آیا امام خمینی قابل تحریف است؟ چگونه امام خمینی از بعد فرهنگی قابل تحریف است ؟

كد: 1153-07

آیا امام خمینی قابل تحریف است؟
چگونه امام خمینی از بعد فرهنگی قابل تحریف است ؟

پژوهش و نگارش: سیدحسین حیدری  
گرایش مقاله: عمومی

چکیده :
یافته‌های تحقیق، به طور کلی عوامل زیر را به عنوان عوامل مؤثر بر تحریف امام تأیید می‌نماید:
انحراف از راه و اصول حقه امام که مبنای آن اسلام است، به هر دلیل.
دوری از فرهنگ،  هویت ساز و  مولد تربیت  و  اخلاق محور  و تفكر پرور اسلام.
تقلید کورکورانه از فرهنگ بیگانه بخصوص غرب.
نداشتن قانون و نقشه راه منطبق با اصول امام.
به کار گیری سلیقه فردی و گروهی در اجرای امورات فرهنگی.
ضعف در نظارت و هدایت و کم توجهی به نظارت همه جانبه.
کم کاری و سستی در تولید و خود کفایی فرهنگی در همه زمینه ها.
عدم توسعه فرهنگ اسلامی و انقلابی .

کلید واژه‌ها :   فرهنگ ،امام خمینی ، توسعه فرهنگی، دولت، سیاستگذاری فرهنگی

مقدمه:

مسئله ی تحریف شخصیت امام، خطر بزرگی محسوب می شود،آن راهی که می تواند مانع از این تحریف شود باز خوانی اصول امام است.امام را نباید به عنوان صرفا یک شخصیت محترم تاریخی، مورد توجه قرار داد،بعضی این جور می خواهند امام را بشناسند و بشناسانند و این غلط است. (14/3/1394) این جمله رهبری انقلاب زنگ خطری برای امت محسوب می شود.که نشان از ایجاد راهی موازی در کنار راه امام است را تاکید دارد. و نیز یادآوری خطر تحریف به حدی جدی است که در ادامه متذکر شدند: اگر مردم متوجه اصول امام نباشند و تحریفات را تشخیص ندهند قطعا سیلی خواهند خورد. که این جمله متناسب با جمله پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکتتان آسیب نرسد امام است . لذاتوجه به این مطلب ضروری است که آیا امام خمینی  از بعد اقتصادی قابل تحریف است؟ آیا راه و آرمان امام تحریف شدنی است؟ در این مقاله سعی گردیده تا بطور اجمالی به پرسش های فوق پاسخی منطقی و متناسب داده شود.

بیان مسئله

علت اینکه رهبر انقلاب بعد از گذشت 37 سال از پیروزی انقلاب و گذشت 26 سال از رحلت امام خمینی (ره) چنین موضوعی را مطرح می کنن نشان از دغدغه ایشان در بحث استحاله نظام مقدس جمهوری اسلامی با گذشت زمان را دارد،که بیانات ایشان در 14/3/1394 برای حفاظت از افکار و سیره امام که منتج به انقلاب اسلامی ایران و بر پایی حکومت جمهوری اسلامی گردید را از آفات مرتبط با عناصر اصلی نظام، یعنی انقلابی، اسلامی و جمهوریت را نشان می دهد  و این حساسیت را نیز خود حضرت امام هم دارند و به صراحت در وصیت نامه خویش اعلام می نمایند : اکنون که من حاضرم، بعض نسبت‌های بی‌واقعیت به من داده می‌شود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود؛ لهذا عرض می‌کنم آنچه به من نسبت داده شده یا می‌شود، مورد تصدیق نیست مگر آن‌که صدای من یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان؛ یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم..... پژوهش فوق، به دنبال بررسی این مسئله بوده است و اينكه چگونه امام خمینی از بعد اقتصادی قابل تحریف است ؟

سوابق تحقیق

با توجه به اینکه این موضوع برای اولین بار از طریق رسانه ملی توسط رهبر معظم انقلاب در 14/3/1394مصادف با سالگرد رحلت امام در حرم ایشام مطرح گردید، هیچگونه سابقه مستقیم در این زمینه یافت نشد. ولی مقاله هایی نزدیک به موضوع وجود دارد.

اهمّیّت و ضرورت انتخاب موضوع

با عنایت به دو موضوع: تلاش امام در راستای تلاش پیامبر و اهل بیت ایشان برای ایجاد مدینه فاضله بود. و اینکه انقلاب اسلامی از منظر امام مقدمه ای برای سرعت دادن به ظهور منجی بشریت است.قابل توجه است که هر اندازه زاویه کوچک در بین مسولان نظام و نیز امت با آرمان ها و اصول امام طی گذشت زمان دچار تغییر خواهد شد. بطوری که خطر جایگزینی ضد ارزش بجای ارزش ها و ناهنجاری بجای هنجارها بدون کمترین مقاومت پذیرفته می شود. لذا از اهمیت این موضوع همین بس که خطوط اصلی امام بازخوانی و یادآوری می گردد. 
اهداف تحقیق

1)كمك به جامعه علمی، جهت ايجاد وحدت رويّه و اصول واحد و به‌كارگيري آن در مجامع علمی جهت تعیین اصول امام.
2)تجمیع اطلاعات و عمومی نمودن آن‌ها، به‌همراهِ تطبیق نمودن آن با فضای جامعه.
3)يادآوري میزان اهمیت کلام و سیره امام.

سؤال اصلی تحقیق

پرسش زير، اساسي‌ترين پرسشي است كه در آغاز اين پژوهش با آن مواجه بوده‌ايم:
چگونه امام خمینی از بعد فرهنگی قابل تحریف است ؟

سؤال‌های فرعی تحقیق

چگونه فرهنگ اسلامي از منظر امام خميني قابل تحریف است؟
چگونه  استقلال فرهنگی از منظر امام خميني قابل تحریف است؟
چگونه توسعه فرهنگی از ديدگاه امام خميني قابل تحریف است؟

تعریف مفاهیم

فرهنگ :
فرهنگ یک کارخانه آدم‌سازی است… فرهنگ سایه‌ای است از نبوت. ( صحفیة نور، ج ۶، ۲۳۶ـ۲۳۷ )
اگر فرهنگ جامعه‏اي وابسته و مرتزق از فرهنگ غرب باشد، ناچار ديگر ابعاد آن جامعه به جانب مخالف گرايش پيدا مي‏كند، و بالاخره در آن مستهلك مي‏شود و موجوديت خود را در تمام ابعاد از دست مي‏دهد. (صحيفه نور، ج15، ص16)

تهاجم فرهنگی:
ملّت‌ها را از تبادل فرهنگی بین یکدیگر، گریزی نیست و هیچ کشوری نمی‌تواند مرزهای کشورش را به روی ملّت‌های دیگرببندد؛ اما امروزه به‌دلیل انحصار وسایل ارتباطات و فن‌‌‌آوریدر کشور‌های پیشرفته، این روند، به جریانی یک‌ سویه بدل شده است.
آنها می خواهند ما وابسته باشیم و چیزهایی که به ما می دهند چیزهایی  است که وابستگی می آورد. استقلال نمی خواهند داشته باشیم. استقلال فرهنگی نمی خواهند داشته باشیم. استقلال فکری نمی خواهند داشته باشیم. عُمالی که آنها تربیت کرده اند در بین خودشان، و صادر کردند برای ما، آنها هم کمک کرده اند به آنها. طرز فکر جامعه ما را به نحوی عوض کردند که اگر یک مطلبی غربی نباشد، جامعه ما نمی پذیرد این را ...( صحیفه نور، جلد 12 ، ص6)


توسعه فرهنگی:
عمده اين است كه فرهنگ يك فرهنگ بشود. يك فرهنگي از آن غربزدگي بيرون بيايد.(صحيفه نور، ج8، ص 126)

روش تحقیق

بر اساس روش، تحقيقات علمي را مي‌توان به پنج گروه تقسيم كرد كه عبارت‌اند از: تحقيقات تاريخي، توصيفي، همبستگي، تجربي و علّی. تحقيقات توصیفی، از نظر شيوة نگرش و پرداختن به مسئلة تحقيق، به دو دسته تقسيم مي‌شوند:
1. تحقيقات توصيفي محض.
2. تحقيقات توصيفي ـ تحليلي.
در تحقیق حاضر، ما از روش توصیفی ـ تحلیلی استفاده نموده‌ایم.

روش گردآوری اطلاعات

روش‌هاي گردآوري اطّلاعات را به طور كلّي به دو طبقه مي‌توان تقسيم كرد: روش اَسنادی (كتابخانه‌اي) و روش ميداني. روش‌هاي كتابخانه‌اي در تمامي تحقيقات علمي مورد استفاده قرار مي‌گيرد؛ ولي در بعضي از آن‌ها در بخشي از فرايند تحقيق، از اين روش استفاده مي‌شود و در بعضي از آن‌ها موضوع تحقيق از حيث روش، ماهيتاً كتابخانه‌اي است و از آغاز تا انتها متّكي بر يافته‌هاي تحقيق كتابخانه‌اي است.
روش‌هاي كتابخانه‌اي، بسته به نوع سند و موضوع تحقيق، ممكن است به صورت متن‌خواني و استفاده از فيش، آمارخواني و استفاده از جدول، تصويرخواني و استفاده از نقشه و كروكي، يا فرم‌هاي شِبه پرسش‌نامه، سند‌خواني، و يا تركيبي از همة آن‌ها انجام پذيرد.در پژوهش حاضر، ما از روشِ گردآوری اطلاعات، یعنی روش اَسنادی (کتابخانه‌ای) استفاده نموده‌ایم.

مبانی نظری تحقیق

چگونه امام خمینی از نظر فرهنگی قابل تحریف است ؟
مقدمه
شناخت فرهنگ از مسائل بسیار مهم و حیاتی در بقاء و تداوم انقلاب اسلامی بوده، و ضروری است که براساس تعریف فرهنگ و شاخصه ها و ساختاره های آن، ابعاد نظام و کشور اسلامی خود راسازماندهی نماییم. آنچه تذکر آن لازم به نظر می رسد این است که فرهنگ در هر جامعه ای در حقیقت شاکله و عنصر اصلی بوده و رنگ پذیری ابعاد سیاست و اقتصاد از ناحیه آن خواهد بود. شکل گیری فرهنگ اثر خود را در دیگر ابعاد منعکس خواهد نمود. در این مقال برآنیم که تحلیل فرهنگی فرهنگ را از منظر امام خمینی ره مورد نقد و بررسی قرار داده و تقابل دیدگاه های دیگر؛ با کلام ایشان را نشان دهیم. (سایت راسخون ، فرهنگ در منظر امام خمینی، نویسنده: دکتر محمدمهدی بهدارون)
انقلاب اسلامي ايران را عموم صاحب نظران، انقلابي فرهنگي ـ عقيدتي دانسته‎اند. تحولي كه به دنبال خود تعهدي تاريخي ـ جهاني و سرنوشت ساز به ارمغان آورد كه به موجب آن محصول برآمده از آن تحول ژرف در صدد تجديد حيات معنوي و اخلاقي بشريت است. اين ماهيت فرهنگي داشتن انقلاب اسلامي را مي‎توان در نحوه وقوع، آثار و نتايج پس از آن و كلام و دغدغه‎هاي رهبر و بنيانگذارش مشاهده كرد و استمرار اين نوع نگاه و توجه به تحول مزبور را در بستر زمان تاكنون در سياست‎ها ـ راهبردها و روش‎هاي اجرايي و عملياتي مبتني بر انديشه و سيره امام خميني (ره) ملاحظه نمود. سياست‎ها و راهبردهايي كه در صدد است تا ظرفيت‎ها و توانايي‎هاي بالقوه انقلاب اسلامي براي سر دادن جهان به سمت زايش و رويش نوين را به فعليت كشاند. (سایت راسخون ، فرهنگ در منظر امام خمینی، نویسنده: دکتر محمدمهدی بهدارون)

چگونه فرهنگ اسلامي از منظر امام خميني قابل تحریف است؟
تعريف و عناصر فرهنگ از نگاه امام خميني
نگاه امام به عنصر «فرهنگ» يك نگاه مبنايي و زيربنايي است، عنصر مهمي كه شكوفايي‎اش مي‎تواند موفقيت‎هاي مستمر و مكرر را براي بشريت خسته از قطب‎بندي‎هاي مبتني بر زر و زور به ارمغان آورد و داشته‎هاي آنان را در مسير صلاح و فلاح آنان به كار گيرد. چرا كه در انديشه ايشان همه انواع وابستگي‎هاي اقتصادي ـ‌سياسي ـ نظامي ملت‎ها به قدرت‎هاي استكباري در وابستگي فكري و فرهنگي آنها ريشه دارد و توجه به اين مهم نيز بايد به عنوان نقطه آغاز هرگونه حركت اصلاحي مدنظر قرار گيرد. در بيان بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران نجات ملت در فرهنگ و در دانشگاه‎ها بايد طرح بشود. و رأس همه اصلاحات، اصلاح فرهنگ است.
امام خميني تا به آنجايي نقش عنصر استقلال فرهنگي در تعيين سرنوشت جوامع را فارغ از نوع مذهب و مليت آنان بالا مي‎برد كه آن را منشأ‌ استقلال و موجوديت هر جامعه قلمداد كرده فكر تحقق استقلال در ابعاد ديگر را با وابستگي فرهنگي محال و ساده انديشمي‎خوانند. فرهنگ به معني باورها و اعتقاداتي كه زندگي شخصي و اجتماعي (افراد) يك جامعه با آنها روبروست. در انديشه امام خميني عنصري است هجوم به آن، در رأس تمامي اهداف استعمارگران است. حضرت امام ضمن توجه به عنصر فرهنگ در معناي عام آن به طور اخص به توانايي‎ها و شايستگي‎هاي فرهنگ موجود در جوامع شرقي كه عبارت از فرهنگ اسلامي است اشارات متعدد و مكرر داشته، خود فرهنگي را مطرح مي‎كنند كه بر مدار تعليمات اسلامي و اخلاقي انساني استوار شده است. فرهنگي كه به تعبير ايشان مترقي‎ترين فرهنگ است كه (ملت‎هاي) شرق بايد به اين فرهنگ اسلامي تمام احتياجاتش را اصلاح نمايد.براين مبنا، امام پايه گذار و پي ريز تفكري مي‎شود كه به اساس آن مي‎توان با اتكاء به توانايي‎هاي خود، راه توسعه ملی را با اعمال و اصرار راهبرد عدم تعهد در قبال قدرت‎هاي بحران ‎زا طی نمود.
فرهنگ از نظر امام خمینی(ره) آن چیزی است که فرد یا جامعه ای بر آن اساس تربیت شده است، فکر می کند و رفتار می نماید. بنابراین می توان گفت از دیدگاه حضرت امام.
 فرهنگ ؛ هویت ساز است، فرهنگ؛  مولد تربیت است، فرهنگ؛  اخلاق محور است، فرهنگ ؛ تفكر پرور است. (سایت گزاره، مفهوم فرهنگ در اندیشه امام خمینی)

