آیا امام خمینی قابل تحریف است؟

كد: 1155-07

آیا امام خمینی قابل تحریف است؟
پژوهش و نگارش: سیدحسین حیدری

چکیده :
پژوهش حاضر، تحت عنوانِ « چگونه امام خمینی قابل تحریف است ؟» انجام پذیرفته است. این پژوهش، بر مبنای روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی انجام گرفته و به لحاظ نوع تحقیق، از تحقیقات کاربردی است که نتایج آن به طور مستقیم در احیای آرمان های امام کاربرد عملی خواهد داشت. در این پژوهش، این پرسشِ اساسی مورد بررسی قرار گرفت که « چگونه امام خمینی  قابل تحریف است ؟» این روند با تبیین 5 پرسش فرعی، مورد پژوهش قرار گرفت.
برای رسیدن به پاسخ مناسبِ این پرسش‌ها، پنج موضوع اساسیِ «دیدگاه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی امام» مورد بررسی قرار گرفته. در این روند، با بررسی اسنادی به تأثیر این عوامل پرداخته شد. در این سنجش، شرایط فعلی مورد ارزیابی قرار گرفت و نتایج آن، وجود زمینه های تحریف امام را نشان می‌دهد.
کلید واژه‌ها :   امام، تحریف، اصول، اسلام، مستضعفین
مقدمه
مسئله ی تحریف شخصیت امام، خطر بزرگی محسوب می شود،آن راهی که می تواند مانع از این تحریف شود باز خوانی اصول امام است.امام را نباید به عنوان صرفا یک شخصیت محترم تاریخی، مورد توجه قرار داد،بعضی این جور می خواهند امام را بشناسند و بشناسانند و این غلط است. (14/3/1394) این جمله رهبری انقلاب زنگ خطری برای امت محسوب می شود.که نشان از ایجاد راهی موازی در کنار راه امام است را تاکید دارد. و نیز یادآوری خطر تحریف به حدی جدی است که در ادامه متذکر شدند: اگر مردم متوجه اصول امام نباشند و تحریفات را تشخیص ندهند قطعا سیلی خواهند خورد. که این جمله متناسب با جمله پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکتتان آسیب نرسد امام است. لذاتوجه به این مطلب ضروری است که آیا امام خمینی قابل تحریف است؟ آیا راه و آرمان امام تحریف شدنی است؟ در این مقاله سعی گردیده تا بطور اجمالی به پرسش های فوق پاسخی منطقی و متناسب داده شود.
بیان مسئله
علت اینکه رهبر انقلاب بعد از گذشت 37 سال از پیروزی انقلاب و گذشت 26 سال از رحلت امام خمینی (ره) چنین موضوعی را مطرح می کنن نشان از دغدغه ایشان در بحث استحاله نظام مقدس جمهوری اسلامی با گذشت زمان را دارد،که بیانات ایشان در 14/3/1394 برای حفاظت از افکار و سیره امام که منتج به انقلاب اسلامی ایران و بر پایی حکومت جمهوری اسلامی گردید را از آفات مرتبط با عناصر اصلی نظام، یعنی انقلابی، اسلامی و جمهوریت را نشان می دهد  و این حساسیت را نیز خود حضرت امام هم دارند و به صراحت در وصیت نامه خویش اعلام می نمایند : اکنون که من حاضرم، بعض نسبت‌های بی‌واقعیت به من داده می‌شود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود؛ لهذا عرض می‌کنم آنچه به من نسبت داده شده یا می‌شود، مورد تصدیق نیست مگر آن‌که صدای من یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان؛ یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم..... پژوهش فوق، به دنبال بررسی این مسئله بوده است و اينكه چگونه امام خمینی قابل تحریف است ؟
سوابق تحقیق
با توجه به اینکه این موضوع برای اولین بار از طریق رسانه ملی توسط رهبر معظم انقلاب در 14/3/1394 مصادف با سالگرد رحلت امام در حرم ایشام مطرح گردید، هیچگونه سابقه مستقیم در این زمینه یافت نشد. ولی مقاله هایی نزدیک به موضوع وجود دارد.
اهمّیّت و ضرورت انتخاب موضوع
با عنایت به دو موضوع: تلاش امام در راستای تلاش پیامبر و اهل بیت ایشان برای ایجاد مدینه فاضله بود. و اینکه انقلاب اسلامی از منظر امام مقدمه ای برای سرعت دادن به ظهور منجی بشریت است.قابل توجه است که هر اندازه زاویه کوچک در بین مسولان نظام و نیز امت با آرمان ها و اصول امام طی گذشت زمان دچار تغییر خواهد شد. بطوری که خطر جایگزینی ضد ارزش بجای ارزش ها و ناهنجاری بجای هنجارها بدون کمترین مقاومت پذیرفته می‌شود. لذا از اهمیت این موضوع همین بس که خطوط اصلی امام بازخوانی و یادآوری می گردد. 
اهداف تحقیق
1)كمك به جامعه علمی، جهت ايجاد وحدت رويّه و اصول واحد و به‌كارگيري آن در مجامع علمی جهت تعیین اصول امام.
2)تجمیع اطلاعات و عمومی نمودن آن‌ها، به‌همراهِ تطبیق نمودن آن با فضای جامعه.
3)يادآوري میزان اهمیت کلام و سیره امام.
سؤال اصلی تحقیق
پرسش زير، اساسي‌ترين پرسشي است كه در آغاز اين پژوهش با آن مواجه بوده‌ايم:
چگونه امام خمینی قابل تحریف است؟
 سؤال‌های فرعی تحقیق
چگونه امام خمینی از نظر سیاسی قابل تحریف است؟
چگونه امام خمینی از نظر اقتصادی قابل تحریف است؟
چگونه امام خمینی از نظر فرهنگی قابل تحریف است؟
چگونه امام خمینی از نظر اجتماعی قابل تحریف است؟
چگونه امام خمینی از نظر نظامی وامنیتی قابل تحریف است؟
تعریف مفاهیم
ولایت فقیه:
ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده است،  همان ولایت رسول الله است.  ولایت فقیه تبع اسلام است. (صحیفه نور جلد 10 صفحه 27)
ولایت فقیه ولایت بر امور است که نگذارد این امور از مجاری خودش بیرون برود، نظارت کند بر مجلس، بر رئیس جمهور که مبادا یک پای خطائی بردارد، نظارت کند بر نخست وزیر که مبادا یک کار خطائی بکند، نظارت کند بر همه دستگاه ها، بر ارتش که مبادا یک کار خلافی بکند. (صحیفه نور جلد 10 صفحه 29)
ولایت  مطلقه فقیه:
اینکه در قانون اساسی هست، این بعض شؤون ولایت فقیه هست نه همه شؤون ولایت فقیه، و از ولایت فقیه آنطوری که اسلام قرار داده است به آن شرایطی که اسلام قرار داده است، هیچ کس ضرر نمی بیند. (صحیفه نور جلد 11 صفحه 133 )
نه شرقی نه غربی:
اینکه جوانان ما می گویند نه شرق و نه غرب، معنایش این است که هیچ کدام درایران دخالت نکنند واین کاملا" بجا و بحق است."(صحیفه نور ، ج 7 ، ص 89 )
روش تحقیق

بر اساس روش، تحقيقات علمي را مي‌توان به پنج گروه تقسيم كرد كه عبارت‌اند از: تحقيقات تاريخي، توصيفي، همبستگي، تجربي و علّی. تحقيقات توصیفی، از نظر شيوة نگرش و پرداختن به مسئلة تحقيق، به دو دسته تقسيم مي‌شوند:
1. تحقيقات توصيفي محض.
2. تحقيقات توصيفي ـ تحليلي.
در تحقیق حاضر، ما از روش توصیفی ـ تحلیلی استفاده نموده‌ایم.
روش گردآوری اطلاعات
روش‌هاي گردآوري اطّلاعات را به طور كلّي به دو طبقه مي‌توان تقسيم كرد: روش اَسنادی (كتابخانه‌اي) و روش ميداني. روش‌هاي كتابخانه‌اي در تمامي تحقيقات علمي مورد استفاده قرار مي‌گيرد؛ ولي در بعضي از آن‌ها در بخشي از فرايند تحقيق، از اين روش استفاده مي‌شود و در بعضي از آن‌ها موضوع تحقيق از حيث روش، ماهيتاً كتابخانه‌اي است و از آغاز تا انتها متّكي بر يافته‌هاي تحقيق كتابخانه‌اي است.
روش‌هاي كتابخانه‌اي، بسته به نوع سند و موضوع تحقيق، ممكن است به صورت متن‌خواني و استفاده از فيش، آمارخواني و استفاده از جدول، تصويرخواني و استفاده از نقشه و كروكي، يا فرم‌هاي شِبه پرسش‌نامه، سند‌خواني، و يا تركيبي از همة آن‌ها انجام پذيرد.در پژوهش حاضر، ما از روشِ گردآوری اطلاعات، یعنی روش اَسنادی (کتابخانه‌ای) استفاده نموده‌ایم.
مبانی نظری تحقیق
چگونه امام خمینی از نظر سیاسی قابل تحریف است ؟
این سوال را در قالب سه سوال فرعی دیگرشامل: سیاست داخلی، خارجی و استکبار ستیزی مورد بررسی قرار می دهیم.
چگونه امام خمینی از نظر سیاست داخلی قابل تحریف است ؟
امام در بعد سیاسی دارای کلامی با صراحت و بدون تفسیر است و در رفتار نیز با عنایت به قران که رحما بینهم و اشدا علی الکفاررا قید می کند حامی ضعفا و مخالف طاغوتیان و مستکبرین بودند و مهمتر اینکه ایشان سعی نمودند تا امت نیز چنین باشد.مواضع سیاسی امام که نشات گرفته از اندیشه اسلامی ایشان است با محوریت خدا، اسلام ناب حول حکومت اسلامی است. لذا مواضع سیاسی امام را می توان به دو بخش داخلی و خارجی تقسیم نمود و آن را نیز به دو بخش قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تفکیک کرده در قالب کلام و سیره امام بیان نمود.که خود شاهدی بر ایستادگی امام طی سال ها مبازه با طاغوتیان با استفاده از همین شیوه است .بعنوان نمونه تاریخی‌ترین متن مبارزاتی امام در 15/2/1323 با موضوع قیام لله، یگانه راه اصلاح جهان است را در ذیل می بینیم:
بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله تعالی: (قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادا)
خدای تعالی در این کلام شریف، از سرمنزل تاریک طبیعت تا منتهای سیر انسانیت را بیان کرده و بهترین موعظه هائی است که خدای عالم از میان تمام مواعظ انتخاب فرموده و این یک کلمه را پیشنهاد بشر فرموده، این کلمه تنها راه اصلاح در جهان است. قیام برای خداست که ابراهیم خلیل الرحمن را به منزل خلت رسانده و از جلوه های گوناگون عالم طبیعت رهانده.
خلیل آسا در علم الیقین زن - ندای لااحب الافلین زن.
قیام لله است که موسی کلیم را با یک عصا به فرعونیان چیره کرد و تمام تخت و تاج آنها را به باد فنا داد و نیز او را به میقات محبوب رساند و به مقام صعق و صحو کشاند. قیام برای خداست که خاتم النبیین صلی الله علیه و آله را یک تنه بر تمام عادات و عقاید جاهلیت غلبه داد و بت ها را از خانه خدا برانداخت و به جای آن توحید و تقوا را گذاشت و نیز آن ذات مقدس را به مقام قاب قوسین اوادنی رساند.( صحیفه نور جلد1 صفحه3)
  امام خمينى در اولين متن سياسى خود - كشف الاسرار در سال 1322 ه.ش. - كه در پاسخ به شبهات كتاب اسرار هزار ساله حكمى زاده منتشر كرد، فجايع سلطنت 20 ساله پهلوى را افشا كرد و با دفاع از اسلام و روحانيت ‏به پاسخگويى به شبهات پرداخت و در همين كتاب ايده حكومت اسلامى و ضرورت قيام براى تشكيل آن را مطرح ساخت. (سایت پرسمان دانشجویی،اندیشه سیاسی امام)
ارديبهشت 1323 ه.ش، امام خمينى نخستين بيانيه سياسى خود را صادر كرد. اين بيانيه، ضمن فراخواندن عالمان مذهبى و جامعه اسلامى به قيام عمومى، بر اين نكته تاكيد مى‏كند كه قيام پيامبران براى تغيير شرايط سياسى و اجتماعى مردم، قيام براى خدا بود اما هنگامى كه قيام براى نفس باشد، نتيجه‏اى جز حاكميت‏ بيگانگان و عوامل آن‏ها مانند رضا شاه بى سواد ندارد.(صحيفه نور، ج 1، ص 3)
اما در ادامه برخی از دیدگاه های امام در موضوعات سیاست داخلی قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهیم:
اسلام:
از مشروطیت به بعد، هرچه جلوتر می آییم، روند اسلام سیاسی را نظرگیرتر و همچنین تأثیرگذارتر می نگریم متفکران دانشگاهی و حوزوی، هریک خدمات شایان اعتنا نمودند. به طوری که اسلام و قرآن، به صورت پناهگاه فکری و روحی جوانانِ نگران و سرگردان و اسیر امواج تبلیغ ایدئولوژیک بیگانه درآمد و آنان را اندک اندک جذب کرد. بی گمان عامل اصلی این جاذبه، حماسه آفرینی نهفته در آموزه های اسلام بود که احیاگران تفکر دینی قرآن به زبانی مناسب زمانه و جامعه خویش عرضه داشته بودند. استخراج فرهنگی-ایدئولوژیک آن روزگاران، از سویی مصونیت در قبال تهاجم فرهنگیِ شرقی و غربی را فراهم آورده بود و از سویی دیگر بسترساز انقلاب و جمهوریت متکی به دین گشته بود. درخشش رهبریِ فکری- سیاسی امام خمینی، سبب شد تا نیروهای پراکنده به وفاق دست یابند و اسلام مبارز را توسعه بخشند. واکنشهای سیاسی امام خمینی در برابر توطئه های تبلیغاتی شاه پیرامون اسلام، به روشنی از اصرار او در ترسیم چهره واقعی و تأثیرگذار اسلام در عینیت جامعه و زندگی حکایت داشت. امام با طرح جامعیت و واقع نگری اسلام، به مقابله با اسلام زدایی از فرهنگ و تمدن ایرانی برخاسته بود. عنایت به اسلام سیاسی یا به عبارتی جهان بینی و ایدئولوژی توحیدی-اجتماعی قرآن کریم، در حقیقت حضور دین را در زمان نشان می داد. چنانکه ... مسأله زنان در روزگار استبداد زده پهلوی، چالشی هراس انگیز پدید آورده بود و تبلیغات رژیم با تکیه بر حقوق آزادی نیم جمعیت ایران، سعی در راندن اسلام به گوشه معابد و مدارس داشت. در مقابل، امام خمینی با شجاعت و صراحت از رابطه اسلام و زنان سخن می گفت و دین را به تعصب و خشونت و ارتجاع نمی آلود. ایشان در این باره چنین گفته اند:
«چنان موضوع آزادی زن را برای مردم مشتبه کرده اند که خیال می کنند اسلام آمده است که فقط زن را خانه نشین کند! چرا با درس خواندنِ زن مخالف باشیم؟ چرا با کار کردنِ او مخالف باشیم؟ چرا زن نتواند کارهای دولتی انجام دهد؟ چرا با مسافرت کردن زن مخالفت کنیم؟ زن چون مرد در تمام این ها آزاد است. زن هرگز با مرد فرقی ندارد. آری در اسلام، زن باید حجاب داشته باشد ولی لازم نیست که چادر باشد، بلکه زن می تواند هر لباسی را که حجابش را به وجود آورد اختیار کند... اسلام می خواهد شخصیت زن را حفظ کند و از او انسانی جدی و کارآمد بسازد... احترام و آزادی که اسلام به زن داده، هیچ قانون و مکتبی نداده است.»
رهبر فقید انقلاب، با تقسیم بندی سیاست –اسلامی یا شیطانی- مقصود خود از مفهوم و فلسفه اسلام سیاسی را بیان می نمود. در این نگاه، هر حرکت صادقانه جمعی که خیرخواهی همگانی را به همراه داشته باشد، مقبول و معقول است. امام با تعریف سیاست در ارتباط با پیشرفت و تعالی مردم، پیامبران و پیروان آنان را سزاوار کار سیاسی تلقی می نمود. به عبارتی دیگر، استبداد و استعمار که می کوشیدند با غیر اجتماعی خواندن اسلام، دین زدایی کنند. در برابر مواضع هوشیارانه امام، سخت دچار درماندگی سیاسی شدند. چرا که نمی توان برخوردهای پیامبر اسلام، و همچنین مقابله موسی و فرعون در قرآن کریم را – که حاکی از نگرش و کوشش جمعی و سیاسی بود- نادیده انگاشت و انکار کرد. از طرفی امام خمینی سعی داشت که کهنه اندیشانِ عافیت طلب را در نزد عوام خلع سلاح نماید. این که می توان سیاسی بود، ولی تابع وحی و رسول اکرم(ص) بود و در جهت مصالح مسلمانان اهتمام ورزید، اهل تحجر را منزوی می ساخت، آنان به گونه ای ترویج می کردند که گویی فقط ستمکاران اهل سیاست بوده و فرمان رانده اند! حال آنکه ایات چشمگیر و فزونی از قرآن، درباره امتها و بیدادگری ها و مجاهدت های انبیا و اولیاست! و از طرفی تاریخ حیاتِ خاندان پیامبر، قبول دعوت سیاسی شهروندان در باب حکومت و عدالت و مشاوره سیاسی و صلح و جنگ و احیاگری مفاهیم ستم ستیزانه دین در قالب دعا و تعلیم را نشان می دهد. امام بر این اساس است که از اسلام سیاسی یا سیاست اسلامی جانبداری می کند:
«سیاست به آن معنایی که این ها[دستگاه تبلیغاتی شاه] می گویند که دروغگویی [است و]... چپاول مردم با حیله و تزویر و سایر چیزها! تسلط [ظالمانه] بر اموال و نفوس مردم! این سیاست هیچ ربطی به سیاستِ اسلامی ندارد. سیاست این است که جامعه را هدایت کند و راه ببرد. تمام مصالح جامعه را در نظر بگیرد و تمام ابعاد انسان و جامعه را در نظر بگیرد... این مختص به انبیا و اولیاست و به تبع آنها به علمای بیدار اسلام.»
بدین سان بدست می اید که مراد از اسلامِ سیاسی، اسلامِ حاضر در عرصه های زندگی می باشد که رستگاری این جهانی و آن جهانی انسان ها را فراهم می آورد. هدایتگری ابراهیم و موسی و هارون و داوود و سلیمان و یوسف و مسیح، -چه در دوران ستم ستیزی و چه در دوران حکومت و مدیریت- خطوط سیاست توحیدی را ترسیم نموده است. بر همین اساس بود که پیامبر اسلام و مولای متقیان، سیاست و جهاد و دفاع از حقوق انسان ها را فریضه الهی می شمردند و مسلمانان را بدان فرا می خواندند. امام خمینی، پرداختن به سیاست یا به سخنی ترویج اسلام سیاسی را تکلیف دینی و ایمانی تلقی می کردند. در حقیقت، این همه از پیوند تنگاتنگ دین و سیاست در اندیشه او حکایت می کرد.( سایت حوزه ، حضور - بهار 1381، شماره 39 - انسان و اسلام از منظر امام خمینی)
از این منظر، اسلام سیاسی حاکی ازبدعت یا ابزارسازی اسلام در جهت کسب قدرت نیست و به سخنی دیگر، سیاست بر اسلام تحمیل نشده است. جوهر دین خداوند، اجتماعی بوده و روشنای جامعه انسانی در پرتو حاکمیت حق و عدل را می طلبد. اگر در پاره ای از زمان ها و مکان ها، سخنی و نشانه ای از اسلام سیاسی یا سیاست و مدیریت اسلامی به چشم نمی خورد، بی گمان بستر مناسبی برای حضور همه جانبه اسلام وجود نداشته است. تکلیف تلقی کردن سیاست و مبارزه برای حاکمیت اسلام، حاکی از قداستِ کوشش اجتماعی در روند چیرگی حق بر باطل می‌باشد. از این رهگذر است که کار سیاسی خالصانه و تأثیرگذار و خیرخواهانه، عبادت خدا شناخته می شود و سیاست عین دیانت یاد می شود. دشمنانِ مسلمانان سعی در تقدس زدایی از سیاست و اسلام سیاسی دارند، تا توفیقی در راندن دین از عرصه جامعه و مدیریت آن به دست آورند. ( سایت حوزه ، حضور - بهار 1381، شماره 39 - انسان و اسلام از منظر امام خمینی)
در ذیل روند فکری امام در قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی پیرامون اسلام را مطالعه می کنید:
اگر اسلام را قبول دارید که ما تبع آن هستیم و اسلام سر منشأ همه آزادی ها، همه آزادگی ها، همه بزرگی ها، همه آقائی ها، همه استقلال هاست، اسلام را قبول دارید، این احکام اسلام است، کجایش ارتجاع است؟ بفرمائید کجای احکام اسلام را آقایان ارتجاع سیاه می دانند؟ بفرمایند بیایند تفاهم کنند،(صحیفه نور جلد 1 صفحه 69)
مهم‏ترين حركت، القاى شعار جدايى دين از سياست است كه متاسفانه اين حربه در حوزه و روحانيت تا اندازه‏اى كارگر شده است تا جايى كه دخالت در سياست دون شان فقيه و ورود در معركه سياسيون، تهمت وابستگى به اجانب را به همراه مى‏آورد...عده‏اى مقدس نماى واپسگرا همه چيز را حرام مى‏دانستند...خون دلى كه پدر پيرتان از اين دسته متحجر خورده است، هرگز از فشارها و سختى‏هاى ديگران نخورده است. (صحیفه نور جلد 21 صفحه 91)
اسلام، احکام اخلاقیش هم سیاسی است. همین حکمی که در قرآن است که مؤمنین برادر هستند. این یک حکم اخلاقی است، یک حکم اجتماعی است، یک حکم سیاسی است... تمام ممالک اسلام باید مثل برادر باشند و اگر توده های کشورهای اسلامی باهم برادر باشند بر همه قدرت های عالم مسلط خواهند شد.( آیین انقلاب اسلامی،       ص 120)
اسلام سیاسی امام کاملا واضح و روشن است، اسلام امام، عبودیت الهی، استکبار ستیزی، استقلال، حمایت از محرومان و... همراه خود دارد. لذاست امام جهت جلوگیری از هر گونه تحریف اسلام آن را به دو بخش اسلام ناب محمدی و اسلام امریکایی تفکیک نموده و در حجم وسیع اطلاع رسانی می نماید. و می فرماید: شما روشنفکرها رشد ندارید که نمی توانید اسلام را ادراک کنید.( صحيفه امام، ج‏9، ص 167)، بنابراین ظاهر کلام امام چون آشکار و واضح است چندان قابل تحریف نیست. اماآنچه که موجبات تحریف را فراهم می آورد: تفسیر به رای نظرات و کلمات امام در عرصه های مختلف از جمله: اجتهاد مجتهدین، تفسیرهای مفسرین، خلط مباحث در گفتار امام، تغییر مفاهیم بر اساس گذر زمان، تغییر در دیدگاه‌ها و رفتارهای افراد بخصوص صاحبان نفوذ است.  همچنین درگیر شدن جامع و اقشار و اصناف مختلف مردم در عرصه روزمره گی و دنیازده گی که موجب فراموشی و از یاد رفتگی مبانی نظری و عملی امام را در پی خواهد داشت. لذا زمینه تحریف یافت شده و از کلام و عمل حق امام مراد به باطل شبه حق می‌شود.

ولایت فقیه:
امام خمینی از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی در مواجهه با جریان های متفاوت سیاسی و فکری ضمن شناخت دقیق آنها راه صحیح و روشن را در پیش پای مردم گذاشته و حتی خطرات اینده را نیز گوشزد نموده اند. از آن جمله موضوع ولایت فقیه است که این جریان فکری را  امام از قبل تا بعد از استقرار نظام مقدس ج.ا.ا دایما دنبال می نمود که نمونه هایی از آن در ذیل آورده می شود:
در آغاز دهه 30، امام خمينى ضمن درس‏هاى فقه خود، به مساله ولايت فقيه نيز پرداخت.ايشان در بحث اجتهاد و تقليد، در تبيين وظيفه مجتهد، فرمودند: يكى از مقامات پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمانرا بودن است.اين منصب در زمان غيبت از آن فقيه جامع الشرايط است. (سایت پرسمان دانشجویی، اندیشه سیاسی امام)
امام كشف الاسرار را در سال 1322 ه.ش. - كه در پاسخ به شبهات كتاب اسرار هزار ساله حكمى زاده منتشر كرد،که در آن مفصل به مجمل حکومت اسلامی و ولایت فقیه پرداخته است.
ديگر عناصر اساسى انديشه سياسى حضرت امام را در كتاب ولايت فقيه يا حكومت اسلامى ايشان مى‏توان يافت كه به صورت سلسله درس‏هايى در سال 1349 در نجف ارايه شده است.هدف اين كتاب، روشن ساختن اين آموزه است كه علما وارثان اقتدار سياسى دوازده امام عليهم السلام هستند.( امام، حكومت اسلامى، ص 33)
موضوع ولايت فقيه، چيز تازه‏اى نيست كه ما آورده باشيم؛ بلكه اين مسأله از اول مورد بحث بوده است. حكم ميرزاى شيرازى در حرمت تنباكو، چون حكم حكومتى بود ... همه علما تبعيت كردند... مرحوم كاشف الغطاء بسيارى از اين مطالب را فرموده‏اند... مرحوم نراقى همه شئون رسول الله را براى فقها ثابت مى‏دانند. آقاى نائينى نيز مى‏فرمايند: اين مطلب از مقبوله عمر بن حنظله استفاده مى‏شود... اين مسأله تازگى ندارد...».(امام خمينى(ره)، ولايت فقيه، ص 113 - 112.)
من به همه ملت، به همه قوای انتظامی اطمینان می دهم که امر دولت اسلامی اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبی بر این مملکت نخواهد وارد شد.( صحیفه نور جلد 9 صفحه 170)
گویندگان و نویسندگان نترسند از حکومت اسلامی و نترسند از ولایت فقیه. ولایت فقیه که آنطور که اسلام مقرر فرموده است و ائمه ما نصب فرموده اند به کسی صدمه وارد نمی کند، دیکتاتوری بوجود نمی آورد، کاری که بر خلاف مصالح مملکت است انجام نمی دهد، کارهائی که بخواهد دولت یا رئیس جمهوری یا کس دیگر بر خلاف مسیر ملت و بر خلاف مصالح کشور انجام دهد، فقیه کنترل می کند، جلوگیری می کند. شما از اسلام نترسید، از فقیه نترسید، از ولایت فقیه نترسید.( صحیفه نور جلد 9 صفحه 171)
نگوئید ما ولایت فقیه را قبول داریم، لکن با ولایت فقیه اسلام تباه می شود. این معنایش تکذیب ائمه است، تکذیب اسلام است و شما من حیث لایشعر این حرف را می زنید(صحیفه نور جلد 9 صفحه 171)
مثلاً طرح می کنند که باید ولایت فقیه مثلاً نباشد این دیکتاتوری است و حال آنکه اگر یک فقیهی یک مورد دیکتاتوری بکند از ولایت می افتد پیش اسلام. اسلام هر فقیهی را که ولی نمی کند، آن که علم دارد، عمل دارد، مشی اش مشی اسلام است، سیاستش سیاست اسلام است، آن را برای این است که یک آدمی که تمام عمرش را در اسلام گذرانده و در مسائل اسلامی گذرانده و آدم معوجی نیست و صحیح است، این نظارت داشته باشد به این امرها نگذارد که هر کس هر کاری دلش می خواهد بکند. اینها گاهی وقت ها با همین صورت سازی که مثلاً می خواهد چه بشود و به دیکتاتوری می رسد و دیکتاتوری عمامه و عصا و نمی دانم از این حرف هائی که تزریق کرده اند به آنها و دیکته کرده اند و اینها هم همان را پس می دهند.(  صحیفه نور جلد 9 صفحه 184)
مخالفین با ولایت فقیه در واقع با اسلام مخالفند:
به حرف های آنهایی که برخلاف مسیر اسلام هستند و خودشان را روشنفکر حساب می کنند و می خواهند ولایت فقیه را قبول نکنند، گوش ندهید. اگر چنانچه فقیه در کار نباشد، ولایت فقیه در کار نباشد، طاغوت است یا خدا یا طاغوت. یا خداست یا طاغوت، اگر به امر خدا نباشد، رئیس جمهور با نصب فقیه نباشد، غیر مشروع است، وقتی غیر مشروع شد، طاغوت است، اطاعت او، اطاعت طاغوت است، وارد شدن در حوزه او وارد شدن در حوزه طاغوت است. طاغوت وقتی از بین می رود که به امر خدای تبارک و تعالی یک کسی نصب بشود. شما نترسید از این چهار نفر آدمی که نمی فهمند اسلام چه است، نمی فهمند فقیه چه است، نمی فهمند که ولایت فقیه یعنی چه. آنها خیال می کنند که یک فاجعه به جامعه است. آنها اسلام را فاجعه می دانند نه ولایت فقیه را. آنها اسلام را فاجعه دانند، ولایت فقیه فاجعه نیست، ولایت فقیه تبع اسلام است. (  صحیفه نور جلد 9 صفحه 253)
مخالفت وکلا با احکام اسلام مخالفت با رأی موکلین است:
چشم هایتان را باز کنید، اهل خبره چشمشان باز کنند. کسانی که با ولایت فقیه مخالفت می کنند، بر خلاف این چیزی که مجلس بنا بود تأسیس بشود، پیش بینی امور را کردم اعلام کردم که مردم جمهوری اسلامی می‌خواهند، جمهوری غربی نمی خواهند، جمهوری کمونیستی نمی خواهند مردم، مردم جمهوری می خواهند. مردم شما را وکیل کردند که جمهوری اسلامی درست کنید. کسی که مخالفت کند با احکام اسلام، مخالفت با جمهوری اسلامی است، مخالفت با رأی موکلین است، آنها شما را وکیل نکردند برای این امر. همه تان هم اگر چنانچه یک چیزی بگوئید که بر خلاف مصالح اسلام باشد، وکیل نیستید، از شما قبول نیست، مقبول نیست. ما به دیوار می زنیم حرفی را که برخلاف مصالح اسلام باشد. آنقدری که شما اختیار دارید در این مجلس این است که جمهوری اسلامی را بر طبق موازین اسلامی پیاده کنید. البته راجع به امور اداریش و اینها نظر دادن هیچ مانعی ندارد، نظر دادن مانعی ندارد، اما اشکال تراشی و این حرف ها به مردم القاء کردن که اگر چنانچه فقاهت در کار بیاید و فقیه باشد، اگر چنانچه ولایت فقیه باشد، یک بساطی لازم می آید و یک بساط دیگر. آقا ما مدت ها زیر بار طاغوت بودیم بس است، ملت ما مدت ها، پنجاه سال بلکه دو هزار و پانصد سال زیر بار طاغوت بود بس است.( صحیفه نور جلد 9 صفحه 254)
میخواهند ولایت فقیه مسأله تشریفاتی باشد:
آقایان بگذارید یک چند وقتی هم مردم الهی بشوند، تجربه کنید، لااقل بفهمید این معنا را که، با تجربه بفهمید که یک ملتی که تا حالا تحت بار طاغوت بوده است حالا هم تحت بار الله باشد، این را تجربه کنید. اگر از اسلام بدی دیدید، بگوئید چه بدی از اسلام تا حالا دیدید، تا حالا که اسلامی در کار نبوده است، در مملکت ما نمی گذاشتند، حالا هم شماها نمی گذارید. آن وقت دشمن ها نمی گذاشتند حالا بعض دوست هائی که معتقد هستند نمی گذارند یا شاید بعضی شان هم دشمن باشند. چرا باید شما بترسید از اینکه یک نفر آدم در مثلاً اطاقش نشسته و یک چیزی می‌توانید، در روزنامه هم درج می کند، اینها نمی دانند اصلاً معنای اسلام چه است اینها مخالف نهضت اسلام هستند، اینها اگر مخالف با رژیم هم باشند، مخالف با اسلام هم هستند، اینها یک چیز دیگری می خواهند، نه رژیم باشد و نه اسلام باشد، یک جمهوری دموکراتیک، دموکراتیک آن هم به آن معنائی که غرب وارد کرده اینجا، به آن معنا که حتی در غرب است، آن جمهموری که در آن دموکراتیک که در غرب هست حتی در ایران نیامده تا حالا، آن وارداتی است. این دموکراتیک که در ایران آمده، آن آزادی و آن نمی دانم استقلال و آن مسائلی که تا حالا آمده، همان هایی بوده است که آریامهر فریاد می کرد تمدن بزرگ و همان بود که همه دیدید این تمدن بزرگ پدر این ملت را در آورد، بس است! کافی است! آریامهر کافی است برای ما تا قیامت. اینقدر تبعیت نکنید از این رژیم، اینقدر تبعیت نکنید از این غربی ها، از این شرقی هاکافی است ظلمی که تاکنون به ما شده است. باز هم باید ما زیر بار ظلم برویم، باز هم از زیر بار اسلام می خواهند خارج بشویم. این یک مسأله تشریفاتی، بله، آقایان بعضی شان می گویند: مسأله ولایت فقیه، یک مسأله تشریفاتی باشد مضایقه نداریم، اما اگر بخواهد ولی دخالت بکند در امور، نه، ما آن را قبول نداریم حتماً باید یک کسی از غرب بیاید ما قبول نداریم که یک کسی اسلام تعیین کرده، او دخالت بکند. اگر متوجه به لازم این معنا باشند، مرتد می شوند، لکن متوجه نیستند. ( صحیفه نور جلد 9 صفحه 254 )
اما با این همه مصداق بارز بجا مانده از امام در قالب عملکرد و بیانات باز هم می توان ابراز نمود که جریان تحریف وجود دارد و این مطلب در سخنان و مواضع خود امام نیز کاملان آشکار و مبین است.
امام معتقد بودند جمهوری اسلامی و مردم گرفتار جریان هائی خواهند بود که در لوای مفاهیم و شعارهای مردم فریب چهره خود را پنهان و با صورت سازی ظاهری تلاش خواهند نمود تا انحراف ایجاد کنند. این جریان ها به اسم آزادی و دموکراسی و پرهیز از دیکتاتوری برخلاف مسیر اسلام حرکت خواهند کرد. با مراجعه به آثار آن بزرگوار «فقط صحیفه نور» دفاع از ولایت فقیه و برخورد با جریان های فکری و سیاسی که عمدتاً از زمان تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی شدت می گیرد را ملاحظه می کنیم که در مقام دفاع، ولایت فقیه را اینگونه عنوان می دارند.
-ولایت فقیه حاکمیت قانون الهی است.
-ولایت فقیه برای مسلمین یک هدیه ای است که خدای تبارک و تعالی داده است.
-ولایت فقیه یک طرح اسلامی است.
-ولایت فقیه تبع اسلام است.
-ولایت فقیه آنقدر بار مترقی دارد که در سایر مواد معلوم نیست مثل آن باشد.
-ولایت فقیه را اسلام و ائمه علیه السلام نصب فرموده اند.
-ولایت فقیه از دیکتاتوری جلوگیری می کند.
-با نظارت ولایت فقیه آسیبی به مملکت وارد نخواهد شد.
-ولایت فقیه با توجه به مصالح مملکت، امور را کنترل می کند.
-ولایت فقیه حکومت قانون است.
امام خمینی مخالفین ولایت فقیه را به دو دسته عمده تقسیم می کنند:
الف: کسانیکه نمی فهمند ولایت فقیه چیست.
ب: کسانیکه با اسلام مخالفند و یا از غربی ها تبعیت می کنند و دشمنانی که دستور دارند مخالفت کنند.
این مخالفین در قالب چند جریان از منظر امام خمینی در صحنه های سیاسی فکری جامعه به ابراز نظر و وجود می پردازند و چند محور عمده را در مخالفت خود عنوان می کنند:
1. اگر ولایت فقیه باشد دیکتاتوری پیش می اید.
2. اگر ولایت فقیه باشد ارتجاع پیش می اید.
3. اگر ولایت فقیه باشد فاجعه پیش می اید.
4. اگر ولایت فقیه باشد اسلام نابود می شود.
نخست جریانی که با ظاهر اسلامی وارد می شوند و ولایت فقیه را دیکتاتوری معرفی می کنند، در نگاه امام در این جریان از هر دو دسته یعنی دوستان ناآگاه و دشمنان حضور دارند. نسبت به دوستان ناآگاه امام معتقدند در اینده جمهوری اسلامی این جریان به صورت اسلامی وارد شده و همان مسائلی را که در زمان حیات مبارک آن حضرت مطرح می کردند را طرح کرده و عنوان می دارند که باید ولایت فقیه نباشد چرا که دیکتاتوری است و باعث نابودی اسلام می شود.( سایت حوزه ، حضور - بهار 1381، شماره 39 - انسان و اسلام از منظر امام خمینی)
 امام خطاب به این جریان می فرمودند: «شما اینقدر اشکال به برنامه های اسلامی نکنید. شمائی که از اسلام هستید لکن از اسلام درست اطلاع ندارید. مسلم هستید لکن از احکام مطلع نیستید. اینقدر کارشکنی نکنید. برخلاف مسیر ملت، برخلاف مسیر اسلام راهی را در پیش نگیرید. گمان نکنید که آن طرحی را که اسلام داده است موجب نابودی اسلام می شود این منطق، منطق آدم ناآگاه است نگوئید ولایت فقیه را قبول داریم لکن با ولایت فقیه اسلام تباه می شود. این معنایش تکذیب ائمه است، تکذیب اسلام است. و شما من حیث لایشعر این حرف را می‌زنید.»(صحیفه نور، ج9، ص170)
همچنین امام در رابطه با جریان دوستان ناآگاه معتقد بودند که بحث و نظر روی امور اداری و نحوه اجراء ولایت فقیه ندارند. اما اشکالتراشی و اتخاذ این فکر که اگر ولایت فقیه باشد بساط دیکتاتوری لازم می اید را رد می کردند و می فرمودند تا حالا که اسلامی در کار نبوده است و دشمنان نمی گذاشتند و حالا هم بعضی دوستهایی که معتقد هستند نمی گذارند... من از خداوند تبارک و تعالی می خواهم که ما را از شر دوست های جاهل و دشمن های شیطان نجات دهد و ما بعد از این گرفتاریم، گرفتار همین دوست ها، دوست های جاهل و دشمنان عاقل(9ص253)
امام در رابطه با دشمنانی که با صورت اسلامی وارد می شوند نیز معتقد بودند که ممکن است با ظاهرسازی و اینکه می خواهند دیکتاتوری نباشد و –دیکتاتوری عمامه و عصا پیش نیاید وارد شده و همان حرف هائی را که به آنها تزریق کرده اند و دیکته نموده اند را پس دهند. لذا به جامعه اسلامی –می فرمودند شما از این به بعد مبتلا به این مسائل هستید و باید به هوشمندی و با مطالعه و با مشورت بین خودتان افرادی را که می بینید یا به اسم آزادی که آزادی خاص و دلبخواهی است و یا به اسم دموکراسی و امثال ذلک الفاظ جالبی که در هیچ جای دنیا معنایش پیدا نشده است و هرکس برای خودش معنائی می کند در این طور چیزها گرفتار هستید و شما باید به کمال توجه مقابله کنید(9ص183)
دوم جریانی که در قالب روشنفکری وارد شده و ولایت فقیه را فاجعه معرفی می کند و آنرا ارتجاع می نامد.
امام نسبت به این دسته از روشنفکران می فرمودند که این روشنفکرهای ما-نمی فهمند که ولایت فقیه یعنی چه؟ آنها ولایت فقیه را ارتجاع می دانند. برای اینکه یک طرح اسلامی است و آنها از اسلام می ترسند و اسلام را ارتجاعی می دانند و چون جرئت نمی کنند به اسلام بگویند ارتجاعی است. با این بیان که این ها می خواهند ما را به 1400 سال پیش برگردانند. مقصود خود را بیان می کنند، هر کلمه ارتجاع که می گویند اگر دلشان را بشکافید برمی‌گردد به اینکه اسلام ارتجاعی است، این ها خدا را مرتجع می دانند. (صحیفه نور10/155)
باید از همین هائی که در ایران هستند و به اسم روشنفکر یا به اسم نویسنده و امثال ذلک هستند و خرابکار هستند این برچسب ها را قبول کنیم. چاره نیست که ما تحمل کنیم بر چسب ارتجاع را ما ارتجاعی هستیم که دست خائنان را از مملکت قطع کردیم و ما ارتجاعیون آزادی را به مملکت برگرداندیم. و ما ارتجاعیون استقلال را به مملکت خودمان برگرداندیم. ما ارتجاعیون آزادی به همه قشرها دادیم.( صحیفه نور10/125)
این ارتجاعی بود که دست خیانتکارها را از این مملکت برید و این ها این مسئله را ارتجاعی می دانند. این ارتجاعی بود که شما را به سرنوشت خودتان حاکم کرد (صحیفه نور10/156)
انگیزه مخالفت جریان ها با ولایت فقیه با آنچه که از صحیفه نور برداشت می شود عبارتست از اینکه دشمنان چه آنهائی که با ظاهر اسلامی وارد می شوند و چه آنهائی که در قالب روشنفکری به ابراز وجود می پردازند هدف اصلی و اساسیشان مخالفت با اسلام است و دوستان ناآگاه نیز چه آن هایی که ظاهر اسلامی دارند و چه آن هایی که روشنفکرند با هدف پیروی از مناسبات دنیا و غرب گرائی و تبعیت از اندیشه های آنها به مخالفت برمی خیزند.
حضرت امام در مقابل هر چهار دسته از این دو جریان ایستاده و ضمن دفاع محکم و متین از ولایت فقیه، مردم و جامعه را مخاطب قرار داده و به روشنگری می پردازند و در عین حال چهره مخالفین را نیز می شناسانند. امام در مقام دفاع از ولایت فقیه می فرمایند ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده است. و همان ولایت رسول الله است.( صحیفه نور10  /26)
و امام اینگونه افشاگری می کند و امت را هوشیار می نماید و درباره اصل ولایت فقیه در قانون اساسی می‌فرمایند:
 در این قانون اساسی که اینقدر احتیاط کاری هم شده، آقایان هم اینقدر احتیاط کاری کرده اند که یک دفعه مردم بیایند خودشان تعیین کنند یک خبره هائی را. (صحیفه نور 11ص38)
اینکه در قانون اساسی یک مطلبی ولو به نظر من یک قدری ناقص است و روحانیت بیشتر از این در اسلام اختیارات دارد و آقایان برای اینکه خوب دیگر خیلی با این روشنفکرها مخالفت نکنند یک مقداری کوتاه آمدند. این که در قانون اساسی هست این بعضی شئون ولایت فقیه است نه همه شئون ولایت فقیه و از ولایت فقیه آنطوری که اسلام قرار داده است به آن شرایطی که اسلام قرار داده است هیچکس ضرر نمی بیند... ولی امر اگر یک کلمه، یا یک قدم برخلاف بردارد آن ولایت را دیگر ندارد. با همین ماده ای که در قانون اساسی است که ولایت فقیه را درست کرده این استبداد را جلویش را می گیرد. (صحیفه نور 11ص133)
و نیز می فرمایند:
ولایت مطلقه که از جانب خدا به نبی اکرم(ص) واگذار شده و اهم احکام الهی است و بر جمیع احکام فرعیه الهیه تقدم دارد و اختیارش از چهارچوب احکام فرعیه الهیه فراتر است چرا که اگر اختیارات حکومت در چهارچوب احکام فرعیه الهی باشد باید عرض حکومت الهیه و ولایت مطلقه مفوضه به نبی(ص) یک پدیده بی معنی و محتوا باشد چونکه هیچکس نمی تواند ملتزم به پیامدهای آن باشد مثل خیابان کشی که مستلزم تصرف در منزلی است یا حریم آن است، در چهارچوب احکام فرعیه نیست، نظام وظیفه و اعزام الزامی به جبهه ها و جلوگیری از ورود و خروج ارز و جلوگیری از ورود یا خروج هر نحو کالا و منبع احتکار در غیر دو سه مورد-گمرکات و مالیات- و جلوگیری از گران فروشی، قیمت گذاری و جلوگیری از پخش مواد مخدر و منبع اعتیاد به هر نحو غیر از مشروبات الکلی، حمل اسلحه به هر نوع که باشد و صدها امثال آن...
حکومت که شعبه ای از ولایت مطلقه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است یکی از احکام اولیه اسلام است و مقدم بر تمام احکام فرعیه حتی نماز و روزه و حج است حاکم می تواند مسجد یا منزلی را که در مسیر خیابان است خراب کند و پول منزل را به صاحبش رد کند حاکم می تواند مساجد را در موقع لزوم تعطیل کند و مسجدی که قرار باشد در صورتی که رفع بدون تخریب نشود خراب کند حکومت می تواند- قراردادهای شرعی را که خود با مردم بسته است در موقعی که آن قرار داد مخالف- مصالح کشور و اسلام باشد یک جانبه لغو کند و می تواند هر امری را چه عبادی یا غیرعبادی که جریان آن مخالف مصالح اسلام است از آن، مادامی که چنین است جلوگیری کند حکومت می‌تواند از حج که از فرائض مهم الهی است در مواقعی که مخالف کشور اسلامی دانست موقتاً جلوگیری کند (صحیفه نور 20ص170)
امام در مقام روشنگری و هدایت مردم و شناساندن چهره مخالفین به مقابله با این جریان برخاسته و زوایای مختلف آن را نشان می دهند و می فرمایند:
این ها از اسلام متنفرند. این ها باید بفهمند تا این محراب و منبر هست و تا این خطابه خوان ها و این اسلام و مسلمین و این بازار مسملین و این جوان ها هستند-نمی توانند کاری بکنند(10ص26) این ها از ولایت رسول الله می‌ترسند شما-بدانید که اگر امام زمان سلام الله علیه حالا بیاید باز این ها مخالفند با او. (صحیفه نور 10ص26)
اینها اگر یک رئیس جمهور غربی باشد همه اختیارات دستش بدهند هیچ مضایقه ندارند و اشکالی نمی کنند (صحیفه نور 10ص53)
همین آقایانیکه فریاد می زنند که باید دموکراسی باشد باید آزادی باشد همین آقایان می نشینند دور هم و یک چیزی پیش خودشان می گویند و می خواهند تحمیل کنند به یک ملت این ها از نظارت فقیه در امور می ترسند. می گویند قدرتمند می شود فقیه که قدرتمند شد هرج و مرج می شود لیکن مضایقه ندارند که مثلاً یک قدرتی دست نخست وزیر باشد. یک قدرتی دست رئیس جمهور باشد ممکن مسلم نباشد، غربی باشد، هرچه می خواهد باشد (صحیفه نور 10ص34)
این آقایانیکه می روند سراغ اینکه ببینیم چطور یک چیزی باشد. پسند غرب باشد. پسند غرب این است که ما همه چیزمان را تقدیمشان بکنیم و بی چون و چرا. این، پسند غرب است اگر آقایان این را می خواهند این پسند ملت ما نیست. و اگر آقایان یک چیزی خیال می کنند که در غرب خبری است بدانند که در غرب خبری نیست جز جنایت، جز خیانت، من ملتشان را نمی گویم، الان غرب یعنی دولت هایشان در هر صورت من خواهش می کنم از این آقایان از این هائی که یا روشنفکرند و یا خودشان را به روشنفکری می زنند که اینقدر با سرنوشت یک ملت بازی نکنند. (صحیفه نور 10ص193)
و در آخر امام تاکید می کنند که :
به حرف های آن هائیکه برخلاف مسیر اسلام هستند و خودشان را روشنفکر حساب می کنند و می خواهند ولایت فقیه را قبول نکنند گوش ندهید. شما نترسید از این چهار نفری که نمی فهمند اسلام چه است، نمی فهمند فقیه چه است، نمی فهمند ولایت فقیه یعنی چه، آنها خیال می کنند که یک فاجعه به جامعه است آنها اسلام را فاجعه می دانند نه ولایت را. (صحیفه نور 9ص248)
بنابر آنچه که گذست، ترس خطر تحریف توسط امام در زمان حیات و حتی بعد از خودشان کاملا قابل برداشت می باشد. لذا امام توصیه می نمایند که :
دست بردارید از حرفها و از این توطئه ها و از این غلط کاری ها برگردید به دامن همین ملت (صحیفه نور 10ص29)
 قلمهای شما از تفنگهای آن دموکراتها به اسلام بیشتر ضرر دارد نطق های شما به اسلام ضررش بیشتر از آن توپهائی است که آنها به جوانان ما می بندند و تفنگهایی که آنها می بندند، ضررش به اسلام بیشتر است برای اینکه آنجا دشمن معلوم است و شما بصورت مخفی به میدان می آئید قلم های شما از سرنیزه های رضاخان بدتر است برای اسلام و شما مضرتر هستید از رضاخان و محمد رضا برای اسلام برای اینکه آنها معلوم بود مخالف هستند و مردم می‌شناختند آنها را، مخالفت می کردند با آنها مقاومت می کردند. شما در پوشش اسلام برخلاف اسلام دارید عمل می‌کنید (صحیفه نور 10/27)
آقایان بیدار باشند ملت بیدار باشند این منحرف ها در کنار نشسته اند و با هم دارند مجتمع می شوند و می‌خواهند ملت ما را منحرف کنند و نهضت ما را این ها خیال دارند سرکوب کنند. ولکن بدانید که نمی توانند و همه آنها با تمام طوائفشان یک عده محدودند، مردم همان مردمند بیخود این ها زحمت به خودشان ندهند ملت همان ملت است. بازار همان بازار است، دانشگاه همان دانشگاه است. مدارس علمی همان مدارس علمی است. خطبا همان خطبا هستند علمای بلاد ما همان علمای بلاد هستند هیچ تزلزلی در آنها حاصل نشده است...بیخود آبروی خود را نبرید. بیخود هی مقاله ننویسید، بیخود هی صحبت نکنید من توصیه می کنم به شماها اینقدر اجتماع نکنید اینقدر حرف نزنید هر روزی یک چیزی درست کنید و هر روز یک کاغذ بنویسید و هر روز یک نشریه ای بدهید نه این ها غلط است... بازی نخورید از این حرفهای نامربوطی که می زنند و از هر طرف حمله کرده اند به اینکه اسلام را از بین ببرند و از هر طرف حمله کرده اند به اینکه این نهضت را از بین ببرند گاهی روحانیتش را از بین بردند، گاهی چه، روحانیون بودند که شما را آزاد کردند حالا قلمهایتان را به ضد روحانیون قلمفرسایی می کنید، شما کجا بودید آنوقت که روحانیون حبس می رفتند. حالا سر درآوردید و حرف می زنید. (صحیفه نور 10ص32)
امام آنچنان این بحث را طی ده سال رهبری خویش مطرح و عمومی نمودند که دیگر نمی توان حکومت اسلامی بدون ولی فقیه را در نظر امت تایید نمود. لکن در اینجا خطرات تحریف شامل یک فعالیت ترکیبی همانند:  گذر زمان، تحمیل فشارهای اقتصادی و اجتماعی به جامعه برای پشیمان نمودن مردم از حاکمیت ولی فقیه  و یا ایجاد مشکل بر شخص و شخصیت ولی فقیه حاضر و یا برتری دادن شورای رهبری بجای ولی فقیه را قید نمود. که می تواند توسط دشمن خارجی، دشمنان داخلی،  افراد و گروه های وابسته به جبهه دشمن ، یا خود باختگان در برابر دشمن و یا دلبستگان به دنیا، که در قالب افراد صاحب منصب، اشخاص ذی نفوذ و یا برخی جناح های سیاسی باشند، صورت بگیرد.

قانون:
امام خمینی جایگاه قانون و اهمیت قانون گرایی را می‌نمایاند و سیره و روش پیامبر اکرم(ص) و امیرمومنان(ع) را در رعایت دقیق قانون، اولین و مستحکم‌ترین دلیل و روش عینی برای قانون گرایی زمامداران می‌داند. (سایت اندیشه، تاریخ انتشار در سایت: ۲۷ دی 1389)
حضرت امام خمینی در عمل ثابت کرد که چگونه می تواند مردی الهی در رأس حکومت قرار گیرد و در عین حال، از هر نوع عنوان و تشریفات دور شود؛ خود را خادم مردم بداند، بالاترین افتخار را اجرای حکم الهی و خدمت به ملت به شمار آورد و کوچک ترین استفاده ناحق و نامناسب از امکانات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را برای خود و منسوبانش روا ندارد و در یک کلام، مطیع صرف قانون خدا شود.

از دیدگاه امام خمینی :
حکومت اسلام، حکومت قانون است. اگر شخص اول مملکت ما در حکومت اسلامی یک خلاف بکند، اسلام او را عزلش کرده است. یک ظلم بکند، یک سیلی به یک کسی بزند، ظلم است؛ اسلام او را عزلش کرده و او دیگر قابلیت از برای حکومت ندارد؛ زیرا این کار او دیکتاتوری است. حاکم؛ یعنی شخص اول مملکت، اگر یک کسی یک چیزی داشته باشد از او، پیش قاضی می رود و او را حاضرش می کند و او هم حاضر می شود، این وظیفه است. حضرت امیر این کار را کرد. یک همچنین حکومتی می خواهیم؛ حکومت قانون. قانون؛ یعنی آن قانون، آن هم قانون مترقی اسلام.(سایت حوزه، طوبی - خرداد 1386، شماره 18 - قانون گرایی با تأکید بر سیره امام خمینی )
برای امام که به ماوراء الطبیعه و ساختن انسان الهی نظر داشت، ایجاد نظم و عدل، مقدمه پرورش انسان مهذب بود. البته از نظر امام خمینی ، قانون به تنهایی برای تربیت انسان ها کافی نیست و نمی تواند سعادت کامل بشر را فراهم کند، بلکه قانون باید اجرا نیز شود. امام خمینی در این باره می فرماید:
اصولاً قانون و نظامات اجتماعی، مجری لازم دارد؛ در همه کشورهای عالم و همیشه این طور است که قانون گذاری، به تنهایی فایده ندارد و قانون گذاری، به تنهایی سعادت بشر را تأمین نمی کند. پس از تشریع قانون، بایستی قوه مجریه ای به وجودآید. قوه مجریه است که قوانین و احکام دادگاه ها را اجرا می کند و ثمره قوانین و احکام عادلانه دادگاه ها را عاید مردم می سازد. به همین جهت، اسلام همان طور که قانون گذاری کرده، قوه مجریه هم قرار داده است. .(سایت حوزه، طوبی - خرداد 1386، شماره 18 - قانون گرایی با تأکید بر سیره امام خمینی)
حضرت امام خمینی در کشف الاسرار تأکید می کند که تنها قانونی که خدای آگاه از جهان و انسان و مصالح و سعادت آدمی وضع کرده است، شایستگی پیروی دارد. این بزرگوار می فرماید:
بدانید که قانون گذار باید کسی باشد که از نفع بردن و شهوت رانی و هواهای نفسانی و ستم کاری برکنار باشد و درباره او احتمال این گونه چیزها ندهیم و آن، غیر خدای عادل نیست. .(سایت حوزه، طوبی - خرداد 1386، شماره 18 - قانون گرایی با تأکید بر سیره امام خمینی)
اینقدر ضعیف النفس نباشید، ما قانون غنی داریم، ما قانون الهی داریم. ( صحيفه امام، ج‏9، ص 167)
بر این اساس است که  امام قبل و بعد از استقرار حکومت اسلامی تاکید بر وضع قانون الهی دارد
غیر از قانون الهی چیزی نباید حکومت کند( صحیفه نور ج 6 ص 79)  

ضرورت رعایت مقررات و قانون:
امام خمینی معتقد بود که پای بندی به قانون در هر حالی، حتی در صورت مخالفت باطنی داشتن با آن، برای ایجاد نظم و ثبات در هر جامعه ای، ضروری است.
«پای بندی حضرت امام به قوانین و مقررات تا آن جا بوده است که به صرف مشروعیت نداشتن نظام یا حکومتی، بی نظمی یا شکستن قانون و مقررات درون آن را جایز نمی شمرد. به همین جهت، حضرت امام به مقلدین خود که پرچم مبارزه را در دوران طاغوت به دوش می کشیدند، اجازه تصرف خارج از ضوابط و مقرارت درباره اموال و دارایی های دولت در رژیم طاغوتی شاه را نمی داد. ایشان به عناصر انقلابی خارج از کشور هم که استدلال می کردند اروپایی ها و امریکایی ها با غارت و استعمار ملت ما این همه امکانات فراهم کرده اند، اجازه تقلب در پرداخت هزینه های تلفن عمومی و نپرداختن بلیط وسایل نقلیه را نمی داد. در پاریس وقتی ملاحظه فرمود، گوسفندی را برخلاف قوانین و مقررات شهرداری ذبح کرده اند، از گوشت آن گوسفند استفاده نکرد»..(سایت حوزه، طوبی - خرداد 1386، شماره 18 - قانون گرایی با تأکید بر سیره امام خمینی)
اگر به قوانین اسلام شما اعتقاد دارید این قوانین اسلام و اگر به قوانین اساسی، به قانون اساسی شما اتکاء دارید، قانون اساسی مردم را آزادی داده است در مسکن، در کارهای خودش، در مالش، در جانش آزادی داده، از این زورگویی ها قانون منع کرده است. ما می گوئیم شما آقا بیائید به قانون عمل کنید، می گذاریم قانون را زمین، شما یک نماینده ای بفرستید ما هم یک نماینده ای می فرستیم، قانون اساسی را می گذاریم زمین، شما که می گوئید ما قانونی هستیم، دموکرات هستیم، شما که می گوئید که ما جلو رفته هستیم، مترقی هستیم، این قانون اساسی ماست، می گذاریم زمین، به قانون اساسی عمل کنید اگر ما حرفی زدیم. به این متمم قانون اساسی شما عمل کنید که علمای اسلام در صدر مشروطیت جان دادند برای گرفتن این و رفع کردن اسارت ملت ها، شما بنشینید به این قانون اساسی عمل کنید. قانون اساسی مطبوعات را آزاد کرده است، شما آزاد می کنید؟! ما مرتجعیم که می گوئیم بگذارید به قانون اساسی عمل بشود؟! بگذارید مطبوعات آزاد باشد؟! بگذارید که این مطبوعات روی عقیده خودشان چیز بنویسند؟! گر چه همه شان خبیث هستند لکن با جمیع خباثتشان باز نمی خواهند اینقدر سمپاشی کنند. (صحیفه نور جلد 1 )
   تمام قوانینی که در این پنجاه سال گذشته است و تمام مجالسی که در این پنجاه سال تاسیس شده است هیچ یک از اینها مطابق قوانین نبوده. هیچ مجلسی تاکنون ما نداشتیم که موافق قوانین باشد، حتی در اوایل سلطنت رضاخان که یک قدری قدرتش کم بود، در تهران فقط که مرکز بود یک آزادی به مردم داده بودند، یک آزادی فی الجمله که وکلائی تعیین کنند و آن وکلای تهران بودند که مخالفت می کردند، مثل مرحوم مدرس و یک عده ای که تبع ایشان بودند.( صحیفه نور جلد 4 صفحه 118 )
تأكید امام بر مساوات همه اقشار و اصناف در برابر قانون اعجاب برانگیز است:
قانون كه همه بدون استثنا بایستی از آن پیروی و تبعیت كنند. حكم الهی برای رئیس و مرئوس متبع است, یگانه حكم و قانونی كه برای مردم متبع و لازم الاجرا است, همان حكم و قانون خداست(. موسسه تنظیم ونشر آثار امام خمینی، ولایت فقیه, ص34ـ 35.)
فرقی ما بین اشخاص نیست در قانون اسلام, فرقی میان گروه ها نیست.( صحیفه نور, ج9, ص42.)
همه باید مقید به این باشید كه قانون را بپذیرید ولو برخلاف رأی شما باشد. باید بپذیرید برای این كه میزان اكثریت است.( صحیفه نور, ج14, ص244)
ما در حقوق مساوی هستیم و قانون هم که انشاءالله بعد به تصویب ملت می خواهد برسد، در قانون هم همه اقشار حقوقشان ملاحظه شده است و اقلیت های مذهبی، نسوان و دیگر اقشار همه حقوقشان ملاحظه شده است و هیچ فرقی مابین گروه و گروهی در اسلام نیست فقط به تقوا و به اتقاء به علی الله تعالی فرق است.( صحیفه نور جلد 5 صفحه 238)
امام، قانون و مجلس شوراي اسلامي:
مرکز همه... قانونها و قدرتها مجلس است، همه روي قانون عمل کنند. اين قانوني که ملت برايش راي داده است. قانون براي مجلس حدود معين کرده تخلف از اين حدود نشود.(صحيفه نور،ج14)
امام. قانون و شوراي نگهبان:
شما روي مواضع اسلام قاطع بايستيد در محدوده قانوني خودتان عمل کنيد نه يک قدم زياد و نه يک قدم کم.(صحيفه نور،ج19،ص51)
امام خمینی: غلط می کنی قانون را قبول نداری!
در حکومت اسلامی که قوانین آن در مجلس شورای اسلامی تصویب و در شورای نگهبان که نمایندگان ولی فقیه در آن حضور دارند تایید می شود، قانون به منزله تنها یک متن نوشته شده برای اجرا نیست که در صورت عدم اجرای آن فرد یا سازمان متخلف مورد جریمه و بازخواست و پیگیری قرار گیرند، بلکه قانون به منزله حکمی است که پس از تایید نمایندگان رهبری، قالبی شرعی به خود می گیرد که سرپیچی از آن می تواند موجب معصیت باشد.(سایت الف، هادی شریفی، 7 بهمن 91 ،تاریخ انتشار : شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱)
  کسانيکه ميخواهند قانون را بشكنند اينها ديکتاتوراني هستند که به صورت اسلام پيش آمده اند يا به صورت آزادي و امثال اينها(کوثر،ص268)
بعد از اينکه يک چيزي قانوني شد، ديگر نق زدن در آن اگر بخواهد مردم را تحريک بکند مفسد في الارض است و بايد دادگاهها با او عمل بکنند.(صحيفه نور،ج14،ص603)
امام و رای مردم در قانون :
به دلیل اینکه اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران مسلمانند لذا بدیهی است با سقوط این رژیم به چیزی جز یک نوع حکومت اسلامی راضی نمی شوند.(ج1ص279)
تعیین سرنوشت مملکت و حفظ منافع ملت با نظارت و شرکت آنان در انتخابات خواهد بود.( صحیفه نور جلد 4 صفحه 122 )
در شهرستان های دیگر وکلا را خودشان تعیین می کردند و خودشان هم آرا برای مردم درست می کردند و خودشان آرا را می ریختند در صندوق و هر چه بود دست خودشان، دست فرماندارهائی که در آنجا یا ارتشی که در آنجا بود یا شهربانی هائی که بودند که همه عمال خودشان بودند، آرا را شب ها درست می کردند و پر می کردند این صندوق ها را از آراء آنی را که دلشان می خواست.( صحیفه نور جلد 4 صفحه 118)
ما آمدیم چندین درجه پائین. و ما مطابق میل آقایان رفتار کردیم، زیادتر، برای اینکه ما یک دفعه یک مجلسی درست کردیم با آراء مردم که، بیایند بگویند آرا کجایش زور بوده است؟ کجا فشار آورده اند؟ یک نظامی را گذاشته اند آنجا که تو باید این طوری رای بدهی؟ یا یک صندوقی را بردند و خلافش کرده اند؟ بیایند بگویند هر جا هست باطلش می کنیم. ( صحیفه نور جلد 9 صفحه 127)
این اهانت به یک ملت نیست که بگویند که همه تان خوب این که با آراء ملت چه شده است، رئیس جمهورش با آراء ملت شده است و مجلس شورایش هم به آرا ملت شده است و وزرائش هم به واسطه با آراء ملت شده است. آیا ملت ما همه سرشان همین درد می کرد که یک جوان هائی را بدهند و یک معلولین و مجروحین را به جا بگذارند و یک رژیم شاهنشاهی را به یک رژیم شاهنشاهی تبدیل کنند؟( صحیفه نور جلد 14 صفحه 83)
این است توصیه امام پیرامون عمل به قانون :
اگر ميخواهيد از صحنه بيرونتان نکنند، بپذيريد قانون را.(صحيفه نور،ج14،ص603)
امام در بحث قانون تلاش کردند تا ، با کلام و با سیره خود راه فرار از قانون را مسدود نمایند، لاکن وجود خاصیت تفسیر در قانون، شمولیت گذشت زمان بر برخی قوانین،  وجود حجم زیاد قوانین و دخالت هوای نفس بخصوص در مسولین، توجه صرف به جناح بندی های سیاسی در مجلس و دولت، همچنین ضعف در اجرای قوانین در سطوح مختلف کشور  و  از این دست موارد موجبات تحریف قانون در منظر امام را فراهم می آورد.

