آیا امام خمینی قابل تحریف است؟ چگونه امام خمینی از نظر نظامی وامنیتی قابل تحریف است؟

كد: 1154-07

آیا امام خمینی قابل تحریف است؟
چگونه امام خمینی از نظر نظامی وامنیتی قابل تحریف است؟

پژوهش و نگارش: سیدحسین حیدری
گرایش مقاله: عمومی
چکیده :
پژوهش حاضر، تحت عنوانِ « چگونه امام خمینی از نظر نظامی وامنیتی قابل تحریف است ؟» انجام پذیرفته است. این پژوهش، بر مبنای روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی انجام گرفته و به لحاظ نوع تحقیق، از تحقیقات کاربردی است که نتایج آن به طور مستقیم در احیای آرمان های امام کاربرد عملی خواهد داشت.
در این پژوهش، این پرسشِ اساسی مورد بررسی قرار گرفت که « چگونه امام خمینی از بعد اجتماعی قابل تحریف است ؟» این روند با تبیین 3 پرسش فرعی، مورد پژوهش قرار گرفت.
برای رسیدن به پاسخ مناسبِ این پرسش‌ها، سه موضوع اساسیِ «دیدگاه های اجتماعی امام» ، مورد بررسی قرار گرفته. در این روند، با بررسی اسنادی به تأثیر این عوامل پرداخته شد. در این سنجش، شرایط فعلی مورد ارزیابی قرار گرفت و نتایج آن، وجودزمینه های تحریف امام را نشان می‌دهد.

کلید واژه‌ها : امنیت نظامی، امنیت سیاسی، امنیت فرهنگی، امنیت اجتماعی و امنیت اقتصادی.

مقدمه

مسئله ی تحریف شخصیت امام، خطر بزرگی محسوب می شود،آن راهی که می تواند مانع از این تحریف شود باز خوانی اصول امام است.امام را نباید به عنوان صرفا یک شخصیت محترم تاریخی، مورد توجه قرار داد،بعضی این جور می خواهند امام را بشناسند و بشناسانند و این غلط است. (14/3/1394) این جمله رهبری انقلاب زنگ خطری برای امت محسوب می شود.که نشان از ایجاد راهی موازی در کنار راه امام است را تاکید دارد. و نیز یادآوری خطر تحریف به حدی جدی است که در ادامه متذکر شدند: اگر مردم متوجه اصول امام نباشند و تحریفات را تشخیص ندهند قطعا سیلی خواهند خورد. که این جمله متناسب با جمله پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکتتان آسیب نرسد امام است . لذاتوجه به این مطلب ضروری است که چگونه امام خمینی از نظر نظامی وامنیتی قابل تحریف است ؟ آیا راه و آرمان امام تحریف شدنی است؟ در این مقاله سعی گردیده تا بطور اجمالی به پرسش های فوق پاسخی منطقی و متناسب داده شود.

بیان مسئله

علت اینکه رهبر انقلاب بعد از گذشت 37 سال از پیروزی انقلاب و گذشت 26 سال از رحلت امام خمینی (ره) چنین موضوعی را مطرح می کنن نشان از دغدغه ایشان در بحث استحاله نظام مقدس جمهوری اسلامی با گذشت زمان را دارد،که بیانات ایشان در 14/3/1394 برای حفاظت از افکار و سیره امام که منتج به انقلاب اسلامی ایران و بر پایی حکومت جمهوری اسلامی گردید را از آفات مرتبط با عناصر اصلی نظام، یعنی انقلابی، اسلامی و جمهوریت را نشان می دهد  و این حساسیت را نیز خود حضرت امام هم دارند و به صراحت در وصیت نامه خویش اعلام می نمایند : اکنون که من حاضرم، بعض نسبت‌های بی‌واقعیت به من داده می‌شود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود؛ لهذا عرض می‌کنم آنچه به من نسبت داده شده یا می‌شود، مورد تصدیق نیست مگر آن‌که صدای من یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان؛ یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم..... پژوهش فوق، به دنبال بررسی این مسئله بوده است و چگونه امام خمینی از نظر نظامی وامنیتی قابل تحریف است؟

سوابق تحقیق

با توجه به اینکه این موضوع برای اولین بار از طریق رسانه ملی توسط رهبر معظم انقلاب در 14/3/1394 مصادف با سالگرد رحلت امام در حرم ایشام مطرح گردید، هیچگونه سابقه مستقیم در این زمینه یافت نشد. ولی مقاله هایی نزدیک به موضوع وجود دارد.

اهمّیّت و ضرورت انتخاب موضوع

با عنایت به دو موضوع: تلاش امام در راستای تلاش پیامبر و اهل بیت ایشان برای ایجاد مدینه فاضله بود. و اینکه انقلاب اسلامی از منظر امام مقدمه ای برای سرعت دادن به ظهور منجی بشریت است.قابل توجه است که هر اندازه زاویه کوچک در بین مسولان نظام و نیز امت با آرمان ها و اصول امام طی گذشت زمان دچار تغییر خواهد شد. بطوری که خطر جایگزینی ضد ارزش بجای ارزش ها و ناهنجاری بجای هنجارها بدون کمترین مقاومت پذیرفته می شود. لذا از اهمیت این موضوع همین بس که خطوط اصلی امام بازخوانی و یادآوری می گردد. 

اهداف تحقیق

1)كمك به جامعه علمی، جهت ايجاد وحدت رويّه و اصول واحد و به‌كارگيري آن در مجامع علمی جهت تعیین اصول امام.
2)تجمیع اطلاعات و عمومی نمودن آن‌ها، به‌همراهِ تطبیق نمودن آن با فضای جامعه.
3)يادآوري میزان اهمیت کلام و سیره امام.

سؤال اصلی تحقیق

پرسش زير، اساسي‌ترين پرسشي است كه در آغاز اين پژوهش با آن مواجه بوده‌ايم:
چگونه امام خمینی از نظر نظامی وامنیتی قابل تحریف است؟

سؤال‌های فرعی تحقیق

چگونه امام خميني از بعد نظامی قابل تحریف است؟
چگونه امام خميني از بعد امنیتی قابل تحریف است؟
چگونه توسعه امنیتی نظامی از ديدگاه امام خميني قابل تحریف است؟

تعریف مفاهیم

اصول اجتماعی:
همه انسان‏ها در پیشگاه خداوند یکسانند... . بنابراین، با هر چیزی که «برابری» را در جامعه بر هم می‏زند و امتیازات پوچ و بی‏محتوایی را بر جامعه حاکم می‏سازد، باید مبارزه کرد. (صحیفه نور ، ج 19، ص 455)

عدالت اجتماعی:
ارزش ها در عالم در دو قسم است یک قسم ارزش های معنوی، از قبیل ارزش توحید و جهاد مربوط به الوهیت و از قبیل عدالت اجتماعی، حکومت عدل و رفتار عادلانه حکومت ها با ملت ها و بسط عدالت اجتماعی در بین ملت هاو امثال اینها که در صدر اسلام یا قبل از اسلام از آنوقتی که انبیا مبعوث شدند وجود داشته و قابل تغییر نیست. عدالت معنایی نیست که تغییر بکند، یک وقت صحیح و زمانی غیر صحیح باشد. (صحیفه نور جلد 10 صفحه 168)




توسعه اجتماعی:
لازم است ملت مبارز ایران هر چه زودتر سرنوشت آینده مملکت خویش را به دست گیرد و ثمره انقلاب عظیم اسلامی خود را در همه روابط و نظامات اجتماعی به دست آورد و حقوق از دست رفته خود را باز یابد، عدالت اسلام را در همه شوون جامعه پیاده کند.(صحیفه نور جلد6 ص268 )

روش تحقیق

بر اساس روش، تحقيقات علمي را مي‌توان به پنج گروه تقسيم كرد كه عبارت‌اند از: تحقيقات تاريخي، توصيفي، همبستگي، تجربي و علّی. تحقيقات توصیفی، از نظر شيوة نگرش و پرداختن به مسئلة تحقيق، به دو دسته تقسيم مي‌شوند:
1. تحقيقات توصيفي محض.
2. تحقيقات توصيفي ـ تحليلي.
در تحقیق حاضر، ما از روش توصیفی ـ تحلیلی استفاده نموده‌ایم.

روش گردآوری اطلاعات

روش‌هاي گردآوري اطّلاعات را به طور كلّي به دو طبقه مي‌توان تقسيم كرد: روش اَسنادی (كتابخانه‌اي) و روش ميداني. روش‌هاي كتابخانه‌اي در تمامي تحقيقات علمي مورد استفاده قرار مي‌گيرد؛ ولي در بعضي از آن‌ها در بخشي از فرايند تحقيق، از اين روش استفاده مي‌شود و در بعضي از آن‌ها موضوع تحقيق از حيث روش، ماهيتاً كتابخانه‌اي است و از آغاز تا انتها متّكي بر يافته‌هاي تحقيق كتابخانه‌اي است. روش‌هاي كتابخانه‌اي، بسته به نوع سند و موضوع تحقيق، ممكن است به صورت متن‌خواني و استفاده از فيش، آمارخواني و استفاده از جدول، تصويرخواني و استفاده از نقشه و كروكي، يا فرم‌هاي شِبه پرسش‌نامه، سند‌خواني، و يا تركيبي از همة آن‌ها انجام پذيرد.در پژوهش حاضر، ما از روشِ گردآوری اطلاعات، یعنی روش اَسنادی (کتابخانه‌ای) استفاده نموده‌ایم.

مبانی نظری تحقیق

چگونه امام خمینی از نظر نظامی وامنیتی قابل تحریف است ؟
مقدمه
از نظر دین و رویکرد اسلام، امنیت تعریف شق نظامی-دفاعی آن نیست، بلکه سوای از امنیت انسانی که ماهیت روان‌‌‌شناختی دارد، به امنیت حوزه‌ی عقیده، باور، ایمان، جسم، فیزیک، قوم، ملت و... برمی‌‌‌گردد. به‌‌‌ عبارتی امنیت مقوله‌‌‌ای همه‌‌‌جانبه است. گونه‌‌‌ای که علاوه بر ابعاد سیاسی، اقتصادی و به‌علاوه امنیت منابع، امنیت قضایی، امنیت زیست‌‌‌محیطی، روانی و معنوی به امنیت به هنگام مرگ و پس از مرگ و امنیت روز جزا نیز تسری می‌‌‌یابد. (جهان بزرگی، 1388: 24 و 25)
در این نگاه، مرجع امنیت هم حکومت است و هم ملت، هم آحاد جامعه و مردم و هم حقوق آن‌‌‌ها. پس تهدیدها و تعرض‌‌‌ها از منظر این دیدگاه، آن‌هایی هستند که متوجه دولت، آحاد ملت و ایدئولوژی هستند و امنیت شامل طرح همه‌جانبه‌‌‌ای است که سعی در صیانت دولت، ملت، ایدئولوژی و تک‌‌‌تک افراد جامعه از گزندها دارد. بنابراین در اینجا تنها مشروعیت دولت، حفظ این امنیت است و در این میان، مسائل زیست‌‌‌محیطی، حفظ منبع و مسائل اجتماعی نیز مطرح‌اند. (جهان بزرگی، 1388: 28)
از این زاویه، امنیت همان‌‌‌طور که گفته شد، مربوط به عقیده و باور مسلمانان است و چون باور همه‌ی مسلمانان در اسلام خدامحوری یا توحید است، حول این هسته‌ی مرکزی گرد هم می‌‌‌آیند. همان‌‌‌طور که گفته شد، این مسلمانان، امت اسلام هستند. پس امنیت برای این امت تعریف می‌‌‌شود و این امت و عقیده و باورشان را در برابر دیگران حفظ می‌‌‌کند؛ یعنی به عبارت دیگر، امنیت مفهومی امت‌‌‌محور است و این‌‌‌ دو (امنیت و امت) با هم تعریف می-شوند. امنیت مرز سیاسی ندارد، بلکه مبنای عقیدتی برای مردمانی که بهره‌‌‌مند از باورهای اسلامی‌‌‌اند دارد. .(سایت برهان،  آیا امنیت در اسلام صرفاً نظامی است؟، صدیقه احمدی)

چگونه امام خميني از بعد نظامی قابل تحریف است؟
دكترين نظامي
دكترين نظامي، در يكي از مفاهيم خود به معناي «تفكر مبنا، اصول و قواعد بنيادين براي تبيين و طرح‌ريزي اقدامات و فعاليت‌هاي نيروهاي مسلح يك كشوردر پشتيباني از منافع ملي، حمايت از سياست‌هاي داخلي و خارجي يك كشور در صلح و جنگ» است. دكترين نظامي، در واقع مبناي ساختار، تجهيز، آمايش، آموزش و روش‌هاي تاكتيكي و عملياتي قرار مي‌گيرد.
دكترين نظامي ايرانِ‌قبل از انقلاب را، مي‌توان به صورت قرار گرفتن اين كشور در اردوگاه بلوك غرب و تبعيت كلي از سياست‌هاي دفاعي و امنيتي اين بلوك در منطقه تعريف كرد. اساس اين دكترين، با پيروزي انقلاب اسلامي دگرگون شد؛ مطابق دكترين نظامي جديد، حسب آرمان‌ها، ايده‌ها و نظرات و تدابير انقلابي امام راحل(ره)، ايران، با گسستن از اردوگاه شرق و غرب، نوعي دكترين دفاعي مستقلي را جايگزين دكترين پيشين كرده و ساختار نويني را براي نيروهاي مسلح شكل داد كه مبتني بر اتكاء به نيروي انساني مكتبي،‌متعهد، شهادت‌طلب و ايثارگر – بيش از اتكاء به تجهيزات و برخورداري از حمايت خارجي – بود؛ اساس اين ساختار از اين قرار است:
مديريت مكتبي در فرماندهي
ساختار مكتبي
استقلال
الف: استقلال نظامي به مفهوم عدم وابستگي سياسي و خودكفايي فني و تجهيزاتي است.
ب: منع ورود گرايش‌هاي مختلف سياسي به پادگان‌ها و عدم دخالت نظاميان در سياست نيز، يكي از مفاد اصولي اين دكترين به شمار مي‌رود.
رعايت سلسله مراتب نظامي منطبق بر اصول اسلامي
نهادينه كردن وحدت رويه در بين تمامي نهادهاي نيروهاي مسلح
دارا بودن پايگاه مردمي و به بيان ديگر، ضرورت تلاش نيروهاي مسلح براي جلب و حفظ حمايت مردم از خود و حضور فعال ملت در صحنه در همين جهت، اوصاف نظاميان از نگاه حضرت امام عبارت است از:
ايمان به خدا به عنوان برترين محرك حركت، قدرت و روحيه يك رزمنده مسلمان؛
بينش و آگاهي، به معني ايجاد بصيرت و بينش در مدافعان كه نه تنها بازوي ايمان به شمار مي‌آيد، بلكه افزايندة توان آنان نيز هست
صبر و پايداري در مقابل سختي‌ها و تهديدات دشمنان و مصائب ميدان جنگ براي ادامة نبرد
اطاعت‌پذيري با اين تفسير كه چون رعايت سلسله مراتب، الگوي تمام عياري از جهت معنوي و تخصصي به حساب مي‌آيد و از آنجا كه مافوق، از نظر شجاعت، برجسته‌ترينِ افراد مجموعه خود است، اطاعت‌پذيري از او تكليف است و امام راحل – به تعبيري – فرماندهان را «اولي‌الامر» دانسته‌اند.
اطاعت از رهبري؛ با اين توضيح كه همة كاركنان نيروهاي مسلح بايد حقوق فرمانده كل قوا را رعايت كنند كه بزرگترين حق او اطاعت خالصانه و با تمام توان از اوست.
هادت‌طلبي
اخلاص

كاركرد دكترين نظامي امام راحل در دفاع مقدس
همان‌طور كه قبلاً بيان شد، دكترين نظامي امام راحل(ره) را مي‌توان «دكترين دفاعي بازدارنده و مستقل از شرق و غرب» دانست. از اين دكترين، كسب اهداف و اجراي راهبردهاي دفاعي، امنيتي به طور عام شامل همة سازمان‌ها، نهادها، اقشار و آحاد مختلف كشور مي‌شود؛ اگرچه، اساساً مأموريت دفاعي از مرزهاي زميني، هوايي و دريايي و حراست از كيان كشور و نظام، به‌طور اخص در حوزه مسئوليت نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران قرار دارد و دارا بودن فن‌آوري تقويت بنية دفاعي، تأمين نيازمندي‌هاي تخصصي، فني و حتي طراحي الگوهاي دفاعي غيرنظامي از وظايف مهم و اصلي آنها به‌شمار مي‌رود. بنابراين مي‌توان گفت همه مردم كشور در اين دفاع مشاركت دارند و دفاع، تكليف آحاد مردم است؛ نه فقط نيروهاي مسلح. نمونة مشخص دفاع – به‌طورعام – از منظر امام راحل(ره)، بسيج نيروهاي مردمي است كه شامل نيروهاي غيرنظامي متمركز با تجارب لازم آموزشي نظامي و دفاعي هستند. ماهيت نيروهاي مسلح در نظر امام راحل(ره)، تنها در تسليح گروهي از افراد يا تشكل و سازمان نظامي خاص خلاصه نمي‌شود؛ بلكه بر پايداري و مقاومت عمومي استوار است. ايشان، براي تسليحات و تجهيزات، نقش «ابزاري» ووسيله‌اي قائل بوده و تكيه صرف نيروهاي مسلح را بر ابزارهاي نظامي، موجب شكست و ناكامي در دستيابي به اهداف مي‌دانستند. بديهي است كه دشمنان در عرصة پيكار با موجوديت، استقلال وآزادي يك ملت، از روش‌هاي مختلفي استفاده مي‌كنند؛ گاه با تحريم اقتصادي، زماني با انزواي سياسي و جنگ رواني و تبليغاتي و گاهي – از سَرِ قلدري و زورگويي – با تجاوز نظامي اهداف سياسي و اقتصادي خود را پي مي‌گيرند.
دشمنان انقلاب اسلامي، دقيقاً همة اين راهها و حربه‌ها را عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران به‌كار گرفتند، اما حضرت امام راحل(ره) به عنوان رهبر و هدايتگر نظام، خردمندانه، شيوه‌هاي مبارزه با اهداف دشمنان را در هريك از عرصه‌هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و نظامي مشخص مي‌كردند.
در حوزة نظامي كه مورد خاص بحث ماست ودر دفاع مقدس و سركوب تجاوز عراق از سوي امام راحل(ره)، اهداف ور وش هاي مقابله، ‌دقيقاً مشخص شد كه براي بررسي بيشتر، در دوبخش «اهداف» و «راهبردها» به آن مي‌پردازيم.
الف) اهداف دفاع نظامي، در مقابل تجاوز نظامي عراق و ساير دشمنان كه عبارت است از:
دفع تجاوز دشمن؛ در انديشه اسلامي، جنگ اساساً اصالت ندارد، اما اگر كسي يا دولتي اقدام به تجاوز كند، وظيفه همه مسلمانان است كه براي دفع تجاوز قيام كنند.
حفظ اسلام
دفاع از مرزهاي جغرافيايي و تماميت ارضي كشور
دفاع از شرف ملت و استقلال او
تنبيه متجاوزو جبران خسارت
ب) راهبردهاي دفاع نظامي
شيوه‌هاي متداول و تخصصي دفاعي از ديدگاه تاكتيكي وآيين‌ها وآموزه‌هاي خاص در ميدان نبرد، از وظايف و تخصص هاي فرماندهان و ستادهاي تابعه است؛ ممكن است فرماندهي كل، كمتر وارد اين حوزه گرديده و آن را به عهده فرماندهان يكان‌هاي عملياتي قرار دهد. امام راحل عمدتاً اين روش را برگزيدند، اما تعيين راهبرد نظامي و سياست‌هاي كلي دفاعي را مشخص مي‌فرمودند كه مي‌توان به شرح زير بيان كرد:
آمادگي رزمي
شامل آمادگي جسمي، مهارت نظامي و برخورداري از تجهيزات لازم.
شامل آمادگي روحي؛ امام(ره) مي‌فرمايند: «ما در دفاع مأمور به وظيفه هستيم، نه مأمور به نتيجه

بسيج همگاني براي تقويت بنية دفاعي
اگرچه سپاه و ارتش بازوان اصلي قدرت دفاعي كشور هستند، اما حضور عام مردم،‌بزرگ‌ترين منبع راهبردهاي دفاعي است.

خودكفايي نظامي
دشمن‌شناسي(سایت تاریخ معاصر ایران،رفتارشناسي امام خميني(ره) در نقش فرماندهي كل نيروهاي مسلح در هشت سال دفاع مقدس)