اهمیت و نقش فرهنگ
انقلاب اسلامی به دلیل حضور جهانی خود در حقیقت این شعار را در سراسر جهان اعلام نمود که در مدیریت نظام اسلامی، دین اختیار را بدست گرفته است. آنچه که امروز باید نمودِ آن را در اداره مجموعه های نظام مشاهده نمود ارتباط مستقیم آنها با فرهنگ دین و نظام اسلامی است. بنابراین دستیابی به یک خط مشی فرهنگی مستقل براساس اصول و ارزش های اسلامی دارای اهمیت به سزائی بوده و امام(ره) در این باره می فرمایند:
“درباره فرهنگ هر چه گفته شود کم است. می دانید و می دانیم اگر انحرافی در فرهنگ یک رژیم پیدا شود و همه ارگان ها و مقامات آن رژیم در صراط مستقیم انسانی و الهی پایبند باشند و بر استقلال و آزادی ملت از قیود شیطان عقیده داشته باشند و آن را تعقیب کنند و ملت نیز به تعبیت از اسلام و خواسته های ارزنده آن پایبند باشند دیری نخواهد کشید که انحراف فرهنگی بر همه غلبه کند و همه را خواهی نخواهی به انحراف کشاند ونسل آتیه را آن چنان کند که انحراف بصورت زیبا و مستقیم را راه نجات بداند و اسلام انحرافی را به جای اسلام حقیقی بپذیرد و بر سر خود و کشور آن آورد که در طول ستم شاهی و خصوصاً پنجاه سال سیاه بر سر کشور آمد.( سایت راسخون ، فرهنگ در منظر امام خمینی، نویسنده: دکتر محمدمهدی بهدارون)
براستی چگونه امکان دارد علیرغم پای بند ارگان ها، مقامات و ملتی به صراط مستقیم انسانی و الهی و اعتقاد به استقلال و آزادی از قیود شیطانی، انحراف فرهنگی به صورت راهی زیبا و مستقیم بر همه غلبه کند و اسلام انحرافی به جای اسلام حقیقی راه نجات تلقی شود؟ ( سخنرانی در تاریخ ۲۲/۱۱/۶۱)
خروج از فرهنگ بدآموز غربی و نفوذ و جایگزین شدن فرهنگ آموزنده اسلامی ملی و انقلاب فرهنگی در تمام زمینه­ها در سطح کشور آنچنان محتاج تلاش و کوشش است که برای تحقق آن سالیان دراز باید زحمت کشید و با نفوذ عمیق ریشه­دار غرب مبارزه کرد. (سخنرانی در تاریخ ۱۹/۹/۶۳)
ایشان در عبارتی می فرماید: “هجوم دانشجویان پس از طی کردن دوره های تحصیلی به آموزش های غربی و شرقی در دبیرستان ها و دانشگاه های ایران بسوی غرب و احیاناً شرق که ره آوری جز فرهنگ غربی و شرقی نداشت چنان فاجعه ای ببار آورد که همه ی ابعاد جامعه ما را بی قید و شرط وابسته، بلکه تسلیم به ابرقدرت ها کرد. (سخنرانی در تاریخ ۳۱/۶/۶۰)
صدماتی که کشور ما از فرهنگ رژیم شاه خورده است قابل مقایسه با ضررهای اقتصادی و غیره نبوده است متأسفانه در زمان این پدر و پسر دست اجانب بازگردید و مراکز آموزشی که باید تکیه گاه ملت باشد به ضدش تبدیل شد.
“ما الآن در همه چیز به گمان یک نحو وابستگی داریم که بالاتر از همه، وابستگی افکار است، افکار جوان های ما؛ پیرمردهای ما، تحصیل کرده ها، روشنفکران ما، بسیاری از افکار ما وابسته به غرب است.( سخنرانی در تاریخ ۲۴/۷/۶۰)

امام و استراتژی فرهنگی سیاست گذاران جهانی
“دو ابرقدرت برای بدست آوردن سطله ی استعماری، بهترین راه را در حمله به فرهنگ های ملت ها دانسته و دانشگاه ها را به خدمت گرفته اند و با بدست آوردن این مراکز از ره آوردهای آن، مجلس های فرمایشی ساخته حکومت های دلخواه بدست آورده اند و نظام ها را سر تا قدم غربی یا شرقی کرده اند و آنان که در این کشمکش از همه بیشتر صدمه دیده اند و رنج کشیده اند کشورهای اسلامی بوده و هستند .(فریاد برائت)

تاثیر فرهنگ در شقاوت و سعادت امت ها
«فرهنگ مبداء همه خوشبختيها و بدبختيهاي ملت است . اگر فرهنگ ناصالح شد، اين جوانهايي كه تربيت مي‌شوند به اين تربيتهاي فرهنگ ناصالح ، اينها در آتيه فساد ايجادمي كنند. فرهنگ استعماري ، جوان استعماري تحويل مملكت مي دهد. فرهنگي كه بانقشه ديگران درست مي شود و اجانب براي ما نقشه كشي مي كنند و با صورت فرهنگ مي خواهند تحويل جامعه ما بدهند، اين فرهنگ فرهنگ استعماري و انگلي است . و اين فرهنگ از همه چيزها، حتي از اين اسلحه اين قلدرها بدتر است . اين قلدرها اسلحه شان بعد از چند وقت مي شكند، و حالا هم شكسته ، اما وقتي فرهنگ فاسد شد، جوانهاي ماكه زيربناي تاسيس همه چيز هستند از دست ما مي روند و انگل بار مي آيند، غربزده بارمي آيند.» (صحیفه نور، ج3- صفحه : 306 )
(فرهنگ یک کارخانه آدم‌سازی است… فرهنگ سایه‌ای است از نبوت.» ( صحفیة نور، ج ۶، ص۲۳۶ـ۲۳۷)
فرهنگ مبدأ همه خوشبختي‏ها و بدبختي‏هاي ملت است، اگر فرهنگ ناصالح شد اين جوان‏هايي كه تربيت مي‏شوند به اين تربيتهاي ناصالح، اينها در آتيه فساد ايجاد مي‏كند...( صحيفه نور، ج1، ص 273)

اهداف فرهنگی امام:
۱- تضمین استقلال جامعه: 
قضیة تربیت یک ملت به این است که فرهنگ آن ملت، فرهنگ صحیح باشد.( صحیفة نور، ج۷، ص74)
ملت عزیز ایران و سایر کشورهای مستضعف جهان،اگر بخواهد از دام شیطنت‌آمیز قدرت‌های بزرگ تا آخر نجات پیدا کنند، چاره‌ای جزاصلاح فرهنگ و استقلال آن ندارند.(صحیفة نور ، ج ۱۵، ص ۲۶۷)
۲- معرفی صحیح احکام اسلام:
ما موظفیم ابهامی را که نسبت‌به اسلام به‌ وجود آوردند، برطرف سازیم. تا این ابهام را از اذهان نزداییم، هیچ کاری نمی‌توانیم انجام بدهیم. ما باید خود و نسل آینده را وادار کنیم و به آن‌ها سفارش کنیم که نسل آتیة خویش را نیز مأمور کنند این ابهامی را که بر اثر تبلیغات سوء چندصدساله نسبت‌به اسلام در اذهان حتی بسیاری از تحصیل‌کرده‌های ما پیدا شده، رفع کنند… شما بایدخودتان را، اسلام‌تان را، نمونه‌های رهبری و حکومت اسلامی را، به مردم دنیا معرفی کنید؛ مخصوصاً به گروه دانشگاهی و طبقة تحصیل‌کرده.( ولایت فقیه، ص ۱۱8)
دانشجویان چشم‌شان باز است. شما مطمئن باشید اگر این مکتب را عرضه نمایید و حکومت اسلامی را، چنان‌که هست، به دانشگاه‌ها معرفی کنید، دانشجویان از آن استقبال خواهند کرد.» (ولایت فقیه، ص ۱۱۸)
۳- مبارزه تا نفی کامل فرهنگ کفر:
 امروز جهان تشنة فرهنگ اسلام ناب محمد(ص) است و مسلمانان در یک تشکیلات بزرگ اسلامی، رونق و زرق و برق کاخ‌های سفید و سرخ را از بین خواهند برد. جنگ ما، جنگ عقیده است وجغرافیا و مرز نمی‌شناسد و ما باید در جنگ اعتقادی‌مان، بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به‌ راه اندازیم.( صحیفة نور، ج ۲۰، ص ۲۳۵)
۴-  خود‌باوری در سایه فرهنگ:
 فرهنگ، اساس ملّت است؛ اساس ملّیت یک ملت است؛ اساس استقلال یک ملّت است و لهذا آن‌ها کوشش کرده‌اند که فرهنگ ما را استعماری کنند… با تبلیغات خودشان ماها را ترساندند که از خودمان می‌ترسیدیم؛ به خودمان اعتماد نداشتیم. اگر یک کسی مریض می‌شد، می‌گفتیم باید برود خارج؛ درصورتی‌که طبیب داشتیم… باید ارتش ما را خارجی‌ها اداره کنند؛ باید نفت‌مان را خارجی‌ها بیایند اداره کنند… مغزهای ما را شست‌وشو کردند. اعتماد به ‌نفس را از بین بردند. (صحیفة نور ، ج۶، ص۴۰)
۵-  اصلاح ساختار نظام تربیتی:
ما یک وابستگی روحی پیدا کردیم، این وابستگی روحی از همة چیزها برای ما بدتر است.( صحیفة نور، ج ۷، ص ۲۵)
اولین اقدام این است که همة‌عوامل فساد و مهم‌تر این‌که همة انگیزه‌های فساد در زمینه‌های اجتماعی واقتصادی وسایر زمینه‌ها با کمال جدیّت باید ریشه‌کن شود.(صحیفة نور ، ج ۳، ص ۴۷)
۶- مقابله با تهاجم فرهنگی:
دست آمریکا و سایر ابرقدرت‌ها تا مرفق به خون جوانان ما و سایر مردم مظلوم و رزمنده فرو رفته است. ما تا آخرین قطرة‌ خون خویش با آنان شدیداً می‌جنگیم؛ چرا که ما مرد جنگیم. ما انقلاب‌مان رابه تمام جهان صادرمی‌کنیم؛ چرا که انقلاب ما اسلامی است و تا بانگ لا اله الاّالله و محمد رسول‌الله(ص) بر تمام جهان طنین نیفکند، مبارزه هست و تا مبارزه در هرکجای جهان علیه مستکبرین هست، ما هستیم.( صحیفة نور، ج۱۱، ص۲۲۶)
قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها بدانند که ما تا آخرین نفر و تا آخرین منزل و تا آخرین قطرة خون برای اعلای کلمه‌ الله ایستاده‌ایم و بر خلاف میل تمامی آنان، حکومت نه شرقی ونه غربی را در اکثر کشورهای جهان پایه‌ریزی خواهیم نمود.( صحیفة نور ، ج۲۰، ص۶۱) (سایت علوم پزشکی کرمانشاه ،فرهنگ ازنظر امام خمینی)
اما  ‌راه‌بردها و شیوه‌های تحقق اهداف فرهنگی از دیدگاه حضرت امام(ره)، باید به‌عنوان یک دستورالعمل مستمر و دائمی به‌کار گرفته شود.تعلل در هر زمینه‌ای می‌تواند بر اهداف فرهنگی جامعه خدشه وارد نماید. از این جهت، هدف فرهنگی منهای راه‌برد فرهنگی، قابل تعقیب و دسترسی نخواهد بود.

مهم‌ترین راهبردهای فرهنگی از نظر امام‌خمینی
۱- قطع وابستگی فرهنگی:
 قضیة تربیت یک ملت به این است که فرهنگ آن ملت، فرهنگ صحیح باشد.(صحیفة نور، ج۷، ص74)
۲-  دفاع همه‌جانبه از ارزش‌های دینی:
ما موظفیم ابهامی را که نسبت‌به اسلام به‌ وجود آوردند، برطرف سازیم. تا این ابهام را از اذهان نزداییم، هیچ کاری نمی‌توانیم انجام بدهیم. ما باید خود و نسل آینده را وادار کنیم و به آن‌ها سفارش کنیم که نسل آتیة خویش را نیز مأمور کنند این ابهامی را که بر اثر تبلیغات سوء چندصدساله نسبت‌به اسلام در اذهان حتی بسیاری از تحصیل‌کرده‌های ما پیدا شده، رفع کنند… شما بایدخودتان را، اسلام‌تان را، نمونه‌های رهبری و حکومت اسلامی را، به مردم دنیا معرفی کنید؛ مخصوصاً به گروه دانشگاهی و طبقة تحصیل‌کرده.» (کتاب ولایت فقیه، ص ۱۱8)
۳- تحول فرهنگی:
۴- حضور مؤثر حوزة علمیه و روحانیت
۵-  توجه به مراکز آموزشی و تبلیغی
۶- مشارکت فعال زنان
نگاه به زنان توسط امام از حیث فرهنگ: در نظام اسلامی، زن به عنوان یک انسان می تواند مشارکت فعال با مردان در بنای جامعه اسلامی داشته باشد ولی نه به صورت یک شی ء، نه او حق دارد خود را به چنین حدی تنزل دهد و نه مردان حق دارند که به او چنین بیندیشند و در مورد آنچه را که به نام تفریحات شناخته شده است، اسلام با هر چیزی که انسان را به پوچی و از خود بیگانه شدن می کشاند، مبارزه می کند. شرابخواری و میگساری در اسلام ممنوع است. فیلم های منحرف کننده از اخلاق متعالی انسان، ممنوع است.( صحيفه نور، ج3ص92)
۷- توجه به جوانان و مشکلات آنان
۸- مبارزه با رفاه‌طلبی (سایت علوم پزشکی کرمانشاه ،فرهنگ ازنظر امام خمینی)

جمع بندی
توجه به فرهنگ در همه ابعاد بعنوان حیاتی ترین عنصر حیات یک جامعه  با عنایت به اسلامیت و استقلال با دوری از فرهنگ بیگانه و تقلید کورکورانه از غرب بلکه رعایت آنچه که اصول فرهنگ از دید امام است با استفاده از استراتژی هشت گانه امام در زمینه فرهنگ.