دولت:
عمده ترين هدف دولت و حكومت از ديدگاه اسلام ـ كه به نحوي در انديشه حكومتي حضرت امام نيز انعكاس يافته است ـ همانا تأمين سعادتمندي انسان در دو بعد مادي و معنوي است. از اين رو دولت اسلامي موظف است تمامي توان و امكانات خود را در راستاي ايجاد زمينه هاي رشد، صلاح و سعادتمندي انسان در دو حوزه دين و دنيا فراهم سازد.( سایت مركز پژوهشهاى اسلامى صدا و سيما،  کتاب، ويژه نامه سياسي هفته دولت ، تیر 1377)
حضرت امام با غیر قانونی دانستن حکومت استبدادی پهلوی و در ادامه با مطرح ساختن ایده و تئوری حکومت اسلامی ضمن مد نظر قرار دادن روش حکومتی پیامبر و بویژه امام علی(ع) و دفاع منطقی از آن در طول  سال ها  مبارزات خستگی ناپذیر و دعوت از مردم در طول سخنرانیها و نوشته های خود، برای عملی ساختن و اجرای چنین هدفی، تلاش بی وقفه ای را در این زمینه بکار گرفتند که سرانجام آن موفقیت در برپایی حکومت جمهوری اسلامی و سرنگونی حکومت دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی بود. که نمونه هایی از آن در ذیل آورده شده:
من به دستگاه جابره اعلام خطر می کنم، من به خدای تعالی، از انقلاب سیاه و انقلاب از پایین نگران هستم، دستگاه ها با سوء تدبیر و با سوءنیت گویی مقدمات آنرا فراهم می کنند. من چاره در این می بینم که این دولت مستبد به جرم تخلف از احکام اسلام و تجاوز به قانون اساسی کنار برود و دولتی که پای بند به احکام اسلام و غمخوار ملت ایران باشد بیاید. بار الها! من تکلیف فعلی خود را ادا کردم.  (صحیفه نور جلد 1 صفحه 28 ) 
شماها را نصیحت می کنیم که آقا شما دولت اسلام هستید، هیأت حاکمه بر مسلمین به اصطلاح هستید، شما عزیز باشید، آقا باشید، بزرگ باشید، استقلال را حفظ کنید، تبعیت را دست بردارید، دستتان را برای چهار دلار دراز نکنید، هر جلسه ای که شما تشکیل می دهید هی می گوئید دلار بده، ما با این چیزها مخالفیم، اگر این ارتجاع است ما مرتجعیم و اگر آن تمدن است شما متمدنید (صحیفه نور جلد1 صفحه 69 )
 جناب آقای هویدا لازم است نصایحی به شما بکنم و بعضی از گفتنی ها را تذکر دهم، چه مختار در پذیرش آن باشید یا نه. در این مدت طولانی که به جرم مخالفت با مصونیت آمریکائی ها که اساس استقلال کشور را در هم شکست، از وطن دور هستم و برخلاف قانون شرع و قانون اساسی در تبعید به سر می برم، مراقب مصیبت هائی که به ملت مظلوم و بی پناه ایران وارد شود، بوده ام و از آنچه به این ملت اصیل از ظلم دستگاه جبار می گذرد کم و بیش مطلع شده و رنج برده ام.
موجب کمال تأسف است که نغمه ناموزون اصلاحات شماها تقریباً از حدود تبلیغات رادیو و روزنامه های غیر آزاد و بعضی نوشته های مشحون به گزافه تجاوز ننموده و هر روز بر فقر و بیچارگی ملت افزوده می شود و ورشکستگی بازار و بازرگانان محترم روزافزون است. نتیجه این همه هیاهو و تبلیغات سر تا پا گزاف، بازار سیاه برای اجانب است و ملت را به حالت فقر و عقب افتادگی به اسم ملت مترقی، نگهداشتن است. حکومت پلیسی شما و اسلاف شما به خواست آنان که می خواهند ملل شرق به حال عقب افتادگی باشند، حکومت قرون وسطائی، حکومت سرنیزه و زجر و حبس، حکومت اختناق و سلب آزادی، حکومت وحشت و قلدری است. به اسم مشروطیت، بدترین شکل حکومت استبداد و خودسری و با نام اسلام، بزرگترین ضربه به پیکر قرآن کریم و احکام آسمانی است. با اسم تعالیم عالیه اسلام، یک یک احکام اسلام را زیر پای گذاشته و اگر خدای نخواسته فرصت یابید، خواهید گذاشت و با گزافه دعوی تعالی و ترقی، کشور را به حال عقب افتادگی نگه داشته اید. اینها حقائق تلخی است که باید دنیا را مطلع کنم و انگشت روی بعضی بگذارم تا آنها که غافل هستند یا تغافل می کنند، احساس وظیفه کنند و از ریاکاری ها و سالوس بازی های شما گول نخورند. (صحیفه نور جلد1 صفحه 133 )
امام خمینی با بیان اینکه رژیم اسلامی یک رژیم مردمی است که از سیره حضرت علی(ع) در حکومت پیروی می کند مسئولین را به عبرت گیری از سرنوشت رژیم های ضد مردمی فراخواندند و عناصر دخیل در یک حکومت دینی را بیان داشتند:
«در رژیم اسلامى شاید در رأس برنامه همین تفاهم ما بین دولت و ملت باشد. یعنى نه‏ دولت خودش را جدا مى‏داند و بخواهد تحمیل بکند و مردم را تهدید بکند، ارعاب بکند، اذیت بکند؛ و نه مردم در صدد این بودند که دولت را تضعیف بکنند یا فرار بکنند از مقررات دولتى. اسلام وضعش از اول این طور بوده است که آن حاکمش که رأس بوده است، در زندگى، در معاشرت، در اینها، با مردم یا پایین تر بوده است، یا همان جور .... لکن حکومتها خودشان را جدا ندانند از مردم. رؤسا این طور نباشد که بروند هر کس در هر جایى یک ریاستى داشت بخواهد اعمال قدرت بکند؛ اعمال ریاست بکند؛ مردم را پایین تر بداند؛ با مردم رفتارى بکند که رفتار یک مثلًا زورمند خیلى کذا است با دیگران... من امیدوارم که بشود ان شاء اللَّه. یک صبغه اسلامى پیدا بکند. یک شبیهى؛ یک قدرى شباهت به حکومت اسلام باشد. و اگر باشد- امیدواریم که بشود همه ‏اش، اما هر چه بتوانیم، اگر بشود، یک مملکت آرامى که هیچ کس به این فکر نیست که به دیگرى تعدى بکند. نه دولت به ملت؛ نه ملت به دولت»( پرتال اطلاع رسانی آثار امام، کد مطلب: 53977 ، تاریخ: 30/03/1394)

وظايف دولت در برابر مردم از دیدگاه امام امت :
احترام به آراء ملت:
يكي از حقوق اساسي مردم كه دولت و دولتمردان در نظام ديني موظف به رعايت و تحقق آن هستند، توجه به آراء ملت و احترام به نظريات و افكار توده هاي مردم است. اين مسئله به مناسبت هاي مختلف در بيانيّه ها و اظهارات امام عنوان شده و مورد تأكيد قرار گرفته است: ( سایت مركز پژوهشهاى اسلامى صدا و سيما،  کتاب، ويژه نامه سياسي هفته دولت ، تیر 1377)
«حكومت جمهوري اسلامي مورد نظر ما، از رويه پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و علي(ع) الهام خواهد گرفت و متّكي به آراء عمومي ملت مي باشد و نيز شكل حكومت با مراجعه به آراء ملت تعيين خواهد گرديد.» (صحیفه نور جلد3 صفحه 27)
و در جاي ديگر با عنايت به جايگاه خاص مردم و احترام به آراي آنها، تبعيّت از رأي ملت را وظيفه دولت دانسته، مي فرمايند:
«ما تابع آراء ملت هستيم. ملت ما هر طوري رأي داد ما هم از آنها تبعيت مي كنيم. ما حق نداريم، خداي تبارك و تعالي به ما حق نداده است، پيغمبر اسلام به ما حق نداده است كه ما به ملت مان يك چيزي را تحميل كنيم.» (صحیفه نور جلد10 صفحه 181)

تأمين استقلال و آزادي :
استقلال در برابر نيروهاي خارجي و بيگانه، حاكميّت داخلي مستقل بر اساس ارزش ها و معتقدات مكتبي مردم و تأمين آزادي هاي سياسي، اجتماعي و... از حقوق مسلّم و اساسي تمامي جوامع و انسان ها است كه تمامي ملل جهان در راستاي نيل به آن تلاش مستمر و مبارزات جدي و پيگيري را از خود به يادگار گذاشته اند. در انديشه سياسي حضرت امام، تأمين استقلال جامعه و تضمين آزادي هاي سياسي و اجتماعي مردم، از مهم ترين حقوق ملت بر دولت است كه لازم است زمامداران و دولتمردان حكومت اسلامي در تمامي برنامه هاي خويش آن را دنبال نمايند. امام رحمه الله در اين زمينه مي فرمايند: ( سایت مركز پژوهشهاى اسلامى صدا و سيما،  کتاب، ويژه نامه سياسي هفته دولت ، تیر 1377)
«اين مردم هستند كه حق مي گويند، حق خودشان را طلب مي كنند، آزادي حق مردم است؛ استقلال يك مملكت حق اهل اين مملكت است كه طلب استقلال مكتب در مملكت.» (صحیفه نور جلد7 صفحه 216 )
آزادي در انتخاب زمامداران و كارگزاران دولت اسلامي از ديگر ابعاد حق استقلال و آزادي مردم است كه لازم است از سوي دولت اسلامي مورد توجه قرار گرفته و تضمين گردد:
«ملت را دعوت كنيد به رأي. منتهي ملت و شما هر كس آزاد است هميشه و به هر كسي كه مي خواهد رأي بدهد... نمي شود كه كسي الزام كند كسي را كه تو بايد فلان رأي بدهي.» (صحیفه نور جلد17 صفحه 95)
در ديدگاه حضرت امام رحمه الله به عنوان نظريه پرداز حكومت اسلامي، حق آزادي عقيده و آزادي بيان نه تنها از حقوق مسلّم توده ها و گروه هاي ملتزم به مكتب است، بلكه تحت شرايط خاصي شامل گروه هاي غيرمكتبي [ماركسيست ها و ديگران ] مي گردد. حضرت امام مي فرمايند:
«ما هيچ گاه آزادي آنان را سلب نكرده و بدان لطمه وارد نياورده ايم و هر كس آزاد است اظهار عقيده كند، ولي براي توطئه كردن آزاد نيست.»(آیین انقلاب، ص 330و331)

احقاق حقوق و برقراري عدالت اجتماعي:
همانگونه كه در بخش هاي قبلي اشاره شد، سياست و حكومت از ديدگاه اسلام و به تبع در انديشه سياسي حضرت امام، به نفسه هدف نبوده، بلكه ابزاري براي انجام وظايف ديني، احقاق حقوق مظلومين و اقامه قسط و عدالت اجتماعي است. اگر امام علي(ع) به عنوان زمامدار ايده آل و فرمانرواي دادگستر، حكومتي را كه در پرتو آن حقوق بيچارگان از گردن كشان اعاده نگردد، در پست ترين جايگاه توصيف مي نمايد، در انديشه حكومتي حضرت امام نيز، تنها دولتي مي تواند اسلامي و مطلوب باشد كه در سايه آن حقوق مستمندان و مستضعفان تأمين و عدالت اجتماعي در جامعه محقق گردد: ( سایت مركز پژوهشهاى اسلامى صدا و سيما،  کتاب، ويژه نامه سياسي هفته دولت ، تیر 1377)
«عهده دار شدن حكومت في حدذاته شأن و مقامي نيست، بلكه وسيله انجام وظيفه اجراي احكام و برقراري نظام عادلانه اسلام است» (آیین انقلاب، ص 141)
ائمه و فقهاي عادل موظف اند از نظام وتشكيلات حكومتي براي اجراي احكام الهي وبرقراري نظام عادلانه اسلام وخدمت به مردم استفاده كنند. صرف حكومت براي آنان جز رنج و زحمت چيزي ندارد... حضرت علي(ع) درباره اينكه چرا حاكم و عهده دار كار حكومت شده تصريح مي كند كه براي هدف هاي عالي، براي اينكه حق را برقرار كند و باطل را از ميان ببرد.( آیین انقلاب، ص 141)
و امام اینگونه به دولت مردان توصیه می کنند :
«جدیت بکنید که با مردم رفتارتان خوب باشد. اینها بندگان خدا هستند. با اینها رفتارتان خوب باشد. همه جا، همه کس، همه مردم با هم، جدیت بکنند که همه با هم خوب باشند؛ یک محیط برادرى ایجاد بشود [در] یک مملکت اگر یک محیط برادرى ایجاد شد، یک محیطى که قرآن کریم مى‏ فرماید که مؤمنین اخوه هستند، برادر هستند، همه مؤمنها با هم برادر هستند، وقتى یک محیط برادرى پیدا شد، صلح و صفا پیدا شد، دیگر این طور ناراحتی ها و این طور چیزها که باید بشود، نمى‏ شود.» (صحیفه امام، ج‏8، ص:233- 240)
با وحدت اسلامی غرب را عقب برانید. (صحیفه نور جلد 1 صفحه 93)
در این مبحث نیزآفاتی وجود دارد همانند :
جناح بندی های سیاسی، نفوذیان در بخش های حکومتی، عدم همدلی دولت مردان با امت، مسیولین خود باخته، بخشی نگری به امام و افکار ایشان، دست چین نمودن اصول امام و بهانه قرار دادن موضوعات جدید در عرصه های مختلف داخلی و خارجی شامل: تهدیدها ، آسیب ها و فرصت ها و از این دست موارد.

مشروعیت:
امام امت مشروعیت هییت حاکمه و یک نظام سیاسی را در دو عامل عمده می دانند: اول مشروعیت الهی که برخواسته از اسلام است و دوم مشروعیت برخواسته از مردم ،  لذا در دوران طاغوت حکومت پهلوی را نامشروع می‌دانست زیرا هیچ یک از دو عامل فوق را نداشت. بر همین اساس می فرمودند که :
شاه از ابتدای سرکار آمدنش قانونی نبوده، و از هیچ نوع مشروعیتی برخودار نیست و اکنون هم به دلیل زیر پا گذاشتن همه حقوق ملت و اعمال و ظلم های بی حسابش به طرز بی سابقه ای ملت، او و خاندانش را تحمل نمی کنند و به دلیل اینکه اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران مسلمانند لذا بدیهی است با سقوط این رژیم به چیزی جز یک نوع حکومت اسلامی راضی نمی شوند.(ج1ص279)
مخالف باقی ماندن شخص شاه در مقام سلطنت هستم به دلیل اینکه اولاً سر کار آمدن او و پدرش به وسیله کودتا و با زور سرنیزه بوده است و خود شاه نیز اعتراف کرده که (متفقین در ایران صلاح دیدند که من بر سر کار باشم) یعنی اراده ملت نقشی در روی کار آمدن شاه نداشته است، بنابراین سلطنت وی از اساس غیر قانونی است و از مشروعیت برخوردار نیست.( صحیفه نور جلد 4 صفحه25 )
و پس از پیروزی انقلاب نیز چنین اعتقادی را محکم تر ادامه می دهد بطوری که در زمان تحلیف حکم ریاست جمهوری بنی صدر و شهید والا مقام رجایی فرمودند:
و بر حسب آنکه مشروعیت آن باید به نصب فقیه جامع الشرایط باشد اینجانب به موجب این حکم رأی ملت را تنفیذ و ایشان را به این سمت منصوب نمودم لکن تنفیذ و نصب اینجانب و رأی ملت مسلمان ایران محدود است به عدم تخلف ایشان از احکام مقدسه اسلام و تبعیت از قانون اساسی اسلامی ایران. (صحيفه امام ، ج11، ص 260)
جناب آقای محمد علی رجائی ایده الله تعالی را به ریاست جمهوری کشور اسلامی ایران برگزیده و این مسوولیت بزرگ و بار سنگین را بر عهده او گذاشته است. و چون مشروعیت آن باید با نصب فقیه ولی امر باشد، اینجانب رای ملت را تنفیذ و ایشان رابه سمت ریاست جمهوری اسلامی ایران منصوب نمود و مادام که ایشان در خط اسلام عزیز و پیرو احکام مقدس آن می باشند و از قانون اساسی ایران تبعیت و در مصالح کشور و ملت عظیم الشأن در حدود اختیارات قانونی خویش کوشا باشند و از فرامین الهی و قانون اساسی تخطی ننمایند، این نصب و تنفیذ به قوت خود باقی است. و اگر خدای ناخواسته بر خلاف آن عمل نمایند، مشروعیت آن را خواهم گرفت.( صحیفه نور جلد 15 صفحه77)
البته دراین موضوع دشمن بیشتر از عناصر داخلی بهره می برد. و در قالب جنگ نرم که از اول پیروزی انقلاب و بخصوص پس از فتح خرمشهر در پیش گرفته است، به نوعی موج سواری می کند.همانند آنچه در جریان فتنه 88 رخ داد. با توجه به هدایت از بیرون و جهت گیری در داخل از جمله شعارها، رفتارها که در کل سعی در نامشروع نشان دادن نظام مقدس داشت. و یا طرح بحث رفراندوم برای ج.ا. به بهانه اینکه نسل عوض شده و نسل جدید خواهان شکل دیگری از حکومت هستند.

اهداف انقلاب:
انقلاب اسلامی ایران بی شک پدیده ای نوظهور در قرن حاضر می باشد. انقلابی غایت گرا (teleoerical)، آرمانگرا (utopianist)، اسلامگرا (pan - islamist) و عالمگیر (universal) و جهان شمول (casmapoklifianist) و بی نظیر (Unique) در جهان اسلام چون امام خمینی (ره) هدایت گردید و تحولی شگرف در عرصه روابط بین الملل و در معادلات سیاسی دولتهای جهان پدید آورد. این رهبر تاریخ ساز انقلابی را بنیان نهاد که بسان تیغی دو لبه همزمان علیه کمونیسم و کاپیتالیسم به کار گرفته شد. ایشان با هدف مقابله با سلطه ابرقدرتهای شرق و غرب، ملل اسلامی را به رویکردی مجدد به ارزشهای اسلامی فرا خواندند و با قائل شدن رابطه ای مستقیم میان انقلاب و ایدئولوژی، انقلاب را شرطی لازم و ضروری برای تحقق آرمانهای الهی و وسیله ای برای نیل به مقاصد مکتبی و ایصال جامعه بشری به تعالی انسانی تلقی کردند، که در این راه در پیاده کردن نظریه خویش اهتمام نمودند. در این رهگذر، ایشان علاوه بر اهتمام به حاکمیت آرمانها و ارزشهای مذهبی، از هیچ کوششی برای تحقق جنبه های آزادیخواهانه و استقلال طلبانه نهضت فروگذار ننمودند و بدین ترتیب انقلاب به عنوان وسیله ای برای تحقق جمهوری اسلامی مطمح نظر ایشان قرار گرفت. (سایت حوزه ،حضور - زمستان 1377، شماره 26 - نظریه انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی)
انقلاب شکوهمند اسلامی ایران از بسیاری جهات از سایر انقلابها متمایز است. به گفته حضرت امام "انقلاب اسلامی از همه انقلابها جداست هم در پیدایش و هم در کیفیت مبارزه، و هم درانگیزه انقلاب و قیام (ج 8 ص 7) ". از نظر امام راحل "این انقلاب بهترین انقلابهایی است که تاکنون واقع شده است" (ج 10 ص 49) و آن را "پدیده ای کم نظیر یا بی نظیر (ج 15 ص 85) و"انقلابی منحصر به فرد" (ج 15 ص 118) می داند. از ویژگیهای متمایز انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی می توان به بعد معنوی و اسلامی نهضت، تحقق آزادی کامل پس از انقلاب، تغییر و تحولات بنیادین و عمیق، آرام بودن انقلاب، هویت مستقل و نه شرقی و نه غربی انقلابی و سهیم بودن تمامی اقشار و طبقات جامعه از حمایت از انقلاب اشاره کرد. (سایت حوزه ،حضور - زمستان 1377، شماره 26 - نظریه انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی)




بعد معنوی و اسلامی انقلاب:
از دیدگاه امام رحل (ره) انقلاب اسلامی ایران انقلابی تک بعدی و تک محوری و منحصر به تقاضاهای مادی نبود بلکه انقلابی چند بعدی بود که باعث شکوفا شدن استعدادهای مادی و معنوی گردید و خواهان انقلاب ارزشی و معنوی نیز بود. امام خمینی (ره) ضمن تاکید بر ماهیت ایدئولوژیک نهضت معتقد بود که"این انقلاب سیاسی یا نیمه سیاسی نبود بلکه تمام اسلامی بود" (ج 6 ص 17) . به نظر امام (انقلاب ایران هم از نظر محتوی و هم ظاهر اسلامی بوده است در صورتی که انقلابهای دیگر یا از هیچ لحاظ اسلامی نبوده اند و یا تنها از نظر ظاهر اسلامی بوده اند" (ج 15 ص 237) . از نظر ایشان تنها انقلابی که در عصر فضا و تکنولوژی دارای جنبه مذهبی و اسلامی بوده و"انقلابی الهی برای خدا و ایمان بوده است" (ج 15 ص 76) انقلاب اسلامی ایران می باشد. حضرت امام ضمن تاکید بر عامل عقیده و ایمان و معنویت قیام و راه اسلامی و الهی نهضت (ج 13 ص 277 و ج 14 ص 264) انقلاب اسلامی ایران را " انقلاب ارزشها" و به عبارت دیگر "انفجار نور" می داند. از آن لحاظ که برای خدا و ایمان و دستیابی به اهداف معنوی و متکی بر عقاید اسلامی بوده است (ج 6ص 76و ج 15 ص 76) . به نظر امام خمینی (ره) "سایر انقلابها جهت رسیدن به مسائل دنیوی بوده ولی انقلاب اسلامی ایران اهداف متعالی تری داشته است". (ج 17 ص 54و63)
ایشان در جایی دیگر اشاره می کند که طریقه های دیگر برای وصول به چیزهای دنیوی و انقلاب اسلامی برای وصول به ارزشهای اسلامی است. (ج 17 ص 63) با توجه به اینکه این انقلاب معنوی و تکامل گرا بود از نظر امام از همان آغاز حرکت، راه آینده مشخص بود که این مشخص بودن هدف موجبات همراهی اکثریت توده های مردم با قیام اسلامی مزبور را فراهم آورد (ج 16 ص 12) چرا که معنویت قیام مانع از تحقق سایر اهداف سیاسی آن یعنی آزادگی، عدالت و رفع تبعیضهای اجتماعی نمی گردید. بدین لحاظ بود که حضرت امام قیام اسلامی و الهی ایران را به دلیل ماهیت اسلامی آن برتر از سایر انقلابها و بهتر از تمامی انقلابها می داند (ج 10 ص 42، ج 13ص 32) و به دلیل این ویژگی ایدئولوژیک و اسلامی بود که انقلاب اسلامی ایران ضمن توجه به صدور انقلاب وتاکید بر سیاست جهانی (ج 17ص 39 و 138) دارای ابعاد جهانشمول و فراوطنی می باشد. (سایت حوزه ،حضور - زمستان 1377، شماره 26 - نظریه انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی)

تغییر و تحولات بنیادین و عمیق
بیشتر انقلابها صرف دست به دست شدن قدرت در معنای حداقل گرا می باشد در حالیکه انقلاب اسلامی ایران از آن لحاظ که علاوه بر انتقال قدرت، خواهان ایجاد تغییرات بنیادین در ارزشها و دگرگونی در تمام ابعاد وجودی جامعه و فرد بود (ج 19 ص 269) . از اینرو در نهضت حداکثرگرای ایران، مردم خواستار تغییراتی اساسی در همه ابعاد جامعه ایرانی اعم از سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بودند. ویژگی متمایز انقلاب اسلامی ایران آنست که تحول معنوی و ایدئولوژیک و دگرگونی درونی در تمامی اقشار جامعه ایجاد کرد (ج 11ص 190 و191) و ضمن تاکید بر گفتمان بازگشت به خویشتن و دوری از خودهای تحمیلی، انقلابی فردی را در انسان ایجاد کرد تا موجد انقلاب و تحول و دگرگونی در جامعه و اجتماع ایران گردد. (سایت حوزه ،حضور - زمستان 1377، شماره 26 - نظریه انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی)

هویت مستقل و نه شرقی - نه غربی انقلاب
امام خمینی معتقد است که انقلاب اسلامی ایران به دلیل هویت مستقل اسلامی خود از سایر انقلابها متمایز می باشد. انقلاب اسلامی ایران به دلیل عدم وابستگی به اردوگاههای شرق و غرب و عدم اتکا به یکی از دو قطب قدرت و صرفا در سایر وابستگی به مبدا حقیقی یعنی "الله "و با نقطه اتکاء توکل برخدای تبارک و تعالی، توانست در مقابل تمامی قدرتها علیرغم کمی عده و عده و کمی ابزار جنگ مقاومت نماید (ج 15 ص 9) . که در این رابطه حضرت امام به آیه شریفه "کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة باذن الله" استناد می جستند و بر این مبنا معتقد بودند که "انقلابهای دیگر به شرق و غرب وابسته بوده لیکن انقلاب اسلامی ایران انقلابی ملی بر اساس اسلام و نظیر انقلابات انبیاء بوده و جز به خدای متعال هیچ اتکاء و وابستگی ندارد (ج 15ص 118) و از این لحاظ بیشتر از سایر انقلابها مورد هجوم تبلیغاتی و تسلیحاتی واقع شده است (ج 16 ص 149) ; چرا که انقلاب اسلامی ایران دارای خصوصیتی مستقل بوده است در حالی که انقلابهای دیگر بیشتر چپی یا راستی بوده است (ج 15ص 9) . به دلیل عدم وابستگی به قدرتهای بزرگ (ج 19ص 5 وج 13 ص 257 و 258)، این "انقلاب غیروابسته" (ج 15 ص 118) توانست با فقدان ابزار و ساز وسلاح و صرفا با قدرت ایمان برابر قدرتهای شیطانی که تا دندان مسلح بودند غلبه کند (ج 6ص 8) . (سایت حوزه ،حضور - زمستان 1377، شماره 26 - نظریه انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی)
بر اساس توجه به هویت مستقل  اسلامی و ایرانی به طاغوت هجوم می برد و معترض وضعیت کشور می گردد:
امروز در جهان، آن چیزی که مقصود ما از جمهوری اسلامی است دیده شود. هیچ یک از خصوصیات اصولی جمهوری اسلامی در حکومت عربستان سعودی دیده نمی شود. آیا مگر ملت ایران برای تعیین سرنوشت خویش باید ببیند که دولت های غربی چه چیزی را می پسندند؟ مگر سایر دولت ها هم برای تعیین خطمشی سیاسی خودشان و یا تعیین نوع حکومتشان به آراء ملت ایران مراجعه می کنند؟(صحیفه نور، ج1ص279)
در جمهوری اسلامی، زمامداران مردم نمی توانند با سوء استفاده از مقام، ثروت اندوزی کنند و یا در زندگی روزانه امتیازی برای خود قائل شوند، باید ضوابط اسلامی را در جامعه و در همه سطوح به دقت رعایت کنند و حتی پاسدار آن باشند، دقیقاً باید به آراء عمومی در همه جا احترام بگذارند، هیچ گونه تسلط و یا دخالت اجانب را در سرنوشت مردم نباید بپذیرند. مطبوعات در نشر همه حقائق و واقعیات آزادند. هر گونه اجتماعات و احزاب از طرف مردم در صورتی که مصالح مردم را به خطر نیندازند آزادند و اسلام در تمامی این شؤون حد و مرز آن را تعیین کرده است. (صحیفه نور، ج1ص279)
من نمی دانم اینهمه بی فرهنگی و جنایات برای نفت قم است و حوزه علمیه باید فدای نفت شود؟ یا برای اسرائیل است و ما را مزاحم پیمان با اسرائیل در مقابل دول اسلامی می دانند؟ در هر صورت ما باید نابود شویم، اسلام و احکام اسلام و فقهای اسلام باید فدا شوند، دستگاه جبار گمان کرده است با این اعمال غیر انسانی و فشارها می تواند ما را از مقصد خود که جلوگیری از ظلم و خودسری ها و قانون شکنی ها و حفظ حقوق اسلام و ملت و برقراری عدالت اجتماعی که مقصد بزرگ اسلام است، منصرف کند. (ج1ص47)
اولین و مهمترین خصیصه این نهضت، اینکه اسلامی است و با شعارها و اهداف اسلامی که مبین خواسته های مستضعفین امت است، همراه می باشد. دومین خصیصه آن این است که نهضتی است بدون هیچ گونه وابستگی به خارج. اصولاً نهضت ما نهضتی است مردمی و همه اقشار تحت ستم را در بر گرفته است. امروز هیچ کس جز شاه و طرفداران او مخالف نهضت و قیام اسلامی نمی باشد. یکی دیگر از خصائص این نهضت این است که خواستار تغییراتی اساسی در همه ابعاد جامعه ایرانی می باشد که عبارت است از سقوط شاه، برچیده شدن نظام شاهنشاهی و استقرار حکومت اسلامی.( صحیفه نور جلد 4 صفحه 24)   

استقلال:
 بنياد ديگر اسلام، اصل استقلال ملى است. قوانين اسلام‏ تصريح دارند كه هيچ ملتى و هيچ شخصى حق مداخله در امور كشور ما را ندارد اما رژيم اين استقلال را از ما گرفته و بر باد داده است.» (صحيفه امام، ج‏4،                ص: 243)
اینجانب حسب وظیفه شرعیه به ملت ایران و مسلمین جهان اعلام خطر می کنم، قرآن کریم و اسلام در معرض خطر است. استقلال مملکت و اقتصاد آن در معرض قبضه صهیونیست هاست که در ایران به حزب بهائی ظاهر شدند. (صحيفه امام، ج‏22، ص: 28)
اگر گمان کردید با تصویبنامه غلط و مخالف قانون اساسی می شود پایه های قانون اساسی را که ضامن ملیت و استقلال مملکت است، سست کرد و راه را برای دشمنان خائن به اسلام و ایران باز کرد، بسیار در خطا هستید. (صحيفه امام، ج‏1، ص 15)
امروز که همه اقشار برای رسیدن به استقلال و آزادی به پا خاسته اند، مسؤولیت نویسندگان محترم و مسؤول به مرحله بسیار حساسی رسیده است ملت بر سر دو راهی حیات و مرگ، استقلال همیشگی و بردگی دائمی است، انحراف از راه ملت اگر چه یک قدم باشد، کمک به تباهی و نیستی ملت شجاع و خیانت به اسلام و مسلمین است. نویسندگان محترم به طور شایسته خواسته های ملت را منعکس کنند و به جنبش بزرگ اسلامی کمک نمایند. (صحیفه نور جلد 2 صفحه 212)
استقلال در منظر امام بعد از پیروزی همان رنگ و بوی دوران مبارزه علیه طاغوت را دارد :
 ما خواهان استقلال هستيم و روابط خود را با جهان غرب بر اين اساس پى ريزى مى‏نماييم. ما مى‏خواهيم ملت ايران غربزده نباشد و بر پايه‏هاى ملى و مذهبى خويش به سوى ترقى و تمدن گام بردارد.(صحيفه امام ، ج4، ص 160)
سعي شود كه سفارتخانه ها تحت سلطه ديگران نباشند و تصرفاتي در آنها از ناحيه ديگران نباشد هر قدمي كه برمي داريد به فكر اين باشيد كه آيا روبه وابستگي مي رويم يا به طرف رهائي و آزادي، و رابطه با كشورهاي خارجي كه نمي خواهند ما را ببلعند بايد باشد و با آنها كه مي خواهند از طريق روابط ما را وابسته بكنند هيچ لزومي ندارد وبايد با احتياط با آنها برخورد شودي.

آزادی:
دستگاه جبار که برای احدی از افراد ملت آزادی قائل نیست و سال هاست سلب آزادی از ملت را وسیله مقاصد خود قرار داده گمان کرده به اسم آزادی بانوان می تواند ملت مسلمان را اغفال کند تا مقاصد شوم اسرائیل را اجراکند. ( صحیفه نور جلد1 صفحه 49)
علماء و روحانیون که می گویند باید قدرت سر نیزه در مقدرات کشور دخالت نکند، باید وکلای پارلمان مبعوث از ملت باشند، باید دولت ها ملی باشند، باید اختناق از مطبوعات برداشته شود و سازمان ها نظارت در آنها نکنند و آزادی را از ملت مسلمان سلب ننمایند، برای آن است که این ننگ ها را بر ملت تحمیل نکنند و ما را مواجه با این مصیبت ها ننمایند. ( صحیفه نور جلد1 صفحه 110)
شماها می دانید اگر ملت سرنوشت خود را در دست بگیرد، وضع شماها این نحو نیست و باید تا آخر کنار بروید و اگر ده روز آزادی به گویندگان و نویسندگان بدهید، جرائم شما بر ملا خواهد شد، قدرت آزادی دادن ندارید (الخائن خائف) . سلب آزادی مطبوعات و دیکته کردن سازمان به اصطلاح امنیت سند عقب افتادگی است. ( صحیفه نور جلد1 صفحه 134)
بسم الله الرحمن الرحیم
انالله و اناالیه راجعون. من تأثرات قلبی خودم را نمی توانم اظهار کنم، قلب من در فشار است، این چند روزی که مسائل اخیر ایران را شنیده ام خوابم کم شده (گریه حضار) ناراحت هستم، قلبم در فشار است، با تأثرات قلبی روز شماری می کنم که چه وقت مرگ پیش بیاید. (گریه شدید حضار) ایران دیگر عید (گریه حضار) ندارد عید ایران را عزا کرده اند، (گریه حضار) عزا کردند و چراغانی کردند، عزا کردند و دست جمعی رقصیدند. ما را فروختند، استقلال ما را فروختند و باز هم چراغانی کردند، پایکوبی کردند. اگر من به جای اینها بودم این چراغانی ها را منع می کردم، می گفتم بیرق سیاه بالای سربازارها بزنند، بالای سرخانه ها بزنند، چادر سیاه بالا ببرند. عزت ما پایکوب شد، عظمت ایران از بین رفت، عظمت ارتش ایران را پایکوب کردند.
قانونی در مجلس بردند در آن قانون اولا ما را ملحق کردند به پیمان وین و ثانیاً الحاق کردند به پیمان وین! که تمام مستشاران نظامی آمریکا با خانواده هایشان، با کارمندهای فنی شان، با کارمندان اداری شان، با خدمه شان، با هر کس که بستگی به آنها دارد، اینها از هر جنایتی که در ایران بکنند مصون هستند، اگر یک خادم آمریکائی، اگر یک آشپز آمریکائی مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترور کند، زیر پا منکوب کند، پلیس ایران حق ندارد جلوی او را بگیرد! دادگاه های ایران حق ندارند محاکمه کنند! باز پرسی کنند! باید برود آمریکا! آنجا در آمریکا ارباب ها تکلیف را معین کنند! دولت سابق این تصویب را کرده بود و به کسی نگفت. دولت حاضر این تصویب نامه را در چند روز پیش از این برد به مجلس و در چند وقت پیش از این به سنا بردند و با یک قیام و قعود مطلب را تمام کردند و باز نفسشان در نیامد. در این چند روز این تصویب نامه را بردند به مجلس شورا و در آنجا صحبت هائی کردند مخالفت هائی شد، بعضی از وکلا هم مخالفت هائی کردند، صحبت هائی کردند لکن مطلب را گذراندند، با کمال وقاحت گذراندند، دولت با کمال وقاحت از این امر ننگین طرفداری کرد. ملت ایران را از سگ های آمریکا پست تر کردند، اگر چنانچه کسی سگ آمریکائی را زیر بگیرد باز خواست از او می کنند، اگر شاه ایران یک سگ آمریکائی را زیر بگیرد باز خواست می کنند و اگر چنانچه یک آشپز آمریکائی شاه ایران را زیر بگیرد، مرجع ایران را زیر بگیرد، بزرگتر مقام را زیر بگیرد هیچ کس حق تعرض ندارد، چرا؟ برای اینکه می خواستند وام بگیرند از آمریکا، آمریکا گفت این کار باید بشود (لابد اینجور است) بعد از سه چهار روز وام 200 میلیونی، 200 میلیون دلاری تقاضا کردند، دولت تصویب کرد که در ظرف پنج سال مبلغ مزبور به دولت ایران بدهند و در عرض 10 سال 300 میلیون بگیرند، می فهمید یعنی چه؟ دویست میلیون دلار، هر دلاری 8 تومان در عرض پنج سال وام بدهند به دولت ایران برای نظام و در عرض 10 سال سیصد میلیون، آنطور که حساب کردند 300 میلیون دلار از ایران بگیرند یعنی 100 میلیون دلار یعنی 800 میلیون تومان از ایران در ازای این وام نفع بگیرند. معذلک ایران خودش را فروخت برای این دلارها، ایران استقلال ما را فروخت، ما را جزء دول مستعمره حساب کرد، ملت مسلم ایران را پست تر از وحشی ها در دنیا معرفی کرد، در ازای وام 200 میلیون که 300 میلیون دلار پس بدهند. ما با این مصیبت چه بکنیم؟ روحانیون با این مطالب چه بکنند؟ به کجا پناه ببرند؟ عرض خودشان را به چه مملکتی برسانند؟ (صحیفه نور جلد 1 صفحه  103 )  
آرزادی بعد از پیروزی از نظر امام قید مطلق بی بندو باری ندارد :
معناي آزادي اين نيست كه كسي بخواهد توطئه كند يا حرف هايي را بزند كه شكست ملت است، شكست نهضت است. اين آزادي نيست. در چارچوب اين نهضت انقلاب اسلامي همه مردم آزاد هستند. كساني كه حرف دارند حرف هايشان را مي زنند حتي هر فرقه اي هم كه باشند. اما اگر بخواهند توطئه كنند و بخواهند اسلام را بشكنند, بخواهند نهادهايي را كه الآن مشغول فعاليت اسلامي هستند اين ها را بشكنند همچو چيزي نمي شود.( مقاله آزادى در انديشه امام خمينى(ره) نويسنده:عبد الوهاب فراتى به نقل از دانشنامه رشد )

عدالت:
امام خميني نسبت به عدالت، قسط و عدل با ديدي گسترده و همه جانبه نگريسته و آن را از زواياي گوناگون مورد توجه قرار داده است. بررسي آثار مكتوب و سخنان و پيامهاي امام خميني بيانگر اين است كه آن بزرگوار در بيان و تعريف عدالت، قسط و عدل به ارائه چند مفهوم از آن پرداخته است.و گفته اند: عدالت به معناي حد وسط بين افراط و تفريط در امور: (محمد حسين جمشيدي ، حضور ، تابستان 1380، شماره 36، ص108 )
 دستگاه جبار گمان کرده است با این اعمال غیر انسانی و فشارها می تواند ما را از مقصد خود که جلوگیری از ظلم و خودسری ها و قانون شکنی ها و حفظ حقوق اسلام و ملت و برقراری عدالت اجتماعی که مقصد بزرگ اسلام است، منصرف کند. (صحيفه امام ، ج1، ص 47)
طبیعی ساختمان بشری است که هر چه ستمکاری و ظلم و بی عدالتی در جامعه و ملتی اوج گیرد، به همان نسبت قوه مقاومت در ملت رشد می کند،(صحيفه امام ، ج1، ص 217)
شما جوانان پاکدل موظف هستید با هر وسیله ممکنه ملت را هر چه بیشتر آگاه کنید و از نیرنگ های گوناگون دستگاه پرده بردارید و اسلام عدالت پرور را به دنیا معرفی کنید. (صحيفه امام، ج1، ص 220)
 اصحاب دنیا خیلی زیاد شده اند، حالا هم یک دسته پیدا شده اند که اصل تمام احکام اسلام را می گویند برای این است که یک عدالت اجتماعی پیدا بشود،(صحيفه امام، ج1، ص 236)
اگر عدالت بین زمامداران باشد این مفاسد پیش نمی آید. (صحيفه امام، ج1، ص 272)
اسلام خواهی و عدالت پروری شاه در بوق های تبلیغاتی است.و لازم است این بوق تبلیغاتی شاه و دست نشاندگان بی آبرویش را هر چه بیشتر رسوا و افتضاح آن را آشکارتر کنید، چه بوق هایی که پنجاه سال است برای جا زدن دودمان خیانتکار پهلوی به جای خدمت به وطن که این چند روز به اوج خود رساندند و اشخاصی از خدا بی خبر به مداحی پرداختند که هم خود و هم ملت به دروغ آن آگاهند و چه بوق هایی که شاه معلوم الحال را به اسلام خواهی و عدالت پروری معرفی می کند.(صحیفه نور جلد 2 صفحه 41)   
و اما تاکید امام بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بر شمولیت و اهداف انقلاب :
    مسئولین ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست.انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت_ارواحنا فداه_است...مسایل اقتصادی و مادی اگر لحظه ای مسئولین را از وظیفه ای که بر عهده دارند ،منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد.باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره ی هر چه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند.(صحیفه نور،ج1،ص 108)
امروز ما مواجه با همه ی قدرت ها هستیم و انها در خارج و داخل دارند طرح ریزی می کنند برای اینکه این انقلاب را بشکنند و این نهضت اسلامی و جمهوری اسلامی را شکست بدهند و نابود کنند و این یک تکلیف الهی است برای همه مه اهم تکلیف هائی است که خدا دارد، یعنی حفظ جمهوری اسلامی از حفظ یک نفر ولو امام عصر(عج) باشد، اهمیتش بیشتر است، برای اینکه امام عصر هم خودش را فدا می کند برای اسلام.همه ی انبیا از صدر عالم تا حالا که آمدند، برای کلمه حق و برای دین خدا مجاهده کردند و خودشان را فدا کردند.پیامبر اکرم(ص)آن همه مشقات را کشید و اهل بیت معظم او ان همه زحمات را متحمل و متکفل شدند و جانبازی ها را کردند، همه برای حفظ اسلام است.(صحیفه نور،ج19،ص275)
    من به صراحت اعلام می کنم که جمهوری اسلامی ایران با تمام وجود برای احیای هویت اسلامی مسلمانان در سراسر جهان سرمایه گذاری می کند و دلیلی هم ندارد که مسلمانان جهان را به پیروی از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نکند و جلوی جاه طلبی و فزون خواهی صاحبان قدرت و پول و فریب را نگیرد...ما اعلام می کنیم که جمهوری اسلامی ایران برای همیشه حامی و پناهگاه مسلمانان جهان است و کشور ایران به عنوان یک دژ نظامی و آسیب ناپذیر نیاز سربازان اسلام را تامین و آنان را به مبانی عقیدتی و تربیتی اسلام و همچنین به اصول و روش های مبارزه  علیه نظام های کفر و شرک آشنا می سازد.(صحیفه نور،ج20،ص238)
از جانب من و همه ی ملت ایران به همه مسلمانان اطمینان بدهید که جمهوری اسلامی ایران پشتیبان شما و حامی مبارزات و برنامه های اسلامی شماست و در هر سنگری علیه متجاوزان در کنار شما ایستاده است...ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همه ستمگران را در کشورهای اسلامی می شکنیم و با صدور انقلابمان که در حقیقت صدور انقلاب راستین و بیان احکام محمدی(ص) است،به سیطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه می دهیم و به یاری خدا را را برای ظهور منجی مصلح کل و امامت مطلق حق، امام زمان_ارواحنا فداه_هموار می کنیم.(صحیفه نور،ج20،ص132)
اهداف جمهوری اسلامی در قانون اساسی که منشا آن تفکرات امام است:
قانون اساسی جمهوری اسلامی که بر مبنای نظام انقلابی قرار گرفت در اصل دوم و سوم مهم ترین اهداف و وظایف نظام را برشمرده است: «کرامت و ارزش والای انسان آزادی توام با مسئولیت او در برابر خدا ایجاد محیط مساعد برای رشد فضائل اخلاقی براساس ایمان و تقوی و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی بالابردن سطح آگاهی های عمومی در همه زمینه ها پی ریزی اقتصاد صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محرومیت تامین حقوق همه جانبه افراد توسعه و تحکیم برادری اسلامی و تعاون عمومی بین همه مردم و...».(سایت پایگاه جامع تاریخ معاصر ایران، حکومت اسلامی، اهداف و وظایف از منظر امام خمینی)

وابستگی:
اکنون شاه در لب پرتگاه واقع است،...از طرفی با نارضایتی افراد شرافتمند لشگری و کشوری که از کشتارها و وابستگی ها به جان آمده اند.(صحیفه نور جلد 2 صفحه 77)  
 به آغوش اسلام برگردید که اسلام برخلاف ادعاهای کاذب مکاتب دیگر که سران آن همیشه گفته اند و عمل نکرده اند و با بردن منابع ایران، ما را در فقر و وابستگی قرار داده اند.( صحیفه نور جلد 2 صفحه 212)
 در منطق کارتر و سایر نفتخواران مفتخوار، فضای آزاد یعنی به زندان کشیدن جناح های آزدایخواه و استقلال طلب، از علمای روشنفکر مذهبی تا رجال سیاسی و دانشجویان و رجال محترم بازار و سانسور مطبوعات و دستگاه های تبلیغاتی و در این منطق، ترقی و تمدن کشور یعنی وابستگی شریان های آن از فرهنگ و اقتصاد و ارتش تا دستگاه های قانونگذاری و قضائی و اجرائی. این برنامه در کشور ما بیش از پنجاه سال دوران سیاه پهلوی پیاده و مورد عمل بوده و هست.( صحیفه نور جلد 2 صفحه 268)
 پایگاه های عظیم تسلیحاتی آمریکا در ایران، شواهدی بر وابستگی رژیم است .( صحیفه نور جلد 3 صفحه 128)
نابودی همه طبقات و ایجاد وابستگی جزء مأموریت شاه بود. ( صحیفه نور جلد 5 صفحه113)
اینها دست نشاندگان آمریکا یا غیر آمریکا هستند و اینها هستند که می خواهند باز ما را به آن اختناق و به آن وابستگی برگردانند. بیدار باشید برادران من، بیدار و هوشیار باشید. ( صحیفه نور جلد 6 صفحه18)
ظلمت های وابستگی به غیر، ظلمت های ظلم، مؤمنین از این ظلمت ها نجات پیدا می کنند. کسانی که به خدا توجه دارند و مقصد آنها مقصد الهی است، از تمام انواع ظلمات، ظلمات مادی، ظلمات معنوی نجات پیدا می کنند و در دریای نور غرق می شوند. ( صحیفه نور جلد 6 صفحه91)
اسلام وابستگی شما را و ما خودمان را به دیگران منکر است، می گوید نباید صنعت ما وابسته باشد، نباید زراعت ما وابسته باشد، نباید ادارات ما وابسته باشد، نباید اقتصاد ما وابسته باشد، نباید فرهنگ ما وابسته به غیر باشد، نباید مستشارها بیایند ما را اداره کنند. خودمان، ما خودمان را اداره می کنیم. ( صحیفه نور جلد 9 صفحه166)
خودمان را از وابستگی فکری بیرون بیاوریم که فکرهایمان این نباشد که ما چیزی خودمان نداریم، هر چه هست آنجاست. این معنا که با تبلیغات به ما تحمیل شده است، تبلیغات دامنه داری که در چند قرن کردند و اخیراً زیاد شده است، به ما تحمیل شده است که خودتان هیچ چیز نیستید و هر چه هست آن شرق و غرب است. به جوان های ما این را تحمیل کردند. ( صحیفه نور جلد 9 صفحه166)
اگر ما وابستگی فرهنگی را داشته باشیم دنبالش وابستگی اقتصادی هم هست، وابستگی اجتماعی هم هست، سیاسی هم هست، همه اینها هست. ( صحیفه نور جلد 10 صفحه56)
حزب:
دولتها می آیند و می روند، هر دولتی هم می آید یک حزبی درست می کند، هر دولتی، شما از آن وقت تا حالا هر چه دیدید، یکی حزب مردم درست می کند، یک عده چه درست می کنند، یک حزب ایران نوین درست می کنند، یک حزب چه، هی حزب درست می کنند. اصلاً در ایران حزب معنا ندارد. در هیچ جای دنیا، مگر آنهائی که مثل ایران هستند مملکت یک حزبی اصلاً معنا ندارد، حزب زوری معنا ندارد. سجل های مردم را از دهات می گیرند، رجوع کنید به این دهات ببینید سجل هایشان را می گیرند نامنویسی می کنند در حزب، این بیچاره داند ایران نوین اصلا یعنی چه، اطلاع از این ندارد.( صحیفه نور جلد 1 صفحه94 )   
اول دولت تشکیل می شود، بعد که دولت تشکیل شد، سرنیزه دستش آمد شروع می کند حزب درست می‌‌کند، آن وقت هم یک حزبی است که دولت از حزب پیدا شده، دولت ما حزبی است، دولت آقایان حزبی است. آقا اینها را برای چه می گویند؟ من آخوند فهمم، دول عالم نمی فهمند اینها را؟ آنها می خواهند تو این طور باشی می‌خواهند عقب افتاده باشی، دست بردارید آقا از این عقب افتادگی، مجد خودتان را حفظ کنید. اگر حزب می‌خواهید درست کنید، خوب یک حزبی قبل از اینکه دولت شما پیش بیاید، یک حزبی درست کنید و بعد هم حزب در مجلس به طوری که باید بشود، به طوری که قوانین اساسی و قانون اساسی و سایر قوانین اقتضا می کند، نماینده درست کنند و بعد هم آقای وزیر، نخست وزیر متکی به نمایندگانی که از حزب پیدا شد و از جمعیت و از خواسته مردم و اینها پیدا شد، بعد شود یک دولت متکی به حزب، حالا ما طلبه ای هستیم کاری به اینها نداریم، آنها کار دارند، بسم الله دوباره حاضریم. ( صحیفه نور جلد 1 صفحه 94)
ما با ماركسيست‏ها كار نمى‏كنيم.ما به آن‏ها اعتماد نداريم.آن‏ها از پشت‏به ما خنجر مى‏زنند.ما اسلام را مى‏خواهيم، آن‏ها دشمن اسلامند. (مدنى، ص 467)
بعد از استقرار ج.ا.ا. تاکید همیشگی امام بر وحدت و تکه تکه نشدن توسط احزاب است.
نباید همه گروه گروه بشویم که در ظرف مثلاً چند ماه دویست گروه با اسماء مختلف و با حرف های مختلف و باز همان مسائلی که در صدر مشروطیت برای شکستن آن قدرت هائی که آن وقت مجتمع شده بودند باز حالا دوباره مشغول شدند و آن وقت هم با حزب بازی و احزاب متعدد و اینها و مع الاسف احزاب هم که در این ممالک پیدا می‌شود همه مخالف با هم و همه توی سر هم می زنند. ( صحیفه نور جلد 10 صفحه 66)
نباید آن بگوید من حزب کذا، آن بگوید من حزب کذا، نباید اینقدر حزب ها پیدا بشود، دویست تا حزب پیدا بشود، اینقدر جمعیت ها پیدا بشود، باید همه شان با هم مجتمع برای نجات یک کشوری که همه در آن می خواهند زندگی بکنند، نجات به این است که جهت اقتصادیش را، هر که مشغول هر کاری هست خوب انجام بدهد تا جهت اقتصادی درست بشود، کارخانه ها را راه بیندازند، کارخانه های خصوصی، بزرگ، کوچک. ( صحیفه نور جلد 11 صفحه 90)
در تهران اگر بنا باشد دویست تا حزب و گروه و امثال اینها باشد و هی اظهار وجود، هر روز تو روزنامه فلان گروه هم اظهار وجود کرد، این به این معنا این است که سی و پنج میلیون جمعیت می خواهد از هم منفصل باشد، (صحیفه نور جلد 11 صفحه 147)
پرهیز امام از الگو برداری افراد و گروه ها از غرب و حزبی شدن افراد انقلابی و این را حرکتی از سوی دشمنان تلقی می نماید و هشدار می دهد:
لکن احزابی که آنها دارند فرم آنها یک جور دیگر است اینطور نیست که یک کاری بکنند که برای کشورشان مضر باشد، لکن وقتی صادر شد به این مملکت ها برای اینکه توجه به عمق مسائل ندارند، احزابی درست می شود که به حال کشورشان مضر است. اینها یک چیزی درست می کنند که اینها خیال می کنند باید ما احزاب داشته باشیم. عمق این مطلب که احزاب آنجا، ضعف آنها چه جور است و احزاب اینجا باید چه جور باشد، این را درست ادراک نکردند، احزاب درست کردند لکن هر حزبی برای دیگری کارشکنی می کند، آن حزب هم برای او. یک مملکتی که محتاج به این بود که همه احزاب آن مجتمع باشند برای پیشرفت مملکت، همه احزاب درست شد و همه با هم مخالف هستند، مع الاسف از این ممالک ما که تعلیماتش تعلیمات الهی باشد، باید ببینند چه گفتند تا اطاعت بکنیم.( صحیفه نور جلد 11 صفحه 148)
یک قضیه هم که دنبال این مطلب است و آنها باز جدیت در آن دارند این است که بار راه های مختلف، گروه های مختلف درست کنند و این یک گروهی که شما داشتید، همه یک حزب کانه بودید همه حزب خدا بودید، آن را می خواهند از دستمان بگیرند. ( صحیفه نور جلد 11 صفحه 168)

وحدت:
از نظر امام رمز پیروزی نهضت وحدت کلمه است و این را امام همیشه تاکید داشته اند:
امید است با وحدت کلمه علماء اسلام و مراجع وقت کثرالله امثالهم حفظ استقلال مملکت و قطع دست اجانب را نموده، از حریم اسلام و قرآن کریم دفاع کرده نگذاریم دست خیانت به احکام مسلمه اسلام دراز شود. (صحیفه نور جلد 1 صفحه 43)
وحدت مذهبی لازم است، وحدت مذهبی است که این اجتماع عظیم و فشرده را ایجاد می کند، اگر علاقه به استقلال ایران دارید، وحدت مذهبی داشته باشید. (صحیفه نور جلد 1 صفحه 65)
این وحدت را می خواهند از دستمان بگیرند، یک جمعیتی هر چه افرادش زیاد باشد، اگر جمعیت با هم منسجم نشوند یک نحو وحدت پیدا نکند، آسیب برمی دارد، اصلاً خودشان آسیب خودشان می شوند.( صحيفه امام، ج‏11، ص 169)
همه می دانید که رمز پیروزی بزرگی که ملت به آن رسیده است وحدت کلمه همه اقشار از مرکز تا اقصی بلاد کشور و وحدت هدف آن بر چیده شدن حکومت طاغوتی و قطع ایادی استعمار و استثمارگران بین المللی و برپا شدن جمهوری اسلامی بود. اکنون احتیاج بیشتر داریم به حفظ این وحدت کلمه و وحدت مقصد. ملت بزرگ باید هشیارانه از بعضی عناصر تفرقه افکن که با شعارهای فریبنده می خواهند دست اجانب را به کشور مسلمان ما باز کنند و همان اختناق و چپاولگری را به فرم دیگر برگردانند، احتراز کنند و با تنها گذاشتن آنان و عدم شرکت در اجتماعاتشان و با منطق اسلامی تبلیغات سوء آنان را خنثی کنند. همه می دانند این پیروزی از قدرت اسلام است. (صحیفه نور جلد 5 صفحه 120)    

مستضعفان:
امام انقلاب را اذان مستضعفان می داند و مسولین را خادم آنها محسوب می کند :
علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین) اراده خداوند تعالی بر آن است که با رهبری حکیمانه انبیاء عظام و وارثان آنان، مستضعفین را از قید حکومت طاغوتی آزاد و سرنوشت آنان را به دست خودشان بسپارد، باید در این امر الهی ملت عزیز به دنبال روحانیون مسؤول این راه حیاتی را طی کنند.(  صحیفه نور جلد 2 صفحه 87)
 اولین و مهمترین خصیصه این نهضت، اینکه اسلامی است و با شعارها و اهداف اسلامی که مبین خواسته های مستضعفین امت است، همراه می باشد. (صحیفه نور جلد 4 صفحه 24)  
دلجوئی از مستمندان و از ضعفا و از مستضعفان از اعمال دیگر محتمل است بسیار بزرگتر باشد.( صحيفه امام، ج‏12، ص 174)
تاکید امام بر حاکمیت اسلام، حفظ هویت مستقل امت با دوری از شرق و غرب و رسیدگی به امور ملت توسط مسولین ،  صدور انقلاب اسلامی و تشکیل جبهه واحد بلاد اسلامی با ایجاد وحدت امت مسلمان،  حکایت از آرمان ها و اهداف بلند انقلاب اسلامی دارد. 
آنچه که اهداف و راه روشن امام را در این مبحث می تواند مورد تحریف قرار دهد، نگرش صرفا سیاسی به اهداف انقلاب ، ناامیدی مسولان از دست یابی به این اهداف، عدم فرهنگ سازی متناسب با حرکت و عمر انقلاب اسلامی، ایجاد  یا بی توجهی به فاصله میان نسل های انقلاب و نسل جدید، عدم باز خوانی اصول و آرمان های امام، نبود تقوای الهی درامور سیاسی، فراموشی یا سهل انگاری در داشتن دشمنی واحد، توجه به گرد آوری  قدرت و ثروت.