بخشی از ابعاد مدیریتی امام خمینی (ره) در جنگ تحمیلی:
برخی از مصادیق مدیریت امام خمینی (ره) در زمان جنگ: بسیج همگانی و سازمان‌دهی مردم و نیروهای مسلح، توسعه تشکیلاتی نظامی و فرمان تشکیل نیروهای سه‌گانه، انسجام نیروهای مسلح، هماهنگی و به کارگیری امکانات در پشت جبهه‌ها، مقابله با عوامل بازدارنده داخلی و تبلیغات دشمن، رعایت اصول تصمیم‌ گیری، تفویض اختیارات به ارگان‌ها و دستگاه‌های مختلف، از جمله مصادیق مدیریت امام خمینی در زمان جنگ تحمیلی محسوب می‌شود. تشویق نیروها و نفوذ معنوی امام، تقویت روحیه رزمندگان، توجه دادن رزمندگان به معنویت، جلب توجه رزمندگان به مقوله معنویت و تقویت روحیه دفاعی از دیگر مصادیق مدیریت امام خمینی (ره) بود که در پایان جنگ تحمیلی منجر به تثبیت انقلاب در بعد ملی و بین‌المللی، تثبیت تمامیت ارضی کشور، ارتقا توان نظامی در سطح ملی و شناساندن بعد فرهنگی و مکتبی انقلاب در عرصه بین‌المللی شد.(سایت تابناک،نقش مدیریت امام در جنگ، تاریخ انتشار: ۲۴ مهر ۱۳۹۳)
انسجام و وحدت درونی
با آغاز جنگ تحمیلی امام خمینی با تأكید بر انسجام و وحدت درونی و دوری از اختلافات سعی كرد تا اولین گام در برابر این بحران را با حفظ انسجام درونی و استفاده از عاملان انسانی كه سراپا همه گوش به فرمان رهبری او بودند، بردارد. ایشان با شناخت از واقعیت­ها و حقیقت­ های موجود سیستم نوپای جمهوری اسلامی، با تلفیق آموزه­ های مذهبی و ملی و برجسته كردن اتحاد درونی توانست تا سرمایه اجتماعی را تقویت نماید و همین امر یكی از ابعاد مثبت مدیریت رهبری در دروان جنگ تحمیلی بود. چنان­چه كشوری كه در وضعیت بحران قرار داشت، توانست با مدیریت صحیح منابع انسانی و تقویت انسجام درونی، جنگ را به نفع خود پایان دهد.
بسیج مردم
تاکیدی که امام خمینی بر نقش مردم و اهمیت ذاتی آن در تامین سلامت و موفقیت نظام داشتند به این نتیجه منتج گردید که ایشان با درایتی خاص در آذر ماه 58 ضرورت تشکیل بسیج مستضعفان را اعلام فرمودند. امام خمینی (ره) در جریان جنگ تحمیلی توانستند با قدرت رهبری بالای خود نیروهای مومن به انقلاب و اسلام را گرد هم آورند و بر علیه نیروهای دشمن بسیج نمایند. حضور تعیین­كننده نیروهای مردمی به ویژه سپاه و بسیج در جبهه­های جنگ در عقب راندن نیروهای عراق از خاك ایران، نقش اصلی را ایفا كرد. بـراى آنکه کلیه نیروهاى داوطلب بتوانند در حد توانایى ها و استعدادهاى خویش در این امر مهم سهیم باشند، امام اقدام به این مهم نمودند و در این رابطه فرمودند: ((هرکس مى تواند جبهه باید برود و هرکه نمى تواند در پشت جبهه کمک کند))
توجه به نیروهای مسلح
توجه به نیرو های مسلح به عنوان اصلی ترین بازوی انقلاب و حیاتی ترین رکن حفظ استقلال کشور و آزادی ملت، از سفارش های امام خمینی بود. حضرت امام در بحرانی ترین شرایط کشور سیاست راهبردی را در جهت دستیابی به اهداف مورد نظر نیرو های مسلح مد نظر قرار می دادند که از جمله آن می توان به اصلاح ساختار قوای مسلح به جا مانده از رژیم گذشته؛ حمایت از نهاد های امنیتی مردمی خود جوش و انگیزش مردم برای حمایت از قوای مسلح اشاره کرد. از دیگر وجوه توجه امام به نیروهای مسلح، تأكید خاص ایشان به نقش شورای عالی دفاع بود. این شورا كه مطابق قانون اساسی برای اداره امور جنگ تشكیل شده بود؛ نقشی اساسی در تصمیم گیری های مرتبط با جنگ داشت. امام در سخت­ترین شرایط جنگ تحمیلی نیز از این شورا سلب مسئولیت نكرد و همواره، بر تمركز تصمیم­گیری­ها در آن تأكید داشت.
هماهنگى و انسجام در نیروهاى مسلح
هـمـان گـونـه کـه در انـدیـشـه سـیـاسـى امـام وحـدت و یـکـپـارچـگـى اقشار مختلف ملت و احزاب گـونـاگـون عـامـل پـیـروزى مـلت ایران به شمار مى آید. ایشان، انسجام نیروهاى نظامى را نیز ضامن اقـتـدار نیروهاى مسلح در دفاع مقدس مى دانست. از این رو امام به نیروهاى ارتش ، سپاه و بسیج فرمود:((هـمـه در هـم ذوب شـوید و تو و من را از میان بردارید و چون ید واحده و قدرت واحده به دشمن بتازید)). امام در مسأله‌ی هماهنگ سازی نیروها کاملاً موفق بودند و راه را روشن کردند، بنابراین نیروها با همه‌ی وجود در منطقه حضور پیدا می‌کردند. ایشان در مسئله حفظ نیروها در چارچوب‌‌های تعریف شده دقت فراوان و تبیین بالایی داشتند به گونه‌ای که تقریباً‌ دنیا نتوانست از حرکت نیروهای ما مسئله‌ی ناهنجاری را در تابلو ترسیم کند و باعث شود که نیروهای دفاعی ما در دنیا بی‌آبرو شوند. در جبهه­ ها یك فرایند همبستگی و انسجام اجتماعی و دگرگونی عمیق ارزش­ها به این سبب روی داد.
عملیات روانی
امام خمینی در مسئله ی عملیات روانی جنگ بسیار موفق بودند. مسأله اول تحقیر دشمن بود، حضرت امام (ره) این را به خوبی انجام دادند و توانستند این تحقیر یا بیان حقیر بودن دشمن را به خوبی تبیین کنند. حضرت امام (ره) ابهت پوشالی آمریکا را کاملاً شکسته بودند. صدام را جیره‌خوار آمریکا معرفی کرده و واقعیت صدام را عیان ساخته بودند. پس بنابراین ابهت آمریکا که شکسته شده دیگر ترس و وحشت برای مردم اصلاً مورد توجه نبود و یک هیولا شکنی در مقابل آن هیولایی که استکبار می خواست در منطقه بسازد اتفاق افتاده بود.
از سوی دیگر ایشان با بهره­گیری از اصول روان­شناختی سعی می­كردند آرامش كشور و ملت را در شرایط حاد بحرانی حفظ كنند. البته، باید یادآور شد كه به خوبی نیز در این كار موفق شدند. ایشان در همان آغاز جنگ طی صحبت­هایی خطاب به مردم ایران فرمودند: «این یك دزدی آمده است یك سنگی انداخته و فرار كرده، رفته است سر جایش، دیگر قدرت این كه تكرار بكند انشاء الله ندارد. من به ملت ایران سفارش می كنم كه چند جهت را ملاحظه كنند. یك جهت این كه خونسردی خودشان را حفظ كنند»
تقویت روحیه رزمندگان
کـلمـات دلنـشـیـن و نـافـذ و روح بـخـش پـیـام هـا و سـخـنـان حـضـرت امـام دردل و و جـان رزمـنـدگـان اثـر شـگـرفـى مـى گذاشت ؛ سخنرانى هاى ایشان در جمع فرماندهان قرارگاه ها و رزمندگان دلاور و پیام هایى که به مناسبت هاى مختلف براى رزمندگان صادر مى گردید، قوت قلبى براى دلاورمردان جبهه ها بود. هرگاه پیام هاى حماسى و شور آفرین حضرت امام همانند جمله هاى : ((امروز روز حضور در حجله جـهاد و شهادت و میدان نبرد است ؛ روز نشاط عاشقان خداست )) صادر مى شد، جبهه هاى نـبـرد را از جـوانـان پـر شور و با اخلاص آکنده مى ساخت و توان رزم آنان را دو چندان مى ساخت.
توجه دادن به خداوند متعال
حـضـرت امـام (ره ) دائمـا رزمـنـدگـان و فـرمـانـدهـان قـرارگـاه هـا را بـه مـسـائل مـعـنـوى توجه مى دادند تا حماسه سازى آن ها با عرفان دینى و الهى آمیخته باشد. تـوجـه دادن رزمندگان به اراده و قدرت خداوند تبارک و تعالى در پیروزى و جنگ ، تذکر به اعتماد و اعتقاد به نصرت الهى ، تاکید بر ذکر خداوند و تهجد در جبهه ها، پرهیز دادن از غرور و تـوجـه دادن نـیـروهـا بـه تـوانـایـى هـاى قـدرت ایـمـان و اخـلاص در رزمـنـدگـان درمقابل تجهیزات دشمن از جمله تذکرات امام به رزمندگان بود.اصـولا درانـدیـشـه و سیره حضرت امام هر گونه تلاش و اقدامات سیاسى ، فرهنگى و نظامىبـدون در نـظـر گـرفـتـن بعد الهى و معنوى فاقد هرگونه ارزش اسلامى است، از این رو به رزمندگان اسلام آمیختگى عمل ظاهرى را به معنویت دینى و الهى تذکر می دادند  و می فرمود:((زدن و پـیـروز شدن و فتح کردن و همه اینها اگر آن بعد معنوى اش نباشد همه اش شکست است.))(سایت مزامیر، پیامبر اسویه حسنه امام در مدیریت جنگ)
رهبری امام و قدرت ملی
در خلال 8 سال دفاع مقدس، نیروی محرکه‌ای که اعتماد و تمرکز و پشتیبانی بی‌دریغ و وسیع و مداوم مردمی را خلق و مداومت بخشید، یکی دیگر از عناصر تشکیل دهنده قدرت ملی یعنی «رهبری» قاطعانه حضرت امام (ره) بود که به عنوان عامل حیاتی ترکیب و هدایت مجموعه عناصر متشکله قدرت ملی، به شکل کارسازی سرنوشت جنگ را دگرگون و سربلندی را برای ایران اسلامی و خفت و خواری و ناکامی را برای متجاوز آفرید.
  امام در هر زمانی، در هر محفلی و با هر گروه و فردی، بنا به اقتضاء و مصلحت نظام، توصیه و نصیحت خاصی می‌فرمودند که به شکلی اعجاز برانگیز در ایجاد همبستگی و وحدت ملی و تفاهم فی‌ما بین، کاملاً مؤثر واقع می‌شد. سخنان صریح ایشان در اعماق قلب اکثریت آحاد ملت نفوذ می‌نمود و ضمن رفع اختلافات و کدورتها، سب جلب اعتماد ملت نسبت به دولت و نظام و اهداف سیاسی و نظامی جنگ گردیده و در نتیجه مردم با تمام وجود از نیروهای مسلح در جنگ ناخواسته و نابرابر پشتیبانی نمودند و از بذل جان و مال خود برای دستیابی به پیروزی دریغ نکردند.
  امام کلیه اقشار ملت را اعم از روحانی، دانشجو، دانش‌آموز، کارگر، کشاورز، پیر، جوان، مرد و از جمله جامعه زنان را به صحنه فرا خواند و آن تفکر را که زنها باید فقط در خانه مشغول خانه‌داری باشند بر هم زد و دیدیم که همان پیرزن‌های چادری نیز در پشت جبهه تا حد توان ولو با پختن غذا یا دوختن لباس رزم، جنگ را پشتیبانی نمودند.
اصولاً هر گاه بین اهدافی که دولتها برای خودشان تعیین می‌کنند و ابزار و روشهایی که به کار می‌گیرند و آرمان‌های مردم، یک نوع سازگاری و یک نوع رفاه و آشتی و تطابق وجود داشته باشد، ملت با تمام وجود بسیج می‌شود و از نیروهای مسلح در دفاع از کشور به خوبی پشتیبانی می‌نماید.(سایت اندیشکده مدیریت و دفاع مقدس،رهبری و جنگ،سرتیپ دوم نصرت‌الله معین وزیری)
امام، مردم و خصوصیات آنها را می‌شناختند. اصولاً وقتی خصوصیات طبقه حاکم جدا از ویژگیهای ملت باشد، در این صورت برانگیختن انگیزه‌های ملت مشکل و حتی غیر ممکن خواهد بود. اما آنان که برگزیدگان واقعی مردم هستند و به نیابت از سوی ملت در صلح و جنگ عمل نموده‌اند، سیاست‌ها را تنظیم، اجراء و پشتیبانی کرده‌اند به خوبی توانسته‌اند از کیفیت‌های فکری و اخلاقی که خصوصیات ملی مردم کشورمان را تشکیل می‌دهند، بهره‌برداری نموده و ایجاد وحدت و همبستگی کرده و پشتیبانی مردم را در لحظات بحرانی جلب نمایند.
امام (ره) با آگاهی از خصوصیات جامعه، در قلب اکثریت آنها نفوذ کرد و اراده و روحیه آنان را برانگیخت و با توسل به آنها معادلات استراتژیکی را بر هم زد، امام (ره) برای جلب افکار عمومی و بالا بردن روحیه مردم و جلب پشتیبانی ملت از جنگ و نیروهای مسلح، از همین خصیصه استفاده کردند و با تکیه بر اعتقادات مذهبی و با نفوذ به قلب و روان مردم، ایجاد همبستگی و وحدت تلاش نمودند. .(سایت اندیشکده مدیریت و دفاع مقدس،رهبری و جنگ،سرتیپ دوم نصرت‌الله معین وزیری)
توجه امام به نیروهای مسلح
در دوران خيزش انقلاب اسلامي؛ يعني سال 57،‌ امام(ره) با آگاهي كامل از نقش حياتي نيروهاي مسلح در امنيت ملي،‌ رفتار مناسب و پدرانه‌اي توأم با احترام – براي جلب اعتماد و علاقه ارتش به انقلاب اسلامي و گسست آن از رژيم شاهنشاهي و متقابلاً، گرايش به انقلاب به جاي ضديت با آن  به‌كار گرفتند. در دوران اوليه، بلافاصله پس از پيروزي انقلاب، حضرت امام راحل با يك دور انديشي عاقلانه و با آگاهي از تهديدات متعدد و متنوع، و نيز با توجه به تلاش همه جانبه‌اي كه براي انحلال ارتش در فضاي انقلابي ايران صورت مي‌گرفت، يك تنه و شجاعانه، از شكل‌گيري اين تفكر و اقدام خطرناك جلوگيري كرده و آن را به صورت يك نيروي مؤمن علاقه‌مند به انقلاب و امنيت كشور، در خدمت جامعه درآورده و مانع از فروپاشي آن شد كه اين يك آينده‌نگري كاملاً منطقي و راهبردي محسوب مي‌شود. حاصل چنين بينش جامعي، باقي ماندن نيروهاي مخلص و مؤمن در ارتش و فعاليت‌هاي ارزنده و حياتي آنان، براي حفظ امنيت داخلي و يكپارچگي كشور و حفاظت از نظام نوپا، در مقابل اقدامات مسلحانه ضد انقلاب داخلي بود. به‌طور كلي،‌ از تدابير نظامي راهبردي امام راحل در دوران اوليه و پر تلاطم پس از انقلاب، مي‌توان فهرست‌وار به اين موارد اشاره كرد:
فرمان تاريخي امام در تعيين روز 29 فروردين به نام «روز ارتش»، اعلام مكرر همبستگي ارتش و مردم، به‌كارگيري واژة «ارتش مردمي» براي ارتش، صدور فرمان‌هاي متعدد و قاطع به‌منظور استقرار انضباط و رعايت سلسله مراتب،‌ ارتقاء روحيه، تأكيد بر عدم ورود نيروهاي مسلح به احزاب و كشاندن سياست به سربازخانه‌ها و اقدامات بسيار ديگر كه همه اين موارد، در حكم وظايف و مسئوليت‌هاي يك فرمانده، در مديريت نيروهاي انساني سازمان متبوع خود به شمار مي‌رود.
از ديگر اقدامات امام راحل(ره) در مقام سرفرماندهي نيروهاي مسلح، صدور فرمان قاطع اعزام يكان‌هايي از ارتش براي برقراري امنيت به مناطق غرب كشور و سركوب ضد انقلاب و بويژه شكستن محاصره شهر پاوه بود. همچنين مخالفت و مبارزة جدي با مدعيان تشكيل «ارتش بي‌طبقه توحيدي» 0 همه و همه از نمونه‌هاي گويايي است كه از به روز بودن، تحول‌پذيري و به‌كارگيري هنرمندانه افراد تحت فرماندهي امام حكايت مي‌كند؛ يعني همان خصلت‌هاي سه گانه مديران راهبردي كه قبلاً ذكر آن رفت.( (سایت تاریخ معاصر ایران،رفتارشناسي امام خميني(ره) در نقش فرماندهي كل نيروهاي مسلح در هشت سال دفاع مقدس)

رفتارشناسي فرماندهي امام راحل(ره) در جنگ تحميلي
همزمان با به صدا درآمدن طبل جنگ، توسط رژيم بعثي عراق، نخستين گام و بارزترين صفت فرماندهي كه حضرت امام رحل(ره) آن را به عنوان بالاترين مقام مسئول نظامي و رهبري كشور از خود نشان دادند، «خونسردي» و «خويشتن‌داري» چشمگير ايشان در مقابل تجاوز غافلگير كننده عراق بود؛ آن هم در بحبوبه انبوه بحران‌هاي داخلي و فشارهاي خارجي پس از انقلاب كه نشان از اعتماد به نفس غيرقابل تصور امام داشت. در واقع، اين رويه، الگوي بسيار ارزشمندي براي همة فرماندهان و مسئولين رده‌هاي پايين‌تر بود كه موجب ايجاد آرامش رواني در سطوح مختلف كشور – از نهادهاي نظامي و سياسي گرفته تا عامه مردم – شد و از هيجان و به هم ريختگي و دستپاچگي تا حدود بسيار زيادي جلوگيري كرد. اين خويشتن‌داري واعتماد به نفس، نمونه گويايي از خصائل و صفات يك فرمانده عالي نظامي است.
در سي‌ويكم شهريورماه سال 59؛ يعني همان روز آغاز تجاوز عراق به ايران، امام طي پيامي فرمودند: «نبايد با خيال اينكه جنگي شروع شده، دست و پاي خودمان را گم كنيم؛ يك دزدي است كه آمده يك سنگي انداخته و فرار كرده [و] رفته سرجايش؛‌الان هم دولت ايران مشغول شده كه جواب آنها را بدهد.»
در واقع اين گفتار امام، ضمن ارائه يك الگوي برجسته از رفتار و آرامش فرماندهي عالي نظامي، راهبرد و دكترين نظامي ايران را نيز در مقابل عراق اعلام مي‌كند كه ايران جواب متجاوز را خواهد داد واين، نمادي از عدم پذيرش تجاوز و سازش‌ناپذيري با خواسته‌ها وراهبرد دشمن است.
در گام بعدي، امام راحل(ره) به ارائه اطلاعات در سطح راهبردي، پرداخته و علل تحميل جنگ توسط عراق به ايران را اين‌گونه تبيين فرمودند: «توجيه و برآورد اطلاعاتي.» امام، در اين برآورد اطلاعاتي راهبردي، مقابلة استكبار جهاني با اسلام بپا خاسته را به دست عراق، مقابله با قيام مسلمانان عليه رفتار متكبرانة غرب و شرق، جلوگيري از نفوذ اسلام ناب به ديگر كشورهاي مسلمان، تلاش ابرقدرت‌ها براي حفظ منافع خود در منطقه، نا آگاهي از وضعيت ايران و نهايتاً تصرف مناطق نفتي ايران و سرنگوني نظام نوپاي اسلامي اعلام كرده و اين موارد را در شمار علل اساسي اين تجاوز برشمرده و صدام حسين را آغازگر جنگ دانستند.
امام راحل(ره)، سپس دربيان نوع اتخاذ راهبرد نظامي ايران در قبال تجاوز و چگونگي مقابله با آن، تحت عنوان «هويت ما در جنگ تحميلي» ضمن اعلام اينكه جنگ ايران و عراق يك جنگ عقيدتي – سياسي است و نه ادعاهاي به ظاهر ارضي عراق از ايران، شكل جنگ را كه عمدتاً براي سركوب انقلاب ايران به راه افتاده بود، يك جنگ «گره خورده با انقلاب» دانسته و در اين مفاهيم خلاصه فرمودند:
جنگ ما يك جنگ دفاعي است و جنگ دفاعي يك تكليف است و دفاع، يك حركت عقلاني است؛
ايمان و ايثار رزمندگان و شهادت‌طلبي آنان، حاصل انقلابي بودن جنگ به صورت يك قوة الهي عامل اساسي دفاع ما است؛
پاي‌بندي به اصول اخلاقي و عمل به قواعد اسلامي در تكاليف جنگي [در شمار تعهدات ماست]؛
و سرانجام مردمي بودن جنگ و شركت همة اقشار و طبقات در جنگ را تأكيد فرمودند.
در ادبيات نظامي، مي‌توان نكات فوق را همان «راهنماي طرح‌ريزي» به شمار آورد. در اوج‌گيري جنگ در سال اول (60 – 59) امام رحل(ره)،‌به عنوان فرمانده كل قوا، با ملاحظه مصالح كشور، در بحبوبه عمليات، حتي در صدور حكم عزل رئيس جمهور وقت و مسئول هدايت جنگ، به علت به‌وجود آمدن ناهماهنگي‌هاي سياسي و نظامي در سطح كشور، در يك شرايط بسيار خطير – درنگ نكردند. گذشته از آن، اعمال تروريستي و خرابكاري هاي كمرشكن ضد انقلاب مسلح داخلي را تحمل كرده و با اعلام راهبرد ملي تحت عنوان «جنگ در رأس امور است» و اعلام موضع قطعي ايران در صحنة بين‌المللي، براي مجامعي مانند سازمان ملل متحد، با بيان «جنگ تا رفع فتنه» مانع از اين شدند كه مشكلات، موانع داخلي، رقابت‌ها، چالش‌هاي سياسي گروهك‌هاي معاند، آشوب و آتش در پاره‌اي از مناطق غرب كشور، تحميل تحريم‌هاي نظامي، سياسي و اقتصادي و فشارهاي خارجي  به كشور، بتوانند بر جريان جبهه‌ها و عزم استوار و اراده خلل‌ناپذير رزمندگان تأثير نامطلوب بگذارند و كوچكترين تزلزلي در اراده ملي، مبني بر آزادسازي مناطق اشغالي، رفع تجاوز وسركوب متجاوز، تزلزل و ترديد و ناهماهنگي ايجاد نمايد. ايشان، در واقع راهبرد ملي و نظامي ايران را با عزمي استوار، همچنان دنبال كردند و حتي شهادت فرماندهان عالي‌رتبه ارتش در جريان سانحه سقوط هواپيماي سي – 130 را با بردباري تحمل كردند؛ همچنين، ترورهاي متعدد مقامات بلندپايه كشوري، نه تنها تأثيري در ارادة آهنين فرماندهي كل ايجاد نكرد؛ بلكه ايشان را هر لحظه در اجراي خواسته‌هاي بر حق ايران، مبني بر پذيرش آتش‌بس، مشروط به آزادسازي كل مناطق اشغالي و عقب‌نشيني كامل نيروهاي دشمن و متجاوز شناخته شدن رسمي عراق، تنبيه متجاوز و جبران خسارت، استوارتر مي‌كرد. اين استواري امام، رعايت اصل «هدف» را كه از اصول جنگ به شمار مي‌رود، به ما گوشزد مي‌كند.
امام، در اين زمينه به اساسي‌ترين عوامل پيشبرد راهبرد ملي و نظامي، توجه خاص مبذول داشتند.كه همانا «دميدن روحيه استقامت و رزمندگي و اميدواري در رزمندگان و ملت ايران» بود. امام، همچنين ضمن اشاره به امدادهاي خداوندي، بر بحق بودن ايران در جنگ و اداي تكليف در مبارزه با تجاوز، پافشاري و از اين امر، لحظه‌اي فروگذار نمي‌كردند. در سال اول جنگ، با اعلام تدبير عملياتي «حصر آبادان بايد شكسته شود»، راهبرد عمليات قاطع و صريح و روشني را نيز براي كسب برتري بر ماشين جنگي دشمن و به شكست كشاندن راهبرد متجاوز به نيروهاي مسلح ابلاغ فرمودند.
نكته شايان توجه در تمامي اين موارد، علاوه بر توكل خالصانه امام به حول وقوة الهي و اعتقاد راسخ به پيروزي نهايي حق بر باطل – از منظر نظامي – مشاورت دائمي و مستمر با فرماندهان و مسئولان بلندپايه لشكري و مسئولان تراز اول كشوري، براي دريافت نظرات كارشناسي آنان به منظور تصميم‌گيري و صدور تدابير نهايي خود بود و اين امر، نشان مي‌دهد كه حضرت امام، مفهوم اساسي «روش فرماندهي و ستاد» را در سطح كلان، همواره، ‌در نظر داشتند.
فرماندهان درگير در جنگ، پيوسته با خطرات، تهديدها و مشكلات متنوعي روبه‌رو هستندكه بخشي از اين مشكلات، فيزيكي هستند؛ مانند: نيازهاي روزافزون آمادي يا مشكلات شخصي نيروي انساني و يا تغييرات غيرمنتظره در صحنه رزم، اما بخش ديگري از مشكلات فرماندهان، حضور احساسات روحي ورواني آنان است؛ از جمله تأثر خاطر به سبب تلفات و ضايعات وارده ناگزير بر نيروهاي انساني تحت فرماندهي آنان كه اين موضوع، براي فرماندهان، سخت دردناك و غم‌انگيز است؛ زيرا هريك از رزمندگان، در واقع، در حكم فرزندان فرماندهان به‌شمار مي‌آيند. حضرت امام راحل نيز در سطح عالي فرماندهي خود از اين امر مستثني و فارغ نبودند و از شهادت رزمندگان در جبهه‌ها و وضعيت خانواده‌هاي آنان،‌درد و غمي جانكاه در دل ايشان مي‌نشست و بارها و شيوه‌هاي گوناگون اشاره مي‌فرمودند كه: «من به همة عزيزاني كه خانه و كاشانه و جگرگوشگان خود را در اين حوادث و ميدان‌هاي كارزار از دست داده‌اند، عرض مي‌كنم كه يقيناً شما احساس همدردي و رنج اين خدمتگزار و پدر پير خود را درك مي‌كنيد؛ من ويراني خانه و شهر شما را ويراني خانه خود و شهادت و جراحت عزيزان و فرزندان شما را جراحت و شهادت فرزندان خود مي‌بينم، اما شما را به صبر و مقاومت سفارش مي‌كنم.»
آخرين فراز بيانات فوق، كماكان نشان دهنده روحيه محكم و عزم خلل ناپذير فرماندهي عالي نظامي ايران در ادامه و اتمام مأموريت و وصول به هدف مي‌باشد كه سرمشق و الگويي بسيار ارزنده براي رده‌هاي ديگر فرماندهان است كه مي‌بايسست با وجود همة مشكلات و موانع، فكر و ذكري جز درهم شكستن ميل جنگجويي و به شكست كشاندن راهبرد حريف نداشته باشند.
امام، در جهت هدايت راهبردي جنگ، همواره، اوامر و تذكرات قاطع و بهنگامي را به نيروهاي مسلح، براي انجام مأموريت صادر و همچنين، در حمايت جبهه‌ها از نظر نيروي انساني و امور آمادي، مصوبات و فرمان‌هاي متعددي صادر فرمودند؛ مانند پذيرش تشكيل قرارگاههاي عملياتي، جابه‌جايي نيروهاي عمده از مناطق سرزميني به مناطق عملياتي، احضار نيروهاي احتياط و بسيج، تأكيد بر همكاري ارتش و سپاه، صدور فرمان مبني بر تشكيل سه نيرو براي سپاه پاسداران، تأكيدات فراوان به دولت براي پشتيباني از جبهه‌ها، قرار دادن نيروي بسيج مستضعفين در اختيار سپاه پاسداران و نمونه‌هايي از اين دست، از جمله فرمان‌هاي راهبردي فرماندهي عالي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران براي افزايش بنيه دفاعي و كارايي نيروهاي رزمنده بود.
موضوع پذيرش آتش‌بس – پس از انجام عمليات بيت‌المقدس و فتح خرمشهر – كه امام پس از مشاورة فراوان با فرماندهان نظامي و مسئولان سياسي كشور و بررسي كليه جوانب امر، نظر نهايي خود را اتخاد فرمودند، در واقع نمونه ديگري از كاربرد روش «فرماندهي و ستاد» - آن هم در يك سطح بالا و راهبردي – است و به قرار گفته‌ها و نقل‌قول ها، امام، نظرات فرمانداهان نظامي و كارشناسان سياسي را بر نظريه خويش مقدم شمرده و نهايتاً پيشنهادهاي آنان را توأم با ارائه رهنمودهاي ارزنده‌اي براي ادامه جنگ، پذيرفتند.
يك نمونه ديگر از نگاه كاملاً نظامي امام راحل(ره) را مي‌توان در عمليات معروف «فتح‌المبين» ملاحظه كرد. روز قبل از آغاز عمليات فتح‌المبين، با توافق دو فرمانده اصلي جنگ، يعني شهيدصياد شيرازي و برادر محسن رضايي، در بعدازظهر روز يكم فروردين سال 61، آقاي محسن رضايي، ضمن شرفيابي اضطراري به حضور امام و ارائه گزارش وضعيت جبهه‌ها، از امام درخواست مي‌كند كه براي آغاز آفند نيروهاي ايراني در جبهه فتح‌المبين «استخاره» نمايند. امام راحل(ره) در پاسخ مي‌فرمايند: «اگر شما پيش‌بيني و تهيه‌هاي لازم را براي عمليات كرده‌ايد كه ديگر نيازي به استخاره نيست؛ برويد و كار خود را عملي كنيد، اما براي تبرك مي‌توانيد به قرآن توسل جوييد.» اين امر نشان مي‌دهد كه حضرت امام(ره)، با وجود مقام عالي معنوي و عرفاني خود، چگونه مانند يك فرمانده نظامي عمل‌گرا بوده‌اند.
نمونه ديگري از بينش نظامي راهبردي امام، علاوه بر بينش سياسي و درك اوضاع بين‌المللي و ترفندهاي استكباري، دستور بازگشت نيروهاي اعزامي ايران به لبنان از ابتداي راه، پس از آغاز هجوم رژيم صهيونيستي به جنوب لبنان بود. عراق، براي رهايي از فشار نظامي ايران، پس از فتح خرمشهر با ترفند برقراري آتش‌بس با ايران، موضوع «دعوت از ديگر كشورهاي مسلمان براي مبارزه دسته جمعي با تجاوز رژيم صهيونيستي» را مطرح كرد كه البته موضوع اجراي آتش‌بس با ايران، طبق اين خدعه عراق، تحميل همان شرايط مورد نظر عراق بود كه قبلاً به آن اشاره شد كه هرگز مورد قبول ايران نبود. در چنان زمان هيجان آلود و فضاي سياست‌زده‌اي كه تعدادي از فرماندهان و سياسيون هم از روي احساسات و هيجان، متمايل به اين امر شده بودند،‌امام، با درك صحيح از وضعيت صحنه بين‌الملل براي منصرف كردن ايران از ادامه عمليات عليه دشمن، با اعلام شعار «راه قدس از كربلا مي‌گذرد» و بيان اينكه، «تا همة كشورهاي مسلمان نيرو به جبهه اسرائيل اعزام نكرده‌اند، ايران به تنهايي به اين كار اقدام نمي‌كند»، در واقع ترفند سياسي نظامي دشمنان را خنثي كرده و ادامه جنگ تا شكست كامل راهبرد تجاوزكارانه عراق به ايران را در اولويت كارها قرار دادند.
از ديگر اقدامات راهبردي نظامي امام راحل(ره)، در نقش فرمانده كل نيروهاي مسلح، اعلام تذكرات، اخطارها و هشدارهاي سياسي و بخصوص نظامي به نيروهاي خودي و دشمن است كه در اين موارد مي‌توان به نمونه‌هاي زيرين استناد كرد:
تذكر به نيروهاي مسلح خودي در باب حفظ روحيه، استقامت و اتحاد و انسجام هرچه بيشتر؛
هشدار به مخالفين داخلي و ضد انقلاب در مورد انتقادات و كارشكني‌هاي آنان؛
هشدار به مردم و ارتش عراق؛
هشدار به دولت‌هاي منطقه، بخصوص حاميان صدام و دعوت ازكشورهاي اسلامي براي مقابله با صدام؛
بيان جنايات رژيم بعثي، عليه مردم عراق؛
بيان جنايات رژيم يعني در ايران، عليه مردم بي‌دفاع به صورت بمباران شهرها و مراكز غيرنظامي و مسكوني؛
و سرانجام، هشدار به نيروهاي خودي، بويژه نيروي هوايي، براي پرهيز از وارد كردن صدمه به غيرنظاميان و تأسيسات غيرنظامي و مناطق مسكوني.
پذيرش قطعنامه‌هاي صادره از شوراي امنيت (تقريباً به استثناي قطعنامة 598) و پيشنهادهاي آتش‌بس ميانجي‌گران بين‌المللي مانند «ضياءالحق» - رئيس جمهور وقت پاكستان - «احمد سكوتوره» - رياست جمهوري غنا - «حبيب شطي» - دبيركل اتحاديه عرب - «پرز دوكوئيار» - دبيركل سازمان ملل متحد – و عده‌اي ديگر و متقابلاً، عدم پذيرش قطعنامه‌هاي شوراي امنيت مبني بر برقراري آتش‌بس فوري از سوي امام از آن جهت بود كه پذيرش هريك از اين قطعنامه‌ها و پيشنهادها در زمان خود، در شرايطي بود كه هنوز مناطق وسيعي از ايران در اشغال نيروهاي متجاوز قرار داشت كه در مذاكرات آتش‌بس، بدون ترديد كفه امتيازدهي را به سود عراق سنگين مي‌كرد؛ بنابراين، تا فراهم آمدن يك زمينه كاملاً مساعد و مناسب در جبهه‌هاي جنگ، پذيرش آتش‌بس در وضعيت موجود از نظر نظامي به سود ايران نبود.
از سوي ديگر، موافقت با سازماندهي‌هاي كلان و راهبردي، در نيروهاي مسلح، براي تسهيل امور مربوط به فرماندهي و كنترل، مانند: تشكيل قرارگاه خاتم‌الانبياء(ص) و انتصاب آيت‌الله خامنه‌اي و سپس آقاي رفسنجاني به عنوان فرماندهان اين قرارگاه و تصويب پيشنهادهاي اين ستاد، اقدامي نظامي در سطح كلان به شمار مي‌رود.
پذيرش قطعنامه 598 در مرداد 1367، در وضعيتي صورت گرفت كه در صحنه بين‌المللي و منطقه‌اي همه چيز و همة امور به زيان ايران پيش مي‌رفت و اين، درحالي بود كه خطرات بسيار بزرگي را متوجه اساس كشور و نظام كرده بود. حمايت‌هاي بي‌دريغ و همه جانبه استكبار شرق و غرب ازديدگاه‌هاي سياسي، اقتصادي و تجهيزاتي عراق و متقابلاً تشديد تحريم ايران و بويژه احتمال بسيار زياد كاربرد سلاح‌هاي شيميايي، عليه شهرهاي ايران توسط صدام و نيز شدت گرفتن جنگ نفت‌كش‌ها و مشكلات اقتصادي كمرشكن براي دولت جمهوري اسلامي، حضور ناوگان آمريكا در خليج فارس و اقدامات خصمانه آن عليه سكوهاي نفتي و ناوگان نيروي دريايي ايران از سوي آمريكا، بخش كوچكي از فشارهاي عظيم بين‌المللي بود كه براي جلوگيري از شكست عراق، بر ايران وارد مي‌شد و امام، پس از رايزني‌هاي مفصل با مسئولان بلندپايه كشوري و لشكري و دريافت پيشنهادها، خواسته‌ها، نيازمندي‌ها و تطبيق آنها با امكانات و مقدورات موجود، نهايتاً در زماني بسيار حساس – به عنوان فرمانده عالي جنگ – قطعنامه آتش‌بس را پذيرفتند؛ درحالي كه ممكن بود همه چيز به ضرر و زيان ايران تمام شود.
آزادسازي مناطق اشغالي و بيرون راندن متجاوز و از همه مهم‌تر، با شكست مواجه كردن راهبرد متجاوزو حاميان او در تجاوز نظامي به ايران، در شرايطي كه نظام جهوري اسلامي ايران به عنوان يك قدرت برتر در منطقه تثبيت شده بود، نشانه‌هاي بارزي از پيروزي‌هاي به دست آمده طي هشت سال دفاع مقدس هستند و از اين رو، مي‌توان پذيرش قطعنامه 598 را ازديدگاه نظامي اقدامي به موقع؛ در شرايطي كه مناطق اشغالي آزاد شده بودند، به حساب آورد. (سایت تاریخ معاصر ایران،رفتارشناسي امام خميني(ره) در نقش فرماندهي كل نيروهاي مسلح در هشت سال دفاع مقدس)

