زندگینامه شهید برونسی

شهید گرانقدر عبدالحسین برونسی

گردآورنده: مجتبی امیری

امام حسین هم همینکار را کرد. وقتی گفت اینها میخواهند فردا بجنگند خوشحال شد.

خلاصه ی چکیده ی افراد حق شناس خدا امروز شماها هستید.

یعنی خلاصه ی کلام شما ها هستید.

اون چیزی که میخواد آخرش خلاصه بشه به روز عاشورا و با کافر بجنگه شما ها هستید.

باید شما ها از همه بیشتر مواظب کار خودتون باشید.

یعنی وقتی که روی کوه ها هستیم و چیزی نمونده که به سرش برسیم و اون آخراش رو داریم طی میکنیم خیلی باید مواظب باشیم از اونجا ها پرت نشیم.

یعنی هر آن به یاد خدا باشیم و از یادش غافل نباشیم

و در این شبهای محرم و این نوحه ها و این سینه زنی ها و مرثیه هایی که میخونید از حضرت زهرا (س) سرمشق بگیرید،بگید زهرا جان ما میخواهیم راه فرزند تو را ادامه بدیم و ازش درخواست کنیم که تو را به حق حسینت قسمت میدهیم فرزندت مهدی را هرآن از سنگر ما غافلش نکن.

باید چنان بگید شما که هرآن امام زمان جلوی شما حرکت بکنه و شما پشت سرش.

در زمان پیغمبر وقتی که پیغمبر میخواست به سلمان و ابوذر بفهماند که سلمان مقامش چیست در راه به ابوذر گفت که ما چند نفریم که داریم راه میرویم.ابوذر گفت یا رسو الله سه نفریم.پیامبر گفت رد های پا رو نگاه کن ببین چند نفریم.وقتی ابوذر نگاه کرد دید دو رد پاست و فکر کرد که شاید ملائکه بال هاشون رو پهن کردند و پیامبر روی بالهای آنها پا می گذارد.بعدا وقتی برگشت و نگاه کرد دید که سلمان پاهاش رو دقیقا روی رد پای پیامبر میگذارد.و فریاد زد یا رسول الله راه رفتن سلمان هم همان راه رفتن عادی اش هست ولی سعی میکند که همان هم در رد پای شما بگذارد.

امروز پای شما رد پای علی اکبر است.این که شوخی نیست.رد پای عباس فرزند رشید علی (ع)است.بالاتر از اونها رد پای امام حسین (ع) است.

یعنی باید مسیر خیلی از چشمه ها رو، تیزبین و حواسمان جمع باشد و تمام نیرو و توانمون رو بذاریم روی این قلب پاک و حواسمون رو اینجور بگیریم تا ببینیم که پای امام حسین (ع) کجا گذاشته شده تا در راه رفتنمون از همونجا بریم و به مقصد برسیم.

خیلی زیاد باید به اینها مقید باشیم و از خدا هم کمک بگیریم.

پیروزی به دست خداست.یعنی نصرت به دست خداست.از این مسیر برو و ببین که چیه منزلگه مقصود.

اونهایی که رفتند میدیدند.خیلی ها شهدا را خواب دیده اند.اصلا نمیشود راجع به مقام شهید صحبت بکنیم.

ما صحبتمون خلاصه و راجع به همین قضیه بود.

چون ما نزدیک میشیم.خطرها به ما نزدیک میشوند.خطر ها و حوادث های روزگار.

اونوقت مشکلات بیشتر خواهد شد.کوه ها بلندی هاش بیشتر خواهد شد.

ما باید سعی کنیم که از اونها پرت نشیم و اون بالاترین حدش رو رد کنیم و خودمان را برسونیم به جایی که نگاه کنیم ببینیم در جوار امام حسین(ع) هستیم.در جوار اولیائ خدا هستیم.

اونجاست که دیگه یک نفس راحتی انسان خواهد کشید.اونجاست که میبیند که همه جا را میبیند.

اونجا هیچ چیز نیست که نبیند.

خدا را که بالاترین قدرت است به چشم میبیند.

اونجاست که دیگه همه پایین هستند.هرچه انسان میبیند همه پایین هستند.

هی درجه ها پایین و پایین تا به کجا خواهد رسید و دیگه نمیدونیم.

دگ باید کاری بکنیم که انشاالله اون حد نهاییشو طی بکنیم و به اونجا برسیم.