چگونه امام خمینی از نظر سیاست خارجی قابل تحریف است ؟
در انديشه سياسي حضرت امام، به دو عنصر «آزادي» در بعد داخلي و «استقلال» در بعد خارجي توجه ويژه شده است كه هر دوي اين عناصر به جمهوري اسلامي ارتباط مستقيم پيدا مي كند وبه عبارت ديگر استقلال و آزادي درعين اينكه به يكديگر مرتبط هستند درارتباط با جمهوري اسلامي معنا پيدا مي كنند. استقلال بدون آزادي كه همان ظهور اراده ملي و پشتوانه مردمي است دوام نمي يابد و آزادي نيز بدون وجود استقلال منجر به وابستگي و استحاله در نظام بين الملل خواهد شد. استقلال و آزادي موردنظر امام ريشه در اسلام و قوانين شرع دارد از اين بابت مي توان گفت كه نگاه حضرت امام به سياست خارجي يك نگاه ايدئولوژيك است. دراين رابطه امام مي فرمايند :
« صدور اسلام به اين است كه اخلاق اسلامي، آداب اسلامي، اعمال اسلامي آنجا طوري باشد كه مردم توجه به آن بكنند... آشنا كنيد مردم را به اسلام وبه نهضت اسلامي و انقلاب اسلامي، صدور آن وقت است كه اسلام، حقايق اسلام، اخلاق اسلامي، اخلاق انساني رشد پيدا بكند»

روابط خارجي از نظر امام
حضرت امام با حفظ استقلال نظام، ارتباط با خارج از كشور وبرقراري روابط با كشورهاي جهان را توصيه مي‌نمودند امام ارتباط با جهان خارج را موجب توسعه سياسي و تقويت بنيه اقتصادي كشور دانسته و ارتباطات فرهنگي و ايدئولوژيك با ديگر كشورها بخصوص ممالك اسلامي را موجب افزايش تفاهم وهمگرائي وتعامل ميان ملتها تلقي مي نمودند. در واقع درجهان امروز نيز هيچ كشوري نمي تواند در انزوا و بدون برقراري ارتباط با كشورهاي ديگر نيازهاي خود را تامين كند و عقل سياسي ايجاب مي كند كه ارتباطات جهاني افزايش يابد روابط منطقه اي رشد پيدا كند و مناسبات دوجانبه تقويت گردد حضرت امام در توصيه هاي خود به مسئولين وزارت امورخارجه همواره بر ضرورت رعايت احترام متقابل، رعايت استقلال كشورها و مراعات موازين انساني و مداخله نكردن در امور داخلي يكديگر را تاكيد مي نمودند و در واقع سياست تعامل با جهان را امري مبتني بر عقل و شرع و متناسب با اصول كشورداري مي دانستند ايشان در فرازي از سخنان خود مي فرمايند:
اسلام با همه كشورهائي كه در جهان هستند مي خواهد كه دوست باشد و دولت اسلامي با همه ملتها و با همه دولتها مي خواهد كه تفاهم و ارتباط صحيح داشته باشد درصورتيكه آنها متقابلاً احترام دولت اسلامي را مراعات كنند.
اولويت اول امام خميني (ره) براي برقراري و تحكيم روابط خارجي، كشورهاي اسلامي بودند براساس تفكر ايشان اتحاد ميان كشورهاي اسلامي در چارچوب نهادهاي منطقه اي وفرامنطقه اي وبين المللي ضرورت داشت و اين اتحاد تنها در سايه برقراري و تقويت روابط ممكن مي گرديد از نظر ايشان ارتباطاتي كه مبناي ايدئولوژيك و اعتقادي داشته باشد با دوام تر خواهد بود توجه به مشتركات در برقراري روابط با كشورها از توصيه هاي ايشان بود و اين امر برگرفته از سيره نبوي و ديپلماسي پيامبر اسلام (ص) بود چرا كه پيامبر اكرم (ص) نيز همواره به سفرا ونمايندگان خود در خارج از بلد اسلامي توصيه مي فرمودند كه بر سر مشتركات خود با ملل ديگر تاكيد كنيد و اگر هيچ اشتراكي نداشتيد بر« انسان بودن خود » كه وجه اشتراك كليه انسانهاست تاكيد نمائيد و اين سياست يعني توجه به اشتراكات همواره موجب تقويت دوستي ها و كاهش اختلافات مي گرديد. بطور طبيعي اسلام وجه اشتراك اصلي كشورهاي مسلمان است وامام همواره به تقويت اين وجه عنايت داشتند البته هدف اصلي تقويت ارتباطات با كشورهاي مسلمان، افزايش تفاهم بين آنها ومتحد ساختن ايشان درمقابل زورگويان و مستكبران بين المللي وبه عبارت ديگر تقويت نهضت بيداري اسلامي بود. ايشان مي فرمودند:
از موضع قدرت عظيم، دست پر بركت و قدرتمند خود را براي دوستي وبرادري ايماني پيش تمام مسلمين خصوصاً ملتها ودولت هاي منطقه وهمسايه دراز مي كنم
حضرت امام از نخستين روزهاي آغاز نهضت اسلامي معتقد بودند كه اتحاد اسلامي مي تواند بُعد ظلم ستيزي و انقلابي داشته باشد و براين اساس براي مبارزه با فشارهاي ابرقدرتها، ملل مسلمان را به يكپارچگي و همبستگي فرامي خواندند از نظر ايشان افزايش ارتباطات و تفاهم ميان كشورهاي اسلامي گامي مهم و اساسي جهت حضور مسلمانان در عرصه هاي تصميم گيري بين المللي و معرفي تعاليم انسان ساز اسلام بود. ايشان احياي تمدن بزرگ اسلامي را از رهگذر طنين افكندن بانگ لا اله الا الله و محمد رسول الله در سراسر جهان ممكن دانسته و اين نكته نيز يكي از وجوه آرمان گرايانه انديشه سياسي حضرت امام است. امام در پرسشي اساسي از مسلمانان جهان سئوال مي‌كنند كه مسلمانان جهان با اين مخازن بزرگ و وسعت كشورهايشان اگر اتحاد داشتند آيا مثل امروز تحت سلطه دو ابرقدرت بودند؟ در همين رابطه است كه امام براي جمهوري اسلامي ايران يك نقش محوري براي نهادينه كردن حركت ضد استكباري قائل بودند ايشان مي فرمودند نهضت ما نهضت مستضعفين سراسر جهان است قبل از آن كه به منطقه اي خاص متعلق باشد. ايشان رمز صدور انقلاب اسلامي ومعنويت آن را تطبيق اين مكتب با فطرت انساني دانسته ومعتقد بودند كه صدور انقلاب اسلامي وحمايت از مستضعفين به معناي جنگ طلبي واعمال زور و به عبارتي دخالت در امور داخلي ديگران نيست بلكه معرفي وترويج ارزشهاي ديني والهي است كه منجر به ارتقاي روحيه ظلم ستيزي و شناخت حق از باطل و تقويت جبهه حق مي گردد. امام خميني، تبليغ به شيوة پيامبر اسلام و صدور فرهنگ معنوي انقلاب را موجب روي آوردن ملل مظلوم به سوي اين مكتب انسان ساز مي پنداشتند. حضرت امام معتقد بودند جمهوري اسلامي ايران قابليت الگوشدن براي كشورهاي ديگر را دارد لذا بايد مسئولين اهتمام ورزيده و اين كشور را به عنوان الگو به جهان معرفي نمايند ودراين صورت است كه ملل جهان بخصوص مسلمانان از اين الگو و اسوة حسنه حمايت كرده وسيره نظام اسلامي را در كشور خود نيز پياده مي نمايند. به عبارت ديگر از ديد امام همواره سياست خارجي جمهوري اسلامي منبعث از سياست داخلي بوده وتعاملات داخلي بطور طبيعي بر مناسبات خارجي نيز تاثير مي گذارد.
حضرت امام از نخستين روزهاي آغاز نهضت اسلامي معتقد بودند كه اتحاد اسلامي مي تواند بُعد ظلم ستيزي و انقلابي داشته باشد و براين اساس براي مبارزه با فشارهاي ابرقدرتها، ملل مسلمان را به يكپارچگي و همبستگي فرامي خواندند از نظر ايشان افزايش ارتباطات و تفاهم ميان كشورهاي اسلامي گامي مهم و اساسي جهت حضور مسلمانان در عرصه هاي تصميم گيري بين المللي و معرفي تعاليم انسان ساز اسلام بود. ايشان احياي تمدن بزرگ اسلامي را از رهگذر طنين افكندن بانگ لا اله الا الله و محمد رسول الله در سراسر جهان ممكن دانسته و اين نكته نيز يكي از وجوه آرمان گرايانه انديشه سياسي حضرت امام است. امام در پرسشي اساسي از مسلمانان جهان سئوال مي‌كنند كه مسلمانان جهان با اين مخازن بزرگ و وسعت كشورهايشان اگر اتحاد داشتند آيا مثل امروز تحت سلطه دو ابرقدرت بودند؟ در همين رابطه است كه امام براي جمهوري اسلامي ايران يك نقش محوري براي نهادينه كردن حركت ضد استكباري قائل بودند ايشان مي فرمودند نهضت ما نهضت مستضعفين سراسر جهان است قبل از آن كه به منطقه اي خاص متعلق باشد. ايشان رمز صدور انقلاب اسلامي ومعنويت آن را تطبيق اين مكتب با فطرت انساني دانسته ومعتقد بودند كه صدور انقلاب اسلامي وحمايت از مستضعفين به معناي جنگ طلبي واعمال زور و به عبارتي دخالت در امور داخلي ديگران نيست بلكه معرفي وترويج ارزشهاي ديني والهي است كه منجر به ارتقاي روحيه ظلم ستيزي و شناخت حق از باطل و تقويت جبهه حق مي گردد. امام خميني، تبليغ به شيوة پيامبر اسلام و صدور فرهنگ معنوي انقلاب را موجب روي آوردن ملل مظلوم به سوي اين مكتب انسان ساز مي پنداشتند. حضرت امام معتقد بودند جمهوري اسلامي ايران قابليت الگوشدن براي كشورهاي ديگر را دارد لذا بايد مسئولين اهتمام ورزيده و اين كشور را به عنوان الگو به جهان معرفي نمايند ودراين صورت است كه ملل جهان بخصوص مسلمانان از اين الگو و اسوة حسنه حمايت كرده وسيره نظام اسلامي را در كشور خود نيز پياده مي نمايند. به عبارت ديگر از ديد امام همواره سياست خارجي جمهوري اسلامي منبعث از سياست داخلي بوده وتعاملات داخلي بطور طبيعي بر مناسبات خارجي نيز تاثير مي گذارد.
امام معمولا در ديدار با دست اندركاران سياست خارجي آنان را به تقواي الهي، خودسازي، تهذيب نفس و اسلامي ساختن سفارتخانه ها فرا خوانده ومي فرمودند وقتي شما در راه مستقيم قرار گرفتيد به مقصد مي رسيد.
اصلی که غیر قابل تغییر است، این است که سیاست خارجی ما باید بر مبنای حفظ آزادی و استقلال کشور و نیز حفظ مصالح و منافع ملت ایران باشد ولی در خصوص این گونه مسائل، مسؤولین فنی دولت منتخب، در آینده آنها را بررسی می کنند و دولت تصمیم می گیرد.( صحیفه نور ج 3 ص 92)
سیاست دولت اسلامی، حفظ استقلال، آزادی ملت و دولت و کشور و احترام متقابل بعد از استقلال تمام می‌باشد و فرقی بین ابرقدرت ها و غیر آنها نیست. ( صحیفه نور ج 3 ص 89)
جمهوری اسلامی ما با تمام ممالک روابط حسنه و احترام متقابل قایل است، در صورتی که آنها هم احترام متقابل قایل باشند. ( صحیفه نور ج 22 ص 156)
ما با اسرائیل چون غاصب است و در حال جنگ است با مسلمین، روابطی نخواهیم داشت. و اما آمریکا و شوروی، اگر دخالت در امور داخلی ما نکنند و با ما روابط حسنه داشته باشند، با آنها روابط برقرار خواهیم کرد. (صحیفه نور ج 4 ص 172)
قابل توجه است دیدگاه امام پس از استقرار نظام ج.ا.ا :
البته ما متوقع نیستیم که با قیامی که بر پایه اسلام عزیز نمودیم و (نه) به شرق و غرب و عمال آنها گفته ایم، آنان به ما و شماها و به ملت عزیز جان بر کف ما بارک الله بگویند.(ج20ص173)
البته ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجی و بین الملل اسلامی مان بارها اعلام نموده ایم که در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه جهانخواران بوده و هستیم، حال اگر نوکران آمریکا نام این سیاست را توسعه طلبی و تفکر تشکیل امپراطوری بزرگ می گذارند، از آن باکی نداریم و استقبال می کنیم. ما در صدد خشکانیدن ریشه های فاسد صهیونیزم، سرمایه داری و کمونیزم در جهان هستیم، ما تصمیم گرفته ایم به لطف و عنایت خداوند بزرگ نظام هایی را که بر این سه پایه استوار گردیده اند نابود کنیم و نظام اسلام رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را در جهان استکبار ترویج نماییم، و دیر یا زود ملت های در بند شاهد آن خواهند بود. ( صحیفه نور ج 20 ص 232)
از باب مسائل سیاست خارجی کشور بر عهده وزیر امور خارجه است. اگر آقایان اعتراضی دارند باید برادرانه در هیأت دولت مطرح کنند. اگر به اعتراض جواب قانع کننده ای داده شد، که چه بهتر و الا وزیر امور خارجه است که در چهارچوب سیاست ترسیمی از رهبری نظام و یا مجلس، تصمیم گیرنده است. ( صحیفه نور ج 20 ص 220)
افراد وطن دوست افرادی که نه شرقی باشند نه غربی، بلکه در صراط مستقیم اسلامیت و انسانیت باشند، انتخاب کنید و به آنهارأی بدهید. ( صحیفه نور ج 5 ص 277)
یک ملتی که همه فریاد می زنند که ما جمهوری اسلامی می خواهیم، (نه شرقی و نه غربی، جمهوری اسلامی) ما دیگر حق نداریم که بنشینیم بگوئیم که نه، ( صحیفه نور ج 10 ص 13)
استقلال سياسي :
مي توان گفت استقلال سياسي ركن ركين استقلال در همه ابعاد آن مي باشد به گونه اي كه استقلال اقتصادي يا فرهنگي نيز بدون استقلال سياسي امري امكان ناپذير مي باشد و اساسا يكي از اهداف انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني ره ، به دست آوردن استقلال بود به گونه اي كه استقلال سياسي يكي از شاه بيت هاي فرمايشات حضرت امام خميني ره در پيش و پس از پيروزي انقلاب اسلامي به شمار مي آيد چنانكه ايشان در اين زمينه مي‌فرمودند : « ما خواهان استقلال هستيم و روابط خود را با جهان غرب بر اين اساس پى ريزى مى‏نماييم. ما مى‏خواهيم ملت ايران غربزده نباشد و بر پايه‏هاى ملى و مذهبى خويش به سوى ترقى و تمدن گام بردارد. » (صحيفه امام ، ج4، ص 160)
جالب است اینکه خود امام با نشان دادن برخی عوامل ما را نسبت به نوعی تحریف آگاهی می بخشد. و در بحث تحریف سیاست خارجی امام می شود به عوامل ذیل اشاره نمود:
بی توجهی  یا کم دقتی به انتخاب افراد مرتبط با سیاست خارجی.
مبنا قرار دادن اصول و ارزش های انقلاب اسلامی در انتخاب استراتزی روابط خارجی.
پذیرش قلبی و عملی نظارت رهبری بر دیپلماتیک و رفتارهای دیپلمات ها توسط مسئولین.

چگونه امام خمینی از نظر سیاست استکبار ستیزی قابل تحریف است ؟
شروع استكبارستيزي را بايد سال 1343 و همزمان با اعتراض امام خميني به تصويب قانون كاپيتولاسيون در ايران دانست؛ آنجايي كه حضرت امام با سخنراني افشاگرانه خود نه فقط زمينه‌ساز شكل‌گيري انقلابي بزرگ در سال 57 شد، بلكه جرقه‌هاي نخستين راهبرد استكبار ستيزي را در ميان مردم ايران زد. امام با آگاهي از حضور زيانبار مستشاران نظامى و امنيتى امريكايى و انگليسى در كشور در پس تصويب لايحه كاپيتولاسيون براى نظاميان امريكايى در مجلس شوراى ملى (21 مهر 1343) بلافاصله مراجع و علماى قم را به تشكيل جلسه هفتگى فرا خواندند و با ارسال تلگرام و پيك‏هايى علماى ساير شهرها را در جريان امر قرار دادند. سخنراني تاثيرگذار حضرت امام به همين مناسبت را بايد نخستين اقدام رسمي ايشان در مقابله با استكبار دانست كه دستاوردهاي آن تا امروز ادامه داشته است.(سایت جوان آنلاین، کد خبر: 721666، تاریخ انتشار: ۱۶ خرداد ۱۳۹۴ )

استكبار ستيزي همگام با تثبيت انقلاب
امام خميني در طول مبارزات هم محور اساسي را بر استكبارستيزي قرار دادند و با تأكيد بر گزاره‌هايي همچون «همه بدبختي ما از امريكاست» از خوي تجاوزطلبي و ضرورت مبارزه و عدم رابطه با استكبار سخن به ميان مي‌آوردند. ايشان همچنين در اوج روزهاي انقلاب و همزمان با توسعه سخنان تهديدآميز مقامات امريكايي و از جمله كارتر،‌ رئيس‌جمهور وقت ايالات متحده فرمودند: «‌قدرتمندي به اين است كه نظاممان را از گرفتاري‏اي كه امريكا برايش پيش آورده نجات بدهيم و يك نظام متكي بر ملتْ ما ايجاد بكنيم نه يك نظامِ متكي بر مستشارهاي امريكا و استقلالمان را هم حفظ بكنيم و يك مملكت مستقل باشيم نه يك مملكتي كه همه چيز آن در دست ديگران است...» تأكيد حضرت امام (ره) بر مبارزه با امريكا و نظام سلطه منجر به آن شد كه اصل 152 قانون اساسي به صراحت عنوان كند «سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران برپايه نفي هرگونه سلطه خارجي، سلطه‌پذيري، حفظ استقلال همه‌جانبه، دفاع از حقوق مسلمانان، حمايت از نهضت‌هاي آزادي بخش و اسلامي، عدم تعهد در برابر قدرت‌هاي سلطه‌گر و روابط صلح‌آميز متقابل با دولت‌هاي غيرمحارب استوار است.» (سایت جوان آنلاین، کد خبر: 721666، تاریخ انتشار: ۱۶ خرداد ۱۳۹۴ )
یكي از پيام‌هاي تاريخي امام كه در آن بر ضرورت ادامه استكبار‌ستيزي مردم با سر دادن شعارهايي نظير مرگ بر امريكا بود، رسانه‌اي شد. در اين پيام آمده است:حال بايد به آن آخوند مزدور كه فرياد مرگ بر امريكا و اسرائيل و شوروي را خلاف اسلام مي‌داند گفت؛ آيا تأسي به رسول خدا(ص)و متابعت از امر خداوند تعالي خلاف مراسم حج است؟ آيا تو و امثال تو آخوند امريكايي فعل رسول الله(ص) و امر خداوند را تخطئه مي‌كنيد...» (پيام به حجاج سال 64)
حضرت امام(ره) از همان آغاز نهضت، نوک حمله تهاجم خود را به سوی استکبار جهانی و در راس آن آمریکای جنایتکار نشانه رفت و نهضت اسلامی خود را مبتنی بر «دکترین استکبارستیزی» بنیان نهادند.ایشان تنها در مقام توصیف ویژگی‌های استکبار جهانی باقی نماندند و با بصیرت و آگاهی و شجاعت تمام، آمریکای جنایتکار را به عنوان رأس استکبار جهانی معرفی و مورد خطاب قرار ‌دادند. .( سایت جهان امروز، کترین استکبارستیزی امام خمینی (ره)تاریخ انتشار : شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۴)
حضرت امام(ره) مبتنی بر آیات و روایات متعددی که در نفی پذیرش ولایت کفار و مستکبر آمده، ساده‌لوحانی که به دنبال مذاکره و کنارآمدن با شیطان بزرگ هستند را به عنوان خائن معرفی نمودند.ایشان با صراحت در نفی هرگونه سازش با استکبار جهانی فریاد بر می‌آورد: «کسی تصور نکند که ما راه سازش با جهان‌خواران را نمی دانیم. (سایت جهان امروز، کترین استکبارستیزی امام خمینی (ره)تاریخ انتشار : شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۴)
ولی هیهات که خادمان اسلام به ملت خود خیانت کنند!... اگر بندبند استخوانهایمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالای دار برند، اگر زنده‌زنده در شعله‌های آتش‌مان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستی‌مان را در جلوی دیدگانمان به اسارت و غارت برند هرگز امان‌نامه کفر و شرک را امضاء نمی‌کنیم.» (صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۶۹)

دکترین استکبار‌ستیزی امام خميني‌(ره)
یکی از مشخصه‌هاي بارز اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی(ره) تلاش برای وارد کردن واژه‌ها و مفاهیم قرآنی و اسلامی‌در ادبیات سیاسی انقلاب اسلامی‌بود که ازجمله مهمترین آنها واژه استکباراست. حضرت امام(ره) از همان آغاز نهضت، نوک حمله تهاجم خود را به سوی استکبار جهانی و در راس آن آمریکای جنایتکار نشانه رفت و نهضت اسلامی ‌خود را مبتنی بر «دکترین استکبار‌ستیزی» بنیان نهاد. آموزه‌هاي قرآنی یکی از مهمترین اهداف ارسال انبیاء و اوصیاء الهی را در طول تاریخ شمرده می‌شد. حضرت امام(ره) تنها در مقام توصیف ویژگی‌های استکبار جهانی باقی نمی‌ماند و با بصیرت و آگاهی و شجاعت تمام آمریکای جنایتکار را به عنوان راس استکبار جهانی معرفی و مورد خطاب قرار می‌دهد. رهبر کبیر انقلاب اسلامی ‌با فریاد برآوردن آنکه «همه بدبختی ما از آمریکاست» از خوی تجاوز‌طلبی و ضرورت مبارزه و عدم رابطه با استکبار چنین سخن گفت: «خیال نکنید که روابط ما با امریکا و روابط ما با نمی‌دانم شوروی و روابط ما با اینها یک چیزی است که برای ما یک صلاحی دارد. این مثل رابطه بره با گرگ است! رابطه بره با گرگ، رابطه صلاحمندی برای بره نیست، اینها می‌خواهند از ما بدوشند، اینها نمی‌خواهند به ما چیزی بدهند.» (صحیفه امام، ج ۱۰، ص ۳۶۰).(سایت سیاست روز، اندیشه سياسي استكبار‌ستيزي امام‌(ره) در مواجهه با غرب)
حضرت امام(ره) در طول مبارزه و بالاخص بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ‌و شکل‌گیری نظام اسلامی‌که نظام استکبار جهانی بطور تمام قد در برابر نهضت اسلامی ‌ملت ایران قرار گرفت و آن را بزرگ‌ترین تهدید قلمداد کرد، به تبیین ابعاد و شاخصه‌هاي دکترین استکبارستیزی پرداختند که مهم‌ترین آن را می‌توان در ذيل يادآوري و مورد مطالعه قرار داد:
الهی بودن: یکی از مولفه‌هاي مهم مبانی اندیشه‌‌ای حضرت امام(ره) مساله مبارزه با استکبار، مساله ماهیت الهی مبارزه و قیام برای خداست. تاریخی‌ترین سند مبارزاتی للّه مثنی و فرادی» آغاز می‌شود. ایشان در ابتدای پیام که خطاب به همه مسلمانان و علما و روحانیون نوشته‌اند آورده‌اند: «خدای تعالی در این کلام شریف، از سرمنزل تاریک طبیعت تا منتهای سیر انسانیت را بیان کرده، و بهترین موعظه‌هایی است که خدای عالم از میانه تمام مواعظ انتخاب فرموده و این یک کلمه را پیشنهاد بشر فرموده. این کلمه تنها راه اصلاح دو جهان است... خودخواهی و ترک قیام برای خدا ما را به این روزگار سیاه رسانده و همه جهانیان را بر ما چیره کرده و کشورهای اسلامی‌را زیر نفوذ دیگران درآورده.» (صحیفه امام، ج۱، ص ۲۱ )
سازش ناپذیری: ایشان امکان هرگونه تلاش برای نزدیکی و سازش و مصالحه با استکبار را نفی می‌کند و آن را نافی عزت مسلمین می‌داند. ضمن آنکه این حرکت را ثمربخش ندانسته و بر این باور است که استکبار از موضع خود کوتاه نخواهد آمد. این نگاه برآمده از آموزه‌هاي قرآنی است که خداوند در شرح وضعیت جبهه حق و دشمنان آن بدان اشاره کرده است. وامروز ما شاهد‌ اين‌ آينده‌نگري حضرت امام خميني‌(ره) مي‌باشيم و آن هم در قضيه انرژي هسته‌اي و مذاكرات مستمرايران با گروه ۱+۵ است كه با مواضع متزلزل آمريكا و هم پيمانان ‌ايشان مواجهيم! (سایت سیاست روز، اندیشه سياسي استكبار‌ستيزي امام‌(ره) در مواجهه با غرب)

امام و آمریکا
رابطه با آمریکا همواره موضوع مورد بحث سیاست خارجی ایران بوده و هست. حضرت امام خمینی‌(ره) آمریکا را شیطان بزرگ دانسته و معتقد بودند تا زمانی که آمریکا آدم نشود یعنی روش‌های غلط و سلطه‌جویانه خود در برخورد با دیگران و با جمهوری اسلامی‌ایران را تصحیح نکند نمی‌توان با این کشور رابطه برقرار کرد. البته نگاه حضرت امام به سلطه‌جويی ابرقدرت‌ها منحصر به آمریکا نبوده و ایشان از بدو پیروزی انقلاب اسلامی ‌و در دوران جنگ سرد با طرح شعار اصولی «نه شرقی نه غربی» سلطه‌جویی هر دو ابرقدرت آمریکا و شوروی (سابق) را مطرود می‌دانستند و این به دلیل اعتقاد ایشان به حفظ استقلال نظام الهی ایران بود. (سایت سیاست روز، اندیشه سياسي استكبار‌ستيزي امام‌(ره) در مواجهه با غرب)
آنچه امام در اخذ دستاوردهای مدرن غرب همواره آن را مورد توجه قرار داده و از آن گریزان است، این است که مبادا اخذ این دستاوردها به یکی از موارد زیر منجر شود:
سلطه سیاسی: بزرگترین واهمه ایشان در اقتباس از غرب، این است که این امر منجر به سلطه سیاسی، نظامی، اقتصادی و... آنان بر ما بشود و لذا در اشاره به این مطلب می‌گویند: «مخالفت روحانیون با بعضی از مظاهر تمدن در گذشته صرفا به جهت ترس از نفوذ اجانب بوده است.» (صحيفه نور، ج ۲۱، ص ۹۰)
از خود بیگانگی: یکی دیگر از دغدغه‌هاي امام در اخذ تمدن جدید غرب، این است که رویکرد به غرب باعث خود‌باختگی ملل اسلامی ‌بشود و در نتیجه این رویکرد، آنها خود را فراموش کرده و برای همیشه خود را وابسته و محتاج به غیر بدانند؛ چنانکه از نظر ایشان، این امر درباره ایرانیان چنین بوده است و لذا امام در اشاره به این مساله می‌گویند: «افسوس که ما از اروپايیان چنان وحشت کردیم که یکسره خود را باختیم و... گمان کردیم که اگر مملکتی در سیر طبیعی پیشرفت کرد، در سیر حکمت الهی نیز پیشقدم است و این از اشتباهات بزرگ ما بود.» (امام خمینی، کشف‌الاسرار، ص ۳۴) و همین امر باعث همه گرفتاری‌ها و بدبختی مسلمانان گردید.(سایت سیاست روز، اندیشه سياسي استكبار‌ستيزي امام‌(ره) در مواجهه با غرب)
کلام امام در قبل و بعد از پیروزی انقلاب در خصوص مستکبران قابل تامل است :
منطق اولیاءالله، منطق تلاش و مبارزه بر علیه استکباراست.( صحیفه نور جلد 2 صفحه27 )   
ما دیدیم که مستکبران، مستضعفان را دارند از بین می برند، قیام کردیم، ما برای خدا قیام کردیم، در همه اهالی ممالک هم به روی ما بسته بشود، در رحمت خدا به روی ما باز است و ما اتکال به رحمت خدا و اتکال به قدرت خدا می کنیم و شما قدرتمند باشید و به پیش بروید. ( صحیفه نور جلد 11 صفحه 60)
خاطره تلخ 17 شهریور 57 و خاطره تلخ روزهای بزرگی که بر امت گذشت، میوه شیرین سرنگونی کاخ های استبداد و استکبار و جایگزینی پرچم جمهوری عدل اسلامی را به بار آورد. مگر نه آن است که دستور آموزنده کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا باید سر مشق امت اسلامی باشد، قیام همگانی در هر روز و در هر سرزمین. عاشورا قیام عدالتخواهان با عددی قلیل و ایمانی و عشقی بزرگ در مقابل ستمگران کاخ نشین و مستکبران غارتگر بود و دستور آن است که این برنامه سرلوحه زندگی امت در هر روز و در هر سرزمین باشد. ( صحیفه نور جلد 9 صفحه 58)
روزهائی که بر ما گذشت عاشورای مکرر بود و ریخت، کربلای مکرر و این دستور آموزنده، تکلیفی است و مژده ای. تکلیف از آن جهت که مستضعفان اگر چه با عده ای قلیل علیه مستکبران، گرچه با ساز و برگ مجهز و قدرت شیطانی عظیم، مامورند چونان سرور شهیدان قیام کنند. ( صحیفه نور جلد 9 صفحه 58)
ای مسلمانان و ای مستضعفان عالم! دست به دست هم دهید و به خدای بزرگ رو آورید و به اسلام پناهنده شوید و علیه مستکبران و متجاوزان به حقوق ملت ها پرخاش کنید. ( صحیفه نور جلد 10 صفحه 222)
شاه ایران را از نظر سیاسی در موضع آمریکا قرار داده است و همیشه ایران را طرفدار ظالمان و مستکبران قرار داده است. ( صحیفه نور جلد 22 صفحه 263)
همه مستضعفان جهان در مقابل مستکبران بایستند و مسائل خودشان را اخذ کنند و حق خودشان را بگیرند و باید بدانند که حق گرفتنی است و الا نخواهند اعطاء کرد. ( صحيفه امام، ج‏12، ص 285)
اساس این است که مستکبران جهان، کسانی که از این ممالک اسلامی و از ممالک مستضعف بهره برداری می‌کردند و می کنند، احساس خطر کرده اند و چون که ایران را احساس کردند که مبدأ قیام عمومی مسلمین و مستضعفان است تمام قوای خودشان را چه در تبلیغات و چه در خرابکاری متمرکز کردند در ایران. ( صحیفه نور جلد 15 صفحه 118)
خيال نكنيد كه روابط ما با امريكا و روابط ما با نمي‏دانم شوروي و روابط ما با اينها يك چيزي است كه براي ما يك صلاحي دارد. اين مثل رابطه بره با گرگ است! رابطه بره با گرگ، رابطه صلاحمندي براي بره نيست، اينها مي‏خواهند از ما بدوشند، اينها نمي‏خواهند به ما چيزي بدهند.( صحيفه امام، ج‏10، ص 360)

جمع بندی
اگر شاخصه‌هاي دکترين "استکباري ستيزي امام را  شامل:
الهي بودن، سازش ناپذيري، دائمي بودن، تهاجمي بودن، تکليف گرايي و شکست ناپذيري،مبارزه بر دوش مستضعفين و توده‌هاي ملت، مبارزه با تمام قوا، مبارزه تا نابودي کامل، در نظر بگیریم ، حال امامی که با این صراحت و ثبات و استواری سال ها بر مواضع خود ایستادگی کرده است، اگر در شرایط ذیل قرار بگیرد  قابل تحریف خواهد بود:
تغییر شرایط کلی در نگرش ها و مبانی مسولین نظام.
تفسیر به رای از کلام و رفتار امام.
مصادره امام توسط جریانات سیاسی.
نفوذ مرفعین بی درد در بدنه حاکمیت.
ضعف و سستی مسولین در فشارهای دشمن.
تکیه به دشمن جهت حل مشکلات.
تلاش دشمن در برهم زدن وحدت و ایجاد فاصله در میان اقشار و اصناف مختلف.



چگونه امام خمینی از نظر اقتصادی قابل تحریف است ؟
مقدمه
شناختن امام خميني و آشنايي با چارچوب فکري ايشان در تمام زمينه‌ها براي يک حکمراني خوب امري لازم و ضروري است. انديشه‌هاي امام‌خميني(ره) که برگرفته از انديشه‌هاي مکتب پوياي اسلام است با هوش و ذکاوت ذاتي آن امام همام تلفيق شده و اين انديشه‌ها را در ابعاد جهاني مطرح ساخته است و امروزه مي‌توان به عنوان راهکاري در جهت حل مشکلات استفاده کرد. يعني با مراجعه به افکار آن امام همام مشکلاتي که در زمينه‌هاي اقتصادي و سياسي و اجتماعي رخ مي‌دهد، را مرتفع کرد. (سایت abp چهار شنبه 7 ارديبهشت 1390)
در حوزه اقتصاد امام دایما توجه به عناصر: اسلامیت، استقلال، مستضعف،و تلاش دارند.در اسلام اقتصاد وسيله‌يي است در جهت برقراري عدالت اجتماعي. اين عدالت درباره معيشت مردم بايد اثرگذار باشد. به دور از افراط و تفريط حاکمي که در جريانات ديگر اقتصادي است، باشد. در اين خصوص امام خميني(ره) مي‌فرمايند: «اسلام تعديل مي‌خواهد؛ نه جلوي سرمايه را مي‌گيرد و نه مي‌گذارد سرمايه آنطور بشود که يکي صدها ميليارد دلار داشته باشد و براي سگش هم اتومبيل داشته باشد و شوفر داشته باشد و امثال ذکر؛ و اين يکي که مي‌رود پيش بچه‌هايش نان نداشته باشد. نمي‌شود؛ اين عملي نيست. نه اسلام با اين موافق است نه هيچ انساني با اين موافق است» ديدگاه اقتصادي امام خميني(ره) همواره بر رعايت اعتدال بوده است. در حالي که ديدگاه‌هاي فوق در باتلاق افراط و تفريط گير افتاده‌اند و هرچه بيشتر براي نجات خود دست و پا مي‌زنند،اما برعکس ديدگاه ليبراليستي مالکيت را افسار گسيخته و بدون قيد نمي‌پذيرد. در اين نگرش (ديدگاه اسلامي)، مالکيت به صورت محدود و کنترل شده مورد تاييد قرار مي‌گيرد که اين به نوبه خود منجر به رشد بخش خصوصي مي‌شود. (سایت abp چهار شنبه 7 ارديبهشت 1390)
نظام سرمايه‌داري نظامي است که در آن هدف اصلي دستيابي به بيشترين رفاه مادي و سود اقتصادي است و آزادي اقتصادي از وجوه مشخصه آن است. درباره اين الگو مي‌توان کشورهايي همچون امريکا و انگلستان و در کل بلوک غرب را نام برد که از اين سيستم به عنوان الگوي خود استفاده مي‌کنند. نظام سوسياليسم، سيستم اقتصادي است که در آن مالکيت خصوصي ابزارهاي توليد جاي خود را به مالکيت دولتي و همگاني شدن ابزارتوليد مي‌دهد. درباره اين الگو نيز بايد به اتحاد جماهير شوروي سابق و بلوک شرق اشاره کرد که بشدت تحت تاثير اين الگوي اقتصادي بوده‌اند.همانگونه که ملاحظه مي‌کنيد حتي در اين تعاريف کلي هم مي‌توان به تفاوت اصلي ديدگاه‌هاي فوق با ديدگاه اقتصادي مدنظر امام خميني(ره) پي برد. اصولا در مکاتب اقتصادي بالا، اصالت از آن اقتصاد است. اقتصاد هدف نهايي و غايي است. زندگي‌اي که بيشترين رفاه را داشته باشد، بيشترين سود را داشته باشد و غايت استفاده آن به اين دنياي فاني محدود مي‌شود. اين مکاتب، مکاتبي مي‌شوند که براي رسيدن به هدف (زندگي مادي)، هر وسيله‌يي را توجيه مي‌کنند و اينگونه نه تنها به اهداف متعالي معنوي وقعي نمي‌نهند، بلکه با توجه به کارکردشان مردم تحت سلطه خود را هم از عدالت اجتماعي محروم مي‌کنند: «يکي از اموري که لازم به توصيه و تذکر است آن است که اسلام نه با سرمايه‌داري ظالمانه و بي‌حساب و محروم‌کننده توده‌هاي تحت ستم و مظلوم موافق است، بلکه آن را بطور جدي در کتاب و سنت محکوم مي‌کند و مخالف عدالت اجتماعي مي‌داند.» (سایت abp چهار شنبه 7 ارديبهشت 1390)

چگونه اقتصاد اسلامي از منظر امام خميني قابل تحریف است؟
امام خميني(ره) در زمينه اقتصاد نيز از انديشه‌هاي ناب اسلام استفاده کرده است و اگر خوب در مسائل مطروحه‌يي که ايشان در اين باب ابراز داشته‌اند ريز شويم، ايشان به اقتصاد با محوريت انسان‌سازي نظر داشته‌اند، نه به عنوان غايت. لذا اقتصاد در نظر ايشان غايت نيست، هدف نهايي نيست، بلکه وسيله‌يي است در جهت رسيدن به اهداف متعالي: «نظر ما به اقتصاد نيست مگر بطور آلت، نظر ما به فرهنگ اسلامي است که اين فرهنگ اسلامي را از ما جدا کردند و غرب در شرق آنطور نفوذ کرد که شرق خودش را باخت و محتواي بسياري از جوان‌هاي ما را گرفت. زير بنا اقتصاد نيست، براي اينکه غايت انسان، اقتصاد نيست. انسان زحمتکش فقط براي اين است که فقط شکمش را سير کند يا جوان‌هايش را بدهد شکمش سير شود و ذات انسان از اينجا تا نهايت، انسان هست. اين انسان مردني نيست. انسان تا آخر هست و برنامه اسلام اين است که اين انسان را جوري کند که هم اينجا صحيح باشد و هم آنجا صحيح باشد، راه مستقيم، نه طرف شرق نه طرف غرب، صراط مستقيم، يک سرش اينجاست يک سرش در نهايت.» با رجوع به جمله بالا مي‌توان پي برد که امام خميني(ره)، آثار تبعات اقتصادي را محدود به اين دنياي فاني نکرده‌اند و نگاهي عميق‌تر به اقتصاد نسبت به مکاتب ديگر داشته‌اند که خاصه مي‌توان به عنوان 2 مکتب ديگر، از انديشه‌هاي ليبراليستي وسوسياليستي يا نظام اشتراکي نام برد. براي درک بهتر انديشه‌ها ابتدا به ساکن لازم است که نگاهي گذرا به انديشه‌هاي اقتصادي بالا داشت و آنگاه دست به مقايسه زد و افتراق آنها را با نظام اقتصاد اسلامي برخاسته از ديدگاه امام خميني(ره) برشمرد. (سایتapb  ، تاريخ: چهار شنبه 7 ارديبهشت 1390)
در نظام سرمایه‏داری که مبتنی بر دئیسم، فرد‏گرایی و ماده‏گرایی می‏باشد، هدف غایی نظام را می‏توان افزودن بر رفاه در نظر گرفت. در این نظام اهداف متوسط را می‏توان رشد تولید و پس از آن عدالت توزیعی در نظر گرفت. البته با توجه به مبانی فلسفی مادی و فردگرایانه مطروحه، در این نظام رفاه به «رفاه مادی و فردی تفسیر شده و عدالت توزیعی نیز با نگرش فایده‏گرایانه مطرح گردیده است. براساس این تفسیر، هر توزیعی که سر جمع کل لذت جامعه را افزون کند، عادلانه است.( مبانی فلسفی نظام اقتصادی اسلام از دیدگاه امام،سید حسین میر معزی)
در اسلام اقتصاد وسيله‌يي است در جهت برقراري عدالت اجتماعي. اين عدالت درباره معيشت مردم بايد اثرگذار باشد. به دور از افراط و تفريط حاکمي که در جريانات ديگر اقتصادي است، باشد. در اين خصوص امام خميني(ره) مي‌فرمايند: «اسلام تعديل مي‌خواهد؛ نه جلوي سرمايه را مي‌گيرد و نه مي‌گذارد سرمايه آنطور بشود که يکي صدها ميليارد دلار داشته باشد و براي سگش هم اتومبيل داشته باشد و شوفر داشته باشد و امثال ذکر؛ و اين يکي که مي‌رود پيش بچه‌هايش نان نداشته باشد. نمي‌شود؛ اين عملي نيست. نه اسلام با اين موافق است نه هيچ انساني با اين موافق است»(سایتapb  ، تاريخ: چهار شنبه 7 ارديبهشت 1390)
امام(ره) که ديدي منحصربه‌فرد داشتند در نامه تاريخي خود که فروپاشي بلوک شرق را به گورباچف گوشزد کرده بودند، مي‌نويسند: «جناب آقاى گورباچف! بايد به حقيقت رو آورد؛ مشکل اصلى کشور شما مساله مالکيت و اقتصاد و آزادى نيست. مشکل شما عدم اعتقاد واقعى به خداست، همان مشکلى که غرب را هم به ابتذال و بن‌بست کشيده يا خواهد کشيد‌.(سایتapb  ، تاريخ: چهار شنبه 7 ارديبهشت 1390)
  مبانی فلسفی نظام اقتصاد اسلام در سه محور خداشناسی، جهان شناسی و انسان شناسی از دیدگاه حضرت امام خمینی قابل بیان است.(مبانی فلسفی نظام اقتصادی اسلام از دیدگاه امام،سید حسین میر معزی)
حضرت امام از اصل توحید دو اصل آزادی و عدالت را نتیجه می گیرد. این دو اصل می تواند به منزله مبانی مکتبی و ارزشی نظام اقتصادی اسلام محسوب شود. (مبانی فلسفی نظام اقتصادی اسلام از دیدگاه امام،سید حسین میر معزی)
حضرت امام نیز با تکیه بر سعادت انسانی و اینکه هدف جمهوری اسلامی دستیابی به سعادت می‏باشد، عقیده دارند که برقراری جمهوری اسلامی با اکثریت مطلق آرا صورت گرفت. در هر صورت، در جمهوری اسلامی سعادت همه افراد تأمین خواهد گردید و نیازمند به تأویلات خارج از منطق نیست. از این‏رو، برای دستیابی به اهداف نظام اقتصادی از دید حضرت امام باید به مبانی فلسفی و تفسیر ایشان از سعادت پرداخت؛ ولی با توجه به اینکه اصولاً در این بحث در پی دستیابی به مبانی فلسفی و کلامی این امر نیستم، فقط به تصریحات حضرت امام در مورد اهداف اقتصادی می‏پردازیم.
 لازم به ذکر است ایشان هدف غایی نظام اسلامی را تهذیب انسان عنوان نموده‏اند.(صحیفه امام؛ ج 7، ص 463-531) هدف غایی تهذیب نفس، معنویات و اخلاق است. ایشان نظام اقتصادی را وسیله‏ای در دستیابی به این امر دانسته و می‏فرمایند: اقتصاد هدف نیست؛ بلکه وسیله‏ای برای نیل به هدفی بالاتر و والاتر، یعنی فرهنگ اسلامی است .(صحیفه نور؛ ج 8، ص 85). از این‏رو، از دید ایشان نظام تربیتی و فرهنگی اسلام وظیفه هماهنگی و سازگاری بین زیرنظام‏های نظام عام اسلامی را داشته و تمامی این زیرنظام‏ها باید در راستای این نظام فرهنگی باشد و اهداف نظام اقتصادی نیز باید در این راستا بوده و اهدف آن به گونه‏ای باشد که دستیابی به آن‏ها زمینه کارکرد بهینه این نظام فرهنگی را تأمین نماید. بنابراین، با توجه به تصریحات حضرت امام (ره)که در همین بحث به آن پرداختیم، می‏توان به ملاکی در تصمیم‏گیرها و سیاست‏گذاری‏ها دست یافت که عبارت است از این‏که‏: سیاست‏های اقتصادی باید به طور کلی در جهت تقویت فرهنگ اسلامی و رشد معنویات و تهذیب نفس آحاد جامعه باشد.( سایت برهان ،گروه اقتصادی برهان/ دکتر میثم موسایی)
باتوجه به بحث فوق می‏توان عمده اهداف نظام اقتصادی اسلام از دید حضرت امام(ره) را عبارت از موارد زیر دانست:
 تربیت و اعتلای معنوی انسان‏ها،  استقلال اقتصادی، مبارزه با فقر و ایجاد رفاه عمومی، تعدیل ثروت، رشد و سازندگی. ( سایت برهان ،گروه اقتصادی برهان/ دکتر میثم موسایی)
ایشان تلاش در جهت رشد و توسعه را صرفاً در صورتی که موجب ایجاد وابستگی کشور به شرق یا غرب گردد، زیر سؤال می‏برند. از این‏رو، ایشان اهداف کلی برنامه‏های توسعه و نوسازی کشور را بدین مضمون بیان می‏کنند:
 1. تأکید بر حفظ ارزش‏ها و شئون اخلاقی و اجتماعی و نیز سالم‏سازی اجتماعات؛
 2. اولویت و تقدم خودکفایی کشاورزی بر بازسازی مراکز صنعتی؛
 3. توسعه مراکز علمی و تحقیقاتی به عنوان مهم‏ترین عامل در کسب خودکفایی و بازسازی؛
 4. دوری از تکیه بر صادرات نفت؛
 5. تشویق به تولیدات داخلی و برنامه‏ریزی برای توسعه صادرات؛
 6. تقویت بنیه‏ی دفاعی و نظمی کشور و توسعه صنایع تسلیحاتی؛
 7. جلوگیری از انحصار تجارت داخلی و خارجی به افراد خاص متمکن و مرفه و بسط آن به توده‏های مردم و جامعه؛
8. برنامه‏ریزی به منظور رفاه متناسب با وضع عامه مردم، توام با حفظ شعائر و ارزش‏های کامل اسلامی؛
 9. مبارزه با فرهنگ مصرفی؛
10. آزادی واردات و صادرات و به طور کلی، تجارت بر اساس قانون و با نظارت دولت در نوع و قیمت؛
 11. اولویت رسیدگی به خانواده‏ی معظم شهدا، جانبازان، اسرا و مفقودان؛
 12. رعایت اصول ایمنی و حفاظتی مراکز و صنایع و ایجاد پناهگاه‏های جمعی برای مردم؛
 13.استفاده از نیروهای عظیم مردمی در بازسازی و سازندگی. ( سایت برهان ،گروه اقتصادی برهان/ دکتر میثم موسایی)
«رفتن مستکبرين مقدمه است، رفاه مستضعفين يکي از مقاصد اسلام است. رژيم اسلامي مثل رژيم‌هاي مکتب‌هاي مادي نيست، مکتب‌هاي مادي تمام همتشان اين است که مرتع درست بشود، ‌تمام همت اين است که منزل داشته باشند، رفاه داشته باشند (آنهايي که راست مي‌گويند) . اسلام مقصدش بالاتر از اينهاست. مکتب اسلام يک مکتب مادي نيست، يک مکتب مادي معنوي است. ماديت را در پناه معنويت و اسلام قبول دارد، اسلام براي تهذيب انسان آمده است، ‌براي انسان‌سازي آمده است. همه مکتب‌هاي توحيدي براي انسان‌سازي آمده‌اند، ما مکلفيم انسان بسازيم.»(سایتapb  ، تاريخ: چهار شنبه 7 ارديبهشت 1390)
تحریف امام در این بحث  اجرا نکردن، بد اجرا کردن ، کم توجهی و  توجیه  و تفسیر نمودن کلام و رفتار امام و اصول و ارزش های امام در بعداقتصاد به معنای عام آن است. نبود نظارت در فعالیت های اقتصادی کشور، تکیه به واردات بجای تولید داخلی، عدم اعتماد به نفس در امور اقتصادی.
چگونه  استقلال اقتصادی  از منظر امام خميني قابل تحریف است؟
عدم وابستگی به غرب
و وصیت من به ملت های كشورهای اسلامی است كه انتظار نداشته باشید كه از خارج كسی به شما در رسیدن به هدف كه آن اسلام و پیاده كردن احكام اسلام است كمك كند؛ خود باید به این امر حیاتی كه آزادی و استقلال را تحقق می بخشد قیام كنید . و علمای اعلام و خطبای محترم كشورهای اسلامی دولت ها را دعوت كنند كه از وابستگی به قدرت های بزرگ خارجی خود را رها كنند و با ملت خود تفاهم كنند؛ در این صورت پیروزی را در آغوش خواهند كشید .توجه به شعار امام که : چیزی نمی دهند، ما خودمان باید تهیه کنیم".
استقلال کشور
 "شما حالا باید از اول شروع کنید و قصدتان بر این باشد که خودتان مستقل در همه چیز باشید، در فرهنگ مستقل باشد، در صنعت مستقل باشید، در زراعت مستقل باشید؛ وقتی بنا را بر این گذاشتید و با این عزم وارد میدان شدید می توانید که کشور خودتان را نجات بدهید و کشور خودتان را مستقل کنید و بیمه کنید استقلال کشور خودتان را برای همیشه".
تحمل مشکلات
"مادامی که بخواهیم مستقل باشیم و زیر بار وابستگی نرویم، باید تحمل این مشکلات و قدرت مبارزه با آن را پیدا کنیم".
تلاشگران اقتصادی
"من دست و بازوی همه کسانی که بی ادعا و مخلصانه درصدد استقلال و خودکفایی کشورند را می بوسم".
علما و کارشناسان
"این بر عهده علمای اسلام و محققین و کارشناسان اسلامی است که برای جایگزین کردن سیستم ناصحیح اقتصاد حاکم بر جهان اسلام، طرحها و برنامه های سازنده و دربرگیرنده منافع محرومین و پا برهنه ها را ارائه دهند و جهان مستضعفین و مسلمین را از تنگنا و فقر معیشت به در آورند. البته پیاده کردن مقاصد اسلام در جهان و خصوصا برنامه های اقتصادی آن و مقابله با اقتصاد بیمار سرمایه داری غرب و اشتراکی شرق، بدون حاکمیت همه جانبه اسلام میسر نیست و ریشه کن شدن آثار سؤ و مخرب آن چه بسا بعداز استقرار نظام عدل و حکومت اسلامی همچون جمهوری اسلامی ایران نیازمند به زمان باشد، ولی ارائه طرحها و اصولا تبیین جهتگیری اقتصادی اسلام در راستای حفظ منافع محرومین و گسترش مشارکت عمومی آنان و مبارزه اسلام با زراندوزان، بزرگترین هدیه و بشارت آزادی انسان از اسارت فقر و تهیدستی به شمار می رود و بیان این حقیقت که صاحبان مال و منال در حکومت اسلامی هیچ امتیاز و برتری ای از این جهت بر فقرا ندارند و ابدا اولویتی به آنان تعلق نخواهد گرفت، مسلم راه شکوفایی و پرورش استعدادهای خفته و سرکوب شده پابرهنگان را فراهم می کند و تذکر این مطلب که ثروتمندان هرگز به خاطر تمکن مالی خود نباید در حکومت و حکمرانان و اداره کنندگان کشور اسلامی نفوذ کنند و مال و ثروت خود را بهانه فخر فروشی و مباهات قرار بدهند و به فقرا و مستمندان و زحمتکشان، افکار و خواسته های خود را تحمیل کنند، این خود بزرگترین عامل تعاون و دخالت دادن مردم در امور و گرایش آنان به اخلاق کریمه و ارزشهای متعالی و فرار از تملق گوئیها می گردد و حتی بعض ثروتمندان را از این که تصور کنند که مال و امکاناتشان دلیل اعتبار آنان در پیشگاه خداست متنبه می کند. (ص. ن - ج 4 - ص 213)
«کشورهای اسلامی به واسطه ضعف مدیریت ها و وابستگی، به وضعیت اسفبار گرفتار شده اند که این به عهده علمای اسلام و محققین و کارشناسان اسلامی است که برای جایگزین کردن سیستم ناصحیح اقتصاد حاکم بر جهان اسلام، طرح ها و برنامه های سازنده و دربرگیرنده منافع محرومین و پابرهنه ها را ارائه دهند و جهان مستضعفین و مسلمین را از تنگنا و فقر معیشت به درآورند.»
حرمت ارتباط با اسراییل
«این جانب کرارا خطر دولت اسرائیل و عُمّال آن را به ملت گوشزد کردم که باید مقاومت منفی کنند و از معاملات با آنها احتزاز جویند»
«بر همه حرام است که اموال مسلمین را، آن اموالی که مال یک ملت است به باد بدهد و به دشمن‏های اسلام مثل اسرائیل بفروشد».
نفت فروشی به اسرائیل ممنوع
«دولت‏های ممالک نفت ‏خیز اسلامی لازم است از نفت و دیگر امکاناتی که در اختیار دارند، به عنوان حربه علیه اسرائیل و استعمارگران استفاده کرده، از فروش نفت به آن دولت‏هایی که به اسرائیل کمک می‏کنند خودداری ورزند.»

قواعد و قوانین اسلام
از نظر حضرت امام (س) اقتصاد، اصولا در اسلام هدف نیست بلکه وسیله و ابزاری برای تکامل معنوی جامعه است. همچنین تبیین و پیاده کردن نظام اقتصادی اسلام بعهده علما و محققین اسلامی و کارشناسان مسلمان و متعهد است که باید اولا نظام اقتصادی اسلام را مطابق نیازها، شرایط و مقتضیات روز از منابع اسلامی استخراج، تبیین و تدوین نمایند و ثانیا طرحها و برنامه هایی برای تحقق آن ارائه دهند.رهنمودها:
"مذهب اسلام از هنگام ظهورش متعرض نظامهای حاکم در جامعه بوده است و خود دارای سیستم و نظام خاص اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی است که برای تمامی ابعاد و شئون زندگی فردی و اجتماعی قوانین خاصی دارد و جز آن را برای سعادت جامعه نمی پذیرد. "
و قانون مالی مثلا در اسلام که برای اداره کشور و احتیاج زندگانی مادی وضع شده بطوری وضع شده است که جنبه زندگانی معنوی در آن منظور است و کمک کاری به زندگانی معنوی می‌کند از این جهت در دادن مالیاتها ایمان به خدا که بواسطه آن زندگانی معنوی تأمین و روح انسانی بزرگ می‌شود، شرط شده است.»  (کشف الاسرار ص 212)
"مجموعه قواعد اسلامی در مسائل اقتصادی، هنگامی که در کل پیکره اسلام بصورت یک مکتب منسجم ملاحظه شود و همه جانبه پیاده شود، بهترین شکل ممکن خواهد بود، هم مشکل فقر را از میان می برد و هم از فاسد شدن یک عده بوسیله تصاحب ثروت جلوگیری می کند و درنتیجه کل جامعه را از فساد حفظ می کند و هم مانع رشد استعدادها و شکوفایی قدرت ابتکار و خلاقیت انسانها نمی شود.( ص. ن - ج 4 - ص 167 و 168)
"باید نظام اقتصادی اسلام را در مجموعه قوانین و مقرر ات اسلامی، در کلیه زمینه ها و شئون فردی و اجتماعی ملاحظه کرد. این مسلم است که از نظر اسلامی حل تمامی مشکلات و پیچیدگی ها در زندگی انسانها تنها با تنظیم روابط اقتصادی به شکل خاص حل نمی شود و نخواهد شد، بلکه مشکلات را در کل یک نظام اسلامی باید حل کرد و از معنویت نباید غافل بود که کلید دردهاست. (ص. ن - ج 4 - ص 176 و 177)

تحریم
برکت محاصره اقتصادی
"این محاصره ی اقتصادی را که خیلی از آن می ترسند، من یک هدیه می دانم برای کشور خودمان؛ برای اینکه محاصره اقتصادی معنایش این است که مایحتاج ما را به ما نمی دهند.وقتی مایحتاج را به ما ندادند خودمان می رویم دنبالش، مهم این است که ما بفهمیم که دیگران به ما


تولید 
بهره گیری از استعدادها وتوانمندیهای انسانی داخلی به عنوان راهی به سوی استقلال اقتصادی حضرت امام به طور گسترده به توانایی ایران وایرانی در راه استقلال در تمام عرصه ها اعتقاد داشتند و رشد پایدار و بلند مدت را در سایه اتکا به نیروها و استعدادهای داخلی می دانستند و قطع وابستگی فکری را به عنوان زمینه ساز استقلال در تمام زمینه ها گوشزد میکردند.امام می فرمایند:«اول چیزى که بر ملت لازم است و بر دانشگاهها لازم است و بر دانشکده‏ها لازم است و بر همه ملت لازم است این است که این مغزى که حالا شده است یک مغز اروپایى یا یک مغز شرقى، این مغز را بردارند، یک مغز انسان خودمانى، انسان ایرانى- اسلامى، همان طور که آنها شستشو کردند مغزهاى ما را، مغزهاى بچه‏هاى ما را و به جاى مغز خودشان مغز دیگرى نشاندند، ما هم حالا عکس العمل نشان بدهیم و شستشو کنیم مغز خودمان و بچه‏هاى خودمان را و یک مغز اسلامى- انسانى جایش بنشانیم، تا از این وابستگى فرهنگى و وابستگى فکرى بیرون بیاییم. اگر ما از وابستگى فکرى بیرون بیاییم، همه وابستگى‏ها تمام مى‏شود.» (صحیفه امام،ج11،ص222) حضرت امام در بین گروهای مختلف ملت به نیروهای جوان و خلاق توجه خاصی داشتند و رهایی کشوراز وابستگیها را در گرو بهره گیری از نیروی عظیم جوانان می دانستند و در یکی از بیانات خود فرمودند:من قدم شما جوانانی که برای اسلام،برای کشور خودتان کوشش می کنید گرامی می دارم....جوانهاى ما اثبات کردند که مى‏توانند خودشان عمل بکنند و شما مطمئن باشید که در دراز مدت شما همه کار مى‏توانید بکنید. و امیدوارم که مغزها را به کار بیندازند و آن خوف‏هایى که ایجاد کرده بودند در کشور ما، آن را هم کنار بگذارید و با شجاعت وارد بشوید و کار خودتان را انجام بدهید. .»( صحیفه امام،ج10،ص53)در بسط و گسترش این طرز تفکر و اتکای بیشتر به توانمندیهای داخلی حضرت امام به توطئه دشمنان و کم رنگ کردن توانمندیها و تخصص نیروهای داخلی اشاره می کنند و می فرمایند:«بدتر از آن، این است که محتواى اشخاص را بگیرند که اطمینان به خودش هم نداشته باشد! مثلًا ما طبیب داریم؛ نه این است که ایران طبیب ندارد؛ طبیب دارد؛ الى ماشاء اللَّه طبیب داریم؛ چه شده است که یک مریض وقتى پیدا مى‏کنیم فوراً صحبت این است که برود اروپا! این براى این است که ما را به طبیبهاى خودمان بدبین کردند؛ طبیب داریم و بدبین شدیم. ما مهندس داریم؛ نمى‏توانیم بگوییم مهندس ما نداریم؛ اما این محتوا را از ما گرفته‏اند که اگر بخواهیم یک جاده‏اى را اسفالت کنند، مهندسش باید از خارج بیاید».( صحیفه امام،ج 16،ص83)حضرت امام همچنین در جایی دیگر از بیانات خود در خصوص اتکا به نیروهای داخلی می‌فرمایند:«الآن در فرهنگ و اکثر علوم احتیاجی به خارج نداریم و اگر درصنعت هم مانند آنها نیستیم ،نباید خودمان را ببازیم و بگوییم که آنها پیشرفته هستند و ما همه چیزمان باید خارجی باشد.نه، مساله این جور نیست. نباید اگر صنعتی از آنها می گیریم،انگلیسی یا روسی یا إمریکایی بشویم،بلکه باید مسلمان بود. البته استفاده از علوم و گرفتن آن از دیگران مانعی ندارد،ولی باید توجه داشت که از جایی علوم را بگیریم که نخواهند ما را منحرف کنند که در سابق اگر مقداری از علوم و تخصصها را به ما می دادند می خواستند ما را از همه چیزمان منحرف نموده و مصرفی بار بیاورند»( صحیفه امام،ج 8،ص79)
تاکید بر تولید کشاورزی(محصولات استراتژیک)
حضرت امام در ضمن تاکیدات عام بر استقلال اقتصادی از طریق گسترش تولید به ویژه تولیدات صنعتی با بهره گیری از آموزه های اسلامی،تاکید خاصی بر تولید محصولات کشاورزی،و بهبهود وضعیت کشاورزان و تولید کنندگان بخش کشاورزی داشتند،به طوری که در یکی از بیانات خود می فرمایند:«چقدر برای یک مملکتی عیب است و سرشکستگی که دستش را دراز کند طرف امریکا که گندم بده،کشکول گداییش را باز کند پیش دشمنش و از او بخواهد که رزقش را بدهد.چقدر برای ما سرشکستگی دارد. تا این ملت بنایش را بر این نگذارد که کشاورزیش را تقویت کند و بسازد به آنکه خودش به دست می آورد،ما نمیتوانیم استقلال پیدا کنیم.( صحیفه امام،ج11،ص222و در جای دیگر در همین باره می فرمایند:«مهم این است که ما بفهمیم که دیگران به ما چیزی نمی دهند؛ما خودمان باید تهیه کنیم. اگر این کشاورزها این معنا را حالیشان بشود،باورشان بشود که خارج به ما چیزی نمی دهند خود کشاورزها کار را انجام می دهند.»( صحیفه  امام،ج14،ص116) (سایت راه روشن، راهبرد امام در عرصه اقتصاد، نوشته شده در تاريخ جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ توسط ما پیروزیم)
اعتماد به نفس و توجه به تولید داخلی
"آنها که این صنعت های بزرگ را درست کردند، آنها هم انسان‏های یک سر و دو گوشی هستند که مثل سایر انسان‏هایند؛ منتها قبل از ما بیدار شدند و ما را خواب کردند، قبل از اینکه ما بیدار شویم آنها بیدار شدند و هم خوشان را صرف این کردند که با ایادی خودشان مستقیماً یا به طور غیر مستقیم ما را غافل کنند، ما را خواب کنند و به ما تزریق کنند به اینکه شما نمی توانید.                      
توزیع
برنامه‏های دولت در بخش توزیع در دو جهت متمرکز می‏گردد:
۱) رعایت‏برابری اقتصادی در توزیع ثروت‏های عمومی و تسهیلات رفاهی، عمرانی و بهداشتی؛
۲) رعایت‏حقوق افراد در دادن دستمزد واقعی به آنها (تناسب درآمد با میزان کار) .
دولت موظف است امکانات رفاهی مانند وسایل حمل و نقل عمومی، لوله‏کشی فاضلاب شهری، روشنایی معابر، جمع‏آوری زباله و عمران و آبادانی تمامی نقاط کشور را برای همه بخش‏ها و مناطق کشور و همه افراد بطور برابر تامین نماید . به عبارت بهتر، توزیع این امکانات باید همه‏جانبه باشد و کل مناطق کشور را در برگیرد .
توزیع ناصحیح پیامدهای اجتماعی و فرهنگی ناگواری ایجاد می‏کند مانند: مهاجرت روستائیان به شهرها و یا مهاجرت از شهرهای کوچک و دورافتاده به شهرهای بزرگ، گسترش بی‏رویه شهرنشینی، پیدایش شهرهای خیلی بزرگ، حاشیه‏نشینی، زاغه‏نشینی و ... از سویی توزیع نامتناسب در درون خود شهرها نیز سبب می‏گردد تا این شهرها به دو بخش مرفه‏نشین و فقیرنشین تقسیم گردد و شکاف طبقاتی ایجاد گردد .
علاوه بر موارد ذکر شده در بالا، باید دستمزد افراد مطابق کار و استحقاق آنها به آنها پرداخت‏شود. و بدین ترتیب از استثمار و تضییع حقوق افراد جلوگیری شود .
مصرف
بازار اسلامی یا آمریکایی
 «اکنون بازارهای کشورهای اسلامی مراکز رقابت کالاهای غرب و شرق شده است، و سیل کالاهای تزئینی مبتذل و اسباب بازی ها و اجناس مصرفی به سوی آنها سرازیر است و همه ملت ها را آن چنان مصرفی بار آورده اند که گمان می کنند بدون این اجناس آمریکایی و اروپایی و ژاپنی و دیگر کشورها زندگی نمی توان کرد.»
با تمام قدرت جلوی چیزهائی را که به ضرر کشورمان است می گیریم. ما هرگز به کشورها اجازه نمی دهیم تا ایران را بازار مصرف خود گردانند. ما وابستگی تجاری را از بین خواهیم برد.( صحیفه نور جلد 4 صفحه 159 )
عمومی شدن امکانات
آنچه در بخش مصرف مطلوب است، بهره‏مندی عموم مردم از امکانات ضروری یک زندگی سالم و مناسب است . برای نیل به چنین هدفی، دولت‏بایستی با آموزش روش‏های کنترل جمعیت و تنظیم خانواده، مانع از افزایش بی‏رویه مصرف‏کنندگان گردد و با تعلیم روش صحیح مصرف و الگوی صحیحی از آن، از اسراف و اتلاف منابع اقتصادی بکاهد .