نتيجه
اگر آزادسازي مناطق اشغالي و به شكست كشاندن راهبرد عراق، در تجاوز به ايران را بزرگترين و اساسي‌ترين پيروزي در اين جنگ طولاني براي ايران بدانيم، بدون شك، فرماندهي عالي نظامي الهي امام(ره) و بينش، زيركي و موقع‌شناسي خاص ايشان به عنوان فرمانده عالي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران،‌يكي از محوري‌ترين مؤلفه‌هاي اين پيروزي بوده است. (سایت تاریخ معاصر ایران،رفتارشناسي امام خميني(ره) در نقش فرماندهي كل نيروهاي مسلح در هشت سال دفاع مقدس)

چگونه امام خميني از بعد امنیتی قابل تحریف است؟
مقدمه
جمهوری اسلامی ایران نخستین حکومتی است که در عصر جدید، داعیه پیروی و اعمال اصول اسلامی در سیاست را دارد. پایه های اعتقادی این حکومت، بر گرفته از تفسیری خاص از اسلام می باشد. به قول «فرد هالیدی »، انقلاب اسلامی ایران نخستین انقلاب در تاریخ جدید (پس از انقلاب کبیر فرانسه در1789) می باشد که ایدئولوژی حاکم، شکل سازمان، اعضای رهبری کننده و هدفهای اعلام شده آن، هم در ظاهر و هم در باطن، مذهبی بوده است. نظام حاصل از این انقلاب نیز کاملا بر پایه های ایدئولوژی اسلامی استوار گردیده است.بنابر این، طرح مقولات در عرصه سیاست و حکومت ج .ا.ا بدون یاد آوری و تبیین جنبه اسلامی آن، نامفهوم خواهد بود. بدین منظور، در ابتدای این بحث تلاش می شود تا جایگاه بحث امنیت در اسلام مشخص گردد و پس از آن، دیدگاههای امام خمینی در خصوص این مساله مورد بررسی قرار گیرد.
مباحث مربوط به دیدگاه امام خمینی از آنجایی در ادامه بحث امنیت در اسلام مورد توجه قرار می گیرد که در واقع، اندیشه های سیاسی و حکومتی امام، باز تاب تفسیر ایشان از سیاست و حکومت در اسلام می باشد. امام خمینی  با توجه به دیدگاه ویژه ای که در خصوص حکومت اسلامی داشتند و تمامی تلاش خود را در دوران مبارزات و استقرار نظام، صرف پیاده نمودن آن نمودند، در زمینه مفاهیمی چون امنیت و منافع ملی نیز دارای تفسیر مذهبی ویژه خود بودند. این تفسیر به طور همه جانبه، مباحث سیاسی و حکومتی نظام را در دوران بیست ساله عمر آن مورد تاثیر خود قرار داده است. با توجه به این مساله طرح بحث امنیت در جمهوری اسلامی بدون فهم دیدگاه های امام ناقص خواهد ماند. لذا بررسی دیدگاه های کلی اسلام و اندیشه های سیاسی امام در این خصوص می تواند مقدمه ای برای ورود به بحث امنیت در جمهوری اسلامی ایران باشد.
نکته دیگری که در این مقاله لازم به یادآوری است، مفهوم امنیت می باشد. آنچه که امروزه در مباحث سیاسی، خصوصا در مباحث سیاست خارجی، بیشتر مد نظر می باشد، مفهوم «امنیت ملی » است نه فقط «امنیت » تنها.امنیت ملی از مفاهیمی است که عمر چندانی در مباحث سیاسی ندارد. ریشه آن به انقلاب کبیر فرانسه بر می گردد; زمانی که برای اولین بار واژه هایی چون «ملی » و «ملیت »، خلق شده و دارای تعاریف و محدوده های ویژه ای گشتند. تا امروز این مفهوم دچار تحولات مختلفی شده است که طرح آن در این بحث مقدور نیست.  آنچه که می توان در اینجا به آن اشاره نمود، این است که امنیت ملی دارای دو بعد می باشد: 1- بعد داخلی، 2- بعد خارجی. به رغم اینکه نمی توان در اسلام تعریف خاصی از امنیت ملی را جست جو نمود; ولی با معیار قرار دادن «مساله امنیت »، می توان هم برای ابعاد داخلی آن و هم برای ابعاد خارجی آن، دیدگاه های مشخصی یافت. در بررسی آرای امام خمینی نیز در خواهیم یافت که ایشان به گونه ای به هر دو جنبه از ابعاد یاد شده امنیت ملی توجه داشتند. برای جلوگیری از اطاله کلام و بدون آنکه مبحثی مستقل در خصوص امنیت آورده شود، به اصل موضوع می پردازیم.
الف - بررسی دیدگاه اسلام:
1 - بررسی متون اسلامی
بهترین راه شناخت دیدگاه اسلام راجع به مفهوم امنیت، رجوع به منابع اولیه اسلامی است. قرآن کریم اولین منبع احکام اسلامی است. قرآن، امنیت را یکی از اهداف استقرار حاکمیت الله و استخلاف صالحان و طرح امامت می شمارد. قرآن در این باره می فرماید:
«خدا به کسانی که از شما بندگان (به خدا و حجت عصر«عج ») ایمان آورد و نیکوکار گردد وعده فرمود که (در ظهور امام زمان) در زمین خلافت دهد، چنانکه امم صالح پیامبران سلف، جانشین پیشینیان خود شدند و علاوه بر خلافت، دین پسندیده آنان را (که اسلام واقعی است)بر همه ادیان تمکین و تسلط عطا کند و به همه مؤمنان پس از خوف و اندیشه از دشمنان ایمنی کامل دهد که مرا به یگانگی بی هیچ شائبه شرک و ریا پرستش کنند(نور 55) و نیز احساس امنیت را از خصایص مؤمن معرفی می کند:«اوست خدایی که سکینت و وقار بر دلهای مؤمنان آورد (فتح 4). همچنین مداهنه با دشمن و روح سازش را منافی با امنیت می داند.«پس تو (و امتت ای رسول) هرگز از مردم کافری که آیات خدا را تکذیب می کنند، پیروی مکن. کافران بسیار مایلند که تو با آنها مداهنه و مدارا کنی (و معترض بتهایشان نشوی) تا آنها هم به نفاق با تو مدارا کنند» (قلم 8 و9) و تامین امنیت را از اهداف جهاد می شمارد:«و با کافران جهاد کنید تا فتنه و فساد از روی زمین بر طرف شود و همه را آیین دین خدا باشد.»(بقره 193) و شهری که در آن امنیت باشد، از مثلهای الگوهای قرآنی است: «و خدا بر شما حکایت کرد و مثل آورد (تا گوش کرده و عبرت گیرید) مثل شهری را (چون شهر مکه) که در آن امنیت کامل حکمفرما بود و اهلش در آسایش و اطمینان زندگی می کردند و از هر جانب، روزی فراوان به آنها می رسید.»(نحل 112)
علاوه بر قرآن کریم، احادیث ائمه اطهار(ع) نیز در باب امنیت راهگشا می باشند. حضرت علی(ع) تامین امنیت در جامعه را از انگیزه های قیام صالحین و اهداف عالیه امام می داند:
«خدایا تو می دانی آنچه از ما رفت نه به خاطر رغبت در قدرت بود و نه از دنیای ناچیز خواستن زیادت; بلکه می خواستیم نشانه های دین را به جایی که بود، بنشانیم و اصلاح را در شهرهایت ظاهر گردانیم، تا بندگان ستمدیده ات را ایمنی فراهم آید و حدود ضایع مانده ات اجرا گردد.»
و نیز در عهدنامه مالک اشتر، ضمن تاکید بر انعقاد پیمانهای صلح برای تامین امنیت، پیشگیری از عوامل تهدید کننده امنیت را نشان می دهد:
«و از صلحی که دشمن، تو را بدان خواند و رضای خدا در آن بود، روی متاب که آشتی، سربازان تو را آسایش رساند. و از اندوه هایت برهاند و شهرهایت ایمن ماند. زنهار! زنهار! از دشمن خود پس از آشتی بپرهیز که بسا دشمن به نزدیکی گراید تا غفلتی یابد و کمین خود بگشاید... پس وراندیش شو و به راه خوش گمانی مرو.»
اصولا اسلام هر نوع ایجاد وحشت و هراس را در درون انسانهایی که مرتکب خلافی نشده اند، ظلم و تجاوزی بس بزرگ تلقی می کند. امنیت جان و مال و عمل و حقوق و آزادیهای مربوطه، شخصیت و شرف و حیثیت و مسکن، از تاکیدات اسلام است; ضمن اینکه امنیت در اسلام، اختصاص به صالحان و افرادی دارد که مرتکب خلافی نشده و در مسیر انجام وظیفه اند و در مقام احترام به قانون هستند. و اما آنها که در مسیر خلافند و یا مرتکب بزه و جرم شده اند، به دلیل ماهیت عملکردشان، از حق امنیت محرومند: «آنانکه ایمان به خدا آورده و ایمان خود را به ظلم و ستم نیالودند، در دو عالم ایمنی آنها راست.»(انعام 82)
توجه به آیات و روایات یاد شده می رساند که اسلام از یک طرف وجود امنیت را در داخل بلاد اسلامی و حتی در درون فرد مسلمان ضروری می داند و از سوی دیگر، به جنبه خارجی امنیت در سرزمین های اسلامی توجه دارد و در همین راستاست که مسلمانان را از مداخله و سازش با دشمن بر حذر می دارد و در عین حال، به انعقاد پیمانهای صلح عادلانه با دشمن تاکید می نماید.
 از دیدگاه اسلام، حفظ و تامین امنیت از وظایف حکومت اسلامی است. به طوری کلی، حضرت علی(ع) وظیفه حکومت را سه چیز اعلام می دارد:1- اصلاح اهل 2- عمران بلاد 3- حفظ ثغور. اصلاح اهل; یعنی ترقی و تعالی انسانها و نسلهای آدمی. تکامل استعدادهای نهفته در هر انسان، در زمره این وظیفه می باشد. عمران بلاد نیز توسعه و ترقی عمدتا مادی سرزمین اسلامی را مورد توجه قرار می دهد. سومین وظیفه حکومت که در اینجا مورد نظر است، حفظ ثغور یعنی حفظ مرزهای کشور است. با توجه به مضمون روایت فوق، در حقیقت، روابط بین المللی وسیله ای در تحکیم و حفظ ثغور سرزمین است و مسؤولین بخشهای دیگر اجرایی در اصلاح اهل و عمران بلاد مسؤولیت خود را باید همگام با برنامه حفظ شؤون و ثغور بین المللی کشور اسلامی ایفاء نمایند. (سایت حوزه ،مؤلفه های امنیت در اندیشه امام خمینی،سالار، محمد)
2 - رابطه امنیت و سیاست خارجی
مساله امنیت بدون توجه به مبانی سیاست خارجی در اسلام ناقص خواهد ماند. اعتقاد کلی بر این است که این آیین در همه زمینه ها از جمله نظام حکومتی، که خود سیاست خارجی را نیز شامل می شود، نظر و برنامه دارد. قبل از پرداختن به اصول سیاست خارجی اسلام، لازم است تا مفهوم «منافع ملی » یا «مصالح جامعه اسلامی » روشن گردد. همان طوری که گفته شد، واژه های ملی و ملیت، اصطلاحات نوینی هستند که در عرصه روابط بین الملل ظهور کردند. اسلام دینی است فراگیر، جهانی و همیشگی که برای مرزهای ملی ارزش ذاتی قائل نیست. به همین دلیل، «حفظ منافع ملی » نمی تواند به عنوان اصل اولیه سیاست خارجی اسلام ملحوظ گردد. به عبارت دیگر، در عرف بین المللی، مفاهیم مرز، حاکمیت ملی و جمعیت و تابعیت تعاریف خاص خود را دارد که در اسلام برای مفاهیم یاد شده، تعاریف دیگری در نظر است. همچنین شالوده سیاست خارجی در اسلام، بر قواعد الزام آور حقوقی در فقه استوار است و فقه برای بنیادهای ملیت، ارزش حقوقی قائل نیست; ضمن اینکه اصل حفظ منافع ملی، زیر بنایی ترین و کلی ترین اصل سیاست خارجی عرفی حاکم است. لذا، اصول دیگر تماما رنگ حفظ منافع ملی را به چهره دارد; لکن در فقه سیاسی اسلام اصل دیگری به نام حفظ دارالاسلام حاکم است که اصول دیگر در پرتو آن رنگ می گیرد. (8) با این تفسیر، امنیت ملی نیز در اسلام مفهوم خاصی پیداکرده. و کلمه امت به جای واژه ملت می نشیند و امنیت یک کشور اسلامی به امنیت کل جهان اسلام وابسته می گردد. به عبارت دیگر، در برداشت اسلامی، امنیت امت اسلامی به جای امنیت ملی و مصالح جامعه اسلامی، به جای منافع ملی گسترش می یابد.
به هر تقدیر، می توان مبانی سیاست خارجی در اسلام را در سه اصل کلی زیر خلاصه نمود: (9)
1 - حفظ دارالاسلام در مقابل دارالحرب، دارالکفر و دارالمعاهد: در اسلام تمامی ارتباطات امنیتی - اقتصادی خارجی باید در راستای این اصل تنظیم گردد. مسائلی از قبیل: حسن همجواری، خرید و فروش تسلیحات، تجهیز قوا، جهاد تدافعی، مناسبات سیاسی، تجاری و اقتصادی با دول و سازمانهای دیگر که موجب امنیت و جلب حمایت دیگران و کمک به بشریت در جهت رسیدن به آرامش و همزیستی مسالمت آمیز است، در زیر مجموعه حفظ دارالاسلام جای دارند.
 2 - اصل دعوت: اصل دعوت در اسلام به خوبی مؤید طرح تکاملی انسان به سوی حرکت در جهت ایجاد امت واحده جهانی است و به این ترتیب، خواستار بر قراری پیوند میان امنیت جامعه اسلامی با جوامع دیگر است. قرآن کریم می فرماید:«یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم ». علاوه بر اسلام، تمامی مکاتب دینی و سیاسی دیگر نیز به اصل دعوت اهتمام خاصی دارند. فلسفه وجودی بسیاری از ارتباطات نوین امروزی (رادیوها،...) مبتنی بر اصل دعوت است. در دیدگاه اسلامی، اجتنات از این اصل نه تنها دارالاسلام را با خطر اضمحلال مواجه می سازد; بلکه عقوبت اخروی نیز در انتظار خواهد بود. این اصل از چنان اهمیتی بر خوردار بود که جزء اولین وظیفه اجتماعی هر پیامبری به شمار می رفت.
3 - اصل نفی سبیل: این اصل مبتنی بر اقتدار اسلام و اعتلای آن بر دیگر مکاتب است. «الاسلام یعلوا و لایعلی علیه ». به عبارت دیگر، ولایت کفار بر مسلمانان در اسلام جایز و پسندیده نیست. بر طبق این اصل، اگر در معاهده ای (اقتصادی - امنیتی) حیثیت دارالاسلام لحاظ نشده باشد، آن معاهده ملغی می باشد.
با توجه به مبانی و اصول سیاست خارجی اسلام، مشخص می گردد که این مساله در چارچوب بنیانهای ملی، منطقه ای، نژادی یا جغرافیایی محصور نمی ماند; بلکه رسالتی جهانی و پیام آن برای همه جهانیان است. از نظر اسلام، وضع موجود و حاکم بر سیاست جهانی از قبیل حاکمیت زور و محرومیت ملل مستضعف مردود است. در واقع، هدف نهایی اسلام استقرار کامل ارزشهای الهی در کل جهان است. بر این اساس است که نظام حکومت اسلامی از لحاظ آرمانی باید خود را نسبت به تمام مسلمانان و محرومان جهان متعهد بداند. علاوه بر این دیدگاه آرمانی، فلسفه جهاد در راه اسلام، راهگشای بسیاری از مسائل در سیاست خارجی حکومت اسلامی است. همان طوری که قبلا دیدیم، امر جهاد تدافعی در زیر مجموعه اصل حفظ دارالاسلام آورده شد; بنابر این، مهمترین فلسفه وجودی جهاد در چارچوب این اصل قرار می گیرد.
3 - رابطه قدرت و امنیت
در مباحث سیاسی و همچنین در عمل، مفهوم امنیت از مفهوم قدرت جدایی ناپذیر است. در طول تاریخ، مساله قدرت ملل همیشه از طریق جنگها مورد آزمون قرار گرفته است. در مکتب اسلام توسل به جنگ و اعمال قدرت فقط برای دفاع از جان، مال، ناموس، مسکن، آزادی، استقلال و مرام سایر افراد ملت جایز است و اقدام به آن، چه در حالت تدافعی و یا در وضعیت آزادی بخش منوط به مفروض بودن تجاوز و هجوم و یا قصد به تهاجم و اقدام خصمانه از سوی دشمن است; ضمن اینکه مساله جهاد و آمادگی برای آن، یکی از وظایف و شؤون اصلی امامت است و انجام آن منوط به اجازه امام است. با ملاحظه این اصل است که اسلام غیر از جهاد، اقسام دیگر جنگها را منسوخ کرده و فقط جنگی را مشروع و صحیح دانسته که در راه خدا و به منظور رفع تعدی و تجاوز و تخطی باشد. پس می توان استنباط نمود که دکترین نظامی در اسلام ذاتا تدافعی است و نه سلطه جویانه و تهاجمی. با این حال، این اصل بدین مفهوم نیست که در حکومت اسلامی به آمادگی قوای نظامی توجه نباید شود. (10) در اینجاست که مساله اهمیت قدرت در اسلام مشخص تر می گردد. در اسلام منشا قدرت و حاکمیت، خداوند است و هیچ قدرتی نیز جز به خواست خدا و از جانب او وجود ندارد. به عبارت دیگر، هیچ صاحب قدرتی مستقلا در عالم وجود ندارد و همه قدرتها به موهبت الهی در سلسله مراتب ولایت و حاکمیت پدید می آید. بر طبق اعتقادات تشیع، قدرت در حوزه ولایت تشریعی به ولی یا حاکم تفویض می گردد و ولی می تواند در تمام ابعاد اجتماعی، اعم از سیاسی، نظامی، دینی اعمال قدرت کند. علاوه بر دارنده قدرت، در اسلام، کیفیت و کمیت آن نیز بسیار مهم می باشد. در اینجاست که بحث قدرتمندی دولت اسلامی مطرح می گردد. تاکیدات اصلی اسلام در زمینه قدرت، عمدتا شامل خصایص روحی و معنوی قدرت است. ایمان مؤمنین و عمل صالحین و علم مسلمین از مهمترین منابع قدرت در اسلام است. توجه به تاریخ صدر اسلام نیز گویای چنین امری است. در واقع جنگهای پیامبر(ص) نشان می داد که قدرت لشگریان مسلمان در صدر اسلام نه در برتری اسلحه شان بود و نه در امتیازات سازمان; بلکه به برتری اخلاق و روحیه شان وابسته بود. تضعیف این روحیه توکل در اواخر دوره حیات پیامبر(ص) بود که خداوند می فرماید در حالی که قبلا هر سرباز اسلام می توانست در برابر ده سرباز کفر بجنگد، الآن فقط می تواند در برابر دو سرباز آنها استقامت نماید(انفال 65 -66). به هر تقدیر، اسلام به آمادگی دفاعی و نظامی مسلمین نیز برای حفاظت از امنیت امت اسلامی، تاکید می کند. قرآن در آیه ای سوره نساء می فرماید:«ای اهل ایمان! سلاح جنگ بر گیرید و آنگاه دسته دسته یا همه به یکبار متفق برای جهاد بیرون روید.» اسلام با درک واقع بینانه اش از تزویر و تمهیدات سلطه گرانه حکومتهای استعماری و خودکامه، بر ضرورت تحکیم و تقویت استعداد و قدرت نظامی مسلمانان تاکید بسیار دارد:«واعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم و اخرین من دونهم لاتعلمونهم الله یعلمهم ».
توجه به عامل قدرت برای حکومت اسلامی محصور به دیدگاههای قرآنی و ائمه اطهار نیست. متفکران اسلامی نیز در این مساله غور و بررسی نموده اند. از جمله کسانی که شاید بیشتر از همه متفکران مسلمان در باب مساله قدرت اندیشه کرده باشد، ابن خلدون است. وی تا حدی بر خلاف اکثر متفکرین قدیم اسلامی که بیشتر به دنبال تشریح آرمانهای اسلامی بوده اند، واقع بینانه تر و عینی تر با مسائل اسلامی بر خورد کرده است. شاید این بدلیل روش شناختی خاصی است. که ابن خلدون انتخاب کرده بود و آن، نظریه پردازی بر حسب عینیات علوم اجتماعی بود. به هر تقدیر، در نزد ابن خلدون، دولتی می تواند موجب تامین خود و جامعه خود باشد که اولا خودکامه باشد و ثانیا هر نوع اختلالی را در درون نظام، به سادگی از بین ببرد. عصبیت بالای دولت، روحیه جوش و خروش و جهانگیری و غلبه، حمیت جمعی و دفاع مشترک، تعداد زیاد کارگزاران، جمعیت زیاد، وسعت قلمرو و خاک، رفاه و توانگری، رابطه متقابل بین دولت و مردم، کسب آداب و سنن، باج و خراج ستانی دولت و تمدن سازی، از ویژگیهای دولت قدرتمند در نظر ابن خلدون است; ضمن اینکه نداشتن عصبیت و روح یادگیری، کمی حد و ثغور، تعارض بین سلطان و دربار در اداره جامعه و نداشتن نیروی نظامی قوی برای مقابله با تهاجمات، از ویژگیهای دولت ضعیف می باشد(سایت حوزه ،مؤلفه های امنیت در اندیشه امام خمینی،سالار، محمد)