چگونه  استقلال فرهنگی از منظر امام خميني قابل تحریف است؟
این است وضعیت فرهنگی ما از دید امام
صدماتی که کشور ما از فرهنگ رژیم شاه خورده است قابل مقایسه با ضررهای اقتصادی و غیره نبوده است متأسفانه در زمان این پدر و پسر دست اجانب بازگردید و مراکز آموزشی که باید تکیه گاه ملت باشد به ضدش تبدیل شد). (سخنرانی در تاریخ ۲۴/۷/۶۰)
ما الآن در همه چیز به گمان یک نحو وابستگی داریم که بالاتر از همه، وابستگی افکار است، افکار جوان های ما؛ پیرمردهای ما، تحصیل کرده ها، روشنفکران ما، بسیاری از افکار ما وابسته به غرب است.( صحیفه نور ج ۱۰ص۵۶)

تهاجم فرهنگی از دید امام
مهم ترين آسيب فرهنگي از ديدگاه امام، مرور وصيت نامه الهي سياسي امام خميني وسخنراني هاي ايشان نشان مي دهد که ازمنظر امام فرهنگ، زيربنا واساس مقدرات يک ملت راتشکيل مي دهد ونجات جامعه درگرو استقلال فرهنگي ورهايي ازوابستگي فکري وغربزدگي است .امام خميني اوايل آبان سال 58 طي ديدار باجمعي ازدبيران عضوانجمن اسلامي، درباره اهميت فرهنگ ونقش آن درتحول جامعه فرمودند : رأس همه اصلاحات ،اصلاح فرهنگ است . (صحيفه نور، ج 10 ، ص55)( پایگاه اطلاع رسانی کانون فرهنگی جوادالائمه محمدعلي ندائي، مهم ترين آسيب فرهنگي از ديدگاه امام خميني )
سوال ديگري که دراين جا مطرح مي شود آن است که ازمنظرامام (ره) مهم ترين مشکل فرهنگي جامعه چيست ؟ نظر امام خميني آن است که وابستگي فکري وغربزدگي مهم ترين مشکل ملت وفرهنگ جامعه است .ايشان درديدار جمعي ازدبيران دراين باره فرمودند:«مادامي که پيوستگي مغزي داريم به خارج واجانب ، هيچ يک از اين گرفتاري هايي که شمرديد، نمي توانيم اززيرش فرارکنيم.»(صحيفه نور، ج10/55)امام در فرازي از وصيت نامه خود نيز، همين وابستگي راعامل همه عقب ماندگي ها برشمردند و تاکيد کردند:«اگر دانشگاه ها و مراکز تعليم و تربيتِ ديگر با برنامه هاي اسلامي و ملي در راه منافع کشور به تعليم و تهذيب و تربيت کودکان و نوجوانان وجوانان جريان داشتند،  هرگز ميهن ما در حلقوم انگلستان و پس از آن آمريکا و شوروي فرو نمي رفت و هرگز قراردادهاي خانه خراب کن بر ملت محروم  غارت زده تحميل نمي شد و هرگز پاي مستشاران خارجي به ايران باز نمي شد و هرگز ذخاير ايران و طلاي سياه اين ملت رنجديده در جيب قدرت هاي شيطاني ريخته نمي شد و هرگز دودمان پهلوي و وابسته هاي به آن، اموال ملت را نمي توانستند به غارت ببرند... ( پایگاه اطلاع رسانی کانون فرهنگی جوادالائمه محمدعلي ندائي، مهم ترين آسيب فرهنگي از ديدگاه امام خميني )

موضوع تهاجم فرهنگي در منظومه فکري امام
بحث ديگري که در تحليل مقوله فرهنگ ازمنظر امام خميني به ميان مي آيد، آن است که آيا ايشان به موضوع تهاجم فرهنگي هم پرداخته اند؟ پاسخ اين سوال را مي توان با تاملي در وصيت نامه امام به آساني دريافت.اساسا باور به وجود کشورهاي استعمارگر در عرصه بين المللي، به تنهايي براي قبول مسئله تهاجم فرهنگي کافي است.به همين دليل، ديدگاه امام خميني درباب تهاجم فرهنگي، بسيار روشن وآشکار است .چنان که دروصيت نامه خود تصريح کردند:«ازجمله نقشه ها که مع الأسف تأثير بزرگي در کشورها و کشور عزيزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زيادي به جا مانده، بيگانه نمودن کشورهاي استعمار زده از خويش و غرب زده و شرق زده نمودن آنان است به طوري که خود را و فرهنگ و قدرت خود را به هيچ گرفتند و غرب و شرق،  دو قطب قدرتمند را نژاد برتر و فرهنگ آنان را والاتر و آن دو قدرت را قبله  گاه عالم دانستند و وابستگي به يکي از دو قطب را از فرايض غيرقابل اجتناب معرفي نمودند! و قصه اين امر غم انگيز، طولاني و ضربه هايي که از آن خورده و اکنون نيز مي خوريم کشنده و کوبنده است.»بررسي کامل مقوله فرهنگ ازديدگاه امام خميني به عنوان  بنيانگذار انقلابي که جوهره واساس آن فرهنگي است ، مجالي وسيع مي طلبد. به يقين، شايسته است درسال فرهنگ ، اين موضوع توسط صاحب نظران بررسي شود.( پایگاه اطلاع رسانی کانون فرهنگی جوادالائمه محمدعلي ندائي، مهم ترين آسيب فرهنگي از ديدگاه امام خميني )
تردیدی نیست که جهانخواران، برای به دست آوردن مقاصد شوم خود و تحت ستم کشیدن مستضعفان جهان راهی بهتر از هجوم به فرهنگ و ادب کشورهای ضعیف ندارند. " (صحیفه نور، ج 15، ص 267) .
حضرت امام خمینی که ریشه تمامی معضلات جامعه را در بیماریهای فرهنگی می دانستند، کرارا گوشزد می کردند که آفات فرهنگی سموم کشنده ای هستند که سیاست و اقتصاد جامعه را هلاک می کنند. چنین بینشی ایشان را بیش از هرچیز، به آسیب شناسی فرهنگی در جامعه اسلامی سوق می داد، به همین دلیل در تمامی سخنرانیها و آثارشان نوعی جهت گیری آگاهانه در راستای تبیین و توضیح مسائل فرهنگی، مشهود است. ایشان غربزدگی، استعمار فرهنگی، جهل فرهنگی، . . . و بسیاری از آفات فرهنگی دیگر را از موانع اصلی دستیابی به الگوی جامع توسعه می شناخته اند: ". . . فرهنگ مسموم استعمار، تا اعماق قصبات و دهات ممالک اسلامی رخنه کرده و فرهنگ قرآن را عقب زده و نوباوگان ما را فوج فوج در خدمت بیگانگان و مستعمرین در می آورد و هر روز با نغمه تازه، با اسامی فریبنده، جوانان ما را منحرف می کند. " (صحیفه نور، ج 1، ص 156) .(سایت حوزه،حضور - پاییز 1377، شماره 25 ، توسعه فرهنگی از دیدگاه امام خمینی)
"عمده این است که فرهنگ یک فرهنگ بشود. یکی فرهنگی از آن غربزدگی بیرون بیاید. " (صحیفه نور، ج 8، ص 126) .(سایت حوزه،حضور - پاییز 1377، شماره 25 - توسعه فرهنگی از دیدگاه امام خمینی)

کارکرد فرهنگ از نظر امام خمینی
فرهنگ آن چیزی است که فرد یا جامعه ای بر آن اساس تربیت شده است، فکر می کند و رفتار می نماید. بنابراین می توان گفت از دیدگاه حضرت امام:
 فرهنگ ؛ هویت ساز است،
فرهنگ؛  مولد تربیت است،
فرهنگ؛  اخلاق محور است،
فرهنگ ؛ تفكر پرور است.
 به عنوان مثال ایشان در جلد 12 صحیفه نور، ص6 می فرمایند: "...آنها می خواهند ما وابسته باشیم و چیزهایی که به ما می دهند چیزهایی  است که وابستگی می آورد. استقلال نمی خواهند داشته باشیم. استقلال فرهنگی نمی خواهند داشته باشیم. استقلال فکری نمی خواهند داشته باشیم. عُمالی که آنها تربیت کرده اند در بین خودشان، و صادر کردند برای ما، آنها هم کمک کرده اند به آنها. طرز فکر جامعه ما را به نحوی عوض کردند که اگر یک مطلبی غربی نباشد، جامعه ما نمی پذیرد این را ...". هم چنين ايشان در جاي ديگري مي فرمايند : " ... لكن براى ساختن یك مملكتى كه در طولِ باید گفت 2500 سال تا حالا، اگر بخواهیم كارى به آن نداشته باشیم در طول چند سالى كه خود ما یعنى من شاهدش بودم آنها با تمام قوا در خراب كردن این مملكت كوشش كردند. در خراب كردن فرهنگ، خراب كردن تبلیغات و وسایل تبلیغى از قبیل روزنامه‏ها، مجلات، رادیو- تلویزیون و هر چیزى را كه شما خیال كنید؛ چیزهایى را كه باید براى این مملكت خدمت بكند، آموزنده باشد، تربیت بكند مملكت را...".( جلد 10صحیفه امام(ره)، ص21)(سایت گزاره،  مفهوم فرهنگ در اندیشه امام خمینی، محمد هادی همایون)



استقلال فرهنگي
كشورهاي جهان سوم، در آخرين دهه قرن بيستم دريافتند كه بعد از يك قرن و پذيرش مفاهيم ظاهرا علمي به نام توسعه و آرزوي دستيابي به دروازه‏هاي بزرگ تمدن، به كشورهاي عقب مانده، عقب نگه داشته شده، توسعه نيافته، مقروض، فقير و وابسته مبدل شده‏اند. و امروز كه به سالهاي تاريك چند دهه پيش مي‏نگرند، تهي و پوچ بودن آن همه مفاهيم پر زرق و برقي كه به نام پيشرفت به آنهاالقاء شده بود را بخوبي درك مي‏كنند. حضرت امام خميني قدس‏سره با توجه به آيه شريفه «لَنْ يَجْعَلَ اللّهُ الكافِرينَ علي المومنين سبيلا» استقلال را يكي از مهمترين اصول و محورهاي برنامه‏ريزي‏هاي توسعه، و وابستگي و سلطه فرهنگي را اساسي‏ترين علت عقب‏ماندگي كشورهاي جهان سوم مي‏دانستند، و بارها درباره آن به ملتهاي دربند، بخصوص مسلمانان، هشدار دادند. از خود بيگانگي فرهنگي، استعمار فرهنگي، فرهنگ استعماري، سلطه فرهنگي، فرهنگ سلطه، استقلال فرهنگي، تحول فرهنگي و استقلال فكري، مفاهيمي هستند كه ايشان براي بيان جنبه‏هاي مختلف وابستگي فرهنگي ملل اسلامي و اهميت حصول استقلال فرهنگي درسخنرانيها و نوشته هايشان به كار برده‏اند:
«اسلام وابستگي شما را و ما خودمان را به ديگران منكر است، مي‏گويد نبايد صنعت ما وابسته باشد، نبايد زراعت ما وابسته باشد نبايد ادارات ما وابسته باشد، نبايد اقتصاد ما وابسته باشد، نبايد فرهنگ ما وابسته به غير باشد. مبدأ اين همين است كه در فكر، وابسته هستيم، فكرمان نمي‏تواند بكشد اين را كه ما خودمان هم فرهنگ داريم، خودمان هم فرهنگمان غني است، خودمان هم همه چيز داريم.
«همانطور كه كرارا تذكر داده‏ام، بزرگترين وابستگي ملتهاي مستضعف به ابر قدرتها و مستكبرين، وابستگي فكري و دروني است، كه شايد ساير وابستگيها از آن سر چشمه مي‏گيرد، و تا استقلال فكري براي ملتي حاصل نشود، استقلال در ابعاد ديگر حاصل نخواهد شد، و براي به دست آوردن استقلال فكري و بيرون رفتن از زندان وابستگي، خود و مفاخر و مآثر ملي و فرهنگي خود را دريايند. (ساست تبیان، توسعه فرهنگی از دیدگاه امام خمینی، محمد مهدی احمدی)

محدوده های اصلی فرهنگ (جلوه سلبی) :
در اندیشه امام (ره)، فرهنگ مرزهای مشخصی دارد. در این ارتباط می توان به گزاره هايي  چون"پیشرفت مادی فرهنگ نیست." و  "صنعت، فرهنگ نیست. " اشاره نمود. ايشان مي فرمايند :  " ... ما الان از فرهنگ و اکثر علوم، احتیاجی به خارج نداریم و اگر در صنعت هم مانند انها نیستیم، نباید خودمان را ببازیم و بگوییم که آنها پیشرفته هستند و ما همه چیزمان باید خارجی باشد ، نه مساله این جور نیست....( جلد 18 صحیفه امام،ص219)( سایت گزاره،  مفهوم فرهنگ در اندیشه امام خمینی، محمد هادی همایون)
امام مي‌‌‌ فرمايند: بي‌‌‌ شک بالاترين و والاترين عنصري که در موجوديت هر جامعه دخالت اساسي دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساسا فرهنگ هر جامعه هويت و موجوديت آن جامعه را تشکيل مي‌دهد... استقلال و موجوديت هر جامعه از استقلالِ فرهنگ آن نشأت مي‌‌‌ گيرد. فرهنگ اساس ملت است. اساس مليت يک ملت است. اساس استقلال يک ملت است.(سایت شورای برنامه ریزی مدارس اهل سنت، امام خميني و اصلاح فرهنگ عمومي دکتر محمد عابدي اردکاني)
تبديل فرهنگ تبعي و استعماري به فرهنگ استقلالي، ضرورتي اجتناب‌‌‌ ناپذير است و منظور امام از فرهنگ استقلالي، فرهنگ اسلامي است. يعني از نظر امام، اصلاح فرهنگ عمومي، بازگشت به فرهنگ اصيل و ناب اسلامي است: بايد فرهنگ، فرهنگ اسلامي باشد، اگر ما موفق بشويم به اينکه فرهنگمان يک فرهنگ اسلامي بشود مدارسمان يک مدارس اسلامي بشود، [درآن صورت] افرادي که تربيت مي‌‌‌ شوند در آن فرهنگ و در آن مدارس، انسان هستند. (سایت شورای برنامه ریزی مدارس اهل سنت، امام خميني و اصلاح فرهنگ عمومي دکتر محمد عابدي اردکاني)

توصیه های امام در بعد فرهنگ
توصیه‌های فرهنگی امام خمینی  را می توان به عنوان منشور فرهنگ انقلاب همیشه پیش رو داشت؛ بخش دوم این توصیه ها که در وصیت نامه سیاسی – الهی امام خمینی و در خطاب به اقشار گوناگون بیان گردیده به شرح ذیل می باشد:

توصیه به عموم ملت
خوداتکایی و خودکفایی؛
از جمله نقشه‌ها که مع الاسف تأثیر بزرگی در کشورها و کشور عزیزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زیادی به جا مانده، بیگانه نمودن کشورهای استعمار زده از خویش، و غرب‏زده و شرق‏زده نمودن آنان است به طوری‏که خود را و فرهنگ و قدرت خود را به هیچ گرفتند و غرب و شرق، دو قطب قدرتمند را نژاد برتر و فرهنگ آنان را والاتر و آن دو قدرت را قبله گاه عالم دانستند و وابستگی به یکی از دو قطب را از فرائض غیرقابل اجتناب معرفی نمودند!