آفات استقلال اقتصاد اسلامی
وابستگی اقتصادی
"شما می دانید که اگر یک مملکت در اقتصاد، خصوصا این رشته اقتصاد که نان مردم است؛ در این، احتیاج به خارج پیدا بکند و یک احتیاج مبرمی که نتواند خودش را اداره کند خودش را و باید دیگران او را اداره کنند. این وابستگی اقتصادی آن هم در این رشته، موجب این می شود که ملت ایران، مملکت ایران، تسلیم بشود به دیگران".
القائات دشمن
"با القای تفکرات و تحقیقات خودساخته به توده های محروم باورانده اند که باید تحت نفوذ ما زندگی کرده و الا راهی برای ادامه حیات پا برهنه ها جز تن دادن به فقر باقی نمانده است".
رفاه حیوانی
 "چنانچه امروز وفادارید در وفاداری استقامت کنید که شما را و کشور ملت شما را از ننگ وابستگی‏ها و پیوستگی‏ها به قدرت‏هایی که همه شما را جز برای بردگی خویش نمی خواهند و کشور و ملت عزیزتان را عقب مانده و بازار مصرف و زیر بار ننگ ستم پذیری نگه می دارند نجات می دهد و زندگی شرافتمندانه را ولو با مشکلات بر زندگی ننگین بردگی اجابت ولو با رفاه حیوانی ترجیح دهید".
نفت یا نفع
«..آمریکا از شما نفت می خواهد و آمریکا از شما نفع می خواهد و می خواهد شما بازار باشید برای او. اینها فرق نمی کند، اینها می خواهند که از شما استفاده بکنند، از مخازن که خدا به شما داده آنها استفاده اش را بکنند.. والّا در آنجایی که شما گرفتار بشوید، هیچ یک از اینها به داد شما نخواهند رسید؛ آنها آن وقت می گویند ما اینها را نمی شناسیم. بنای این اشخاصی که توجهشان به خودشان و به دنیای خودشان است، این است که مادامی که به نفع آنها چیزی باشد با آنها همراهند و با آنها هم کاسه هستند، آن روزی که ببینند این به نفع نیست، ولو دوست شان باشد کنارش می گذارند.»
کالای خانه برانداز
و بر دولتھا و دست اندركاران است چه در نسل حاضر و چه در نسلھای آینده كه از متخصصین خود قدردانی كنند و آنان را با كمكھای مادی و معنوی تشویق به كار نمایند و از ورود كالاھای مصرف ساز و خانه برانداز جلوگیری نمایند و به آنچه دارند بسازند تا خود ھمه چیز بسازند.
مصرفی نمودن مسلمین
و ازجوانان، دختران و پسران، می خواھم كه استقلال و آزادی و ارزشھای انسانی را، ولو با تحمل زحمت و رنج، فدای تجملات وعشرتھا و بی بند و باریھا و حضور در مراكز فحشا كه از طرف غرب و عمال بی وطن به شما عرضه می شود نكنند؛ كه آنان چنانچه تجربه نشان داده جز تباھی شما و اغفالتان از سرنوشت كشورتان و چاپیدن ذخائر شما و به بند استعمار و ننگ وابستگی كشیدنتان و مصرفی نمودن ملت و كشورتان به چیز دیگر فكر نمی كنند؛ و می‌خواھند با این وسایل و امثال آن شما را عقب مانده، و به اصطلاح آنان« نیمه وحشی »  نگه دارند واز نمایندگان مجلس شورای اسلامی دراین عصر و عصرھای آینده می خواھم كه اگر خدای نخواسته عناصر منحرفی با دسیسه وبازی سیاسی وكالت خود را به مردم تحمیل نمودند، مجلس اعتبارنامه آنان را رد كنند و نگذارند حتی یك عنصر خرابكار وابسته به مجلس راه یابد.
قبح واردات
"چقدر برای یک مملکت عیب است و سرشکستگی که دستش را دراز کند طرف آمریکا که گندم بده، کشکول گدائیش را باز کند پیش دشمنش و از او بخواهد که رزقش را بدهد. چقدر برای ما سرشکستگی دارد، تا این ملت بنایش را بر این نگذارد که کشاورزیش را تقویت کند و بسازد به آنکه خودش به دست می آورد، نمی توانیم استقلال پیدا کنیم".
واردات همه چیز
اینجانب نمی گویم ما خود ھمه چیز داریم؛ معلوم است ما را در طول تاریخِ نه چندان دور خصوصاً، و در سده های اخیر از هر پیشرفتی محروم كرده اند و دولتمردان خائن و دودمان پهلوی خصوصاً، و مراكز تبلیغاتی علیه دستاوردهای خودی و نیز خودْ كوچك دیدن ها و یا ناچیز دیدن ها، ما را از هر فعالیتی برای پیشرفت محروم كرد . وارد كردن كالاها از هر قماش و سرگرم كردن بانوان و مردان خصوصاً طبقه جوان، به اقسام اجناس وارداتی از قبیل ابزار آرایش و تزئینات و تجملات و بازی های كودكانه و به مسابقه كشاندن خانواده ها و مصرفی بارآوردن هرچه بیشتر، كه خود داستان های غم انگیز دارد، و سرگرم كردن و به تباهی كشاندن جوان ها كه عضو فعال هستند با فراهم آوردن مراكز فحشا و عشرتكده ها، و ده ها از این مصائب حساب شده، برای عقب نگه داشتن كشورهاست . من وصیت دلسوزانه و خادمانه می كنم به ملت عزیز كه اكنون كه تا حدود بسیار چشمگیری از بسیاری از این دام ها نجات یافته و نسل محروم حاضر به فعالیت و ابتكار برخاسته و دیدیم كه بسیاری از كارخانه ها و وسایل پیشرفته مثل هواپیماها و دیگر چیزها كه گمان نمی رفت متخصصینِ ایران قادر به راه انداختن كارخانه ها و امثال آن باشند و همه دست ها را به سوی غرب یا شرق دراز كرده بودیم كه متخصصین آنان این هارا به راه اندازند، در اثر محاصره اقتصادی و جنگ تحمیلی، خود جوانان عزیز ما قطعات محل احتیاج را ساخته و با قیمت های ارزانتر عرضه كرده و رفع احتیاج نمودند و ثابت كردند كه اگر بخواهیم می توانیم. (سایت راه روشن، راهبرد امام در عرصه اقتصاد، نوشته شده در تاريخ جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ توسط ما پیروزیم)
واژگان غربی
و از گهواره تا قبر به هر چه بنگریم اگر با واژه غربی و شرقی اسم گذاری شود مرغوب و مورد توجه و از مظاهر تمدن و پیشرفتگی محسوب، و اگر واژه های بومی خودی به كار رود مطرود و کهنه و واپسزده خواھد بود . كودكان ما اگر نام غربی داشته باشند مفتخر؛ و اگر نام خودی دارند سر به زیر وعقب افتاده اند. خیابان ها، کوچه ها، مغازه ها، شرکت ها، داروخانه ها ، كتابخانه ها، پارچه ها، و دیگر متاع ها، هر چند در داخل تهیه شده باید نام خارجی داشته باشد تا مردم از آن راضی و به آن اقبال كنند . فرنگی مآبی از سر تا پا و در تمام نشست و برخاستھا و در معاشرت ها و تمام شئون زندگی موجب افتخار و سربلندی و تمدن و پیشرفت، و در مقابل، آداب و رسوم خودی ، کهنه پرستی و عقب افتادگی است. در هر مرض و كسالتی ولو جزئی و قابل علاج در داخل، باید به خارج رفت و دكترها و اطبای دانشمند خود را محكوم و مأیوس كرد. رفتن به انگلستان و فرانسه و امریكا و مسكو افتخاری پر ارزش و رفتن به حج و سایر اماكن متبركه کهنه پرستی و عقب ماندگی است. بی اعتنایی به آنچه مربوط به مذهب و معنویات است از نشانه های روشنفكری و تمدن، و در مقابل، تعهد به این امور نشانه عقب ماندگی و کهن پرستی است.(نوشته شده در تاريخ شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۲ توسط اصحاب بیداری)
مصرف مقابل ابتکار
و غم انگیزتر اینكه  آنان ملتھای ستمدیده  زیر سلطه را در همه چیز عقب نگه داشته و كشورهایی مصرفی بار آوردند و به قدر ی ما را ازپیشرفت های خود و قدرت های شیطانی شان ترسانده اند كه جرأت دست زدن به هیچ ابتكاری نداریم و همه چیز خود را تسلیم آنان كرده و سرنوشت خود و كشورهای خود را به دست آنان سپرده و چشم و گوش بسته مطیع فرمان هستیم . و این پوچی و تهی مغزی مصنوعی موجب شده كه در هیچ امری به فكر و دانش خود اتكا نكنیم و كوركورانه از شرق و غرب تقلید نماییم بلكه از فرهنگ و ادب و صنعت و ابتكار اگر داشتیم، نویسندگان و گویندگان غرب و شرقزده بی فرهنگ، آنھا را به باد انتقاد و مسخره گرفته و فكر و قدرت بومی ها را سركوب و مأیوس نموده و می نمایند و رسوم و آداب اجنبی را هر چند مبتذل و مفتضح باشد با عمل و گفتار و نوشتار ترویج كرده و با مداحی و ثناجویی آنھا را به خورد ملت ها داده و میدهند. فی المثل، اگر در كتاب یا نوشته یا گفتاری چند واژه فرنگی باشد، بدون توجه به محتوای آن با اعجاب پذیرفته، و گوینده و نویسنده آن را دانشمند و روشنفكر به حساب می آورند.
تحریف امام در حوزه استقلال اقتصادی بسیار کاری سخت و دشوار است لکن شدنی می باشد: نادیده گرفتن عناصر مورد نظر امام در استقلال اقتصادی، کم کاری در حوزه تولید، عدم نظارت بر توزیع یا توزیع نادرست و نامتوازن، مصرفی شدن جامعه با مصرف بی رویه، با هر روش و تاکتیکی توسط مسولین یا مردم.

چگونه عدالت اقتصاد اسلامي از منظر امام خميني قابل تحریف است؟
تعریف عدالت اقتصادی در اندیشه امام خمینی عبارت است از: احقاق حقوق افراد با رعایت‏برابری و مساوات در میان آنان و با تکیه بر قانون، به نحوی که به ایجاد توازن در اجتماع منجر شود ، امام رسیدن به آسایش و رفاه مردم را هدف کلیه برنامه‏های خود می‏داند، رفاهی که برای عموم مردم است و شرایط همگان را درنظر می‏گیرد . امام مجموعه‏ای از ساز و کارهای دولتی و مردمی از قبیل ایجاد آرامش اقتصادی، تامین اجتماعی، مشارکت مردم، تولید کافی و ... را برای تحقق عدالت اقتصادی لازم می‏شمرد .(مجله الکترونیک،نجمه کیخا، ساز و کارهای تحقق عدالت اقتصادی از منظر امام خمینی)
در بحث‏ساز و کارها نیز ...، عمل به قوانین اسلام در راس همه امور قرار می‏گیرد . در کنار این مساله، توجه به مستمندان و افراد بی‏بضاعت و توجه به آسیب‏دیدگان، جایگاه با اهمیتی در اندیشه امام دارد، بطوریکه در تمام بخش‏های تولید، توزیع و مصرف، عنایت‏به این مساله را می‏توان دید . برای داشتن اعتماد به نفس، امام مکررا به کشاورزان و کارگران و پژوهشگران امید می‏دهد که ظرفیت منابع طبیعی و نیز منابع انسانی کشور به حدی است که می‏توان به استقلال اقتصادی رسید . (مجله الکترونیک،نجمه کیخا، ساز و کارهای تحقق عدالت اقتصادی از منظر امام خمینی)
تولید
امام خمینی در بخش تولید چند مساله را مورد توجه قرار می‏دهند . نخست اینکه تولید ضروریات زندگی در داخل کشور صورت گیرد و محتاج به واردات این کالاها از خارج نگردیم; به عبارتی بر رسیدن به خودکفایی در تمامی صنایع و مواد کشاورزی تاکید می‏کند . مطلب دیگر این است که رسیدن به خودکفایی با همت و تلاش همه مردم صورت گیرد و هرکس در هر جایگاهی قرار دارد و به هر کاری مشغول است‏به نحو احسن وظایفش را انجام دهد . و بالاخره نکته آخر این است که اعتماد به نفس داشت و اطمینان داشت که با توکل بر خدا و تلاش و کوشش می‏توان به تولید کافی دست‏یافت . .(مجله الکترونیک،نجمه کیخا، ساز و کارهای تحقق عدالت اقتصادی از منظر امام خمینی)
کار هسته مرکزی و محرک تولید است، تا کاری صورت نگیرد وبه هیچ هدفی در اقتصاد نمی‏توان رسید، هر فرد باید ایمان داشته باشد که در هر جایگاه و با هر شغلی که دارد، می‏تواند در پیشبرد امور موثر واقع شود . (۳۲) یکی از دلایل مخالفت فراوان امام با ربا علاوه بر جنبه منع شرعی آن، این است که بیکاری درست می‏کند، یعنی افرادی بدون هیچ فعالیت اقتصادی به ثروت هنگفت دست می‏یابند در حالیکه استحقاق استفاده از این پول را ندارد . (۳۳)
توزیع
در بخش توزیع، امام هم به مساله برابری و هم به رعایت‏حقوق افراد توجه می‏کند و معتقد است که توزیع عادلانه زندگی همه مردم کشور را بهبود خواهد بخشید . (۳۴) در زمینه توزیع تسهیلات رفاهی و بهداشت عمومی، امام تصریح می‏کند که: "حق ندارد حاکم و ولی امر در وقت، یک ناحیه را بیشتر به آن توجه کند تا ناحیه دیگر، حق ندارد یک طرف از کشور را زیادتر از طرف دیگر کشور آبادکند . حق ندارد حتی یک جایی را کمتر از جای دیگر فرض کند که خیابان کشی کند یا آسفالت کند . " (۳۵)
پرداخت دستمزد افراد باید به موقع و متناسب با کار افراد به آنان داده شود و اگر کارفرمایی تخطی نمود، مجازات شود . (۳۶) امر به معروف و نهی از منکر نیز راهی است که امام برای ممانعت از پیش آمدن توزیع نامناسب توصیه می‏نمایند (۳۷) و در درجه بعد قضات را مسئول دفاع از حقوق مردم قرار می‏دهد . (۳۸)
در کنار تلاش برای ایجاد محیطی که توزیع کالا در آن عادلانه صورت می‏گیرد، باید آثار ناگوار ناشی از توزیع ناصحیح در گذشته را از بین برد و شرایط بهتری برای افراد زیان دیده ایجاد نمود . امام خمینی توجه فراوانی به این دسته از افراد می‏کنند و رسیدگی به وضعیت زاغه‏نشینان و چادرنشینان اطراف شهرهای بزرگ و مسکینان و نیازمندان را در اولویت قرار می‏دهند و معتقدند رسیدگی به این افراد بایستی در اولویت قرار گرفته و سپس از رفع مشکلات آنها به بخشهای مرفه‏نشین رسیدگی نمود . (۳۹) این کار به ایجاد توازن نیز کمک خواهد نمود .
توزیع عادلانه خدمات رفاهی، بهداشتی و عمرانی در تمام نقاط کشور و برای همه شهروندان، برابری و توازن را به همراه می‏آورد و پرداخت صحیح دستمزد افراد مطابق با کاری که انجام می‏دهند و آن چنانکه شایسته یک دولت اسلامی است، اعطای شایسته یک دولت اسلامی است، اعطای شایسته حقوق افراد به شمار می‏رود که برای انجام بهتر آن بایستی با کارفرمایان خاطی و کسانیکه از آن سرباز می‏زنند برخورد شود . علاوه بر آن، نقض‏کنندگان قوانین اقتصادی و غاصبینی که با احتکار و گرانفروشی و یا کم‏فروشی، حق مردم را پایمال می‏کنند، باید به سزای اعمال خود برسند تا قانونمداری در جامعه حاکم گردد و افراد به حقوق خود برسند .
مصرف
مبارزه با فرهنگ مصرفی که بزرگترین آفت یک جامعه انقلابی است و تشویق به تولیدات داخلی و برنامه ریزی در جهت توسعه صادرات و گسترش مبادی صدور کالا و خروج از تکیه به صادرات نفت و نیز آزادی واردات و صادرات و به طور کلی تجارت بر اساس قانون و با نظارت دولت در نوع و قیمت.استفاده از نیروهای عظیم مردمی در بازسازی و سازندگی و بها دادن به مؤمنین انقلاب ،خصوصاً جبهه رفته ها و توسعه حضور مردم در کشاورزی و صنعت و تجارت و بازسازی شهرهای تخریب شده و شکستن طلسم انحصار در تجارت داخل و خارج به افراد خاص متمکن و مرفه و بسط آن به توده های مردم و جامعه.(صحیفه نور جلد 21 صفحه 39)   
قانون
محور اصلی در فعالیت‏های اقتصادی قانون است اما عواملی چون حرص و طمع و تنگ‏نظری و نیز حاکم شدن فرهنگ مصرفی بر جامعه، مانع از متابعت از قانون می‏گردد که باید با آن مبارزه نمود . به نظر امام گرچه تجارت و فعالیت اقتصادی برای مردم آزاد است اما نظارت دولت و تعیین نوع و قیمت کالاها از بسیاری مسائل جلوگیری می‏کند . (۴۲) دولت موظف است‏برای کوتاه کردن دست غارتگران و سؤاستفاده‏کنندگان اموال دولتی با آنان با جدیت‏برخورد نموده و قیمت مورد استفاده را از آنان بگیرد . (۴۳) تا بدینوسیله مشکل تورم و کمیابی کالا نیز حل گردد .
مجلس یکی از کارگزاران اصلی تحقق عدالت اقتصادی در جامعه است و می‏تواند با تصویب طرح‏ها و پیشنهادات مربوط به عمران و رفاه مردم و خصوصا افراد بی‏بضاعت‏به پیشرفت اقتصادی کمک نماید و مشکلات اقتصادی همچون فقر و تورم را حل کند . (۴۷) نکته موردتوجه این است که مجلس باید شرایط و مقتضیات زمان و مکان را مدنظر داشته باشد . امام قوانین اسلام را دارای چنان قابلیتی می‏داند که بتوانند مطابق با اوضاع و شرایط حاکم هماهنگ گردند، ایشان می‏فرماید: "مساله‏ای که در قدیم دارای حکمی بوده است‏به ظاهر همان مساله در روابط حاکم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد یک نظام ممکن است‏حکم جدیدی پیدا کند، بدان‏معنا که با شناخت دقیق روابط اقتصادی و اجتماعی و سیاسی، همان موضوع اول که از نظر ظاهر با قدیم فرقی نکرده است، واقعا موضوع جدیدی شده است که قهرا حکم جدیدی می‏طلبد . " (۴۸)
بنابراین مجلس و نیز علما و مراجع موظف به آگاهی و شناخت عمیق از اوضاع و تحولات کنونی کشور هستند و مطابق با این تحولات بایستی به قانونگذاری و اجتهاد بپردازند .
دولت
سفارش امام به همه و به خصوص دولت این است که به ثروت‏های افراد اگر مشروع باشد، احترام بگذارند و هیچکس حق ندارد در مال کسی چه منقول و چه غیرمنقول دخل و تصرف کند و یا توقیف و مصادره نماید مگر به حکم حاکم شرع و پس از بررسی دقیق ثبوت حکم از نظر شرعی . (۴۶)
مشارکت مردم
با وجود اینکه در موارد ذکر شده که توسط دولت انجام می‏شد، مردم نیز مشارکت داشتند، اما عرصه‏هایی نیز وجود دارد که مردم فارغ از دخالت و حضور دولت‏به تحقق عدالت اقتصادی کمک می‏کنند . تاکید امام نیز بر این است که کارها تا جایی که امکان دارد غیردولتی بوده و توسط خود مردم انجام شود . ایشان دولتی شدن کارها را نوعی بیماری می‏داند که باید از آن دوری کرد و تا می‏توان کارها را به مردم سپرد; حتی کارهایی که هم از عهده دولت و هم مردم بر می‏آید توسط مردم انجام شود; (۵۷) ترقی و پیشرفت کشور در گرو تلاش تمامی مردم است . اگر هرکس در هر قسمتی قرار گرفته، به اصلاح و بهبود همان قسمت‏بپردازد، اصلاح امور به سرعت پیش خواهد رفت (۵۸) و دستیابی به عدالت اقتصادی میسر خواهد شد .
این مسائل مشارکت فعال نمایند . "در جامعه اسلامی باید کوشش شود دولت همه مصالح مردم را مورد توجه قرار بدهد و تامین کند ولی از سوی دیگر کارها هرچقدر ممکن است کمتر دولتی شود . " (۱۹) تجربه اقتصادی کشورها نشان داده است که جمع زدن میان آزادی اقتصادی افراد و مداخله دولت در اقتصاد ناممکن است . زیرا زندگی در دوران کنونی، از یکسو نیازمند مداخله فزاینده دولت در اقتصاد و تامین مسائل رفاهی، بهداشتی و عمرانی است و از طرف دیگر، این مداخله سبب کاهش آزادی‏های افراد می‏گردد . بدین جهت مناسب‏ترین راه این است که کارها تا حد ممکن با سعی و تلاش خود مردم حل و فصل گردد و دخالت دولت تنها برای تضمین عادلانه بودن امور اقتصادی صورت گیرد . (۲۰)
مردم با اجرای قوانین و عدم تخلف از آنها، بزرگترین مشارکت را در اقتصاد می‏نمایند; بطور مثال در بخش تولید درست کار می‏کنند و طفره نمی‏روند و از طرفی کم‏کاری نیز نمی‏کنند; به عبارت بهتر وجدان کاری دارند و بدینوسیله از فساد اداری، کاهش تولید و یا تولید نامطلوب پرهیز می‏کنند .
در بخش توزیع به گرانفروشی، احتکار، کم‏فروشی، استثمار و ... نمی‏پردازند و در صورت مشاهده قصوری از جانب دولت‏به انتقاد پرداخته و آرا و پیشنهادات خود را ارائه می‏دهند .
در بخش مصرف، مهمترین نقش مردم، پرهیز از اسراف و تبذیر و اتلاف منابع است که اصلی‏ترین نقش مردم در تمام مراحل اقتصاد است . بکار بردن الگوی صحیح مصرف در انجام این وظیفه به مردم کمک می‏نماید .
شهروندان با پرداخت مالیات‏هایی که موظف به پرداخت آن هستند، می‏توانند مشارکت‏خود را در اقتصاد نشان دهند و حتی اگر در جامعه وضعیتی پیش آید که به کمک بیشتر مردم نیاز داشته باشد، در حد توان خود به دولت‏یاری می‏رسانند . دولت در این مواقع ضریب‏های مشخصی برای این مالیات‏ها تعیین می‏کند.
امام به آزاد بودن افراد در برخورداری و بکار انداختن استعدادها و لیاقت‏ها و توانایی‏هایشان تاکید می‏نماید و بیان می‏کند مردم می‏توانند از این استعدادها بهره‏برداری نموده و به هر جایگاه و مقامی که خواستارند دست‏یابد، زیرا از نظر ایشان، هیچ فرد یا گروهی دارای حق ویژه نیست و ملاک و معیار همان توانی است که فرد از خود نشان می‏دهد .ایشان با تاکید فراوانی به هیات حاکمه، از آنان می‏خواهد تا هم سطح کم درآمدترین اقشار جامعه زندگی کنند و دائما از زندگی علی (ع) مثال می‏آورد که چگونه خود را با شهروندان دولت اسلامی یکسان می‏دانست . (۲۳)
کمک مردم به دولت در تامین اجتماعی نیز حائز اهمیت است ضمن اینکه مردم بهتر می‏توانند این کار را انجام دهند; به اینصورت که نیازمندان و بی‏سرپرستان را در میان خویشان و همسایگان خودشناسایی نموده و مشکلات آنها را حل نمایند . (۵۹) امام متمکنین هر استان و شهرستان را مسئول رسیدگی به وضعیت مستمندان آن منطقه قرار می‏دهد . (۶۰)

ساز و کارهای تحقق عدالت اقتصادی
اقدامات دولت در تحقق عدالت اقتصادی: با نگاهی به وضعیت اقتصادی جامعه درمی‏یابیم که عمده‏ترین مشکلات اقتصادی که سد راه تحقق عدالت اقتصادی می‏گردند، در هر سه بخش تولید، توزیع و مصرف نهفته‏اند . گام نخست‏برای رفع این مشکلات، حل نمودن مشکل تولید است . زیرا با تولید انبوه و کافی، بخش زیادی از مسائل توزیع و مصرف نیز مرتفع خواهد شد . عمده‏ترین ضروریات مساله تولید عبارتند از:
تولید ضروریات زندگی به اندازه کافی؛
ایجاد کار مناسب برای همه افراد در سن کار و برابری افراد در داشتن شرایط مساعد کاری .
برای انجام این کارها، به دولت اجازه داده شده است تا در اقتصاد مداخله داشته باشد، زیرا تصور می‏شود در اختیار قرار دادن تمامی مراحل تولید به بخش خصوصی، نابسامانی‏های اجتماعی و افراد و تفریطهایی را در پی داشته باشد . از این روی "به منظور تضمین و تعیین حداکثر و حداقل تولید کالاهای ضروری" (۱۰) دولت در عرصه تولید نقش ایفا می‏کند به این شکل که در درجه اول با تاسیس واحدهای اقتصادی مردم را در فعالیت‏های اقتصادی شرکت دهد و در مرتبه بعد، تسهیلات سرمایه‏ای و تامین مالی سرمایه‏گذاری‏ها را تامین کند تا مقدمات کار فراهم گردد . (۱۱)
دولت‏با مدیریت صحیح، بایستی از بوجود آمدن افراد بیکاره نیز پیشگیری نماید . "بیکاره کسی است که اصولا برای هیچ کاری آمادگی پیدا نکرده است و کاری به او یاد نداده‏اند و اگر هم بخواهد کار کند از عهده برنمی‏آید." (۱۳)
تامین شرایط اشتغال در جامعه از سوی دولت، بایستی همراه با در نظر گرفتن برابری همه افراد باشد . یعنی شرایط و امکانات کار کردن برای همه اقشار فراهم شود که یکی از لوازم آن داشتن آزادی شغل است; تا به تناسب استعداد، علاقه، توان و شایستگی‏های خویش شغلی را که می‏خواهند برگزینند و به آن مشغول شوند .
مولفه اصلی برخورداری افراد از دارایی‏های موجود، کار است . با این وجود در برخی مواقع حوادثی اتفاق می‏افتد که موجب از بین رفتن و یا کاهش درآمد می‏گردد . زیرا برای شخص اتفاقاتی پیش می‏آید که از انجام کار محروم می‏شود . همچون بیماری، از کارافتادگی، فوت، بیکار شدن و ... و یا مسائلی چون افزایش تورم، هزینه‏های غیرمترقبه و ... سبب کاهش درآمد و یا کاهش بهره‏مندی افراد می‏گردند . (۱۴)
در اینگونه موارد دولت کوشش‏هایی در جهت جبران این خسارت‏ها و کمبودها انجام می‏دهد که از آن به تامین اجتماعی تعبیر می‏شود . اصول ۴۳ تا ۴۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز به این امر مهم اختصاص یافته است .
شهید سیدمحمدباقر صدر، مسئولیت و ضمان دولت در تامین اجتماعی افراد را از نوع ضمان اعاله می‏داند به این نحو که "اعاله فرد، تهیه وسایل و لوازم زندگی او بطور مکفی است ... دولت‏باید حاجات اصلی عمومی به غذا، مسکن و لباس را تامین کند . " (۱۵)
مبنای اصلی تعهد دولت در تامین اجتماعی افراد جامعه، ایجاد توازن اقتصادی در جامعه است . منظور از توازن این است که افراد جامعه از حیث "سطح زندگی" متوازن باشند تا به این وسیله از شکاف طبقاتی کاسته گردد. حدود و اندازه کمک دولت‏به نیازمندان تا زمانی است که آنان بی‏نیاز گردند . یعنی "بتوانند متناسب با مقتضیات روز، از مزایای زندگی بهره‏مند گردند . " این کمک‏ها علاوه بر مسلمین، غیرمسلمانان ساکن در قلمرو اسلامی را نیز شامل می‏شود . (۱۶)
منابع دولت در تامین اجتماعی، علاوه بر مالیات‏های شرعی مانند خمس و زکات، از محل درآمدهای عمومی و ثروت‏های دولتی است، مانند فئ که در اصل "ثروت‏هایی است که مسلمانان از کفار، بدون قتال به غنیمت گرفته و در اختیار پیغمبر یا امام، به اعتبار مقام و منصب ایشان قرار می‏داده‏اند ... " (۱۷) یا مانند طسق که "به استناد آن امام اختیار دارد از احیا کننده زمین و شخص منتفع مالیات اخذ کرده و آن را در راه تامین هزینه‏های عمومی جامعه به مصرف برساند . " (۱۸)
مشارکت اقتصادی مردم در تامین عدالت اقتصادی: اصلاح و بهسازی امور اقتصادی زمانی میسر خواهد گردید که علاوه بر فعالیت‏های دولت در این زمینه، مردم در حل
راه رسیدن به چنین شرایطی این است که حکومت‏به قانون عمل کند (که به تبع آن مردم نیز به قانون عمل خواهند کرد) زیرا قانون چنانکه ذکر شد به سود و نفع تمامی اقشار جامعه می‏اندیشد . (۲۴)
وقتی قانون و حکومت مبتنی بر قانون وجود داشته باشد، نهایی‏ترین تامین‏کننده عدالت، عمل به قانون خواهد بود . قانون هنگامی ارزشمند است که به آن عمل شود . امام عمل به قانون را عاملی برای از بین رفتن اختلافات و ایجاد برابری می‏داند . (۲۵) با عمل به قانون، کار ویژه آن که ایجاد نظم عادلانه است، محقق خواهد شد . ایشان در این زمینه معتقد است:
"اسلام به قانون نظر آلی دارد، یعنی آن را آلت و وسیله تحقق عدالت در جامعه می‏داند، وسیله اصلاح اعتقادی و اخلاقی و تهذیب انسان می‏داند . قانون برای اجرا و برقرار شدن نظم اجتماعی عادلانه به منظور پرورش انسان مهذب است . " (۲۶)
عدالت‏به دنبال رعایت‏حقوق همه افراد است و امام احقاق حق را با تمام لوازم و آثار آن می‏پذیرد . این مطلب را در این کلام ایشان می‏توان دید .
"اگر احکام اسلام پیاده شود مستضعفین به حقوق خودشان می‏رسند . تمام اقشار ملت‏به حقوق حقه خودشان می‏رسند . ظلم و جور و ستم ریشه‏کن می‏شود ... . در جمهوری اسلامی آزادی است، استقلال است ... مستمندان به حقوق خودشان می‏رسند . عدالت الهی بر تمام ملت‏سایه می‏افکند . " (۲۷)
با فرض اینکه حفظ توازن اجتماع، محوری‏ترین مساله مورد توجه امام در تحقق عدالت اجتماعی نباشد، اما از مهمترین مسائل است و شاید تاکیدی که امام بر احقاق حقوق مستمندان و مستضعفین و اقشار کم درآمد نموده‏اند، در کمتر جای دیگری بتوان یافت . ایشان به طور مکرر تاکید می‏کند که باید به منافع کلیه اقشار جامعه توجه نمود و منافع عموم را در نظر داشت . (۲۸) برای تحقق این هدف، همواره به مسئولین در این مورد سفارش می‏نمود . توازن را یکی از شرایط مهم توسعه کشور می‏داند و در غیر اینصورت با آن مخالف است . امام در جایی می‏فرماید:
"اسلام تعدیل می‏خواهد، نه جلو سرمایه را می‏گیرد و نه می‏گذارد سرمایه آن‏طور بشود که یکی صدها میلیارد دلار داشته باشد ... و این یکی شب که برود پیش بچه‏هایش نان نداشته باشد ... این عملی نیست، نه اسلام با این موافق است، نه هیچ انسانی با این موافق است . " (۲۹)

انقلاب اسلامی، مستضعفین و محرومین
حضرت امام (س) ، انقلاب اسلامی را انقلاب محرومین و مستضعفین می دانستند. از آغاز نضج گیری انقلاب اسلامی در سال 1342، این محرومین و مستضعفین بودند که در صف اول انقلاب جانفشانی کردند و پیروزی انقلاب اسلامی مرهون این طبقه است. قشرهای سرمایه دار و مرفهین بی درد، نقشی در انقلاب اسلامی نداشتند. انقلاب اسلامی اصولا از جانب مستضعفین علیه مستکبرین برپا شد و پایه های حکومت طاغوت را که مستظهر به پشتیبانی مستکبران جهانی بود، متزلزل کرد و طومار آن را در هم پیچید.( ص. ن - ج 20 - ص 128 و 129) (سایت راه روشن، راهبرد امام در عرصه اقتصاد، نوشته شده در تاريخ جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ توسط ما پیروزیم)
از نظر امام (س)، بی توجهی مسئولان کشور به منافع قشر مستضعف و بی‌تفاوتی سبت به دردهای آنها، انحراف از اصول اسلامی و انقلابی تلقی می شود.رهنمودها:خدمت به مستضعفین و محرومین به مثابه یک وظیفه و عبادت بزرگ است. "این نهضت را به آخر برسانید که حکومت اسلامی انشاءالله تاسیس بشود و تمام اقشار ملت، تمام مستضعفین به حقوق حقه خودشان برسند.
"ما باید دستمان را باز پیش ملت دراز کنیم، برای اینکه این مستضعفین و این بیچاره ها و این زاغه نشین ها را نجاتشان بدهیم، باید به ملت رجوع کنیم و ملت این کارها را بکند، همه مان یعنی با هم، همه مان روی هم رفته دست به هم بدهیم که یک وضع متوسطی برای اینها حاصل بشود ... اینها آنقدرها نمی خواهند، آنقدری که یک زندگی متوسطی، همچو نباشد که هرچه را دست بگذارد، نداشته باشد.( ص. ن - ج 6 - ص 8)
"در خدمت بندگان خدا و مستضعفین باشید و بیشتر از همه طبقات ضعیف را ملاحظه کنید و این خود یک عبادت بزرگ است. (ص. ن - ج 8 - ص 39)
"به همه در کوشش برای رفاه طبقات محروم وصیت می کنم که خیر دنیا و آخرت شماها رسیدگی به حال محرومان جامعه است. (ص. ن - ج 16 - ص 202)
"بیایید تمام قلمها و تمام قدمها و تمام گفتار ما بر منافع این قشر مستضعف باشد. . . قلمها را در راه خدمت به این خلق به کار بیندازید، گفتار را در راه خدمت به مستضعفین و اعمال را در خدمت به مستضعفین. (ص. ن - ج 21 - ص 201)
"ما برای احقاق حقوق فقرا در جوامع بشری تا آخرین قطره خون دفاع خواهیم کرد. (ص. ن - ج 10 - ص 128)
راه درست
حال به مواضع امام در قبل و بعد ازپیروزی انقلاب در بعد داخلی و بین المللی دقت کنید تمام اصول ایشان را در تاثیر گذاری ابعاد اقتصادی را در عرصه های مختلف  ملاحظه خواهید نمود.

داخلی:
قبل پیروزی انقلاب اسلامی
استقلال مملکت و اقتصاد آن در معرض قبضه صهیونیست هاست که در ایران به حزب بهائی ظاهر شدند و مدتی نخواهد گذشت که با این سکوت مرگبار مسلمین، تمام اقتصاد این مملکت را با تایید عمال خود قبضه می کنند و ملت مسلمان را از هستی در تمام شوون ساقط می کنند.( صحیفه نور جلد 22 صفحه 27 )
 روحانی با اقتصاد مملکت مخالف نیست، تهمت می زنند. پانصد سال روحانیت تمام قطب ارض را حفظ و اداره کرد، رجوع کنید به تاریخ، با اینکه خلفا، خلفای جور بودند، با همین برنامه اسلامی بر عالم حکومت کردند. آیا اسلام راه ترقی ندارد؟ علما با چه امر اقتصادی مخالفند؟ شما سد خواستید بسازید جلوتان راگرفتند؟! کارخانه خواستید وارد کنید نگذاشتند؟! ما می گوییم ذوب آهن را خراب نکنید. ذوب آهن کرج را خیال می کنید ما خبر نداریم چه کردید؟ علما با استقلال مخالف نیستند، مذهب علما استقلال است. (صحیفه نور جلد 1 صفحه 19)
روحانیت می بیند که پایه های اقتصادی این مملکت در شرف فرو ریختن است و بازار این کشور در حکم سقوط است چنانکه از پرونده های مربوط به سفته های بی محل که هر روز بر قطرش افزوده می شود این مطلب واضح می شود و همین طور امر زراعت این کشور در معرض سقوط است به دلیل اینکه در این مملکت که باید هر استانش زراعت مورد احتیاج تمام مملکت را بدهد هر چند وقت به عنوان احتمال خشکسالی یا به عنوان دیگری تصویبنامه وارد کردن گندم صادر می کنند بلکه چنانچه گفته می شود اخیرا به صورت آرد می آورند که آسیاهای ایران نیز از کار بیفتد.با این وضع رقت بار به جای آنکه دولت در صدد چاره برآید سر خود و مردم را گرم می کند.( صحیفه نور جلد 1 صفحه 31)
اصلاحات ارضی شاه جز برنامه ای برای از بین بردن کشاورزی ایران و تحمیل اقتصاد تک محصولی بر جامعه ما چیزی نبود، به طوری که امروز اکثر نیازهای غذایی ما از خارج وارد می شود.( صحیفه نور جلد 3 صفحه 157)
 به صورت یک کشور صددر صد مستقل عمل خواهد کرد و هرگز خود را بازیچه دست قدرتهای استعمارگر نمی‌سازد و ما هرگز به هیچ ملتی به خاطر منافع داخلی خودمان تجاوز نمی کنیم و تا آنجا که در توان ملت ما باشد بر حسب تاکیدات اسلامی می کوشیم تا در رفع مشکلات ملت های مظلوم سهیم باشیم.
ایران به سرعت می تواند مشکل کشاورزی خود را حل کند به طوری که هم کشاورز به یک زندگی انسانی در حد دیگران برسد و هم مملکت از واردات مواد غذائی بی نیاز گردد و ما برای صنعتی شدن کشور تلاش می کنیم و لکن نه صنعت مونتاژ که هم کشور را هر چه بیشتر به اجانب وابسته کرده است و هم اکثریت فقیر و محروم را در خدمت مشتی ثروت اندوز متجاوز قرار داده است.
یک آدمی است که اقتصاد مملکت ما را به هم زده است، از آن طرف نفت ما را دارد می دهد به غیر و ما بعد از چند سال دیگر نه نفت داریم و نه مخازن دیگر اگر این بماند. از آن طرف زراعت ایران را به اسم اصلاحات ارضی از بین برده است و بازار درست کرده است برای آمریکا که ما همه چیزمان احتیاج به خارج دارد که اگر یکدفعه جلوی این را گرفتند، بگیرند، ایران می ماند بدون آذوقه، اگر از خارج نیاورند. ( صحیفه نور جلد 3 صفحه 194)
مجموعه قواعد اسلامی در مسائل اقتصادی، هنگامی که در کل پیکره اسلام به صورت یک مکتب منسجم ملاحظه شود و همه جانبه پیاده شود، بهترین شکل ممکن خواهد بود،( صحیفه نور جلد 4 صفحه 176)
ربا در اسلام حرام است و به هیچ شکل در اقتصاد اسلامی وارد نباید بشود و مالکیت در اسلام پذیرفته شده است و لکن اسلام در چیزهائی که حق مالکیت به آنها تعلق می گیرد و نیز در شیوه و شرایط پیدا شدن این حق دستوراتی داده است که نظام اقتصادی اسلام را و نیز روابط اقتصادی در جامعه اسلامی را از روابط و نظام اقتصادی سرمایه داری امروز دنیا جدا می کند و اگر این حدود و شرایط مراعات شود، جامعه نه مشکلات و نابرابری های دنیای سرمایه داری امروز را پیدا می کند و نه دولت اسلامی به بهانه های مختلف هر گونه آزادی را از انسان ها سلب می کند.( صحیفه نور جلد 4 صفحه 213 )  

بعد پیروزی انقلاب اسلامی:
رفتن مستکبرين مقدمه است، رفاه مستضعفين يکي از مقاصد اسلام است. رژيم اسلامي مثل رژيم‌هاي مکتب‌هاي مادي نيست، مکتب‌هاي مادي تمام همتشان اين است که مرتع درست بشود، ‌تمام همت اين است که منزل داشته باشند، رفاه داشته باشند (آنهايي که راست مي‌گويند) . اسلام مقصدش بالاتر از اينهاست. مکتب اسلام يک مکتب مادي نيست، يک مکتب مادي معنوي است. ماديت را در پناه معنويت و اسلام قبول دارد، اسلام براي تهذيب انسان آمده است، ‌براي انسان‌سازي آمده است. همه مکتب‌هاي توحيدي براي انسان‌سازي آمده‌اند، ما مکلفيم انسان بسازيم. (سایت abp چهار شنبه 7 ارديبهشت 1390)
زير بنا اقتصاد نيست، براي اينکه غايت انسان، اقتصاد نيست. انسان زحمتکش فقط براي اين است که فقط شکمش را سير کند يا جوان‌هايش را بدهد شکمش سير شود و ذات انسان از اينجا تا نهايت، انسان هست. اين انسان مردني نيست. (سایت abp چهار شنبه 7 ارديبهشت 1390)
همیشه بازار دنباله مقاصد اسلامی و برای پیشرفت اسلام و برای پیشرفت اقتصاد اسلامی یک بازوی ستبر قدرتمندی بوده است و الان هم همین طور است. (صحیفه نور جلد 13 صفحه280 )  

خارجی :
قبل پیروزی انقلاب اسلامی
با تمام قدرت جلوی چیزهائی را که به ضرر کشورمان است می گیریم. ما هرگز به کشورها اجازه نمی دهیم تا ایران را بازار مصرف خود گردانند. ما وابستگی تجاری را از بین خواهیم برد.( صحیفه نور جلد 4 صفحه 159 )
ما همانطور که از تولیدات داخلی کشور، هر دولتی مشتری آن باشد، می فروشیم و صادر می کنیم، همانطور هم هر چه را که در داخل به آن نیاز داشته باشیم از خارج می خریم ولی در همه این تجارت ها بر مبنای دو طرف مساوی عمل خواهیم کرد و حاضر نیستیم که دولتی بخواهد مبادلات اقتصادی را اهرمی برای نفوذ سیاسی و تحمیل اغراض استعمارگرانه خود قرار دهد.( صحیفه نور جلد 4 صفحه 179)
روابط ما بین شاه و اسرائیل چی است که سازمان امنیت می گوید از اسرائیل حرف نزنید، از شاه هم حرف نزنید، این دو تا تناسبشان چیست؟ مگر شاه اسرائیلی است؟( صحیفه نور جلد 1 صفحه 57)

بعد پیروزی انقلاب اسلامی:
بدون پشتیبانی مردم نمی شود کارکرد و پشتیبانی هم به این نیست که مردم الله اکبر  بگویند این -، این پشتیبانی نیست. پشتیبانی این است که همکاری کنند، همکاری این است که در تجارت همکاری کنند، شما مجال به آنها بدهید همکاری کنند. وقتی این مجال را شما دادید، مردم کمک شما هستند.( صحیفه نور جلد 19 صفحه 37)   
اما راجع به تجارت، راجع به صنعت، راجع به اینها اگر مردم را شریک خودتان نکنید، موفق نخواهید شد. یعنی نمی شود یک جمعیت کثیری را بدون شرکت خود جمعیت، بدون شرکت، مثل این است که ما بخواهیم چیز را کشاورزی را ما، خود دولت بکند، خوب! کشاورزی که نمی تواند دولت کشاورزی بکند. کشاورزی را دولت باید تأیید بکند تا کشاورزها کشاورزی کنند. تجارت هم همین جور است. صنعت هم همین جور است. صنایعی که مردم ازشان نمی آید، البته باید دولت بکند، کارهایی را که مردم نمی توانند انجام بدهند، دولت باید انجام بدهد. کارهایی که هم دولت می تواند انجام بدهد و هم مردم می توانند انجام بدهند، مردم را آزاد بگذارید که آنها بکنند، خودتان هم بکنید، جلوی مردم را نگیرید. فقط یک نظارتی بکنید که مبادا انحراف پیدا بشود، مبادا یک وقتی کالاهایی بیاورند که مخالف با اسلام است، مخالف با صلاح جمهوری اسلامی است. این یک مسأله ای است که بسیار مهم است در نظر من. من کراراً هم گفتم، آقایان هم وعده دادند.( صحیفه نور جلد 19 صفحه 36 )
دولت اجازه بدهد مردم از خارج چیز بیاورند، تجارت کنند، لکن نظارت داشته باشد که فساد ایجاد نشود. این هم یک مطلبی است که مهم است و باید خیلی در آن چیز کرد.( صحیفه نور جلد 20 صفحه 251)
 مبارزه با فرهنگ مصرفی که بزرگترین آفت یک جامعه انقلابی است و تشویق به تولیدات داخلی و برنامه ریزی در جهت توسعه صادرات و گسترش مبادی صدور کالا و خروج از تکیه به صادرات نفت و نیز آزادی واردات و صادرات و به طور کلی تجارت بر اساس قانون و با نظارت دولت در نوع و قیمت.استفاده از نیروهای عظیم مردمی در بازسازی و سازندگی و بها دادن به مؤمنین انقلاب ،خصوصاً جبهه رفته ها و توسعه حضور مردم در کشاورزی و صنعت و تجارت و بازسازی شهرهای تخریب شده و شکستن طلسم انحصار در تجارت داخل و خارج به افراد خاص متمکن و مرفه و بسط آن به توده های مردم و جامعه.(صحیفه نور جلد 21 صفحه 39)   
امام خميني(ره) در طول سالهاي مبارزه و روشنگري، بر وابستگي شديد مملكت به قدرتهاي بيگانه اشاره مي‌كردند و با ذكر مفاسد و سوء تدبيرهاي خاندان پهلوي و وابستگي روز افزوني كه در پي ضعف‌هاي فراوان آنان رخ نموده بود نسبت به اسارت كشور در دست آن قدرت‌ها و به يغما رفتن منابع اصيل ثروت مردم واكنش نشان مي‌دادند. از منظر امام خميني(ره) ايران و ملت ايران مي‌بايست با تكيه بر منابع طبيعي كشور و با باور به توانايي‌هاي خويش و ياري خداي بزرگ، خود را در تأمين نيازهاي اساسي و ارزاق عمومي كشور به مرز خودكفايي برساند. از نگاه ايشان كشوري كه در نيازهاي اساسي و ارزاق عمومي‌اش وابسته به ديگران باشد خواسته يا ناخواسته به لحاظ سياسي و فرهنگي نيز به اسارت آنها در خواهد آمد. امام بزرگوار مي فرمايند: «اگر چنانچه ما احتياج داشته باشيم در ارزاق‌مان‏ به خارج، اين وابستگى براى ما اسباب اين مي‌‏شود كه در امور سياسى هم وابسته باشيم. و ما بايد وابستگي‌مان را از اجانب و غرب و شرق قطع كنيم. اگر ما بخواهيم كه مملكت‌مان يك مملكت مستقلِ آزادِ مال خودمان باشد، بايد در اين امورى كه مربوط به اقتصاد است، مربوط به فرهنگ است، مربوط به امور ديگرِ كشور است، خودمان فعاليت كنيم، و ننشينيم ديگران انجام بدهند.» (صحيفه امام،‌ ج10، ص373)

تجزیه و تحلیل
برای اینکه تامین اجتماعی به نحو درست صورت گیرد، پیشنهاداتی از سوی ایشان وجود دارد . برای مثال، امام سفارش می‏کند مسئولان کشور و کلا اعضای دولت از میان طبقه متوسط و یا پایین‏تر از آن انتخاب شوند; زیرا از مشکلات و مسائل اقشار پایین جامعه بیشتر اطلاع دارند و بهتر می‏توانند این مشکلات را حل کنند; ولی مسئولان ثروتمند و یا از طبقات بالا با این مسائل آشنا نیستند، بلکه بیشتر این افراد تنها به افزایش ثروت و قدرت خود می‏اندیشند . (۵۰) و یا سفارش دیگر امام این است که در خدمات رساندن به کشور، رسیدگی به مستمندان و ضعفا در اولویت قرار گرفته شود، لذا اگر قرار بر خانه‏سازی باشد، ابتدا باید برای ضعفا خانه ساخته شود و سعی شود همه افراد بی‏بضاعت‏خانه داشته باشند; (امام داشتن خانه را از حداقل حقوق هر فرد می‏داند). (۵۱) و یا اینکه برای طبقات پایین اشتغال ایجاد شود تا همه آنها از زندگی مناسبی برخوردار شوند . (۵۲)
برای رسیدگی بهتر و کامل‏تر به وضعیت معلولین و آسیب‏دیدگان و خانواده شهدا، امام مواردی را برای تصویب سریع به دولت ارائه نمودند که عبارتند از: اولویت فرهنگی یعنی ورود به مدارس و دانشگاه‏ها با تسهیلات مقتضی; اولویت اقتصادی در داشتن مسکن و زمین و وسایل زندگی و ... ; اولویت در استخدام; کارت مجانی برای سوار شدن در اتوبوس; کارت نیمه‏بها برای استفاده از وسایل نقلیه بین شهری; تشکیل دفترچه مخصوص برای قدرت خرید از تعاونی‏های دولتی; بیمه درمانی و استفاده از کارت ویژه خرید دارو; قرار دادن حقوقی رسمی برای معلولین فاقد قدرت کار و خانواده شهدا; ایجاد برنامه‏هایی در رادیو به عنوان معلولین و خانواده شهدا; معالجه بیماران معلول و آسیب‏دیده و پرداخت هزینه معالجه آنان در خارج از کشور در صورت نیاز . (۵۵)
علاوه بر موارد ذکر شده، امام مصارف بخش زیادی از وجوه شرعیه و سهم امام را که در اختیار روحانیون قرار می‏گیرد را در جهت کمک به نیازمندان قرار می‏دهد و از جمله در آتش‏سوزی، سیل، کمک به معلولین، زلزله‏زدگان، ... . (۵۶)
راه امام در اصول اقتصادی کاملا روشن است. و عواملی  بعنوان اساس تفکرات ایشان واضح و مبین می باشد از آن جمله عوامل، مبنا قرار دادن اسلام، رشد و توسعه اقتصاد برای رشد فرهنگی،  استقلال اقتصادی، خودکفایی در تولید، توجه شدید به مستضعفین در توزیع اقتصاد،خروج از مصرف گرایی، دوری از ثروت اندوزی و تعدیل ثروت، توجه به عوامل تولید و قدر دانی از دست اندرکاران مربوطه، جلوگیری از واردات بی رویه، نظارت علما و کارشناسان به امور اقتصادی، مردمی نمودن تجارت با نظارت دقیق دولت، حرام بودن و منع شدید تجارت با رزیم غاصب ، نگاهی همه جانبه به اقتصاد و ارایه راه کارهایی که موجبات رشد و توسعه اقتصاد کشور را بهمراه دارد. اما در این مسیر آفت هایی وجود دارد که سبب تحریف امام و راه امام می گردد از جمله:
انحراف از راه و اصول حقه امام که مبنای آن اسلام است، به هر دلیل.
نداشتن قانون و نقشه راه منطبق با اصول امام.
به کار گیری سلیقه فردی و گروهی در اجرای قوانین اقتصادی.
ضعف در نظارت و هدایت و کم توجهی به نظارت همه جانبه.
کم کاری و سستی در تولید و خود کفایی در همه زمینه ها.
مصرف گرایی و واردات بی رویه و غیر ضروری.
در تشخیص این که آیا خط و تفکر امام از بعد اقتصادی در حال تحریف شدن است کافی است تا وضعیت موجود را با خط کش امام راحل منطبق کنیم.

نتایج تحقیق
انحراف از راه و اصول حقه امام که مبنای آن اسلام است، به هر دلیل.
نداشتن قانون و نقشه راه منطبق با اصول امام.
به کار گیری سلیقه فردی و گروهی در اجرای قوانین اقتصادی.
ضعف در نظارت و هدایت و کم توجهی به نظارت همه جانبه.
کم کاری و سستی در تولید و خود کفایی در همه زمینه ها.
مصرف گرایی و واردات بی رویه و غیر ضروری.

چگونه امام خمینی از نظر فرهنگی قابل تحریف است ؟
مقدمه
شناخت فرهنگ از مسائل بسیار مهم و حیاتی در بقاء و تداوم انقلاب اسلامی بوده، و ضروری است که براساس تعریف فرهنگ و شاخصه ها و ساختاره های آن، ابعاد نظام و کشور اسلامی خود راسازماندهی نماییم. آنچه تذکر آن لازم به نظر می رسد این است که فرهنگ در هر جامعه ای در حقیقت شاکله و عنصر اصلی بوده و رنگ پذیری ابعاد سیاست و اقتصاد از ناحیه آن خواهد بود. شکل گیری فرهنگ اثر خود را در دیگر ابعاد منعکس خواهد نمود. در این مقال برآنیم که تحلیل فرهنگی فرهنگ را از منظر امام خمینی ره مورد نقد و بررسی قرار داده و تقابل دیدگاه های دیگر؛ با کلام ایشان را نشان دهیم. (سایت راسخون ، فرهنگ در منظر امام خمینی، نویسنده: دکتر محمدمهدی بهدارون)
انقلاب اسلامي ايران را عموم صاحب نظران، انقلابي فرهنگي ـ عقيدتي دانسته‎اند. تحولي كه به دنبال خود تعهدي تاريخي ـ جهاني و سرنوشت ساز به ارمغان آورد كه به موجب آن محصول برآمده از آن تحول ژرف در صدد تجديد حيات معنوي و اخلاقي بشريت است. اين ماهيت فرهنگي داشتن انقلاب اسلامي را مي‎توان در نحوه وقوع، آثار و نتايج پس از آن و كلام و دغدغه‎هاي رهبر و بنيانگذارش مشاهده كرد و استمرار اين نوع نگاه و توجه به تحول مزبور را در بستر زمان تاكنون در سياست‎ها ـ راهبردها و روش‎هاي اجرايي و عملياتي مبتني بر انديشه و سيره امام خميني (ره) ملاحظه نمود. سياست‎ها و راهبردهايي كه در صدد است تا ظرفيت‎ها و توانايي‎هاي بالقوه انقلاب اسلامي براي سر دادن جهان به سمت زايش و رويش نوين را به فعليت كشاند. (سایت راسخون ، فرهنگ در منظر امام خمینی، نویسنده: دکتر محمدمهدی بهدارون)

چگونه فرهنگ اسلامي از منظر امام خميني قابل تحریف است؟
تعريف و عناصر فرهنگ از نگاه امام خميني
نگاه امام به عنصر «فرهنگ» يك نگاه مبنايي و زيربنايي است، عنصر مهمي كه شكوفايي‎اش مي‎تواند موفقيت‎هاي مستمر و مكرر را براي بشريت خسته از قطب‎بندي‎هاي مبتني بر زر و زور به ارمغان آورد و داشته‎هاي آنان را در مسير صلاح و فلاح آنان به كار گيرد. چرا كه در انديشه ايشان همه انواع وابستگي‎هاي اقتصادي ـ‌سياسي ـ نظامي ملت‎ها به قدرت‎هاي استكباري در وابستگي فكري و فرهنگي آنها ريشه دارد و توجه به اين مهم نيز بايد به عنوان نقطه آغاز هرگونه حركت اصلاحي مدنظر قرار گيرد. در بيان بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران نجات ملت در فرهنگ و در دانشگاه‎ها بايد طرح بشود. و رأس همه اصلاحات، اصلاح فرهنگ است.
امام خميني تا به آنجايي نقش عنصر استقلال فرهنگي در تعيين سرنوشت جوامع را فارغ از نوع مذهب و مليت آنان بالا مي‎برد كه آن را منشأ‌ استقلال و موجوديت هر جامعه قلمداد كرده فكر تحقق استقلال در ابعاد ديگر را با وابستگي فرهنگي محال و ساده انديشمي‎خوانند. فرهنگ به معني باورها و اعتقاداتي كه زندگي شخصي و اجتماعي (افراد) يك جامعه با آنها روبروست. در انديشه امام خميني عنصري است هجوم به آن، در رأس تمامي اهداف استعمارگران است. حضرت امام ضمن توجه به عنصر فرهنگ در معناي عام آن به طور اخص به توانايي‎ها و شايستگي‎هاي فرهنگ موجود در جوامع شرقي كه عبارت از فرهنگ اسلامي است اشارات متعدد و مكرر داشته، خود فرهنگي را مطرح مي‎كنند كه بر مدار تعليمات اسلامي و اخلاقي انساني استوار شده است. فرهنگي كه به تعبير ايشان مترقي‎ترين فرهنگ است كه (ملت‎هاي) شرق بايد به اين فرهنگ اسلامي تمام احتياجاتش را اصلاح نمايد.براين مبنا، امام پايه گذار و پي ريز تفكري مي‎شود كه به اساس آن مي‎توان با اتكاء به توانايي‎هاي خود، راه توسعه ملی را با اعمال و اصرار راهبرد عدم تعهد در قبال قدرت‎هاي بحران ‎زا طی نمود.
فرهنگ از نظر امام خمینی(ره) آن چیزی است که فرد یا جامعه ای بر آن اساس تربیت شده است، فکر می کند و رفتار می نماید. بنابراین می توان گفت از دیدگاه حضرت امام.
 فرهنگ ؛ هویت ساز است، فرهنگ؛  مولد تربیت است، فرهنگ؛  اخلاق محور است، فرهنگ ؛ تفكر پرور است. (سایت گزاره، مفهوم فرهنگ در اندیشه امام خمینی)

اهمیت و نقش فرهنگ
انقلاب اسلامی به دلیل حضور جهانی خود در حقیقت این شعار را در سراسر جهان اعلام نمود که در مدیریت نظام اسلامی، دین اختیار را بدست گرفته است. آنچه که امروز باید نمودِ آن را در اداره مجموعه های نظام مشاهده نمود ارتباط مستقیم آنها با فرهنگ دین و نظام اسلامی است. بنابراین دستیابی به یک خط مشی فرهنگی مستقل براساس اصول و ارزش های اسلامی دارای اهمیت به سزائی بوده و امام(ره) در این باره می فرمایند:
“درباره فرهنگ هر چه گفته شود کم است. می دانید و می دانیم اگر انحرافی در فرهنگ یک رژیم پیدا شود و همه ارگان ها و مقامات آن رژیم در صراط مستقیم انسانی و الهی پایبند باشند و بر استقلال و آزادی ملت از قیود شیطان عقیده داشته باشند و آن را تعقیب کنند و ملت نیز به تعبیت از اسلام و خواسته های ارزنده آن پایبند باشند دیری نخواهد کشید که انحراف فرهنگی بر همه غلبه کند و همه را خواهی نخواهی به انحراف کشاند ونسل آتیه را آن چنان کند که انحراف بصورت زیبا و مستقیم را راه نجات بداند و اسلام انحرافی را به جای اسلام حقیقی بپذیرد و بر سر خود و کشور آن آورد که در طول ستم شاهی و خصوصاً پنجاه سال سیاه بر سر کشور آمد.( سایت راسخون ، فرهنگ در منظر امام خمینی، نویسنده: دکتر محمدمهدی بهدارون)
براستی چگونه امکان دارد علیرغم پای بند ارگان ها، مقامات و ملتی به صراط مستقیم انسانی و الهی و اعتقاد به استقلال و آزادی از قیود شیطانی، انحراف فرهنگی به صورت راهی زیبا و مستقیم بر همه غلبه کند و اسلام انحرافی به جای اسلام حقیقی راه نجات تلقی شود؟ ( سخنرانی در تاریخ ۲۲/۱۱/۶۱)
خروج از فرهنگ بدآموز غربی و نفوذ و جایگزین شدن فرهنگ آموزنده اسلامی ملی و انقلاب فرهنگی در تمام زمینهها در سطح کشور آنچنان محتاج تلاش و کوشش است که برای تحقق آن سالیان دراز باید زحمت کشید و با نفوذ عمیق ریشهدار غرب مبارزه کرد. (سخنرانی در تاریخ ۱۹/۹/۶۳)
ایشان در عبارتی می فرماید: “هجوم دانشجویان پس از طی کردن دوره های تحصیلی به آموزش های غربی و شرقی در دبیرستان ها و دانشگاه های ایران بسوی غرب و احیاناً شرق که ره آوری جز فرهنگ غربی و شرقی نداشت چنان فاجعه ای ببار آورد که همه ی ابعاد جامعه ما را بی قید و شرط وابسته، بلکه تسلیم به ابرقدرت ها کرد. (سخنرانی در تاریخ ۳۱/۶/۶۰)
صدماتی که کشور ما از فرهنگ رژیم شاه خورده است قابل مقایسه با ضررهای اقتصادی و غیره نبوده است متأسفانه در زمان این پدر و پسر دست اجانب بازگردید و مراکز آموزشی که باید تکیه گاه ملت باشد به ضدش تبدیل شد.
“ما الآن در همه چیز به گمان یک نحو وابستگی داریم که بالاتر از همه، وابستگی افکار است، افکار جوان های ما؛ پیرمردهای ما، تحصیل کرده ها، روشنفکران ما، بسیاری از افکار ما وابسته به غرب است.( سخنرانی در تاریخ ۲۴/۷/۶۰)

امام و استراتژی فرهنگی سیاست گذاران جهانی
“دو ابرقدرت برای بدست آوردن سطله ی استعماری، بهترین راه را در حمله به فرهنگ های ملت ها دانسته و دانشگاه ها را به خدمت گرفته اند و با بدست آوردن این مراکز از ره آوردهای آن، مجلس های فرمایشی ساخته حکومت های دلخواه بدست آورده اند و نظام ها را سر تا قدم غربی یا شرقی کرده اند و آنان که در این کشمکش از همه بیشتر صدمه دیده اند و رنج کشیده اند کشورهای اسلامی بوده و هستند .(فریاد برائت)

تاثیر فرهنگ در شقاوت و سعادت امت ها
«فرهنگ مبداء همه خوشبختيها و بدبختيهاي ملت است . اگر فرهنگ ناصالح شد، اين جوانهايي كه تربيت مي شوند به اين تربيتهاي فرهنگ ناصالح ، اينها در آتيه فساد ايجادمي كنند. فرهنگ استعماري ، جوان استعماري تحويل مملكت مي دهد. فرهنگي كه بانقشه ديگران درست مي شود و اجانب براي ما نقشه كشي مي كنند و با صورت فرهنگ مي خواهند تحويل جامعه ما بدهند، اين فرهنگ فرهنگ استعماري و انگلي است . و اين فرهنگ از همه چيزها، حتي از اين اسلحه اين قلدرها بدتر است . اين قلدرها اسلحه شان بعد از چند وقت مي شكند، و حالا هم شكسته ، اما وقتي فرهنگ فاسد شد، جوانهاي ماكه زيربناي تاسيس همه چيز هستند از دست ما مي روند و انگل بار مي آيند، غربزده بارمي آيند.» (صحیفه نور، ج3- صفحه : 306 )
 (فرهنگ یک کارخانه آدم‌سازی است… فرهنگ سایه‌ای است از نبوت.» ( صحفیة نور، ج ۶، ص۲۳۶ـ۲۳۷)
فرهنگ مبدأ همه خوشبختي‏ها و بدبختي‏هاي ملت است، اگر فرهنگ ناصالح شد اين جوان‏هايي كه تربيت مي‏شوند به اين تربيتهاي ناصالح، اينها در آتيه فساد ايجاد مي‏كند...( صحيفه نور، ج1، ص 273)

اهداف فرهنگی امام:
۱- تضمین استقلال جامعه: 
قضیة تربیت یک ملت به این است که فرهنگ آن ملت، فرهنگ صحیح باشد.( صحیفة نور، ج۷، ص74)
ملت عزیز ایران و سایر کشورهای مستضعف جهان،اگر بخواهد از دام شیطنت‌آمیز قدرت‌های بزرگ تا آخر نجات پیدا کنند، چاره‌ای جزاصلاح فرهنگ و استقلال آن ندارند.(صحیفة نور ، ج ۱۵، ص ۲۶۷)
۲- معرفی صحیح احکام اسلام:
ما موظفیم ابهامی را که نسبت‌به اسلام به‌ وجود آوردند، برطرف سازیم. تا این ابهام را از اذهان نزداییم، هیچ کاری نمی‌توانیم انجام بدهیم. ما باید خود و نسل آینده را وادار کنیم و به آن‌ها سفارش کنیم که نسل آتیة خویش را نیز مأمور کنند این ابهامی را که بر اثر تبلیغات سوء چندصدساله نسبت‌به اسلام در اذهان حتی بسیاری از تحصیل‌کرده‌های ما پیدا شده، رفع کنند… شما بایدخودتان را، اسلام‌تان را، نمونه‌های رهبری و حکومت اسلامی را، به مردم دنیا معرفی کنید؛ مخصوصاً به گروه دانشگاهی و طبقة تحصیل‌کرده.( ولایت فقیه، ص ۱۱8)
دانشجویان چشم‌شان باز است. شما مطمئن باشید اگر این مکتب را عرضه نمایید و حکومت اسلامی را، چنان‌که هست، به دانشگاه‌ها معرفی کنید، دانشجویان از آن استقبال خواهند کرد.» (ولایت فقیه، ص ۱۱۸)
۳- مبارزه تا نفی کامل فرهنگ کفر:
 امروز جهان تشنة فرهنگ اسلام ناب محمد(ص) است و مسلمانان در یک تشکیلات بزرگ اسلامی، رونق و زرق و برق کاخ‌های سفید و سرخ را از بین خواهند برد. جنگ ما، جنگ عقیده است وجغرافیا و مرز نمی‌شناسد و ما باید در جنگ اعتقادی‌مان، بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به‌ راه اندازیم.( صحیفة نور، ج ۲۰، ص ۲۳۵)
۴-  خود‌باوری در سایه فرهنگ:
 فرهنگ، اساس ملّت است؛ اساس ملّیت یک ملت است؛ اساس استقلال یک ملّت است و لهذا آن‌ها کوشش کرده‌اند که فرهنگ ما را استعماری کنند… با تبلیغات خودشان ماها را ترساندند که از خودمان می‌ترسیدیم؛ به خودمان اعتماد نداشتیم. اگر یک کسی مریض می‌شد، می‌گفتیم باید برود خارج؛ درصورتی‌که طبیب داشتیم… باید ارتش ما را خارجی‌ها اداره کنند؛ باید نفت‌مان را خارجی‌ها بیایند اداره کنند… مغزهای ما را شست‌وشو کردند. اعتماد به ‌نفس را از بین بردند. (صحیفة نور ، ج۶، ص۴۰)
۵-  اصلاح ساختار نظام تربیتی:
ما یک وابستگی روحی پیدا کردیم، این وابستگی روحی از همة چیزها برای ما بدتر است.( صحیفة نور، ج ۷، ص ۲۵)
اولین اقدام این است که همة‌عوامل فساد و مهم‌تر این‌که همة انگیزه‌های فساد در زمینه‌های اجتماعی و اقتصادی و سایر زمینه‌ها با کمال جدیّت باید ریشه‌کن شود.(صحیفة نور ، ج ۳، ص ۴۷)
۶- مقابله با تهاجم فرهنگی:
دست آمریکا و سایر ابرقدرت‌ها تا مرفق به خون جوانان ما و سایر مردم مظلوم و رزمنده فرو رفته است. ما تا آخرین قطرة‌ خون خویش با آنان شدیداً می‌جنگیم؛ چرا که ما مرد جنگیم. ما انقلاب‌مان رابه تمام جهان صادرمی‌کنیم؛ چرا که انقلاب ما اسلامی است و تا بانگ لا اله الاّالله و محمد رسول‌الله(ص) بر تمام جهان طنین نیفکند، مبارزه هست و تا مبارزه در هرکجای جهان علیه مستکبرین هست، ما هستیم.( صحیفة نور، ج۱۱، ص۲۲۶)
قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها بدانند که ما تا آخرین نفر و تا آخرین منزل و تا آخرین قطرة خون برای اعلای کلمه‌ الله ایستاده‌ایم و بر خلاف میل تمامی آنان، حکومت نه شرقی ونه غربی را در اکثر کشورهای جهان پایه‌ریزی خواهیم نمود.( صحیفة نور ، ج۲۰، ص۶۱) (سایت علوم پزشکی کرمانشاه ،فرهنگ ازنظر امام خمینی)
اما  ‌راه‌بردها و شیوه‌های تحقق اهداف فرهنگی از دیدگاه حضرت امام(ره)، باید به‌عنوان یک دستورالعمل مستمر و دائمی به‌کار گرفته شود.تعلل در هر زمینه‌ای می‌تواند بر اهداف فرهنگی جامعه خدشه وارد نماید. از این جهت، هدف فرهنگی منهای راه‌برد فرهنگی، قابل تعقیب و دسترسی نخواهد بود.