معنای لغوی واژه امنیت
کلمه امنیت ریشه در واژه «امن» از زبان عربی دارد و به معنی در امان و آسایش بودن، مصونیت از خطر و ترس و آرامش خاطر می باشد. واژه «امن» یعنی بی گزند و بی آسیب و دارای آرامش. امنیت هم یعنی بی گزندی و بی آسیبی یا حالتی که در آن گزند و خطر و آسیب راه ندارد و آرامش در آن برقرار است. در تعریف امنیت «Security» می توان گفت:
«در لغت حالت فراغت از هر گونه تهدید یا حمله و یا آمادگی برای رویارویی با هر تهدید و حمله را گویند. در اصطلاح سیاسی و حقوقی به صورت امنیت فردی، امنیت اجتماعی، امنیت ملی و بین المللی به کار برده می شود.
امنیت به معنی حراست از یک فرد، جامعه، ملت و یک کشور در برابر تهدیدهای خارجی است و نقطه مقابل «تهدید» به شمار می رود، هر کشوری که بتواند تهدیدهای بالقوه و بالفعل را از میان بردارد، به آسایش و امنیت رسیده است.
«واژه ی امنیت، ابتدا در ادبیات سیاسی آمریکا شدیدا متداول شد. بعد از تغییرات مهمی که پس از جنگ جهانی دوم در سیاست بین الملل پدید آمد، باعث شد تا این مفهوم نیز هر چه بیشتر کارآیی پیدا کند.
«والترلیپمن» محقق و نویسنده آمریکایی، نخستین کسی است که مفهوم امنیت ملی را به روشنی تعریف کرد: «یک ملت وقتی دارای امنیت است که در صورت اجتناب از جنگ بتواند ارزش های اساسی خود را حفظ کند و در صورت اقدام به جنگ، بتواند آن را به پیش ببرد.
نکته ای که در اینجا لازم به یادآوری است، مفهوم امنیت می باشد. «آنچه که امروز در مباحث سیاسی، خصوصا در مباحث سیاست خارجی، بیشتر مورد توجه قرار می گیرد مفهوم امنیت ملی «National security» است نه فقط «امنیت» تنها. امنیت ملی از مفاهیمی است که عمر چندانی در مباحث سیاسی ندارد. ریشه آن به انقلاب کبیر فرانسه برمی گردد؛ زمانی که برای اولین بار واژه هایی چون «ملی» و «ملیت»، خلق شد و دارای تعاریف و محدوده های خاصی گشتند.تا امروز مفهوم امنیت دچار تحولات مختلفی شده است که طرح آن در این مقاله نمی گنجد. (سایت برهان،  آیا امنیت در اسلام صرفاً نظامی است؟ صدیقه احمدی)

بررسی دیدگاه امام خمینی :
امنیت و مفاهیم مرتبط با آن در کلام و آثار امام
همانگونه که اشاره شد، در ادبیات گفتاری امام از واژه ها و مفاهیم مدرن کمتر استفاده می شد. مفهوم امنیت و امنیت ملی نیز چنین وضعیتی دارند. البته این نباید به معنای کم اهمیت دانستن یا نادیده گرفتن موضوع از سوی ایشان تلقی شود. اگر امنیت ملی را آنگونه که در سطور مقدماتی مقاله از آن یاد شد، شرایط و فضایی بدانیم که طی آن یک ملت قادر است تا از ارزش های مورد نظر خویش محافظت کند و در جهت نیل به آنها گام بردارد، بدیهی است این موضوع را به عنوان یکی از کار ویژه های اساسی حکومت ها، می توانیم در آثار و سخنان امام در قالب واژه ها و مفاهیم مختلف شناسایی نموده و با غور در آنها به هدف اصلی خود که همانا تبیین ابعاد امنیت در اندیشه امام خمینی (ره) است، دست یابیم.
برای دستیابی به هدف مذکور لازم دانسته شد تا با اتخاذ رویکردی سه جانبه (ایجابی، سلبی و زمینه ای) ، هم مفاهیمی که در راستای تحقق ارزش های مورد نظر کاربرد دارند (ایجابی) و هم مفاهیمی که نقش مانع یا مخرب برای ارزش های یاد شده دارند (سلبی) و هم مفاهیمی که نقش زمینه ساز برای طرح و یا تحقق ارزش های یاد شده دارند (زمینه ای) را مورد شناسایی قرار گیرند تا بر اساس آنها بتوان نتایجی را از موضوع بحث استنتاج نمود. در جدول شماره یک مفاهیم مورد نظر و میزان فراوانی آنها در مجموع مجلدات صحیفه امام (ره) آمده است:

جدول: میزان فراوانی واژگان مرتبط با موضوع امنیت ملی در صحیفه امام
کلید واژه                              مشتقات آن    تعداد دفعات به کار رفته
امنیت    امنیتی، امنیه،امنیتش، ...    321
دولت / وظایف دولت    دولتداری، دولتشان، دولتمردان، .    6125
هجوم    هجمه، هجومش، هجومگر، ،...    311
خطر    خطرات، خطر دار، خطرناک،    989
حفظ    حفاظت، حفظت، حفظش، ...    316
تهدید    تهدیدآمیز، تهدیدات، تهدید کننده،..    88
جامعه    جامعت، جامعه ها، جامعیت،...    1600
انسان    انسانیت، انسان شناسی، انسان ها،...    4853 
اسلام    اسلام خواهی ، اسلام زدایی، ...    31669
ایران    ایرانیان، ایرانی، ایرانیسم، ایرانیها،    12200
جمهوری    جمهوریت، جمهوری خواه،    4268
ملت    ملتها، ملت گرایی،    16211
استقلال    استقلالتان، استقلالمان،    1191
دنیا    دوستی دنیا، دنیا طلبی، دنیوی،...    2782
دخالت    مداخله، دخالت نظامی    1062
استقلال    استقلال سیاسی، استقلال فرهنگی    1200
فرهنگ    فرهنگی    1400
محیط زیست        2
ذخایر    ذخایر طبیعی    300 
                                                      
همانگونه که مشاهده می شود از واژه هایی نظیر امنیت، حفظ و محافظت، استقلال برای جنبه های ایجابی و از واژه هایی نظیر تهدید، هجوم، خطر و دخالت برای جنبه های سلبی موضوع استفاده شده است. علاوه بر آن واژه هایی مثل دولت، جامعه، انسان، اسلام، ایران، فرهنگ، اقتصاد، ذخایر، محیط زیست و ملت نیز که می توانند به عنوان موضوع امنیت تلقی شوند، مورد مطالعه قرار گرفته اند. در جدول مذکور واژه های اسلام(31700) ، ملت (16210) ، ایران(12200)، دولت(6130)، انسان(4850) ، و جمهوری(4270) که واژه های مربوط به مرجع و موضوع امنیت هستند به ترتیب  دارای بیشترین فراوانی هستند. جالب اینکه دو مفهوم امنیت و تهدید که در ادبیات مطالعات امنیتی، مفاهیم محوری و کاربردی هستند، در گفتمان امام با تعداد فراوانی 320 و 90 مورد در مقایسه با سایر مفاهیم نسبتاً کمتر بکار گرفته شده اند و این حاکی از آن است که اصولاً امام اصراری برای استفاده از مفاهیم امروزی و مدرن در گفتمان خود نداشته است. در مقابل مشاهده می شود که بجای تهدید، از کلماتی نظیر دخالت(1060) خطر(990) و هجوم(310) مورد و در کنار امنیت از واژه های مثل استقلال (1200) و حفظ(320) مورد استفاده کرده است. کالبد شکافی معنا و مفهوم امنیت در کلام امام نیز جالب توجه است. در قریب یک چهارم از موارد مورد استفاده ، منظور امام از امنیت و امنیتی، سازمان امنیت و نیروهای امنیتی رزیم شاه می باشد و بعد از آن به ترتیب نظم و ثبات داخلی، سلامت و آرامش ملت، شورای امنیت سازمان ملل، امنیت منطقه ای، امنیت جهانی و حفظ و تمامیت ارضی کشور معانی مورد نظر امام از این مفهوم است.(سایت پیشکسوتان جهاد وشهادت،ابعاد امنیت در اندیشه و آراء امام خمینی)

ابعاد امنیت در اندیشه امام
با توجه به نکات مورد اشاره: 1- متأثر بودن چگونگی رویکرد امام به امنیت و ابعاد آن از مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، جامعه شناختی و سیاست شناسی وی 2- تفاوت کلامی و گفتمانی امام با گفتمان و ادبیات مدرن مطالعات امنیتی، ابعاد امنیت در اندیشه امام را به شرح ذیل می توان توضیح داد.



بعد معنوی و اُخروی امنیت
در نگاه امام، هدف اصلی دولت ها به عنوان متولیان اداره و تدبیر امور جوامع انسانی، جلوگیری از پیدایش مفسده و خروج آنها از دایره فطرت انسانی است. بر همین اساس سیاست علاوه بر تأمین نیازمندی های مادی و دنیوی انسان ها، باید جهت گیری اصلی اش مبتنی بر فراهم ساختن بستر های مناسب برای توسعه و تعمیق معنویت و هدایت آنها باشد. این نکته دقیقاً وجه ممیزه رویکرد امام نسبت به دیگر متفکران در زمینه ابعاد امنیت می باشد. یعنی برخلاف تمامی رویکردهای چهارگانه یاد شده نسبت به ابعاد امنیت که صرفاً به ارزش های این جهانی و دنیوی شهروندان توجه دارند[17] ، امام اصولاً بعد اصلی امنیت انسان ها را بعد اُخروی آن دانسته و امنیت این جهانی در تمامی ابعادش را، مقدمه ای برای تحقق امنیت اُخروی می داند. زیرا معتقد است که دولت ها اگر در تحقق ابعاد مختلف ابعاد مادی امنیت به موفقیت کامل دست یابند، اما توجهی به بعد معنوی شهروندان خود نداشته باشند، صرفاً نیاز های مادی و حیوانی شهروندان خود را تأمین نموده و این خلاف فطرت بشری است.
در ادامه به برخی از دیدگاه های امام که نشانگر اهمیت بعد هدایتی و معنوی امنیت است، اشاره می شود:
... همه اینها مقدمه این است که یک آرامشی در این بلاد پیدا بشود و دنبال این آرامش یک سیر روحی پیدا بشود، یک هدایت به سوی خدا پیدا بشود. آن چیزی که اساس است سیر الی الله است، توجه به خداست، همه عبادات برای اوست. همه زحمات انبیاء از آدم تا خاتم برای این معنا هست که سیر الی الله باشد. (ج19، ص51)
سیاست این است که جامعه را هدایت کند و راه ببرد، تمام مصالح جامعه را در نظر بگیرد و تمام ابعاد انسان و جامعه را در نظر بگیرد و اینها را هدایت کند به طرف آن چیزی که صلاحشان هست... (ج13 ، ص432)
و انبیاء اینکه دنبال این بودند که یک حکومت عدلی در دنیا متحقق کنند، برای این است که، حکومت عدل اگر باشد، حکومتی باشد با انگیزه الهی، با انگیزه اخلاق و ارزش های معنوی انسانی، یک همچو حکومتی اگر تحقق پیدا بکند، جامعه را مهار می کند و تا حد زیادی اصلاح می کند. (ج16 ، ص162)
در دنیای امروز، که گفته می شود دنیای صنعت است، رهبران فکری می خواهند جامعه بشری را نظیر یک کارخانه بزرگ صنعتی اداره کنند، در حالی که جوامع از انسان تشکیل شده است که دارای بعد معنوی و روح عرفانی است. و اسلام در کنار مقررات اجتماعی، اقتصادی و غیره به تربیت انسان بر اساس ایمان به خدا تکیه می کند و در هدایت جامعه از این بعد بیشتر برای هدایت انسان به طرف تعالی و سعادت عمل می کند. (ج 5، ص410)
در مجموع می توان نتیجه گیری کرد که امنیت معنوی و اُخروی بشر از جایگاه ویژه ای در اندیشه امام خمینی(ره) برخوردار است. به یک اعتبار می توان گفت که اصولاً فلسفه خلقت بشر و ارسال رسل (بعثت انبیاء) و تشکیل اجتماعات سیاسی، تحقق چنین هدفی می باشد. برهمین اساس می توان اظهار داشت که در اندیشه امام، بعد معنوی امنیت بر بعد مادی آن رجحان و برتری دارد.

بعد مادی و دنیوی امنیت
با وجود رجحان و برتری بعد اُخروی امنیت در اندیشه امام، نمی توان این حقیقت را کتمان نمود که تحقق این بعد از امنیت، آنگاه امکان پذیر است که انسان در حیات دنیوی و مادی خویش، چه در سطح فردی و اجتماعی و چه در جنبه های مختلف آن (سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی، روانی و ...) از امنیت برخوردار باشد. با تأمل در آثار مختلف امام خمینی(ره)، می توان جنبه ها و وجوه گوناگونی را برای بعد مادی امنیت که دولت اسلامی مؤظف به تأمین آنهاست، برشمرد. البته برای پرهیز از تطویل مقاله، تنها به ذکر نمونه های محدودی از دیدگاههای امام در ارتباط با هر یک از ابعاد مذکور اشاره می شود:


بعد سیاسی
هیچ کس حق ندارد به خانه یا مغازه یا محل کار شخصی کسی بدوت اذن صاحب آن وارد شود یا کسی را جلب کند، یا نام کشف جرم یا ارتکاب گناه تعقیب و مراقبت کند... یا به تلفن یا نوار ضبط صوت دیگری به نام کشف جرم یا کشف مرکز گناه گوش کند و یا برای کشف گناه و جرم هرچند گناه بزرگ باشد شنود بگذارد و یا دنبال اسرار مردم باشد... (صحیفه امام ج17 ص14)
مسئله حفظ نظام جمهورى اسلامى در اين عصر و با وضعى كه در دنيا مشاهده مى‏شود و با اين نشانه گيريهايى كه از چپ و راست و دور و نزديك نسبت به اين مولود شريف مى‏شود، از اهمّ واجبات عقلى و شرعى است كه هيچ چيز به آن مزاحمت نمى‏كند؛ و از امورى است كه احتمال خلل در آن عقلًا منجز است.( صحيفه امام  ج‏19  ص : 146)

بعد اقتصادی
با هر چیزی که برابری را در جامعه بر هم می زند و امتیازات پوچ و بی محتوا را در جامعه حاکم می سازد باید مبارزه کرد. (صحیفه امام ج5- ص388 )
پیغمبر اسلام (ص) تشکیل حکومت داد مثل سایر حکومت های جهان لکن با انگیزه بسط عدالت اجتماعی. (صحیفه امام ج21 – ص406 )

بعد فرهنگی
اينها نيروهاى انسانى ما را از بين بردند، نگذاشتند رشد بكند. در بين خود كشور ما جورى كردند كه محتواى انسان را از بين بردند، يك صورتى گذاشتند و محتوا را گرفتند. طورى كردند كه اعتماد ما هم به خودمان تمام شد. استقلال فكرى ما را، استقلال روحى ما را، از دست ما گرفتند. اين بدتر از آن استقلال گرفتنى بود كه كشور ما استقلال نداشت. (صحيفه امام، ج‏8، ص: 23 )

بعد نظامی
... و ما ايستاده‏ايم در مقابل دفاع از كشور خودمان و دفاع از اسلام عزيز در مقابل هر مهاجم. مهاجم مى‏خواهد ابرقدرت باشد، مى‏خواهد قدرت كم، فرقى در نظر ما نيست. ما واجب است برايمان دفاع كنيم از نواميس اسلام و نواميس خودمان و دفاع كنيم از كشور اسلامى خودمان و مادامى كه در حال دفاع هستيم، با هر قدرتى كه بخواهد هجمه بكند بر ما، مقابله مى‏كنيم و هيچ هراس نداريم‏ .(صحيفه امام    ج‏17    402 )
حفظ ثغور اسلام جزءِ فرايضى است كه هيچ فريضه‏اى بالاتر از آن نيست؛ حفظ اسلام است .. (صحیفه امام ج16 ص465)
حفظ مرزهای کشور اسلامی و جلوگیری از تسلط تجاوزگران بر آن عقلاً و شرعاً واجب است. (کتاب البیع ،ص462 )

بعد اعتقادی
در حکومت اسلامی همه افراد دارای آزادی هرگونه عقیده ای هستند. (صحیفه امام، ج4 – ص435)
در جمهوری اسلامی، هر فردی از حق آزادی بیان و عقیده برخوردار خواهد بود. (صحیفه امام ج5 – ص139)
ما خودمان را باید فدا کنیم برای اسلام، آمال و آرزوهایمان را باید فدا کنیم برای اسلام (صحیفه امام ج1، ص:307)
تکلیف ما این است که از اسلام صیانت کنیم و حفظ کنیم اسلام را. (صحیفه امام ج13، ص: 251)
من به تمام دنیا با قاطعیت اعلام می کنم که اگر جهانخواران بخواهند در مقابا دین ما بایستند، ما در مقابل همه دنیای آنان خواهیم ایستاد. (صحیفه امام، ج20 ،ص: 325 )
حفظ اسلام یک فریضه الهی است، بالاتر از تمام فرائض؛ یعنی هیچ فریضه ای در اسلام بالاتر از حفظ خود اسلام نیست. (صحیفه امام، ج15 ،ص:329)

بعد هستی شناختی و هویتی
من باز مى‏گويم همه مسئولان نظام و مردم ايران بايد بدانند كه غرب و شرق تا شما را از هويت اسلامى‏تان- به خيال خام خودشان- بيرون نبرند، آرام نخواهند نشست. (صحيفه امام، ج‏21، ص: 328 )
من به صراحت اعلام می کنم که جمهوری اسلامی ایران با تمتم وجود برای احیای هویت اسلامی مسلمانان در سراسر جهان سرمایه گذلری می کند و دلیلی هم ندارد که مسلمانان جهان را به ÷یروی از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نکند. (صحیفه امام ج 21، ص 91)

بعد زیست محیطی
جناب حجت الاسلام آقاى قديرى- دامت افاضاته.
پس از عرض سلام و قبل از پرداختن به دو مورد سؤال و جواب، اينجانب لازم است از برداشت جنابعالى از اخبار و احكام الهى اظهار تأسف كنم....امروز هم شيعيان مى‏توانند بدون هيچ مانعى با ماشين هاى كذايى جنگل ها را از بين ببرند و آنچه را كه باعث حفظ و سلامت محيط زيست است را نابود كنند و جان ميليون ها انسان را به خطر بيندازند و هيچ كس هم حق نداشته باشد مانع آنها باشد، منازل و مساجدى كه در خيابان كِشيها براى حل معضل ترافيك و حفظ جان هزاران نفر مورد احتياج است، نبايد تخريب گردد و امثال آن. و بالجمله آنگونه كه جنابعالى از اخبار و روايات برداشت داريد، تمدن جديد بكلى بايد از بين برود و مردم كوخ نشين بوده و يا براى هميشه در صحراها زندگى نمايند ... (صحيفه امام    ج‏21  ص  149) .(سایت پیشکسوتان جهاد وشهادت،ابعاد امنیت در اندیشه و آراء امام خمینی)

دیدگاه امام فقهی است
دیدگاههای امام در رابطه با مسائل سیاسی از جمله در مورد مساله امنیت، در چارچوب اسلام و تفسیر فقهی آن می گنجد. بر این اساس چندان نمی توان تفاوت مشخصی را میان دیدگاههای اسلامی و امام  جست و جو کرد. فقط مسائل جدیدی وجود دارند که به مقتضای زمانه در اندیشه سیاسی امام مطرح می باشند; ضمن اینکه این مسائل نیز حاصل برداشت از منابع سنتی اسلام است. همان طوری که گفته شد بررسی دیدگاههای امام از آنجایی لازم است که اصول حکومت ج.ا.ا بر گرفته از تفسیری است که ایشان از اسلام می نمایند. علاوه بر این تاریخ سیاسی انقلاب اسلامی و ج.ا.ا بدون در نظر گرفتن رهبری امام بی مفهوم خواهد بود.
1 - معادله امنیت نظام یا امنیت امت
بنا به برداشت امام(ره)، نه تنها امنیت مردم مسلمان و امنیت کشور و امنیت حکومت جمهوری اسلامی ایران از هم جدا نبوده; بلکه مرتبط با امنیت و منافع دیگر مسلمانان جهان نیز هست. بنابر این دیدگاه، همانند تفسیر اسلام، مفهوم امت جایگزین مفهوم ملت می گردد و امنیت ایران به امنیت کل جهان اسلام وابسته می شود. البته این دیدگاه، بیانگر آرمانهای امام(ره) است که باید کم کم به سوی آن حرکت نمود. بر طبق همین آرمانها بود که ایشان معتقد بودند، هر قدرتی که خاستگاهش «دولت - کشور» باشد; یعنی صرفا به عنصر ملیت توجه نماید، الزاما به تعقیب منافع ملی می پردازد و از نظر تاریخی، همین امر سبب شد تا بخش عمده ای از مسائل جهان اسلام در قالبهای ملی، نژادی و منطقه ای مطرح شود. ایشان بر این باور بودند که قدرت بر خاسته از این خاستگاه نمی تواند در مقابل قدرت ناشی از بلوک سیاسی و فرهنگی غرب دوام آورد. (12) تمایز میان امت و ملت در دیدگاه امام(ره) از لحاظ آرمانی منجر به این نتیجه می شد که ایشان، امنیت مکتب را برتر از امنیت مملکت بدانند:«اگر آمریکا بریزد و ما را از بین ببرد، من به نظرم خیلی چیزی نیست، البته عظیم است; اما از او عظیم تر شکست در مکتب است.» (13) این تفسیر آرمانی از امنیت، مانع از آن نمی شود که امام(ره) حفظ ج.ا.ا را از اهم واجبات بشناسند:«الآن جمهوری اسلامی یعنی اسلام و این، امانتی است بزرگ که باید از آن حفاظت کنید.» (14) و یا در موردی دیگر می گویند:«اگر ایران شکست بخورد، مستضعفین شکست خورده اند.» (15) ایشان می گویند:
«مساله حفظ نظام جمهوری اسلامی در این عصر و با وضعی که در دنیا مشاهده می شود و با این نشانه گیری هایی که از چپ و راست و دور و نزدیک نسبت به این مولود شریف می شود; از اهم واجبات عقلی و شرعی است... حفظ جمهوری اسلامی، یک واجب عینی است... از نماز اهمیتش بیشتر است.» (16)
مساله اهمیت حفظ نظام بود که نهایتا در قبول قطعنامه 598 توسط امام(ره) تاثیر بسزایی داشته است. ایشان در این مورد می گویند:
«و اما در مورد قبول قطعنامه که حقیقتا مساله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصا برای من بود، این است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن می دیدم; ولی به واسطه حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلا خودداری می کنم... با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نموده و در مقطع کنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می دانم.» (17)
2 - ابزارهای تامین امنیت
حفظ نظام از دیدگاه امام(ره) منوط به رعایت بسیاری از مسائل از سوی حکومت اسلامی و مردم است. وحدت داخلی، حضور و پایداری ملت در صحنه، اتحاد در روش و حرکت در کلیت سیاست مورد قبول اسلام، احساس مسؤولیت روحانیون، متعادل و بهنگام بودن، تلاش مسلمانان و مستضعفان جهان برای حفظ ج.ا.ا، آمادگی برای دفاع همه جانبه، حفظ نظم و رعایت سلسله مراتب در نیروهای نظامی و انتظامی، وحدت ارتش و سپاه، عدم سوء استفاده از آزادی و جلوگیری از هرج و مرج، جلوگیری از اشاعه تفرقه میان اهل سنت و شیعه، از جمله سفارشاتی بود که امام(ره) برای حفظ امنیت نظام، مورد تاکید خود قرار می دادند. امام(ره) به نقش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که پس از بر پایی ج.ا.ا تاسیس شد، برای تامین امنیت کشور بسیار تاکید می کرد. ایشان در جمع اعضای سپاه شرق تهران می گویند:«...شما در این انقلاب اسلامی و در این نهضت اسلامی، سهم بسزایی دارید. شما حفظ امنیت منطقه را کردید...» (18) و در سخنرانی دیگری می گویند:
«حفظ استقلال و امنیت و بقای جنبه های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی هر کشور، مستقیم یا غیر مستقیم وابسته به قوای انتظامی ارتش، ژاندارمری و شهربانی آن است و در کشور ما که در حال انقلاب به سر می برد، در کنار قوای انتظامی، پاسداران انقلاب نیز موجود و به حفاظت انقلابی اشتغال دارند و باید ملت محترم با تمام قوا کوشش در حفظ این قوای انتظامی و فعال نمایند...» (19)
علاوه بر موارد داخلی فوق، سیر نظام به طرف استقلال و خودکفایی نیز از جمله اهداف امام(ره) برای حفاظت از نظام ج.ا.ا می باشد. تجربه طولانی امام(ره) در تاریخ سیاسی کشور و ملاحظه نقض حاکمیت ایران توسط قدرتهای بزرگ از طرق مختلف، باعث شده بود تا همواره امام (ره) از نفوذ و سلطه بیگانگان به نظام و بلاد اسلامی واهمه داشته باشند. به همین دلیل، استقلال واقعی نظام از بیگانگان، سهم والایی در تفکرات حکومتی ایشان داشت. مفهوم استقلال در نزد ایشان، در مقابل مفهوم وابستگی قرار داشت و روی پای خود ایستادن از جمله تاکیدات امام(ره) برای حکومت اسلامی بود. ایشان می گویند:
«اگر ما مسامحه بکنیم و وابسته به خارج باشیم، این وابستگی اقتصادی به خارج قهرا وابستگی سیاسی می آورد; قهرا وابستگی اجتماعی می آورد و ما همان اسیرها خواهیم بود که بودیم و بر ما همانان حکومت خواهند کرد که کردند.»
و در جای دیگر می گویند:
«...اگر شما بخواهید استقلال پیدا بکنید و آزادی حقیقی پیدا بکنید، باید کاری بکنید که در همه چیز خودکفا باشید، مستغنی باشید. کشاورز باید کاری بکند که دیگر ما احتیاج گندمی به خارج نداشته باشیم. دانشگاهی باید کاری بکند که....»
رمز استقلال و رفع وابستگی کشور به خارج از دیدگاه امام(ره) در گرو اسلام است: «اسلام است که ما را مستقل می کند... اسلام برای ملت ما تمام آزادیها و استقلال را فراهم می کند...»  از دیدگاه امام، اسلام مهمترین عامل قدرت برای مسلمین است. به این ترتیب، می توان گفت که در نزد امام  رابطه میان مساله قدرت و امنیت نیز یک رابطه مستقیم است. اما همانند برداشت اسلامی در نزد امام این قدرت بیشتر دارای جنبه های معنوی است. امام  به رغم اینکه روی مسائل نظامی - دفاعی نظام، به عنوان عوامل تامین کننده نظم و امنیت تاکید دارند; ولی در کل همانند دیدگاه اسلامی، قدرت حقیقی در نزد ایشان از آن خدا و اسلام است. به همین خاطر است که رجوع به این منابع قدرت از تاکیدات مکرر ایشان است: «رهایی مسلمین در گرو بازگشت به قرآن است.» ; «شما ملت شجاع ثابت کرده اید که این تانکها و مسلسلها و سر نیزه ها زنگ زده است و با اراده آهنین ملت نمی تواند مقابله کند.»  در جایی در خصوص بیگانگان شرق و غرب می گوید:
«اشتباهشان در همین است که خیال می کنند زیادی جمعیت و زیادی اسلحه، کار انجام می دهد و نمی دانند که آن چیزی که کار انجام می دهد، بازوی قوی افراد است. افراد کم با بازوان قوی و قلب مطمئن و قلب متوجه به خدای تبارک و تعالی و عشق به شهادت و عشق به لقاءالله، اینهاست که پیروزی می آورد. پیروزی را شمشیر نمی آورد، پیروزی را خون می آورد.»
در واقع تاکیدات امام روی مسائلی چون: آگاهی ملتها، وحدت کلمه، ارجحیت حیات روحانی و مذهبی بر حیات مادی و دنیوی، اصلاح و استقلال فرهنگی و روحیه ایمانی نشان از نقش برتر عوامل معنوی قدرت بر عوامل مادی آن در دیدگاههای ایشان دارد.
3 - بسط امنیت نظام به امنیت جهان اسلام
تا اینجا مشخص شد که بر طبق نظر امام  حفظ امنیت نظام ج.ا.ا بر مسائل دیگر ترجیح داشته و هیچ موضوعی برتر از آن قرار ندارد. در واقع به نظر ایشان، در حال حاضر نظام ج.ا.ا قلب جهان اسلام است و کار خون دهی و تغذیه امت مسلمان را بر عهده دارد و اگر این قلب از کار بیفتد، کل بدنه جهان اسلام در خطر مرگ قرار خواهد گرفت. با همه تاکیداتی که امام روی اصل حفظ نظام ج.ا.ا می کنند; اما این مساله مانع از طرح ارتباط میان امنیت ایران با امنیت جهان اسلام نمی شود. اگر اعتقاد به حفظ نظام ج.ا.ا را در قالب اصل اسلامی «حفظ دارالاسلام » قرار بدهیم، اصل دفاع از مسلمانان و مستضعفین جهان و دعوت آنها به اسلام حقیقی و قیام علیه حکومتها که در قالب کلی «صدور انقلاب » جای می گیرند و همچنین سیاست نه شرعی و نه غربی امام را باید به ترتیب در راستای پیروی و اجرای اصول «دعوت » و «نفی سبیل » که به عنوان اصول سیاست خارجی اسلام مطرح می باشند، بدانیم. نگاه وسیع امام در همه زمینه ها از جمله در زمینه دفاع از محرومان و مستضعفان و فقر ستیزی و بر قراری عدالت اجتماعی، به طور طبیعی ایجاب می کند که ایشان این مساله را بسیار فراتر از داخل مرزهای ایران و حتی فراتر از جهان اسلام مطرح کنند. ایشان معتقدند راهی که انتخاب کرده اند «آن روز به کمال می رسد که مستضعفین جهان از زیر بار مستکبرین خارج بشوند.»  امام در این زمینه تا آنجا پیش می روند که تشکیل جبهه قدرتمند اسلامی - انسانی (وسیعتر از جهان اسلام) برای سروری پا برهنگان جهان را توصیه نموده و ضمن معرفی ج.ا.ا به عنوان پناهگاه همیشگی مسلمانان جهان، آمادگی این نظام اسلامی را برای تامین نیازهای سربازان اسلام اعلام می نمایند.
اعلام آشکار حمایت همه جانبه از نهضتهای آزادی بخش به عنوان مصادیق بارز مستضعفین جهان تا ریشه کن شدن کفر و رسیدن آنها به حقوق حقه خود ، هر چند بر اساس معیارهای رایج در سیاست خارجی کشور اقدامی غیر عادی است; ولی امام بارها به این نکته پافشاری کردند و آن را به عنوان سیاست اصولی نظام جمهوری اسلامی مطرح نمودند و مهمتر آنکه، دعوت از مسلمانان برای پیروی از اصول تصاحب قدرت در جهان را اقدامی لازم می دانستند:
«من به صراحت اعلام می کنم که جمهوری اسلامی با تمام وجود برای احیای هویت اسلامی مسلمانان در سراسر جهان سرمایه گذاری می کند و دلیلی هم ندارد که مسلمانان جهان را به پیروزی از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نکنند و جلو جاه طلبی و فزون طلبی صاحبان قدرت و پول و فریب را نگیرد. ما باید برای پیشبرد اهداف و منافع ملت محروم ایران برنامه ریزی کنیم. ما باید در ارتباط با مردم جهان و رسیدگی به مشکلات و مسائل مسلمانان و حمایت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماییم و این را باید از اصول سیاست خارجی خود بدانیم.» (سایت حوزه ،مؤلفه های امنیت در اندیشه امام خمینی،سالار، محمد)