پرهیز از فرهنگ مصرفی
غم انگیزتر اینکه آنان ملتهای ستمدیده زیر سلطه را در همه چیز عقب نگه داشته و کشورهایی مصرفی بار آوردند.

جرأت ابتکار و خلاقیت
و به قدری ما را از پیشرفت‏های خود و قدرت‏های شیطانی‏شان ترسانده‌اند که جرأت دست زدن به هیچ ابتکاری نداریم و همه چیز خود را تسلیم آنان کرده و سرنوشت خود و کشورهای خود را به دست آنان سپرده و چشم و گوش بسته مطیع فرمان هستیم.

عدم تقلید کورکورانه از شرق و غرب
این پوچی و تهی مغزی مصنوعی موجب شده که در هیچ امری به فکر و دانش خود اتکا نکنیم وکورکورانه از شرق و غرب تقلید نماییم.

مأیوس نشدن از خوداتکایی در مقابل تمسخر روشنفکران
از فرهنگ و ادب و صنعت و ابتکار اگر داشتیم، نویسندگان و گویندگان غرب و شرق زده‏ی بی‏فرهنگ، آن‏ها را به باد انتقاد و مسخره گرفته و فکر و قدرت بومی ما را سرکوب و مأیوس نموده و می‌نمایند و رسوم و آداب اجنبی را هر چند مبتذل و مفتضح باشد با عمل و گفتار و نوشتار ترویج کرده و با مداحی و ثناجویی آنها را به خورد ملت‏ها داده و می‌دهند. فرنگی مابی از سر تا پا و در تمام نشست و برخاست‏ها و در معاشرت‏ها و تمام شوون زندگی موجب افتخار و سربلندی و تمدن و پیشرفت، و در مقابل، آداب و رسوم خودی، کهنه پرستی و عقب افتادگی است. بی اعتنایی به آنچه مربوط به مذهب و معنویات است از نشانه‌های روشنفکری و تمدن، و در مقابل، تعهد به این امور نشانه‏ی عقب ماندگی و کهنه‏پرستی است.
ما می‌توانیم
اینجانب نمی‏گویم ما خود همه چیز داریم؛ معلوم است ما را در طول تاریخ نه چندان دور خصوصا، و در سده‌های اخیر از هر پیشرفتی محروم کرده‏اند. من وصیت دلسوزانه و خادمانه می‌کنم به ملت عزیز که اکنون که تا حدود بسیار چشم‏گیری از بسیاری از این دام‏ها نجات یافته و نسل محروم حاضر به فعالیت و ابتکار، برخاسته و دیدیم که بسیاری از کارخانه‌ها و وسایل پیشرفته مثل هواپیماها و دیگر چیزها که گمان نمی رفت متخصصین ایران قادر به راه انداختن کارخانه‌ها و امثال آن باشند و همه‏ی دست‏ها را به سوی غرب یا شرق دراز کرده بودیم که متخصصین آنان این‏ها را به راه اندازند، در اثر محاصره اقتصادی و جنگ تحمیلی، خود جوانان عزیز ما قطعات محل احتیاج را ساخته و با قیمت‏های ارزان‏تر عرضه کرده و رفع احتیاج نمودند و ثابت کردند که اگر بخواهیم می‌توانیم.

دفاع از استقلال، آزادی و ارزش‌های انسانی
از جوانان، دختران و پسران، می‌خواهم که استقلال و آزادی و ارزش‏های انسانی را، ولو با تحمل زحمت و رنج، فدای تجملات و عشرت‏ها و بی بند وباریها و حضور در مراکز فحشا که از طرف غرب و عمال بی‏وطن به شما عرضه می‌شود نکنند؛ که آنان چنانچه تجربه نشان داده جز تباهی شما و اغفالتان ازسرنوشت کشورتان و چاپیدن ذخائر شما و به بند استعمار و ننگ وابستگی کشیدنتان و مصرفی نمودن ملت و کشورتان به چیز دیگر فکر نمی‏کنند؛ ومی‏خواهند با این وسایل و امثال آن شما را عقب مانده، و به اصطلاح آنان "نیمه وحشی " نگه دارند.

دانشجویان مراقب باشند
در دانشگاه نقشه آن است که جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزشهای خودی منحرف کنند و به سوی شرق یا غرب بکشانند و دولت‏مردان را از بین اینان انتخاب و بر سرنوشت کشورها حکومت دهند تا به دست آنها هرچه می‌خواهند انجام دهند.
اکنون که دانشگاه‏ها و دانشسراها در دست اصلاح و پاکسازی است، برهمه ما لازم است با متصدیان کمک کنیم و برای همیشه نگذاریم دانشگاهها به انحراف کشیده شود؛ و هر جا انحرافی به چشم خورد با اقدام سریع به رفع آن کوشیم.
این امر حیاتی باید در مرحله اول با دست پرتوان خود جوانان دانشگاهها و دانشسراها انجام گیرد که نجات دانشگاه از انحراف، نجات کشور وملت است.

انتخاب نمایندگان متعهد
وصیت اینجانب به ملت در حال و آتیه آن است که با اراده مصمم خود و تعهد خود به احکام اسلام و مصالح کشور در هر دوره از انتخابات وکلای دارای تعهد به اسلام وجمهوری اسلامی که غالبا بین متوسطین جامعه و محرومین می‌باشند و غیرمنحرف از صراط مستقیم - به سوی غرب یا شرق - و بدون گرایش به مکتبهای انحرافی و اشخاص تحصیلکرده و مطلع بر مسائل روز و سیاستهای اسلامی، به مجلس بفرستند.

حضور در صحنه
وصیت من به ملت شریف آن است که در تمام انتخابات، چه انتخاب رئیس جمهور و چه نمایندگان مجلس شورای اسلامی و چه انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر، در صحنه باشند.

حفظ روح تعاون و همکاری
وصیت من به همه آن است که با یاد خدای متعال به سوی خودشناسی وخودکفایی و استقلال، با همه ابعادش به پیش، و بی‌تردید دست خدا با شما است، اگر شما در خدمت او باشید و برای ترقی و تعالی کشور اسلامی به روح تعاون ادامه دهید. تا این روح تعاون و تعهد در جامعه برقرار است کشور عزیز از آسیب دهر انشاءالله تعالی مصون است.

توصیه به مسئولین
از مهمات امور، تعهد وکلای مجلس شورای اسلامی است. اکنون که با عنایت پروردگار و همت ملت عظیم الشان سرنوشت کشور به دست مردم افتاد و وکلا از خود مردم و با انتخاب خودشان، بدون دخالت دولت و خانهای ولایات به مجلس شورای اسلامی راه یافتند، و امید است که با تعهدآنان به اسلام و مصالح کشور جلوگیری از هر انحراف بشود.
از همه نمایندگان خواستارم که با کمال حسن نیت و برادری با هم مجلسان خود رفتار، و همه کوشا باشند که قوانین خدای نخواسته از اسلام منحرف نباشد و همه به اسلام و احکام آسمانی آن وفادار باشید تا به سعادت دنیا و آخرت نایل آیید.
به مجلس و دولت و دست اندرکاران توصیه می‌نمایم که قدر این ملت را بدانید و در خدمتگزاری به آنان خصوصا مستضعفان و محرومان و ستمدیدگان که نور چشمان ما و اولیای نعم همه هستند و جمهوری اسلامی رهاورد آنان و با فداکاریهای آنان تحقق پیدا کرد و بقای آن نیز مرهون خدمات آنان است، فروگذار نکنید و خود را از مردم و آنان را از خود بدانید و حکومت‏های طاغوتی را که چپاولگرانی بی‌فرهنگ و زورگویانی تهی‌مغز بودند و هستند را همیشه محکوم نمایید، البته با اعمال انسانی که شایسته برای یک حکومت اسلامی است.
بر دولتها و دست اندرکاران است چه در نسل حاضر و چه در نسلهای آینده که از متخصصین خود قدردانی کنند و آنان را با کمکهای مادی و معنوی تشویق به کار نمایند و از ورود کالاهای مصرف ساز و خانه برانداز جلوگیری نمایند و به آنچه دارند بسازند تا خود همه چیز بسازند.
از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در این عصر و عصرهای آینده می‌خواهم که اگر خدای نخواسته عناصر منحرفی با دسیسه و بازی سیاسی وکالت خود را به مردم تحمیل نمودند، مجلس اعتبارنامه‏ی آنان را رد کنند و نگذارند حتی یک عنصر خرابکار وابسته به مجلس راه یابد.( به گزارش ،پايگاه خبري تحليلي رئيس جمهور ما، قاسم صفایی‏نژاد)

توصیه به روحانیت
به جامعه محترم روحانیت خصوصا مراجع معظم، وصیت می‌کنم که خود را از مسایل جامعه خصوصا مثل انتخاب رئیس‏جمهور و وکلای مجلس، کنار نکشند و بی‌تفاوت نباشند.
همه دیدید و نسل آتیه خواهد شنید که دست سیاست‌بازان پیرو شرق و غرب، روحانیون را که اساس مشروطیت را با زحمات و رنج‏ها بنیان گذاشتند از صحنه خارج کردند و روحانیون نیز بازی سیاست‌بازان را خورده و دخالت در امور کشور و مسلمین را خارج از مقام خود انگاشتند و صحنه را به دست غرب‏زدگان سپردند؛ و به سر مشروطیت و قانون اساسی و کشورو اسلام آن آوردند که جبرانش احتیاج به زمان طولانی دارد.
وصیت اینجانب به حوزه‌های مقدس علمیه آن است که کرارا عرض نموده‌ام که در این زمان که مخالفین اسلام و جمهوری اسلامی کمر به براندازی اسلام بسته‌اند و از هر راه ممکن برای این مقصد شیطانی کوشش می‌نمایند، ویکی از راه‏های با اهمیت برای مقصد شوم آنان و خطرناک برای اسلام و حوزه‌های اسلامی نفوذ دادن افراد منحرف و تبهکار در حوزه‌های علمیه است‏، که خطر بزرگ کوتاه مدت آن بدنام نمودن حوزه‌ها با اعمال ناشایسته و اخلاق و روش انحرافی است و خطر بسیار عظیم آن در درازمدت به مقامات بالا رسیدن یک یا چند نفر شیاد که با آگاهی بر علوم اسلامی و جا زدن خود را در بین توده‌ها و قشرهای مردم پاکدل و علاقه‏مند نمودن آنان را به خویش و ضربه مهلک زدن به حوزه‌های اسلامی و اسلام عزیز و کشور در موقع مناسب می‌باشد.
می‌دانیم که قدرت‏های بزرگ چپاولگر در میان جامعه‌ها افرادی به صورت‏های مختلف از ملی‏گراها و روشنفکران مصنوعی و روحانی نمایان که اگرمجال یابند از همه پرخطرتر و آسیب رسان‏ترند ذخیره دارند که گاهی سی - چهل سال با مشی اسلامی و مقدس مآبی یا "پان ایرانیسم " و وطن پرستی و حیله‌های دیگر، با صبر و بردباری در میان ملت‏ها زیست می‌کنند و در موقع مناسب مأموریت خود را انجام می‌دهند. و ملت عزیز ما در این مدت کوتاه پس ازپیروزی انقلاب نمونه هایی از قبیل "مجاهد خلق " و "فدایی خلق " و"توده‏ای "ها و دیگر عناوین دیده‏اند، و لازم است همه با هوشیاری این قسم توطئه را خنثی نمایند و از همه لازمتر حوزه‌های علمیه است که تنظیم و تصفیه آن با مدرسین محترم و افاضل سابقه‏دار است با تأیید مراجع وقت. و شاید تز"نظم در بی نظمی " است از القائات شوم همین نقشه ریزان و توطئه‏گران باشد.
وصیت اینجانب آن است که در همه اعصار خصوصا در عصرحاضر که نقشه‌ها و توطئه‌ها سرعت و قوت گرفته است، قیام برای نظام دادن به حوزه‌ها لازم و ضروری است؛ که علما و مدرسین و افاضل عظیم الشان صرف وقت نموده و با برنامه دقیق صحیح حوزه‌ها را و خصوصا حوزه‏ی علمیه‏ی قم و سایرحوزه‌های بزرگ و با اهمیت را در این مقطع از زمان از آسیب حفظ نمایند.
لازم است علما و مدرسین محترم نگذارند در درس‏هایی که مربوط به فقاهت است و حوزه‌های فقهی و اصولی از طریقه مشایخ معظم که تنها راه برای حفظ فقه اسلامی است منحرف شوند، و کوشش نمایند که هر روز بر دقت‏ها وبحث و نظرها و ابتکار و تحقیق‏ها افزوده شود؛ و فقه سنتی که ارث سلف صالح است و انحراف از آن سست شدن ارکان تحقیق و تدقیق است، محفوظ بماند و تحقیقات بر تحقیقات اضافه گردد. و البته در رشته‌های دیگر علوم به مناسبت احتیاجات کشور و اسلام برنامه هایی تهیه خواهد شد و رجالی در آن رشته تربیت باید شود. و از بالاترین و والاترین حوزه هایی که لازم است به طورهمگانی مورد تعلیم و تعلم قرار گیرد، علوم معنوی اسلامی است، از قبیل علم اخلاق و تهذیب نفس و سیر و سلوک الی الله - رزقنا الله و ایاکم - که جهاد اکبر می‌باشد.
وصیت اینجانب به آن طایفه از روحانیون و روحانی نماها که با انگیزه‌های مختلف با جمهوری اسلامی و نهادهای آن مخالفت می‌کنند و وقت خود را وقف براندازی آن می‌نمایند و با مخالفان توطئه‏گر و بازیگران سیاسی کمک، وگاهی به طوری که نقل می‌شود با پولهای گزافی که از سرمایه‏داران بی‏خبر از خدا دریافت برای این مقصد می‌کنند کمک‏های کلان می‌نمایند، آن است که شماها طرفی از این غلط کاری‏ها تاکنون نبسته و بعد از این هم گمان ندارم ببندید.
بهتر آن است که اگر برای دنیا به این عمل دست زده‏اید - و خداوند نخواهد گذاشت که شما به مقصد شوم خود برسید - تا در توبه باز است از پیشگاه خداوند عذر بخواهید و با ملت مستمند مظلوم هم صدا شوید و از جمهوری اسلامی که با فداکاری‏های ملت به دست آمده حمایت کنید، که خیر دنیا و آخرت در آن است. گرچه گمان ندارم که موفق به توبه شوید. و اما به آن دسته که از روی بعض اشتباهات یا بعض خطاها، چه عمدی و چه غیرعمدی، که از اشخاص مختلف یا گروه‏ها صادر شده و مخالف با احکام اسلام بوده است با اصل جمهوری اسلامی و حکومت آن مخالفت شدید می‏کنند و برای خدا در براندازی آن فعالیت می‌نمایند و با تصور خودشان این جمهوری از رژیم سلطنتی بدتر یا مثل آن است، با نیت صادق در خلوات تفکر کنند و از روی انصاف مقایسه نمایند با حکومت و رژیم سابق.