مهم‌ترین راهبردهای فرهنگی از نظر امام‌خمینی
 ۱- قطع وابستگی فرهنگی:
 قضیة تربیت یک ملت به این است که فرهنگ آن ملت، فرهنگ صحیح باشد.(صحیفة نور، ج۷، ص74)
۲-  دفاع همه‌جانبه از ارزش‌های دینی:
ما موظفیم ابهامی را که نسبت‌به اسلام به‌ وجود آوردند، برطرف سازیم. تا این ابهام را از اذهان نزداییم، هیچ کاری نمی‌توانیم انجام بدهیم. ما باید خود و نسل آینده را وادار کنیم و به آن‌ها سفارش کنیم که نسل آتیة خویش را نیز مأمور کنند این ابهامی را که بر اثر تبلیغات سوء چندصدساله نسبت‌به اسلام در اذهان حتی بسیاری از تحصیل‌کرده‌های ما پیدا شده، رفع کنند… شما بایدخودتان را، اسلام‌تان را، نمونه‌های رهبری و حکومت اسلامی را، به مردم دنیا معرفی کنید؛ مخصوصاً به گروه دانشگاهی و طبقة تحصیل‌کرده.» (کتاب ولایت فقیه، ص ۱۱8)
۳- تحول فرهنگی:
۴- حضور مؤثر حوزة علمیه و روحانیت
۵-  توجه به مراکز آموزشی و تبلیغی
۶- مشارکت فعال زنان
نگاه به زنان توسط امام از حیث فرهنگ: در نظام اسلامی، زن به عنوان یک انسان می تواند مشارکت فعال با مردان در بنای جامعه اسلامی داشته باشد ولی نه به صورت یک شی ء، نه او حق دارد خود را به چنین حدی تنزل دهد و نه مردان حق دارند که به او چنین بیندیشند و در مورد آنچه را که به نام تفریحات شناخته شده است، اسلام با هر چیزی که انسان را به پوچی و از خود بیگانه شدن می کشاند، مبارزه می کند. شرابخواری و میگساری در اسلام ممنوع است. فیلم های منحرف کننده از اخلاق متعالی انسان، ممنوع است.( صحيفه نور، ج3ص92)
۷- توجه به جوانان و مشکلات آنان
۸- مبارزه با رفاه‌طلبی (سایت علوم پزشکی کرمانشاه ،فرهنگ ازنظر امام خمینی)

جمع بندی
توجه به فرهنگ در همه ابعاد بعنوان حیاتی ترین عنصر حیات یک جامعه  با عنایت به اسلامیت و استقلال با دوری از فرهنگ بیگانه و تقلید کورکورانه از غرب بلکه رعایت آنچه که اصول فرهنگ از دید امام است با استفاده از استراتژی هشت گانه امام در زمینه فرهنگ.

چگونه  استقلال فرهنگی از منظر امام خميني قابل تحریف است؟
این است وضعیت فرهنگی ما از دید امام
 صدماتی که کشور ما از فرهنگ رژیم شاه خورده است قابل مقایسه با ضررهای اقتصادی و غیره نبوده است متأسفانه در زمان این پدر و پسر دست اجانب بازگردید و مراکز آموزشی که باید تکیه گاه ملت باشد به ضدش تبدیل شد). (سخنرانی در تاریخ ۲۴/۷/۶۰)
ما الآن در همه چیز به گمان یک نحو وابستگی داریم که بالاتر از همه، وابستگی افکار است، افکار جوان های ما؛ پیرمردهای ما، تحصیل کرده ها، روشنفکران ما، بسیاری از افکار ما وابسته به غرب است.( صحیفه نور ج ۱۰ص۵۶)

تهاجم فرهنگی از دید امام
مهم ترين آسيب فرهنگي از ديدگاه امام، مرور وصيت نامه الهي سياسي امام خميني وسخنراني هاي ايشان نشان مي دهد که ازمنظر امام فرهنگ، زيربنا واساس مقدرات يک ملت راتشکيل مي دهد ونجات جامعه درگرو استقلال فرهنگي ورهايي ازوابستگي فکري وغربزدگي است .امام خميني اوايل آبان سال 58 طي ديدار باجمعي ازدبيران عضوانجمن اسلامي، درباره اهميت فرهنگ ونقش آن درتحول جامعه فرمودند : رأس همه اصلاحات ،اصلاح فرهنگ است . (صحيفه نور، ج 10 ، ص55)( پایگاه اطلاع رسانی کانون فرهنگی جوادالائمه محمدعلي ندائي، مهم ترين آسيب فرهنگي از ديدگاه امام خميني )
سوال ديگري که دراين جا مطرح مي شود آن است که ازمنظرامام (ره) مهم ترين مشکل فرهنگي جامعه چيست ؟ نظر امام خميني آن است که وابستگي فکري وغربزدگي مهم ترين مشکل ملت وفرهنگ جامعه است .ايشان درديدار جمعي ازدبيران دراين باره فرمودند:«مادامي که پيوستگي مغزي داريم به خارج واجانب ، هيچ يک از اين گرفتاري هايي که شمرديد، نمي توانيم اززيرش فرارکنيم.»(صحيفه نور، ج10/55)امام در فرازي از وصيت نامه خود نيز، همين وابستگي راعامل همه عقب ماندگي ها برشمردند و تاکيد کردند:«اگر دانشگاه ها و مراکز تعليم و تربيتِ ديگر با برنامه هاي اسلامي و ملي در راه منافع کشور به تعليم و تهذيب و تربيت کودکان و نوجوانان وجوانان جريان داشتند،  هرگز ميهن ما در حلقوم انگلستان و پس از آن آمريکا و شوروي فرو نمي رفت و هرگز قراردادهاي خانه خراب کن بر ملت محروم  غارت زده تحميل نمي شد و هرگز پاي مستشاران خارجي به ايران باز نمي شد و هرگز ذخاير ايران و طلاي سياه اين ملت رنجديده در جيب قدرت هاي شيطاني ريخته نمي شد و هرگز دودمان پهلوي و وابسته هاي به آن، اموال ملت را نمي توانستند به غارت ببرند... ( پایگاه اطلاع رسانی کانون فرهنگی جوادالائمه محمدعلي ندائي، مهم ترين آسيب فرهنگي از ديدگاه امام خميني )

تهاجم فرهنگي در منظومه فکري امام
بحث ديگري که در تحليل مقوله فرهنگ ازمنظر امام خميني به ميان مي آيد، آن است که آيا ايشان به موضوع تهاجم فرهنگي هم پرداخته اند؟ پاسخ اين سوال را مي توان با تاملي در وصيت نامه امام به آساني دريافت.اساسا باور به وجود کشورهاي استعمارگر در عرصه بين المللي، به تنهايي براي قبول مسئله تهاجم فرهنگي کافي است.به همين دليل، ديدگاه امام خميني درباب تهاجم فرهنگي، بسيار روشن وآشکار است .چنان که دروصيت نامه خود تصريح کردند:«ازجمله نقشه ها که مع الأسف تأثير بزرگي در کشورها و کشور عزيزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زيادي به جا مانده، بيگانه نمودن کشورهاي استعمار زده از خويش و غرب زده و شرق زده نمودن آنان است به طوري که خود را و فرهنگ و قدرت خود را به هيچ گرفتند و غرب و شرق،  دو قطب قدرتمند را نژاد برتر و فرهنگ آنان را والاتر و آن دو قدرت را قبله  گاه عالم دانستند و وابستگي به يکي از دو قطب را از فرايض غيرقابل اجتناب معرفي نمودند! و قصه اين امر غم انگيز، طولاني و ضربه هايي که از آن خورده و اکنون نيز مي خوريم کشنده و کوبنده است.»بررسي کامل مقوله فرهنگ ازديدگاه امام خميني به عنوان  بنيانگذار انقلابي که جوهره واساس آن فرهنگي است ، مجالي وسيع مي طلبد. به يقين، شايسته است درسال فرهنگ ، اين موضوع توسط صاحب نظران بررسي شود.( پایگاه اطلاع رسانی کانون فرهنگی جوادالائمه محمدعلي ندائي، مهم ترين آسيب فرهنگي از ديدگاه امام خميني )
تردیدی نیست که جهانخواران، برای به دست آوردن مقاصد شوم خود و تحت ستم کشیدن مستضعفان جهان راهی بهتر از هجوم به فرهنگ و ادب کشورهای ضعیف ندارند. " (صحیفه نور، ج 15، ص 267) .
حضرت امام خمینی که ریشه تمامی معضلات جامعه را در بیماریهای فرهنگی می دانستند، کرارا گوشزد می کردند که آفات فرهنگی سموم کشنده ای هستند که سیاست و اقتصاد جامعه را هلاک می کنند. چنین بینشی ایشان را بیش از هرچیز، به آسیب شناسی فرهنگی در جامعه اسلامی سوق می داد، به همین دلیل در تمامی سخنرانیها و آثارشان نوعی جهت گیری آگاهانه در راستای تبیین و توضیح مسائل فرهنگی، مشهود است. ایشان غربزدگی، استعمار فرهنگی، جهل فرهنگی، . . . و بسیاری از آفات فرهنگی دیگر را از موانع اصلی دستیابی به الگوی جامع توسعه می شناخته اند: ". . . فرهنگ مسموم استعمار، تا اعماق قصبات و دهات ممالک اسلامی رخنه کرده و فرهنگ قرآن را عقب زده و نوباوگان ما را فوج فوج در خدمت بیگانگان و مستعمرین در می آورد و هر روز با نغمه تازه، با اسامی فریبنده، جوانان ما را منحرف می کند. " (صحیفه نور، ج 1، ص 156) .(سایت حوزه،حضور - پاییز 1377، شماره 25 ، توسعه فرهنگی از دیدگاه امام خمینی)
"عمده این است که فرهنگ یک فرهنگ بشود. یکی فرهنگی از آن غربزدگی بیرون بیاید. " (صحیفه نور، ج 8، ص 126) .(سایت حوزه،حضور - پاییز 1377، شماره 25 - توسعه فرهنگی از دیدگاه امام خمینی)

کارکرد فرهنگ از نظر امام خمینی
فرهنگ آن چیزی است که فرد یا جامعه ای بر آن اساس تربیت شده است، فکر می کند و رفتار می نماید. بنابراین می توان گفت از دیدگاه حضرت امام:
 فرهنگ ؛ هویت ساز است،
فرهنگ؛  مولد تربیت است،
فرهنگ؛  اخلاق محور است،
فرهنگ ؛ تفكر پرور است.
 به عنوان مثال ایشان در جلد 12 صحیفه نور، ص6 می فرمایند: "...آنها می خواهند ما وابسته باشیم و چیزهایی که به ما می دهند چیزهایی  است که وابستگی می آورد. استقلال نمی خواهند داشته باشیم. استقلال فرهنگی نمی خواهند داشته باشیم. استقلال فکری نمی خواهند داشته باشیم. عُمالی که آنها تربیت کرده اند در بین خودشان، و صادر کردند برای ما، آنها هم کمک کرده اند به آنها. طرز فکر جامعه ما را به نحوی عوض کردند که اگر یک مطلبی غربی نباشد، جامعه ما نمی پذیرد این را ...". هم چنين ايشان در جاي ديگري مي فرمايند : " ... لكن براى ساختن یك مملكتى كه در طولِ باید گفت 2500 سال تا حالا، اگر بخواهیم كارى به آن نداشته باشیم در طول چند سالى كه خود ما یعنى من شاهدش بودم آنها با تمام قوا در خراب كردن این مملكت كوشش كردند. در خراب كردن فرهنگ، خراب كردن تبلیغات و وسایل تبلیغى از قبیل روزنامه‏ها، مجلات، رادیو- تلویزیون و هر چیزى را كه شما خیال كنید؛ چیزهایى را كه باید براى این مملكت خدمت بكند، آموزنده باشد، تربیت بكند مملكت را...".( جلد 10صحیفه امام(ره)، ص21)(سایت گزاره،  مفهوم فرهنگ در اندیشه امام خمینی، محمد هادی همایون)

استقلال فرهنگي
كشورهاي جهان سوم، در آخرين دهه قرن بيستم دريافتند كه بعد از يك قرن و پذيرش مفاهيم ظاهرا علمي به نام توسعه و آرزوي دستيابي به دروازه‏هاي بزرگ تمدن، به كشورهاي عقب مانده، عقب نگه داشته شده، توسعه نيافته، مقروض، فقير و وابسته مبدل شده‏اند. و امروز كه به سالهاي تاريك چند دهه پيش مي‏نگرند، تهي و پوچ بودن آن همه مفاهيم پر زرق و برقي كه به نام پيشرفت به آنهاالقاء شده بود را بخوبي درك مي‏كنند. حضرت امام خميني قدس‏سره با توجه للّهُ الكافِرينَ علي المومنين سبيلا» استقلال را يكي از مهمترين اصول و محورهاي برنامه‏ريزي‏هاي توسعه، و وابستگي و سلطه فرهنگي را اساسي‏ترين علت عقب‏ماندگي كشورهاي جهان سوم مي‏دانستند، و بارها درباره آن به ملتهاي دربند، بخصوص مسلمانان، هشدار دادند. از خود بيگانگي فرهنگي، استعمار فرهنگي، فرهنگ استعماري، سلطه فرهنگي، فرهنگ سلطه، استقلال فرهنگي، تحول فرهنگي و استقلال فكري، مفاهيمي هستند كه ايشان براي بيان جنبه‏هاي مختلف وابستگي فرهنگي ملل اسلامي و اهميت حصول استقلال فرهنگي درسخنرانيها و نوشته هايشان به كار برده‏اند:
«اسلام وابستگي شما را و ما خودمان را به ديگران منكر است، مي‏گويد نبايد صنعت ما وابسته باشد، نبايد زراعت ما وابسته باشد نبايد ادارات ما وابسته باشد، نبايد اقتصاد ما وابسته باشد، نبايد فرهنگ ما وابسته به غير باشد. مبدأ اين همين است كه در فكر، وابسته هستيم، فكرمان نمي‏تواند بكشد اين را كه ما خودمان هم فرهنگ داريم، خودمان هم فرهنگمان غني است، خودمان هم همه چيز داريم.
«همانطور كه كرارا تذكر داده‏ام، بزرگترين وابستگي ملتهاي مستضعف به ابر قدرتها و مستكبرين، وابستگي فكري و دروني است، كه شايد ساير وابستگيها از آن سر چشمه مي‏گيرد، و تا استقلال فكري براي ملتي حاصل نشود، استقلال در ابعاد ديگر حاصل نخواهد شد، و براي به دست آوردن استقلال فكري و بيرون رفتن از زندان وابستگي، خود و مفاخر و مآثر ملي و فرهنگي خود را دريايند. (ساست تبیان، توسعه فرهنگی از دیدگاه امام خمینی، محمد مهدی احمدی)

محدوده های اصلی فرهنگ (جلوه سلبی) :
در اندیشه امام (ره)، فرهنگ مرزهای مشخصی دارد. در این ارتباط می توان به گزاره هايي  چون"پیشرفت مادی فرهنگ نیست." و  "صنعت، فرهنگ نیست. " اشاره نمود. ايشان مي فرمايند :  " ... ما الان از فرهنگ و اکثر علوم، احتیاجی به خارج نداریم و اگر در صنعت هم مانند انها نیستیم، نباید خودمان را ببازیم و بگوییم که آنها پیشرفته هستند و ما همه چیزمان باید خارجی باشد ، نه مساله این جور نیست....( جلد 18 صحیفه امام،ص219)( سایت گزاره،  مفهوم فرهنگ در اندیشه امام خمینی، محمد هادی همایون)
امام مي‌‌‌ فرمايند: بي‌‌‌ شک بالاترين و والاترين عنصري که در موجوديت هر جامعه دخالت اساسي دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساساًً فرهنگ هر جامعه هويت و موجوديت آن جامعه را تشکيل مي‌دهد... استقلال و موجوديت هر جامعه از استقلالِ فرهنگ آن نشأت مي‌‌‌ گيرد. فرهنگ اساس ملت است. اساس مليت يک ملت است. اساس استقلال يک ملت است.(سایت شورای برنامه ریزی مدارس اهل سنت، امام خميني و اصلاح فرهنگ عمومي دکتر محمد عابدي اردکاني)
تبديل فرهنگ تبعي و استعماري به فرهنگ استقلالي، ضرورتي اجتناب‌‌‌ ناپذير است و منظور امام از فرهنگ استقلالي، فرهنگ اسلامي است. يعني از نظر امام، اصلاح فرهنگ عمومي، بازگشت به فرهنگ اصيل و ناب اسلامي است: بايد فرهنگ، فرهنگ اسلامي باشد، اگر ما موفق بشويم به اينکه فرهنگمان يک فرهنگ اسلامي بشود مدارسمان يک مدارس اسلامي بشود، [درآن صورت] افرادي که تربيت مي‌‌‌ شوند در آن فرهنگ و در آن مدارس، انسان هستند. (سایت شورای برنامه ریزی مدارس اهل سنت، امام خميني و اصلاح فرهنگ عمومي دکتر محمد عابدي اردکاني)

توصیه های امام در بعد فرهنگ
توصیه‌های فرهنگی امام خمینی  را می توان به عنوان منشور فرهنگ انقلاب همیشه پیش رو داشت؛ بخش دوم این توصیه ها که در وصیت نامه سیاسی – الهی امام خمینی و در خطاب به اقشار گوناگون بیان گردیده به شرح ذیل می باشد:
توصیه به عموم ملت
خوداتکایی و خودکفایی؛
از جمله نقشه‌ها که مع الاسف تأثیر بزرگی در کشورها و کشور عزیزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زیادی به جا مانده، بیگانه نمودن کشورهای استعمار زده از خویش، و غرب‏زده و شرق‏زده نمودن آنان است به طوری‏که خود را و فرهنگ و قدرت خود را به هیچ گرفتند و غرب و شرق، دو قطب قدرتمند را نژاد برتر و فرهنگ آنان را والاتر و آن دو قدرت را قبله گاه عالم دانستند و وابستگی به یکی از دو قطب را از فرائض غیرقابل اجتناب معرفی نمودند!
پرهیز از فرهنگ مصرفی
غم انگیزتر اینکه آنان ملتهای ستمدیده زیر سلطه را در همه چیز عقب نگه داشته و کشورهایی مصرفی بار آوردند.



جرأت ابتکار و خلاقیت
و به قدری ما را از پیشرفت‏های خود و قدرت‏های شیطانی‏شان ترسانده‌اند که جرأت دست زدن به هیچ ابتکاری نداریم و همه چیز خود را تسلیم آنان کرده و سرنوشت خود و کشورهای خود را به دست آنان سپرده و چشم و گوش بسته مطیع فرمان هستیم.
 عدم تقلید کورکورانه از شرق و غرب
این پوچی و تهی مغزی مصنوعی موجب شده که در هیچ امری به فکر و دانش خود اتکا نکنیم وکورکورانه از شرق و غرب تقلید نماییم.
مأیوس نشدن از خوداتکایی در مقابل تمسخر روشنفکران
از فرهنگ و ادب و صنعت و ابتکار اگر داشتیم، نویسندگان و گویندگان غرب و شرق زده‏ی بی‏فرهنگ، آن‏ها را به باد انتقاد و مسخره گرفته و فکر و قدرت بومی ما را سرکوب و مأیوس نموده و می‌نمایند و رسوم و آداب اجنبی را هر چند مبتذل و مفتضح باشد با عمل و گفتار و نوشتار ترویج کرده و با مداحی و ثناجویی آنها را به خورد ملت‏ها داده و می‌دهند. فرنگی مابی از سر تا پا و در تمام نشست و برخاست‏ها و در معاشرت‏ها و تمام شوون زندگی موجب افتخار و سربلندی و تمدن و پیشرفت، و در مقابل، آداب و رسوم خودی، کهنه پرستی و عقب افتادگی است. بی اعتنایی به آنچه مربوط به مذهب و معنویات است از نشانه‌های روشنفکری و تمدن، و در مقابل، تعهد به این امور نشانه‏ی عقب ماندگی و کهنه‏پرستی است.
ما می‌توانیم
اینجانب نمی‏گویم ما خود همه چیز داریم؛ معلوم است ما را در طول تاریخ نه چندان دور خصوصا، و در سده‌های اخیر از هر پیشرفتی محروم کرده‏اند. من وصیت دلسوزانه و خادمانه می‌کنم به ملت عزیز که اکنون که تا حدود بسیار چشم‏گیری از بسیاری از این دام‏ها نجات یافته و نسل محروم حاضر به فعالیت و ابتکار، برخاسته و دیدیم که بسیاری از کارخانه‌ها و وسایل پیشرفته مثل هواپیماها و دیگر چیزها که گمان نمی رفت متخصصین ایران قادر به راه انداختن کارخانه‌ها و امثال آن باشند و همه‏ی دست‏ها را به سوی غرب یا شرق دراز کرده بودیم که متخصصین آنان این‏ها را به راه اندازند، در اثر محاصره اقتصادی و جنگ تحمیلی، خود جوانان عزیز ما قطعات محل احتیاج را ساخته و با قیمت‏های ارزان‏تر عرضه کرده و رفع احتیاج نمودند و ثابت کردند که اگر بخواهیم می‌توانیم.
دفاع از استقلال، آزادی و ارزش‌های انسانی
از جوانان، دختران و پسران، می‌خواهم که استقلال و آزادی و ارزش‏های انسانی را، ولو با تحمل زحمت و رنج، فدای تجملات و عشرت‏ها و بی بند وباریها و حضور در مراکز فحشا که از طرف غرب و عمال بی‏وطن به شما عرضه می‌شود نکنند؛ که آنان چنانچه تجربه نشان داده جز تباهی شما و اغفالتان ازسرنوشت کشورتان و چاپیدن ذخائر شما و به بند استعمار و ننگ وابستگی کشیدنتان و مصرفی نمودن ملت و کشورتان به چیز دیگر فکر نمی‏کنند؛ ومی‏خواهند با این وسایل و امثال آن شما را عقب مانده، و به اصطلاح آنان "نیمه وحشی " نگه دارند.
دانشجویان مراقب باشند
 در دانشگاه نقشه آن است که جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزشهای خودی منحرف کنند و به سوی شرق یا غرب بکشانند و دولت‏مردان را از بین اینان انتخاب و بر سرنوشت کشورها حکومت دهند تا به دست آنها هرچه می‌خواهند انجام دهند.
اکنون که دانشگاه‏ها و دانشسراها در دست اصلاح و پاکسازی است، برهمه ما لازم است با متصدیان کمک کنیم و برای همیشه نگذاریم دانشگاهها به انحراف کشیده شود؛ و هر جا انحرافی به چشم خورد با اقدام سریع به رفع آن کوشیم.
این امر حیاتی باید در مرحله اول با دست پرتوان خود جوانان دانشگاهها و دانشسراها انجام گیرد که نجات دانشگاه از انحراف، نجات کشور وملت است.
انتخاب نمایندگان متعهد
وصیت اینجانب به ملت در حال و آتیه آن است که با اراده مصمم خود و تعهد خود به احکام اسلام و مصالح کشور در هر دوره از انتخابات وکلای دارای تعهد به اسلام وجمهوری اسلامی که غالبا بین متوسطین جامعه و محرومین می‌باشند و غیرمنحرف از صراط مستقیم - به سوی غرب یا شرق - و بدون گرایش به مکتبهای انحرافی و اشخاص تحصیلکرده و مطلع بر مسائل روز و سیاستهای اسلامی، به مجلس بفرستند.
حضور در صحنه
وصیت من به ملت شریف آن است که در تمام انتخابات، چه انتخاب رئیس جمهور و چه نمایندگان مجلس شورای اسلامی و چه انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر، در صحنه باشند.
حفظ روح تعاون و همکاری
وصیت من به همه آن است که با یاد خدای متعال به سوی خودشناسی وخودکفایی و استقلال، با همه ابعادش به پیش، و بی‌تردید دست خدا با شما است، اگر شما در خدمت او باشید و برای ترقی و تعالی کشور اسلامی به روح تعاون ادامه دهید. تا این روح تعاون و تعهد در جامعه برقرار است کشور عزیز از آسیب دهر انشاءالله تعالی مصون است.
توصیه به مسئولین
از مهمات امور، تعهد وکلای مجلس شورای اسلامی است. اکنون که با عنایت پروردگار و همت ملت عظیم الشان سرنوشت کشور به دست مردم افتاد و وکلا از خود مردم و با انتخاب خودشان، بدون دخالت دولت و خانهای ولایات به مجلس شورای اسلامی راه یافتند، و امید است که با تعهدآنان به اسلام و مصالح کشور جلوگیری از هر انحراف بشود.
از همه نمایندگان خواستارم که با کمال حسن نیت و برادری با هم مجلسان خود رفتار، و همه کوشا باشند که قوانین خدای نخواسته از اسلام منحرف نباشد و همه به اسلام و احکام آسمانی آن وفادار باشید تا به سعادت دنیا و آخرت نایل آیید.
به مجلس و دولت و دست اندرکاران توصیه می‌نمایم که قدر این ملت را بدانید و در خدمتگزاری به آنان خصوصا مستضعفان و محرومان و ستمدیدگان که نور چشمان ما و اولیای نعم همه هستند و جمهوری اسلامی رهاورد آنان و با فداکاریهای آنان تحقق پیدا کرد و بقای آن نیز مرهون خدمات آنان است، فروگذار نکنید و خود را از مردم و آنان را از خود بدانید و حکومت‏های طاغوتی را که چپاولگرانی بی‌فرهنگ و زورگویانی تهی‌مغز بودند و هستند را همیشه محکوم نمایید، البته با اعمال انسانی که شایسته برای یک حکومت اسلامی است.
بر دولتها و دست اندرکاران است چه در نسل حاضر و چه در نسلهای آینده که از متخصصین خود قدردانی کنند و آنان را با کمکهای مادی و معنوی تشویق به کار نمایند و از ورود کالاهای مصرف ساز و خانه برانداز جلوگیری نمایند و به آنچه دارند بسازند تا خود همه چیز بسازند.
از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در این عصر و عصرهای آینده می‌خواهم که اگر خدای نخواسته عناصر منحرفی با دسیسه و بازی سیاسی وکالت خود را به مردم تحمیل نمودند، مجلس اعتبارنامه‏ی آنان را رد کنند و نگذارند حتی یک عنصر خرابکار وابسته به مجلس راه یابد.( به گزارش ،پايگاه خبري تحليلي رئيس جمهور ما، قاسم صفایی‏نژاد)


توصیه به روحانیت
به جامعه محترم روحانیت خصوصا مراجع معظم، وصیت می‌کنم که خود را از مسایل جامعه خصوصا مثل انتخاب رئیس‏جمهور و وکلای مجلس، کنار نکشند و بی‌تفاوت نباشند.
همه دیدید و نسل آتیه خواهد شنید که دست سیاست‌بازان پیرو شرق و غرب، روحانیون را که اساس مشروطیت را با زحمات و رنج‏ها بنیان گذاشتند از صحنه خارج کردند و روحانیون نیز بازی سیاست‌بازان را خورده و دخالت در امور کشور و مسلمین را خارج از مقام خود انگاشتند و صحنه را به دست غرب‏زدگان سپردند؛ و به سر مشروطیت و قانون اساسی و کشورو اسلام آن آوردند که جبرانش احتیاج به زمان طولانی دارد.
وصیت اینجانب به حوزه‌های مقدس علمیه آن است که کرارا عرض نموده‌ام که در این زمان که مخالفین اسلام و جمهوری اسلامی کمر به براندازی اسلام بسته‌اند و از هر راه ممکن برای این مقصد شیطانی کوشش می‌نمایند، ویکی از راه‏های با اهمیت برای مقصد شوم آنان و خطرناک برای اسلام و حوزه‌های اسلامی نفوذ دادن افراد منحرف و تبهکار در حوزه‌های علمیه است‏، که خطر بزرگ کوتاه مدت آن بدنام نمودن حوزه‌ها با اعمال ناشایسته و اخلاق و روش انحرافی است و خطر بسیار عظیم آن در درازمدت به مقامات بالا رسیدن یک یا چند نفر شیاد که با آگاهی بر علوم اسلامی و جا زدن خود را در بین توده‌ها و قشرهای مردم پاکدل و علاقه‏مند نمودن آنان را به خویش و ضربه مهلک زدن به حوزه‌های اسلامی و اسلام عزیز و کشور در موقع مناسب می‌باشد.
می‌دانیم که قدرت‏های بزرگ چپاولگر در میان جامعه‌ها افرادی به صورت‏های مختلف از ملی‏گراها و روشنفکران مصنوعی و روحانی نمایان که اگرمجال یابند از همه پرخطرتر و آسیب رسان‏ترند ذخیره دارند که گاهی سی - چهل سال با مشی اسلامی و مقدس مآبی یا "پان ایرانیسم " و وطن پرستی و حیله‌های دیگر، با صبر و بردباری در میان ملت‏ها زیست می‌کنند و در موقع مناسب مأموریت خود را انجام می‌دهند. و ملت عزیز ما در این مدت کوتاه پس ازپیروزی انقلاب نمونه هایی از قبیل "مجاهد خلق " و "فدایی خلق " و"توده‏ای "ها و دیگر عناوین دیده‏اند، و لازم است همه با هوشیاری این قسم توطئه را خنثی نمایند و از همه لازمتر حوزه‌های علمیه است که تنظیم و تصفیه آن با مدرسین محترم و افاضل سابقه‏دار است با تأیید مراجع وقت. و شاید تز"نظم در بی نظمی " است از القائات شوم همین نقشه ریزان و توطئه‏گران باشد.
وصیت اینجانب آن است که در همه اعصار خصوصا در عصرحاضر که نقشه‌ها و توطئه‌ها سرعت و قوت گرفته است، قیام برای نظام دادن به حوزه‌ها لازم و ضروری است؛ که علما و مدرسین و افاضل عظیم الشان صرف وقت نموده و با برنامه دقیق صحیح حوزه‌ها را و خصوصا حوزه‏ی علمیه‏ی قم و سایرحوزه‌های بزرگ و با اهمیت را در این مقطع از زمان از آسیب حفظ نمایند.
لازم است علما و مدرسین محترم نگذارند در درس‏هایی که مربوط به فقاهت است و حوزه‌های فقهی و اصولی از طریقه مشایخ معظم که تنها راه برای حفظ فقه اسلامی است منحرف شوند، و کوشش نمایند که هر روز بر دقت‏ها وبحث و نظرها و ابتکار و تحقیق‏ها افزوده شود؛ و فقه سنتی که ارث سلف صالح است و انحراف از آن سست شدن ارکان تحقیق و تدقیق است، محفوظ بماند و تحقیقات بر تحقیقات اضافه گردد. و البته در رشته‌های دیگر علوم به مناسبت احتیاجات کشور و اسلام برنامه هایی تهیه خواهد شد و رجالی در آن رشته تربیت باید شود. و از بالاترین و والاترین حوزه هایی که لازم است به طورهمگانی مورد تعلیم و تعلم قرار گیرد، علوم معنوی اسلامی است، از قبیل علم اخلاق و تهذیب نفس و سیر و سلوک الی الله - رزقنا الله و ایاکم - که جهاد اکبر می‌باشد.
وصیت اینجانب به آن طایفه از روحانیون و روحانی نماها که با انگیزه‌های مختلف با جمهوری اسلامی و نهادهای آن مخالفت می‌کنند و وقت خود را وقف براندازی آن می‌نمایند و با مخالفان توطئه‏گر و بازیگران سیاسی کمک، وگاهی به طوری که نقل می‌شود با پولهای گزافی که از سرمایه‏داران بی‏خبر از خدا دریافت برای این مقصد می‌کنند کمک‏های کلان می‌نمایند، آن است که شماها طرفی از این غلط کاری‏ها تاکنون نبسته و بعد از این هم گمان ندارم ببندید.
بهتر آن است که اگر برای دنیا به این عمل دست زده‏اید - و خداوند نخواهد گذاشت که شما به مقصد شوم خود برسید - تا در توبه باز است از پیشگاه خداوند عذر بخواهید و با ملت مستمند مظلوم هم صدا شوید و از جمهوری اسلامی که با فداکاری‏های ملت به دست آمده حمایت کنید، که خیر دنیا و آخرت در آن است. گرچه گمان ندارم که موفق به توبه شوید. و اما به آن دسته که از روی بعض اشتباهات یا بعض خطاها، چه عمدی و چه غیرعمدی، که از اشخاص مختلف یا گروه‏ها صادر شده و مخالف با احکام اسلام بوده است با اصل جمهوری اسلامی و حکومت آن مخالفت شدید می‏کنند و برای خدا در براندازی آن فعالیت می‌نمایند و با تصور خودشان این جمهوری از رژیم سلطنتی بدتر یا مثل آن است، با نیت صادق در خلوات تفکر کنند و از روی انصاف مقایسه نمایند با حکومت و رژیم سابق.
توصیه به رسانه‌ها
وصیت اینجانب به وزارت ارشاد در همه اعصار خصوصا عصر حاضر که ویژگی خاصی دارد، آن است که برای تبلیغ حق مقابل باطل و ارائه‏ی چهره حقیقی جمهوری اسلامی کوشش کنند. ما اکنون، در این زمان که دست ابرقدرت‏ها را از کشور خود کوتاه کردیم، مورد تهاجم تبلیغاتی تمام رسانه‌های گروهی وابسته به قدرت‏های بزرگ هستیم. چه دروغ‏ها و تهمت‏ها که گویندگان و نویسندگان وابسته به ابرقدرت‏ها به این جمهوری‏اسلامی نوپا نزده و نمی‏زنند.
و مسأله تبلیغ تنها به عهده‏ی وزارت ارشاد نیست بلکه وظیفه‏ی همه دانشمندان وگویندگان و نویسندگان و هنرمندان است. باید وزارت خارجه کوشش کند تاسفارتخانه‌ها نشریات تبلیغی داشته باشند و چهره‏ی نورانی اسلام را برای جهانیان روشن نمایند؛ که اگر این چهره با آن جمال جمیل که قرآن و سنت در همه ابعادبه آن دعوت کرده از زیر نقاب مخالفان اسلام و کج فهمی‏های دوستان خودنمایی نماید، اسلام جهان‏گیر خواهد شد و پرچم پرافتخار آن در همه جا به اهتزاز خواهد آمد.
رادیو و تلویزیون و مطبوعات و سینماها و تئاترها از ابزارهای موثر تباهی و تخدیر ملتها، خصوصا نسل جوان بوده است. در این صد سال اخیر بویژه نیمه‏ی دوم آن، چه نقشه‌های بزرگی از این ابزار، چه در تبلیغ ضد اسلام و ضدروحانیت خدمتگزار، و چه در تبلیغ استعمارگران غرب و شرق، کشیده شد و ازآن‏ها برای درست کردن بازار کالاها خصوصا تجملی و تزئینی از هر قماش، ازتقلید در ساختمانها و تزیینات و تجملات آنها و تقلید در اجناس نوشیدنی وپوشیدنی و در فرم آنها استفاده کردند، به طوری که افتخار بزرگ فرنگی ماب بودن در تمام شئون زندگی از رفتار و گفتار و پوشش و فرم آن بویژه درخانم‏های مرفه یا نیمه مرفه بود، و در آداب معاشرت و کیفیت حرف زدن و به کار بردن لغات غربی در گفتار و نوشتار به صورتی بود که فهم آن برای بیشتر مردم غیرممکن، و برای هم‏ردیفان نیز مشکل می‌نمود! خداوند متعال به ما و آنان منت گذاشت و همه را از شر مفسدین و غارت‏گران نجات داد.
تقاضا این است که:
قبل از آشنایی به مسایل، به اشکال تراشی و انتقاد کوبنده و فحاشی برنخیزید؛ و به حال این اسلام غریب که پس از صدها سال ستمگری قلدرها وجهل توده‌ها امروز طفلی تازه پا و ولیده‏ای است محفوف به دشمن‏های خارج وداخل، رحم کنید.
شما اشکال‏تراشان به فکر بنشینید که آیا بهتر نیست به جای سرکوبی به اصلاح و کمک بکوشید؛
به جای طرفداری از منافقان و ستمگران و سرمایه‏داران و محتکران بی‏انصاف از خدا بی‏خبر، طرفدار مظلومان و ستمدیدگان و محرومان باشید؛
به جای گروه‏های آشوب‏گر و تروریست‏های مفسد و طرفداری غیرمستقیم از آنان، توجهی به ترور شدگان از روحانیون مظلوم تا خدمت‏گزاران متعهد مظلوم داشته باشید.
توصیه به ثروتمندان مشروع
به ثروت‏مندان و پول‏داران مشروع وصیت می‌کنم که ثروت‏های عادلانه خود رابه کار اندازید و به فعالیت سازنده در مزارع و روستاها و کارخانه‌ها برخیزید که این خود عبادتی ارزشمند است .
به همه در کوشش برای رفاه طبقات محروم وصیت می‌کنم که خیر دنیا وآخرت شماها رسیدگی به حال محرومان جامعه است که در طول تاریخ ستم‏شاهی و خان خانی در رنج و زحمت بوده‏اند. و چه نیکو است که طبقات تمکن‏دار به طور داوطلب برای زاغه و کپرنشینان مسکن و رفاه تهیه کنند. ومطمئن باشند که خیر دنیا و آخرت در آن است. و از انصاف به دور است که یکی بی‏خانمان و یکی دارای آپارتمان‏ها باشد.
توصیه به مخالفین
اینجانب در اینجا یک وصیت به اشخاصی که به انگیزه‏ی مختلف با جمهوری‏اسلامی مخالفت می‌کنند و به جوانان، چه دختران و چه پسرانی که مورد بهره‏برداری منافقان و منحرفان فرصت طلب و سودجو واقع شده‏اند می‏نمایم:
که بی‏طرفانه و با فکر آزاد به قضاوت بنشینید و تبلیغات آنان که می‌خواهند جمهوری اسلامی ساقط شود و کیفیت عمل آنان و رفتارشان باتوده‌های محروم و گروه‏ها و دولت‏هایی که از آنان پشتیبانی کرده و می‌کنند وگروه‏ها و اشخاصی که در داخل به آنان پیوسته و از آنان پشتیبانی می‌کنند واخلاق و رفتارشان در بین خود و هوادارانشان و تغییر موضع‏هایشان درپیش‏آمدهای مختلف را، با دقت و بدون هوای نفس بررسی کنید؛ و مطالعه کنیدحالات آنان که در این جمهوری اسلامی به دست منافقان و منحرفان شهیدشدند، و ارزیابی کنید بین آنان و دشمنانشان؛ نوارهای این شهیدان تا حدی دردست و نوارهای مخالفان شاید در دست شماها باشد، ببینید کدام دسته طرف‏دار محرومان و مظلومان جامعه هستند.
وصیت من به نویسندگان و گویندگان و روشنفکران و اشکال‏تراشان وصاحب عقدگان آن است که به جای آنکه وقت خود را در خلاف مسیر جمهوری اسلامی صرف کنید و هرچه توان دارید در بدبینی و بدخواهی وبدگویی از مجلس و دولت و سایر خدمت‏گزاران به کار برید، و با این عمل کشور خود را به سوی ابرقدرت‏ها سوق دهید، با خدای خود یک شب خلوت کنید و اگر به خداوند عقیده ندارید با وجدان خود خلوت کنید و انگیزه‏ی باطنی خود را که بسیار می‌شود خود انسانها از آن بی‏خبرند بررسی کنید، ببینید آیا با کدام معیار و باچه انصاف خون این جوانان، قلم قلم شده را در جبهه‌ها و در شهرها نادیده می‌گیرید و با ملتی که می‌خواهد از زیر بار ستم‏گران و غارت‏گران خارجی وداخلی خارج شود و استقلال و آزادی را با جان خود و فرزندان عزیز خود به دست آورده و با فداکاری می‌خواهد آن را حفظ کند، به جنگ اعصاب برخاسته‏اید و به اختلاف‏ انگیزی و توطئه‌های خائنانه دامن می‌زنید و راه را برای مستکبران و ستمگران باز می‌کنید. آیا بهتر نیست که با فکر و قلم و بیان خود دولت و مجلس و ملت را راهنمایی برای حفظ میهن خود نمایید.( به گزارش ،پايگاه خبري تحليلي رئيس جمهور ما، قاسم صفایی‏نژاد)

جمع بندی
استقلال فرهنگی ضرورتی حیاتی است و با توجه به این که از نظر امام ما چیزی کم نداریم، لذا باید هرگونه الگو برداری از غرب را رها کرده و به فرهنگ اسلامی و ایرانی و شرقی خود اکتفا و تکیه نماییم. ما برای رهایی از شر دشمنان راهی جز استقلال فرهنگی در سطوح مسولان، مردم  از همه ابعاد آن نداریم. و این شدنی است چون پیشرفت های علمی و صنعتی فرهنگ نیست و ما از نظر فرهنگی دارایی بسیار بیشتری از غرب داریم. و اگر بنا بر ادامه راه انقلاب باشد باید جامعه بخصوص جوانان را به فرهنگ اسلام ناب تجهیز نمود.
چگونه توسعه فرهنگی از ديدگاه امام خميني قابل تحریف است؟
فرهنگ، اساس توسعه است
بي شك بالاترين و والاترين عنصري كه در موجوديت هر جامعه دخالت اساسي دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساسا فرهنگ هر جامعه، هويت و موجوديت آن جامعه را تشكيل مي‏دهد و با انحراف فرهنگ، هر چند جامعه از بُعدهاي اقتصادي، سياسي، صنعتي و نظامي قدرتمند و قوي باشد ولي پوچ و پوك و ميان تهي است. اگر فرهنگ جامعه‏اي وابسته و مرتزق از فرهنگ غرب باشد، ناچار ديگر ابعاد آن جامعه به جانب مخالف گرايش پيدا مي‏كند، و بالاخره در آن مستهلك مي‏شود و موجوديت خود را در تمام ابعاد از دست مي‏دهد. (صحيفه نور، ج15، ص16)
ايشان در جايي ديگر فرهنگ را مايه سعادت و شقاوت جامعه مي‏دانند و مي‏فرمايند: «فرهنگ مبدأ همه خوشبختي‏ها و بدبختي‏هاي ملت است، اگر فرهنگ ناصالح شد اين جوان‏هايي كه تربيت مي‏شوند به اين تربيتهاي ناصالح، اينها در آتيه فساد ايجاد مي‏كند... (صحيفه نور، ج1، ص 273)
فرهنگ اسلامي اساس و هدف توسعه فرهنگي است
يكي از موانع اصلي موفقيت نظريه‏هاي توسعه، بي‏توجهي يا كم توجهي اين نظريه‏ها به شرايط اعتقادي، فكري و فرهنگي حاكم بر جوامع مختلف است. متأسفانه علي رغم وجود انگيزه و ميل مضاعف به روند توسعه و نوسازي، فقدان درك جامع از مفاهيم و ملزومات توسعه و عدم شناخت قانونمنديهاي حاكم بر آن در جهان اسلام منجر به يك دور باطل، در فرايند توسعه يافتگي گرديده است. مذهب و اعتقادات ديني، اساسي‏ترين ركن فرهنگ هر جامعه است، متأسفانه نظريه پردازان توسعه، بندرت بر اساس نوع مذهب هر جامعه توانسته‏اند نظريه با الگوي توسعه خاص آن جامعه را بيان كنند. حضرت امام‏خميني قدس‏سره ضمن آنكه شرط اصلي توسعه و زيربناي آن را توسعه فرهنگي مي‏شناسند، محتواي اين فرهنگ را فرهنگ اسلامي مي‏دانند و ناديده گرفتن و تضعيف فرهنگ اسلامي را علت اصلي توسعه نيافتگي، و ترويج و اشاعه فرهنگ اسلامي را تنها راه توسعه عنوان مي‏كنند. ايشان ضمن آنكه قائل به زيربنا بودن فرهنگ و روبنا بودن اقتصاد هستند، رشد و گسترش فرهنگ اسلامي را هدف اصلي برنامه‏هاي توسعه مي‏دانند:
«نظر ما به اقتصاد نيست مگر بطور آلي، نظر ما به فرهنگ اسلامي است؟
نظر ما به فرهنگ اسلامي است كه اين فرهنگ اسلامي را از جامعه جدا كردند، بايد فرهنگ، فرهنگ اسلامي باشد...
«اين جوامع (كشورهاي استعمارگر) مطالعه كردند كه اگر فرهنگ اينها (كشورهاي مسلمان) يك فرهنگ مستقل صحيحي باشد از توي اينها يك جمعيت سياسي مستقل و اميني پيدا مي‏شود. و اين هم براي آنها مضر است. بناء عليه در جانب اسلام و روحانيت دو چيز را سد مي‏ديدند يكي اصل اسلام و يكي هم روحانيت را.(ساست تبیان، توسعه فرهنگی از دیدگاه امام خمینی، محمد مهدی احمدی)
توسعه از ديدگاه امام خميني داراي پنج ويژگي است:
1. جامعيت مفهوم توسعه به نحوي كه كليه ابعاد وجودي انسان را فرا مي‏گيرد.
2. فرهنگ اساس توسعه است.
3. استقلال فرهنگي، عامل اصلي توسعه و وابستگي فرهنگي، عامل اصلي توسعه نيافتگي است.
4. فرهنگ اسلامي، اساس و هدف توسعه فرهنگي است.
5. تربيت و تعالي انسان، شرط توسعه و غايت آن است.
 (ساست تبیان، توسعه فرهنگی از دیدگاه امام خمینی، محمد مهدی احمدی)
در آثار امام می‌توان به مؤلفه‌هایی اشاره کردکه باید در سیاستگذاری‌ها به آن توجه ویژه گردد؛ این مؤلفه‌ها عبارتند از:
سیاستگذاری فرهنگی و تقویت خود باوری و اعتماد به نفس در جامعه از نظر امام.
1 . سیاستگذاری فرهنگی و قانون گرایی از دیدگاه امام؛
2 . سیاستگذاری فرهنگی و اسلام از دیدگاه امام؛
3 . سیاستگذاری فرهنگی و نقش مردم از دیدگاه امام؛
4 . کرامت انسانی و سیاستگذاری فرهنگی از نظر امام؛(سایت پژوهشگاه علوم انسانی،  یوسف خان محمدی، دولت و سیاست گذاری فرهنگی از دیدگاه امام خمینی)

هدف توسعه فرهنگی از دیدگاه امام
بر اساس دیدگاه امام هدف از توسعه فرهنگی: زدودن وابستگی، دستیابی به استقلال، خوشبختی، شرافت و انسانیت و اصلاح جامعه و ساختارهای آن در دیگر ابعاد است. و به دلیل ارتباط توسعه اقتصادی و سیاسی با توسعه فرهنگی و وابسته بودن هر یك به دیگری، امام برای توسعه فرهنگی نسبت به آن دو اولویت قائل است، و هر توسعه واقعی را متأثر از توسعه فرهنگی می بیند. امام ریشه سلطه غرب را در سلطه فرهنگی او دیده است «این غرب یا شرق كه سلطه پیدا كرده است بر همه ممالك اسلامی، مهمش این سلطه فرهنگی بوده است. »
امام در پیامی كه به مناسبت بازگشایی مدارس و دانشگاه ها در سال ۱۳۵۸ صادر شد، چنین می گویند: «بزرگترین وابستگی ملّتهای مستضعف به ابر قدرت ها و مستكبرین، وابستگی فكری و درونی است كه وابستگی های دیگر هم از آن سرچشمه می گیرد. تا استقلال فكری برای ملتی حاصل نشود، استقلال در ابعاد دیگر حاصل نخواهد شد. . . . برای به دست آوردن استقلال فكری و بیرون رفتن از زندان وابستگی خود، مفاخر و مآثرملی و فرهنگی خود را دریابید. بزرگترین فاجعه برای ملت ما این وابستگی فكری است كه گمان می كنند همه چیز از غرب[ است] و ما در همه ابعاد فقیر هستیم و باید از خارج وارد كنیم. » بر اساس نظریه های توسعه، هدف از توسعه و سیاستهای تدوین شده در توسعه متفاوت است.
امام هدف توسعه را در تولید امكانات فرهنگی، توسعه علم، رفاه و بهبود كیفیت زندگی محدود نمی كند، بلكه این همه را زمینه و ابزار هدف واقعی توسعه یعنی الهی شدن انسان، شكوفایی ابعاد معنوی و روحانی در انسان و تهذیب نفس او می داند. از اینرو می توان از دیدگاه امام انسان را محور توسعه دانست و هدف نهایی توسعه را در ارتقای معنوی و تهذیب انسان خلاصه كرد. با این توضیح به تبیین برخی از ابعاد توسعه فرهنگی با منظور داشتن دیدگاه امام در توسعه و گسترش فرهنگی می پردازیم.(سایت مجله الکترونیک، امام خمینی و توسعه فرهنگی)

ابعاد توسعه فرهنگی از دید امام
1) سواد آموزی
نخستین گام در توسعه فرهنگی در هر كشوری، توانایی زن و مرد آن جامعه در بهره مند شدن از متون و مكتوبات و قدرت بر مكتوب كردن خواسته ها و امیال و دانش و تجربه خویش است. بدون بهره مندی از این نعمت، همه اقدام ها و فعالیت های دولت و جامعه در گامهای بعدی بی تأثیر و یا كم تأثیر و ابتر خواهد بود. جامعه ای كه دچار چنین محرومیتی است، به طور قطع در فقر و رنج مضاعف درگیر خواهد بود. با اهتمام اسلام و پیامبر اكرم(ص) بر فراگیر شدن دانش، روشن می شود افراد و جوامعی كه از این بینایی محروم اند، از این دین و همچنین آیین آن فاصله دارند. دینی كه معجزه اش كتاب است.
نام آن «قرآن كریم» (خواندنی) است، نخستین آیه نازل شده آن با «بخوان» شروع می شود، به «قلم» سوگند یاد كرده و آن را بزرگ و مقدس می شمارد و سوره ای را به آن اختصاص می دهد و پیامبرش اسیران جنگی را در برابر با سواد كردن ۱۰مسلمان آزاد می كند و برای دانشمندان و قلم آنان ارزشی بیش از جهاد و خون مجاهدان قائل است. به طور طبع دانش آموزی در این گونه جوامع باید رایج و فراگیر باشد. امام خمینی(ره) با پیروزی انقلاب اسلامی، دستور تأسیس نهادی با عنوان «نهضت سوادآموزی» را داد. و تعلیم و تعلّم در آن را عبادت دانسته و همه افراد محروم از نعمت سواد را به یادگیری و علم آموزی فرا می خواند.
امام در این زمینه چنین می گوید: «ما مبارزه با بی سوادی را به نحو احسن اجرا خواهیم كرد.» ، مایه بس خجالت است در كشوری كه مهد علم و ادب بوده و در سایه اسلام زندگی می كند كه طلب علم را فریضه دانسته، از نوشتن و خواندن محروم باشد. »، «تمام بیسوادان برای یادگیری و تمام خواهران و برادران باسواد برای یاد دادن بپاخیزند.» این اهتمام به دلیل آن است كه سوادآموزی آغاز كار و مقدمه دانش آموزی است. علم و دانش و لزوم فراگیری آن در اسلام به دوره خاصی از عمر، یا اشخاص خاص و یا به زمان و مكان خاصی محدود نیست و فراغت از تحصیل را واژه ای بی معنی می داند. «هر انسانی تا آخر عمرش هم علم احتیاج دارد و هم به آموزش و پرورش. . . »
رشد تحقیقات و گسترش امر پژوهش باچنین رویكردی از ارزشگذاری میسر خواهد بود و نتیجه ای كه مطلوب اسلام است، یعنی غلبه قلم ها بر مسلسل ها در این هنگام قابل دستیابی است. «بشر تا در سایه مسلسل و توپ و تانك می خواهد ادامه حیات بدهد، نمی تواند به مقاصد انسانی برسد.
آن وقتی مردم به مقاصد اسلامی و انسانی می رسند و به كمال دانش و علم می رسند كه قلم ها بر مسلسل ها غلبه كند و دانش ها در بین بشر به آنجا برسد كه مسلسل ها را كنار بگذارد و میدان، میدان قلم باشد، میدان علم باشد.» و در پیامی مهم ترین عامل در خودكفایی را توسعه مراكز علمی و پژوهشی می دانند «مهم ترین عامل در كسب خودكفایی وبازسازی، توسعه مراكز علمی وتحقیقاتی و تمركز و هدایت امكانات و تشویق همه جانبه مخترعین و مكتشفین و نیروهای متخصص و متعهدی است كه شهامت مبارزه با جهل را دارند، واز لاك نگرش انحصاری علم به غرب وشرق به درآمده و نشان داده اند كه می توانند كشور را روی پای خود نگه دارند. »

۲) خود باوری
بی تردید یكی از بزرگ ترین انگیزه های امام(ره) در قیام برضد نظام شاهنشاهی وابستگی رژیم به قدرت های بیگانه بوده است. خودباختگی، سلطه پذیری، از خود بیگانگی و غربزدگی عناصری است كه روح غیور او را رنج داده است. البته تعامل فرهنگها و دادوستد در آن امری طبیعی است. داشتن علم دیگران، فرهنگ دیگران و صنعت دیگران تا آنجا كه به سلطه گری نینجامد مسأله ای نیست، بلكه اسلام مسلمانان را به فراگیری آن واداشته است.
مرعوب بیگانه شدن، به تمسخر گرفتن ذخایر و اندوخته های خودی و از بیگانه نسخه گرفتن كه چه بكنیم؟ چه باشیم؟ كه باشیم و چگونه زندگی كنیم؟ مورد نكوهش است. همان برهنگی كه اقبال از آن می گوید و با نقل داستانی به زیبایی نیاز مسلمانان را در بازگشت به هویت اسلامی خویش بیان كرده است: ما از آن خاتون طی عریان تریم پیش اقوام جهان بی چادریم در یكی از جنگ ها دختر حاتم طایی اسیر شد، وقتی این دختر را پیش پیامبر(ص) آوردند نیمه برهنه بود. پیامبر(ص) عبای خود را روی آن دختر انداختند تا پوشیده بماند. اقبال می گوید ما در این روزگار، از دختر حاتم طایی هم لخت تر مانده ایم و آن همه عزت و شرف خود را از كف داده ایم و پیش همه اقوام دنیا، بی چادر شده ایم. پیامبری می خواهیم كه دوباره با عبای خودش ما را بپوشاند.
نظام سلطه برای تحمیل و ترویج فرهنگ و ارزشهای نظام خود ناچار است ملتها را برضد فرهنگ، سنتها، علایق روحی و فكریشان بشوراند، و به گفته شاد روان جلال آل احمد: «هجوم استعمار نه تنها به قصد غارت مواد خام معدنی و مواد پخته آدمی ـ فرار مغزها ـ از مستعمرات صورت می گیرد، بلكه این هجوم، زبان، آداب، موسیقی، اخلاق و مذهب محیط های مستعمراتی را نیز ویران می كند. »
امام با شناختی كه از عملكرد استعمار در سالهای پیش از انقلاب داشته است، خطر آن را اینگونه گوشزد می كند: «به قدری ما را از پیشرفهای خود و قدرت های شیطانی شان ترسانده اند كه جرأت دست زدن به هیچ ابتكاری نداریم و همه چیز خود را تسلیم آنان كرده و سرنوشت خود و كشورهای خود را به دست آنان سپرده و چشم و گوش بسته مطیع فرمان هستیم. و این پوچی و تهی مغزی مصنوعی، موجب شده كه در هیچ امری به فكر و دانش خود اتكا نكنیم و كوركورانه از شرق و غرب تقلید كنیم.
بلكه از ادب و فرهنگ و صنعت و ابتكار، اگر داشتیم، نویسندگان و گویندگان غرب و شرق زده بی فرهنگ، آنها را به باد انتقاد و مسخره گرفته و فكر و قدرت بومی ما را سركوب و مأیوس نموده و می نمایند و رسوم و آداب اجنبی، هر چه مبتذل و مفتضح باشد، با عمل و گفتار و نوشتار ترویج و با مداحی و ثنا جویی، آنها را به خورد ملت ها داده و می دهند. فی المثل، اگر در كتاب یا نوشته یا گفتاری، چند واژه فرنگی باشد، بدون توجه به محتوای آن، با اعجاب پذیرفته وگوینده و نویسنده آن را، دانشمند و روشنفكر به حساب می آورند. و از گهواره تا قبر، به هر چه بنگریم، اگر با واژه غربی و شرقی اسم گذاری شود، مرغوب و مورد توجه و از مظاهر تمدن و پیشرفتگی محسوب، واگر واژه های بومی خودی به كار رود، مطرود و كهنه و واپس زده خواهد بود. »
استاد شهید مطهری ضمن آن كه استعمار فرهنگی را مقدمه استعمار اقتصادی و سیاسی می داند، چنین می گوید: «برای بهره كشی از فرد باید شخصیت فكری او را سلب كنند و او را به آنچه مال خودش است بد بین كنند و در عوض او را شیفته هر آنچه از ناحیه استعمار عرضه می شود. بسازند. باید در مردم حالتی به نام تجدد زدگی به وجود بیاورند به طوری كه از آداب و رسوم خودشان متنفر بشوند، اما از آداب و رسوم بیگانه خوششان بیاید. می باید آنها را به ادبیات خودشان، به فلسفه خودشان، به كتاب های خودشان، به دانشمندان و مفاخر علمی و فرهنگی خودشان بد بین كنند و در عوض مسحور ادبیات، فلسفه و كتاب های دیگران كنند. »
خودباوری در نگاه امام(ره) جایگاه ویژه ای دارد و پیشبرد همه امور را در گرو آن می داند. اگر این معمای روحی وفكری حل شود نخستین و اساسی ترین قدم برای رسیدن به خودكفائی و استقلال برداشته شده است. «اعتماد به نفس بعد از اعتماد به خداوند منشأ خیرات است.» «بدانید كه نژاد آریاوعرب از نژاد اروپا و آمریكا و شوروی كم ندارد و اگر خودی خود را بیابد و یأس را از خود دور كند و چشمداشت به غیر خود نداشته باشد، در دراز مدت قدرت همه كار و ساختن همه چیز را دارد. »تلاش بزرگ امام تزریق روحیه خودباوری و خود اتكایی به كالبد جامعه بود: «باید به خود بباورانیم كه اگر یك ملت بخواهند بدون وابستگی ها زندگی كنند، می توانند، و قدرتمندان جهان بر یك ملت نمی توانند خلاف عقیده آنان را تحمیل كنند.» در سخنان امام، از دلبستگی به فرهنگ بومی و هویت اسلامی و ملی و كوشش برای حفظ و اعتلای آن، اعتماد به نفس و قطع امید از بیگانگان به همراه عزم واراده، تلاش و هشیاری و شناخت استعدادها و امكانات و ذخایر درونی شرط خود باوری و موفقیت در توسعه فرهنگی و راه رسیدن به آن یاد شده است.