مؤلفه های امنیت در اندیشه امام خمینی
مقوله «نظم و امنیت» از دیدگاه اسلامی یکی از مهم ترین اصول حیات و اساسی ترین شاخصه و شاکله حکومت و نظام سیاسی است.یکی از وظایف دولت اسلامی، تأمین امنیت و برقراری نظم و آرامش در مسیر رشد و توسعه جامعه می باشد که بابه کارگیری و استخدام ابزار و امکانات متنوع باید به این امر مهم همت گمارد و همچنین، جامعه اسلامی نیز وظیفه دارد ولایت ایمان را به ثبوت رسانیده و به منظور پرهیز از بی نظمی و هرج و مرج، فریضه حیات بخش امر به معروف و نهی از منکر را اجرا نماید. برای آشنایی هر چه بیشتر با دیدگاه های حضرت امام راحل (ره) شایسته است جایگاه امنیت را در اسلام به طور فشرده و مختصر مورد بحث و بررسی قرار دهیم تا اندیشه و مواضع امام در این خصوص که برگرفته از روح تعالیم اسلام ناب است روشن شود.

امنیت از نگاه اسلامی
اسلام برای امنیت اهمیت ویژه ای قایل است و حفظ و تأمین امنیت را از وظایف دولت اسلامی می داند و برای برقراری نظم و آرامش عمومی دستورالعمل های جالب و ارزنده ای دارد. اسلام به اخلال گران در امنیت جامعه هرگز اجازه نمی دهد هرج و مرج ایجاد نمایند و نظم جامعه را مختل سازند. قرآن کریم به عنوان اولین متون اسلامی «امنیت» را در زمره امدادهای الهی می شمارد و می فرماید: «ثم أنزل علیکم من بعد الغمّ أمنةً نعاسا.[سپس، بعد از آن غم و محنت، آرامشی (به صورت) خوابی سبک بر شما نازل کرد.] و نیز امنیت را یکی از اهداف استقرار حاکمیت خداوند و حکومت صالحان و طرح امامت می داند و در این باره می فرماید:«وعدالله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الأرض کما استخلف الذین من قبلهم....[خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده اند و کارهای شایسته کرده اند، وعده داده است که آنان را در این سرزمین جانشین گرداند، چنانکه امّت های صالح پیامبران سلف جانشین (پیشینیان) خود شدند و علاوه بر خلافت، دین پسندیده آنان را (که اسلام واقعی است) بر همه ادیان تمکین و تسلط عطا کند و به همه مؤمنان پس از ترس و اندیشه از دشمنان، ایمنی کامل دهد که مرا به یگانگی بدون هیچ شائبه شرک و ریا پرستش نمایند.]
همچنین، امنیت ناشی از ایمان آوردن است و مؤمنان شایسته امنیت هستند.
«هو الذی أنزل السکینة فی قلوب المؤمنین لیز داد وا ایمانا مع ایمانهم. [اوست خدایی که آرامش را در دل های مؤمنان جای داد تا ایمانی برایمانشان بیفزاید.]
و تأمین امنیت را از اهداف مهم جهاد می داند و می فرماید:
«وقاتلوهم حتی لاتکون فتنة و بکون الذین لله»
با کافران جهاد کنید تا فتنه و فساد از روی زمین برطرف شود و دین فقط دین الهی باشد. خداوند برخی از مکان ها را جایگاه امن قرار داده است یکی از آنها کعبه حرم امن الهی است که وسیله بهره وری و کسب ثواب نیز می باشد:«و اذ جعلنا البیت مثابة للناس و أمنا...»[خانه (کعبه) را بازگشتگاه و حرم امن مردم قرار دادیم]. «و اذقال ابراهیم رب اجعل هذا بلدا آمنا...» [و چون ابراهیم گفت: پروردگارا اینجا را شهری امن به گردان و از شهروندان هر کس را که به خداوند و روز قیامت ایمان ورزد از فرآورده های آن روزی به بخش] همچنین از مثل ها و الگوهای قرآنی، شهری است که از امنیت برخوردار باشد: «و ضرب الله مثلاً قریة کانت آمنةً مطمئنة...» [خداوند شهری را مثال می آورد که امنیت و آرامش داشته و از هر طرف رزق و روزی فراوانی به آنها می رسیده است.] یکی دیگر از جایگاه های امن در نگاه قرآن بهشت الهی است، که خداوند به مسلمان در بهشت نوید امنیت می دهد و می فرماید: «ادخلوها بسلام آمنین.»[به سلامت و در امن و امان به آنجا وارد شوید.] مداهنه و سازش با دشمن را مغایر با امنیت قلمداد می کند و می فرماید: «فلا تطع المکذبین و دوّالوتدهن فیدهنون.»[هرگز از کافران که آیات خدا را تکذیب می کنند پیروی مکن. آنان بسیار مایلند تا با تو سازش کنند.]
علاوه بر آیات متعدد قرآنی درباره امنیت، می توان در بیشتر منابع و متون اسلامی هم مطالبی پیدا کرد. به عنوان مثال نگاهی به نهج البلاغه می اندازیم که بدون تردید پس از قرآن کریم دارای مقام و منزلتی رفیع و بی رقیب در میان آثار جهانیان می باشد. امیر مؤمنان علی (ع) اسلام را به خودی خود «امنیت آور» می خواند و می فرماید: «فجعله امنا لمن علقه و سلما لمن دخله» [خداوند اسلام را وسیله امنیت برای کسی قرار داده که آن را به پذیرد]
امام علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر انعقاد قراردادهای صلح را به منظور تأمین نظم و امنیت و جلوگیری از ناامنی، مطلوب می داند:«... فانّ فی الصلح دعة لجنودک و راحة من همومک، و امنا لبلادک.»[زیرا در آشتی و صلح، آسایش لشگریان و مصونیت از غم و اندوه ها و موجب امنیت و آرامش شهرها خواهد بود.]
به علاوه آن حضرت تأمین امنیت و آرامش در جامعه را از اهداف والای امامت و حکومت صالحان می شمارد و می فرماید:«... و نظهر الاصلاح فی بلادک فیأمن المظلومون من عبادک.»[جکومت را به دان جهت پذیرفتم تا در شهرهای تو اصلاح و آسایش برقرار سازیم و بندگان ستم کشیده ات احساس امنیت نمایند.]
همچنین، امیرمؤمنان علی (ع) در مقام تبیین شیوه حکومت داری، حفظ و تأمین امنیت را از وظایف حکومت اسلامی می داند و به طور کلی وظیفه دولت اسلامی را در سه موضوع اعلام می دارد:
1 اصلاح امور مردم
2 عمران و آبادانی شهرها
3 حفظ مرزهای اسلامی
ترقی و تعالی انسانها و تکامل و رشد استعدادهای نهفته در نهاد آدمی، توسعه و ترقی سرزمین اسلامی و حفظ و حراست از مرزهای کشور اسلامی از وظایف بسیار مهمی است که حکومت باید به آن اهتمام ورزد و به هیچ عنوان اجازه شانه خالی کردن از آن را ندارد.
نکته ای که در اینجا حایز اهمیت است اینکه محدوده این امنیت شامل همه مسلمانان جهان و همه غیر مسلمانان تحت حکومت اسلامی می شود. نمونه معروف آن سیره نبی اکرم (ص) و پیشوایان اسلامی است که از حقوق مردم در برابر ستم و تجاوز دیگران و در مقام دفاع از امنیت مسلمانان و حفظ مرزهای سرزمین های اسلامی از هیچ کوششی فروگذار نمی کردند و همواره به مردم یادآور می شدند که آمادگی خویش را در برابر دشمنان پاس بدارند.
ماجرای کندن خلخال از پای زن یهودی در زمان حکومت حضرت امیر (ع) را همگان شنیده ایم که این قضّیه، آن حضرت را غمگین ساخت و عاملان این ماجرا را به شدت نکوهش و ملامت کرد. حکومتی که برای حفظ امنیت داخلی این گونه از غیر مسلمانان دفاع می کند، بدون تردید در برابر تجاوز دشمن خارجی نیز همین حقوق را در نظر دارد و نسبت به حفظ کیان اسلام، حدود و ثغور سرزمین اسلامی و مردم هرگز بی تفاوت نمی باشد.
امنیت از دیدگاه امام خمینی
اکنون که جایگاه نظم و امنیت از منظر قرآن و روایات اسلامی بطور فشرده و مختصر اشاره شد، جا دارد براساس مطالب فوق، با استناد به فرمایشات و مجموعه آثار حضرت امام خمینی مواضع و دیدگاه های ایشان را در این خصوص تبیین نماییم. هرچند سخن گفتن از نظم و امنیت در اندیشه شخصیت بزرگی چون امام راحل بسیار سخت و دشوار خواهد بود. شخصیتی که نه تنها امنیت و آسایش نظام ظالمانه شاهنشاهی را در ایران در هم ریخت بلکه هیمنه استکبار جهانی و استعمارگران شرق و غرب را در هم شکست و مدعیان دروغین نظم نوین جهانی را رسوا کرد و جهانیان به ویژه مستضعفان و ستم کشیدگان را به آرامش و امنیت در سایه عزت و اقتدار اسلام ناب محمدی دعوت نمود. با مراجعه به راه امام و کلام آن بزرگوار می توان استنباط کرد که نگاه ایشان به مفهوم امنیت، نگاهی کلان نگر و عمیق می باشد و به تعبیر دیگر در جهت مقابله با هرج و مرج و ناامنی، هر نظمی را مورد تأیید قرار نمی دهد و به شکل ظاهری بسنده نمی کند. برای آگاهی بیشتر در این زمینه به برخی از مؤلفه های امنیت که اهمیت ویژه ای دارند نظیر امنیت سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در اندیشه و افکار امام خمینی  به شرح ذیل مورد بررسی قرار می گیرد.
1. امنیت سیاسی
در بحث امنیت سیاسی دیدگاه های امام راحل را می توان در دو بعد سیاست داخلی و بعد سیاست خارجی مورد توجه قرار داد:
در زمینه سیاست داخلی عوامل زیر به عنوان اساسی ترین عناصر در برقراری امنیت نظام جمهوری اسلامی قابل بحث می باشند: جایگاه ولایت فقیه و رهبری، صیانت از اسلامیت نظام، پایگاه مردمی نظام، رعایت اصل استقلال، التزام به قانون (قانون گرایی).
پرداختن به بحث تفصیلی هر یک از محورهای فوق و شناخت دیدگاه های امام خمینی در مورد تک تک این موارد در این مقاله مقدور نمی باشد بلکه ناچاریم بطور اجمال اشاره ای داشته باشیم:
1. جایگاه ولایت فقیه و رهبری
دیدگاه امام خمینی (ره) درباره نقش و جایگاه ولایت فقیه با توجه به پیام ها، سخنرانی ها و نوشته های متعدد ایشان بر هیچکس پوشیده نیست. به عنوان نمونه درباره اهمیت این اصل اساسی در یکی از سخنان خویش می فرمایند: «بهترین اصل در اصول قانون اساسی، این اصل ولایت فقیه است.»
همچنین در یکی دیگر از سخنان خود، شأن امنیتی این اصل مهم را مورد توجه قرار داده و می فرمایند: «... من به همه ملت، به همه قوای انتظامی اطمینان می دهم که امر دولت اسلامی اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبی بر این مملکت وارد نخواهد شد.»
2. صیانت از اسلامیت نظام
با مطالعه در سیره عملی و نظری حضرت امام استفاده می شود که در اندیشه ایشان یکی از ارکان اساسی مشروعیت نظام، اسلامی بودن است. لذا چه پیش از برقراری جمهوری اسلامی و چه پس از آن همواره اسلامیت آن را به مثابه موضوع امنیتی تلقی کرده و صیانت از اسلامیت نظام را واجب و لازم دانسته اند و در این باره می فرمایند:
«اینک که به توفیق و تأیید خداوند، جمهوری اسلامی با دست توانای ملت متعهد پایه ریزی شده، و آنچه در این حکومت اسلامی مطرح است اسلام و احکام مترقی آن است، بر ملت عظیم الشأن ایران است که در تحقق محتوای آن به جمیع ابعاد و حفظ و حراست آن بکوشند که حفظ اسلام در رأس تمام واجبات است.»
از این رو براساس آنهمه تأکید و توصیه های امام بر حفظ مکتبی بودن و اسلامی بودن نظام، هرگونه تلاش و حرکتی برای طرح و حاکم ساختن الگوی غیراسلامی، از آنجا که با جوهره ارزشی نظام جمهوری اسلامی تعارض دارد، به عنوان حرکت ضد امنیتی محسوب می شود و طبق اصل اول و دوم قانون اساسی در حکم تهدید به حساب می آید و مقابله با آن ضروری است.
«واقع مطلب این است که اینها اسلام را نمی خواهند. اگر جمهوری اسلامی یک جمهوری دموکراتیک بود، آنها حرفی نداشتند، لکن جمهوری، اسلامی است، که دستورات اسلام برای آنها در غارتگری ها و در زورگویی ها، مجال نمی خواهد بدهد.»
3. پایگاه مردمی نظام
حضرت امام (ره) در مشروعیت حکومت، همواره به دو رکن اسلامیت و جمهوریت اشاره کرده اند و تخلف از آن را به هیچ وجه جایز نمی دانند، مقام معظم رهبری نیز در برخی از سخنان خویش به شکل گیری حکومت اسلامی بر دو پایه الهی و مردمی (جمهوری اسلامی) تأکید ورزیده اند.
از دیدگاه امام حکومتی مشروعیت دارد که مبتنی بر قوانین و احکام اسلام و نیز متکی به رأی مردم باشد. ایشان در این باره می فرمایند:
«حکومت جمهوری اسلامی هم یک جمهوری است مثل سایر جمهوری ها ولکن قانونش قانون اسلامی است.  و لذا از نظر حضرت امام، اگر حکومت و حاکمان، رضایت و پذیرش مردمی داشته باشند، خداوند متعال هم از آنان راضی می شود. از همین روست که ایشان حکومت اسلامی را حکومتی موافق مردم و موافق حکم خدا معرفی کرده اند.
بر طبق نص صریح قانون اساسی و اسلام سیاسی مورد نظر امام خمینی ، اراده مردم در اداره امور جامعه باید دخالت داشته باشد و بدن تکیه حکومت بر اراده و رأی مردم، مشروعیت حکومت مورد تأمل خواهد بود. از این رو همواره مردم را ذی حق دانسته و مسئولان را نسبت به ادای حقوق مردم سفارش نموده اند. برای روشن شدن دیدگاه امام  در این خصوص به موارد ذیل به طور خلاصه اشاره می شود:
1 مردم و حق تعیین سرنوشت:
«از حقوق اولیه هر ملتی است که باید سرنوشت و تعیین شکل و نوع حکومت خود را در دست داشته باشد.»
«همه عقلای عالم این مطلب را قبول دارند که هر بشری نسبت به سرنوشت خودش آزاد است. می تواند رأی آزاد بدهد و رئیس مملکت، شکل اداره مملکت را خودشان تعیین کنند و برحسب حقوق بشر این خواست آنها باید ممضی باشد.»
2 مردم و آزادی اراده و انتخاب
به اعتقاد امام حکومت اسلامی، دقیقا حکومتی مطابق با این اصل عقلی و شرعی است زیرا که حکومت اسلامی و حکومت عدل، حکومتی است که «تابع مردم»، «برای مردم» و مبتنی بر «رأی مردم» است.
در مورد انتخاب آزاد مردم نیز بیانات متعددی دارند و از نظرایشان این انتخاب باید آزادانه باشد. در این باره می فرمایند:
«همان طور که بارها گفته ام مردم در انتخابات آزادند و احتیاج به قیم ندارند و هیچ فرد و یا گروه و دسته ای حق تحمیل فرد و یا افردی را به مردم ندارند. جامعه اسلامی ایران که با درایت و رشد سیاسی خود، جمهوری اسلامی و ارزش های والای آن و حاکمیت قوانین خدا را پذیرفته اند و به این بیعت و پیمان بزرگ وفادار مانده اند، مسلم قدرت تشخیص و انتخاب کاندیدای اصلح را دارند.»
3 مردم و لزوم مشارکت آنان در امور سیاسی و اجتماعی
در اندیشه سیاسی امام ، مردم به عنوان شریک بزرگ حکومت، نقش کلیدی و محوری در ارکان نظام و اداره کشور دارند:
«بدون اینکه این ملت همراهی کند ما نمی توانستیم کاری بکنیم. هر چی داریم از اینهاست و هر چی هست مال اینهاست، دولت عامل اینهاست، قوه قضاییه عامل اینهاست، قوه اجراییه عامل اینهاست، قوه مقننه عامل اینهاست.
«از مراجع و علمای بزرگ تا طبقه بازاری و کشاورز و کارگر و کارمند، همه و همه، مسئول سرنوشت کشور و اسلام می باشند، چه در نسل حاضر و چه در نسل های آتیه و چه بسا که در بعضی مقاطع عدم حضور و مسامحه گناهی باشد که در رأس گناهان کبیره است.
4 تأمین آسایش و رفاه مردم
حکومت اسلامی... حکومتی است که زندگی شما را زندگی مرفه ان شاءا.. قرار می دهد.» و «همه اقشار ملت در جمهوری اسلامی باید در رفاه باشند.»
برای تأمین رفاه و آسایش مردم و رسیدگی به امور آنان توصیه و سفارش های فراوانی به مسئولان و نمایندگان مجلس نموده اند و می فرمایند:
«طرح ها و پیشنهادهایی که مربوط به عمران و رفاه حال ملت خصوصا مستضعفین است، انقلابی و با سرعت تصویب کنید و از نکته سنجی ها و تغییر عبارت غیر لازم که موجب تعویق امر است اجتباب کنید و از وزارت خانه ها و مأموران اجرا بخواهید از کاغذ بازی ها و غلط کاری های زمان طاغوت اجتناب کنند و رفاه ملت مظلوم و عقب افتادگی های آنها را به طور ضربتی تحصیل و ترمیم کنند.»
5 احزاب و تشکل های سیاسی
حضرت امام در اشاره به این مطلب، اختلاف سلیقه و آراء را عامل ضعف و انحطاط جامعه نمی دانند بلکه در صورتی که موجب حفظ وحدت اصولی باشد، پسندیده و مطلوب است:
«اگر در یک ملتی اختلاف سلیقه نباشد، این ناقص است. اگر در یک مجلسی اختلاف نباشد، این مجلس ناقصی است. اختلاف باید باشد، اختلاف سلیقه، اختلاف رأی، مباحثه، جاروجنجال اینها باشد لکن نتیجه این نباشد که ما دو دسته بشویم دشمن هم، باید دو دسته باشیم در عین حالی که اختلاف داریم، دوست هم باشیم.»
6 اعتبار رأی اکثریت مردم
از مجموعه بیانات و گفتار امام در این خصوص برمی آید که مشروعیت و اعتبار همه مراکز قدرت را رأی اکثریت مردم می دانند و می فرمایند:
«حکومت اسلامی ما متکی به آرای عمومی خواهد بود.»
«معنا ندارد که یک اقلیتی بخواهد تحمیل کند به یک اکثریتی، این خلاف دموکراسی است که شما به او عقیده دارید. خلاف آزادی است. خلاف همه انسانیت است بخواهند یکعده معدودی که اقلیت هستند تحمیل کنند بر یک عده (بیشتر).»
7 دفاع از جان و مال و ناموس مردم
«دفاع از ناموس مسلمین و جان مسلمین و مال مسلمین و کشور مسلمین یکی از واجبات است. ما داریم به این واجب عمل می کنیم، کشور ما دارد به این واجب عمل می کند.
ایشان در مقام تعامل با اقلیت های دینی و رسمی در ایران نیز دستور می دهند با آنان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامی رفتار شود و در احوال شخصیه و دستورات دینی مطابق با قانون خود عمل کنند: «ما می خواهیم همه مردم، همه مسلمین و غیر مسلمین همه در صلح و صفا باشند، لکن معنایش این نیست که اگر یک کسی بخواهد بریزد در منزل یک کسی و تعدی کند، ما بگوییم که سرصلح داشته باشید و تن بدهید به ظلم. نه...
4. رعایت اصل استقلال
نظام جمهوری اسلامی ایران دارای نظامی است باهویت مستقل اسلامی و ملی. حفاظت و پاسداری از استقلال و میثاق ملی که با پرداخت بهای سنگین بدست آمده است به عنوان بخشی از رسالت امنیتی محسوب می شود. بر این اساس در اصل نهم قانون اساسی، صیانت از استقلال و تمامیت ارضی به مثابه وظیفه مهم و اصلی حکومت تلقی شده و هر گونه فعالیتی که به نوعی استقلال و میثاق ملی را تهدید نماید، غیر مشروع و اخلال به امنیت کشور خوانده شده است.امام بزرگوارمان همواره مردم را به پاسداری از این نعمت بزرگ توصیه نموده و در یکی از سخنان خویش می فرمایند:
باز سفارش می کنم که به خدا متکی باشید و برای همیشه زیر بار شرق و غرب نروید. مردم باید تصمیم خود را بگیرند، یا رفاه و مصرف گرایی یا تحمل سختی و استقلال، و این مسئله ممکن است چند سالی طول بکشد ولی مردم یقینا دومین راه را که استقلال و شرافت و کرامت است، انتخاب خواهند کرد.
حضرت امام در خطابه های سیاسی و افکار و اندیشه های خویش، تعبیرها و عبارت های متعددی را به کار برده اند که مهم ترین آنها را می توان اینطور خلاصه کرد:
خود باوری و خودکفایی شرط استقلال.
بازگشت به اصالت و هویت اسلامی خویش.
تحمل سختی ها و مشکلات در راه کسب استقلال.
«اگر کشوری بخواهد امنیت را توأم با استقلال کامل تأمین کند، کار مقداری مشکل و سخت خواهد بود. به ویژه کشوری که دارای آرمان ها و ارزش های مقدس بوده و مایل است هویت مستقل اسلامی و ملی خود را حفظ کند. برای کشوری که می خواهد در بعد سیاسی دارای استقلال کامل بوده و خود تصمیم گیرنده باشد و جلوی دخالت های نابجای دیگران را بگیرد و در بخش اقتصادی به جای منافع مشترک به دنبال منافع ملت خود باشد، تأمین امنیت دشوارتر خواهد بود و بالمآل جامعه بار سنگین تری را بردوش خواهد کشید. چنین کشوری دارای دشمنان فراوانی در سطح جهان و منطقه خواهد بود.»
در اندیشه سیاسی امام  هر گونه وابستگی و دخالت اجانب در مقدرات ملت ها اعم از وابستگی سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی، رفاه طلبی و مصرف گرایی، خود باختگی و احساس حقارت در برابر فرهنگ بیگانه غربی به عنوان عوامل ناامنی و موانع استقلال و خودکفایی می باشند و از دیدگاه امام محکومند.
5 . التزام به قانون
یکی دیگر از عوامل ایجاد نظم و امنیت در جامعه، قانون گرایی و پرهیز از قانون گریزی است. اگر قانون نباشد دو حالت بیشتر پیش نخواهد آمد: حالت اول این است که جامعه دچار هرج و مرج می شود. در آن صورت، هیچ موجودی امنیت ندارد و بدیهی است که هرج و مرج مغایر با رشد و سعادت جامعه است... حالت دوم، استبداد است.
امام خمینی ، حکومت جمهوری اسلامی را حکومتی مبتنی بر قانون عدل الهی دانسته و به اعتقاد ایشان «همه در سایه قانون با امنیت کامل به سر می برند و هیچ حاکمی حق ندارد برخلاف مقررات  و قانون شرع مطهر قدمی بردارد.»
همچنین امام  همه مردم و مسئولان را به رعایت قانون اساسی و ضوابط اسلامی فراخوانده و می فرمایند: «همه باید مقید به این باشید که قانون را بپذیرید و لو برخلاف رأی شما باشد، باید بپذیرید برای اینکه میزان اکثریت است و تشخیص شورای نگهبان که این مخالف قانون نیست و مخالف اسلام هم نیست، میزان است که همه ما باید بپذیریم. من هم ممکن است با بسیاری از چیزها، من که یک طلبه هستم، مخالف باشم، لکن وقتی قانون شد،... خوب ما هم می پذیریم.»و اما در زمینه سیاست خارجی دیدگاه های امام را می توان فهرست وار به صورت محورهای زیر دسته بندی کرد:
1 گستره روابط براساس مبانی اسلامی و انسانی
2 اصل احترام متقابل وعدم دخالت در امور داخلی یکدیگر
3 روابط حسنه، مدارا و مسالمت آمیز
4 اصل آزادی، استقلال و منافع ملی
5 نفی سلطه گری و سلطه پذیری
6 نفی ظلم و ظلم پذیری (لاتظلمون و لاتظلمون)
7 اصل نه شرقی نه غربی
8 دفاع از کیان اسلام و مسلمانان
9 دفاع از مستضعفان و مظلومان
10 کمک به نهضت های آزادی بخش
11 صدور انقلاب اسلامی
امام راحل در مورد سیاست خارجی و روابط بین المللی نیز بر نفی وابستگی سیاسی و سیاست نه شرقی، نه غربی و حفظ مصالح اسلام و مسلمانان تأکید دارند و در پیام ها و سخنرانی ها و فرمایشات خویش روی محورهای یازده گانه که یادآور شدیم تکیه می کردند و تخلف و عدول از این سیاست را خیانت و اخلال در امنیت و استقلال نظام می دانستند.
ایشان در پاسخ به نامه رؤسای قوای سه گانه که در تاریخ 11/7/66 ارسال نمودند، این طور فرمودند:
«برهیچ یک از مردم و مسئولین پوشیده نیست که دوام و قوام جمهوری اسلامی ایران بر پایه سیاست نه شرقی و نه غربی استوار است و عدول از این سیاست، خیانت به اسلام و مسلمین و باعث زوال عزت و اعتبار و استقلال کشور و ملت قهرمان ایران خواهد بود.