توصیه به رسانه‌ها
وصیت اینجانب به وزارت ارشاد در همه اعصار خصوصا عصر حاضر که ویژگی خاصی دارد، آن است که برای تبلیغ حق مقابل باطل و ارائه‏ی چهره حقیقی جمهوری اسلامی کوشش کنند. ما اکنون، در این زمان که دست ابرقدرت‏ها را از کشور خود کوتاه کردیم، مورد تهاجم تبلیغاتی تمام رسانه‌های گروهی وابسته به قدرت‏های بزرگ هستیم. چه دروغ‏ها و تهمت‏ها که گویندگان و نویسندگان وابسته به ابرقدرت‏ها به این جمهوری‏اسلامی نوپا نزده و نمی‏زنند.
و مسأله تبلیغ تنها به عهده‏ی وزارت ارشاد نیست بلکه وظیفه‏ی همه دانشمندان وگویندگان و نویسندگان و هنرمندان است. باید وزارت خارجه کوشش کند تاسفارتخانه‌ها نشریات تبلیغی داشته باشند و چهره‏ی نورانی اسلام را برای جهانیان روشن نمایند؛ که اگر این چهره با آن جمال جمیل که قرآن و سنت در همه ابعادبه آن دعوت کرده از زیر نقاب مخالفان اسلام و کج فهمی‏های دوستان خودنمایی نماید، اسلام جهان‏گیر خواهد شد و پرچم پرافتخار آن در همه جا به اهتزاز خواهد آمد.
رادیو و تلویزیون و مطبوعات و سینماها و تئاترها از ابزارهای موثر تباهی و تخدیر ملتها، خصوصا نسل جوان بوده است. در این صد سال اخیر بویژه نیمه‏ی دوم آن، چه نقشه‌های بزرگی از این ابزار، چه در تبلیغ ضد اسلام و ضدروحانیت خدمتگزار، و چه در تبلیغ استعمارگران غرب و شرق، کشیده شد و ازآن‏ها برای درست کردن بازار کالاها خصوصا تجملی و تزئینی از هر قماش، ازتقلید در ساختمانها و تزیینات و تجملات آنها و تقلید در اجناس نوشیدنی وپوشیدنی و در فرم آنها استفاده کردند، به طوری که افتخار بزرگ فرنگی ماب بودن در تمام شئون زندگی از رفتار و گفتار و پوشش و فرم آن بویژه درخانم‏های مرفه یا نیمه مرفه بود، و در آداب معاشرت و کیفیت حرف زدن و به کار بردن لغات غربی در گفتار و نوشتار به صورتی بود که فهم آن برای بیشتر مردم غیرممکن، و برای هم‏ردیفان نیز مشکل می‌نمود! خداوند متعال به ما و آنان منت گذاشت و همه را از شر مفسدین و غارت‏گران نجات داد.
تقاضا این است که:
قبل از آشنایی به مسایل، به اشکال تراشی و انتقاد کوبنده و فحاشی برنخیزید؛ و به حال این اسلام غریب که پس از صدها سال ستمگری قلدرها وجهل توده‌ها امروز طفلی تازه پا و ولیده‏ای است محفوف به دشمن‏های خارج وداخل، رحم کنید.
شما اشکال‏تراشان به فکر بنشینید که آیا بهتر نیست به جای سرکوبی به اصلاح و کمک بکوشید؛
به جای طرفداری از منافقان و ستمگران و سرمایه‏داران و محتکران بی‏انصاف از خدا بی‏خبر، طرفدار مظلومان و ستمدیدگان و محرومان باشید؛
به جای گروه‏های آشوب‏گر و تروریست‏های مفسد و طرفداری غیرمستقیم از آنان، توجهی به ترور شدگان از روحانیون مظلوم تا خدمت‏گزاران متعهد مظلوم داشته باشید.

توصیه به ثروتمندان مشروع
به ثروت‏مندان و پول‏داران مشروع وصیت می‌کنم که ثروت‏های عادلانه خود رابه کار اندازید و به فعالیت سازنده در مزارع و روستاها و کارخانه‌ها برخیزید که این خود عبادتی ارزشمند است .
به همه در کوشش برای رفاه طبقات محروم وصیت می‌کنم که خیر دنیا وآخرت شماها رسیدگی به حال محرومان جامعه است که در طول تاریخ ستم‏شاهی و خان خانی در رنج و زحمت بوده‏اند. و چه نیکو است که طبقات تمکن‏دار به طور داوطلب برای زاغه و کپرنشینان مسکن و رفاه تهیه کنند. ومطمئن باشند که خیر دنیا و آخرت در آن است. و از انصاف به دور است که یکی بی‏خانمان و یکی دارای آپارتمان‏ها باشد.

توصیه به مخالفین
اینجانب در اینجا یک وصیت به اشخاصی که به انگیزه‏ی مختلف با جمهوری‏اسلامی مخالفت می‌کنند و به جوانان، چه دختران و چه پسرانی که مورد بهره‏برداری منافقان و منحرفان فرصت طلب و سودجو واقع شده‏اند می‏نمایم:
که بی‏طرفانه و با فکر آزاد به قضاوت بنشینید و تبلیغات آنان که می‌خواهند جمهوری اسلامی ساقط شود و کیفیت عمل آنان و رفتارشان باتوده‌های محروم و گروه‏ها و دولت‏هایی که از آنان پشتیبانی کرده و می‌کنند وگروه‏ها و اشخاصی که در داخل به آنان پیوسته و از آنان پشتیبانی می‌کنند واخلاق و رفتارشان در بین خود و هوادارانشان و تغییر موضع‏هایشان درپیش‏آمدهای مختلف را، با دقت و بدون هوای نفس بررسی کنید؛ و مطالعه کنیدحالات آنان که در این جمهوری اسلامی به دست منافقان و منحرفان شهیدشدند، و ارزیابی کنید بین آنان و دشمنانشان؛ نوارهای این شهیدان تا حدی دردست و نوارهای مخالفان شاید در دست شماها باشد، ببینید کدام دسته طرف‏دار محرومان و مظلومان جامعه هستند.
وصیت من به نویسندگان و گویندگان و روشنفکران و اشکال‏تراشان وصاحب عقدگان آن است که به جای آنکه وقت خود را در خلاف مسیر جمهوری اسلامی صرف کنید و هرچه توان دارید در بدبینی و بدخواهی وبدگویی از مجلس و دولت و سایر خدمت‏گزاران به کار برید، و با این عمل کشور خود را به سوی ابرقدرت‏ها سوق دهید، با خدای خود یک شب خلوت کنید و اگر به خداوند عقیده ندارید با وجدان خود خلوت کنید و انگیزه‏ی باطنی خود را که بسیار می‌شود خود انسانها از آن بی‏خبرند بررسی کنید، ببینید آیا با کدام معیار و باچه انصاف خون این جوانان، قلم قلم شده را در جبهه‌ها و در شهرها نادیده می‌گیرید و با ملتی که می‌خواهد از زیر بار ستم‏گران و غارت‏گران خارجی وداخلی خارج شود و استقلال و آزادی را با جان خود و فرزندان عزیز خود به دست آورده و با فداکاری می‌خواهد آن را حفظ کند، به جنگ اعصاب برخاسته‏اید و به اختلاف‏ انگیزی و توطئه‌های خائنانه دامن می‌زنید و راه را برای مستکبران و ستمگران باز می‌کنید. آیا بهتر نیست که با فکر و قلم و بیان خود دولت و مجلس و ملت را راهنمایی برای حفظ میهن خود نمایید.( به گزارش ،پايگاه خبري تحليلي رئيس جمهور ما، قاسم صفایی‏نژاد)

جمع بندی
استقلال فرهنگی ضرورتی حیاتی است و با توجه به این که از نظر امام ما چیزی کم نداریم، لذا باید هرگونه الگو برداری از غرب را رها کرده و به فرهنگ اسلامی و ایرانی و شرقی خود اکتفا و تکیه نماییم. ما برای رهایی از شر دشمنان راهی جز استقلال فرهنگی در سطوح مسولان، مردم  از همه ابعاد آن نداریم. و این شدنی است چون پیشرفت های علمی و صنعتی فرهنگ نیست و ما از نظر فرهنگی دارایی بسیار بیشتری از غرب داریم. و اگر بنا بر ادامه راه انقلاب باشد باید جامعه بخصوص جوانان را به فرهنگ اسلام ناب تجهیز نمود.

چگونه توسعه فرهنگی از ديدگاه امام خميني قابل تحریف است؟
فرهنگ، اساس توسعه است
بي شك بالاترين و والاترين عنصري كه در موجوديت هر جامعه دخالت اساسي دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساسا فرهنگ هر جامعه، هويت و موجوديت آن جامعه را تشكيل مي‏دهد و با انحراف فرهنگ، هر چند جامعه از بُعدهاي اقتصادي، سياسي، صنعتي و نظامي قدرتمند و قوي باشد ولي پوچ و پوك و ميان تهي است. اگر فرهنگ جامعه‏اي وابسته و مرتزق از فرهنگ غرب باشد، ناچار ديگر ابعاد آن جامعه به جانب مخالف گرايش پيدا مي‏كند، و بالاخره در آن مستهلك مي‏شود و موجوديت خود را در تمام ابعاد از دست مي‏دهد. (صحيفه نور، ج15، ص16)
ايشان در جايي ديگر فرهنگ را مايه سعادت و شقاوت جامعه مي‏دانند و مي‏فرمايند: «فرهنگ مبدأ همه خوشبختي‏ها و بدبختي‏هاي ملت است، اگر فرهنگ ناصالح شد اين جوان‏هايي كه تربيت مي‏شوند به اين تربيتهاي ناصالح، اينها در آتيه فساد ايجاد مي‏كند... (صحيفه نور، ج1، ص 273)

فرهنگ اسلامي اساس و هدف توسعه فرهنگي است
يكي از موانع اصلي موفقيت نظريه‏هاي توسعه، بي‏توجهي يا كم توجهي اين نظريه‏ها به شرايط اعتقادي، فكري و فرهنگي حاكم بر جوامع مختلف است. متأسفانه علي رغم وجود انگيزه و ميل مضاعف به روند توسعه و نوسازي، فقدان درك جامع از مفاهيم و ملزومات توسعه و عدم شناخت قانونمنديهاي حاكم بر آن در جهان اسلام منجر به يك دور باطل، در فرايند توسعه يافتگي گرديده است. مذهب و اعتقادات ديني، اساسي‏ترين ركن فرهنگ هر جامعه است، متأسفانه نظريه پردازان توسعه، بندرت بر اساس نوع مذهب هر جامعه توانسته‏اند نظريه با الگوي توسعه خاص آن جامعه را بيان كنند. حضرت امام‏خميني قدس‏سره ضمن آنكه شرط اصلي توسعه و زيربناي آن را توسعه فرهنگي مي‏شناسند، محتواي اين فرهنگ را فرهنگ اسلامي مي‏دانند و ناديده گرفتن و تضعيف فرهنگ اسلامي را علت اصلي توسعه نيافتگي، و ترويج و اشاعه فرهنگ اسلامي را تنها راه توسعه عنوان مي‏كنند. ايشان ضمن آنكه قائل به زيربنا بودن فرهنگ و روبنا بودن اقتصاد هستند، رشد و گسترش فرهنگ اسلامي را هدف اصلي برنامه‏هاي توسعه مي‏دانند:
«نظر ما به اقتصاد نيست مگر بطور آلي، نظر ما به فرهنگ اسلامي است؟
نظر ما به فرهنگ اسلامي است كه اين فرهنگ اسلامي را از جامعه جدا كردند، بايد فرهنگ، فرهنگ اسلامي باشد...
«اين جوامع (كشورهاي استعمارگر) مطالعه كردند كه اگر فرهنگ اينها (كشورهاي مسلمان) يك فرهنگ مستقل صحيحي باشد از توي اينها يك جمعيت سياسي مستقل و اميني پيدا مي‏شود. و اين هم براي آنها مضر است. بناء عليه در جانب اسلام و روحانيت دو چيز را سد مي‏ديدند يكي اصل اسلام و يكي هم روحانيت را.(ساست تبیان، توسعه فرهنگی از دیدگاه امام خمینی، محمد مهدی احمدی)
توسعه از ديدگاه امام خميني داراي پنج ويژگي است
1. جامعيت مفهوم توسعه به نحوي كه كليه ابعاد وجودي انسان را فرا مي‏گيرد.
2. فرهنگ اساس توسعه است.
3. استقلال فرهنگي، عامل اصلي توسعه و وابستگي فرهنگي، عامل اصلي توسعه نيافتگي است.
4. فرهنگ اسلامي، اساس و هدف توسعه فرهنگي است.
5. تربيت و تعالي انسان، شرط توسعه و غايت آن است.
 (ساست تبیان، توسعه فرهنگی از دیدگاه امام خمینی، محمد مهدی احمدی)
در آثار امام می‌توان به مؤلفه‌هایی اشاره کردکه باید در سیاستگذاری‌ها به آن توجه ویژه گردد؛ این مؤلفه‌ها عبارتند از:
سیاستگذاری فرهنگی و تقویت خود باوری و اعتماد به نفس در جامعه از نظر امام.
1 . سیاستگذاری فرهنگی و قانون گرایی از دیدگاه امام؛
2 . سیاستگذاری فرهنگی و اسلام از دیدگاه امام؛
3 . سیاستگذاری فرهنگی و نقش مردم از دیدگاه امام؛
4 . کرامت انسانی و سیاستگذاری فرهنگی از نظر امام؛(سایت پژوهشگاه علوم انسانی،  یوسف خان محمدی، دولت و سیاست گذاری فرهنگی از دیدگاه امام خمینی)