۳) حوزه و دانشگاه، نقش و جایگاه
امام(ره) نقش حوزه و دانشگاه را در تحول های فرهنگی و توسعه آن بسیار مهم ارزیابی می كند. ریشه صلاح و فساد مردم و جامعه را در آنجا می بیند. از این رو اجرا و تحقق اصلاح و توسعه واقعی را ابتدا در همین مراكز لازم می داند. حوزه و دانشگاه را مكرر به تهذیب و تعهد فرامی خواند و از تحجر و غربزدگی باز می دارد. در همان زمان روحانیت و حوزه ها را برابر انحراف ها و استعمار سد بزرگی دانسته است. «تردیدی نیست كه حوزه های علمیه و علمای متعهد، در طول تاریخ اسلام و تشیع، مهمترین پایگاه محكم اسلام برابر حمله ها و انحراف ها و كج رویها بوده اند. » اما از مقدس مآبی، تحجرگرایان و روحانی نمایان بارها نالیده است و حوزه ها را به هشیاری و پیشتازی دعوت كرده: «حوزه ها و روحانیت باید نبض تفكر و نیاز آینده جامعه را همیشه در دست خود داشته باشند، و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهیای عكس العمل مناسب باشند.» همچنین دانشگاه ها را مراكز اداره امور كشور، تربیت نسلها و تعیین كننده مقدرات كشور می بیند.
«دانشگاه مبدأ همه تحولات است. » استقلال دانشگاه ها، به روز شدن حوزه ها، پیوند این ۲ در كنار تعهد و تهذیب موجب سعادت یك ملت و كشور و اصلاح توسعه آن است. «توجه داشته باشید كه اگر دانشگاه و فیضیه اصلاح بشود، كشور شما استقلال خودش را بیمه می كند.»

۴) آزادی
آزادی سیاسی و اجتماعی ضمن آن كه برآمده از توسعه فرهنگی است، خود نیز مقدمه و گسترش دهنده آن است. آزادیهای فردی، اجتماعی و سیاسی و از جمله آزادی قلم و آزادی بیان تا جایی كه به ضرر مردم نباشد و در چارچوب اسلام و قوانین كشوری باشد، هیچ كس نمی تواند آن را محدود كند. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در هنگام تصویب، نسبت به آزادی مطبوعات با ابهام مواجه بود. هنگامی كه كمیسیون، اصل مربوطه را تصویب كرد، متن آن چنین بود: «بیان و نشر افكار و عقاید و مطالب از طریق مطبوعات، سینما، تئاتر، نوار و رسانه های گروهی برای خدمت به فرهنگ جامعه و تنویر افكار و انتقادهای سازنده آزاد است و آن چه مخالف عفت عمومی، توهین به شعائر دینی، فاش كردن اسرار نظامی یا مخل به استقلال و تمامیت ارضی و امنیت عمومی كشور یا موجب گمراهی مردم باشد، ممنوع است. مجازات تخلف از این اصل را قانون تعیین می كند. »
امام(ره) نسبت به مشاركتهای اجتماعی و سیاسی مردم و آزادیهایی كه موجب شكوفایی استعدادها و برای توسعه سیاسی، فرهنگی اقتصادی جامعه باشد، همچنین بر انتقادهای سازنده از دولت تأكید داشتند: «مسأله دیگر راجع به انتقاد. البته روزنامه ها باید مسایلی را كه پیش می آید نظر كنند. یك وقت انتقاد سالم است، این مفید است؛ یك وقت انتقام است نه انتقاد، این نباید باشد؛ این با موازین جور در نمی آید. انسان چون با یكی خوب نیست او را در مطبوعات بكوبد، كار درستی نیست. اما اگر كسی خلاف كرده است باید او را نصیحت كرد. پرده دری نباشد ولی انتقاد خوب است. »
نسبت به آزادی زنان ونقش آنان درفعالیتهای اجتماعی در نگاه دینی همه آزادیهایی كه مطرح است، محدود و مقید به قشر خاصی نیست. اما سابقه تاریخی نشانگر محرومیت زنان از حقوق اجتماعی برابر با مردان بویژه در جوامع سنتی آن هم به اسم دین است.
امام(ره) درباره موضع اسلام نسبت به آزادیهای زنان، نه تنها زنان را در اسلام آزاد، می داند، بلكه اسلام را پایه گذار آزادی زنان می بیند. «اسلام با آزادی زنان نه تنها موافق است، بلكه خود پایه گذار آزادی زن در همه ابعاد وجودی زن است.» «اسلام به زنها بیشتر عنایت كرده است تا مردها. اسلام زنها را، بیشتر حقوقشان را ملاحظه كرده است تا مردها. زنها حق رأی دارند، از غرب بالاتر است این مسائلی كه ما برای زنها قائل هستیم، حق رأی دادن دارند، حق انتخاب دارند، حق انتخاب شدن دارند، همه اینها هست؛ معاملاتشان به اختیار خودشان هست و آزاد هستند، اختیار شغل آزاد را دارند. »

۵) صدا و سیما و رسانه ها
قانون اساسی یكی از مهمترین رسالتهای صدا و سیما را توسعه فرهنگ و حفاظت و پاسداری از آن در سراسر كشور می داند. رسانه ها بویژه صدا و سیما همانگونه كه در انتقال فرهنگ نقش اساسی دارند در توسعه فرهنگی نیز یك عامل مهم به شمار می آیند. امام نقش صدا و سیما را در جامعه به یك دانشگاه عمومی تعبیر می كند. این به این معناست كه باید مسائل علمی و داده های آن پس از تصفیه از قالبهای تخصصی به قالبهای عمومی تبدیل شود و به صورت همه فهم درآید. این نه به معنای كشانده شدن آموزشهای دانشگاهی به صدا و سیما و نه به معنای تنزل دادن علم است، بلكه به معنای قابل فهم شدن مسائل علمی و فرهنگی است، تا با ارتقا و رشد سطح آگاهی و بینش مردم، توسعه در آن جامعه رشد بیشتری یابد.
امام با بینشی عمیق و مردم گرایانه از این كه رسانه ها در خدمت دولت باشد یا از منافع طبقه خاصی حمایت كند، پرهیز می دهد. «روزنامه ها مال طبقه سوم است، مال طبقه اول نیست، و این هم نیست كه همه اش مال حكومت باشد». و نقش رسانه ها و نشر را هم چون جهاد و با اهمیتی هم چون خون شهیدان می داند: «آن كه از همه خدمتها بالاتر است، این است كه نیروی انسانی ما را رشد بدهد، و این به عهده مطبوعات است. اهمیت انتشارات مثل اهمیت خونهایی است كه در جبهه ها ریخته می شود. »

جایگزینی فرهنگ اسلامی به جای فرهنگ ظلم و استعمار:
 «فرهنگ اسلامي - انساني را جايگزين كنيد تا نسلهاي آينده با روش آنكه انسان سازي و عدلپروري است ، تربيت شوند…بايد كوشش كنيد تا طرز حكومت اسلام و رفتار حكام اسلامي را با ملتهاي مسلمان به اطلاع دنيا برسانيد تا زمينه فراهم شود كه حكومت عدل و انصاف به جاي اين حكومتهاي استعمارزده كه اساس آن بر ظلم و چپاولي است ، برقرار شود.» (صحیفه نور،ج9، ص346)
بنیان گذار فقید انقلاب در باره اهمیت فرهنگ در اصلاح یک ملت می فرمایند: «راه اصلاح يك مملكتي فرهنگ آن مملكت است ؛ اصلاح بايد از فرهنگ شروع بشود. دست استعمار توي فرهنگ ما كارهاي بزرگ مي كند؛ نمي گذارد جوانهاي مامستقل بار بيايند؛ نمي گذارد در دانشگاه جوانهاي ما درست رشد بكنند. اينها را از بچگي يك طوري مي كنند كه وقتي بزرگ شدند، اسلام هيچ و آنها همه ، همه چيز. اگر فرهنگ درست بشود، يك مملكت اصلاح مي شود. براي اينكه از فرهنگ است كه دروزارتخانه ها مي رود؛ از فرهنگ است كه در مجلس مي رود؛ از فرهنگ است كه كارمنددرست مي شود. شما يك فرهنگ مستقل درست كنيد يا بدهيد ما درست كنيم ، شمامي ترسيد از امريكا، مي ترسيد از ديگران ، بدهيد ما درست كنيم فرهنگ را دست ما بدهيد.»(صحیفه نور، ج 1 – ص390)

توصیه به ملت‌های اسلامی
- الگو گرفتن از ایران؛
اما به ملت‏های اسلامی توصیه می‌کنم که از حکومت جمهوری اسلامی و ازملت مجاهد ایران الگو بگیرید و حکومت‏های جائر خود را در صورتی که به خواست ملت‏ها که خواست ملت ایران است سر فرود نیاوردند، با تمام قدرت به جای خود بنشانید، که مایه بدبختی مسلمانان، حکومت‏های وابسته به شرق و غرب می‌باشند. و اکیدا توصیه می‌کنم که به بوق‏های تبلیغاتی مخالفان اسلام و جمهوری اسلامی گوش فرا ندهید که همه کوشش دارند که اسلام را از صحنه بیرون کنند که منافع ابرقدرت‏ها تأمین شود.
- خوداتکایی؛
وصیت من به ملت‏های کشورهای اسلامی است که انتظار نداشته باشید که ازخارج کسی به شما در رسیدن به هدف که آن اسلام و پیاده کردن احکام اسلام است کمک کند؛ خود باید به این امر حیاتی که آزادی و استقلال را تحقق می‌بخشد قیام کنید. و علمای اعلام و خطبای محترم کشورهای اسلامی دولت‏ها را دعوت کنند که از وابستگی به قدرت‏های بزرگ خارجی خود را رها کنند و با ملت خود تفاهم کنند؛ در این صورت پیروزی را در آغوش خواهند کشید.
- وحدت میان مسلمانان؛
ملت‏ها را دعوت به وحدت کنند؛ و از نژادپرستی که مخالف دستور اسلام است بپرهیزند؛ و با برادران ایمانی خود در هر کشوری و با هر نژادی که هستند دست برادری دهند که اسلام بزرگ آنان را برادر خوانده. و اگر این برادری ایمانی با همت دولت‏ها و ملت‏ها و با تأیید خداوند متعال روزی تحقق یابد، خواهید دید که بزرگ‏ترین قدرت جهان را مسلمین تشکیل می‌دهند.( به گزارش ،پايگاه خبري تحليلي رئيس جمهور ما، قاسم صفایی‏نژاد)
جمع بندی:
رشد و توسعه از دیدگاه امام(ره) مفهومی وسیع و فراگیر دارد به گونه ای که همه ابعادوجود انسان را شامل شده و او را از تک بعدی و تک ساختی بودن در گرایشات مادی رها ساخته و معنویت، للّه را در مسیر اهداف و زندگی او قرار می دهد. فرهنگ،هم زیر بنای توسعه وهم عامل آن و هم هدف و نتیجه ی توسعه تلقی شده است. فرهنگ هرملّتی نشانه ی هویت و استقلال اوست. کسب و حفظ استقلال فرهنگی و فکری نشانه ی حیات و قدرت یک جامعه است. ویرانی و انهدام یک فرهنگ، ویرانی یک ملّت است. تمدن سیمای تجسم یافته ی فرهنگ و از مظاهر بر جای ماندنی و باقی آن است. همه ی مردم عموما وحکومت خصوصاً و بالأخص بخش های مربوطه همانند حوزه و دانشگاه و... در حفظ و ارتقا و توسعه ی فرهنگ ملی و اسلامی مسئول می باشند.( سایت سازمان تبلیغات اسلامی، فرهنگ و اهمیت آن از دیدگاه امام خمینی)
از آنجا که امام خميني منشأ و شالوده هرگونه حرکت و تحولي را در اجتماع «فرهنگ» مي‌‌‌ ديدند، بنابراين از نظر ايشان، مقوله فرهنگ عمومي و نحوه اصلاح و ابزارهاي اصلاح آن، از جايگاه و اهميت ممتازي برخوردار است که نمي‌‌‌ توان و نبايد از آن غافل شد. در جريان اصلاح فرهنگي، نه تنها اعتقاد داشتند که نبايد اهميت و قدرت و قابليت فرهنگ اسلامي را دست ‌‌‌ کم گرفت بلکه بايد مردم را در فرايند تحول وارد کرد. از آن گذشته، اصلاح فرهنگ عمومي را مي‌‌‌ بايست از نفي ضد ارزشها شروع کرد و در اين مسير از «ترويج فرهنگ توسعه»، «مبارزه با استبداد و مظاهر آن» و «تفسير عقلاني از سنت و دين» کمک گرفت. با اين همه‌‌‌ ، شرط موفقيت‌‌‌ ، خودسازي و شروع از خود است. (سایت شورای برنامه ریزی مدارس دینی اهل سنت، امام خميني و اصلاح فرهنگ عمومي دکتر محمد عابدي اردکاني)
راه درست
مواضع امام در خصوص فرهنگ و ابعاد فرهنگی کشور در قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نشان از تاکیدات ایشان در جریان مسال فرهنگی دارد که به صراحت بیان می گردد:

قبل پیروزی انقلاب اسلامی:
غربزدگی، اسفناکترین نوع وابستگی(صحیفه نور ج7ص24)
 اگر می گویید فرهنگ داریم، ذخایر داریم، محصل داریم، طبیب و مهندس داریم، پس چرا از خارج استخدام می کنید؟ !چرا ماهی  صدهزارتومان به یک خارجی می دهید؟! جواب بدهید. اگر ندارید وااسفا به این مملکت، صد سال است فرهنگ و دانشگاه دارد ولی دکتر ندارد، مهندس ندارد.... (صحیفه نور جلد 1 صفحه 19)   
افسوس که هنوز عده ای از روشنفکران نمی توانند دست از غرب و یا شرق بکشند و این دو را سر مشق کارهای خود قرار داده اند امیدواریم با تحول فرهنگ حاکم اسلامی، این گروه به خود مشغول و از مردم بریده به خود آیند و اصالت خویش را دریابند و از وابستگی نجات پیدا کنند. (صحیفه نور ج8ص92)
 تا از این وابستگی شماها در نیائید استقلال پیدا نمی کنید. تا این خانم ها (شما را نمی گویم شما توده هستید، آن خانم هارا می گویم) تا اینها توجهشان به این است که فلان چیز باید، فلان مد از غرب به اینجا بیاید، فلان زینت باید از آنجا به اینجا سرایت بکند، تا یک چیزی آنجا پیدا می شود اینجا هم تقلید می کنند، تا از این تقلید بیرون نیائید نمی توانید آدم باشید و نه می توانید مستقل باشید. اگر بخواهید مستقل باشید، اگر بخواهید شما را به اینکه یک ملتی هستید بشناسند و بشوید یک ملت، از این تقلید غرب باید دست بردارید. تا در این تقلید هستید، آرزوی استقلال را نکنید. تا این نویسنده های ما، نویسندگان ما، همه حرفهایشان غربی است، این را دست از آن بر ندارند، امید نداشته باشند که ملتشان مستقل بشود.(صحیفه نور ج9ص61)
من می خواهم که همه ما باورمان آمده باشد که جمهوری اسلامی است و باید همه چیز ما اسلامی بشود. ما از آن وضع سابق که اخیراً پنجاه سالش را، پنجاه و چند سالش را من شاهدش بودم و شماها چندین سال، البته هیچ کدام پنجاه سال یادتان نیست، شماها چندین سالش را که در زمان این حکومت جائر بود، در نظر دارید که همه وابستگی به غرب بود و به آمریکا بود و تلخی هایش را هم همه دیدید. (صحیفه نور ج9ص72)
اگر ما این وابستگی های معنوی را، این وابستگی هائی که جوان های ما را و دانشگاه ما را و همه چیز ما را به صورت غربی در آورده بود، اینها را اگر برگردانیم به حال خودش، و پیدا کردیم خودمان را، می توانیم یک ملت مستقل باشیم و یک ملت آزاد باشیم(صحیفه نور ج9ص110)
 ما باید اول تمام همتمان را صرف کنیم که خودمان را از این وابستگی فکری بیرون بیاوریم. ما فکرهای مان وابسته است، ما فرهنگمان وابسته است. ما باید سعی کنیم از این فرهنگ وابسته خارج بکنیم خودمان را، چه فرهنگ آن طرف که همه اش فساد و چه فرهنگ این طرف که همه فساد است یعنی همه اش برای به دام انداختن ماهاست، به دام انداختن بشر است. (صحیفه نور ج9ص113)
دستگاه جابره در نظر دارد تساوی حقوق زن و مرد را تصویب و اجرا کند، یعنی احکام ضروریه اسلام و قرآن کریم را زیر پا بگذارد، یعنی دخترهای هیجده ساله را به نظام اجباری ببرد و به سربازخانه ها بکشد، یعنی با زور سرنیزه دخترهای جوان عفیف مسلمانان را به مراکز فحشا ببرد. (ج1 ص 27)
شما مظاهر تمدن را وقتی که در ایران می آید همچو از صورت طبیعی خارجش می کنید، همچو از صورت طبیعی خارجش می کنید که چیز حلال را مبدل به حرام می کنید. این رادیو برای این بساطی است که حالا در ایران مرسوم است؟ این تلویزیون برای این بساطی است که اینها راه انداخته اند؟ در ممالک دیگر هم همین طور است؟ ممالک متمدنه هم استفاده شان از این آلات جدید همین جور است که آقایان اینجا استفاده می کنند؟ یک تربیت بد در این مملکت است. فرهنگ ما یک فرهنگی نیست که بتواند این مملکت را اداره کند، جوان نیرومند قوی که در مقابل استعمار بایستد، دستش را بلند کند، کشته بشود و نجات بدهد ملت را، این فرهنگ ما فرهنگی نیست که اینکاره باشد. اینها اعصاب مردم را با این بساطی که در اینجاها راه می اندازند و با این برنامه هائی که در رادیو و در تلویزیون و اینها هست و از امثال ذالک، ضعیف می کنند، مطبوعات ما و روزنامه های ما و مجلات ما و کتاب هائی که منتشر می شود، تمام اینها بدست استعمار است. استعمار است. که روزنامه ها را اینطور مبتذل می کند تا فکر جوان های ما را مسموم کند. استعمار است که برنامه های فرهنگی ما را جوری تنظیم می کند که جوان نیرومند در این مملکت نباشد. استعمار است که برنامه های رادیو و تلویزیون را جوری تنظیم می کند که مردم اعصابشان ضعیف بشود.( صحیفه نور جلد 1 صفحه 77 )  
اگر می گویید فرهنگ داریم، ذخایر داریم، محصل داریم، طبیب و مهندس داریم، پس چرا از خارج استخدام می کنید؟ چرا ماهی  صدهزارتومان به یک خارجی می دهید؟! جواب بدهید. اگر ندارید وااسفا به این مملکت، صد سال است فرهنگ و دانشگاه دارد ولی دکتر ندارد، مهندس ندارد.( صحیفه نور جلد 1 صفحه 19  ) 

بعد پیروزی انقلاب اسلامی:
ما به هر چه دست می گذاریم خراب است. فرهنگ ما خراب است باید تجدید بشود. فرهنگ، فرهنگ استعماری است باید زیر و رو بشود، معلمان استعماری باید بروند، آنهایی که تاکنون در خدمت استعمار و رژیم سلطنتی بودند باید بروند، به جای آنها پاکدامن پاکدامن بیایند، دانشمندان پاکدامن بیایند. ما بسیار بسیار آشفتگی ها داریم. ما باید همه با هم به این آشفتگی ها خاتمه دهیم، به این خیانتها خاتمه دهیم. (صحیفه نور ج5ص126)
از آنطرف مملکت ما را با اسم تمدن بزرگ، همه چیزش را به عقب زدند، فرهنگ ما، یک فرهنگ استعماری است که نمی گذارد بچه های ما تربیت و رشد پیدا کنند، بعد از تقریباً هفتاد سال مدرسه داشتن و سی و چند سال یا بیشتر، دانشگاه داشتن، معذلک اگر لوزه ای را بخواهند عمل بکنند، می گویند که باید برود به لندن عمل بکند، اگر یک کسی سینه اش مثلاً درد داشته باشد یا یک مرض چه، باید برود به خارج، برای اینکه نگذاشته اند نیروی جوان های ما رشد و تربیت پیدا بکند.(صحیفه نور ج5ص132)
زن باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت کند. شما همانگونه که در نهضت نقش اساسی داشته اید و سهیم بوده اید، اکنون هم باز باید در پیروزی سهیم باشید و فراموش نکنید که هر موقع که اقتضا کند، نهضت کنید و قیام کنید. مملکت از خود شماست، انشاءالله شما باید مملکت را بسازید. زنان در صدر اسلام با مردان در جنگ ها هم شرکت می کردند. ما می بینیم و دیدیم که زنان همدوش مردان بلکه جلوتر از آنان در صف قتال ایستادند، خود و بچه های خود و جوانان خودشان رااز دست دادند و باز هم مقاومت کردند. ما می خواهیم، زن به مقام والای انسانیت برسد. زن باید در سرنوشت خودش دخالت داشته باشد. دوره اختناق می خواست زنان جنگجوی ما را ننگ جو بار آورد ولی خدا نخواست.( صحیفه نور جلد 5 صفحه 154)
ملت عزیز ایران و سایر کشورهای مستضعف جهان اگر بخواهند از دام های شیطنت آمیز قدرتهای بزرگ تا آخر نجات پیدا کنند چاره ای جز اصلاح فرهنگ و استقلال آن ندارند.(صحیفه نور جلد 15 صفحه268 )
 تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی - صلی الله علیه و آله و سلم - اسلام ائمه هدی - علیهم السلام - اسلام فقراء دردمند. اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگان تاریخ تلخ و شرم آور محرومیت ها باشد. هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیسم خون آشام و نابود کننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی درد و در یک کلمه اسلام امریکایی باشد. هنر در مدرسه عشق نشان دهنده نقاط کور و مبهم معضلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، نظامی است. هنر در عرفان اسلامی ترسیم روشن عدالت و شرافت و انصاف و تجسیم تلخکامی گرسنگان مغضوب قدرت و پول است. هنر در جایگاه واقعی خود تصویر زالو صفتانی است که از مکیدن خون فرهنگ اصیل اسلامی، فرهنگ عدالت و صفا لذت می برند. تنها به هنری باید پرداخت که راه ستیز با جهانخواران شرق و غرب و در رأس آنان امریکا و شوروی را بیاموزد. (صحیفه نور جلد 21 صفحه30 )  
امروز استکبار شرق و غرب چون از رویارویی مستقیم با جهان اسلام عاجز مانده است، راه ترور و از میان بردن شخصیت های دینی و سیاسی را از یک طرف و نفوذ و گسترش فرهنگ اسلام آمریکایی را از طرف دیگر به آزمایش گذاشته اند. ای کاش همه تجاوزات جهانخواران همانند تجاوز شوروی به کشور مسلمان و قهرمان پرور افغانستان علنی و رودررو بود تا مسلمانان ابهت و اقتدار دروغین غاصبین را در هم می شکستند. ولی راه مبارزه با اسلام آمریکایی از پیچیدگی خاصی برخوردار است که تمامی زوایای آن باید برای مسلمانان پابرهنه روشن گردد که متاسفانه هنوز برای بسیاری از ملت های اسلامی مرز بین اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدس نماهای متحجر و سرمایه داران خدانشناس و مرفهین بی درد کاملاً مشخص نشده است.( صحیفه نور جلد 21 صفحه 8)
امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدی است و مسلمانان در یک تشکیلات بزرگ اسلامی رونق و زرق و برق کاخ های سفید و سرخ را از بین خواهند برد.( صحیفه نور جلد 20 صفحه 236)
مهمترین عامل در کسب خودکفایی و بازسازی توسعه مراکز علمی و تحقیقات و تمرکز و هدایت امکانات و تشویق کامل و همه جانبه مخترعین و مکتشفین و نیروهای متعهد و متخصصی است که شهامت مبارزه با جهل را دارند و از لاک نگرش انحصاری علم به شرق و غرب به در آمده و نشان دادند که میتوانند کشور را روی پای خودشان نگهدارند.( سخنرانی در تاریخ ۱۱/۷/۶۷)
امام خميني(ره) از آغاز مبارزات بر اين حقيقت پاي مي‌فشردند كه از خودبيگانگي و مرعوب شدن در برابر تبليغات پر طمطراق بيگانگان موجب نفي هويت جمعي مي‌شود و مرعوب شدن در برابر فرهنگ وارداتي زمينه فقدان استقلال در موضوعات ديگر را نيز شامل مي‌شود. از ديدگاه ايشان بزرگترين مؤلفه‌اي كه مي‌تواند جامعه‌اي بزرگ از انسان‌ها را با هويتي واحد گرد هم آورد و تمايزات موهوم ميان آنان را شكسته و نابود سازد، مؤلفة باور و اعتقادات ديني است. تعاليم اسلامي از سويي مرزهاي مختلف سياسي، نژادي و زباني را در مي‌نوردد و از آنها فراتر مي‌رود و از سوي ديگر، افزون بر اتصال به وحي الهي داراي تاريخي روشن و پر افتخار است كه توجه به آن مي‌تواند هويت فردي و جمعي جوامع مسلمان را به بهترين شكل تأمين و تعريف كند. امام راحل مي فرمايند: «هيچ ملتى نمي‌‏تواند استقلال پيدا بكند الّا اينكه‏ خودش‏، خودش را بفهمد. مادامى كه ملت‌ها خودشان را گم كردند و ديگران را به جاى خودشان نشاندند، استقلال نمي‌‏توانند پيدا كنند. كمال تأسف است كه كشور ما كه حقوق اسلامى و قضاى اسلامى و فرهنگ اسلامى دارد، اين فرهنگ را، اين حقوق را ناديده گرفته است و دنبال غرب رفته است. همچو غرب در نظر يك قشرى از اين ملت جلوه كرده است كه گمان مى‏‌كنند غير از غرب هيچ خبرى در هيچ جا نيست. و اين وابستگى فكرى، وابستگى عقلى، وابستگى مغزى به خارج، منشأ اكثر بدبختيهاى ملتهاست و ملت ماست. (صحيفه امام، ج12، ص4)

عوامل و عناصر دخیل در تحریف امام از بعد فرهنگی
با این همه مواضع روشن  لکن احتمال تحریف اصول و ارزش های امام از بعد فرهنگی با دوری از فرهنگ  هویت ساز و  مولد تربیت  و  اخلاق محور  و تفكر پرور و تقلید کورکورانه از فرهنگ بیگانه بخصوص غرب ، کم توجهی به امورات فرهنگی کشور،سیاسی کاری و عدم توسعه فرهنگ اسلامی و انقلابی، تفاسیر گوناگون از معیارها و ارزش های فرهنگی امام در اداره کشور، دور نمودن امت از ارزش های فرهنگ اسلام ناب با هر توجیهی زمینه ساز تحریف رهبر فقید انقلاب خواهد شد.

نتایج
 انحراف از راه و اصول حقه امام که مبنای آن اسلام است، به هر دلیل.
دوری از فرهنگ،  هویت ساز و  مولد تربیت  و  اخلاق محور  و تفكر پرور اسلام.
تقلید کورکورانه از فرهنگ بیگانه بخصوص غرب.
نداشتن قانون و نقشه راه منطبق با اصول امام.
به کار گیری سلیقه فردی و گروهی در اجرای امورات فرهنگی.
ضعف در نظارت و هدایت و کم توجهی به نظارت همه جانبه.
کم کاری و سستی در تولید و خود کفایی فرهنگی در همه زمینه ها.
عدم توسعه فرهنگ اسلامی و انقلابی .

چگونه امام خمینی از نظر اجتماعی قابل تحریف است ؟
مقدمه
برخی اندیشه‏ها و دیدگاه‏ها با اینکه در مقطعی از تاریخ مطرح شده است، ولی گستره‏اش از مرز زمان، مکان و تاریخ فراتر می‏رود و اعتبار و ارزش آن فرازمانی و فراتاریخی است و در طول اعصار و قرن‏ها، اعتبار خود را حفظ می‏کند. از آن جمله، اندیشه رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی قدس‏سرهاست که اندیشه‏ها و دیدگاه‏های ایشان مرز زمان و مکان را درنوردیده و همه اندیشمندان را به تحیّر واداشته است، به گونه‏ای که همه آنها به نو و پویا بودن اندیشه ایشان اذعان دارند. این اندیشه‏ها حکایت از آن دارند که امام راحل به جنبه‏های مختلف اسلام آگاهی عمیق و همه‏جانبه‏ای داشتند و با برخورداری از صفات و ویژگی‏های الهی و عرفانی، منشأ تأثیرهای شگرفی در تاریخ شدند که شجره طیّبه انقلاب اسلامی از بارزترین این تأثیرها است که به لطف الهی و عنایات ائمّه اطهار علیهم‏السلام و با رهبری حکیمانه ایشان و حمایت‏های مردمی، به ثمر نشست.(سایت باشگاه اندیشه، سیری در اندیشه ‏های اجتماعی امام خمینی،محمد عباسی)
از دیدگاه امام خمینی قدس‏سره همه مفاهیم و علوم در همنشینی با توحید هویّت می‏یابند و معنا پیدا می‏کنند. به عبارت دیگر، ایشان می‏کوشند که از قلّه توحید اندیشه سیاسی خود را سازمان‏دهی کنند و فلسفه سیاسی گفتمان انقلاب اسلامی را نشان دهند: کسی که مطالعه کند در قرآن شریف، این معنا را می‏بیند که جمیع علوم طبیعی جنبه معنوی آن در قرآن مطرح است، نه جنبه طبیعی آن. تمام تعقّلاتی که در قرآن واقع شده است و امر به تعقّل، امر به اینکه محسوس را به عالم تعقّل ببرید... آن مقصدی که اسلام دارد این است که تمام اینها مهار بشود به «علوم الهی» و برگشت به «توحید» بکند؛ هر علمی جنبه الوهیت در آن باشد؛ یعنی انسان طبیعت را که می‏بیند خدا را در آن ببیند، ماده را که می‏بیند خدا را در آن ببیند، سایر موجودات را که مشاهده بکند خدا را در آن ببیند. (صحیفه نور، ج 8، ص 433 و 435)
ایشان از سکّوی توحید و پارادایم «توحید» به تعریف و بازتعریف مفاهیم و الگوهای روابط اجتماعی، روابط سیاسی، روابط اقتصادی، روابط انسانی، روابط خارجی، نفی شخص‏پرستی، نفی شخصیت‏پرستی، نفی لذت‏پرستی، ظلم‏ستیزی، استبدادزدایی، آزادی، مساوات، قانون و قانون‏ گذاری و مانند آن می‏پردازند و معتقدند: ... در جامعه‏ای که شخص‏پرستی‏ها و شخصیت‏ پرستی‏ها و لذت‏پرستی‏ها و هر نوع پرستش محکوم می‏شود و فقط انسان‏ها دعوت می‏شوند به پرستش خدا، در آن صورت، همه روابط بین انسان‏ها، چه اقتصادی و یا غیر اقتصادی در داخل چنین جامعه‏ای و در رابطه این جامعه با خارج تغییر می‏کند و ضوابط عوض می‏شود، همه امتیازات لغو می‏شود، فقط تقوا و پاکی ملاک برتری است، زمامدار با پایین‏ترین فرد جامعه برابر است و ضوابط و معیارهای متعالی الهی و انسانی مبنای پیمان‏ها یا قطع روابط است. (صحیفه نور ، ج 5، ص 81)
از همین اصل اعتقادی «توحید» الهام می‏گیریم که همه انسان‏ها در پیشگاه خداوند یکسانند... . بنابراین، با هر چیزی که «برابری» را در جامعه بر هم می‏زند و امتیازات پوچ و بی‏محتوایی را بر جامعه حاکم می‏سازد، باید مبارزه کرد. (صحیفه نور ، ج 19، ص 455)
حضرت امام رمز پیروزی و بقای آن را «انگیزه الهی» و «وحدت کلمه» دانستند و بر آن باور بودند که همواره «نصرت الهی» و «امدادهای غیبی» در مراحل انقلاب اسلامی، شامل ملت اسلامی بوده است. ایشان می‏نویسند: من احساس می‏کنم که بسیاری از مسائل بود که بدون اینکه ما بفهمیم انجام می‏گرفت؛ این جور نبود که ما نقشه‏ای کشیده باشیم برای این کار، و این نبود جز اینکه خدا هدایت می‏کرد. (صحیفه نور ، ج 5، ص 387ـ388) (سایت باشگاه اندیشه، سیری در اندیشه ‏های اجتماعی امام خمینی،محمد عباسی)

چگونه اصول  اسلامی امام خميني از بعد اجتماعی قابل تحریف است؟
بررسی اصول کلی امام
از بررسی صحیفه های نور و کتابهای غیرفقهی ایشان که جمعا حدود 9300 صفحه مطلب را دربرمی گیرد جمعا حدود 10780 فیش استخراج شده که حدود 1061 فیش اجتماعی از صحیفه ها و 179 فیش از کتب اخلاقی عرفانی ایشان مطالب اجتماعی استخراج شده که توزیع آنها براساس موضوعات مختلف به شرح ذیل می باشد:
1- مفاهیم کلی (مفهوم جامعه، انواع جامعه، جامعه ایده آل، رابطه فرد و جامعه) 119 فیش اجتماعی.
2- گروههای کلی (مستضعفین، مستکبرین، بیگانگان، اجانب، گروههای خودی) 466 فیش اجتماعی.
3- گروههای اعتقادی دینی (شیعه، سنی، حجاج، عرفا، اقلیت های دینی، ......) 163 فیش اجتماعی.
4- گروههای فرهنگی آموزشی (معلمین، دانش آموزان، روحانیون، دانشگاهیان، روشنفکران ...) 1305فیش اجتماعی.
5- گروههای صنفی شغلی (کشاورزان، کارگران، بازاریان، پزشکان، پرستاران ...) 227 فیش اجتماعی.
6- خانواده گروههای سنی و جنسی (کودکان، نوجوانان، سالمندان، زنان، مردان، خانواده) 321 فیش اجتماعی.
7- گروههای قومی جغرافیائی (کردها، بلوچ ها، عشایر، مرزنشینان، ایرانیان خارج از کشور) 116 فیش اجتماعی.
8- گروههای سیاسی فکری (لیبرالها، سازشکاران، غرب زده ها، کمونیستها، ملی گراها، سلطنت طلب ها، منافقان، مخالفین نظام، زندانیان سیاسی، فراریان، آزادی خواهان، بهائی ها، صهیونیست ها، اعتصابیون، سیاسیون، منحرفین، توطئه گران،مومنین و وهابیون) 570 فیش اجتماعی.
9- گروههای ایثارگر و صدمه دیده از جنگ و حوادث (شهداء، فرزندان و خانواده شهدا، اسرا، جانبازان، جنگ زدگان، زلزله زدگان)175فیش اجتماعی.
10- گروههای محروم و مورد حمایت (فقرا، کودکان یتیم، معلولین جسمی و روحی) 15 فیش اجتماعی.
11- واحدهای اجتماعی ملی (ملت ایران، ملت، مردم، توده مردم، ملتهای عراقی، لبنان ....) 1136 فیش اجتماعی.
12- واحدهای اجتماعی فرا ملیتی (ملل مستضعف، امت اسلامی و مسلمانان، اروپائیان، تمدنهای غرب، اعراب) 327 فیش اجتماعی.
13- موسسات دینی، فرهنگی، آموزشی و تبلیغاتی (مدارس، مراکز تربیت معلم، دانشگاهها، حوزه های علمیه، نهضت سوادآموزی، وزارت فرهنگ و آموزش عالی، وزارت ارشاد، شورای عالی انقلاب فرهنگی سازمان تبلیغات، سازمان حج و اوقاف و امور خیریه،مساجد و تکایا، موزه ها، مطبوعات، رادیو و تلویزیون) 613 فیش.
14- بنیادها و نهادهای انقلاب اسلامی (بنیادهای شهید، مستضعفان، پانزده خرداد، کمیته امداد، بنیاد مهاجرین جنگ،هیات های هفت نفره، جهاد سازندگی و بنیاد مسکن انقلاب اسلامی) . 71 فیش.
15- سایر موسسات و وزارتخانه ها (هلال احمر، بهزیستی، تربیت بدنی، شهرداری ها، شوراهای اسلامی، و وزارتخانه های مختلف به استثنای امور خارجه، دادگستری، اقتصاد و کشاورزی، بازار، موسسات دولتی بطور مطلق) . 59 فیش.
16- مفاهیم مربوط به نظام فرهنگی (اهمیت فرهنگ، انواع فرهنگ، فرهنگ اسلامی، فرهنگ غربی، فرهنگ مادی، فرهنگ استعماری و استعمار فرهنگی، مطلق فرهنگ) . 98 فیش.
17- فرهنگ پذیری و عوامل آن (تبلیغات، انتشارات، افکار عمومی، خواست ملی، رسانه های گروهی) . 403 فیش.
18- ایده ها، ارزشها، آرمانها (سرمایه داری، کمونیسم، ملی گرائی، غرب گرائی، دموکراسی، آزادی، حقوق بشر، تبعیض نژادی، استقلال، وابستگی، تجزیه طلبی، عدالت، برابری، برادری، عدالت اجتماعی، وحدت، جهاد، اعتماد به نفس، خودباختگی، ارتجاع، تعهد، تخصص، امر به معروف و نهی از منکر، گزینش صرفه جوئی، ایثار و شهادت، آگاهی و بیداری، ترقی و تجدد، پیروزی، تعاون و همکاری، احساس مسئولیت، نظم و انضباط، خوداتکائی و خودکفائی) . 2489 فیش.
19- هنجارها، آداب و رسوم، سنت ها (نماز جمعه و جماعت، اعیاد مذهبی و ملی، ایام الله و روزهای خاص مراسم عزاداری، مراسم حج، حجاب) . 238 فیش.
20- آسیب های اجتماعی (فقر، بیسوادی، بیکاری، فساد اخلاقی و فحشاء، اعتیاد و قاچاق، دزدی، شرارت، بوروکراسی، تفرقه، مشکل مسکن، گرانفروشی، سستی و غفلت، هرج و مرج، مردم آزاری، ارتشاء، خیانت، بی تفاوتی) . 458 فیش.
21- رفتارهای جمعی و عمل اجتماعی (تظاهرات، اعتصابات، شایعه پراکنی، قیام عمومی هجرت، اوقات فراغت) . 200 فیش.
22- تغییرات اجتماعی (علت و کارگزاران و شرایط و مراحل و روش و اهداف تغییرات اجتماعی، عوامل تغییرپذیر) . 173 فیش.
23- بوم شناختی و جمعیت (حوادث طبیعی مثل سیل، زلزله، بهداشت، مهاجرت) . 38 فیش.
با مراجعه به موضوعات 23 گانه فوق، در نظام اجتماعی توجه حضرت امام (ره) بیشتر به گروههای فرهنگی آموزشی مخصوصا روحانیون و دانشجویان معطوف شده است و موضوع دوم در نظام اجتماعی که بیشترین فیشها را به خود اختصاص داده واحدهای اجتماعی ملی نظیر ملت و ملت ایران و مردم می باشد، اما در نظام فرهنگی بیشترین موضوعی که در کلمات حضرت امام مطرح شده، ایده ها، ارزشها و آرمانها می باشد (2489 فیش)
با توجه به اینکه حضرت امام (ره) بعنوان یک فقیه اسلام شناس جهت نهائی حرکت خود را رضایت خداوند در عمل به اسلام قرار داده است با وجودی که ما اسلام را بعنوان یک دین در قالب پدیده های اجتماعی قرار نمی دهیم باز هم مسئله ایده و ارزشها اعم از منفی و مثبت بیشترین تکرار را به خود اختصاص داده است. و بحث تغییرات که به زبان دیگر مکانیسم های انقلاب و ابعاد گوناگون آن مطرح است، بیشترین فراوانی را در این گروه به خود اختصاص داده است.
با توجه به اصل پنجم از پیش فرض های موجود برای بررسی اندیشه اجتماعی امام (ره) که همان عنصر تکرار می باشد و با نظر به اینکه بیش از نیمی از فیش های اندیشه اجتماعی ایشان (6103 فیش) به چهار موضوع فوق اختصاص یافته است، بنظر می رسد دو گروه متفکر در جامعه یعنی روحانیون و دانشگاهیان نقش ویژه ای در تغییرات اجتماعی و انقلابات بعهده دارند. هر چند کثرت توجه به ملت و مفاهیم مشابهه آن نشان می دهد، انقلاب بدست توده های مردم انجام می گیرد و مکانیزم آگاهی بخشی و انتقال ارزشها و ایده ها به مردم قاعدتا توسط این قشر آگاه و تحصیلکرده قدیم و جدید انجام می گیرد. این قسمت ازاندیشه اجتماعی امام و مقایسه آن با تئوری های موجود درباره چگونگی بوجود آمدن انقلاب ها وقتی دیگر و بحث تخصصی دیگری را طلب می کند.

مهمترین موضوعات اجتماعی از دیدگاه حضرت امام
در صورتی که کثرت حضور یک موضوع را بنای برای مهمتر بودن آن در مسائل فرهنگی و اجتماعی تلقی کنیم (همانگونه که درفیش فرض پنجم به آن اشاره شد) مهمترین موضوعات اجتماعی مطرح شده دراندیشه امام (ره) به شرح ذیل است:

1- ملت و ملت ایران 906 فیش:
یکی از مبانی اولیه‌ای که حضرت امام از قبل از پیروزی انقلاب بر آن تأکید داشته‌اند، اصرار جدی ایشان بر یادآوری این موضوع است که جامعه‌ی ایرانی نباید خود را دست‌کم بگیرد.جامعه‌ی ایرانی باید بداند که با شناخت داشته‌های خود و بدون دراز کردن دست نیاز به‌سوی کسی، می‌تواند به رشد و اعتلای خود دست یابد.( سایت شفاف، سربلندی ایران، محمد صادق کوشکی)
ملت ایران... ملت بیداری است، ملت هوشیار و مقاومی است در برابر ظلم، در عین حال که این همه ظلم می بیند، این همه کشته می دهد، در عین حال مقاومت می کند.(صحیفه نور، ج 3، ص 297)
مردم دیگر سربسته و دربسته، تسلیم کسی نمی شوند... اگر هر یک از ما، تخطی کنیم از آن خواستی که ملت دارد... علاوه بر آن که در محضر خدای تبارک و تعالی، در آن روزی که همه وارد می شوند و حساب است در کار، جوابی نداریم، همین مردم هم، در همین جا به حساب [ما] می رسند(صحیفه نور، ج 15، ص 72)
این تحول روحی که در جامعه ما بحمدلله پیدا شده است و رو به رشد است و امیدوارم که کمک کنید هرکسی به رشد خودش برسد، [اهمیت] این تحول روحی بیشتر از اهمیت پیروزی است. این یک پیروزی معنوی است... این روحیه، این روحیه انقلابی که در نفوس پیدا شده است، این یک معجزه الهی است. (صحیفه نور، ج 9، ص 384)
حکومت، حکومت اسلام و مردم است و مجلس از مردم است و رأی نیز از آن مردم است و احدی تحت فرمان مقام یا مقاماتی نیست. (صحیفه نور، ج 18، ص 337)
احدی شرعاً نمی تواند به کسی کورکورانه و بدون تحقیق رأی بدهد و اگر در صلاحیت شخص یا اشخاص تمام افراد و گروه ها نظر موافق داشتند ولی رأی دهنده تشخیصش برخلاف همه آن ها بود، تبعیت از آن ها صحیح نیست و نزد خداوند مسؤولیت دارد. (صحیفه نور، ج 18، ص 337)
بدون این که این ملت همراهی کند ما نمی توانستیم کاری بکنیم. هر چی داریم از این هاست و هر چی هست مال این هاست. دولت عامل این هاست، قوه قضائیه عامل این هاست، قوه اجراییه عامل این هاست، قوه مقننه عامل این هاست، ادای تکلیف باید بکنند، شرکت بدهند مردم را در همه امور.( صحیفه نور ، ج 20، ص 55)
آنچه روشن است اینکه از دیدگاه امام خمینى(س) مردم و حکومت اسلامى جداى از یکدیگر نیستند. در این راستا ایشان به نقش محورى مردم در شکل‏ گیرى حکومت تأکید مى‏ کنند و مى ‏فرمایند: «از حقوق اوّلیه هر ملتى است که باید سرنوشت و تعیین شکل و نوع حکومت خود را در دست داشته باشد.( صحیفه امام؛ ج 4، ص 367)(پرتال امام خمینی، جایگاه مردم در نظام اسلامی از دیدگاه امام خمینی)

2- روحانیون و علما 657 فیش:
سلام بر آنان كه تا كشف حقيقت تفقه به پيش تاختند و براي قوم و ملت خود منذران صادقي شدند كه بندبند حديث صداقتشان را قطرات خون و قطعات پاره پاره پيكرشان گواهي كرده است و حقاً از روحانيت راستين اسلام و تشيع جز اين انتظاري نمي‌رود كه در دعوت به حق و راه خونين مبارزه مردم خود، اولين قربانيها را بدهد و مهر ختام دفترش شهادت باشد. آنان كه حلقه ذكر عارفان و دعاي سحر مناجاتيان حوزه‌ها و روحانيت را درك كرده‌اند در خلسه حضورشان آرزويي جز شهادت نخواسته‌اند. البته همه مشتاقان و طالبان هم به مراد شهادت نرسيده‌اند. يكي چون من عمري در ظلمات حصارها و حجابها مانده است و در خانه عمل و زندگي جز ورق و كتاب منيت نمي‌يابد و ديگري در اول شب يلداي زندگي، سينه سياه هوسها را دريده است و با سپيده سحر عشق عقد وصال و شهادت بسته است. و حال من غافل كه هنوز از كتم عدمها به وجود نيامده‌ام، چگونه از وصف قافله سالاران وجود وصفي بكنم؟ من و امثال من از اين قافله فقط بانگ جرسي مي‌شنويم، بگذارم و بگذرم.(منشور روحانيت، انتشارات موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، تهران، 1385 ،چاپ26.)
تاريخ بيش از هزار ساله تحقيق و تتبع علماي راستين اسلام گواه بر ادعاي ما در راه بارور ساختن نهال مقدس اسلام است.صدها سال است كه روحانيت اسلام تكيه‌گاه محرومان بوده است، هميشه مستضعفان از كوثر زلال معرفت فقهاي بزرگوار سيراب شده‌اند.از مجاهدات علمي فرهنگي آنان كه به حق از جهاتي افضل از دماء شهيدان است كه بگذريم، آنان در هر عصري از اعصار براي دفاع از مقدسات ديني و ميهني خود مرارتها و تلخيهايي متحمل شده‌اند و همراه با تحمل اسارتها و تبعيدها، زندانها و اذيت و آزارها و زخم زبانها، شهداي گرانقدري را به پيشگاه مقدس حق تقديم نموده‌اند. شهداي روحانيت منحصر به شهداي مبارزه و جنگ در ايران نيستند، يقيناً رقم شهداي گمنام حوزه‌ها و روحانيت كه در مسير نشر معارف و احكام الهي به دست مزدوران و نامردمان، غريبانه جان باخته‌اند زياد است. (منشور روحانيت، انتشارات موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، تهران، 1385 ،چاپ26.)
امروز نيز همچون گذشته شكارچيان استعمار در سرتاسر جهان، از مصر و پاكستان و افغانستان و لبنان و عراق و حجاز و ايران و اراضي اشغالي به سراغ شيردلان روحانيت مخالف شرق و غرب و متكي به اصول اسلام ناب محمدي صلي الله عليه و آله وسلمرفته‌اند و از اين پس نيز جهان اسلام هر از چندگاه شاهد انفجار خشم جهانخواران عليه يك روحاني پاك باخته است.علماي اصيل اسلام هرگز زير بار سرمايه‌داران و پولپرستان و خوانين نرفته‌اند و همواره اين شرافت را براي خود حفظ كرده‌اند و اين ظلم فاحشي است كه كسي بگويد دست روحانيت اصيل طرفدار اسلام ناب محمدي با سرمايه‌داران در يك كاسه است.و خداوند كساني را كه اين‌گونه تبليغ كرده و يا چنين فكر مي‌كنند، نمي‌بخشد. روحانيت متعهد، به خون سرمايه‌داران زالوصفت تشنه است و هرگز با آنان سرآشتي نداشته و نخواهد داشت. آنها با زهد و تقوا و رياضت درس خوانده‌اند و پس از كسب مقامات علمي و معنوي نيز به همان شيوه زاهدانه و با فقر تهيدستي و عدم تعلق به تجملات دنيا، زندگي كرده‌اند و هرگز زير بار منت و ذلت نرفته‌اند. دقت و مطالعه در زندگي علماي سلف، حكايت از فقر و نهايتاً روح پر فتوت آنان براي كسب معارف مي‌كند كه چگونه در پرتو نور شمع و شعاع قمر تحصيل كرده‌اند و با قناعت و بزرگواري زيستند. (منشور روحانيت، انتشارات موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، تهران، 1385 ،چاپ26.)
مسأله كتاب آيات شيطاني كاري حساب شده براي زدن ريشه دين و دينداري و در رأس آن اسلام و روحانيت است. يقيناً اگر جهانخواران مي‌توانستند، ريشه و نام روحانيت را مي‌سوختند، ولي خداوند همواره حافظ و نگهبان اين مشعل مقدس بوده است و ان‌شاءالله از اين پس نيز خواهد بود، به شرط آن كه حيله و مكر و فريب جهانخواران را بشناسيم. البته اين بدان معنا نيست كه ما از همه روحانيون دفاع كنيم، چرا كه روحانيون وابسته و مقدس نما و تحجرگرا هم كم نبودند و نيستند. در حوزه‌هاي علميه هستند افرادي كه عليه انقلاب و اسلام ناب محمدي فعاليت دارند. امروز عده‌اي با ژست تقدسمآبي چنان تيشه به ريشه دين و انقلاب و نظام مي‌زنند كه گويي وظيفه‌اي غير از اين ندارند. خطر تحجرگرايان و مقدس‌نمايان احمق در حوزه‌هاي علميه كم نيست. طلاب عزيز لحظه‌اي از فكر اين مارهاي خوش خط و خال كوتاهي نكنند،اينها مروج اسلام امريكايي ‌اند و دشمن رسولالله. آيا در مقابل اين افعيها نبايد اتحاد طلاب عزيز حفظ شود؟(منشور روحانيت، انتشارات موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، تهران، 1385 ،چاپ26.)
اولين وظيفه شرعي و الهي آن است كه اتحاد و يكپارچگي طلاب و روحانيت انقلابي حفظ شودوگرنه شب تاريك در پيش است و بيم موج و گردابي چنين حايل. امروز هيچ دليل شرعي و عقلي وجود ندارد كه اختلاف سليقه‌ها و برداشتها و حتي ضعف مديريتها، دليل به هم خوردن الفت و وحدت طلاب و علماي متعهد گردد.ممكن است هركس در فضاي ذهن و ايده‌هاي خود نسبت به عملكردها و مديريتها و سليقه‌هاي ديگران و مسؤولين انتقادي داشته باشد، ولي لحن و تعابير نبايد افكار جامعه و آيندگان را از مسير شناخت دشمنان واقعي و ابرقدرتها كه همه مشكلات و نارساييها از آنان سرچشمه گرفته است، به طرف مسائل فرعي منحرف كند و خداي ناكرده همه ضعفها و مشكلات به حساب مديريت و مسؤولين گذاشته شود و از آن تفسير انحصارطلبي گردد كه اين عمل كاملاً غير منصفانه است و اعتبار مسؤولين نظام را از بين مي‌برد و زمينه را براي ورود بي‌تفاوتها و بي‌دردها به صحنه انقلاب آماده مي‌كند. (صحیفه نور جلد 21 صفحه 94  )
نکته آخری که توجه به آن لازم است این که روحانیون و علما و طلاب باید کارهای قضایی و اجرایی را برای خود یک امر مقدس و یک ارزش الهی بدانند و برای خود شخصیت و امتیازی قایل بشوند که در حوزه ننشسته اند بلکه برای اجرای حکم خدا راحتی حوزه را رها کرده و مشغول به کارهای حکومت اسلامی شده اند. اگر طلبه ای منصب امامت جمعه و ارشاد مردم یا قضاوت در امور مسلمین  را خالی ببیند و قدرت اداره هم در او باشد و فقط به بهانه درس و بحث مسوولیت نپذیرد و یا دلش را فقط به هوای اجتهاد و درس خوش کند، در پیشگاه خداوند بزرگ یقیناً مواخذه می شود و هرگز عذر او موجه نیست، ما اگر امروز به نظام خدمت نکنیم و استقبال بی سابقه مردم از روحانیت را نادیده بگیریم، هرگز فرصت و شرایط بهتر از این را نخواهیم داشت.( صحیفه نور جلد 21 صفحه 100)
من متواضعانه و به عنوان يك پدر پير از همه فرزندان و عزيزان روحاني خود مي‌خواهم كه در زماني كه خداوند بر علما و روحانيون منت نهاده است و اداره كشور بزرگ و تبليغ رسالت انبيا را به آنان محول فرموده است از زي روحاني خود خارج نشوند و از گرايش به تجملات و زرق و برق دنيا كه دون شأن روحانيت و اعتبار نظام جمهوري اسلامي ايران است پرهيز كنند. كه هيچ آفت و خطري براي روحانيت و براي دنيا و آخرت آنان بالاتر از توجه به رفاه و حركت در مسير دنيا نيست.( حسن آئينه، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام، تهران: 1379، ج 1.)
3- وحدت 631 فیش:
وحدت از دیدگاه حضرت امام(ره) دارای ابعاد مختلف فقهی، سیاسی، تاریخی و اجتماعی است و علاوه بر آن از تنوع موضوعی نیز برخوردار است، در یک طبقه بندی اجمالی موضوعات زیر را می توان در آثار و گفتار ایشان پیرامون وحدت مورد بررسی قرار داد:
الف – وحدت فرق اسلامی
ب – وحدت مستضعفین جهان
ج – وحدت اقشار و طبقات گوناگون اجتماعی
و – وحدت حوزه و دانشگاه
ه – وحدت دولت و ملت
ز – وحدت اجزا و عناصر دولت و حکومت اسلامی، مثل وحدت ارتشی و سپاهی، وحدت مسئولین و مدیران با کارمندان و مجریان امور.(سایت حوزه،حضور - تابستان و پاییز 1371، شماره 5 و 6 - دیدگاههای امام خمینی(س) پیرامون وحدت کلمه و کلمه وحدت)
برنامه ما که برنامه اسلام است. وحدت کلمه مسلمین است، اتحاد ممالک اسلامی است. برادری با جمیع فرق مسلمین است در تمام نقاط عالم، هم پیمانی با تمام دول اسلامی است در سراسر جهان مقابل صهیونیست، مقابل اسرائیل، مقابل دول استعمار طلب.(صحیفه نور،ج1،ص84)
با وحدت اسلامی غرب را عقب برانید. (صحیفه نور،ج1،ص93)
حضرت امام در مواضع خویش در باب وحدت به همان اندازه که به ضرورت و اهمیت آن سفارش کرده است بر توجه به لوازم آن نیز تاکید داشت و معتقد بود که اتحاد بدون تحقق زمینه ها و راهبری جامعه بدان سمت شکل نمی گیرد و یا آنکه پایدار نمی ماند. بعد از توجه به مبانی عقیدتی وحدت، بطور اجمال می توان موارد زیر را به عنوان لوازم و عواملی که امام به عنوان پیش شرطهای تحقق وحدت مد نظر داشت و بر همین مبنا نیز جامعه را هدایت می کرد، برشمرد.
اهتمام بیش از پیش به خودسازی و تعمیق اخلاق و ارزشهای معنوی در زندگی خود و جامعه پیرامون.
باورداشت و تعمیم سعه صدر و پذیرش و تحمل اختلاف سلیقه ها و دفاع از آزادی اندیشه و حمایت از تشکلهای سیاسی و فرهنگی ای که در اصول و مبانی مورد اعتقاد امت و جامعه اسلامی اتفاق نظر دارند.
 اعتقاد عمیق و اعتماد به نقش و آثار معجزه آسای وحدت در حل معضلات به ظاهر لاینحل سیاسی و اجتماعی.
هوشیاری و توجه طرفین وحدت نسبت به نقش خناسان و وسوسه انگیزان و تذکر دائمی به کارگزاران و عموم مردم در همین رابطه.
 حفظ مواضع اصولی و دفاع از معتقدات و ارزشهای منطقی غیر قابل خدشه در عین احترام و توجه به وحدت فراگیر.
 توجه به تفاوتهای اساسی روشهای تحقیق در نظام دروس حوزوی و دینی با نظامهای جدید دانشگاهی برای یافتن زبان مشترک در تفهیم و تفاهم مسائل اساسی جامعه و پرهیز از اختلافات.
 تلاش همه جانبه برای یافتن نقاط مشترک بیشتر و کاستن از اختلافات آراء در مبانی و اصول صرفا از طریق نقد در مجامع علمی و گسترش روح مباحثه و مناظره علمی و پرهیز جدی از به میان کشیدن پای عوام در اختلافات فکری و فرهنگی که حل آنها تنها از مسیر احتجاجات علمی و روشهای پسندیده عقلانی و شرعی قابل حصول می باشد.
 احیای فرهنگ توحیدی و وحدت گرایی در جوامع اسلامی و احیای سمبلها و عوامل و مظاهر وحدت که بسیاری از احکام اجتماعی و سیاسی و عبادی اسلام بر همین فلسفه تشریع شده اند نظیر بازیابی فلسفه و روح واقعی کنگره عظیم و جهانی حج، نماز جمعه، نماز جماعت، روح تعاون و اهتمام به امر مسلمین، امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک وظیفه همگانی و احکام شعائری از این قبیل.
 آگاهی بخشیدن به آحاد امت اسلامی برای دریافت تصویری روشن از ابعاد تمدن گذشته اسلام و علل سقوط و انحطاط مسلمین در سده های اخیر.
 جهاد و تلاش برای فراگیر شدن نهضت فرهنگی جهان اسلام بر اساس ترویج روحیه خودباوری و نفی غرب زدگی حاکم بر اغلب جوامع اسلامی.
 شناسایی و معرفی دشمنان اصلی و جلوگیری از دشمن تراشیهای فشل کننده.
ترویج و تبلیغ فرهنگ جهاد و شهادت طلبی برای تضمین موفقیت پیشگامان مبارزه با دشمنان وحدت.
مقابله با خرافه پرستی و زدودن پیرایه های تفرقه انگیزی که به نام آداب و رسوم دینی و مذهبی از سوی مغرضان و ناآگاهان به مرور زمان در فر هنگ سنتی ملتها و قشرهای جوامع اسلامی ریشه دوانده است، و کوشش برای کاهش تعصبهای کورکورانه و عوامانه.
تلاش برای یکسان سازی قول و فعل منادیان وحدت و کارگزاران و مسئولین نظامی که وحدت را شعار خویش قرار داده ا اند.سایت حوزه، حضور - پاییز 1373، شماره 8 - وحدت از دیدگاه امام خمینی)
من از همه آنها خواهانم که دست از این نهضت بر ندارند، وحدت کلمه را حفظ کنند. رمز موفقیت شماها تا این حد که یک سلطنت 2500 ساله قلدری را شکستید و منهدم کردید و رمز این پیروزی، وحدت کلمه ملت ایران بود یعنی این وحدت کلمه باعث شد که نه شاه با تمام قوائی که داشت و نه آنهایی که پشتیبانی از او می کردند مثل قدرت آمریکا، شوروی، چین، انگلستان، همه اینها پشتیبانی می کردند لکن بواسطه همین قدرت ملت، همه آنها هم پشتیبانی شان را از او - دست - برداشتند،رمز پیروزی، وحدت کلمه بود.(صحیفه نور،ج5 ،ص32)
مجموعه تلاش های حضرت امام خمینی قدس سره شریف در راه تحقق اتحاد مسلمین را در ابعاد نظری و عملی می توان تحت عناوین زیر دنبال نمود:
الف – نفی فرقه گرایی دینی
ب – فتاوی فقهی حضرت امام(ره) در جهت تحقق وحدت.
ج – پیامهای روشنگرانه او به مسلمین در دعوت به اتحاد.
د – تاسیس حکومت اسلامی
هـ - اجتناب ایشان از هرگونه رفتار یا گفتار تفرقه افکنانه در طول حیاتشان.(سایت حوزه،حضور - تابستان و پاییز 1371، شماره 5 و 6 - دیدگاههای امام خمینی(س) پیرامون وحدت کلمه و کلمه وحدت)

4- علت تغییرات اجتماعی (انقلاب) 362 فیش:
باید توجه داشت که نوع برداشت حضرت امام از جامعه، متاثر از یافته های بنیادین ایشان در مورد نظام هستی است، به سخن دیگر، ایشان به جامعه به عنوان مقوله ای در طول "مراتب هستی شناسانه خدا محور" توجه می نمایند، لذا به زعم حضرتش سعادت و کمال یابی جامعه نیز به عنوان حد آرمانی هر نوع نگرش اجتماعی، تنها در سایه باورها و قوانین الهی امکان تحقق خواهد یافت:
"سعادت و کمال انسان و جوامع، تنها در گرو اطاعت از قوانین الهی است که توسط انبیا ابلاغ شده است. (صحیفه نور، ج 4، ص 166) (سایت حوزه، حضور - زمستان 1380، شماره 38 - تحولات اجتماعی و انقلاب در اندیشه های فقهی - سیاسی امام خمینی)
زمینه ها و علل بروز تغییر و تحول اجتماعی:
- عنایات الهی ، زمینه ساز تحول اجتماعی.
- تضعیف مبانی مذهبی جامعه.
- به انحراف کشاندن باورهای فرهنگی جامعه و ترویج فساد میان اقشار مردم.
- اشاعه ظلم نسبت به جامعه و ترویج تبعیض میان مردم.
- شکل گیری بیداری و آگاهی میان اقشار جامعه نسبت به مفاسد و سؤ رفتار دولت.
- شرایط نامناسب اقتصادی و در نهایت قطب بندی اقتصادی جامعه و اشاعه بی عدالتی.
- وابستگی به قدرتهای خارجی، بویژه در چهره نهادینه شدن فرهنگ و مضامین استعماری در جامعه. (سایت حوزه، حضور - زمستان 1380، شماره 38 - تحولات اجتماعی و انقلاب در اندیشه های فقهی - سیاسی امام خمینی)
اهداف و مقاصد تحول اجتماعی و انقلاب:
- استقرار نظام سیاسی اسلامی (حکومت اسلامی) به عنوان جایگزین رژیم طاغوت.
- ریشه کن نمودن زمینه های فسادهای اجتماعی و اقتصادی در جهت پیشبرد آرمانهای بزرگ اسلامی.
- شکوفا شدن حالات انسانی در میان مردم و رهایی از خودباختگی در برابر مکاتب دیگر.
- آگاه ساختن دیگر ملتها (بویژه ملل مسلمان) از ضرورت اعتلای بشر در سایه مکتب اسلام. (سایت حوزه، حضور - زمستان 1380، شماره 38 - تحولات اجتماعی و انقلاب در اندیشه های فقهی - سیاسی امام خمینی)