«... متأسفانه برخی از کشورها، تز معروف «استقلال کمتر، امنیت بیشتر» را دنبال می کنند و برای آسودگی خیال و جلوگیری از تجاوز دشمن، کشور خود را در اختیار یک قدرت بزرگ قرار داده اند این امر به قول معروف «خودکشی از ترس مرگ» است! یعنی ما خودمان کاری کنیم که دشمن دیگر نیازی به تجاوز نداشته باشد، در همه بخش ها دشمن را سهیم و شریک کنیم تا نیازی به تجاوز نباشد!! بنابراین در بخش سیاسی مقداری وابستگی، در بخش فرهنگی مقداری بی هویتی، تسلیم و تقلید کورکورانه و در بخش اقتصادی اشتراک منافع بادیگران، حاصل این تفکر است. کشورهایی در اطراف ما وجود دارند که مجری این روش ها هستند. در خود ایران قبل از انقلاب نیز، وضع چنین بود. مردم ما در گذشته با این شیوه کاملاً آشنا بودند و امنیت در ایران از طریق وابستگی در بخش سیاسی، در بخش فرهنگی و در بخش اقتصادی تأمین می شد.
2. امنیت فرهنگی
امام خمینی  با تأکید براینکه فرهنگ در موجودیت و حیات هر جامعه ای نقش اساسی و محوری دارد و اصلاح فرهنگ در رأس همه اصلاحات به شمار می آید، از جمله دست آوردهای انقلاب اسلامی را برقراری فرهنگ استقلالی در جامعه توسط دانشگاه مستقل و حوزه می دانستند. برقراری نظم و امنیت فرهنگی برمبنای استقلال فکری و قطع وابستگی فرهنگی و جایگزین کردن فرهنگ مستقل اسلامی ایرانی از وظایف دولت اسلامی است. با توجه به عنایت خاص و ویژه ای که در گفتار و کلمات امام (ره) نسبت به مقوله فرهنگ و استقلال فرهنگی به چشم می خورد چنین استفاده می شود که امنیت فرهنگی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است و به عبارت دیگر اگر امنیت فرهنگی وجود داشته باشد، امنیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نظامی هم به وجود می آید.
دولت موظف است مقدمات و بسترهای لازم را برای رشد و تعالی فرهنگ جامعه فراهم نماید و برطبق قانون اساسی ابزار و امکانات مورد نیاز مردم را از تحصیلات ابتدایی گرفته تا آموزش عالی مهیا سازد.
«امروزه انسجام فرهنگی را یکی از منابع تأمین کننده امنیت داخلی می دانند. غرض از این مفهوم وجود سطح قابل قبولی از همآهنگی میان نهادهای متولی امور اجتماعی فرهنگی در جامعه است که در نتیجه آن، تضاد در حوزه نهادهای فرهنگی به حداقل رسیده یا از بین برود. امنیت فرهنگی دارای مفهومی وسیع و گسترده است. این امر طیف گسترده ای را به خود اختصاص داده است. از تبلیغات روزنامه ها و رسانه های عمومی گرفته تا افکار عمومی جامعه و تفکرات حاکم بر بخش های مختلف قدرت، همه در این حوزه قرار دارند.
امنیت فرهنگی نیز مانند امنیت سیاسی لازمه توسعه است و تا امنیت فرهنگی نباشد نباید منتظر توسعه باشیم.
در اندیشه سیاسی امام  بر ضرورت استقلال فکری و فرهنگی و عدم قبول وابستگی تأکید شده است: «بی شک بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساسا فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می دهد و با انحراف فرهنگ هر چند جامعه در بعدهای اقتصادی، سیاسی، صنعتی و نظامی قدرتمند و قوی باشد ولی پوچ و پوک و میان تهی است.
اگر فرهنگ جامعه ای وابسته و مرتزق از فرهنگ مخالف باشد، ناچار دیگر ابعاد آن جامعه به جانب مخالف گرایش پیدا می کند و بالاخره در آن مستهلک می شود و موجودیت خود را در تمام ابعاد از دست می دهد. استقلال و موجودیت هر جامعه از استقلال فرهنگ آن نشأت می گیرد و ساده اندیشی است که گمان شود با وابستگی فرهنگی، استقلال در ابعاد دیگر یا یکی از آنها امکان پذیر است.»
از مجموعه فرمایشات و پیام های امام در مقوله فرهنگ و امنیت می توان استفاده کرد که راه رسیدن به استقلال فرهنگی یکی پایان دادن به فرهنگ بیگانه و دیگری بازگشت به اصالت خویش و هویت اسلامی است. خود باختگی در مقابل فرهنگ غرب و بیگانه شدن از خویشن خویش باعث تزلزل فرهنگی و اخلاقی خواهد شد و امنیت و ثبات فرهنگی جامعه را به خطر می افکند.
امام در این باره فرمایند:
«... اگر جامعه از نظر فرهنگی، وابسته و تابع فرهنگ بیگانه باشد، مجبور می شود که در ابعاد دیگر اجتماعی هم به سوی دشمن برود و در نهایت، نابود می شود و شرف خود را در همه زمینه ها از دست می دهد.»
حضرت امام  برای اصلاح فرهنگ جامعه و حفظ و حراست از حریم علم و دانش، بر تربیت و تزکیه و تهذیب نفس تأکید دارند و پیشرفت حقیقی را در سایه تخصص و تعهد اسلامی می دانند:
«باید آنهایی که به این کشور علاقه دارند، آنهایی که به این ملت علاقه دارند، آنهایی که خودشان وابسته نیستند و خدمتگزار ابرقدرتها نیستند، آنها همت کنند به اینکه دانشگاه را یک مرکزی درست کنند که مرکز علم و تهذیب باشد، که همه تخصص ها در خدمت خود کشور باشد نه اینکه متخصص بشود و با آن تخصص اش ما را به دامن آمریکا بکشد، متخصص بشود و با آن تخصصش به کشور ما ضربه وارد کند.»«صدمه هایی که وارد می شود بر مملکت، غالبا از این متفکرین بی پرورش، آموزش های بی پرورش واقع می شود، علم را تحصیل می کنند لکن تقوا ندارند.»
3. امنیت اجتماعی
حالت فراغت همگان از تهدیدی که کردار غیرقانونی دولت یا دستگاهی فردی یاگروهی در همه یا بخشی از جامعه پدید آورد، نظام حقوقی جدید مدعی است که قانون یا تعریف و حدگذاری آزادی ها و حقوق فرد و کیفر دادن آنان که از حدود پا فراترنهند، امنیت فرد و اجتماع را پاسداری می کند، پلیس و دادگستری مأمور اجرای آن هستند. برای استقرار نظم و امنیت اجتماعی عناصر و عوامل مختلفی دخیل می باشند که در اینجا به بررسی برخی از آنها در افکار و اندیشه امام (ره) می پردازیم.
1. استقرار عدالت اجتماعی
برقرار کردن عدالت در جامعه یکی از اهداف مهم حکومت پیامبران الهی و امامان معصوم است و یکی از پایه های اساسی امنیت به شمار می آید. امام خمینی آن را بهترین وسیله جلب اعتماد مردم و موفقیت دولت ها می دانند و می فرمایند:
«هدف بعثت ها به طور کلی این است که مردمان براساس روابط اجتماعی عادلانه نظم و ترتیب پیدا کرده، قد آدمیت راست گردانند و این با تشکیل حکومت و اجرای احکام امکان پذیر است، خواه نبی خود موفق به تشکیل حکومت شود مانند رسول اکرم (ص) و خواه پیروانش پس از وی توفیق تشکیل حکومت و برقراری نظام عادلانه اجتماعی را پیدا کنند.
و در جای دیگری حکومت اسلامی را حکومت عدل و عدالت معرفی می کنند و می فرمایند:
«در جمهوری اسلامی عدل اسلامی جریان پیدا می کند. عدالت الهی بر تمام ملت سایه می افکند.»
همچنین ایشان شیوه امام علی (ع) در اجرای عدالت را الگویی ارزنده و مناسب برای حکومت داری می دانند و می فرمایند:
«ما عدالت اسلامی را می خواهیم در این مملکت برقرار کنیم. اسلامی که راضی نمی شود حتی به یک زن یهودی که در پناه اسلام است تعدی بشود. اسلامی که حضرت امیر، سلام الله علیه، می فرماید برای ما چنانچه بمیریم، ملامتی نیست که لشگر مخالف آمده است و با فلان زن یهودیه ای که ملحد بوده است خلخال را از پایش در آورده است.
2. امنیت مسکن و شغل
از دیدگاه اسلام و امام ، امنیت تنها در مورد جان و مال و ناموس مردم خلاصه نمی شود بلکه شامل تأمین شغل و مسکن و سایر امنیت های اجتماعی نیز می باشد.
در قانون اساسی جمهوری اسلامی تصریح شده است:
«حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن، شغل اشخاص از تعرضّ مصون است، مگر در مواردی که قانون تجویز می کند.»
اسلام ورود بدون اجازه به مسکن دیگران را ممنوع نموده و تعرض می داند حتی نگاه کردن به داخل خانه و محل سکونت پوشیده شده مردم را جایز نمی داند، تا آنجا که اگر شخص متعرض، به هنگام دفاع صاحب خانه به قتل برسد، خونش مهدور است.
حضرت امام (ره) در فرمان هشت ماده ای خطاب به مسئولان نظام درخصوص امنیت شغلی و عدم دخالت در زندگی خصوصی افراد می فرماید:
«ما نباید ظلم کنیم، یعنی تفتیش نماییم که در داخل خانه های مردم چه می گذرد، کسی هم حق ندارد عشرتکده درست کند و یا قمارخانه. در حکومت اسلامی با این گونه امور مبارزه می شود. ما می خواهیم احکام خدا جاری شود. آن طرفش هست، این طرفش هم هست. آن طرف که نباید با مردم بدرفتاری کرد، نباید داخل منازل مردم ریخت، مردم باید در خانه هایشان مطمئن باشند، در زندگی شان، کسب و تجارتشان اطمینان داشته باشند. دولت اسلامی موظف است مردم را مطمئن نماید در همه چیز، در سرمایه هایشان در کسب و کارشان. دولت حق ندارد به آن ها تعدی نماید و اگر کسی تعدی کرد تأدیب خواهد شد. و از آن طرف هم اگر کسانی که مخالف اسلام هستند بخواهند تجاهر به فسق نمایند، آن ها هم تأدیب خواهند شد.»
«ورود به مغازه ها و محل کار و منازل افراد بدون اذن صاحب خانه برای جلب یا به نام کشف جرم و ارتکاب گناه، ممنوع است...» امام در مورد افرادی که شغل نامشروع و غیر قانونی دارند، هشدار می دهند: «کسانی که شغل آنان گردآوری و توزیع مواد مخدر است، مصداق مفسد فی الارض قرار می گیرند و علاوه بر ضبط مواد باید آنان را به مقامات قضائی معرفی کرد.
3. مبارزه با مفاسد و انحرافات اجتماعی
یکی دیگر از راه های تأمین نظم و امنیت اجتماعی، مبارزه و برخورد جدی با فساد و انوع انحراف های اخلاقی و اجتماعی است. امام آن دسته از افرادی که انحراف اخلاقی دارند و جامعه را به فساد و تباهی می کشانند به عنوان غده سرطانی معرفی کرده و معتقدند: آن که فاسد می کند جامعه را، و دست از فسادش برنخواهد داشت، او را باید از جامعه جدا کرد؛ او یک غده سرطانی است که جامعه را فاسد می کند. و در یکی دیگر از بیانات خویش، اعتیاد به مواد مخدر را به عنوان بلای خطرناک اجتماعی یاد کرده و نجات معتاد از چنگال آن را نجات اسلام می دانند.
4 . نظارت عمومی
امر به معروف و نهی از منکر و کنترل و نظارت کارگزاران نظام از وظایف مهم اجتماعی به حساب می آید و از دیدگاه امام برای اصلاح امور جامعه و استقرار نظم و امنیت لازم است. ایشان حتی مردم را به انتقاد از خودشان فراخوانده، می فرمایند:
«همه ملّت موظفند که نظارت کنند بر این امور، نظارت کنند اگر من یک پایم را کنار گذاشتم، کج گذاشتم، ملت موظف است که بگویند پایت را کج گذاشتی، خودت را حفظ کن.» و در جای دیگری این اصل اجتماعی و سیاسی را مورد تأکید قرار داده و می فرمایند:
«کوشش کنید که احکام اسلام را، هم عمل کنید و هم وادار کنید که دیگران عمل کنند. همان طوری که هر شخص و هر فردی موظف است که خودش را اصلاح کند، موظف است که دیگران را هم اصلاح کند. اصل امر به معروف و نهی از منکر برای همین است که جامعه را اصلاح کند.»
«امنیت تنها کار پلیس یا نیروی انتظامی یا نیروی اطلاعاتی و امثال آنهانیست. تمام دستگاه های فرهنگی و تبلیغی از آموزش و پرورش و دانشگاه ها گرفته تا رسانه های گروهی همه و همه باید دست به دست هم بدهند تا نظم، انضباط و احترام به قانون به یک ارزش تبدیل شود، به طوری که اگر یک فرد از اعضای خانواده کار خلافی انجام داد نتواند آن را برای خانواده خود نقل کند. هنوز متأسفانه در فرهنگ جامعه، بسیاری از کارهای خلاف، نوعی زرنگی تلقی می شود!...این امر مستلزم یک تحول عمیق فرهنگی است. تا این تحول انجام نگیرد ما به اهداف بلند خود نخواهیم رسید.
4 امنیت اقتصادی
یکی دیگر از اقسام امنیت، امنیّت اقتصادی است.در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده است:
«پی ریزی اقتصاد صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینه های تغذیه، مسکن، کار، بهداشت و تعمیم بیمه».دولت اسلامی برای استقرار ثبات و امنیت و رفاه اجتماعی وظیفه دارد از طریق درآمدهای عمومی و پرداخت حق بیمه بازنشستگی، زندگی افراد کهنسال و از کار افتاده و محرومان جامعه را تأمین نماید و معضل بزرگ بیکاری را با اجرای طرح های اشتغال مرتفع سازد.امام در زمینه تعدیل حیات اقتصادی، دیدگاه های سازنده و روشنی دارند که جهت رعایت اختصار به برخی از آنها اشاره می شود:
1. اسلام عامل تعدیل ثروت
«امام خمینی  در این باره متذکر می شوند که اسلام برای برقراری حکومتی عدل گستر آمده است. چه، در این آیین، قوانین مربوط به امور مالی، از قبیل مالیات و بیت المال و شیوه جمع آوری مالیات از همه اقشار و طبقات جامعه، به طرز عادلانه ای تدوین و تنظیم شده است.
ایشان با بیان اسلام به عنوان عامل تعدیل ثروت می فرمایند:
اسلام است که جلو منافع شخصی را می گیرد، اسلام است که نمی گذارد این گردن کلفت ها زندگی اشرافی بکنند، یک زندگی آن جور که دلشان می خواهد بکنند، اسلام تعدیل می کند».
2. خودکفایی در بخش کشاورزی
بنابه اعتقاد امام  خودکفایی در کشاورزی اساس استقلال است و موجب قطع وابستگی سیاسی خواهد شد:
«توجه به بازسازی مراکز صنعتی نباید کوچک ترین خللی برضرورت رسیدن به امر خودکفایی کشاورزی وارد آورد، بلکه اولویت و تقدم این امر باید محفوظ بماند و مسئولین بیشتر از گذشته خود را مکلف به اجرای آن سازند و در امر احیای اراضی و مهار آب ها و ایجاد سدها و تشویق کشاورزان و دام داران و استفاده هر چه بیشتر از نعمت های بیکران الهی در طبیعت تلاش نمایند که مطمئنا خودکفایی در کشاورزی مقدمه ای است برای استقلال و خودکفایی در زمینه های دیگر.(69) به علاوه برنامه ریزی اساسی در جهت صنعتی کردن و نوسازی و ایجاد صنایع مادر را توصیه می نمایند.
3. فقرزدایی
فقر و محرومیت زدایی برای تحقق عدالت اجتماعی همواره مورد تأکید امام راحل بوده و در این باره می فرمایند:
«همه آرمان و آرزوی ملت و دولت و مسئولین کشور ماست که روزی فقر و تهیدستی در جامعه ما رخت بربندد و مردم عزیز و صبور و غیرت مند کشور از رفاه در زندگی مادی و معنوی برخوردار باشند. خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و روآوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد و اغنیاء و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار بشوند.»
امام  بااشاره به زندگی رقت بار قشر عظیمی از مستضعفان جامعه برای سامان بخشیدن به وضع مسکن و مشکل زمین چنین می فرمایند:
... این از حداقل حقوق هر فرد است که باید مسکن داشته باشد. مشکل زمین باید حل شود و همه بندگان محروم خدا باید از این موهبت الهی استفاده کنند. همه محرومان باید خانه داشته باشند. هیچ کسی در هیچ گوشه مملکت نباید از داشتن خانه محروم باشد.
با مطالعه و بررسی اندیشه امام در بعد اقتصادی، دو نکته اساسی توجه ما را به خود جلب می کند:
1 محاصره اقتصادی موجب شکوفایی مغزها می شود.
2 ملت ایران عزت خود را با رفاه وابسته به اجانب عوض نمی کند.
برای روشن شدن مطلب، عین سخنان آن حضرت را در اینجا به شرح ذیل می آوریم: «وقتی که محاصره اقتصادی بشود افکار همه مردم توجه به این پیدا می کند که ما باید خود کفا باشیم و متخصصین ما مشغول می شوند و افکار خودشان را به راه می اندازند و قدرت خودشان را به راه می اندازند و ایران را مستغنی می کنند از خارج و من به شما اطمینان می دهم که اگر تایک مدتی ما در این فشارها باشیم، ایران بیشتر ثبات پیدا می کند و مغزهای متفکر مکتبی ایران بیشتر به کار می افتد و ایران را خودکفا می کند. همچنین عزّت و سعادت را در سایه ایستادگی و تحمل سختی ها می دانند و می فرمایند:
«من مطمئنم که ملت عزیز ایران یک لحظه استقلال و عزت خود را با هزار سال زندگی در ناز و نعمت ولی وابسته به اجانب و بیگانگان معاوضه نمی کند.» و باز در جای دیگری به همین موضوع اشاره می کنند و می فرمایند:
«سیاست ما همیشه بر مبنای حفظ آزادی، استقلال و حفظ منافع مردم است که این اصل را هرگز فدای چیزی نمی کنیم.
«اگر ما تسلیم آمریکا و ابرقدرتها می شدیم، ممکن بود امنیت و رفاه ظاهری درست می شد و قبرستان های ما پر از شهدای عزیز ما نمی گردید، ولی مسلما استقلال و آزادی و شرافتمان از بین می رفت. .(سایت برهان،  آیا امنیت در اسلام صرفاً نظامی است؟ صدیقه احمدی)

ظهور اندیشه‌های امت‌محور امام خمینی
انقلاب اسلامی و ظهور اندیشه‌‌‌های امام (ره) در این برهه‌ی زمانی به وقوع می‌‌‌پیوندد. اندیشه‌‌‌هایی که منشأ آن‌‌‌ را همان مفاهیمی که در زمان حضرت رسول (ص) تکوین یافته بودند شکل داده است. امام خمینی (ره) برطبق اندیشه‌‌‌های اسلامی، مفهوم ملت به معنای مدرن آن که شامل آب و خاک صرف و مردم و قلمرو خاص ایران و برتر از دیگر ملت‌‌‌ها اعم از اسلام یا غیراسلام باشد را مردود شمرده و آن ‌‌‌را مغایر با تعالیم اسلام و آموزه‌‌‌های دینی می‌‌‌دانند. (امام خمینی، 1363: 168)
ایشان قائل به برتری عقیده بر سرزمین هستند. در نگاه ایشان، آنچه اهمیت دارد همان عقیده، ایمان، باورها و... است.امام دو وطن عقیدتی و سرزمینی را قابل شناسایی و جدایی می‌‌‌دانند. وطن عقیدتی همان دارالسلام یا امت اسلامی است که اصالت دارد، اما وطن سرزمینی به دلایل مقتضیات زمانی و مکانی، تنها در سایه‌ی اسلام مورد قبول است. لذا هنگامی که در برابر اسلام قرار می‌‌‌گیرد، اصالت خود را از دست می‌‌‌دهد. بر همین اساس، ایشان برای وطن عقیدتی (امت) ارزش و اعتبار بالاتری نسبت به وطن سرزمینی (ملت) قائل‌‌‌اند. مشروعیت مطابق با منافع اسلامی اختصاص یافته و اندیشه‌ی ملی با آن تنظیم می‌‌‌گردد. ایشان همواره منافع ملی (ملت) را ذیل منافع اسلامی (امت) تعریف نموده و برای منافع اسلام حساب ویژه‌‌‌ای قائل هستند. به اعتقاد امام (ره)، منافع ملی در طول منافع اسلامی قرار دارد. لذا رابطه‌‌‌ی منافع ملی و اسلامی از نظر ایشان رابطه‌‌‌ی جزء به کل است و منافع ملی در برابر دیگر مسلمانان برخلاف دستور صریح اسلام است. مطابق اندیشه‌ی امام، باید منافع اسلامی (منافع جهان اسلام با همه‌ی کشورهای اسلامی) را بر منافع ملی (منافع یک واحد سیاسی خاص) ترجیح داد و این امر تنها در حکومت اسلامی جهان اسلام قابل تصور است. (بابایی، 1383: 284 تا 286)
امام خمینی برای ملت ایران دو بُعد ایرانیت و اسلامیت قائل بوده و معتقدند که بُعد اسلامیت آن پایدارتر است. لذا ملت ایران مفهومی دینی است. ملت به معنی مدرن آن نیز تا آنجا معتبر است که در مقابل اسلام قرار نگیرد. (بابایی، 1383: 153)
می توان گفت که رابطه‌ی ملت و امت در اندیشه‌ی ایشان، عموم و خصوص مطلق است. بدین‌گونه که ملت به‌عنوان یک جزء در زیرمجموعه‌ی واحد کلی امت قرار می‌‌‌گیرد و مجموعه‌ واحدهای ملی، تحت واحد جهانی امت، یک جامعه‌ی واحد را به‌‌‌ وجود می‌‌‌آورند. بنابراین در اندیشه‌ی امام، ملت جزئی از امت بوده و هم‌راستا با آن است و هیچ‌‌‌گاه در تقابل با امت قرار نمی‌‌‌گیرد. (بابایی، 1383: 292)

مؤلفه های درونی استقرار امنیت ملی امام
وفاق و همگرایی ملی:
اگر این اخوت ایمانی در سرتاسر کشور ما محفوظ بماند و هرکس برای خودش توجه به خود نداشته باشد؛ توجه به مقصد داشته باشد و خودش را برای مقصدش بخواهد، هیچ کس نمی تواند به این کشور تعدی کند.(صحیفه امام، ج 17، ص 435)
 حفظ کردن نظام اسلامی] این است که هر روز محکم کنیم برادری خودمان را، سر اغراض جزئیه که زود می گذرد لطمه ای خدای نخواسته به اسلام وارد نکنیم، لطمه به جمهوری اسلام وارد نکنیم.(همان، ج 20، ص 56)
ولایت مداری:
من به همه ملت، به همه قوای انتظامی اطمینان می دهم که امر دولت اسلامی، اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبی بر این مملکت نخواهد وارد شد.(صحیفه امام، ج 10، ص 85)
مشارکت عمومی:
انقلاب اسلامی ما انقلابی است که به دست مردم صورت گرفته، مردم انقلاب کرده اند و مردم باید آن را به آخر برسانند.«(صحیفه امام، ج 19، ص 54)
اگر مردم را شریک خودتان نکنید، موفق نخواهید شد.«(همان، ج 19، ص 35)
تا شما زنده اید آمریکا برنمی گردد، شوروی هم برنمی گردد. در نسل های آتیه، اگر ملت ها در نسل های آتیه به همین روش حرکت کنند و روحانیون در همه جا حاضر باشند و مردم در صحنه باشند و قوای نظامی و انتظامی، قوای نظامی و انتظامی اسلام باشد این در طول تاریخ هم ان شاءالله نخواهد شد.(همان، ج 17، ص 449)
ساماندهی اقتصادی:
دولت شما دولت محرومین است یعنی باید برای محرومین کار کنید.(صحیفه امام، ج 19، ص 34)
هر قدر کشور ما به طرف فقر زدایی و دفاع از محرومین حرکت کند، امید جهانخواران از ما منقطع و گرایش ملت های جهان اسلام زیادتر می شود.(همان، ج 20، ص 341)
ما باید سعی کنیم از حیث اقتصاد قوی و بدون وابستگی باشیم. .. البته به طرف صنعت هم باید رفت، ولی اگر از کشاورزی منحرف بشویم، اسباب آن می شود که آنچه خودمان نیز داریم از بین برود.(صحیفه امام، ج 17، ص 33)
اقتدار نظامی و دفاعی:
در هیچ شرایطی از تقویت نیروهای مسلح و بالابردن آموزش های عقیدتی و نظامی و توسعه تخصص های لازم و خصوصاً حرکت به طرف خودکفایی نظامی غفلت نکنند... غفلت از تقویت بنیه دفاعی کشور، طمع تهاجم و تجاوز بیگانگان و نهایتا تحمیل جنگ و توطئه ها را به دنبال می آورد.(صحیفه امام، ج 21، ص 358)
قانونگذاری و قانون مداری:
همه قشرها که در هر جا هستند و در هر محلی هستند حفظ قانون را بکنند و حفظ قواعدی که بر کشور جاری هست بکنند.« و نیز به عمل به قانون اساسی سفارش می کند:(صحیفه امام، ج 15، ص 449 - 450)
معیار در اعمال نهادها قانون اساسی است و تخلف از آن برای هیچ کس چه متصدیان امور کشوری و لشکری و چه اشخاص عادی جائز نیست.(همان، ج 14، ص 301)
گسترش و تعمیق معارف دینی:
روح ایمان را در آن ها (مردم) تقویت کنید که اگر جنبه ایمان مردم تقویت شد، همه امور به راحتی انجام می شود.« »دنبال این بروید که معارف اسلامی را در بین مردم تقویت کنید که(همان، ج 17، ص 120)
 رأس امور این معارف اسلامی است و اگر درست بشود همه کارها درست می شود.«(همان، ج 20، ص 300) )(سایت حوزه، حصون - بهار 1388 ، شماره 19 - امنیت ملی از نگاه امام خمینی..)