هدف توسعه فرهنگی از دیدگاه امام
بر اساس دیدگاه امام هدف از توسعه فرهنگی: زدودن وابستگی، دستیابی به استقلال، خوشبختی، شرافت و انسانیت و اصلاح جامعه و ساختارهای آن در دیگر ابعاد است. و به دلیل ارتباط توسعه اقتصادی و سیاسی با توسعه فرهنگی و وابسته بودن هر یك به دیگری، امام برای توسعه فرهنگی نسبت به آن دو اولویت قائل است، و هر توسعه واقعی را متأثر از توسعه فرهنگی می بیند. امام ریشه سلطه غرب را در سلطه فرهنگی او دیده است «این غرب یا شرق كه سلطه پیدا كرده است بر همه ممالك اسلامی، مهمش این سلطه فرهنگی بوده است. »
امام در پیامی كه به مناسبت بازگشایی مدارس و دانشگاه ها در سال ۱۳۵۸ صادر شد، چنین می گویند: «بزرگترین وابستگی ملّتهای مستضعف به ابر قدرت ها و مستكبرین، وابستگی فكری و درونی است كه وابستگی های دیگر هم از آن سرچشمه می گیرد. تا استقلال فكری برای ملتی حاصل نشود، استقلال در ابعاد دیگر حاصل نخواهد شد. . . . برای به دست آوردن استقلال فكری و بیرون رفتن از زندان وابستگی خود، مفاخر و مآثرملی و فرهنگی خود را دریابید. بزرگترین فاجعه برای ملت ما این وابستگی فكری است كه گمان می كنند همه چیز از غرب[ است] و ما در همه ابعاد فقیر هستیم و باید از خارج وارد كنیم. » بر اساس نظریه های توسعه، هدف از توسعه و سیاستهای تدوین شده در توسعه متفاوت است.
امام هدف توسعه را در تولید امكانات فرهنگی، توسعه علم، رفاه و بهبود كیفیت زندگی محدود نمی كند، بلكه این همه را زمینه و ابزار هدف واقعی توسعه یعنی الهی شدن انسان، شكوفایی ابعاد معنوی و روحانی در انسان و تهذیب نفس او می داند. از اینرو می توان از دیدگاه امام انسان را محور توسعه دانست و هدف نهایی توسعه را در ارتقای معنوی و تهذیب انسان خلاصه كرد. با این توضیح به تبیین برخی از ابعاد توسعه فرهنگی با منظور داشتن دیدگاه امام در توسعه و گسترش فرهنگی می پردازیم.(سایت مجله الکترونیک، امام خمینی و توسعه فرهنگی)

ابعاد توسعه فرهنگی از دید امام
1- سواد آموزی
نخستین گام در توسعه فرهنگی در هر كشوری، توانایی زن و مرد آن جامعه در بهره مند شدن از متون و مكتوبات و قدرت بر مكتوب كردن خواسته ها و امیال و دانش و تجربه خویش است. بدون بهره مندی از این نعمت، همه اقدام ها و فعالیت های دولت و جامعه در گامهای بعدی بی تأثیر و یا كم تأثیر و ابتر خواهد بود. جامعه ای كه دچار چنین محرومیتی است، به طور قطع در فقر و رنج مضاعف درگیر خواهد بود. با اهتمام اسلام و پیامبر اكرم(ص) بر فراگیر شدن دانش، روشن می شود افراد و جوامعی كه از این بینایی محروم اند، از این دین و همچنین آیین آن فاصله دارند. دینی كه معجزه اش كتاب است.
نام آن «قرآن كریم» (خواندنی) است، نخستین آیه نازل شده آن با «بخوان» شروع می شود، به «قلم» سوگند یاد كرده و آن را بزرگ و مقدس می شمارد و سوره ای را به آن اختصاص می دهد و پیامبرش اسیران جنگی را در برابر با سواد كردن ۱۰مسلمان آزاد می كند و برای دانشمندان و قلم آنان ارزشی بیش از جهاد و خون مجاهدان قائل است. به طور طبع دانش آموزی در این گونه جوامع باید رایج و فراگیر باشد. امام خمینی(ره) با پیروزی انقلاب اسلامی، دستور تأسیس نهادی با عنوان «نهضت سوادآموزی» را داد. و تعلیم و تعلّم در آن را عبادت دانسته و همه افراد محروم از نعمت سواد را به یادگیری و علم آموزی فرا می خواند.
امام در این زمینه چنین می گوید: «ما مبارزه با بی سوادی را به نحو احسن اجرا خواهیم كرد.» ، مایه بس خجالت است در كشوری كه مهد علم و ادب بوده و در سایه اسلام زندگی می كند كه طلب علم را فریضه دانسته، از نوشتن و خواندن محروم باشد. »، «تمام بیسوادان برای یادگیری و تمام خواهران و برادران باسواد برای یاد دادن بپاخیزند.» این اهتمام به دلیل آن است كه سوادآموزی آغاز كار و مقدمه دانش آموزی است. علم و دانش و لزوم فراگیری آن در اسلام به دوره خاصی از عمر، یا اشخاص خاص و یا به زمان و مكان خاصی محدود نیست و فراغت از تحصیل را واژه ای بی معنی می داند. «هر انسانی تا آخر عمرش هم علم احتیاج دارد و هم به آموزش و پرورش. . . »
رشد تحقیقات و گسترش امر پژوهش باچنین رویكردی از ارزشگذاری میسر خواهد بود و نتیجه ای كه مطلوب اسلام است، یعنی غلبه قلم ها بر مسلسل ها در این هنگام قابل دستیابی است. «بشر تا در سایه مسلسل و توپ و تانك می خواهد ادامه حیات بدهد، نمی تواند به مقاصد انسانی برسد.
آن وقتی مردم به مقاصد اسلامی وانسانی می رسند و به كمال دانش و علم می رسند كه قلم ها بر مسلسل ها غلبه كند و دانش ها در بین بشر به آنجا برسد كه مسلسل ها را كنار بگذارد و میدان، میدان قلم باشد، میدان علم باشد.» و در پیامی مهم ترین عامل در خودكفایی را توسعه مراكز علمی و پژوهشی می دانند «مهم ترین عامل در كسب خودكفایی وبازسازی، توسعه مراكز علمی وتحقیقاتی و تمركز و هدایت امكانات و تشویق همه جانبه مخترعین و مكتشفین و نیروهای متخصص و متعهدی است كه شهامت مبارزه با جهل را دارند، واز لاك نگرش انحصاری علم به غرب وشرق به درآمده و نشان داده اند كه می توانند كشور را روی پای خود نگه دارند. »

۲) خود باوری
بی تردید یكی از بزرگ ترین انگیزه های امام(ره) در قیام برضد نظام شاهنشاهی وابستگی رژیم به قدرت های بیگانه بوده است. خودباختگی، سلطه پذیری، از خود بیگانگی و غربزدگی عناصری است كه روح غیور او را رنج داده است. البته تعامل فرهنگها و دادوستد در آن امری طبیعی است. داشتن علم دیگران، فرهنگ دیگران و صنعت دیگران تا آنجا كه به سلطه گری نینجامد مسأله ای نیست، بلكه اسلام مسلمانان را به فراگیری آن واداشته است.
مرعوب بیگانه شدن، به تمسخر گرفتن ذخایر و اندوخته های خودی و از بیگانه نسخه گرفتن كه چه بكنیم؟ چه باشیم؟ كه باشیم و چگونه زندگی كنیم؟ مورد نكوهش است. همان برهنگی كه اقبال از آن می گوید و با نقل داستانی به زیبایی نیاز مسلمانان را در بازگشت به هویت اسلامی خویش بیان كرده است: ما از آن خاتون طی عریان تریم پیش اقوام جهان بی چادریم در یكی از جنگ ها دختر حاتم طایی اسیر شد، وقتی این دختر را پیش پیامبر(ص) آوردند نیمه برهنه بود. پیامبر(ص) عبای خود را روی آن دختر انداختند تا پوشیده بماند. اقبال می گوید ما در این روزگار، از دختر حاتم طایی هم لخت تر مانده ایم و آن همه عزت و شرف خود را از كف داده ایم و پیش همه اقوام دنیا، بی چادر شده ایم. پیامبری می خواهیم كه دوباره با عبای خودش ما را بپوشاند.
نظام سلطه برای تحمیل و ترویج فرهنگ و ارزشهای نظام خود ناچار است ملتها را برضد فرهنگ، سنتها، علایق روحی و فكریشان بشوراند، و به گفته شاد روان جلال آل احمد: «هجوم استعمار نه تنها به قصد غارت مواد خام معدنی و مواد پخته آدمی ـ فرار مغزها ـ از مستعمرات صورت می گیرد، بلكه این هجوم، زبان، آداب، موسیقی، اخلاق و مذهب محیط های مستعمراتی را نیز ویران می كند. »
امام با شناختی كه از عملكرد استعمار در سالهای پیش از انقلاب داشته است، خطر آن را اینگونه گوشزد می كند: «به قدری ما را از پیشرفهای خود و قدرت های شیطانی شان ترسانده اند كه جرأت دست زدن به هیچ ابتكاری نداریم و همه چیز خود را تسلیم آنان كرده و سرنوشت خود و كشورهای خود را به دست آنان سپرده و چشم و گوش بسته مطیع فرمان هستیم. و این پوچی و تهی مغزی مصنوعی، موجب شده كه در هیچ امری به فكر و دانش خود اتكا نكنیم و كوركورانه از شرق و غرب تقلید كنیم.
بلكه از ادب و فرهنگ و صنعت و ابتكار، اگر داشتیم، نویسندگان و گویندگان غرب و شرق زده بی فرهنگ، آنها را به باد انتقاد و مسخره گرفته و فكر و قدرت بومی ما را سركوب و مأیوس نموده و می نمایند و رسوم و آداب اجنبی، هر چه مبتذل و مفتضح باشد، با عمل و گفتار و نوشتار ترویج و با مداحی و ثنا جویی، آنها را به خورد ملت ها داده و می دهند. فی المثل، اگر در كتاب یا نوشته یا گفتاری، چند واژه فرنگی باشد، بدون توجه به محتوای آن، با اعجاب پذیرفته وگوینده و نویسنده آن را، دانشمند و روشنفكر به حساب می آورند. و از گهواره تا قبر، به هر چه بنگریم، اگر با واژه غربی و شرقی اسم گذاری شود، مرغوب و مورد توجه و از مظاهر تمدن و پیشرفتگی محسوب، واگر واژه های بومی خودی به كار رود، مطرود و كهنه و واپس زده خواهد بود. »
استاد شهید مطهری ضمن آن كه استعمار فرهنگی را مقدمه استعمار اقتصادی و سیاسی می داند، چنین می گوید: «برای بهره كشی از فرد باید شخصیت فكری او را سلب كنند و او را به آنچه مال خودش است بد بین كنند و در عوض او را شیفته هر آنچه از ناحیه استعمار عرضه می شود. بسازند. باید در مردم حالتی به نام تجدد زدگی به وجود بیاورند به طوری كه از آداب و رسوم خودشان متنفر بشوند، اما از آداب و رسوم بیگانه خوششان بیاید. می باید آنها را به ادبیات خودشان، به فلسفه خودشان، به كتاب های خودشان، به دانشمندان و مفاخر علمی و فرهنگی خودشان بد بین كنند و در عوض مسحور ادبیات، فلسفه و كتاب های دیگران كنند. »
خودباوری در نگاه امام(ره) جایگاه ویژه ای دارد و پیشبرد همه امور را در گرو آن می داند. اگر این معمای روحی وفكری حل شود نخستین و اساسی ترین قدم برای رسیدن به خودكفائی و استقلال برداشته شده است. «اعتماد به نفس بعد از اعتماد به خداوند منشأ خیرات است.» «بدانید كه نژاد آریاوعرب از نژاد اروپا و آمریكا و شوروی كم ندارد و اگر خودی خود را بیابد و یأس را از خود دور كند و چشمداشت به غیر خود نداشته باشد، در دراز مدت قدرت همه كار و ساختن همه چیز را دارد. »تلاش بزرگ امام تزریق روحیه خودباوری و خود اتكایی به كالبد جامعه بود: «باید به خود بباورانیم كه اگر یك ملت بخواهند بدون وابستگی ها زندگی كنند، می توانند، و قدرتمندان جهان بر یك ملت نمی توانند خلاف عقیده آنان را تحمیل كنند.» در سخنان امام، از دلبستگی به فرهنگ بومی و هویت اسلامی و ملی و كوشش برای حفظ و اعتلای آن، اعتماد به نفس و قطع امید از بیگانگان به همراه عزم واراده، تلاش و هشیاری و شناخت استعدادها و امكانات و ذخایر درونی شرط خود باوری و موفقیت در توسعه فرهنگی و راه رسیدن به آن یاد شده است.

