاتشان کرده‌اند.وی بیان کرد: اگر یک دانشمند که نقش مؤثر علیه دشمنان اسلام داشته به مقام شهادت برسد

 مقام و ارزش بر‌تر و والایی دارد...آیت الله مکارم شیرازی به بازتاب شهادت احمدی روشن در دنیا اشاره کرده و عنوان کرد:

شهادت ایشان چنان موجی در دنیا ایجاد کرد که همه عقلای دنیا، این عمل را تقبیح کردند.وی ادامه داد: شهادت احمدی روشن به نفع اسلام و جمهوری اسلامی و سندی برای حقانیت نظام جمهوری اسلامی شد و باطل بودن دشمنان اسلام را ثابت کرد.استاد درس خارج فقه حوزه علمیه قم در ادامه با اشاره به درج خبری مبنی بر تغییر رشته صد‌ها نفر از دانشجویان دانشگاه‌های کشور به رشته انرژی اتمی عنوان کرد: شهادت یک نفر سبب شد افراد زیادی دنبال برنامه و اهداف او بروند که این قیمت بالایی دارد.

وی به اهتمام و توجه خاص رهبر انقلاب نسبت به شهادت احمدی روشن اشاره کرده و ابراز داشت: ایشان عنایت فوق العاده‌ای به خرج دادند که نشان می‌دهد ایشان ارزش آن را بیش از دیگران احساس می‌کنند...

وی در پایان این دیدار ضمن تسلیت مجدد به خانواده شهید احمدی روشن گفت: فقدان این شهید واقعاً سخت است و باید به شما تسلیت گفت ولی نتایج و آثار بسیار مهمی که شهادت ایشان داشته باعث خوشحالی و تسلی می‌شود و امیدوارم با صبر و شکیبایی که دارید خداوند اجر فراوانی به شما عنایت کند.

وی همچنین از سخنان شجاعانه و روحیه بخش مادر شهید تقدیر و تشکر کرد.