امام  و امنیت با صدور انقلاب اسلامی:
«ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجی و بین المللی اسلامی مان بارها اعلام نموده ایم که در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه جهان خواران بوده و هستیم، حال اگر نوکران آمریکا نام این سیاست را توسعه طلبی و تفکر تشکیل امپراطوری بزرگ می گذارند از آن باکی نداریم و استقبال می کنیم. ...ما درصدد خشکانیدن ریشه های فاسد صهیونیسم، سرمایه داری و کمونیسم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفته ایم به لطف و عنایت خداوند بزرگ نظامهایی را که بر این سه پایه استوار گردیده اند، نابود کنیم و نظام اسلام رسول الله(ص) را در جهان استکبار ترویج نماییم و دیر یا زود ملتهای آینده شاهد آن خواهند بود.» (30)
سیاست نه شرقی و نه غربی امام(ره) نیز کاملا در جمله فوق نهفته است. در این رابطه امام(ره) همچنین می گویند: «ما مسلمانیم و شرق و غرب برایمان مطرح نیست. دولت اسلامی ما آزاد و مستقل خواهد بود. ما نه به سوی غرب و نه به طرف شرق گرایش نخواهیم داشت و می خواهیم یک جمهوری بی طرف و غیر متعهد باشیم.» (31)

خلاصه و نتیجه گیری:
به این ترتیب، روشن گردید که دیدگاههای امام(ره) در خصوص امنیت، دارای دو ویژگی کاملا جدای از هم می باشد; از یک طرف، از جنبه آرمانی امنیت جهان اسلام و امت مسلمان برای امام(ره) بیش از هر چیز دیگر مهم می باشد و همانند دیدگاههای کلی اسلامی در جست و جوی درنوردیدن مرزهای ملی است و در این راه، مخالفت با جهان غیر مسلمان و زورگو کاملا شبیه الگوهای انقلابی صدر اسلام است و کمتر با مرامهای دیپلماتیک فعلی سازگاری دارد و از سوی دیگر، حفظ نظام ج.ا.ا از اهم واجبات تلقی می شود. البته حفاظت از این نظام نیز در راستای حفاظت کلی امت اسلامی است و بیشتر دارای ماهیت ایدئولوژیکی و مکتبی است تا ملی; چرا که بر طبق نظریات آرمانی امام(ره) مرزهای ملی ارزش خاصی ندارند و وحدت جهان اسلام، مقصد نهایی وی در ایده آلهای سیاست خارجی است. به این ترتیب، مفهوم «امنیت ملی » به معنای خاص کلمه در نظریات امام(ره) چندان رنگی ندارد و به جای آن، امنیت نظام و جهان اسلام در اولویت خاصی قرار دارد. .( مجله اندیشه انقلاب اسلامی، شماره 6 , سالار، محمد)
برای فهم بیشتر و رسیدن به نتایج بهتر، در اینجا لازم می دانیم تا میان مباحث گذشته و برداشتهای مختلف از امنیت ملی، مقایسه مختصری انجام دهیم. در رابطه با مفهوم امنیت ملی، تا به حال بر داشتهای متفاوتی شده است. به طور کلی می توان سه برداشت مختلف از این مفهوم را در روابط بین الملل برشمرد:
1- رئالیستی;
2- ایده آلیستی;
3- انترناسیونالیستی.  در برداشت «رئالیستی »، واحد «دولت - ملت » به عنوان یک اصل در نظر گرفته می شود و صحنه روابط بین الملل چیزی جز رقابت میان واحدهای مختلف برای تامین امنیت و پیشبرد منافع ملی نمی باشد. در این مفهوم، دولتها چاره ای جز تلاش برای بر خورداری بیشتر از قدرت و توانایی ملی در برابر رقیبان ندارند; لذا رابطه میان «امنیت و قدرت » رابطه ای همیشگی و مستقیم است. در این معادله، امنیت یکی، ناامنی دیگری و بر عکس، ناامنی یکی، امنیت دیگری تلقی می شود. در برداشت «ایده آلیستی » که متاثر از اندیشه های کانت می باشد، امنیت ملی «نه توانایی یک ملت »; بلکه «نبود تهدید و وجود تامین » تعریف می شود. به عبارت دیگر، در اینجا، امنیت ملی به فقدان ترس از به خطر افتادن ارزشهای حیاتی معنا می گردد. طرفداران این برداشت، خواهان ایجاد جامعه ای جهانی هستند که در آن، همکاری برای تحقیق آرمانهای مشترک بشری، جای رقابتها را می گیرد. بر حسب این دیدگاه، افراد جامعه بشری به جای دولتهای ملی، به عنوان یک اصل در روابط بین الملل نقش بازی می کنند و مرزبندی های ملی، غیر واقعی و اعتباری می باشند. و نهایتا در مورد برداشت «انترناسیونالیستی » از امنیت ملی، باید گفت که این برداشت، امنیت را تنها با وجود همکاری میان واحدهای ملی امکان پذیر می داند. طرفداران این نظریه، دولتها را به عنوان بازیگران عمده بین المللی می پذیرند; ولی به رقابت دائمی بین آنها قایل نیستند. دولتها به رغم آنکه منافع متعارض دارند، منافع مشترک نیز دارند که آنها را مجبور به همکاری با یکدیگر می کند. در این برداشت، گسترش همکاریها از طریق ایجاد نهادهای بین المللی سبب کاهش رقابتها می شود و تهدیدهای امنیتی را از بین می برد.
با توجه به توضیح مختصر فوق، بهتر می توان به نتایجی در خصوص مباحث این مقاله دست یافت. با نگاه به بحث امنیت در اسلام و اندیشه امام و مقایسه اجمالی آن با سه برداشت یاد شده، می توان گفت که مفهوم امنیت در اندیشه سیاسی اسلام و همچنین امام، به طور کامل، در هیچ کدام از برداشتهای یاد شده جای نمی گیرد، ولی در عین حال اشتراکاتی با برخی از آنها دارد. همان طوری که قبلا ذکر شد، نمی توان معنای خاص امنیت ملی را در اندیشه سیاسی اسلام و امام جست و جو نمود. این معنای خاص; بخصوص در برداشت رئالیستی از امنیت ملی متبلور شده است; به این معنا که امنیت ملی کارکردی ویژه در رابطه با مفهوم واحد «دولت - ملت » دارد. البته در دهه های اخیر مباحثی چون حفظ زیست، مساله حقوق بشر و... تا حدی باعث شده که این مفهوم صرفا به تنگ نظری های گذشته خود قانع نباشد و از این جهت تا حد ارتباط همه جانبه با امنیت بین الملل بسط نماید. با این وصف، هنوز واحدهای ملی بیش از هر چیز در تامین انحصاری امنیت و منافع ملی خود می باشند و در تعقیب سیاست امنیت بین المللی خود نیز حتی الامکان منافع خاص خود را پی گیری می نمایند.
برخلاف برداشت رئالیستی، در اندیشه سیاسی اسلام، مفهوم امت جایگزین مفهوم ملت می گردد. لذا مفاهیمی چون منافع ملی که در تضاد با وحدت طلبی امت می باشد، چندان اعتباری ندارند و به جای آن، مصالح جامعه اسلامی و امنیت امت اسلامی اهمیت پیدا می کنند. در اندیشه سیاسی امام نیز میان امنیت امت و امنیت نظام، معادله پیچیده ای وجود دارد. به نظر می آید حداقل در سالهای اول انقلاب، این امنیت امت بود که بر امنیت نظام اولویت داشت. بعدا با شروع جنگ تحمیلی و به خطر افتادن کیان نظام اسلامی، مساله امنیت نظام در نظر امام به عنوان اولویت اصلی مطرح می گردد. علاوه بر این، در تحلیل دیدگاه امام نمی توان به طور شفاف میان امنیت ملی و امنیت نظام ارتباط برقرار نمود. به این معنا که هنوز این سئوال باقی است که آیا در نظر امام، امنیت نظام همان است که در متون روابط بین الملل به امنیت ملی تعبیر می گردد؟ به نظر می آید، تعبیر امام از امنیت نظام، بیشتر دارای صبغه ایدئولوژیکی باشد و این باعث می شود تا نتوان آن را کاملا مترادف با مفهوم رایج امنیت ملی دانست.
از جهت آرمان گرایی، می توان گفت برداشت اسلام از امنیت تا حدی شبیه به برداشت ایده آلیستی است.اسلام هم افراد بشری را دارای ریشه واحدی می داند که باید در مسیر واحدی نیز هدایت گردند. همچنین این آیین نیز مرزبندی های ملی را غیر واقعی و اعتباری می داند و برای آن اهمیت ذاتی قائل نیست. اصل دعوت در سیاست خارجی اسلام در مقایسه با این برداشت، می تواند قابل طرح باشد. با این وصف، نگاه اسلام به تحقق جامعه مشترک بشری، یک نگاه کاملا دینی است و مبنای آن، حرکت به سمت همه جایی شدن اسلام است; بر خلاف طرفداران برداشت ایده آلیستی که عموما خواهان ایجاد جامعه مشترک بشری بر مبنای اصول جهانی حقوق بشر می باشند. در اسلام همان طوری که قبلا ذکر شد، اهمیت اساسی در امنیت امت مسلمان می باشد و این امنیت می تواند حتی تا زمان رسیدن به جامعه مشترک جهانی نیز به عنوان هدف اساسی در سیاست خارجی دنبال گردد. در برداشت امام نیز دیده شد که حداقل در میان کشورهای مسلمان مرزبندی های ملی چندان اعتباری ندارند و آنچه که اصل است همان، مفهوم امت اسلامی می باشد.
شاید بتوان بیشترین موارد تشابه را در جایگاه امنیت، میان اسلام و برداشت انترناسیونالیستی یافت; برداشتی که معتقد به همکاری در میان کشورها است. در اینجا دو اصل حفظ دارالاسلام و اصل نفی سبیل در سیاست خارجی اسلام می تواند مورد دقت قرار گیرد. تلاش برای حفاظت از مملکت اسلامی در ارتباطات مختلف خارجی و همچنین جلوگیری از تسلط بیگانگان بر بلاد اسلامی، می تواند مبنای همکاری با دول دیگر قرار گیرد. در دیدگاه امام نیز مسایلی چون وحدت جهان اسلام، ترغیب سران دولتهای بزرگ به توجه به اسلام(دعوت امام از گورباچف به شناخت بیشتر از اسلام) می تواند مبنای این همکاری قرار گیرد. با وجود این با توجه به اینکه امام در راستای استقرار نظام ج.ا.ا کاملا خودشان را رویاروی امپریالیسم می دیدند، کمتر در زمینه همکاری همه جانبه با دول دیگر اندیشه می کرد و بیشتر به چگونگی وحدت و ارتباط با امت اسلامی و ملل مستضعف جهان فکر می نمود. (سایت حوزه ،مؤلفه های امنیت در اندیشه امام خمینی،سالار، محمد)

فرجام سخن
امنیت به­عنوان یکی از مفاهیمی که در حال تغییر بوده و معانی جدیدی به‌‌‌ خود گرفته است، در گفتمان اسلامی به‌‌‌عنوان بستری برای تعریف امت و تأمین این مفروض قلمداد می‌‌‌شده است. این موضوع هم در دیدگاه حضرت رسول (ص) و هم در نگرش امام (ره)، واحد بوده ولی تفاوت در محدودیت‌‌‌های محیطی پیش‌‌‌ روی امام برای تحقق این مفهوم است. به‌‌‌ عبارتی دلیل تفاوت بایدها و هست‌‌‌های پیامبر و امام، نه در تفکر ایشان و نه در شرایط ارادی کنشگر و اراده‌ی معطوف به آن (رسیدن به امت به‌عنوان امنیت توسط امام) بوده، بلکه همان‌‌‌طور که گفته شد، شرایط محیطی اعم از ساختار حاکم بر نظم بین‌‌‌الملل، وجود کنشگران دولت‌ملتی و سایر عوامل و عناصر سیاسی-محیطی بوده که مانع از تحقق این هدف شده است.(سایت برهان،  آیا امنیت در اسلام صرفاً نظامی است؟ صدیقه احمدی)

چگونه توسعه امنیتی نظامی از ديدگاه امام خميني قابل تحریف است؟
در هیچ شرایطی از تقویت نیروهای مسلح و بالابردن آموزش های عقیدتی و نظامی و توسعه تخصص های لازم و خصوصاً حرکت به طرف خودکفایی نظامی غفلت نکنند... غفلت از تقویت بنیه دفاعی کشور، طمع تهاجم و تجاوز بیگانگان و نهایتا تحمیل جنگ و توطئه ها را به دنبال می آورد.(صحیفه امام، ج 21، ص 358)
اگر بر کشوری ندای دلنشین تفکر بسیجی طنین اندازد، چشم طمع دشمنان و جهان خواران از آن دور خواهد گردید والا هر لحظه باید منتظر حادثه باشیم. بسیج باید مثل گذشته و با قدرت و اطمینان خاطر به کار خود ادامه دهد.(صحیفه امام، ج 21، ص 195)
 باید برای شکستن امواج طوفان ها و فتنه ها و جلوگیری از سیل آفت ها به سلاح پولادین صبر و ایمان مسلح شویم، ملتی که در خط اسلام ناب محمدی(ص) و مخالف با استکبار و پول پرستی و تحجرگرایی و مقدس نمایی است، باید همه افرادش بسیجی باشند و فنون نظامی و دفاعی لازم را بدانند، چرا که در هنگامه خطر ملتی سربلند و جاوید است که اکثریت آن آمادگی لازم رزمی را داشته باشند.(همان)

پیوند توسعه و امنیت ملی
امنیت ملی زمینه های زیر ساخت اصلاحات، بازسازی و توسعه همه جانبه را فراهم می سازد و توسعه پایدار عدالت محور عامل استحکام و اقتدار امنیت ملی است.
 امام رابطه امنیت ملی و توسعه و سازندگی را یک رابطه دو سویه و متقابل می داند:
. .. آیا می شود اصلاحی بدون آرامش؟ می شود در حال جنگ اعصاب و جنگ خارجی و به هم خوردن همه اوضاع، قضایا و مشکلات ما حل بشود... تا آرامش پیدا نشود هیچ اصلاحی امکان ندارد.(صحیفه امام، ج 7، ص 81 - 82)(سایت حوزه، حصون - بهار 1388 ، شماره 19 - امنیت ملی از نگاه امام خمینی..)

الگوي مديريت امام خميني درتوسعه
تأملي در شيوه مديريت جنگ از سوي امام به ويژه در سال هاي نخستين آن – الگوي جالبي را از مديريت بحران هاي سياسي نشان مي دهد. اين الگو باتوجه به ويژگي هاي منحصر به فردي كه دارد، ظرافت ها و پيچيدگي هاي خاص خود را داراست. از اين الگو مي توان درس ها و آموزه هاي زيادي براي مقابله با بحران هاي احتمالي فرا گرفت.
مديريت سيستميك بحران هاي سياسي و جنگ، الگوي رايج در واحدهاي سياسي مختلف هستند. در اين الگو، هر گونه تصميم گيري و مديريت بحران در چارچوب سلسله مراتب و نظام تصميم گيري حاكم اتخاذ مي شود. در حالي كه در شرايط عادي پروسه تصميم گيري مطابق قواعد رايج و روال معمول صورت مي گيرد، در شرايط بحراني فرآيند تصميم گيري متحول مي شود و به صورت غير عادي در مي آيد.
مطالعه رفتار و عملكرد امام خميني(ره) در طول جنگ ايران و عراق - به ويژه سال هاي نخستين جنگ – نشان مي دهد كه ايشان از شيوه مزبور مديريت بحران ها به نحو احسن استفاده كردند. برخلاف تصور عده اي كه شيوه مديريت امام را فردي يا در ارتباط مستقيم با مردم مي پندارند، ايشان از مديريت سيستميك نيز نهايت استفاده را مي كردند و اصولاً به اين روش بيشتر اعتقاد داشتند.
نمونه بارز اين امر نيز تأكيد خاص حضرت امام به نقش شوراي عالي دفاع بود. اين شورا كه مطابق قانون اساسي براي اداره امور جنگ تشكيل شده بود نقشي اساسي در تصميم گيري هاي مرتبط با جنگ داشت. امام در سخت ترين شرايط جنگ تحميلي نيز از اين شورا سلب مسئوليت نكرد و همواره، بر تمركز تصميم گيري ها در آن تأكيد داشت. براي نمونه، ايشان در بيانيه اي خطاب به مردم و مسئولان در مورخ 25/2/59 ضمن تأكيد بر معيار بودن قانون اساسي در اعمال نهادها و مأموريت يافتن شوراي عالي دفاع مي فرمايند: ((مسائل دفاع در شورا مطرح و رسيدگي مي شود و پس از تصويب، تصميم در اجرا با فرماندهي كل قواست و قواي مسلح بايد اوامر ايشان را اجرا كند)).
با آن كه شورا به صورت مرتب جلسه هايي را در خدمت امام تشكيل مي داد، اما امام به ارائه رهنمودهاي كلي (و در مواقعي انتقاد) بسنده و به هيچ وجه سعي نمي كردند اختيارهاي آن را تحديد كنند يا به طول كامل به تصميم هايش جهت دهند.
در چارچوب سلسله مراتب تصميم گيري و اجرا، امام بر رعايت سلسله مراتب و اطاعت نيروها از فرماندهان خود تأكيد ويژه اي داشتند. براي نمونه، ايشان تا جايي كه ممكن بود بر فرماندهي كل قوا از سوي بني صدر (علي رغم عملكرد منفي ايشان) تأكيد مي كردند. در سطوح پايين نيز، به طور مرتب نيروهاي ارتش، سپاه، بسيج و ژاندارمري را به اطاعت از فرماندهان خود توصيه مي نمودند.
در جريان عملكرد بني صدر و مسائلي كه ايشان به وجود آورده بودند (نوعي بحران در بحران) نيز، عملكرد امام بر مبناي مديريت سيستميك بود. با آن كه امام نفوذ بالايي در ميان مردم داشتند و با يك اشاره مي توانستند با وي برخورد كنند، اما تا زماني كه مجلس جريان قانوني عزل بني صدر را طي نكرد، اقدامي انجام ندادند.
افزون بر شوراي عالي دفاع، مجلس شوراي اسلامي دومين نهادي بود كه در جريان مديريت جنگ نقش داشت.
در اين حوزه نيز، سياست امام تنها نظارت بر عملكرد مجلس بود و ايشان به اين عملكرد اهميت خاصي مي دادند.
اما در كنار مديريت سيستميك جنگ كه از سوي دو نهاد ياد شده و با نظارت ايشان صورت مي گرفت، مديريت كاريزماتيك بحران هاي سياسي الگوي دوم مديريت امام بود كه در نوع خود سابقه نداشت. در واقع، هنر امام در تلفيق اين نوع مديريت با الگوي سابق بود. اين نوع مديريت بر ماهيت و نوع رابطه امام با توده هاي مردم كه تحت تأثير كاريزماي بالاي ايشان قرار داشت، مبتني بود. برآيند چنين مديريتي، حضور تعيين كننده نيروهاي مردمي – به ويژه سپاه و بسيج – در جبهه هاي جنگ بود و در نهايت اين نيرو در عقب راندن نيروهاي عراق از خاك ايران، نقش اصلي را ايفا كرد.
الگوي مديريت امام بر آموزه هاي ديني و روان شناختي مردم ايران قرار داشت. ايشان با بهره گيري از اصول روان شناختي سعي مي كردند آرامش كشور و ملت را در شرايط حاد بحراني حفظ كنند. البته، بايد يادآور شد كه به خوبي نيز در اين كار موفق شدند. ايشان در همان آغاز جنگ طي صحب هايي خطاب به مردم ايران فرمودند: ((اين يك دزدي آمده است يك سنگي انداخته و فرار كرده، رفته است سر جايش، ديگر قدرت اين كه تكرار بكند انشاء الله ندارد. من به ملت ايران سفارش مي كنم كه چند جهت را ملاحظه كنند. يك جهت اين كه خونسردي خودشان را حفظ كنند و ابداً توجه به اين معنا كه يكي قضيه اي واقع شده است (و واقعاً واقع نشده قضيه اي) توجه نكنند به اين معنا، يك وقت اغتشاشي بار نيايد)).
از سوي ديگر، امام توانستند با استفاده از نفوذ خود در ميان مردم و با بهره گيري از باورهاي ديني شان، به بهترين وجهي آنها را براي حضور در جبهه هاي جنگ بسيج كنند.
(و اينجانب اولاً به ملت ايران هشدار مي دهم كه خود را مهيا كنند و اسلحه هاي خود را آماده كنند و به حال آماده باش باشند كه اگر خداي نخواسته محتاج بسيج عمومي شد و امر به جهاد مقدس عمومي داده شد، فوراً به ميدان رفته و از دين خدا و كشور اسلامي دفاع نمايند)).
به اين ترتيب، تركيبي از دو سبك مديريت بحران ها – مديريت سيستميك و مديريت كاريزماتيك – بود كه توانست جلوي تجاوز عراق به ايران را بگيرد و الگوي منحصر به فردي را از امام به ميراث بگذارد.(سایت اندیشکده مدیریت و دفاع مقدس،مقدمه اي بر الگوي مديريت جنگ توسط امام خميني ، اکبر مهدی زاده)