5- کارگزاران تغییرات اجتماعی 315 فیش:
دگرگونی، سنتی همیشگی و فراگیر در جوامع انسانی است. تمام جوامع به طور مستمر تغییراتی را شاهدند كه سرنوشت آینده آن ها را بر اساس ویژگی ها و وضعیت موجودشان رقم می زند. در واقع همین دگرگونی هاست كه پویایی و تكامل جامعه را میسر می سازند. در این میان، برخی دگرگونی ها جزئی و صوری اند و فقط به بروز تلاطم ها و تغییراتی در تعادل جامعه و ایجاد تعادلی جدید می انجامند؛ و برخی دیگر، تغییراتی اساسی را در ساختار جامعه پدید می آورند كه به صورت بنیادین، سازمان و ساختار روابط و منزلت ها را متحول می سازند. كارگزارانِ تغییر، اشخاص، گروه ها و انجمن هایی هستند كه تغییر را وارد می كنند، از آن استقبال می كنند یا با آن به مخالفت برمی خیزند. ویژگی مهم كارگزارانِ تغییر، آن است كه كنش های تعیین كننده و سرنوشت ساز تاریخی به دست آنان صورت می گیرد. كنش های تاریخی از مبحث تغییرات اجتماعی عبارت اند از: فعالیت هایی كه موجب به حركت درآوردن، تشدید یا كند كردن یا حتی مانع شدن تغییرات سازمان اجتماعی می شوند. در واقع كارگزارانِ تغییر با كنش های تاریخی، تاریخ سازی می كنند و جهت، سرعت و كیفیت تغییر و تحول جامعه را تعیین می نمایند. (مجله حوزه و دانشگاه، شماره 26،  هاشمی، سید ضیاء)

6- دانشجویان و دانشگاهیان 302 فیش:
اگر از منظر امام خميني به انقلاب اسلامي نگاه کنيم خواهيم يافت که لازمه دورنمایی که او برای انقلاب ترسیم نموده ايجاد دگرگوني در همهي عرصه هاي حيات اجتماعي همچون سياست و ساختار قدرت، اقتصاد، فرهنگ و هنر و آموزش است. بر این اساس توجه امام خمینی به دانشگاه و بایستههای آن طبیعی به نظر میرسد. دانشگاه بخش مهمي از دغدغه ها و نگرانيهاي امام را تشکيل ميداد. امام، سعادت يا تباهي جامعه را وابسته به دانشگاه مي دانست:
«دانشگاه مرکز سعادت و در مقابل، شقاوت يک ملت است. از دانشگاه بايد سرنوشت يک ملت تعيين بشود. دانشگاه خوب يک ملت را سعادتمند مي کند و دانشگاه غيراسلامي، دانشگاه بد، يک ملت را به عقب مي زند.» (صحیفه امام،ج8،ص61)
«دانشگاه مبداء همه ي تحولات است. از دانشگاه، چه دانشگاه علوم قديمي و چه دانشگاه علوم جديد، از دانشگاه سعادت يک ملت و در مقابل سعادت، شقاوت يک ملت سرچشمه مي گيرد. دانشگاه را بايد جديت کرده، جديت بکنيد، دانشگاه را درستش کنيد. دانشگاه را اسلامي اش کنيد.» (صحیفه امام،ج8ص64) .(سایت دانشگاه علوم پزشکی مشهد، شاخص های دانشگاه اسلامی از دیدگاه امام خمینی، احسان بابایی)
از مجموع دیدگاه‌های امام خمینی، چهار شاخص برای دانشگاه اسلامی قابل استخراج است که عبارتاند از: 1.همراهی تهذیب و تعلیم، 2.استقلال فکری، 3.کارآمدی، 4.حاکمیت نگرش توحیدی.(سایت دانشگاه علوم پزشکی مشهد، شاخص های دانشگاه اسلامی از دیدگاه امام خمینی، احسان بابایی)
شما دانشگاهي‌ها کوشش کنيد که انسان درست کنيد. اگر انسان درست کرديد، مملکت خودتان را نجات مي‌دهيد. اگر انسان متعهد درست کرديد، انسان امين، انسان معتقد به يک عالم ديگر، انسان معتقد به خدا، مؤمن به خدا، اگر اين انسان در دانشگاه‌هاي شما و ما تربيت شد، مملکتتان را نجات مي‌دهيد.» (صحیفه امام،ج8،ص67)
«بايد دانشگاه خودش را مجهز کند براي اينکه جوان‌ها را بسازد. آتيه‌ي اين کشور را بايد از حالا شما پي‌ريزي کنيد. ما فقط به فکر خودمان و زمان حال نبايد باشيم. ما بايد به فکر آينده‌ي کشور باشيم.» (صحیفه امام، ج15، ص234)
از نظر امام، صاحب علم اگر مهذب نباشد، ضررش برای جامعه بيشتر است. چرا که غيرمهذب، علم خود را آنجا که نبايد، به کار مي‌گيرد. فرد غير مهذب، ظرفيت برخورداري از علم را ندارد، صلاحيت استفاده از علم را دارا نيست. اخلاق بد فرد، علم را همچون ابزار به کار مي‌گيرد؛ علم را به سمت بسط زشتي‌ها سوق مي‌دهد. (سایت دانشگاه علوم پزشکی مشهد، شاخص های دانشگاه اسلامی از دیدگاه امام خمینی)
«مهم در دانشگاه‌ها و دانشسراها... اين است که همراه با تعليمات و تعلمات، تربيت انساني باشد. چه بسا اشخاصي که در علم به مرتبه‌ي اعلا رسيده‌اند لکن تربيت انساني ندارند. يک همچون اشخاصي ضررشان بر کشور، ضررشان بر ملت، ضررشان بر اسلام از ديگران زيادتر است. آن کسي که دانش دارد، لکن دانشش توأم با تهذيب اخلاق و تربيت روحي نيست، اين دانش موجب اين ميشود که ضررش بر ملت و بر کشور زيادتر باشد از آنهايي که دانش ندارند. همين دانش را يک شمشيري مي‌کند در دست خودش و با آن شمشير دانش ممکن است که ريشه‌ي يک کشور را از بين ببرد و قطع کند.» (صحیفه امام،ج8،ص310)
شما دانشگاهي ها کوشش کنيد که انسان درست کنيد. اگر انسان درست کرديد، مملکت خودتان را نجات مي دهيد. اگر انسان متعهد درست کرديد، انسان امين، انسان معتقد به يک عالم ديگر، انسان معتقد به خدا، مومن به خدا،‌اگر اين انسان در دانشگاه هاي شما و ما تربيت شد، مملکتتان را نجات مي دهد.» (صحیفه امام،ج8،ص67)

برخي مصاديق تهذيب
اين پرسش بجاست که منظور امام از تعهد کدام است؟ آنچه را که امام از آن به عنوان تهذيب ياد مي‌کند چه نشانه‌هايي دارد؟ آيا امام خميني در مورد نقش و آثار تهذيب نفس دچار مبالغه نشده است؟ به نظر مي رسد ترديد در مورد نقش برجسته تهذيب در تضمين سعادت جامعه، ناشي از آن باشد که ما با معنايي محدود از اخلاق انس داريم. اخلاق را به ارتباط با خدا خلاصه کردهايم و اينکه ارتباط با خدا را در غياب انسان‌ها معنا نموده‌ايم. امام خميني اما چنين تفسيري از تهذيب و تربيت نداشت. او نشانه‌هايي از تهذيب را بر مي‌شمارد که پشتوانه حرکت جامعه به سمت رشد و پيشرفت و تعالي است.
احساس مسؤوليت
امام احساس مسؤوليت برای خدمت به جامعه را نتيجه تهذيب نفس مي‌داند. عاملي که با بودن آن بسياري از مشکلات ايجاد نمي‌شود و در صورت بروز رفع مي‌گردد و اگر نباشد، گره از ساده‌ترين معضلات نيز گشوده نخواهد شد. دانشگاه باید روح احساس مسؤوليت را در دانشجويان زنده و زنده‌تر کند.
«آن کسي که مهذب نشده است و آن کسي که براي کشور خودش احساس نکرده که من براي اين کشور هستم و از اين کشور، من استفاده کرده‌ام و استفاده‌ي علمي‌ام را بايد به اين کشور تحويل بدهم، اگر اين احساس نباشد و اين باور نباشد، دانشگاه بدترين مرکزي است براي اينکه ما را به تباهي بکشد.» ((صحیفه امام،ج13،ص419)
خودباوري
امام، خودباوري و اعتماد به نفس را نيز از برکات تربيت و تهذيب مي‌شمارد. در غياب خودباوري و اعتماد به نفس آنچه بر باد مي‌رود هويت اسلامي، ايراني وسرمايه‌هاي ملي است. اگر خودباروي نباشد، موجب خواهد شد که سرمايه هاي ملت را بي‌مزد و منت در اختيار بيگانه قرار گیرد. دانشگاه آينده‌ساز، اگر امروز به ايجاد احساس خودباروي بي‌اعتنا باشد، آينده‌ي ايران را چگونه خواهد ساخت؟
«دانشگاه‌ها بروند دنبال اينکه جوان‌هاي ما را مستقل بجا بياورند، تربيت کنند که بفهمند خودشان يک فرهنگ دارند، يک فرهنگ بزرگ دارند، بفهمند فرهنگ از اينجا صدر شده است به خارج، بفهمند که ما هم يک چيزي در عالم هستيم و ما خودمان مي‌خواهيم خودمان را اداره کنيم.» (صحیفه امام،ج10،ص392)
امانت داري
امام، ايجاد وفاداري و امانت‌داري را نيز جزئي از فرايند تهذيب معرفي مي‌کند. آنها که مسؤوليتي دارند، از توانايي و امکاناتي برخوردار هستند، آن‌ها که سرمايه‌هاي عمومي را در اختيار دارند، همگي بايد امانت داري پيشه کنند؛ نسبت به مردم در انجام وظايف خود وفادار باشند. افراد حاضر در جامعه حتي به خاطر اموال خصوصي خود نيز مسؤوليت دارند چرا که بايد سرمايه‌ها را در مسير بايسته به کار گيرند. دانشگاه عملکردي ناقص خواهد داشت اگر سرمايه‌هاي اين ملت را در اختيار افراد قرار دهد اما وفاداري و امانت‌داري را به آنان نياموزد.
«آنهايي که معلم هستند، در دانشگاه‌ها استاد هستند، در دبيرستان‌ها، در دبستان‌ها از همان اول که بچه‌ها تحويلشان داده مي‌شود بايد مسؤول تربيت آنها باشند. مشغول اين باشند که اينها را تربيت کنند،‌ يک تربيت صحيح اسلامي که در تربيت صحيح اسلامي همه (خصوصيات) است. يعني يک مسلم اگر همان طوري که اسلام ميخواهد بزرگ بشود، اين ممکن نيست که به مملکت خودش خيانت بکند؛ ممکن نيست که به برادر خودش، به همسايه خودش، به همشهري خودش، به يک آدم غريبه خيانت بکند. اصلاً خيانت منتفي ميشود. ما بايد کوشش کنيم که افراد صالح درست بکنيم.» (صحیفه امام،ج12،ص27)
آرمان خواهي و عدالت طلبي
توقع امام اين بود که روح آرمان‌خواهي و ظلم ستيزي در دانشگاه زنده باشد. محيط آکنده از غفلت و رخوت و بي‌دردي براي گسترش رذايل اخلاقي مساعدتر است و برعکس از جمله عوامل مؤثر بر کاهش ناهنجاري‌هاي اخلاقي، دميدن روح احساس مسؤوليت، عدالت طلبي و پرسش‌گري است. اين نکته‌ي مهم است که اگر مسؤولين آرمانخواهي دانشجويان را تحمل نکنند، ناهنجاريهاي اخلاقي، خود را بر آنها تحميل خواهد کرد.
«جوان‌هاي ما را مبارز بار بياوريد؛ جوان‌هاي ما را جوري بار بياوريد که در مقابل استعمار ايستادگي کنند.» (صحیفه امام،ج1،ص304)
«اگر (دانشگاه) انسان بيرون داد از خودش، انسان حاضر نمی‌شود که کشور خودش را تسليم کند به غير، انسان حاضر نمي‌شود که تحت ذلت برود و اسارت.» (صحیفه امام،ج13،ص417)
کاستي هاي شخصيتي مانع رشد جامعه ما
اهميت، جايگاه و نقش تربيت و تهذيب آنگاه مشخصتر مي‌شود که در نظر داشته باشيم که بخش مهمي از موانع رشد و پيشرفت جامعه ما،‌ ريشه در کاستيهاي شخصيتي ما دارد. عدم تحمل نقد و ديدگاه مخالف، روحيه‌ي استبدادي و عدم تمايل به پاسخگويي، نظم ستيزي، عدم وجدانکاري، بياعتنايي به حقوق ديگران، نفاق و تظاهر، تک روي و ناتواني در فعاليتهاي جمعي و گروهي، بدبيني نسبت به تحول و خلاقيت، برنامه گريزي، عجله، اسراف و تبذير، بيتوجهي نسبت به تجربه ديگران، بياعتنايي به مشورت و منفعت طلبي از جمله مواردي هستند که چرخهاي پيشرفت را کند ميسازند. رفع اين کاستيهاي شخصيتي را بايد از تربيت و تهذيب سراغ گرفت. تربيتي که البته در پرتو ايمان به خدا،‌استحکام مييابد و به ثمر مينشيند.
تهذيب به پشتوانه ياد خدا
ياد خدا اگر باشد، خودخواهي،‌ منفعت پرستي، لجاجت وغرور، رخت بر ميبندد. ياد خدا اگر باشد، خدمت به خلق هم خواهد بود. ياد خدا اگر باشد، حقوق ديگران حرمت و عظمت خود را باز خواهد يافت.
«دانشگاه را بايد شما رو به خدا ببريد، رو به معنويت ببريد و همهي درسها هم خوانده بشود، همهي درسها هم براي خدا خوانده بشود. اگر اين را توانستيد ... در کارتان موفقيد.» (صحیفه امام،ج19،ص448)

پرهيز از ساده انگاري در مساله تهذيب
امام خميني اين نکته را نيز يادآوري ميکند که برای تربيت و تهذيب اگر چه معلومات ديني لازم است اما کافي نيست و اشتباه است اگر گمان کنيم فراگيري اصطلاحات اخلاقي و ديني به معناي نشستن ايمان در جان مخاطبان است.
از سوي ديگر امام،‌ وظيفهي تربيت را تنها مربوط به اساتيد علوم ديني نميداند. این دیدگاه واقعبینانه است چرا که تهذيب و تربيت حاصل فرايندي است که در آن عواملي همچون نوع معماري دانشگاه، رفتار کارکنان اداري، محتواي متون درسي، نحوهي تدريس و نوع تعامل اسايتد با دانشجويان و چگونگي ارتباط دانشگاه با جامعه و برنامههاي جنبي و فرهنگي دخالت دارد.
«آن چيزي که ملت ها را ميسازد فرهنگ صحيح است. آن چيزي که دانشگاه را بارور ميکند و براي ملت مفيد است، براي کشور مفيد است، آن عبارت از آن محتواي دانشگاه است، نه درس است.» (صحیفه امام، ج17، ص153)
«تربيت شما و تعليم شما بايد همراه هم باشد. اين فقط وظيفه براي معلم علوم ديني نيست. اين وظيفه برای تمامي معلمين در هر رشته که هستند و تمام اساتيد دانشگاه در هر رشتهاي هستند.» (صحیفه نور،ج14،ص36) (سایت دانشگاه علوم پزشکی مشهد، شاخص های دانشگاه اسلامی از دیدگاه امام خمینی)
استقلال فکري
ديگر ويژگي دانشگاه اسلامي از ديدگاه امام خميني، آن است که متکي به فرهنگ خودي و فرهنگ اسلامي باشد؛ خودباخته نباشد. امام نسبت به فکر و فرهنگ، احساس مسؤوليت داشت. استقلال فکري برای امام مهمترين بُعد از ابعاد استقلال بود که ميگفت بدون استقلال در فکر، استقلال در ساير جهات حاصل نميشود.«اگر ما از وابستگي فکري بيرون بياييم، همهي وابستگيها تمام ميشود. (صحیفه نور،ج10،ص53)
شماهايي که در دانشگاه هستيد و دانشمند هستيد و متفکر هستيد، اين جوانهاي ما را يک جوري بار بياوريد که خودشان بفهمند که خودشان يک چيزياند ... نگويند که ما بايد غربي باشيم... اگر از غرب هم صنعتي ميآيد، ياد بگيرند. اما غربي نشوند، يادگرفتن مساله يک چيزي است و مغر را غربي کردن و از خود غافل شدن، مسالهي ديگر است.» (صحیغه امام،ج12،ص25)
ما از شر رضاخان و محمد رضا خلاص شديم لکن از شر تربيت يافتگان غرب و شرق به اين زوديها نجات نخواهيم يافت. اينان بر پا دارندگان سلطهي ابرقدرتها هستند و سرسپردگاني ميباشند که با هيچ منطقي خلع سلاح نميشوند. (صحیفه امام،ج12،ص446) (سایت دانشگاه علوم پزشکی مشهد، شاخص های دانشگاه اسلامی از دیدگاه امام خمینی،احسان بابایی)


کارآمدي
يکي ديگر از ويژگيهاي دانشگاه اسلامي از ديدگاه امام خميني اين است که در خدمت جامعهي ديني باشد، يعني در رفع نيازها کارگشايي کند. اين توقع امام خميني از دانشگاه، ريشه در متون ديني دارد که براساس آن، علم بايد نافع باشد. (صحیفه امام،ج12،ص446) (سایت دانشگاه علوم پزشکی مشهد، شاخص های دانشگاه اسلامی از دیدگاه امام خمینی، احسان بابایی)
ما ميگوييم که دانشگاههاي ما، يک دانشگاههايي که براي ملت ما مفيد باشد، نيست. ما بيشتر از پنجاه سال است که دانشگاه داريم، با بودجههاي هنگفت کمرشکن که از دسترنج همين ملت حاصل ميشود و در اين پنجاه سال نتوانستيم در علومي که در دانشگاهها کسب ميشود خودکفا باشيم. ... ما دانشگاه داشتيم و داريم و براي تمام شؤوني که يک ملت زنده لازم دارد، احتياج به غرب داريم.» (صحیفه امام،ج12،ص248)
بايد کوشش در راه علم و به دست آوردن تخصص در رشتههاي مختلف، اساس فعاليت دانشجويان عزيز باشد که نيازمنديهاي ميهن به دست خود آنها برآورده و کشور ما با کوشش شما خودکفا شود.» (صحیفه امام،ج10،ص80)
اگر ما تربيتي اصولي در دانشگاهها داشتيم، هرگز طبقه روشنفکر دانشگاهيای نداشتيم که در بحرانيترين اوضاع ايران در نزاع و چند دستگي با خودشان باشند و از مردم بريده باشند و از آنچه که بر مردم ميگذرد چنان آسان گذرند که گويي در ايران نيستند. تمام عقب ماندگيهاي ما به خاطر عدم شناخت صحيح اکثر روشنفکران دانشگاهي از جامعه ي اسلامي ايران بود و متأسفانه هم اکنون هم هست. اکثر ضربات مهلکي که به اين اجتماع خورده است، از دست اکثر همين روشنفکران دانشگاه رفتهاي که هميشه خود را بزرگ ميديدند و ميبينند و تنها حرفهايي ميزدند و ميزنند که دوست به اصطلاح روشنفکر ديگرش بفهمد و اگر مردم هيچ نفهمند، نفهمند. زيرا ديگر چيزي که مطرح نيست مردماند و تمام چيزي که مطرح است خود اوست براي اينکه بدآموزيهاي دانشگاهي زمان شاه، روشنفکر دانشگاهي را طوري بار ميآورد که اصولاً ارزشي براي خلق مستضعف قائل نبود. (صحیغه امام،ج12،ص207)

نگرش توحيدي
مؤلفه هاي نگرش توحيدي
امام خميني خود کمتر در مورد چيستي علم اسلام و چگونه دستيابي به آن سخن گفته است، اگرچه با گذشت زمان و به فراخور نياز، در مجامع و مکتوبات علمی در مورد علم اسلامي نيز تأملاتي صورت گرفته است و آثاري منتشر شده است. امام خميني نکاتي مهم در مورد نگرش توحيدي به عالم بيان نموده است که با توجه به اهميت آثاري که اين نگرش در چگونگي توليد علم، آموزش و کاربرد آن دارد، ميتوان از نگرش توحيدي به عالم به عنوان ويژگي ديگر دانشگاه اسلامي ياد نمود. وي در توضيح مؤلفه هاي نگرش توحيدي به عالم بر سه نکته تأکيد مي ورزد:
علم در پي کشف واقعيت است
واقعيت عالم منحصر به واقعيت مادي نيست؛ بلکه داراي مراتب است.
همهي مراتب عالم جلوهي خداوند است.
« فرق بين دانشگاههاي غربي و دانشگاههاي اسلامي بايد در آن طرحي باشد که اسلام براي دانشگاهها طرح ميکند. دانشگاههاي غربي- به هر مرتبهاي هم که برسند- طبيعت را ادارک ميکنند، طبيعت را مهار نميکنند براي معنويت. اسلام به عوم طبيعي نظر استقلالي ندارد. تمام علوم طبيعي- به هر مرتبهاي که برسند- باز آن چيزي که اسلام ميخواهد نيست اسلام طبيعت را مهار ميکند برای واقعيت؛ و همه را رو به وحدت و توحيد ميبرد. تمامي علومي که شما اسم ميبريد و از دانشگاههاي خارجي تعريف ميکنيد- و تعريف هم دارد- اينها يک ورق از عالم است؛ آن هم يک ورق نازکتر از همهي اوراق. عالم، از مبداء خير مطلق تا منتها اليه، يک موجودي است که حظ طبيعياش يک موجود بسيار نازل است.»(صحیغه امام،ج8،ص433)
در نگرش توحيدي، همهي عالم، آيهي خداست. علم در غياب رابطهي پديدهها با سرچشمهي فيض شکل نميگيرد. اگر چه ريزبينيها در کشف پديدهها حذف نميشود. اما به واسطهي بينش توحيدي، هيچ پديدهاي مستقل و جدا تصور نميشود. در پرتو نگرش توحيدي، عالم نظاممند است و علوم حاصل از اين چنين نگرشي در هماهنگي به سر ميبرند. (سایت دانشگاه علوم پزشکی مشهد، شاخص های دانشگاه اسلامی از دیدگاه امام خمینی)
«طب بايدباشد، علوم طبيعي هم همه بايد باشد ... لکن مهم، آن مرکز ثقل است که مرکز توحيد است. تمام اينها بايد برگردد به آن جهت الوهيت. (صحیغه امام،ج8،ص434)
قرآن اين را فرموده است: اقرا باسم ربک الذي خلق قرائت کن، نه قرائت مطلق. بياموز، نه آموزش مطلق، علم تحصيل کن، نه علم مطلق و تحصيل مطلق؛ (بلکه) علم جهت دار، آموزش جهت دار، جهت، اسم رب است، توجه به خداست براي خدا و براي خلق خدا. قلمها اگر در دنيا براي خدا و خلق خدا به کار بيفتد مسلسلها کنار ميرود و اگر براي خدا و خلق خدا نباشد، مسلسلساز مي شود. ابزار کوبنده انسان با دست قلمدارها و دست علما که در همهي دانشگاهها هستند، با دست آنها وجود پيدا کرده است. کوشش کنيد که اين آموزشي که به مردم ميدهيد، جهت دار باشد.» (صحیغه امام،ج13،ص450)

7- مسلمانان و امت اسلام 259 فیش:
امام خمینی برای نیل به استراتژی آرمانی خویش بر مفاهیمی تأکید نموده‌اند که زمینه‌ساز شکل‌گیری و تحقق امت اسلامی هستند. از عمده‌ترین موضوعاتی که خاستگاه امت اسلامی امام است، به این موارد می‌توان اشاره نمود:
هویت اسلامی:
هویت از جمله ویژگی‌های انسانی است که مبنای روان‌شناختی دارد و در تعامل «خود» با «دیگری» شکل می‌گیرد. مفهوم هویت در حقیقت پاسخی به سؤال چه کسی بودن و چگونه شناسایی شدن است. از نظر ایشان عنصر اصلی و کلیدی هویت، فرهنگ اصیل اسلامی است که فرهنگی سالم، انسانی و مستقل است. بنابراین، با انحراف فرهنگ، هویت جامعه دچار آسیب جدی می‌شود و موجودیت خویش را از دست می‌دهد.ایشان دوری از اسلام و قرآن، خودباختگی، مصرفی شدن، گرایش به غرب و مهم‌تر از همه رخنه‌ی فرهنگ استعماری به‌عنوان ام‌الامراض را از نارسایی‌ها و معضلات عمده‌ی جهان اسلامی می‌داند که با پناه بردن به اسلام، وارد کردن قرآن در همه‌ی شئون زندگی، بازگشت به اسلام و اجرای احکام اسلامی و خودباوری و بیداری را حلال همه‌ی مشکلات و گرفتاری‌های و عامل مجد و عظمت اسلامی می‌داند تا در پناه آن آرمان امت اسلامی تحقق یابد.(سایت سازمان بسیج،خاستگاه امت اسلامی در اندیشه ی امام، سید علی لطیفی)
وحدت اسلامی
 امام خمینی به‌عنوان یکی از منادیان وحدت اسلامی، شکل‌گیری، پیروزی، بقا و تداوم امت اسلامی را در گرو تحقق آرمان وحدت اسلامی می‌دانستند. ایشان لازمه‌ی اساسی یک امت اسلامی را وحدت حقیقی و وحدت حقیقی را در وحدت قلب‌ها می‌داند و با این بیان استراتژی وحدت خود را نه از طریق تجاوزطلبی و مرزشکنی و به هم زدن قوانین انسانی بلکه از طریق یک مبنای عقیدتی و فکری دنبال می‌کند.
بررسی آثار امام خمینی بیانگر این است که تأکید بر وحدت در آثار ایشان از یک مبنای نظری قوی ریشه می‌گیرد و این تأکید بر مکتب فلسفی عرفانی او، که مبتنی بر وحدت حقیقی عالم خلق و امر و وحدت حقیقی موجود است، استوار می‌باشد. در نگاه ایشان، گرایش به وحدت حقیقی در جامعه‌ی انسانی از جلوه‌های اعتقاد به توحید است و نقطه‌ی مقابل آن، یعنی تفرقه و تکثرگرایی، از ویژگی‌های شرک و نفاق به حساب می‌آید. ایشان، با استناد به آیه‌ی «و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا» معتقد است که وحدت حقیقی با دو ویژگی با هم بودن، اجتماع داشتن و اعتصام این جمع به راه حق تعریف می‌گردند و تجمع بدون تمسک به حبل اللهی وحدت نیست.
ایشان با بیداری و آگاهی کامل از وضعیت جوامع اسلامی و نگاه به اوضاع اجتماعی حاکم بر آن‌ها «رمز تمام گرفتاری‌های کشورهای اسلامی را در اختلافات کلمه و عدم هماهنگی و رمز پیروزی را در وحدت کلمه و ایجاد هماهنگی می‌داند و معتقد است دولت‌های استعمارگر خارجی با استفاده از ابزارهای داخلی خود، همچون سران فاسد و مزدور کشورهای اسلامی و عناصر فرهنگی وابسته، که از آن‌ها به «وعاظ السلاطین»، «آخوندهای درباری»، «جیره‌خوار» و «نفاق‌افکن» یاد می‌کند، به تخریب وحدت و انسجام اسلامی ملت‌های مسلمان می‌پردازند و می‌فرماید: «طرح اختلاف بین مذاهب اسلامی از جنایاتی است که به‌دست قدرتمندان که از اختلاف بین مسلمانان سود می‌برند و عمال از خدا بی‌خبر آنان از جمله وعاظ السلاطین، که از سلاطین جور سیاه‌روی ترند و هر روز بر آن دامن می‌زنند. (سایت سازمان بسیج،خاستگاه امت اسلامی در اندیشه ی امام، سید علی لطیفی)
وظیقه مسلمانان نفی سلطه فرهنگی اجنبی و نشر فرهنگ غنی اسلام است.( صحیفه نور جلد 6 صفحه 218)
اکنون که مسلمین کشورهای مختلف جهان به سوی کعبه آمال و حج بیت الله روی آورده و این فریضه عظیم الهی و کنگره بزرگ اسلامی، در ایامی متبرکه و در مکانی متبرک بر پا گردیده است، مسلمانان مبعوث از قبل خداوند تعالی، باید علاوه بر محتوای عبادی از محتوای سیاسی و اجتماعی آن بهره مند شوند و به صرف صورت قناعت نکنند.( صحیفه نور جلد 9 صفحه 225)
از خداوند متعال می خواهم که مسلمانان جهان را برای بپا داشتن سنت انبیاء عظام بیدار فرماید و در راه حصول هدف انبیا که فرزندان و عزیزان خود را فدای آن می نمودند بسیج نماید تا با همت همگان پرچم توحید در فضای سراسر جهان به اهتزاز در آید.( صحیفه نور جلد 15 صفحه 175)

8- تبلیغات 231 فیش:
امام خمینی(س)، با توجه به حساسیت‌های موجود در امر تبلیغ دین و نظام اسلامی، در موارد گوناگونی به این موضوع پرداختند چنانکه با نگاهی به کتاب ارزشمند صحیفه امام، به بسامد فراوان این مسئله برخورد می‌کنیم که حضرت امام در سخنرانی‌ها و پیام‌ها و نامه‌های خود صدها بار به این موضوع اشاره کرده و اهمیت آن را گوشزد نموده‌اند. مناسب است به گوشه‌ای از این توجه اشاره کنم. کلمه تبلیغ 358 بار، تبلیغات اسلامی و دینی 72 بار، تبلیغات 1068 بار در صحیفه آمده است.
موضوع تبلیغ و اهمیت آن از قبل از انقلاب، توجه حضرت امام را به خود جلب کرده و بعد از پیروزی انقلاب نیز به مراتب اهمیت یافته است.ایشان درباره تبلیغات ضد دینی رژیم گذشته و جلوگیری از دعوت به دین اسلام در ضمن اعلامیه مشترکی به مناسبت سالگرد قیام 15 خرداد، خطاب به همگان می‌فرمایند:(سایت جماران، تبلیغات از منظر امام خمینی)
در این مملکت تمام فرق ضاله آشکارا تبلیغ ضد اسلامی می‌کنند، محافل آزاد دارند، مجالس علنی دارند،... مدارس رسمی دارند، برخوردار از پشتیبانی دولت‌ها هستند، نشر کتب ضد دینی آزاد است؛ فقط مسلمانها و مبلغین مذهبی و علمای اسلام آزاد نیستند، تبلیغات دینی و بیان قانون شکنیها «ارتجاع سیاه» شناخته شده و ممنوع گردیده، محافل دینی و مجامع مذهبی محتاج به اجازه شهربانی‌ها و سازمان‌هاست.( صحیفه امام، ج 1، ص 336)
امام در وصیت نامه سیاسی ـ الهی خود، به ابعاد مختلف این مسئله توجه داده‌اند و از جوانب گوناگون، به زوایای آن اشاره کرده‌اند. از جمله در یکی از بندهای وصیت‌نامه می‌فرمایند:
ب) از توطئه‌های مهمی که در قرن اخیر، خصوصاً در دهه‌های معاصر، و بویژه پس از پیروزی انقلاب آشکارا به چشم می‌خورد، تبلیغات دامنه دار با ابعاد گاهی ناشیانه و با صراحت به اینکه احکام اسلام که 1400 سال قبل وضع شده است نمی‌تواند در عصر حاضر کشورها را اداره کند، با آنکه اسلام یک دین ارتجاعی است. (سایت جماران، تبلیغات از منظر امام خمینی)
9- تفرقه 227 فیش:
یكی از بزرگترین دغدغه های بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی كه به كرات و در مقاطع مختلف و در دیدار با اقشار گوناگون جامعه همواره از آن اظهار نگرانی و ناراحتی و خطر می كردند مسائله تفرقه و اختلاف بین صفوف ملت است. اختلاف بین شیعه و سنی اختلاف بین خودیها و تقابل جناحهای معتقد به انقلاب اسلامی و اختلاف قومیتهای مختلف ایرانی اختلاف بین دانشگاهها و روحانیون از جمله مصادیق آن است. ایجاد اختلاف و تفرقه از جمله كیدهای شیطان بوده و اختلاف بلاشك از شیطان است شیاطین انسان نما نیز از حربه تفرقه و اختلاف برای پیشبرد مقاصد خود و دست یابی به منافع نامشروعشان بهره می گیرند سیاست تفرقه بیانداز و حكومت كن از دولت شیطانی انگلیس به یادگار مانده است و صهیونیسم و شیطان بزرگ آمریكای جهانخوار همین سیاست را دنبال می كنند.(سایت لبیک، آسیب شناسی انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی)
اگر کسی به من اهانت کرد، سیلی به صورت من زد، سیلی به صورت اولاد من زد، والله تعالی راضی نیستم در مقابل او کسی بایستد دفاع کند، راضی نیستم. من می دانم، می دانم که بعضی از افراد یا به جهالت یا به عمد می خواهند تفرقه مابین این مجتمع بیندازند. تفرقه مابین این مجتمع معنایش این است که در اسلام خلل واقع بشود، استعمار به آرزوی خودش برسد.( صحیفه نور، ج 1 ،ص 82  )
اگر کسی کلامی بگوید که باعث تفرقه بین ما مسلمان ها بشود، بدانید که یا جاهل هستند یا از کسانی هستند که می خواهند بین مسلمانان اختلاف بیندازند.( صحیفه نور، ج 5،ص 77  ) 
تبلیغات تفرقه افکنانه عمال آمریکا به منظور سلطه مجدد اجانب بر ملت و کشوراست.( صحیفه نور، ج 5،       ص 220 ) 

10- محرومین و مستضعفین 227 فیش:
رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی در تمامی عمر گرانمایه خود همواره بر رسیدگی به وضعیت مستضعفان و محرومان جامعه و رفع مشکلات آنان تاکید داشتند و احقاق حقوق این طبقه و برقراری عدالت اجتماعی از دغدغه های همیشگی آن امام بزرگوار بود.
امام بارها تاکید فرمودند: «گمان نمى‏کنم عبادتى بالاتر از خدمت به محرومین وجود داشته باشد.» (صحیفه امام، ج‏20، ص: 342) همچنین امام راحل(س) همواره از پابرهنه‌ها و زاغه نشینان به عنوان «ولی نعمت» یاد می کردند و خواهان خدمت گزاری بیشتر به آنها بودند. ایشان در سخنانی نغز و زیبا در این‌باره فرمودند: «به مستضعفان و مستمندان و زاغه ‏نشینان که ولى نعمت ما هستند خدمت کنید.» (صحیفه امام، ج‏18، ص: 38)(پرتال امام، مستضعفان در کلام معمار انقلاب)
این یکی از خاصیت های حکومت محرومین و مستضعفین است. یکی از خاصیت های بزرگش این است که اینها دیگر از قدرت ها نمی ترسند.( صحیفه نور جلد 18 صفحه 52)
تنها آنهایى تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند. فقرا و متدینین بى‏بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعى انقلابها هستند. ما باید تمام تلاشمان را بنماییم تا به هر صورتى که ممکن است خط اصولى دفاع از مستضعفین را حفظ کنیم‏... ما براى احقاق حقوق فقرا در جوامع بشرى تا آخرین قطره خون دفاع خواهیم کرد.» (صحیفه امام، ج‏21، ص: 86 و 87)
ما باید براى پیشبرد اهداف و منافع ملت محروم ایران برنامه‏ریزى کنیم. ما باید در ارتباط با مردم جهان و رسیدگى به مشکلات و مسائل مسلمانان و حمایت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماییم‏...» (صحیفه امام، ج‏21، ص: 91)
خدا نیاورد آن روزى را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشترى برخوردار شوند. معاذ اللَّه که این با سیره و روش انبیا و امیر المؤمنین و ائمه معصومین- علیهم السلام- سازگار نیست.» (صحیفه امام، ج‏20، ص: 341)

11- آزادی 203 فیش:
امام خمینی درباره تعریف آزادی می‎گوید: آزادی یک مسئله‎ای نیست که تعریف داشته باشد. مردم عقیده‎اشان آزاد است. کسی الزامشان نمی‎کند که شما باید حتما این عقیده را داشته باشید. کسی الزام به شما نمی‎کند که باید این را انتخاب کنی. الزامتان نمی‎کند که در کجا مسکن داشته باشی، یا در آنجا چه شغلی را انتخاب کنی. آزادی یک چیز واضحی است.(سایت الف،آزادی از دیدگاه امام خمینی)
ما اسلام مي‏خواستيم، اسلام هم آزادي دارد اما آزادي بي‏بندوباري نه، آزادي غربي، نمي‏خواهيم، بي‏بندوباري است.(صحیفه نور،ج 10، ص 229)
امام خمینی  همیشه بر حفظ حدود آزادی تاکید می نمودند و حدی که ایشان برای آزادی مد نظر داشتند عبارت بود از، قرار داشتن در مدار قوانین و شریعت اسلام، و لذا تخلف از آن را جایز نمی دانستند و می فرمودند: «آزادی در اسلام در حدود اسلام است، در حدود قانون است، تخلف از آن نشود به خیال این که آزادی است .» (15)
ما در این مقام، حدودی را که ایشان برای آزادی قائل شده اند به دو دسته تقسیم می نماییم :
الف) نظم بخشی جامعه:
1 - آزادی باید عقلایی و در چارچوب قانون باشد
2 - آزادی موجب هرج و مرج نشود
3- آزادی منجر به توطئه علیه نظام نگردد
ب - پایبندی به دین
امام خمینی همیشه بر آن بودند که جامعه را با تعالیم والای اسلامی منطبق ساخته و گامی به سوی تشکیل حکومت اسلامی، به معنای واقعی آن بردارند و لذا نگاه ایشان به آزادی از این منظر بود و طبعا از این منظر آزادی نیز دارای حدودی است که ما در ذیل به برخی از آنها اشاره می کنیم:
1 - آزادی بهانه ای جهت اهانت به مقدسات نگردد
2 - آزادی نباید منجر به فساد گردد(سایت حوزه، پاسدار اسلام - دی 1378- شماره 217 - مرزها و گونه های آزادی از نگاه امام خمینی)
و اگر مراد از تجدد و تمدن به آن معنی است که بعضی روشنفکران حرفه ای می گویند که آزادی در تمام منکرات و فحشاء حتی هم جنس بازی و از این قبیل، تمام ادیان آسمانی و دانشمندان و عقلا با آن مخالفند، گر چه غرب و شرق زدگان به تقلید کورکورانه آن را ترویج می کنند. (صحیفه نور جلد 21 صفحه 178)
و از جوانان، دختران و پسران می خواهم که استقلال و آزادی و ارزش های انسانی را ولو با تحمل زحمت و رنج، فدای تجملات و عشرت ها و بی بند و باری ها و حضور در مراکز فحشاء که از طرف غرب و عمال بی وطن به شما عرضه می شود نکنند؛ (صحیفه نور جلد 21 صفحه 185)
و باید همه بدانیم که آزادی به شکل غربی آن که موجب تباهی جوانان و دختران و پسران می شود، از نظر اسلام و عقل محکوم است و تبلیغات و مقالات و سخنرانی ها و کتب و مجلات بر خلاف اسلام و عفت عمومی و مصالح کشور حرام است.( صحیفه نور جلد 21 صفحه 196)
وصیت من به همه مسلمانان و مستضعفان جهان این است که شماها نباید بنشینید و منتظر آن باشید که حکام و دست اندرکاران کشورتان یا قدرت های خارجی بیایند و برای شما استقلال و آزادی را تحفه بیاورند. ما و شماها لااقل در این صد سال اخیر که به تدریج پای قدرت های بزرگ جهانخوار به همه کشورهای اسلامی و سایر کشورهای کوچک باز شده است، مشاهده کردیم با تاریخ های صحیح برای ما بازگو کردند که هیچ یک از دول حاکم بر این کشورها در فکر آزادی واستقلال و رفاه ملتهای خود نبوده و نیستند.( صحیفه نور جلد 21 صفحه 203 )
جمع کل 4320 فیش ،در عین حال که 11 موضوع فوق حدود 3/1 فیش های اجتماعی را به خود اختصاص می دهد. سه موضوع اول یعنی مردم، روحانیون و وحدت نشان می دهد برای دستیابی به موضوع چهارم یعنی انقلاب نیاز به چه ابزار و لوازمی است که بحث مفصلی در تئوری های انقلاب به خود اختصاص می دهد از آنجا که سه محور اساسی در انقلاب، اصلا انقلاب متکی به مردم و بدست مردم انجام می گیرد (کارگزاران تغییرات اجتماعی روحانیون، علما) بعنوان انتقال دهنده اندیشه انقلابی دینی به مردم محسوب می شوند و نقش واسطه و کاتالیزور را بازی می کنند. و لوازم دسترسی به انقلاب در سایه وحدت در ابعاد گوناگون آن می باشد، نظر به اهمیت موضوع و پیچیدگی آن بررسی آن مقوله ای دیگر و تبیین خاص را طلب می کند. برای ارزیابی تحلیل محتوی کیفی به جای نوع کمی آن، با استفاده از ماشین های شمارشگر، تعداد واژه های ملت، ملت ایران، روحانیون، روحانیت، علما، وحدت و ... که در سخنرانی ها، پیام ها، فرمانها، ...... بکار رفته بود، دقیقا شمارش شد که نتایج ذیل حاصل شد:
1- ملت (ملت ایران، مردم ایران، ملت) 15389 بار
2- روحانیت (روحانیت، روحانیون، علما) 6365 بار
3- وحدت (بطور عام) 2901 بار
در عین حال که نشان می دهد از نظر فراوانی مشابه تحلیل محتوی کیفی نمی باشد ولی از نظر مرتبه و مقایسه آن با موضوعات دیگر قابل مقایسه است، بطوری که از نظر تعداد فیش هم سه موضوع، ملت و روحانیون و علما و وحدت به ترتیب از نظر فراوانی مهمترین موضوعات مطرح شده دراندیشه اجتماعی حضرت امام (ره) می باشد.
از طرف دیگر تفاوت روش تحلیل محتوی کمی و کیفی را با اختلاف در فراوانی ها به خوبی نشان می دهد نظر به اینکه مقاله حاضر فقط در صدد معرفی آماری موضوعات اجتماعی منعکس شده در آثار حضرت امام (ره) بوده است در انتها به چند موضوع دیگر که تعداد فیشهای موجود از آنها بالاتر از 100 می باشد اشاره می کنیم:
1- استقلال 197 فیش
2- مردم 182 فیش
3- دانشگاهها 159 فیش
4- جوانان و نوجوانان 154 فیش
5- زنان 146 فیش
6- شرایط تغییرات اجتماعی 146 فیش
7- جهاد و مبارزه 142 فیش
8- روشنفکران 138 فیش
9- روش تغییرات اجتماعی 136 فیش
10- حوزه های علمیه 135 فیش
11- اهداف تغییرات اجتماعی 134 فیش
12- وابستگی 116 فیش
13- پیروزی 114 فیش
14- مخالفین نظام جمهوری اسلامی 106 فیش
15- خواست ملی 102 فیش
جمع کل 1207
در مجموع 26 موضوع مذکور بیش از نیمی از فیش های اجتماعی اندیشه حضرت امام را به خود اختصاص داده است، توزیع آنها بر اساس جلدهای مختلف صحیفه نور و کتابها و چگونگی توزیع آنها در زبانهای مختلف موضوع دیگری است که محققین آینده به آن خواهند پرداخت.(سایت حوزه، حضور - تابستان 1374، شماره 12 - اندیشه اجتماعی امام خمینی در آئینه آمار)

جمع بندی:
این است اصول امام حول موضوعات اجتماعی کشور ،امت اسلامی و جهان کاملا شفاف و براساس مبانی اسلام ناب محمدی(ص) لکن با این همه وضوح در کلام و رفتار امام ، تحریف امری شدنی است اگر که: اصول امام کاربردی و میدانی نشود و این اصول از طرق مختلف در سطوح جامعه بازخوانی نشود و نیز این معیارها در سایه سیاسی کاری و سیاست بازی قابل رویت نگردد و یا اتخاذ تفاسیر گوناگون به همراه توجیهات موجود و یا حتی به کار گیری ناقص و ضعیف این اصول در برنامه ریزی های اداره امور و حتی اجرا نکردن یا اجرای ناقص و یا اجرای بدون الویت بندی اصول و ارزش های مد نظر امام راحل در بعد اجتماعی واقع گردد.

چگونه  عدالت اجتماعی از منظر امام خميني قابل تحریف است؟
تعاریف عدالت از دیدگاه امام خمینی
امام خمینی نسبت به عدالت، قسط و عدل با دیدی گسترده و همه جانبه نگریسته و آن را از زوایای گوناگون مورد توجه قرار داده است. بررسی آثار مکتوب و سخنان و پیامهای امام خمینی بیانگر این است که آن بزرگوار در بیان و تعریف عدالت، قسط و عدل به ارائه چند مفهوم از آن پرداخته است. در اینجا صرفاً برخی از این مفاهیم به اختصار بیان می شود:
1ـ عدل و قسط نقطه مقابل جور و ستم
2ـ عدالت به معنای حد وسط بین افراط و تفریط در امور
3ـ عدالت به مفهوم تعدیل قوای نفس انسانی
4ـ عدالت به مثابه والاترین فضایل بشری
5ـ عدالت به مفهوم فقهی (ملکه ای راسخ در وجود انسان)

مفهوم عدالت از دیدگاه امام خمینی
در دیدگاه امام خمینی با توجه به معیارها و موازین مزبور می توان به چند رهیافت کلی از عدالت رسید که عبارتند از:
ـ عدالت خصلتی فطری و گرایشی و از جنود عقل می باشد و این خصلت فطری می تواند در سه شکلی تجلی یابد.
ـ عدالت ملکه ای نفسانی و حالتی شهودی و درونی است.
ـ عدالت بیانگر وجود اعتدال، استقامت و فقدان افراط و تفریط است. و لذا عدالت نافی ظلم و ظلم پذیری (انظلام) است.
ـ عدالت ویژگی جامعه و ابعاد و مقررات آن می باشد.
از دید حضرت امام عدالت نه تنها کیفیتی نفسانی است که انسان را به رعایت تقوا و پاکی و انجام واجبات و ترک محرمات می خواند بلکه دارای بعد گسترده اجتماعی و سیاسی و اقتصادی نیز هست. و لذا فضیلتی است که به نهادها، گروه ها، شؤون اجتماعی و جامعه نیز تعلق می گیرد. و جامعه را به سامان می آورد و دنیا را اصلاح و سعادت دنیایی و اخروی فرد و جامعه را تأمین می نماید. به تعبیر حضرت امام با ایجاد عدالت و قسط در جامعه «انسان» ساخته می شود. انسانی که در مسیر حنیفیت و صراط مستقیم حرکت می کند. عدالت و قسط در اندیشه و سیره امام خمینی جایگاهی بس والا دارد به گونه ای که می توان والاترین آرمان و خواسته امام خمینی را تحقق عدل و قسط و مبارزه با ظلم و ستم دانست. بررسی آراء و افکار امام خمینی بیانگر این است که عدل بنیان و اساس اسلام و بعلاوه مقصد آن است. حکومت برای تحقق عدل و قسط بوجود می اید وضع و اجرای قوانین بر اساس عدالت صورت می گیرد و سیاست و راه بردن جامعه بر اساس موازین عدل و قسط می باشد.(سایت حوزه، حضور - تابستان 1380، شماره 36 - مفهوم عدالت در اندیشه سیاسی امام خمینی)
عدالت« عامل وحدت جامعه بشری و اجتناب از اختلاف و پراکندگی است. در جامعه عادلانه یا مبتنی بر قسط نشانه ای از اختلاف، فتنه و آشوب دیده نمی شود. ولی در جایی که عدالت وجود ندارد، تبعیض حاکم است و تبعیض منشأ عمده فسادها و اختلافات در جامعه است. جامعه مبتنی بر تبعیض جامعه نامتعادل و ناهمگون است. پیامبران الهی نیز برای تحقق قسط و عدل ـ همراه با توحید ـ برانگیخته شدند و انزال کتب و میزان نیز در همین راستا صورت گرفته است:
«لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزل معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط و انزلنا الحدید فیه بأس شدید و منافع للناس.... هر اینه فرستاد گان خود را با نشانه های آشکار فرستادیم و همراه با آنان کتاب و میزان را نازل کردیم تا اینکه مردم به قسط قیام نمایند و آهن را فرو فرستادیم، [که] در آن سختی شدید و سودهایی برای مردم است.. .(سایت حوزه، حضور - تابستان 1380، شماره 36 - مفهوم عدالت در اندیشه سیاسی امام خمینی)
امام قسط و عدل
امام خمینی نسبت به عدالت، قسط و عدل با دیدی گسترده و همه جانبه نگریسته و آن را از زوایای گوناگون مورد توجه قرار داده است. بررسی آثار مکتوب و سخنان و پیامهای امام خمینی بیانگر این است که آن بزرگوار در بیان و تعریف عدالت، قسط و عدل به ارائه چند مفهوم از آن پرداخته است. در اینجا صرفاً برخی از این مفاهیم به اختصار بیان می شود:
1ـ عدل و قسط نقطه مقابل جور و ستم
2ـ عدالت به معنای حد وسط بین افراط و تفریط در امور:
3ـ عدالت به مفهوم تعدیل قوای نفس انسانی:
4ـ عدالت به مثابه والاترین فضایل بشری: و آن از امهات فضایل اخلاقیه است، بلکه عدالت مطلقه، تمام فضایل باطنیه و ظاهریه و روحیه و قلبیه و نفسیه و جسمیه است
5ـ عدالت به مفهوم فقهی (ملکه ای راسخ در وجود انسان) .(سایت حوزه، حضور - تابستان 1380، شماره 36 - مفهوم عدالت در اندیشه سیاسی امام خمینی)

جایگاه عدل و قسط در اندیشه امام خمینی
امام خمینی هم در سیره نظری و ارائه دیدگاهها و هم در سیره فردی و اجتماعی خود بالاترین هدف خود را تحقق عدل و قسط می داند و تحقق توحید را نیز در نفس و جامعه ای ممکن می داند که به عدالت رسیده باشد و برای نمونه در همان اوان قیام، در مورد عدالت و ضرورت برقراری آن بعنوان مقصد بزرگ اسلام می گوید:
... دستگاه جبار گمان کرده است با این اعمال غیر انسانی [بی فرهنگی، فساد، رابطه با اسرائیل و...] و فشارها می تواند ما را از مقصد خود که... و برقراری عدالت اجتماعی که مقصد بزرگ اسلام است، منصرف کند.(صحیفه نور، ج1، ص47)
این اسلام آمده است که بسازد با کسری و مردم را بگوید تبعیت کنید از کسری؟! این آمده است که بسازد با سلطان روم و بگوید به مردم روم، تعلیم کند که بسازید با اینها؟! یا این آمده است و دو تا امپراطوری را شکست داد و عقبشان زد برای اینکه عدل را در عالم و برای این فقرا برای اینکه این فقرا را آنها می خوردند جلویشان را بگیرد؟( صحیفه نور جلد 3 صفحه 7) (سایت حوزه، حضور - تابستان 1380، شماره 36 - مفهوم عدالت در اندیشه سیاسی امام خمینی)

اهمیت عدالت در نگاه امام خمینی
اهمیت عدالت در نگاه امام خمینی به گونه ای است که بارها و بارها با تأکیدات صریح و قاطع ضرورت اجرای عدالت و قسط را گوشزد می نماید و از پیروان خود می خواهد که در این راه از هیچ چیز خود فروگذار نکنند، تا حق و عدل در جامعه اقامه گردد و مسئولان تبدیل به خدمتگزاران ملت گردند، مستضعفان بالا بیایند و دنیاپرستان سرمایه دار بی اعتبار گردند. در پایان این مقاله به بیان چند عبارت ارزشمند آن بزرگوار در این مورد می پردازیم:
1ـ عدالت را اجرا کنید، عدالت را برای دیگران نخواهید، خودتان هم بخواهید. در رفتار عدالت داشته باشید، در گفتار عدالت داشته باشید، تشریفات را کم کنید و این ملت را خدمتگزار باشید.( صحیفه نور جلد 19 صفحه 226)
2ـ به جهانیان بگویید، در راه حق و اقامه عدل الهی... باید سر از پا نشناخت و از هر چیزی حتی مثل «اسماعیل ذبیح الله» گذشت که حق جاودانه شود.( صحیفه نور جلد 18 صفحه 87  )
3ـ خروج از اعتدال و عدالت الهی و صراط مستقیم، اغراق است و اجتناب از آن وظیفه ای است الهی.( صحیفه نور جلد 19 صفحه 107)
4ـ سرلوحه هدفتان اسلام و احکام عدالت پرور آن باشد و ناچار بدون حکومت اسلامی عدالت خواه، رسیدن به آن هدف محال است. (صحیفه نور جلد 2 صفحه 17)
5ـ تشیع در عین مقاومت عادل است و عدالت یعنی نه ظلم بکن و نه زیر بار ظلم برو. برنامه تشیع و امام ما در این دو کلمه خلاصه: نه تحمل ظلم بکن و نه ظالم باش. برنامه کلی تشیع و اسلام همین است...
6ـ اسلام خدایش عادل است سفیرش هم عادل است و معصوم، امامش هم عادل و معصوم است، قاضیش هم بهتر است که عادل باشد. فقیهش هم بهتر است که عادل باشد. شاهد طلاقش هم بهتر است که عادل باشد، امام جماعتش هم بهتر است که عادل باشد، امام جمعه اش هم باید عادل باشد. از ذات مقدس کبریایی گرفته تا آخر... زمامدار هم باید عادل باشد. ولات هم باید عادل باشند... اگر عدالت در بین زمامداران نباشد، این مفاسدی است که دارید می بینید، اسلحه دست اشخاص غیر صالح، اسلحه دست اشخاص ناصالح، اشخاص بی انصاف، بی عدالت، اینها از این طرف آدمکشی می کنند، از آن طرف (شعار) عدالت اجتماعی سر می دهند. (صحیفه نور جلد 2 صفحه 6)
7ـ توجه داشته باشید رئیس جمهور و وکلاء مجلس از طبقه [ای] باشند که محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند نه از سرمایه داران و زمین خواران و صدرنشینان مرفه و غرق در لذات و شهوات که تلخی محرومیت و رنج گرسنگان و پا برهنگان را نمی توانند بفهمند.( صحیفه نور جلد 21 صفحه 187)

معیارهای شناخت عدالت در اندیشه امام خمینی
برای درک مفهوم عدالت از دیدگاه امام خمینی ابتدا باید به معیارهایی چند که مورد نظر ایشان است اشاره کرد. برخی از این معیارها عبارتند از:


1ـ معیار و مبنا بودن عدل و قسط
در حوزه جهان اسلام و از دید رهبران این مکتب عدالت، عدل و قسط میزان و معیار، ملاک و مبنا است. این موضوع به کرات در روایات و گفتار پیامبر اسلام(ص) و دیگر پیشوایان معصوم(ع) و نیز اندیشمندان دنیای اسلام آمده است: برای نمونه رسول خدا(ص) در مورد میزان (ملاک و معیار) بودن عدل و قسط می فرماید:
«العدل میزان الله فی الارض فمن اخذه قادة الی الجنة و من ترکه ساقه الی النار»
«عدالت میزان و معیار (ترازوی) خدا در زمین است، هرکسی آنرا دریابد او را به سوی بهشت سوق دهد و هرکس آن را واگذارد به دوزخ کشاندش».
بر همین اساس امام خمینی نیز که اندیشه اش در حوزه اندیشه اسلامی قرار دارد عدالت را یک اصل می داند، اصلی که می تواند معیار، مبنا و میزان سایر امور انسانی و اجتماعی باشد.
زیرا اجرای قوانین بر معیار قسط و عدل و جلوگیری از ستمگران و ... چیزهایی نیست که با مرور زمان در طول تاریخ بشر و زندگی اجتماعی کهنه شود...

2ـ عدالت نشان وجود حق (تلازم عدل با حق)
وجود عدالت نشان وجود حق است و در هر امری که عدالت و قسط یافت شود آن امر حق و دارای حقانیت است ولی هر امری که فاقد عدالت باشد باطل است. در واقع نوعی تلازم بین عدل و حق دیده می شود. بدین معنا که هر امر عادلانه ای حق است و هر حقی[180] نیز عادلانه است. برای نمونه از دید امام خمینی حکومتی که در مسیر عدالت قرار دارد حق است و غیر آن باطل می شود:
«آن رژیمی که عدالت پرور است، آن رژیمی که برای دهقان بیشتر مقام قائل است تا برای بالاتری ها، آن رژیم اسلامی است...».
این است که امام خمینی در تمام ابعاد و مراتب عدل و عدالت را قرین حقّ و ملازم با آن می بیند:
و چه در جلوه معارف الهیه... که عدالت در آن عبارت است از عدم احتجاب از حق به خلق و از خلق به حق... و چه در عقاید و حقایق ایمانیه باشد که عدالت در آن عبارت است از ادراک حقایق وجودیه علی ما هِی علیه از غایة القصوای کمال اسمائی تا منتهی النهایه رجوع مظاهر به ظواهر... و چه در اخلاق نفسانیه که اعتدال قوای ثلاثه است.»

3ـ فراگیری و گستردگی (شمول)
از دید امام خمینی عدالت و قسط دارای مفهوم گسترده و فراگیر است و تمامی ابعاد وجود فرد و جامعه را در برمی گیرد. در بعد فردی عدالت انسان را از افراط و تفریط به دور ساخته و از ظلم به نفس باز می دارد و در مسیر حق و حقیقت قرار می دهد:
زیر بار ظلم رفتن مثل ظالم ـ ظلم کردن، هر دویش از ناحیه عدم تزکیه است «قد افلح من تزکی» اگر ما به این رسیده بودیم، نه حالی انفعالی پیدا می کردیم برای پذیرش ظلم و نه ظالم بودیم...
آری از دیدگاه امام خمینی انسان زمانی به عدالت می رسد که کار مجاهده نفس به اتمام رسیده باشد. چون که مجاهده نفس در این مقام به اتمام رسید و انسان موفق شد که جنود ابلیس را از این مملکت خارج کند و مملکتش را از سکنای ملائکه الله و معبد عبادالله الصالحین قرار داد، کار سلوک الی الله آسان می شود و راه مستقیم انسانیت روشن و واضح می گردد... و در سلک اهل ایمان منخرط می شود... .
در ابعاد اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی نیز عدل و قسط مفهوم خاص و دقیقی دارد و در تمام ابعاد قابل بحث و بررسی است. لذا موضوعی صرفاً اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی نیست بلکه مفهومی همه جانبه و فراگیر دارد و تمام شؤون حیات فردی و اجتماعی انسان را در بر می گیرد.
این است که امام خمینی در بحث از عدالت به معنای واقعی تمام ابعاد آن را مورد نظر قرار می دهد برای نمونه می فرماید:
عدالت به معنای واقعی این است که در ارتباط با دول و معاشرت با مردم و دادرسی و قضا و تقسیم درآمد عمومی...[
بدینسان در اینجا عدالت بین المللی، عدالت سیاسی، عدالت قضایی و عدالت اجتماعی مورد توجه امام خمینی قرار گرفته است. عدالت بین المللی در «ارتباط با دول» عدالت سیاسی در «معاشرت با مردم» عدالت قضایی در «دادرسی و قضا» و عدالت اجتماعی در «تقسیم درآمد عمومی» آمده است.

4ـ عدالت از جنود عقل و امری فطری است
از دیدگاه امام خمینی عدالت و قسط ریشه در وجود و ذات انسان دارد یعنی انسان طبعاً موجودی است که تمایل و گرایش فطری به حرکت به سوی عدالت و برقراری قسط در جامعه را دارد و از بی عدالتی و تبعیض و... رویگردان است. به همین جهت عدل را از جنود عقل می داند که مطابق فطرت مخموره است.[186] زیرا در اندیشه امام خمینی عدل فضیلت نفسانی است و در حد وسط دو نقیصه یعنی افراط و تفریط قرار می گیرد. نقایص مورد تنفر ذات انسان هستند، در حالی که نفس انسان به سوی فضایل کشش و گرایش دارد. بر همین اساس انسان دارای عقل سلیم و فطرت پاک از افراط و تفریط ذاتاً احساس تنفر می کند در حالی که به عدل و قسط توجه و گرایش دارد و لذا ذاتی اوست. بنابراین طبیعتاً انسان دارای حس عدالت خواهی و حق جویی است. به بیان آن بزرگوار: از فطرتهای الهیه، که در کمون ذات بشر مخمّر است حب عدل و خضوع در مقابل آن است، و بغض ظلم و عدم انقیاد در پیش آن است...

5ـ عدالت و قسط غایت انسان و جامعه
در اندیشه حضرت امام خمینی عدالت و قسط نه یک غایت فردی، گروهی، طبقه ای یا مکتب خاص است بلکه یک غایت انسانی است لذا در همه زمانها و مکانها و برای همه آدمیان مطرح است. عدالت خواهی امری بشری و فطری است. این روح پرنشاط و شاداب بشری می تواند محیطی برخوردار از رفاه و آسایش و امنیت و معنویات را برای مردم فراهم آورده و جایی برای ظلم و ستم در هیچ نقطه ای از جهان و در هیچ زمانی از زمانها و برای هیچ گروهی از گروههای بشری و برای هیچ فردی از افراد بشری باقی نگذارد. به روایت امیر مؤمنان علی(ع) «فَیأ۫مَنَ المظلومون من عبادک...»
امام خمینی نیز به تبعیت از امیر مؤمنان(ع) در این خصوص می فرماید:
همه زمینها و روزها باید این نقش را ایفا کنند و ملتها را اینکه باید همیشه مقابل ظلم بایستند، غفلت نکنند... بر همه ما تکلیف است که با دستگاههای ظالم خصوصاً دستگاههایی که با اساس [اسلام و عدالت] مخالفند مقابله کنیم.
در اینجا ذکر این نکته لازم است که هر چند ظلم ستیزی، لزوماً با عدالت خواهی یکی نیست ولی معمولاً این دو با هم هستند، نفی ظلم به معنای خواستن عدالت است زیرا ظلم نفی عدالت و عدالت نفی ظلم است.