۳) حوزه و دانشگاه، نقش و جایگاه
امام(ره) نقش حوزه و دانشگاه را در تحول های فرهنگی و توسعه آن بسیار مهم ارزیابی می كند. ریشه صلاح و فساد مردم و جامعه را در آنجا می بیند. از این رو اجرا و تحقق اصلاح و توسعه واقعی را ابتدا در همین مراكز لازم می داند. حوزه و دانشگاه را مكرر به تهذیب و تعهد فرامی خواند و از تحجر و غربزدگی باز می دارد. در همان زمان روحانیت و حوزه ها را برابر انحراف ها و استعمار سد بزرگی دانسته است. «تردیدی نیست كه حوزه های علمیه و علمای متعهد، در طول تاریخ اسلام و تشیع، مهمترین پایگاه محكم اسلام برابر حمله ها و انحراف ها و كج رویها بوده اند. » اما از مقدس مآبی، تحجرگرایان و روحانی نمایان بارها نالیده است و حوزه ها را به هشیاری و پیشتازی دعوت كرده: «حوزه ها و روحانیت باید نبض تفكر و نیاز آینده جامعه را همیشه در دست خود داشته باشند، و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهیای عكس العمل مناسب باشند.» همچنین دانشگاه ها را مراكز اداره امور كشور، تربیت نسلها و تعیین كننده مقدرات كشور می بیند.
«دانشگاه مبدأ همه تحولات است. » استقلال دانشگاه ها، به روز شدن حوزه ها، پیوند این ۲ در كنار تعهد و تهذیب موجب سعادت یك ملت و كشور و اصلاح توسعه آن است. «توجه داشته باشید كه اگر دانشگاه و فیضیه اصلاح بشود، كشور شما استقلال خودش را بیمه می كند.»

۴) آزادی
آزادی سیاسی و اجتماعی ضمن آن كه برآمده از توسعه فرهنگی است، خود نیز مقدمه و گسترش دهنده آن است. آزادیهای فردی، اجتماعی و سیاسی و از جمله آزادی قلم و آزادی بیان تا جایی كه به ضرر مردم نباشد و در چارچوب اسلام و قوانین كشوری باشد، هیچ كس نمی تواند آن را محدود كند. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در هنگام تصویب، نسبت به آزادی مطبوعات با ابهام مواجه بود. هنگامی كه كمیسیون، اصل مربوطه را تصویب كرد، متن آن چنین بود: «بیان و نشر افكار و عقاید و مطالب از طریق مطبوعات، سینما، تئاتر، نوار و رسانه های گروهی برای خدمت به فرهنگ جامعه و تنویر افكار و انتقادهای سازنده آزاد است و آن چه مخالف عفت عمومی، توهین به شعائر دینی، فاش كردن اسرار نظامی یا مخل به استقلال و تمامیت ارضی و امنیت عمومی كشور یا موجب گمراهی مردم باشد، ممنوع است. مجازات تخلف از این اصل را قانون تعیین می كند. »
امام(ره) نسبت به مشاركتهای اجتماعی و سیاسی مردم و آزادیهایی كه موجب شكوفایی استعدادها و برای توسعه سیاسی، فرهنگی اقتصادی جامعه باشد، همچنین بر انتقادهای سازنده از دولت تأكید داشتند: «مسأله دیگر راجع به انتقاد. البته روزنامه ها باید مسایلی را كه پیش می آید نظر كنند. یك وقت انتقاد سالم است، این مفید است؛ یك وقت انتقام است نه انتقاد، این نباید باشد؛ این با موازین جور در نمی آید. انسان چون با یكی خوب نیست او را در مطبوعات بكوبد، كار درستی نیست. اما اگر كسی خلاف كرده است باید او را نصیحت كرد. پرده دری نباشد ولی انتقاد خوب است. »
نسبت به آزادی زنان ونقش آنان درفعالیتهای اجتماعی در نگاه دینی همه آزادیهایی كه مطرح است، محدود و مقید به قشر خاصی نیست. اما سابقه تاریخی نشانگر محرومیت زنان از حقوق اجتماعی برابر با مردان بویژه در جوامع سنتی آن هم به اسم دین است.
امام(ره) درباره موضع اسلام نسبت به آزادیهای زنان، نه تنها زنان را در اسلام آزاد، می داند، بلكه اسلام را پایه گذار آزادی زنان می بیند. «اسلام با آزادی زنان نه تنها موافق است، بلكه خود پایه گذار آزادی زن در همه ابعاد وجودی زن است.» «اسلام به زنها بیشتر عنایت كرده است تا مردها. اسلام زنها را، بیشتر حقوقشان را ملاحظه كرده است تا مردها. زنها حق رأی دارند، از غرب بالاتر است این مسائلی كه ما برای زنها قائل هستیم، حق رأی دادن دارند، حق انتخاب دارند، حق انتخاب شدن دارند، همه اینها هست؛ معاملاتشان به اختیار خودشان هست و آزاد هستند، اختیار شغل آزاد را دارند. »

۵) صدا و سیما و رسانه ها
قانون اساسی یكی از مهمترین رسالتهای صدا و سیما را توسعه فرهنگ و حفاظت و پاسداری از آن در سراسر كشور می داند. رسانه ها بویژه صدا و سیما همانگونه كه در انتقال فرهنگ نقش اساسی دارند در توسعه فرهنگی نیز یك عامل مهم به شمار می آیند. امام نقش صدا و سیما را در جامعه به یك دانشگاه عمومی تعبیر می كند. این به این معناست كه باید مسائل علمی و داده های آن پس از تصفیه از قالبهای تخصصی به قالبهای عمومی تبدیل شود و به صورت همه فهم درآید. این نه به معنای كشانده شدن آموزشهای دانشگاهی به صدا و سیما و نه به معنای تنزل دادن علم است، بلكه به معنای قابل فهم شدن مسائل علمی و فرهنگی است، تا با ارتقا و رشد سطح آگاهی و بینش مردم، توسعه در آن جامعه رشد بیشتری یابد.
امام با بینشی عمیق و مردم گرایانه از این كه رسانه ها در خدمت دولت باشد یا از منافع طبقه خاصی حمایت كند، پرهیز می دهد. «روزنامه ها مال طبقه سوم است، مال طبقه اول نیست، و این هم نیست كه همه اش مال حكومت باشد». و نقش رسانه ها و نشر را هم چون جهاد و با اهمیتی هم چون خون شهیدان می داند: «آن كه از همه خدمتها بالاتر است، این است كه نیروی انسانی ما را رشد بدهد، و این به عهده مطبوعات است. اهمیت انتشارات مثل اهمیت خونهایی است كه در جبهه ها ریخته می شود. »


جایگزینی فرهنگ اسلامی به جای فرهنگ ظلم و استعمار:
«فرهنگ اسلامي - انساني را جايگزين كنيد تا نسلهاي آينده با روش آنكه انسان سازي و عدلپروري است ، تربيت شوند…بايد كوشش كنيد تا طرز حكومت اسلام و رفتار حكام اسلامي را با ملتهاي مسلمان به اطلاع دنيا برسانيد تا زمينه فراهم شود كه حكومت عدل و انصاف به جاي اين حكومتهاي استعمارزده كه اساس آن بر ظلم و چپاولي است ، برقرار شود.» (صحیفه نور،ج9، ص346)
بنیان گذار فقید انقلاب در باره اهمیت فرهنگ در اصلاح یک ملت می فرمایند: «راه اصلاح يك مملكتي فرهنگ آن مملكت است ؛ اصلاح بايد از فرهنگ شروع بشود. دست استعمار توي فرهنگ ما كارهاي بزرگ مي كند؛ نمي گذارد جوانهاي مامستقل بار بيايند؛ نمي گذارد در دانشگاه جوانهاي ما درست رشد بكنند. اينها را از بچگي يك طوري مي كنند كه وقتي بزرگ شدند، اسلام هيچ و آنها همه ، همه چيز. اگر فرهنگ درست بشود، يك مملكت اصلاح مي شود. براي اينكه از فرهنگ است كه دروزارتخانه ها مي رود؛ از فرهنگ است كه در مجلس مي رود؛ از فرهنگ است كه كارمنددرست مي شود. شما يك فرهنگ مستقل درست كنيد يا بدهيد ما درست كنيم ، شمامي ترسيد از امريكا، مي ترسيد از ديگران ، بدهيد ما درست كنيم فرهنگ را دست ما بدهيد.»(صحیفه نور، ج 1 – ص390)

توصیه به ملت‌های اسلامی
- الگو گرفتن از ایران؛
اما به ملت‏های اسلامی توصیه می‌کنم که از حکومت جمهوری اسلامی و ازملت مجاهد ایران الگو بگیرید و حکومت‏های جائر خود را در صورتی که به خواست ملت‏ها که خواست ملت ایران است سر فرود نیاوردند، با تمام قدرت به جای خود بنشانید، که مایه بدبختی مسلمانان، حکومت‏های وابسته به شرق و غرب می‌باشند. و اکیدا توصیه می‌کنم که به بوق‏های تبلیغاتی مخالفان اسلام و جمهوری اسلامی گوش فرا ندهید که همه کوشش دارند که اسلام را از صحنه بیرون کنند که منافع ابرقدرت‏ها تأمین شود.
- خوداتکایی؛
وصیت من به ملت‏های کشورهای اسلامی است که انتظار نداشته باشید که ازخارج کسی به شما در رسیدن به هدف که آن اسلام و پیاده کردن احکام اسلام است کمک کند؛ خود باید به این امر حیاتی که آزادی و استقلال را تحقق می‌بخشد قیام کنید. و علمای اعلام و خطبای محترم کشورهای اسلامی دولت‏ها را دعوت کنند که از وابستگی به قدرت‏های بزرگ خارجی خود را رها کنند و با ملت خود تفاهم کنند؛ در این صورت پیروزی را در آغوش خواهند کشید.
- وحدت میان مسلمانان؛
ملت‏ها را دعوت به وحدت کنند؛ و از نژادپرستی که مخالف دستور اسلام است بپرهیزند؛ و با برادران ایمانی خود در هر کشوری و با هر نژادی که هستند دست برادری دهند که اسلام بزرگ آنان را برادر خوانده. و اگر این برادری ایمانی با همت دولت‏ها و ملت‏ها و با تأیید خداوند متعال روزی تحقق یابد، خواهید دید که بزرگ‏ترین قدرت جهان را مسلمین تشکیل می‌دهند.( به گزارش ،پايگاه خبري تحليلي رئيس جمهور ما، قاسم صفایی‏نژاد)

جمع بندی:
رشد و توسعه از دیدگاه امام(ره) مفهومی وسیع و فراگیر دارد به گونه ای که همه ابعادوجود انسان را شامل شده و او را از تک بعدی و تک ساختی بودن در گرایشات مادی رها ساخته و معنویت، للّه را در مسیر اهداف و زندگی او قرار می دهد. فرهنگ،هم زیر بنای توسعه وهم عامل آن و هم هدف و نتیجه ی توسعه تلقی شده است. فرهنگ هرملّتی نشانه ی هویت و استقلال اوست. کسب و حفظ استقلال فرهنگی و فکری نشانه ی حیات و قدرت یک جامعه است. ویرانی و انهدام یک فرهنگ، ویرانی یک ملّت است. تمدن سیمای تجسم یافته ی فرهنگ و از مظاهر بر جای ماندنی و باقی آن است. همه ی مردم عموما وحکومت خصوصاً و بالأخص بخش های مربوطه همانند حوزه و دانشگاه و... در حفظ و ارتقا و توسعه ی فرهنگ ملی و اسلامی مسئول می باشند.( سایت سازمان تبلیغات اسلامی، فرهنگ و اهمیت آن از دیدگاه امام خمینی)
از آنجا که امام خميني منشأ و شالوده هرگونه حرکت و تحولي را در اجتماع «فرهنگ» مي‌‌‌ ديدند، بنابراين از نظر ايشان، مقوله فرهنگ عمومي و نحوه اصلاح و ابزارهاي اصلاح آن، از جايگاه و اهميت ممتازي برخوردار است که نمي‌‌‌ توان و نبايد از آن غافل شد. در جريان اصلاح فرهنگي، نه تنها اعتقاد داشتند که نبايد اهميت و قدرت و قابليت فرهنگ اسلامي را دست ‌‌‌ کم گرفت بلکه بايد مردم را در فرايند تحول وارد کرد. از آن گذشته، اصلاح فرهنگ عمومي را مي‌‌‌ بايست از نفي ضد ارزشها شروع کرد و در اين مسير از «ترويج فرهنگ توسعه»، «مبارزه با استبداد و مظاهر آن» و «تفسير عقلاني از سنت و دين» کمک گرفت. با اين همه‌‌‌ ، شرط موفقيت‌‌‌ ، خودسازي و شروع از خود است. (سایت شورای برنامه ریزی مدارس دینی اهل سنت، امام خميني و اصلاح فرهنگ عمومي دکتر محمد عابدي اردکاني)
راه درست
مواضع امام در خصوص فرهنگ و ابعاد فرهنگی کشور در قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نشان از تاکیدات ایشان در جریان مسال فرهنگی دارد که به صراحت بیان می گردد:
    