راه درست
داخلی :
قبل پیروزی انقلاب اسلامی:
شما وقتی برنامه هم می خواهید درست کنید دستتان را پیش اسرائیل دراز می کنید، شما کارشناس نظامی از اسرائیل به این مملکت می آورید، شما محصلین را از اینجا به اسرائیل می فرستید، ایکاش به جای دیگر می‌فرستادند، به آمریکا می فرستادند، ایکاش به انگلستان می فرستادند، به اسرائیل می فرستید، ما با اینها مخالفیم.( صحیفه نور جلد 1 صفحه 77)
ما می گوئیم نکنید اینطور، ما همه از هم هستیم، اولاد یک خانواده هستیم، اهل یک مملکت هستیم، چرا ما را می خواهید بشکنید؟ ما مجاناً پشتوانه این مملکت هستیم، هیچ هم تحمیل بر بودجه شما نداریم. می سازیم، می‌سازیم با این کتک ها، با این حبس ها، با این زجرها، با این اهانت ها، با این فحش ها و برای این مملکت یک استوانه ای هستیم، ایستادیم اینجا، اگر خدای نخواسته چیزی، یک خطری برای این مملکت پیش بیاید، ما ایستادیم در مقابلش و نمی ترسیم. این آقایانی که می گویند که ما مملکت را می خواهیم حفظ کنیم، ما چطور هستیم و کذا هستیم، شما یادتان نیست که وقتی که متفقین آمدند اینجا، چطور فرار کردند این بیچاره ها از تهران تا به یزد. اگر یک آخوند پیدا کردید فرار کرده، یک آخوند، یک آخوند. آن روز که در بالای تهران طیاره ها راه افتاده بود و مردم را می ترساندند، من تهران بودم، خدا رحمت کند مرحوم آشیخ حسین قمی (رضوان الله علیه) با ایشان در آن میدان شاهپور، آنجاها بودیم، ایشان سبیلش را چاق کرده بود با کمال طمأنینه، اصلش کانه خبری نیست، من هم مثل او (یک کم بدتر) کأنه خبری نیست. این بیچاره ها، این نظامی هائی که می گویند اینقدر ما کذا هستیم و کذا هستیم و برای مملکت چه می کنیم، اینها وقتی که پای استفاده و پای بردن منافع و پای زورگوئی هست اینطورند. خدا نکند که یک روزی یک ورقی برگردد، اول کسی که فرار کند همین نشاندارها هستند، و ما هستیم الحمدلله اینجا تا آخرش، مگر اینها بیایند بگیرند ما را ببرند، ما باز هستیم.( صحیفه نور جلد 1 صفحه 79)
قانونی در مجلس بردند در آن قانون اولا ما را ملحق کردند به پیمان وین و ثانیاً الحاق کردند به پیمان وین! که تمام مستشاران نظامی آمریکا با خانواده هایشان، با کارمندهای فنی شان، با کارمندان اداری شان، با خدمه شان، با هر کس که بستگی به آنها دارد، اینها از هر جنایتی که در ایران بکنند مصون هستند. ( صحیفه نور جلد 1 صفحه 102)
قانونی در مجلس بردند در آن قانون اولا ما را ملحق کردند به پیمان وین و ثانیاً الحاق کردند به پیمان وین! که تمام مستشاران نظامی آمریکا با خانواده هایشان، با کارمندهای فنی شان، با کارمندان اداری شان، با خدمه شان، با هر کس که بستگی به آنها دارد، اینها از هر جنایتی که در ایران بکنند مصون هستند.( صحیفه نور ج 1 ص 103)
نظامیان آمریکائی، مستشاران نظامی آمریکایی به شما چه نفعی دارند؟ آقا اگر این مملکت اشغال آمریکاست پس چرا اینقدر عربده می کشید، پس چرا اینقدر دم از ترقی می زنید؟ اگر این مستشاران نوکر شما هستند پس چرا از ارباب ها بالاترشان می کنید؟ پس چرا از شاه بالاترشان می کنید؟(صحیفه نور جلد 1 صفحه 105)
ارتش هم بداند یکی تان را بعد از دیگری کنار می گذارند، دیگر برای شما آبرو گذاشتند؟ برای نظام شما آبرو گذاشتند که یک سرباز آمریکائی بر یک ارتشبد ما مقدم است؟ یک آشپز آمریکائی بر یک ارتشبد ما مقدم شد در ایران؟ دیگر برای شما آبرو باقی ماند؟ اگر من بودم استعفا می کردم، اگر من نظامی بودم استعفا می کردم، من این ننگ را قبول نمی کردم، اگر من وکیل مجلس بودم استعفا می کردم.( صحیفه نور جلد 1 صفحه 106)
باید گفت ایران به صورت پایگاه نظامی اسرائیل و در واقع امریکا درآمده است.( صحیفه نور جلد 1 صفحه 158)
شما ای سربازان غیور ولی عصر عجل الله تعالی فرجه که به سربازخانه ها کشیده شده اید، باکمال شجاعت تعلیمات نظامی را تحکیم کنید، باشد که چون حضرت موسی (ع) که در آغوش فرعون بزرگ شد و اساس ظلم و جور او را در هم پیچید، شما هم روز مناسبی تحت دستور مقام صالحی بتوانید این دست های خبیث را قطع و این ریشه های فساد و ظلم را از بیخ و بن برآورید.( صحیفه نور جلد 1 صفحه 191)
از جیب این فقرا و بیچاره ها در می آورند و به جیب این گردن کلفت ها می ریزند و آنوقت اینها مگر به نظامی ما تعلیم نظامی می دهند؟اینها می خواهند این نظامی ها را همین طوری نگه دارند که هر طوری دلشان می خواهد عمل بکنند.( صحیفه نور جلد 1 صفحه 274)

بعد پیروزی انقلاب اسلامی:
استبداد الان رفته است از بین یعنی الان کسی نیست که به ما زور بگوید، به شما زور بگوید، نه دولت اسلامی زورگو هست و نه ما دیگر سازمان امنیتی داریم که از ترسش مثلاً بعضی ها خوابشان نبرد و یا فرض کنید که شهربانی و اینها یا نظامی ها اینها هیچ کدام، الان همه در خدمت ملت هستند و در خدمت اسلام هستند. از اینها الحمدلله دیگر ممنون هستیم و نمی ترسیم ولکن استعمار باز ریشه هایش هست، یعنی توطئه هایش هست الان. ( صحیفه نور جلد 5 صفحه 217)
برادرهای من توجه داشته باشید که ایران از خود شماست و ایرانی باید برای ایران زحمت بکشد. همه طبقات باید باهم دوست باشند. مثل سابق نیست که بین طبقات جدائی باشد، بین نیروهای نظامی با مردم جدائی باشد آنها با نظر بد به اینها نگاه کنند و اینها به نظر بد به آنها نگاه کنند. وقت آن است که همه نیروهای خدائی و اسلامی باشد و خداوند حکومت کند در این ملت و با دست خداوند ما پیش برویم. شما همه با هم همصدا و همزبان باشید و این آشفتگی هائی که الان به دست اجانب و عمال آنها در اطراف مملکت ایجاد شده است، این آشفتگی ها را با هم و با قدرت الهی از بین ببرید و تسلط پیدا کنید بر اوضاع کشور از خودتان هست، ملت از خودتان هست، ارتش از خودتان هست، همه با هم هستید، برادر هستید، باید همه با هم به پیش بروید و این مملکت آشفته را نجات بدهید. از خداوند تبارک و تعالی سلامت و سعادت همه شمارا خواستارم. ( صحیفه نور جلد 5 صفحه 252)
قدرتی که در ایران بود می گفتند در شرق نیست، آن قدرت نظامی که در ایران بود، در شرق نبود چنانچه می گفتند پشتوانه ای که اینها داشتند، همه قدرت های بزرگ بود، همه ابرقدرت ها و همه قدرت های کوچکتر. یکی از ممالک اسلامی (حالا یکی می گوید، شاید، شاید یکی بوده) از ممالک اسلامی در طول این مبارزه ای که ایران می کرد، پشتیبانی از ما نکرد، همه از شاه می کردند، همه شان، خوب، شاه بود با آن قدرت که می گفتند مثل این قدرت در شرق نیست و پشتیبانش همه مسلم و غیر مسلم، از ابرقدرت ها گرفته تا قدرت های کوچک، تا همین شیخ نشین های شما همه موافق بودند و اغفال کرده بودند برادرهای ما را. در بعضی از این مقاطع خلیج بحیثی که برادرهای اسلامی خیال کردند که اگر شاه نباشد دیگر اسلام از بین می رود، اگر شاه نباشد شیعه اصلش بکلی از بین می رود. همچو تزریق کرده بودند که این برادرهای مؤمن متدین همچو حالیشان شده بود که اگراین نباشد دیگر هیچ چیز نیست. من وقتی که پاریس بودم هی می گفتند که اگر این برود چه می شود. گفتم که هیچ نمی شود، یک دزد می رود. حالا هم همین شده، ما حالا هیچ غصه ای نداریم. دزد را بیرون کردیم دست دزد قطع شد، دست خیانتکارهای خارجی قطع شد( صحیفه نور جلد 6 صفحه 206)
اگر شما برادرهای نظامی من هم حالا که آزادی پیدا کردید بخواهید از این آزادی سوء استفاده کنید، برخلاف مسیر ملت، برخلاف مسیر کشور عمل بکنید، برخلاف نظامات مقرر عمل بکنید، شما هم مثل من از این امتحان بیرون نیامدید و خدای نخواسته خیانت کردید. امانت خدا را حفظ کنید. به امانت خدا خیانت نکنید. ( صحیفه نور جلد 7 صفحه 43)
ما دیدیم وقتی که متفقین آمدند آن مضمونی که آنوقت می گفتند، که می گفتند آن یکی که دو نشد اعلامیه چیز است، لشکر زمان اینها بود که اعلامیه چیز کردند، اعلامیه شماره یک، دوم نداشت و سه ساعت از قراری که گفتند مقاومت کردند و فرار کردند. من فراری هایشان را که در خود تهران آنجا صدا در آمده بود در تهران سربازها داشتند فرار می کردند. تمام صاحب منصب ها از تهران فرار کردند، طرف اصفهان رفتند، برای چه؟ برای اینکه اینها نه پایگاه ملی داشتند بین مردم؟ پایگاه نداشتند. از آن طرف هم قدرت نظامی نداشتند، قدرت نظامی نداشتند. به رضا خان گفته بودند که (گفته بود چرا به این زودی آخر چرا؟) گفته بودند که این هم ما تعارف داریم می کنیم و الا همان، همان حمله اول بود. سه ساعت طول نکشید همان حمله اول. آنها از آن طرف آمدند ما از این طرف فرار کردیم برای اینکه قدرت نظامی نبود ترس بود.
قدرت نظامی در مقابل غیر می ایستد تا آنوقتی که کشته بشود شهادت. نظامی اسلام شهادت را برای خودش زندگی می داند کسی که شهادت را زندگی دانست برای خودش، زندگی ابدی دانست برای خودش، این در مقابل غیر می ایستد و آخر نفس را می کشد و شهادت طلب می کند.( صحیفه نور جلد 7 صفحه 97)
تا از این باختگی بیرون نیاید، تا محتوای خودش را پیدا نکند نمی تواند مستقل باشد. استقلال نظامی یک مسأله است، استقلال فکری، استقلال روحی، مغز خود آدم مال خودش باشد ، همه اش توی آن هی غرب نباشد، هر چه می خواهد بگوید غرب، کی گفته، فلان فیلسوف گفته، فلان چه گفته. .( صحیفه نور جلد 9صفحه 12)
نیروهای نظامی باید اسلامی شوند ، ارتش اساس یک مملکت است، حافظ یک مملکت است و اگر ارتش، اسلامی و فکرش اسلامی بشود، مملکت را به کمال مطلوب می رساند. شما حافظ حدود کشور هستید و کسی که حافظ حدود کشور اسلامی است باید خودش هم اسلامی باشد. باید در پادگان های شما اسلام حکومت کند، باید شما اسلامی باشید. باید تمام نیروهائی که هست، چه نیروهای نظامی و چه نیروهای دیگر، همه باید اسلامی بشوند. جمهوری اسلامی باید محتوایش تحقق پیدا بکند و اگر محتوا تحقق پیدا بکند، دیگر دست همه اجانب از شما کوتاه است. ( صحیفه نور جلد 10صفحه 47)
آمریکا هم هیچ غلطی نمی تواند بکند و جوان ها مطمئن باشند که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. بیخود صحبت اینکه اگر دخالت نظامی، مگر آمریکا می تواند دخالت نظامی در این مملکت بکند؟ امکان برایش ندارد، تمام دنیا توجهشان الان به اینجاست. مگر امریکا می تواند مقابل همه دنیا بایستد و دخالت نظامی بکند؟ غلط می کند دخالت نظامی بکند. نترسید، نترسانید. هم این تعبیری که جوان های ما از روی باز احساسات جوانی کردند که اگر چنانچه آمریکا بخواهد دخالت نظامی بکند ما چه خواهیم کرد، اصلاً این اگرش را هم نباید بگویند. آمریکا عاجز از این است که دخالت نظامی در اینجا بکند اینها یک مسائلی در پیش شان است، یک مطالبی در پیش شان است که روی آن مطالب گرفتاری هائی دارند، نمی توانند این کارها را بکنند. اگر آنها می توانستند دخالت نظامی بکنند، شاه را نگه می داشتند. با تمام قدرتشان( صحیفه نور جلد 10صفحه 149)
تفنگدارهای آنها، نظامی های آنها از چه چیز ما را می ترسانند، بفرستند هر کاری می خواهند بکنند، ببینند می شود یا نمی شود یک ملت بیداری را با آن حرف های بیهوده آنها و چیز اغفال کرد.( صحیفه نور جلد 10صفحه 163)
ما نه از اقدام نظامی می ترسیم و نه از محاصره اقتصادی. اما از او نمی ترسیم برای اینکه ما شیعه یک ائمه ای هستیم که آنها شهادت را استقبال می کردند، ملت ما هم امروز شهادت را استقبال می کند. فرضاً که آقای کارتر بتواند نظامی بیاورد اینجا، با اینکه نمی تواند همچو کاری بکند، دخالت نظامی بکند، نمی تواند بکند، فرض می کنیم که خیر، تفاهم کنند این ابرقدرت ها که به ایران نظامی بفرستند، ما 35 میلیون جمعیت داریم که اینها بسیاریشان، بسیار زیادشان، آرزوی شهادت می کنند، ما با این 35 میلیون به میدان می رویم بعد که ما همه شهیدشدیم خودتان با ایران هر کاری می خواهید بکنید.( صحیفه نور جلد 10 صفحه 184)
باید ما همه قوای مان را مجتمع کنیم برای نجات دادن یک کشور، باید اگر مسائلی برای ما پیش بیاید هرچه هم سخت باشد تحمل کنیم. باز من تکرار می کنم که بدانید شما با یک قدرتی مواجه هستید که اگر غفلت بشود، مملکت تان از بین می رود، غفلت نباید بکنید. غفلت نکردن به این است که همه قوا را و هر چه فریاد دارید سر امریکا بکشید، هر چه تظاهرات دارید بر ضد امریکا بکنید. قوای خودتان را مجهز بکنید و تعلیمات نظامی پیدا کنید و به دوستانتان تعلیم دهید، به همه اشخاصی که همین طوری راه می روند تعلیمات نظامی بدهید. مملکت اسلامی باید همه اش نظامی باشد و تعلیمات نظامی داشته باشد. ( صحیفه نور جلد 10 صفحه 239)
آقا این نقشه است، قضیه عادی نیست که ما خیال کنیم که خوب جوانند و اقتضای جوانی این است. الان مادر جنگ هستیم، در جنگ سیاسی و اقتصادی هستیم، محتمل است جنگ نظامی هم پیش بیاید، جوان های ما باید برای خاطر اسلام و برای خاطر ملت و کشور و حیثیت خودشان، برای نوامیس خودشان دست از آن مراکز بکشند و در مراکز صحیح تربیتی قرار گیرند. ( صحیفه نور جلد11صفحه 120)
شما فرض کنید اگر یک نیروی نظامی باشد، چه ارتش، چه ژاندارمری، چه شهربانی، چه پاسدارها و فرض کنید که این نیرو قدرت نظامی اش زیاد است، عدد آن هم زیاد است، پنج میلیون فرض کنید نظامی داریم اگر پنج میلیون نظامی انسجام نداشته باشند یا گروه گروه بشوند و فرد، فرد، صد میلیون، یکی از او کاری نمی آید،( صحیفه نور جلد11صفحه 145)
همانطوری که همه ملت موظفند که این قوای انتظامی را حفظ کنند و پشتیبانی کنند و نظم را مراعات کنند و دخالت در امور نظام نکنند، خود نظامی ها هم و خود اشخاصی که در قوای انتظامی هستند باید مقررات را حفظ بکنند و از فرماندهان خودشان فرمانبرداری کنند.( صحیفه نور جلد 13 صفحه 26)
البته قوای انتظامی ما ارتش ما، ژاندارمری ما، سپاه پاسداران ما، اینها و همین طور بسیج ملی ما، بسیج اسلامی ما اینها باید همیشه مراقب باشند، رفت و آمدهای مشکوک را در نظر داشته باشند و اگر دیدند، اطلاع بدهند به مراکزی که باید اطلاع بدهند، در عین حالی که باید تمام مراقبت ها را بکنند و تمام رفت و آمدهای مشکوک را تحت نظر بگیرند، در عین حال قلب شان مطمئن باشد به اینکه این قلب تا متوجه به خداست آسیبی نخواهد دید.( صحیفه نور جلد 13 صفحه 39)
دفاع از مملکت اسلامی، دفاع از نوامیس مسلمین از واجبات شرعیه الهیه ای است که بر همه ما واجب است و این موقوف بر این است که نظامی ها، هم منظم و منسجم باشند و هم مراتب را حفظ بکنند و هم اشخاصی که می توانند در نظام وارد بشوند خودشان را معرفی کنند و این پادگان ها را پر کنند از جمعیت ها.( صحیفه نور جلد 13 صفحه 60)
باید فرماندهان نظامی داوطلبانی را که در جبهه می توانند بی درنگ مجهز کنند به جبهه بفرستند و نیروی زمینی را با اقسام سلاح ها و آتشبارها و توپ ها تقویت کنند و بدانند که مسامحه در این امر نزد خداوند و ملت گناهی نابخشودنی است و از عواقب آن بر حذر باشند.( صحیفه نور جلد 13 صفحه 122)
و من عرض می کنم به همه این قوا و به فرماندهان این قوا که این افراد در هیچ یک از احزاب سیاسی، در هیچ یک از گروه ها وارد نشوند. اگر ارتش یا سپاه پاسدار یا سایر قوای مسلحه در حزب وارد بشود، آن روز باید فاتحه آن ارتش را خواند. در حزب وارد نشوید، در گروه ها وارد نشوید. اصلاً تکلیف الهی شرعی همه شما این است که یا بروید حزب یا بیائید ارتش باشید. مختارید، از ارتش کناره گیری کنید بروید در حزب، میل خودتان است اما هم ارتش و هم حزب، معنایش این است که ارتشی باید از ارتشی اش دست بردارد، بازی های سیاسی باید توی ارتش هم وارد بشود. در هر گروهی که وارد هستید باید از آن گروه جدا بشوید، ولو یک گروهی است که بسیار مردم خوبی هم هستند، ولو یک حزب است که بسیار حزب خوبی هست، لکن اصل حزب وارد شدن برای ارتش، برای سپاه پاسداران، برای قوای نظامی و انتظامی وارد شدنش جایز نیست، به فساد می کشد اینها را. و من عرض می کنم که کسانی که در رأس ارتش هستند و کسانی که در رأس سپاه پاسداران هستند موظف هستند که ارتش را و سپاه را و سایر قوای مسلح را از احزاب کنار بزنند.( صحیفه نور جلد 16 صفحه 79)
ولی مسائل جبهه ها را باید نیروهای نظامی و انتظامی و مردمی زیر نظر ستاد فرماندهی کل قوا به عهده بگیرند( صحیفه نور جلد 20 صفحه 245)
در هر حال ما باید آماده و مهیا باشیم. روزهای حساس و تعیین کننده ای در پیش رو داریم و انقلاب اسلامی هنوز سال ها و ماه های تعیین کننده دیگر در پیش خواهد داشت که واجب است پیش کسوتان جهاد و شهادت در همه صحنه ها حاضر و آماده باشند و از کید و مکر جهانخواران و آمریکا و شوروی غافل نمانند و حتی در شرایط بازسازی نیروهای مسلح باید بزرگترین توجه ما به بازسازی نیروها و استعدادها و انتقال تجارب نظامی و دفاعی به کلیه آحاد ملت و مدافعان انقلاب باشد، چرا که در هنگامه نبرد مجال پرداختن به همه جهات قوت ها و ضعف ها و طرح ها و برنامه ها و در حقیقت ترسیم استراتژی دفاع همه جانبه نبوده است. ولی در شرایط عادی باید با سعه صدر و به دور از حب و بغض ها به این مسایل پرداخت و از همه اندوخته ها و تجربه ها و استعدادها و طرح ها استفاده نمود و در جذب هر چه بیشتر نیروهای مومن به انقلاب همت گماشت و تجارب را به دیگران منتقل ساخت و در تجهیز کلیه آحاد و افراد این کشور بر اساس اصول و فرمول خاص دفاع همه جانبه و تا رسیدن به تشکل واقعی و حقیقی بسیج و ارتش بیست میلیونی کوشش نمود و در کنار این مسوولیت بزرگ و پیروی از خطوط کلی سیاست نظامی کشور باید همان محافل انس و نورانیت و برادری و وحدتی که در میدان های نبرد و در جبهه بوده است و همان ارتباط معنوی که میان شما و روحانیون عزیز برقرار بود، به مجامع داخلی و به همه محیطهای سیاسی و اجتماعی و نظامی کشانده شود و تا انقلاب اسلامی ما از خطر آفت ها و تفرقه ها و بی تفاوتی ها محافظت گردد. و مبادا که این سرمایه های عظیمی که محصول سال ها تجربه و تلاش در عسرت ها و فراز و نشیب ها بوده است، در مسیر زندگی روزمره به فراموشی سپرده شود.( صحیفه نور جلد 21 صفحه 19)

نتیجه
امنیت و امنیت ملی دراندیشه امام ابزار است نه هدف. کما اینکه کل سیاست نیز ابزار است. ابزاری در خدمت سیر الی الله در دنیای فانی طبیعت. به دیگر سخن امنیت بخشی از سیاست است و سیاست خود متاثر از نگاه هستی شناسانه و انسان شناسانه اوست. اگر سیاست و حکومت را ظرفی بدانیم که ارزش های یک ملت درآن حفظ می شود و از قوه به فعلیت در می آید، امنیت کارکردش از لحاظ امام ایمن ساختن و هموار کردن این شرایط است. مآلا اینکه نگاه هستی و انسان شناسانه امام( دو بعدی دیدن عالم هستی و انسان) منجر به این می شود که ایشان نگرشی همه جانبه به امنیت و ابعاد آن داشته باشد. در رویکرد امام علاوه بر جنبه های نظامی، سیاسی، فرهنگی و... که بعد مادی امنیت را تشکیل می دهند، بعد غیر مادی و فرادنیوی امنیت جوامع انسانی نیز بسیار مهم و تعیین کننده است.(سایت پیشکسوتان جهاد و شهادت، ابعاد امنیت در اندیشه و آراء امام خمینی)
نگارنده معتقد است امنیت ملی و عمومی و برقراری نظم باید به فرهنگ عمومی تبدیل شود و تبعیت از قانون ارزش به حساب آید و این امر مستلزم تلاش مضاعف دولت و مردم خواهد بود.( مجله اندیشه انقلاب اسلامی، شماره 6 , سالار، محمد)
به طورکلی نگاه امام راحل به مفهوم امنیت، نگاهی کلان نگر و عمیق می باشد و در جهت مقابله با هرج و مرج و ناامنی هر نظمی را تأیید نمی کند و اسیر ظواهر نمی شود.
از دیدگاه ایشان قوای مسلح هرچقدر هم به لحاظ کمی و کیفی بالا باشند و قدرتمند، اگر پشتیبانی ملت را نداشته باشند، توان هیچ کاری را نخواهند داشت. لذا می فرمایند:
«ملت ... مى رود سراغ فرهنگش، یک فرهنگ فلج؛ یک فرهنگى که از آن هیچ کار نمى آید و نمى تواند یک نقش صحیحى داشته باشد در ملت. مى رود سراغ ارتشش، مى بیند که یک ارتشى است که انگل است... تحت فرمان ملت نیست، براى ملت نیست، به نفع ملت نیست. همه قوایشان را روى هم گذاشتند براى کوبیدن این ملت، به امر شاه و به امر دستگاههاى بالاتر... و شاه را مى خواهند با همه جنایتش نگه دارند.» (صحیفه امام، ج‏4، ص 135)
پس می بینیم که نیروی مسلحی که با ملت و در خدمت ملت و به نفع ملت نباشد، ولو در خدمت حکومت و کشور باشد، از نظر امام «انگل» است. چون همه توان و قوایشان به امر شاه برای کوبیدن ملت است.

حضرت امام ارتش زمان شاه را ضمن اینکه از قوی ترین و بهترین بازوان قدرت رژیم می داند، اما به لحاظ عدم حمایت مردمی و بجای در خدمت مردم بودن، در برابر مردم و در خدمت شاه و بیگانگان بود، مورد سرزنش قرار داده و می فرماید:
ارتشْ ارتش ما نیست! ارتش استقلال ندارد... بر خلاف آن چیزى که ملت مى خواهد... » (صحیفه امام، ج‏5، ص 48)
«این ارتش که در رأس همه [قدرت‏] هاست نسبت به مقاصد شاه و همیشه به این ارتش مى نازد، این ارتشش که این طور است نه در خدمت مردم [و]، ملت است، و در خدمت امریکاست؛ براى اینکه منافع او را [تأمین کند] مى کُشد ملت خودش را که منافع او ... تحقق پیدا بکند!» (صحیفه امام، ج‏5، ص 51)
اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی امام در بیان خود نیروی نظامی اسلامی را تبیین می کند:
مى بینید که الآن شماها وقتى در آغوش مردم مى روید، با کمال خوشرویى و کمال رأفت، با شما رفتار مى کنند، براى شما شعار مى دهند، براى ارتش شعار مى دهند. و این بهترین چیزى [است‏] که براى یک ملتى است که این استقلال یک ملتى را حفظ مى کند، که همه قوا با هم باشند. این طور نباشد که ملت خودش را از [شما] جدا ببیند، از قواى انتظامى جدا ببیند، قواى انتظامى هم خودش را از مردم جدا ببیند. این جداییها اسباب این مى شود که تزلزل پیدا بشود. و هر چه با هم مجتمعتر باشید، طمأنینه بیشتر حاصل مى شود، و به مقصد زودتر مى رسید.» (صحیفه امام، ج‏11، ص 44)
شما حیثیت مملکت ما را خودتان باید حفظ کنید؛ و حفظش به این است که نظام را حفظ کنید و آن چیزى که در قانون نظام است شما باید حفظ بکنید. و ما پشتیبان شما و شما پشتیبان ما باشید و ملت پشتیبان همه باشد.» (صحیفه امام، ج‏7، ص 25)
قواى انتظامى بیدار باشند که بین آنها و ملت جدایى نیفتد... ما همه از شما هستیم و شما از ما. و همه پاسداران اسلام و همه برادر. مثل زمان طاغوت نیست که بین ما و شما را جدایى انداختند. اجانب بودند که مى خواستند قواى انتظامى از ملت جدا [باشند]. مردم را از قواى انتظامى مى ترساندند. قواى انتظامى از ماست؛ نباید ما از آنها بترسیم و نباید آنها از ما. هیچ هراسى در کار نیست، برادر هستیم؛ برادرها از هم نمى ترسند، همه در خدمت هم هستند ما همه در خدمت اسلام.» (صحیفه امام، ج‏7، ص 87)
از دیدگاه حضرت امام حفظ پیروزى به دست آمده، از اصل آن‏ دشوارتر است. در همین زمینه می فرماید: «بدانید که حفظ یک پیروزى مشکلتر است از پیروزى به دست آوردن، کشورگشایى از حفظ کشور آسانتر است. الآن ما در مشکل حفظ نظام جمهورى اسلامى هستیم، یعنى آن مرحله اول که پیروزى ابتدایى بود گذشت و پیروز شدید بحمد اللَّه، لکن بقاى این پیروزى و بقاى این دستاوردهایى که شما به دستتان آمد، امروز مشکل‏تر از خود آن پیروزى است که به دستتان آمد، نگهداریش مشکل است. باید همه کوشش کنید که این چیزى که به دست آوردید نگه دارید.» (صحیفه امام، ج‏18، ص 281)




منابع:

1- سایت حوزه ،مؤلفه های امنیت در اندیشه امام خمینی،سالار، محمد
2- سایت برهان،  آیا امنیت در اسلام صرفاً نظامی است؟ صدیقه احمدی
3- سایت حوزه، حصون - بهار 1388 ، شماره 19 - امنیت ملی از نگاه امام خمینی..
4- سایت تابناک،نقش مدیریت امام در جنگ، تاریخ انتشار: ۲۴ مهر ۱۳۹۳
5- سایت مزامیر، پیامبر اسویه حسنه امام در مدیریت جنگ
6- سایت اندیشکده مدیریت و دفاع مقدس،رهبری و جنگ،سرتیپ دوم نصرت‌الله معین وزیری