شهید گرانقدر گل محمد غزنوی

بسی گفتیم وگفتند از شهیدان                  شهیدان را شهیدان می شناسند      

درهر لحظه ای که از عملیات میگذشت صورتش برافروخته تر میشد واین شعار آقا عبدالله را زمزمه میکرد «شعار آقا اباعبد الله که متاسفانه مفهوم نبود»

وقتی این حالت را در این شهید بزرگوار مشاهده می کردم اصلا نمیتونستم خودمو کنترل کنم که در حین عملیات صدای گریه ام بلند بود و هرلحظه انسان به یاد عاشورای آقا اباعبدالله می افتد اما تا شهید محسن وشهید شهاب در کنارم بود هنگامی که توی جلسات لشکر شرکت میکردم با سرافرازی تمام اعلام میکردم که گردان روح الله را به عنوان خط شکن انتخاب بکنید چون دو بازوی قوی و پرتوان درکنارم دارم و چون بچه های بسیج یه انسان های عارف و والایی هستند که با اطمینان قلبی من میدونم که انقدر اطمینان دارم که هرجایی که به ما ماموریت بدید خط دشمن سقوط خواهد کرد اما بعد از شهادت محسن و بعد از شهادت شهید خزایی اینقد احساس غریبی و تنهایی میکنم در این دنیا که اصلا ذاعت العفو شده دنیا برام،دنیا هر لحظه مرا می فشاره واینجا را برای خودم زندان احساس میکنم؛خدا شاهده زمانی که برمی گشتیم طرف مشهد به نیشابور که رسیدیم به اتوبوسا گفتم آقا از شما خواهش میکنم که اینجا توقف کنید که ما شب وارد مشهد بشیم،روز نمی تونم وارد مشهد بشم یعنی زمانی که از مشهد حرکت کردم محسن و شهاب در کنارم بود ولی الان که دارم وارد مشهد می شم نه شهید محسنی در کنارم هست و نه شهید شهاب خزایی و دیگر یاران.

گردانی که از مشهد حرکت کردیم در داخل قطار بچه ها دعای کمیل می خواندند،داخل اتوبوس بچه ها دعای توسل می خواندند؛دیگر آن دو بازوی قوی در کنارم نیست و غریب ماندم واز خدا آرزو میکنم که فاصله ای نکشه که دعا کنید که خداوند به حق علی بن موسی الرضا وبه خون پاک این شهدا که مارو هم در جوار اون شهدا ببره ان شاءالله؛چون خیلی احساس غربت وتنهایی میکنم اما به هر جایی که پا میگذارم جای این شهدا خالیست کی میتونم او ناله های نیمه شب محسن و شهاب را از یاد ببرم، کی میتونم اون زیارت عاشوراهایی که محسن میخونه از یاد ببرم و فراموش کنم خدا شاهده هیچ شبی نگذشت که یک رکعت نماز شب این شهید قضا بشه هرشب نماز شب و خیلی مقید به زیارت عاشورا بود هرروز صبح میدیدم که یک گوشه ی خلوتی را انتخاب کرده با شهید شهاب و خزایی دارن اونجا زیارت عاشورا می خونن، اینجوری انسانی  را خداوند برای شهادت انتخاب میکنه اما اونروزی که برای رویت رفتیم به معراج شهدا یک منظره ای بود که هرگز هیچ انسانی نمی تونه از یاد ببره دیدم که پدر شهید شهاب خزایی دور پیکر پاک شهید خزایی دور میزنه و میخواد جایی پیدا کنه که ببوسه ولی شهید سر در بدن نداره که ببوسه حتی اگر آقا اباعبدالله رگ های بریده گردنش به جا بود که زینب کبری ببوسه ولی همون رگ های بریده گردن در پیکر پاک این شهید نبود هرچی جستجو میکردم که یک جای سالم پیدا بکنیم برای بوسیدن خداگواه پیدا نمیکردیم دو دست همچون اباالفضل علمدار کربلا قطع و چون حسین سر در بدن نداشت امیدواریم که خداوند دو عالم به پاس خون این شهدا یه تحرکی به امت حزب الله ما عطا بکند ان شاءالله که بتونیم ادامه دهندگان خوبی برای راه این شهدا باشیم ان شاءالله و زمانی ما می تونیم ادعا بکنیم که واقعا کسانی که جمع شدند و بر فراق این عزیزان گریه کردند و برای این ها مجالس سوگواری و عزا برگزار کردند زمانی می تونیم ادعا بکنیم که این عزاداری ها و سوگواری ها ثمره خودشو بخشیده که ببینیم از این جمعیت تعدادی از این عزیزان در گردان روح الله حضور دارند و ان‌شاءالله جای خالی این شهدا را بتوانند پر بکنند و از طرفی هم حرکت اینده سپاه اسلام و بالاخص لشکر نصر حرکتی است ان شاءلله به حول قوه الهی که سرنوشت جنگ را ان شاءلله مشخص میکنه چون حضرت امام پارسال که سال 64 بود فرمودند سال مقاومت و امسال را فرمودند سال پیروزی ان‌شاءالله به این فرمایش امام ما بتونیم جامه ی عمل بپوشیم و با حضور برادران عزیزی که در جبهه ها حضور پیدا می کنند بتوانیم جای خالی این شهدا را پر بکنیم و ان شاءالله قلب مقدس آقاامام زمان ونائب بر حقش امام امت را خوشحال بکنیم و با سرافرازی برگردیم و بتونیم به صورت خانواده های این شهدا نگاه بکنیم زمانی ما می تونیم با سرافرازی وارد مشهد بشیم که راه کربلا باز شده باشد وما بیاییم نوید پیروزی به خانواده های شهدا بدیم اما به والله قسم تا زمانی که دشمن بعثی ما بر مسند حکومت است خداگواه روز وارد مشهد شدن برای ما خیلی دردآور است چون دیگه ما نمی تونیم توی صورت این خانواده های شهدا نگاه بکنیم هرروز بریم و برگردیم وهنوز هم راه کربلا همانطور به روی مسلمین بسته باشه ان شاءلله برادرها با حضور خودشون در جبهه ها و پر کردن جای خالی شهدا ان شاءالله بتونیم سرنوشت جنگ رو مشخص بکنیم در این حرکت آینده ای که داریم حرکت آینده ی ماهم خیلی به طول نخواهد انجامید به شرط اینکه امت حزب الله استقبال بکند از رفتن به جبهه و ماببینیم که چقد نیرو توی دستمون هست تا بتونیم اون حرکت را ان شاءالله آغاز بکنیم.