قبل پیروزی انقلاب اسلامی:
غربزدگی، اسفناکترین نوع وابستگی(صحیفه نور ج7ص24)
 اگر می گویید فرهنگ داریم، ذخایر داریم، محصل داریم، طبیب و مهندس داریم، پس چرا از خارج استخدام می کنید؟ !چرا ماهی  صدهزارتومان به یک خارجی می دهید؟! جواب بدهید. اگر ندارید وااسفا به این مملکت، صد سال است فرهنگ و دانشگاه دارد ولی دکتر ندارد، مهندس ندارد.... (صحیفه نور جلد 1 صفحه 19)   
افسوس که هنوز عده ای از روشنفکران نمی توانند دست از غرب و یا شرق بکشند و این دو را سر مشق کارهای خود قرار داده اند امیدواریم با تحول فرهنگ حاکم اسلامی، این گروه به خود مشغول و از مردم بریده به خود آیند و اصالت خویش را دریابند و از وابستگی نجات پیدا کنند. (صحیفه نور ج8ص92)
 تا از این وابستگی شماها در نیائید استقلال پیدا نمی کنید. تا این خانم ها (شما را نمی گویم شما توده هستید، آن خانم هارا می گویم) تا اینها توجهشان به این است که فلان چیز باید، فلان مد از غرب به اینجا بیاید، فلان زینت باید از آنجا به اینجا سرایت بکند، تا یک چیزی آنجا پیدا می شود اینجا هم تقلید می کنند، تا از این تقلید بیرون نیائید نمی توانید آدم باشید و نه می توانید مستقل باشید. اگر بخواهید مستقل باشید، اگر بخواهید شما را به اینکه یک ملتی هستید بشناسند و بشوید یک ملت، از این تقلید غرب باید دست بردارید. تا در این تقلید هستید، آرزوی استقلال را نکنید. تا این نویسنده های ما، نویسندگان ما، همه حرفهایشان غربی است، این را دست از آن بر ندارند، امید نداشته باشند که ملتشان مستقل بشود.(صحیفه نور ج9ص61)
من می خواهم که همه ما باورمان آمده باشد که جمهوری اسلامی است و باید همه چیز ما اسلامی بشود. ما از آن وضع سابق که اخیراً پنجاه سالش را، پنجاه و چند سالش را من شاهدش بودم و شماها چندین سال، البته هیچ کدام پنجاه سال یادتان نیست، شماها چندین سالش را که در زمان این حکومت جائر بود، در نظر دارید که همه وابستگی به غرب بود و به آمریکا بود و تلخی هایش را هم همه دیدید. (صحیفه نور ج9ص72)
اگر ما این وابستگی های معنوی را، این وابستگی هائی که جوان های ما را و دانشگاه ما را و همه چیز ما را به صورت غربی در آورده بود، اینها را اگر برگردانیم به حال خودش، و پیدا کردیم خودمان را، می توانیم یک ملت مستقل باشیم و یک ملت آزاد باشیم(صحیفه نور ج9ص110)
 ما باید اول تمام همتمان را صرف کنیم که خودمان را از این وابستگی فکری بیرون بیاوریم. ما فکرهای مان وابسته است، ما فرهنگمان وابسته است. ما باید سعی کنیم از این فرهنگ وابسته خارج بکنیم خودمان را، چه فرهنگ آن طرف که همه اش فساد و چه فرهنگ این طرف که همه فساد است یعنی همه اش برای به دام انداختن ماهاست، به دام انداختن بشر است. (صحیفه نور ج9ص113)
دستگاه جابره در نظر دارد تساوی حقوق زن و مرد را تصویب و اجرا کند، یعنی احکام ضروریه اسلام و قرآن کریم را زیر پا بگذارد، یعنی دخترهای هیجده ساله را به نظام اجباری ببرد و به سربازخانه ها بکشد، یعنی با زور سرنیزه دخترهای جوان عفیف مسلمانان را به مراکز فحشا ببرد. (ج1 ص 27)
شما مظاهر تمدن را وقتی که در ایران می آید همچو از صورت طبیعی خارجش می کنید، همچو از صورت طبیعی خارجش می کنید که چیز حلال را مبدل به حرام می کنید. این رادیو برای این بساطی است که حالا در ایران مرسوم است؟ این تلویزیون برای این بساطی است که اینها راه انداخته اند؟ در ممالک دیگر هم همین طور است؟ ممالک متمدنه هم استفاده شان از این آلات جدید همین جور است که آقایان اینجا استفاده می کنند؟ یک تربیت بد در این مملکت است. فرهنگ ما یک فرهنگی نیست که بتواند این مملکت را اداره کند، جوان نیرومند قوی که در مقابل استعمار بایستد، دستش را بلند کند، کشته بشود و نجات بدهد ملت را، این فرهنگ ما فرهنگی نیست که اینکاره باشد. اینها اعصاب مردم را با این بساطی که در اینجاها راه می اندازند و با این برنامه هائی که در رادیو و در تلویزیون و اینها هست و از امثال ذالک، ضعیف می کنند، مطبوعات ما و روزنامه های ما و مجلات ما و کتاب هائی که منتشر می شود، تمام اینها بدست استعمار است. استعمار است. که روزنامه ها را اینطور مبتذل می کند تا فکر جوان های ما را مسموم کند. استعمار است که برنامه های فرهنگی ما را جوری تنظیم می کند که جوان نیرومند در این مملکت نباشد. استعمار است که برنامه های رادیو و تلویزیون را جوری تنظیم می کند که مردم اعصابشان ضعیف بشود.( صحیفه نور جلد 1 صفحه 77 )  
اگر می گویید فرهنگ داریم، ذخایر داریم، محصل داریم، طبیب و مهندس داریم، پس چرا از خارج استخدام می کنید؟ چرا ماهی  صدهزارتومان به یک خارجی می دهید؟! جواب بدهید. اگر ندارید وااسفا به این مملکت، صد سال است فرهنگ و دانشگاه دارد ولی دکتر ندارد، مهندس ندارد.( صحیفه نور جلد 1 صفحه 19  ) 
     
بعد پیروزی انقلاب اسلامی:
ما به هر چه دست می گذاریم خراب است. فرهنگ ما خراب است باید تجدید بشود. فرهنگ، فرهنگ استعماری است باید زیر و رو بشود، معلمان استعماری باید بروند، آنهایی که تاکنون در خدمت استعمار و رژیم سلطنتی بودند باید بروند، به جای آنها پاکدامن پاکدامن بیایند، دانشمندان پاکدامن بیایند. ما بسیار بسیار آشفتگی ها داریم. ما باید همه با هم به این آشفتگی ها خاتمه دهیم، به این خیانتها خاتمه دهیم. (صحیفه نور ج5ص126)
از آنطرف مملکت ما را با اسم تمدن بزرگ، همه چیزش را به عقب زدند، فرهنگ ما، یک فرهنگ استعماری است که نمی گذارد بچه های ما تربیت و رشد پیدا کنند، بعد از تقریباً هفتاد سال مدرسه داشتن و سی و چند سال یا بیشتر، دانشگاه داشتن، معذلک اگر لوزه ای را بخواهند عمل بکنند، می گویند که باید برود به لندن عمل بکند، اگر یک کسی سینه اش مثلاً درد داشته باشد یا یک مرض چه، باید برود به خارج، برای اینکه نگذاشته اند نیروی جوان های ما رشد و تربیت پیدا بکند.(صحیفه نور ج5ص132)
زن باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت کند. شما همانگونه که در نهضت نقش اساسی داشته اید و سهیم بوده اید، اکنون هم باز باید در پیروزی سهیم باشید و فراموش نکنید که هر موقع که اقتضا کند، نهضت کنید و قیام کنید. مملکت از خود شماست، انشاءالله شما باید مملکت را بسازید. زنان در صدر اسلام با مردان در جنگ ها هم شرکت می کردند. ما می بینیم و دیدیم که زنان همدوش مردان بلکه جلوتر از آنان در صف قتال ایستادند، خود و بچه های خود و جوانان خودشان رااز دست دادند و باز هم مقاومت کردند. ما می خواهیم، زن به مقام والای انسانیت برسد. زن باید در سرنوشت خودش دخالت داشته باشد. دوره اختناق می خواست زنان جنگجوی ما را ننگ جو بار آورد ولی خدا نخواست.( صحیفه نور جلد 5 صفحه 154)
ملت عزیز ایران و سایر کشورهای مستضعف جهان اگر بخواهند از دام های شیطنت آمیز قدرتهای بزرگ تا آخر نجات پیدا کنند چاره ای جز اصلاح فرهنگ و استقلال آن ندارند.(صحیفه نور جلد 15 صفحه268 )
 تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی - صلی الله علیه و آله و سلم - اسلام ائمه هدی - علیهم السلام - اسلام فقراء دردمند. اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیت ها باشد. هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیسم خون آشام و نابود کننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی درد و در یک کلمه اسلام امریکایی باشد. هنر در مدرسه عشق نشان دهنده نقاط کور و مبهم معضلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، نظامی است. هنر در عرفان اسلامی ترسیم روشن عدالت و شرافت و انصاف و تجسیم تلخکامی گرسنگان مغضوب قدرت و پول است. هنر در جایگاه واقعی خود تصویر زالو صفتانی است که از مکیدن خون فرهنگ اصیل اسلامی، فرهنگ عدالت و صفا لذت می برند. تنها به هنری باید پرداخت که راه ستیز با جهانخواران شرق و غرب و در رأس آنان امریکا و شوروی را بیاموزد. (صحیفه نور جلد 21 صفحه30 )  
امروز استکبار شرق و غرب چون از رویارویی مستقیم با جهان اسلام عاجز مانده است، راه ترور و از میان بردن شخصیت های دینی و سیاسی را از یک طرف و نفوذ و گسترش فرهنگ اسلام آمریکایی را از طرف دیگر به آزمایش گذاشته اند. ای کاش همه تجاوزات جهانخواران همانند تجاوز شوروی به کشور مسلمان و قهرمان پرور افغانستان علنی و رودررو بود تا مسلمانان ابهت و اقتدار دروغین غاصبین را در هم می شکستند. ولی راه مبارزه با اسلام آمریکایی از پیچیدگی خاصی برخوردار است که تمامی زوایای آن باید برای مسلمانان پابرهنه روشن گردد که متاسفانه هنوز برای بسیاری از ملت های اسلامی مرز بین اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدس نماهای متحجر و سرمایه داران خدانشناس و مرفهین بی درد کاملاً مشخص نشده است.( صحیفه نور جلد 21 صفحه 8)
امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدی است و مسلمانان در یک تشکیلات بزرگ اسلامی رونق و زرق و برق کاخ های سفید و سرخ را از بین خواهند برد.( صحیفه نور جلد 20 صفحه 236)
مهمترین عامل در کسب خودکفایی و بازسازی توسعه مراکز علمی و تحقیقات و تمرکز و هدایت امکانات و تشویق کامل و همه جانبه مخترعین و مکتشفین و نیروهای متعهد و متخصصی است که شهامت مبارزه با جهل را دارند و از لاک نگرش انحصاری علم به شرق و غرب به در آمده و نشان دادند که می­توانند کشور را روی پای خودشان نگهدارند.( سخنرانی در تاریخ ۱۱/۷/۶۷)
امام خميني(ره) از آغاز مبارزات بر اين حقيقت پاي مي‌فشردند كه از خودبيگانگي و مرعوب شدن در برابر تبليغات پر طمطراق بيگانگان موجب نفي هويت جمعي مي‌شود و مرعوب شدن در برابر فرهنگ وارداتي زمينه فقدان استقلال در موضوعات ديگر را نيز شامل مي‌شود. از ديدگاه ايشان بزرگترين مؤلفه‌اي كه مي‌تواند جامعه‌اي بزرگ از انسان‌ها را با هويتي واحد گرد هم آورد و تمايزات موهوم ميان آنان را شكسته و نابود سازد، مؤلفة باور و اعتقادات ديني است. تعاليم اسلامي از سويي مرزهاي مختلف سياسي، نژادي و زباني را در مي‌نوردد و از آنها فراتر مي‌رود و از سوي ديگر، افزون بر اتصال به وحي الهي داراي تاريخي روشن و پر افتخار است كه توجه به آن مي‌تواند هويت فردي و جمعي جوامع مسلمان را به بهترين شكل تأمين و تعريف كند. امام راحل مي فرمايند: «هيچ ملتى نمي‌‏تواند استقلال پيدا بكند الّا اينكه‏ خودش‏، خودش را بفهمد. مادامى كه ملت‌ها خودشان را گم كردند و ديگران را به جاى خودشان نشاندند، استقلال نمي‌‏توانند پيدا كنند. كمال تأسف است كه كشور ما كه حقوق اسلامى و قضاى اسلامى و فرهنگ اسلامى دارد، اين فرهنگ را، اين حقوق را ناديده گرفته است و دنبال غرب رفته است. همچو غرب در نظر يك قشرى از اين ملت جلوه كرده است كه گمان مى‏‌كنند غير از غرب هيچ خبرى در هيچ جا نيست. و اين وابستگى فكرى، وابستگى عقلى، وابستگى مغزى به خارج، منشأ اكثر بدبختيهاى ملتهاست و ملت ماست. (صحيفه امام، ج12، ص4)

عوامل و عناصر دخیل در تحریف امام از بعد فرهنگی
با این همه مواضع روشن  لکن احتمال تحریف اصول و ارزش های امام از بعد فرهنگی با دوری از فرهنگ  هویت ساز و  مولد تربیت  و  اخلاق محور  و تفكر پرور و تقلید کورکورانه از فرهنگ بیگانه بخصوص غرب ، کم توجهی به امورات فرهنگی کشور،سیاسی کاری و عدم توسعه فرهنگ اسلامی و انقلابی، تفاسیر گوناگون از معیارها و ارزش های فرهنگی امام در اداره کشور، دور نمودن امت از ارزش های فرهنگ اسلام ناب با هر توجیهی زمینه ساز تحریف رهبر فقید انقلاب خواهد شد. که در ذیل به عناصر تاثیر گذار  اشاره می گردد :
 انحراف از راه و اصول حقه امام که مبنای آن اسلام است، به هر دلیل.
دوری از فرهنگ،  هویت ساز و  مولد تربیت  و  اخلاق محور  و تفكر پرور اسلام.
تقلید کورکورانه از فرهنگ بیگانه بخصوص غرب.
نداشتن قانون و نقشه راه منطبق با اصول امام.
به کار گیری سلیقه فردی و گروهی در اجرای امورات فرهنگی.
ضعف در نظارت و هدایت و کم توجهی به نظارت همه جانبه.
کم کاری و سستی در تولید و خود کفایی فرهنگی در همه زمینه ها.
عدم توسعه فرهنگ اسلامی و انقلابی .

فهرست منابع

1- سایت راسخون ، فرهنگ در منظر امام خمینی، نویسنده: دکتر محمدمهدی بهدارون
2- سایت حوزه،حضور - پاییز 1377، شماره 25 - توسعه فرهنگی از دیدگاه امام خمینی
3- سایت پژوهشگاه علوم انسانی،  یوسف خان محمدی، دولت و سیاست گذاری فرهنگی از دیدگاه  امام خمینی
4- روزنامه ایران ، دكتر محمد حسن شیبانی فر، مدیر پژوهش و تحقیقات مؤسسه تنظیم و نشر آثار  امام خمینی
5- پایگاه اطلاع رسانی کانون فرهنگی جوادالائمه،  محمدعلي ندائي، مهم ترين آسيب فرهنگي از ديدگاه امام خميني
6- سایت شورای برنامه ریزی مدارس دینی اهل سنت، امام خميني و اصلاح فرهنگ عمومي دکتر محمد عابدي اردکاني
7- ساست تبیان، توسعه فرهنگی از دیدگاه امام خمینی، محمد مهدی احمدی
8- سایت سازمان تبلیغات اسلامی، فرهنگ و اهمیت آن از دیدگاه امام خمینی
9- سایت گزاره،  مفهوم فرهنگ در اندیشه امام خمینی، محمد هادی همایون
10- سایت علوم پزشکی کرمانشاه ،فرهنگ ازنظر امام خمینی
11- سایت مجله الکترونیک، امام خمینی و توسعه فرهنگی
12- پايگاه خبري تحليلي رئيس جمهور ما، قاسم صفایی‏نژاد
13- صحيفه نور امام، جلد 1 تا 22
14- کتاب ولایت فقیه،نوشته امام خمینی