6ـ عدالت وظیفه، تکلیف، مسئولیت
امام خمینی تحقق عدالت و قسط را چه در نفس و وجود فرد و چه در درون جامعه بشری یک تکلیف فطری و الهی و انسانی می داند که هر فردی از افراد جامعه نسبت به انجام آن مسئول است. مسئولیت انسانی ایجاب می کند که در برابر ظلم و بیعدالتی ساکت ننشیند و برای قیام به قسط برخیزد. امام خمینی با اشاره به سخن امیرمؤمنان در این مورد این چنین داد سخن می دهد:
ما وظیفه داریم پشتیبان مظلومین و دشمن ظالمین باشیم، همین وظیفه است که امیرمؤمنان(ع) در وصیت معروف به دو فرزند بزرگوارش تذکر می دهد و می فرماید: «وَ کونوا لظالم خصماً و للمظلوم عوناً» دشمن ستمگر و یاور و پشتیبان ستمدیده باشید.
و در جای دیگر این چنین می فرماید:
مهم این است که ما تکلیفی ادا می کنیم تا تکلیف ما این است که در مقابل ظلمها بایستیم، تکلیف ما این است که با ظلمها مبارزه کنیم، معارضه کنیم....
از نظر امام خمینی این مسئولیت خاص مهم ولی در مورد آگاهان جامعه شدیدتر و بیشتر است. آنها وظیفه و تکلیف سنگین تری را نسبت به سایر افراد جامعه بر دوش دارند:
«ائمه و فقهای عادل موظف اند از نظام و تشکیلات حکومتی برای اجرای احکام الهی و برقراری نظام عادلانه اسلام و خدمت به مردم استفاده کنند».
در این بیان، امام خمینی وظیفه عادل را تحقق عدالت و قسط در جامعه می داند که می تواند از طریق حکومت صورت گیرد. پس حکومت سازمان اجرایی عدالت است و ابزاری است که عدالت از طریق آن در جامعه برقرار می گردد.

7ـ عدالت سیره پیامبران، اوصیای الهی و انسانهای آزاده
حرکت تمام انبیاء و اولیای الهی و مردان بزرگ در جهت تحقق عدالت و قسط در جامعه بوده است و آنها در این راه از بذل جان و مال و حتی نزدیکان خود نیز دریغ نکردند. اصلاح جامعه و برقراری عدالت در آن شیوه و مشی و سیاست تمامی انبیاء و پیامبران الهی و جانشینان آنان است:
تمام انبیاء برای اصلاح جامعه آمده اند... «لیقوم الناس بالقسط» باید عدالت در بین مردم و در بین جامعه تحقق پیدا کند، جانها را دادند، مالها را دادند، زحمتها را کشیدند، نمی شود گفت پیغمبر یک شب و روز راحت خوابیده باشد...

8ـ عدالت عامل رشد و شکوفایی استعدادهای آدمیان و رفاه و توسعه جوامع
استقرار عدالت و قسط در جامعه نه تنها زمینه را برای احیای معارف دینی و مکارم اخلاقی فراهم می نماید بلکه محیط امنیتی مطمئنی را بوجود می آورد که در آن استعدادها به شکوفایی می رسند، قدرتهای خلاقه شکفته می شود و رشد و توسعه در تمامی ابعاد جامعه ایجاد می گردد. زیرا امنیت اقتصادی و سیاسی و فکری زمینه را برای بالندگی فرهنگی جامعه فراهم می آورد. از سوی دیگر چون جلو چپاولها و غارتها گرفته می شود و جامعه از محرمات و پلیدیها پاک می گردد بنابراین نعمتها از هر سوی به انسانها روی می آورد. همانگونه که در قرآن می فرماید:
«و ان لو استقاموا علی الطریقة لاسقیناهم ماءً غَدَقاً»
بنابراین عدالت و قسط عامل مهم رشد و شکوفایی استعدادهای بشری و رفاه و توسعه جوامع انسانی است. امام خمینی در این مورد می فرماید:
عدل اسلامی را مستقر کنید. با عدل اسلامی همه و همه در آزادی و استقلال و رفاه خواهند بود.
همچنین در پایان این بحث لازم به یادآوری است که امام خمینی قسط را به معنای عدل می داند: القسط به کسرِ قاف به معنی عدل [است]. (سایت حوزه، حضور - تابستان 1380، شماره 36 - مفهوم عدالت در اندیشه سیاسی امام خمینی)
رهیافتهای کلی به عدالت در اندیشه امام خمینی
با توجه به معیارهای فوق بطور کلی می توان در بحث از عدل و قسط در اندیشه سیاسی امام خمینی به چند رهیافت کلی دست یافت که عبارتند از:
عدالت گرایشی طبیعی و خصلتی فطری و مخموره در وجود انسان است
براساس برخی روایات عدل و قسط یکی از جنود (لشکریان) عقل است. بدین معنا که عدالت امری است عقلی و لذا انسانی است. امام خمینی نیز در شرح حدیث جنود عقل و جهل (از بیانات امام هفتم(ع) در مورد لشکریان عقل و جهل) عدل را از لشکریان عقل می داند و در این مورد بیان می کند که عدل صفت یا حالتی است مطابق فطرت مخموره انسانی. بدین معنا که انسان طبعاً گرایش به قسط و عدل دارد و از ظلم و ستم نفرت دارد. طبع سلیم انسانی تمایل به عدل دارد و از ظلم و بیداد گریزان و رویگردان است. بعلاوه اگر عدل و قسط را به عنوان فضیلتی از فضایل نفسانی به حساب آوریم در می یابیم که ـ به تعبیر ارسطویی ـ صفتی است در حد اعتدال و لذا دارای دو حد ناقص که یکی تفریط و دیگری افراط است می باشد. بر این اساس عدالت کمال است و ظلم و ستم و فقدان عدالت و از حق خود گذشتن و پایمان شدن هر دو نقص هستند. بر این اساس نیز عدل و قسط گرایش فطری در درون انسان است که از آغاز تولد با اوست و امری اکتسابی نیست بلکه امری الهی و فطری می باشد. بنابراین از دیدگاه امام خمینی گرایش عدالتخواهی و قسط طلبی در نهاد افراد انسانی سرشته شده است. هر چند در خیلی از کسان این گرایش فطری و حس طبیعی گاه در اثر دنیاپرستی و سلطه هواهای نفسانی و... به طور موقت خاموش می گردد ولی امری است که از نهاد انسان جداشدنی نیست. امام خمینی موضوع فطری بودن عدالتخواهی بشر و وجود حس حبّ عدل در او را با صراحتی تمام بیان می کند.
قلب فطرتاً در مقابل قسمت عادلانه خاضع است و از جور و اعتساف فطرتاً گریزان و متنفر است از فطرتهای الهیه که در کمون ذات بشر مخمر است حبّ عدل و خضوع در مقابل آن است و بغض ظلم و عدم انقیاد در پیش آن است؛ اگر خلاف آن را دید، بداند در مقدمات نقصانی است...
عدالت به مثابه خصلتی فطری یا گرایشی انسانی و شأنی عقلی می تواند در سیر تکاملی انسان به یکی از صور زیر مطرح شود.

عدالت، صفت و ملکه ای نفسانی و حالتی درونی و شهودی
ملکه و حالت نفسانی بودن عدالت امری است که مورد پذیرش غالب فقها و متکلمین و فلاسفه در جهان است. این ملکه و حالت نفسانی در اثر تمرین و ممارست، گرایش به حق و حقیقت، تقوا و گذشتن از منافع خصوصی و اولویت دادن به مصالح عمومی به تدریج در فرد شکل می گیرد و لذا او را از انجام محرمات و زیان زدن به دیگران باز می دارد و به اجرای واجبات و ایثار در راه مصالح عامه و از خودگذشتگی و پاکی و مروت و اعتدال فرا می خواند. بدین مفهوم به تعبیر ابن ابی الحدید:
«عدالت ملکه ای است که به واسطه آن از نفس آدمی افعال فاضله و نیک بطور طبیعی و بدون زحمت (خلقاً لاتخالقاً) سرچشمه می گیرد».
امام خمینی در تعریف عدالت در این زمینه، در مسأله 28 فروع تقلید کتاب تحریر الوسیله می فرماید:
العدالة عبارة عن ملکة راسخة باعثة علی ملازمه التقوی من ترک المحرمات و فعل الواجبات.[200]
یعنی (عدالت صفت نفسانی (ملکه) ریشه داری است که همواره انسان را به ملازمت تقوا، ترک محرمات و انجام واجبات وادار می کند).
این بعد از عدالت هر چند بیانگر مفهوم فقهی آن است ولی چنین نگرشی به مسأله عدل نه تنها بی ارتباط با نگرش عدل به عنوان موضوعی اجتماعی و سیاسی نیست بلکه عامل تحقق و زمینه ساز و مقدمه آن نیز می باشد. همانگونه که امام خمینی می فرماید:
و بعد از تسلیم شدن شهوت و غضب به مقام عدل و شرع، عدالت در مملکت [نفس و جامعه] بروز کند و حکومت عادله حقه تشکیل شود که کارکن در آن و حکمفرمای در آن حق و قوانین حقه باشد.
عدالت و قسط بیانگر وجود «اعتدال» و فقدان افراط و تفریط و احقاق حقوق است
از زمانی که ارسطو در بحث از فضایل اخلاقی مسأله «حد وسط» را مطرح کرد و هر صفت نیکی را به عنوان فضیلت در حد وسط قرار داد و برای آن دو طیف افراط و تفریط را مطرح کرد که بیانگر نقص و لذا فقدان هستند. اندیشمندان سیاسی و اخلاقیون به این مسأله توجه شایانی مبذول داشتند. ولی ناگفته نماند که هر چند این موضوع حدِ وسط در مورد خیلی از صفات نیک انسانی معنا نداشت. ولی از آنجایی که «عدالت» و «قسط» در درون خود بیانگر نوعی «اعتدال»، «برابری»، «تعادل» و «میزان» در درون فرد و جامعه می باشد، بنابراین طرح آن بعنوان یک فضیلت که دارای دو سر تفریط و افراط (تبعیض و ظلم زیاده طلبی) و (پایمال شدن و نادیده گرفتن حقوق خود) صحیح به نظر می رسید.
نظریه تعادل و حد وسط در میان اندیشمندان و فلاسفه اسلامی نیز جایگاهی مهم دارد. امام خمینی نیز در کتاب چهل حدیث در بحث از عدالت آن را بعنوان «اعتدال» و حد وسط افراط و تفریط مورد توجه قرار می دهد. بر این اساس از دیدگاه امام خمینی عدالت فضیلتی است که در حد وسطِ دو رذیلت قرار دارد:
و اما دلیل بر آنکه «فریضه عادله» راجع به علم اخلاق است، توصیف فریضه است به «عادله». زیرا که خُلق حَسَن، چنانچه در آن علم مقرر است، خروج از حد افراط و تفریط است؛ و هریک از دو طرف افراط و تفریط مذموم، و «عدالت» که حد وسط و «تعدیل» بین آنهاست، مستحسن است. مثلاً شجاعت که یکی از اصول و ارکان اخلاق حسنه و ملکه فاضله است، عبارت است از حالت متوسطه و معتدله بین افراط، که از آن تعبیر شود به تهور ـ و آن عبارت است از نترسیدن در مواردی که ترس سزاوار است ـ و بین تفریط، که از آن تعبیر شود به جبن و آن عبارت است از ترسیدن در مواردی که سزاوار ترس نیست. و حکمت، که یکی از ارکان است، متوسط بین رذیله «سَفَه» که از آن تعبیر به «جربزه» شده است و آن عبارت از استعمال فکر است در غیر مورد و در مواردی که سزاوار نیست ـ و بین رذیله «بَلَه» است ـ که عبارت است از تعطیل قوه فکریه در مواردی که سزاوار است به کار اندازد. و همین طور عفت و سخاوت وسط بین رذیله شَرَه و خمود، و اسراف و بخل است پس، «عادله» بودن فریضه دلالت کند بر آنکه آن منطبق بر علم اخلاق است».
و این است که می بینیم اندیشمندی چون صدر در بحث از عدالت می نویسد:
«العدالة عبارة من الاستقامة علی شرع الاسلام و طریقته... شریطة ان تکون هذه الاستقامة طبیعة ثابتة للعادل تماماً کالعادة».[203]
که در اینجا عدالت به مفهوم ایستادگی، پایداری و رعایت اعتدال در تمام شؤون فردی و جمعی است.
بر این اساس عدالت چون نسبت به تمام فضایل دیگر نیز در حد وسط قرار می گیرد و برقرار کننده تعادل بین تمام فضایل نیز هست یعنی اعتبار سایر فضایل نیز به فضیلت عدالت مشخص می گردد لذا «عدالت» و «قسط» یک میزان و مقیاس نیز هست، میزان و ملاکی که در سلسله علل قرار می گیرد و اوامر و نواهی براساس آن تعیین می شوند. بنابراین در حقوق و فقه، در سیاست و اقتصاد و اخلاق نیز عدالت یک اصل اساسی اولیه است، میزانی است که سایر امور با آن سنجیده می شوند قوانین بر اساس عدل و قسط تدوین و تصویب می شوند و براساس عدل و قسط به مرحله اجرا درمی ایند و براساس عدل و قسط با قانونشکنان برخورد می شود. نقش عدالت و قسط در علوم انسانی و حقوق و فقه از این نظر شبیه به نقشی است که قواعد اولیه در ریاضیات و در منطق و فلسفه ایفا می کنند. .(سایت حوزه، حضور - تابستان 1380، شماره 36 - مفهوم عدالت در اندیشه سیاسی امام خمینی)
امام خمینی در این مورد در وصیتنامه خود می فرماید:
اجراء قوانین بر معیار قسط و عدل و جلوگیری از ستمگری و حکومت جائرانه و بسط عدالت فردی و اجتماعی و منع از فساد و فحشاء و انواع کجرویها و آزادی بر معیار عقل و عدل و استقلال و خودکفایی و جلوگیری از استعمار و استثمار و استعباد و حدود و قصاص و تعزیرات بر میزان عدل برای جلوگیری از فساد و تباهی یک جامعه و سیاست و راه بردن جامعه به موازین عقل و عدل و انصاف و صدها از این قبیل، چیزهایی نیست که با مرور زمان در طول تاریخ بشر و زندگی اجتماعی کهنه شود. این دعوی به مثابه آن است که گفته شود قواعد عقلی و ریاضی در قرن حاضر باید عوض شود و به جای آن قواعد دیگر نشانده شود.(سایت حوزه، حضور - تابستان 1380، شماره 36 - مفهوم عدالت در اندیشه سیاسی امام خمینی)

بسط عدالت در جهان
عدالت،یک ارزش و فضیلت انسانی است .در مورد لزوم عدالت رهبـران و حکـام در نظـام اسلامی و حکومت دینی و ضـرورت پیگیـري هـدف برقـراري عـدالت توسـط آنـان، تردیـدي نیست .به سخن دیگر،یکی از مهم ترین کارکردها و وظایف دولت، تأمین عدالت در سیاست و جامعه است.اما این مفهوم به منزله ي یک هدف و آرمان و رسالت جهانی؛یعنـی تحقـق کامـل عدالت و عدالت گستري براي همه ي جهانیان در اندیشه ي جمهوري اسلامی ایران حضور دارد .به عبارت دیگر، هدف واکاوي عدالت به عنوان یک دال متعـالی در گفتمـان سیاسـت خـارجی جمهوري اسلامی است.(دهقانی فیروزآبادي،1388 :193-157 .)
همچنین از مباحث مهم اندیشه ي امام خمینی که اصول بنیادي اعتقـادي و فقهـی امـام رادر روابط بـین المللـی و سیاسـت خـارجی تشـکیل مـی د دهـد آرمـان ضـرورت تحـول در عرصـي بین المللی براي برقراري عدالت جهانی است .از دیدگاه ایشان تا زمانی که آرمان عدالت جهانی برقرار نشود، سخن گفتن از صلح پایدار،که زمینه ي پرورش و اخلاق را مهیـا مـی کنـد،بیهـوده است (جوادي ارجمند،1390 :118-93 .)
ایشان، حفظ نظم بین المللی حاکم را منوط به اسـتقرار عدالت در مناسبات جهانی دانسته و با اشاره به تغییر تعادل در روابط جهانی با انقلاب اسلامی ودر نتیجه وقوع جنگ م یفرمایند:»ما امیدواریم که تعادل در دنیا به خطر نیفتد براي اینکه ما بـه هـیچ طرفـی از دوطرف شرق و غرب تمایلی نداریم و ما با همه، روابطی علی السواء داریم وبـا همـه،رفتار عادلانه داریم . البته در صورتی کـه آن هـا عـدالت را در روابـط بـا مـا رعایـت کنند«(صحیفه امام، ج 5 :234). (فصلنامه ي پژوهشهاي راهبردي سیاست، سال سوم ،شماره 9،تابستان93)

نتایج تحقق عدل از دید امام خمینی
از دید امام خمینی برقراری قسط و عدل تمامی خیرات و خوبیها را برای فردِ عادل و برای جامعه عادل و مقسّط به بار می آورد. چنین جامعه ای از امنیت برخوردار است بنابراین افرادش دارای طمأنینه و اطمینان خواهند بود. ... در یک محیط آشفته نمی شود که اهل عرفان، عرفان شان را عرضه کنند، اهل فلسفه، فلسفه شان، اهل فقه، فقه شان را، لکن وقتی حکومت یک حکومت عدل الهی شد و عدالت را جاری کرد و نگذاشت که فرصت طلبها به مقاصدشان برسند یک محیط آرام پیدا می شود، در این محیط آرام همه چیز پیدا می شود. (سایت حوزه، حضور - تابستان 1380، شماره 36 - مفهوم عدالت در اندیشه سیاسی امام خمینی)

جمع بندی
از تعاریف و مفاهیم تا کاربرد و تاثیر ات عدالت در سطوح مختلف ازمنظر امام و با الفاظ و لحن خودشان آشنا گردیدیم ، اما اینکه چگونگی تحریف امام در این حوزه نتیجه عوامل ذیل خواهد بود: افکار و عناصر تشکیل دهنده آن در اشخاص  و گروه ودسته بندی های مختلف اعتقادی، سیاسی، اقتصادی و سایر موارد. در طبقات اجتماعی داخل و خارج از کشور.
 اعمال و کارکردها در حوزه های مسولیتی با عنایت به گرایش های فکری و صنفی با توجه به جایگاه فردی و جمعی در سطوح گوناگون اجرایی و در لایه های مختلف مدیریتی با ویژگی های فردی در داخل کشور و یا خارج از مملکت.

چگونه توسعه اجتماعی از ديدگاه امام خميني قابل تحریف است؟
اصول توسعه از دیدگان امام خمینی:
قبل از ورود به این مبحث یادآوری چند نکته ... ضروری است.
اول - امام خمینی کلمه توسعه را در پیامها و بیانات خود بکار نبرده اند، اگر هم باشد بسیار نادراست. آن حضرت بیشتر از عباراتی نظیر "بازسازی"، "نوسازی"، " تعمیر"، "بناکردن"، "ساختن"، "آباد کردن" استفاده کرده اند.
دوم - در نظر امام بازسازی و آباد کردن کشور بدون احیاء فرهنگ اصیل اسلامی، زدودن آثار طاغوت از جامعه و ترقی در سایر زمینه ها مانند عدالت اجتماعی، آموزش و پرورش، خودسازی، تقوا و. . . میسر نیست. همانطور که اشاره شد توسعه از نظر معظم له امری فراگیر و همه جانبه است و تمامی عرصه های حیات آدمی را در بر می گیرد که این معنی خیلی وسیعتر و عمیق تر از مفهوم توسعه در ادبیات کارشناسان فن است. آنان علیرغم اینکه در دهه های اخیر توسعه را علاوه بر مفهوم اقتصادی شامل سایر عرصه ها مانند سیاست، آموزش، و غیره می دانند، لاکن هرگز هیچکدام به خودسازی و ارتباط با خداوند متعال و لحاظ کردن توسعه به عنوان یک تکلیف شرعی نمی پردازند. در آراء حضرت امام تمامی این مفاهیم منظور شده است. بنابراین در آراء ایشان امر توسعه دارای مقدماتی لازم و منظور داشتن شرایط و اقداماتی همگام و توام با مدیریت توسعه ضروری و اجتناب ناپذیر است.
سوم - تقسیم بندی اصول توسعه و لواحق آن که در این مقاله بیان می شود از پیامها و بیانات حضرت امام در زمانهای مختلف و بصورتی کلی استخراج شده است، طبعا می تواند به صورتهای گوناگونی طبقه بندی و بررسی شود. لاکن در هر صورت این تقسیم بندی ها به منظور درک بهتر اندیشه معظم له بوده است و همواره امکان طبقه بندی و درک عمیق تر نظریات چنان شخصیتی وجود دارد.
با توجه به نکات مزبور محورهای توسعه از دیدگاه حضرت امام در 5 اصل معرفی می شود
1. معنویت
2. استقلال (فکری و عملی)
3. مردمی بودن یا اتحاد همه مردم در امر توسعه
4. عدالت
5. تغییر وضع محرومین و مستضعفین.(سایت پرسمان دانشجو، نگاهی به اصول توسعه از دیدگاه امام خمینی)
معنویت:
از دیدگاه حضرت امام معنویت، اساس هر حرکت و تحرک بشری است و بدون اعتقاد و ایمان، اعمال بشر اساسا ناقص و ابتر خواهد بود.
"اگر ایمان وارد قلب شود، کارها اصلاح می شود".
"اگر جنبه ایمان مردم تقویت شد، همه امور براحتی انجام می شود.
"ارزشهای معنوی ارزشهای همیشگی است.
"من نمی توانم باور کنم که کسی مبادی معنوی نداشته باشد و برای مردم کوشش کند. "
"همه بدبختی ها از ضعف ایمان و سستی یقین است
"اگر ایمان به خدا و عمل برای خدا در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و سایر شوون زندگی بشر وارد شود، پیچیده ترین مشکلات امروزی جهان به آسانی حل می شود.
جنبه های عمده این معنویت برای سازندگی و توسعه از قرار ذیل است:
الف: اتکال به خداوند
"با اتکال به خداوند عظیم است که می توانیم آشفتگی های این مملکت را و خرابیهای این مملکت را بازسازی کنیم.
ب: حفظ ارزشها:
"مسایل اقتصادی و مادی اگر لحظه ای مسئولین را از وظیفه ای که بر عهده دارند منصرف کند خطری بزرگ و خیانتی سهمگین است.
"آن روزی که مجلسیان، خوی کاخ نشینی پیدا کنند. . . و از این خوی ارزنده کوخ نشینی بیرون بروند. آن روزی است که ما برای کشورمان باید فاتحه بخوانیم.
"باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هرچه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند.
ج: خودسازی:
"ما باید در هر قدمی که برای پیروزی پیش می رویم، هر قدمی که برای ساختن کشورمان پیش می رویم، چند قدمی برای ساختن خودمان، برای پیروزی بر نفس خودمان، برای پیروزی بر شیطان باطنی خودمان قدم برداریم.
د: قیام برای خدا و رضای او
"بدون هیچ اغراض شخصیه قیام کنیم و این کشور را از سر، و از نو بسازیم.
ه: تکلیف شرعی:
از نظر حضرت امام توسعه کشور یک تکلیف الهی، یک واجب الهی است و برای انجام آن با عزم و اراده تمام باید مشغول کار شد.
"مهم این است که انسان در آن وقتی که وقت کار است تکلیفش را بداند. شما می دانید که این مملکت احتیاج به کار دارد، احتیاج به بازسازی دارد. (سایت پرسمان دانشجو، نگاهی به اصول توسعه از دیدگاه امام خمینی)
استقلال و آزادی:
حضرت امام به استقلال و بخصوص استقلال فکری و فرهنگی بسیار بها می دهند. " بزرگترین فاجعه برای ملت ما این وابستگی فکری است که گمان می کنند همه چیز از غرب[است] و ما در همه ابعاد فقیر هستیم.
"این وابستگی فکری، وابستگی عقلی، وابستگی مغزی به خارج منشا اکثر بدبختی های ملتها و ملت ماست.
"اگر ما از وابستگی فکری بیرون بیائیم همه وابستگی ها تمام می شود.
"ما می خواهیم زندگی فقیرانه داشته باشیم ولی آزاد و مستقل باشیم.
"آزادی یک نعمت بزرگ الهی است".
"ما مصائب را به خاطر رسیدن ملتمان به آزادی و استقلال تحمل خواهیم کرد.
"ما ارزش حیات را به آزادی و استقلال می دانیم.
"قانون اسلام مسبب آزادیها و دموکراسی حقیقی است، و استقلال کشورها را نیز تامین می کند.
از نظر حضرت امام آزادی واقعی در اسلام است و آزادی غربی که موجب تباهی است، نه تنها آزادی نیست بلکه نوعی دیگر از وابستگی است.
"آزادی به شکل غربی آن، که موجب تباهی جوانان و دختران و پسران می شود، از نظر اسلام و عقل محکوم است.
"انحطاط و سقوط بشر، به علت سلب آزادی او و تسلیم در برابر سایر انسانهاست".
محورهای اصلی استقلال و آزادی که در کلام حضرت امام بر آنها تاکید شده است از این قرار است:
الف: خودباوری (هویت و فرهنگ)
"آن چیزی که ملتها را می سازد فرهنگ صحیح است
"اگر فرهنگ درست بشود یک مملکت اصلاح می شود
"اساسا فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می دهد، و با انحراف فرهنگ، هرچند جامعه در بعدهای اقتصادی، سیاسی، صنعتی و نظامی قدرتمند و قوی باشد ولی پوچ و پوک و میان تهی است.
"اتکال به نفس بعد از اعتماد به خداوند منشا خیرات است.
"عمده این است که ما باور کنیم که خودمان می توانیم".
"ما باید این را بفهمیم که همه چیز هستیم و از هیچکس کم نداریم".
"ژاپن همین معنا را مبتلا بود و بعد بیدار شد و اراده کرد و شد یک مملکت صنعتی که الان صنعت او مقابله می کند با آمریکا.
"هندوستان بیدار شد، با اینکه از همین نژادهایی بودند که غیر غربی بودند".
"ما روی پای خود می ایستیم و مطمئنا پیروزیم".
ب: قناعت:
"مردم بر سر دوراهی عزت و ذلت قرار داشته و باید تصمیم بگیرد، یا رفاه و مصرف گرایی و یا تحمل سختی و استقلال.
"از ورود کالاهای مصرف ساز و خانه برانداز جلوگیری نمایید و مردم به آنچه دارند بسازند تا خود همه چیز بسازند.
"خود را به ساده زیستن عادت دهید و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهیزید.
"با زندگی اشرافی و مصرفی نمی توان ارزشهای انسانی - اسلامی را حفظ کرد.
یکی از ویژگیهای بسیار مهم و شاخص حضرت امام اعتقاد و التزام عملی به تمام مطالبی بود که می فرمودند. کما اینکه، درباره ساده زیستی و قناعت ایشان خانواده و نزدیکان معظم له خاطرات بسیاری نقل کرده اند از جمله اینکه حضرت امام هرگز باقی مانده آب لیوانی را که نوشیده بودند دور نمی ریختند بلکه کاغذ تمیزی روی آن قرار می دادند و در دفعات بعد از آن استفاده می کردند.
ج: خودکفایی:
"در روایات اسلامی به کار و فعالیت در جهت بی نیازی از دیگران ارزش بسیار داده شد تحمل و زحمت و رنج برای رسیدن به غنا و بی نیازی عبادت به شمار آمده است.
امام باقر (ع) در هوای بسیار گرم نامناسب در مزرعه خویش به کار مشغول بود. و در پاسخ معترض که کارکردن در سن پیری را بر آن حضرت خرده می گیرد و قصد موعظه آن حضرت را دارد، می فرماید: من به قصد بی نیازی از تو و مردم کار می کنم و این عبادت است و اگر در این حالت بمیرم در حال طاعت خداوند از دنیا رفته ام".
امام خمینی اعتقاد دارند: "اگر یک مملکت بخواهد مستقل باشد، اول شرط این است که احتیاج نداشته باشد به غیر".
"شما باید به فکر این باشید که همه چیزتان را خودتان درست کنید".
امام خمینی برای خودکفایی بر کشت و زرع نیز تاکید بخصوص دارند: "الان می دانید که ما محتاج به خارجیم راجع به مواد غذایی، باید خودمان این را جبران بکنیم، و این به همت کشاوزران ماست". و "ایران مملکتی است که کشاورزی او باید کشاورزی غنی باشد".

د: نیاز به تکنولوژی:
با توجه به عقب ماندگی دیرپای کشور از لحاظ فن آوری وصنعت نسبت به جهان امروز نیاز به خارج امری بدیهی می نماید. در این شرایط چه باید کرد؟ چه چیزی و چگونه باید از خارج وارد شود یا مورد اقتباس قرار گیرد؟ حضرت امام در این باره می فرمایند: "احتیاج ما پس از این همه عقب ماندگی مصنوعی به صنعتهای بزرگ کشورهای خارجی حقیقتی است انکا رناپذیر. ولی این به آن معنی نیست که ما باید در علوم پیشرفته به یکی از دو قطب وابسته شویم".
"در برنامه صنعتی کردن مملکت هرگز چون امروز سراغ مونتاژ نمی رویم. ما در ایران صنایع مادر ایجاد خواهیم کرد و نوسازی را به بهترین وجه انجام خواهیم داد. ملاحظه می شود که نظر ایشان "صنعتهای بزرگ" و"صنایع مادر" است، نه هر صنعتی و هر وارداتی."ما نیازهای تکنولوژی خود را از هر منبعی که مفیدتر برای کشورمان باشد تامین خواهیم کرد. این "مفیدتر برای کشور" جای تامل دارد. البته می توان با توجه به مجموع نظریات امام به آسانی فهمید که "مفیدتر برای کشور" کدام منبع است و از کدام کشورها می توان یاری گرفت.
ه: هوشیاری در اجرای برنامه ها:
نوسازی کشور با توجه به الگوهای تحمیلی - تبلیغی غربی و اوضاع و شرایط کنونی جهان، کار ساده ای نیست. بسا که بعد از اجرای برنامه های طولانی تازه متوجه شویم که در تار و پود دام الگوهای توسعه غرب گیر افتاده ایم. آن مرد الهی این روشن بینی های شگفت را داشت که انتهای مسیرهای بظاهر درست لاکن در باطن انحرافی را ببیند. "باید دو چشم دیگر هم قرض کنیم و به اطراف خودمان و ملکت خودمان نگاه کنیم تا با دست خود ما دوباره به ما تحمیل نکنند".
"باید خودمان را نگه داریم. اگر این نشود و بعدا باز همان مسایل کم کم، با تدریج ، حوصله آنها زیاد است - با تدریج همین مسایل سابق بر ما تحمیل می شود.
دشمن بیدار و پر حوصله است. کاری جز سلطه گری در عالم ندارد. او دنبال منافع خویش است. تمامی تاریخ معاصر شاهد این مدعاست که غرب بویژه آمریکا در پی تسلط بر جهان است و باکی از نابودی هیچ کشور و هیچ مردمی ندارد. "می خواهند شما را مایوس کنند آنهایی که منافع خودشان را از دست دادند یا در خطر می بینند می خواهند شما را مایوس کنند. می خواهند شما را از قدرت خودتان مایوس کنند تا سست شوید و آنها به مقاصد خودشان برسند. (سایت پرسمان دانشجو، نگاهی به اصول توسعه از دیدگاه امام خمینی)
اتحاد همه نیروها برای سازندگی (ملت و دولت) :
یکی از رازهای پیروزی انقلاب اسلامی اتحاد همه نیروها علیه نظام وابسته پهلوی بود. در واقع یکی از رازهای رهبری امام خمینی ایجاد روحیه اتحاد بین همه نیروها بود. امام خمینی تنها رهبری است که در قرن معاصر موفق شده است همه مردم کشور - الا بعضی افراد وابسته به رژیم پهلوی - را زیر بالهای خدایی "واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا"  جمع آورد. بدون این اساس محکم موفقیت امکانی ندارد. "بر همه اقشار ملت ، در هر مقامی که هستیم واجب است - واجب الهی است - که با هم پیوسته باشیم و با هم یکدست و یکدل و یک جهت برای ساختن این ایران خراب".
"همه با همت والا برای خدا و برای رضای ولی امر سلام الله علیه، همه با هم ست برادری داده و این کشوری که خرابه شده و به دست ما دادند خودمان تعمیر کنیم.
"با اتکال به خدا و با وحدت کلمه و همت فرزندان این آب و خاک همه با هم به بازسازی کشور می پردازیم.
"ما باید از سر، یک مملکتی را از سر بسازیم و این، نه دولت همچو کاری می تواند بکند و نه بعض اقشار ملت، باید همه با هم دست به هم بدهند.
"برای ساختن ایران هم همه ملت باید شرکت کنند، کشاورز در حد کشاورزی، زارع در حد زارع بودن، اهل صنعت در حد صانع بودن وهمه اقشار ملت از دوست و غیر دوست گرفته، اینها با هم همکاری بکنند و برادرانه دست به هم بدهند و این خرابه ای که برای ما گذاشتند، از سر بسازند و آبادش کنند.
عدالت:
عدالت از نظر امام خمینی یکی از پایه های اساسی بنای توسعه است.
"خروح از اعتدال و عدالت الهی و صراط مستقیم، انحراف است و اجتناب از آن وظیفه ای الهی.
"عدالت را اجرا کنید، عدالت را برای دیگران نخواهید[برای] خودتان هم بخواهید.
عدالت در اسلام آنچنان اهمیت دارد که قرآن کریم قسط و عدل را هدف ارسال رسل و کتابهای الهی معرفی می کند. "لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنامعهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط لذا توسعه ای که عدالت اجتماعی را مختل کند از نظر امام مردود است.
اهمیت عدالت از نظر امام چنین است "من امیدوارم به فوز احدی الحسینین نایل شوم. یا پیشرفت مقصود در اقامه عدل و حق یا شهادت در راه آن که راه حق است.
 محرومین و مستضعفین:
از نظر حضرت امام هدف اصلی توسعه بعد از حفظ اسلام و کشور اسلامی محرومین و مستضعفین هستند و این یکی از بزرگترین تفاوتهای الگوی توسعه از نظر امام با الگوی توسعه ملی کشورهای دیگر است. "طریق اسلامی این است که مستضعفین را حمایت کنند.
"گمان نمی کنم عبادتی بالاتر از خدمت به محرومین وجود داشته باشد.
"به همه در کوشش برای رفاه طبقات محروم وصیت می کنم که خیر دنیا و آخرت شماها رسیدگی به حال محرومان جامعه است".
"ما آن روزی عید داریم که مستمندان ما، مستضعفان ما به زندگی صحیح رفاهی و به تربیت صحیح اسلامی - انسانی برسند.
"اسلام برای مستضعفین آمده و اول نظرش به آنهاست.
"خدا نیاورد آن روزی که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما، پشت کرن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد.
حضرت امام مکررا با خوی کاخ نشین مخالفت کرده اند و هدف توسعه را وصول به رضای الهی ا ز طریق خدمت به محرومین و مستضعفین می دانند.
"بیاید به علم بپیوندید، بیاید تمام قلبها و تمام قدمها و تمام گفتار ما برای منافع این قشر مستضعف باشد. نگذارید خون شهیدان هدر برود. نگذارید این زاغه نشینان ما باز ادامه بدهند به زاغه نشینی. نگذارید ابر قدرتها باز به طمع بلعیدن ما بیفتند. (سایت پرسمان دانشجو، نگاهی به اصول توسعه از دیدگاه امام خمینی)

تعامل فرد و جامعه از دیدگاه امام خمینی
از دیدگاه امام خمینی ، همواره میان فرد و جامعه تعامل برقرار است. به عبارت دیگر، ایشان شکل‏گیری و رشد اجتماعی و فردی رفتارهای انسانی را در ارتباط متقابل روان‏شناختی و جامعه‏شناختی می‏دانند. این در حالی است که مارکسیست‏ها بر تأثیر جامعه‏شناختی تأکید می‏ورزند و لیبرالیست‏ها بر بعد روان‏شناختی انگشت می‏گذارند. ایشان در زمینه تأثیر جامعه بر فرد معتقدند: انسان در اجتماعات بزرگ، نظیر راهپیمایی‏ها تحت تأثیر واقع می‏شود و چه بسا که از خود بی‏خود شود و از یک شعار و فریاد بی‏توجه تبعیت کند.( صحیفه نور ، ج 19، ص 29)
وقتی یک جامعه‏ای راه افتاد، آن هم که نخواهد، قهرا کشیده می‏شود... وضع جامعه و اجتماع این‏طوری است. (صحیفه نور، ج 8، ص 532)
امام راحل درباره تأثیر فرد بر جامعه بر این باورند:
عمل یک شخص در یک جامعه اثر دارد... عمل هر یک از شما تأثیر دارد، وقتی شما یک عمل زشتی کردید، دیگران هم که می‏بینند در آنها تأثیر می‏کند. وقتی شما یک عمل صالحی انجام دادید، دیگران هم وقتی که می‏بینند در آنها تأثیر می‏کند (صحیفه نور، ج 13، ص 202)
 کسی که به یک ملتی سلطه دارد، به یک ملتی حکومت دارد، این چنانچه عدالت‏پرور باشد، دستگاه او عدالت‏پرور خواهد شد؛ قشرهایی که به او مرتبط هستند، قهرا به عدالت گرایش پیدا می‏کنند. ( صحیفه نور، ج 9، ص 135)
با چشم‏اندازی بر آنچه درباره انسان‏شناسی گفته شد، در یک جمع‏بندی می‏توان گفت: امام خمینی بر اساس پارادایم «توحید» ـ که در بحث هستی‏شناسی درباره‏اش سخن به میان آوردیم ـ به تفسیر و تأویل انسان پرداختند و بر این اساس، میان هستی ‏شناسی و انسان‏شناسی رابطه عموم و خصوص مطلق برقرار کردند. به عبارت دیگر، ایشان انسان‏شناسی را در طول هستی ‏شناسی می‏دانستند و در این زمینه، آزادی و اختیار را برای انسان اثبات و هر نوع جبر را نفی می‏کردند و انسان را مستعد و تربیت‏پذیر معرفی می‏نمودند که خالق هستی و پروردگارش از راه انبیا و کتب الهی، شیوه تربیت را به وی نمایانده است. از دیدگاه ایشان، انسان موجودی چندساحتی است که بالفطره رو به کمال مطلق در حرکت است و در این سیر، هم فرد بر جامعه تأثیر می‏گذارد و هم جامعه بر فرد؛ تعاملی میان فرد و جامعه برقرار است. (سایت باشگاه اندیشه، سیری در اندیشه ‏های اجتماعی امام خمینی، محمد عباسی)

جمع بندی
پس نتیجه گرفته می شود که توسعه اجتماعی دو سویه و طرفینی است. اثر فرد بر جامعه و اثر جامعه بر افراد. لذا برای توسعه اجتماعی از طریق اسلام نگاهی همه جانبه و فرا فردی و صنفی و قشری لازم است.این دیدگاه امام راحل است که بصورت عصاره فرمایشات و سیره ایشان طی سال ها مبارزه با دشمنان و مخالفان اسلام ناب و امت مسلمان و کشور ایران است. حال بی برنامه ای در اداره کشور و یا برخورد سلیقه ای و صنفی با مقوله توسعه اجتماعی مد نظر امام در کشور که محور اسلام ناب و امید امت است.غیر از تحریف که توسط دشمن و یا دوست نادان صورت می گیرد است.برای همین است که امام موکدا تاکید در انتخاب افراد شایسته برای سمت های اجرایی و مسولیت ها دارند.
راه درست
با نگاه به مواضع امام در قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی راه درست امام در موضوعات اجتماعی از جنبه های مختلف ، بهتر قابل تشخیص خواهد بود.

قبل پیروزی انقلاب اسلامی:
و تاسف بیشتر آنکه همین دستگاه های مرموز نگذاشته اند طبقه تحصیل کرده به احکام مقدسه اسلام بخصوص قوانین تشکیلاتی و اجتماعی و اقتصادی آن توجه کنند و با تبلیغات گوناگون وانمود نموده اند که اسلام جز احکام عبادی مطلبی ندارد، در صورتی که قواعد سیاسی و اجتماعی آن بیشتر از مطالب عبادی آن است.(صحیفه نور جلد 1 صفحه 150)
در قوانین ایران رفراندم پیش بینی نشده و تاکنون سابقه نداشته، جز یک مرتبه آنهم از طرف مقاماتی غیر قانونی اعلام شد و به جرم شرکت در آن جمعی گرفتار شدند و از بعضی حقوق اجتماعی محروم گردیدند. معلوم نیست چرا آنوقت این عمل غیر قانونی بود و امروز قانونی است.( صحیفه نور جلد 1 صفحه 24)
دستگاه جبار گمان کرده است با این اعمال غیر انسانی و فشارها می تواند ما را از مقصد خود که جلوگیری از ظلم و خودسری ها و قانون شکنی ها و حفظ حقوق اسلام و ملت و برقراری عدالت اجتماعی که مقصد بزرگ اسلام است، منصرف کند.( صحیفه نور جلد 1 صفحه 47)
این شخص باز از انقلاب سفید دم می زند، انقلابی که موجب سیه بختی ملت شده و می باشد، انقلابی که جز فلج کردن قوای فعاله ملت اثری نداشت، انقلابی که پس از ده سال خود (شاه) هم قلابی بودن آن را فاش کرد، انقلابی که می خواهد فرهنگ استعماری را تا دورترین قراء و قصبات کشانده و جوانان کشور را آلوده کند، باید مخالف این به اصطلاح (انقلاب) به شکنجه گاه برود و از حقوق اجتماعی محروم شود. علمای اسلام و محصلین و رجال دین طبقه دانشگاهی که با این نظام پوسیده و دستگاه ظلم و جور و با این انقلاب رسوا مخالفند یا بی وطن! هستند و باید به شکنجه گاه بروند و یا از حقوق اجتماعی محروم می باشند. طبقات بازرگان، زارع و کارگر که در این ده سال جز وعده های پوچ ندیده اند و از این پس باز وعده بیشتری می شنوند و با این انقلاب سیاه لعنتی مخالفند، به همان سرنوشت دچار خواهند شد.( صحیفه نور جلد 1 صفحه 214)
درباره این حزب به اصطلاح (رستاخیز ملی ایران) باید گفت این عمل با این شکل تحمیلی مخالف قانون اساسی و موازین بین المللی است و در هیچ یک از کشورهای عالم نظیر ندارد. ایران تنها کشوری است که حزبی به امر (ملوکانه) تاسیس کرده و ملت مجبور است وارد آن شود و هر کس از این امر تخلف کند سرنوشت او یا حبس و شکنجه و تبعید و یا از حقوق اجتماعی محروم شدن است. مردم محروم این کشور مجبورند موافقت خود را با نظام شاهنشاهی اعلام کنند.(صحیفه نور جلد 1 صفحه 212)
چهره واقعی اسلام را در پشت این پرده ها پنهان نگاه داشته، به طوری که امروز مشکل است ما بتوانیم حکومت اسلام و تشکیلات اساسی و سیاسی و اقتصادی و اجتماعی آن را بر جوامع بشری حتی مسلمین بفهمانیم. باید کوشش کرد و پرده از تبلیغات مسموم چند صد ساله اجانب برداشت.(صحیفه نور جلد 1 صفحه 152)
باید مخالف این به اصطلاح (انقلاب) به شکنجه گاه برود و از حقوق اجتماعی محروم شود. علمای اسلام و محصلین و رجال دین طبقه دانشگاهی که با این نظام پوسیده و دستگاه ظلم و جور و با این انقلاب رسوا مخالفند یا بی وطن! هستند و باید به شکنجه گاه بروند و یا از حقوق  اجتماعی محروم می باشند.( صحیفه نور جلد 1 صفحه 214)
 باید عدالت اجتماعی در بین مردم باشد، باید با ظلم و با تعدی و اینها مبارزه کرد...( صحیفه نور جلد 1 صفحه 241 )
  شناخت اصیل اسلام، ما را به ترقی جامعه ای که سرشار از استعدادها و تقوای انسانی و عدالت اجتماعی است راهنمائی می کند. قبل از هر چیز ما به محتوای اجتماعی رژیم سیاسی آینده خود دلبسته ایم.( صحیفه نور جلد 2 صفحه 159)

بعد پیروزی انقلاب اسلامی:
من خدمتگزار ملت هستم، من می خواهم ملت اسلام سربلند باشد، مستقل باشد، نه مثل حالا که ما باید همه چیزمان از جای دیگر باشد و همه مسائل سیاسی مان را دیگران نقشه اش را بکشند، همه مسائل اجتماعیمان را دیگران نقشه اش را بکشند،.(صحیفه نور جلد 5 صفحه 26)
امیدوارم که با تغییر محیط اجتماعی ایران تمام ناروائی هائی که معلول آن محیط بود از بین برود. (صحیفه نور جلد 5 صفحه 190)
در رژیم منفور پهلوی مسأله مسکن یکی از مصیبت بارترین مشکلات اجتماعی مردم ما بود. (صحیفه نور جلد 5 صفحه 274)
لازم است ملت مبارز ایران هر چه زودتر سرنوشت آینده مملکت خویش را به دست گیرد و ثمره انقلاب عظیم اسلامی خود را در همه روابط و نظامات اجتماعی به دست آورد و حقوق از دست رفته خود را باز یابد، عدالت اسلام را در همه شوون جامعه پیاده کند.(صحیفه نور جلد6 ص268 )
شما دیدید که در این مدت در تبلیغات این بود که عدالت اجتماعی، اسلام، قرآن، این حرف ها بود لکن محتوا نداشت، واقعیت نداشت. حالا هم همین طور است. اگر چنانچه محتوا اسلامی باشد، واقعیت پیدا بکند آن مطلبی که آقایان آمده اند و می فرمایند، آن وقت مطلب صحیح است و تحول اسلامی پیدا شده است و اما اگر فقط لفظ باشد که سابقا این لفظها بود، آن وقت وضع دیگر پیش خواهد آمد.(صحیفه نور جلد 6 ص7 )  
در خطبه نماز جمعه مقدرات مملکت باید بیان بشود، مسائل سیاسی که در مملکت جریان باید پیدا کند، مسائل اجتماعی که در مملکت باید جریان پیدا کند، گرفتاری های مسلمان ها، اختلافات مسلمان ها در آن خطبه ها باید طرح بشود و رفع بشود.(صحیفه نور جلد 3 ص121)
 تشیع که مکتبی است انقلابی و ادامه اسلام راستین پیامبر است همچون خود شیعیان همیشه مورد حملات ناجوانمردانه مستبدین و استعمارگران بوده است. تشیع نه تنها زنان را از صحنه زندگی اجتماعی طرد نمی کند، بلکه آنان را در جامعه در جایگاه رفیع انسانی خود قرار می دهد. ما پیشرفت های دنیای غرب را می پذیریم ولی فساد غرب را که خود آنان از آن ناله می کنند نه.( صحیفه نور جلد 3 صفحه 159  )
 اسلامی بودن، بیش از ایرانی بودن بین افراد ملت ایران روابط مستحکم برقرار کرده است. اقلیت های مذهبی نه تنها آزادند، بلکه دولت اسلامی موظف است از حقوق آنان دفاع کند و دیگر اینکه هر ایرانی حق دارد که مانند همه افراد از حقوق اجتماعی برخوردار باشد. مسلمان یا مسیحی و یا یهودی و یا مذهب دیگر فرقی ندارد. ( صحیفه نور جلد 3 صفحه 159  )
پیغمبر اسلام (ص) تشکیل حکومت داد مثل سایر حکومت های جهان لکن با انگیزه بسط عدالت اجتماعی، و... (صحیفه نور جلد 21 صفحه 178  )
و اما حکومت حق برای نفع مستضعفان و جلوگیری از ظلم و جور و اقامه عدالت اجتماعی همان است که مثل سلیمان بن داود و پیامبر عظیم الشان اسلام - صلی الله علیه و آله - و اوصیاء بزرگوارش برای آن کوشش می کردند از بزرگترین واجبات و اقامه آن از والاترین عبادات است. (صحیفه نور جلد 21 صفحه 178  )
یکی از اموری که لازم به توصیه و تذکر است، آن است که اسلام نه با سرمایه داری ظالمانه و بی حساب و محروم کننده توده های تحت ستم و مظلوم موافق است، بلکه آن را بطور جدی در کتاب و سنت محکوم می کند و مخالف عدالت اجتماعی می داند. (صحیفه نور جلد 21 صفحه 178  )
بلکه اسلام یک رژیم معتدل با شناخت مالکیت و احترام به آن به نحو محدود در پیدا شدن مالکیت و مصرف که اگر بحق به آن عمل شود، چرخهای اقتصاد سالم به راه می افتد و عدالت اجتماعی که لازمه یک رژیم سالم است تحقق می یابد. (صحیفه نور جلد 21 صفحه 178  )

نتایج
با اصول و معیارهای امام در بعد مسایل اجتماعی آشنا شدیم و متوجه اصل مهم محوریت اسلام ناب محمدی (ص) به عنوان شالوده و اسکلت تفکرات و ایده های امام در خصوص موضوعات مختلف اجتماعی گردیدیم. اما آیا جهت گیری روشن و صریح امام اینجا نیز قابل تحریف است؟ قطعا جواب این پرسش مثبت و آری است.چرا که اگر:
اصول امام کاربردی و میدانی نشود.
این اصول از طرق مختلف در سطوح جامعه بازخوانی نشود.
 معیارهای امام در سایه سیاسی کاری و سیاست بازی قابل رویت نگردد.
 اتخاذ تفاسیر گوناگون به همراه توجیهات موجود.
 به کار گیری ناقص و ضعیف این اصول در برنامه ریزی های اداره امورکشور.
اجرا نکردن یا اجرای ناقص و یا اجرای بدون الویت بندی اصول و ارزش های مد نظر امام راحل در بعد اجتماعی.
 تاثیر افکار و عناصر تشکیل دهنده آن در اشخاص  و گروه ودسته بندی های مختلف اعتقادی، سیاسی، اقتصادی و سایر موارد.
آثاراعمال و کارکردها در حوزه های مسولیتی و در لایه های مختلف مدیریتی با ویژگی های فردی با عنایت به گرایش های فکری و صنفی.
خواسته یا ناخواسته امام عزیز را تحریف کرده و حق ایشان را ادا ننموده ایم. 

چگونه امام خمینی از نظر نظامی وامنیتی قابل تحریف است ؟
مقدمه
از نظر دین و رویکرد اسلام، امنیت تعریف شق نظامی-دفاعی آن نیست، بلکه سوای از امنیت انسانی که ماهیت روان‌‌‌شناختی دارد، به امنیت حوزه‌ی عقیده، باور، ایمان، جسم، فیزیک، قوم، ملت و... برمی‌‌‌گردد. به‌‌‌ عبارتی امنیت مقوله‌‌‌ای همه‌‌‌جانبه است. گونه‌‌‌ای که علاوه بر ابعاد سیاسی، اقتصادی و به‌علاوه امنیت منابع، امنیت قضایی، امنیت زیست‌‌‌محیطی، روانی و معنوی به امنیت به هنگام مرگ و پس از مرگ و امنیت روز جزا نیز تسری می‌‌‌یابد. (جهان بزرگی، 1388: 24 و 25)
 در این نگاه، مرجع امنیت هم حکومت است و هم ملت، هم آحاد جامعه و مردم و هم حقوق آن‌‌‌ها. پس تهدیدها و تعرض‌‌‌ها از منظر این دیدگاه، آن‌هایی هستند که متوجه دولت، آحاد ملت و ایدئولوژی هستند و امنیت شامل طرح همه‌جانبه‌‌‌ای است که سعی در صیانت دولت، ملت، ایدئولوژی و تک‌‌‌تک افراد جامعه از گزندها دارد. بنابراین در اینجا تنها مشروعیت دولت، حفظ این امنیت است و در این میان، مسائل زیست‌‌‌محیطی، حفظ منبع و مسائل اجتماعی نیز مطرح‌اند. (جهان بزرگی، 1388: 28)
از این زاویه، امنیت همان‌‌‌طور که گفته شد، مربوط به عقیده و باور مسلمانان است و چون باور همه‌ی مسلمانان در اسلام خدامحوری یا توحید است، حول این هسته‌ی مرکزی گرد هم می‌‌‌آیند. همان‌‌‌طور که گفته شد، این مسلمانان، امت اسلام هستند. پس امنیت برای این امت تعریف می‌‌‌شود و این امت و عقیده و باورشان را در برابر دیگران حفظ می‌‌‌کند؛ یعنی به عبارت دیگر، امنیت مفهومی امت‌‌‌محور است و این‌‌‌ دو (امنیت و امت) با هم تعریف می-شوند. امنیت مرز سیاسی ندارد، بلکه مبنای عقیدتی برای مردمانی که بهره‌‌‌مند از باورهای اسلامی‌‌‌اند دارد. .(سایت برهان،  آیا امنیت در اسلام صرفاً نظامی است؟، صدیقه احمدی)

چگونه امام خميني از بعد نظامی قابل تحریف است؟
دكترين نظامي
دكترين نظامي، در يكي از مفاهيم خود به معناي «تفكر مبنا، اصول و قواعد بنيادين براي تبيين و طرح‌ريزي اقدامات و فعاليت‌هاي نيروهاي مسلح يك كشوردر پشتيباني از منافع ملي، حمايت از سياست‌هاي داخلي و خارجي يك كشور در صلح و جنگ» است. دكترين نظامي، در واقع مبناي ساختار، تجهيز، آمايش، آموزش و روش‌هاي تاكتيكي و عملياتي قرار مي‌گيرد.
دكترين نظامي ايرانِ‌قبل از انقلاب را، مي‌توان به صورت قرار گرفتن اين كشور در اردوگاه بلوك غرب و تبعيت كلي از سياست‌هاي دفاعي و امنيتي اين بلوك در منطقه تعريف كرد. اساس اين دكترين، با پيروزي انقلاب اسلامي دگرگون شد؛ مطابق دكترين نظامي جديد، حسب آرمان‌ها، ايده‌ها و نظرات و تدابير انقلابي امام راحل(ره)، ايران، با گسستن از اردوگاه شرق و غرب، نوعي دكترين دفاعي مستقلي را جايگزين دكترين پيشين كرده و ساختار نويني را براي نيروهاي مسلح شكل داد كه مبتني بر اتكاء به نيروي انساني مكتبي،‌متعهد، شهادت‌طلب و ايثارگر – بيش از اتكاء به تجهيزات و برخورداري از حمايت خارجي – بود؛ اساس اين ساختار از اين قرار است:
مديريت مكتبي در فرماندهي
ساختار مكتبي
استقلال
الف: استقلال نظامي به مفهوم عدم وابستگي سياسي و خودكفايي فني و تجهيزاتي است.
ب: منع ورود گرايش‌هاي مختلف سياسي به پادگان‌ها و عدم دخالت نظاميان در سياست نيز، يكي از مفاد اصولي اين دكترين به شمار مي‌رود.
رعايت سلسله مراتب نظامي منطبق بر اصول اسلامي
  نهادينه كردن وحدت رويه در بين تمامي نهادهاي نيروهاي مسلح
دارا بودن پايگاه مردمي و به بيان ديگر، ضرورت تلاش نيروهاي مسلح براي جلب و حفظ حمايت مردم از خود و حضور فعال ملت در صحنه در همين جهت، اوصاف نظاميان از نگاه حضرت امام عبارت است از:
ايمان به خدا به عنوان برترين محرك حركت، قدرت و روحيه يك رزمنده مسلمان؛
بينش و آگاهي، به معني ايجاد بصيرت و بينش در مدافعان كه نه تنها بازوي ايمان به شمار مي‌آيد، بلكه افزايندة توان آنان نيز هست
صبر و پايداري در مقابل سختي‌ها و تهديدات دشمنان و مصائب ميدان جنگ براي ادامة نبرد
اطاعت‌پذيري با اين تفسير كه چون رعايت سلسله مراتب، الگوي تمام عياري از جهت معنوي و تخصصي به حساب مي‌آيد و از آنجا كه مافوق، از نظر شجاعت، برجسته‌ترينِ افراد مجموعه خود است، اطاعت‌پذيري از او تكليف است و امام راحل – به تعبيري – فرماندهان را «اولي‌الامر» دانسته‌اند.
اطاعت از رهبري؛ با اين توضيح كه همة كاركنان نيروهاي مسلح بايد حقوق فرمانده كل قوا را رعايت كنند كه بزرگترين حق او اطاعت خالصانه و با تمام توان از اوست.
شهادت‌طلبي
اخلاص

كاركرد دكترين نظامي امام رحل در دفاع مقدس
همان‌طور كه قبلاً بيان شد، دكترين نظامي امام راحل(ره) را مي‌توان «دكترين دفاعي بازدارنده و مستقل از شرق و غرب» دانست. از اين دكترين، كسب اهداف و اجراي راهبردهاي دفاعي، امنيتي به طور عام شامل همة سازمان‌ها، نهادها، اقشار و آحاد مختلف كشور مي‌شود؛ اگرچه، اساساً مأموريت دفاعي از مرزهاي زميني، هوايي و دريايي و حراست از كيان كشور و نظام، به‌طور اخص در حوزه مسئوليت نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران قرار دارد و دارا بودن فن‌آوري تقويت بنية دفاعي، تأمين نيازمندي‌هاي تخصصي، فني و حتي طراحي الگوهاي دفاعي غيرنظامي از وظايف مهم و اصلي آنها به‌شمار مي‌رود. بنابراين مي‌توان گفت همه مردم كشور در اين دفاع مشاركت دارند و دفاع، تكليف آحاد مردم است؛ نه فقط نيروهاي مسلح. نمونة مشخص دفاع – به‌طورعام – از منظر امام راحل(ره)، بسيج نيروهاي مردمي است كه شامل نيروهاي غيرنظامي متمركز با تجارب لازم آموزشي نظامي و دفاعي هستند. ماهيت نيروهاي مسلح در نظر امام راحل(ره)، تنها در تسليح گروهي از افراد يا تشكل و سازمان نظامي خاص خلاصه نمي‌شود؛ بلكه بر پايداري و مقاومت عمومي استوار است. ايشان، براي تسليحات و تجهيزات، نقش «ابزاري» ووسيله‌اي قائل بوده و تكيه صرف نيروهاي مسلح را بر ابزارهاي نظامي، موجب شكست و ناكامي در دستيابي به اهداف مي‌دانستند. بديهي است كه دشمنان در عرصة پيكار با موجوديت، استقلال وآزادي يك ملت، از روش‌هاي مختلفي استفاده مي‌كنند؛ گاه با تحريم اقتصادي، زماني با انزواي سياسي و جنگ رواني و تبليغاتي و گاهي – از سَرِ قلدري و زورگويي – با تجاوز نظامي اهداف سياسي و اقتصادي خود را پي مي‌گيرند.
دشمنان انقلاب اسلامي، دقيقاً همة اين راهها و حربه‌ها را عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران به‌كار گرفتند، اما حضرت امام راحل(ره) به عنوان رهبر و هدايتگر نظام، خردمندانه، شيوه‌هاي مبارزه با اهداف دشمنان را در هريك از عرصه‌هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و نظامي مشخص مي‌كردند.
در حوزة نظامي كه مورد خاص بحث ماست ودر دفاع مقدس و سركوب تجاوز عراق از سوي امام راحل(ره)، اهداف ور وش هاي مقابله، ‌دقيقاً مشخص شد كه براي بررسي بيشتر، در دوبخش «اهداف» و «راهبردها» به آن مي‌پردازيم.
الف) اهداف دفاع نظامي، در مقابل تجاوز نظامي عراق و ساير دشمنان كه عبارت است از:
دفع تجاوز دشمن؛ در انديشه اسلامي، جنگ اساساً اصالت ندارد، اما اگر كسي يا دولتي اقدام به تجاوز كند، وظيفه همه مسلمانان است كه براي دفع تجاوز قيام كنند.
حفظ اسلام
دفاع از مرزهاي جغرافيايي و تماميت ارضي كشور
دفاع از شرف ملت و استقلال او
تنبيه متجاوزو جبران خسارت
ب) راهبردهاي دفاع نظامي
شيوه‌هاي متداول و تخصصي دفاعي از ديدگاه تاكتيكي وآيين‌ها وآموزه‌هاي خاص در ميدان نبرد، از وظايف و تخصص هاي فرماندهان و ستادهاي تابعه است؛ ممكن است فرماندهي كل، كمتر وارد اين حوزه گرديده و آن را به عهده فرماندهان يكان‌هاي عملياتي قرار دهد. امام راحل عمدتاً اين روش را برگزيدند، امام تعيين راهبرد نظامي و سياست‌هاي كلي دفاعي را مشخص مي‌فرمودند كه مي‌توان به شرح زير بيان كرد:
آمادگي رزمي
شامل آمادگي جسمي، مهارت نظامي و برخورداري از تجهيزات لازم.
شامل آمادگي روحي؛ امام(ره) مي‌فرمايند: «ما در دفاع مأمور به وظيفه هستيم، نه مأمور به نتيجه
بسيح همگاني براي تقويت بنية دفاعي
اگرچه سپاه و ارتش بازوان اصلي قدرت دفاعي كشور هستند، اما حضور عام مردم،‌بزرگ‌ترين منبع راهبردهاي دفاعي است.
خودكفايي نظامي
دشمن‌شناسي(سایت تاریخ معاصر ایران،رفتارشناسي امام خميني(ره) در نقش فرماندهي كل نيروهاي مسلح در هشت سال دفاع مقدس)

بخشی از ابعاد مدیریتی امام خمینی (ره) در جنگ تحمیلی:
برخی از مصادیق مدیریت امام خمینی (ره) در زمان جنگ: بسیج همگانی و سازمان‌دهی مردم و نیروهای مسلح، توسعه تشکیلاتی نظامی و فرمان تشکیل نیروهای سه‌گانه، انسجام نیروهای مسلح، هماهنگی و به کارگیری امکانات در پشت جبهه‌ها، مقابله با عوامل بازدارنده داخلی و تبلیغات دشمن، رعایت اصول تصمیم‌ گیری، تفویض اختیارات به ارگان‌ها و دستگاه‌های مختلف، از جمله مصادیق مدیریت امام خمینی در زمان جنگ تحمیلی محسوب می‌شود. تشویق نیروها و نفوذ معنوی امام، تقویت روحیه رزمندگان، توجه دادن رزمندگان به معنویت، جلب توجه رزمندگان به مقوله معنویت و تقویت روحیه دفاعی از دیگر مصادیق مدیریت امام خمینی (ره) بود که در پایان جنگ تحمیلی منجر به تثبیت انقلاب در بعد ملی و بین‌المللی، تثبیت تمامیت ارضی کشور، ارتقا توان نظامی در سطح ملی و شناساندن بعد فرهنگی و مکتبی انقلاب در عرصه بین‌المللی شد.(سایت تابناک،نقش مدیریت امام در جنگ، تاریخ انتشار: ۲۴ مهر ۱۳۹۳)
انسجام و وحدت درونی
با آغاز جنگ تحمیلی امام خمینی با تأكید بر انسجام و وحدت درونی و دوری از اختلافات سعی كرد تا اولین گام در برابر این بحران را با حفظ انسجام درونی و استفاده از عاملان انسانی كه سراپا همه گوش به فرمان رهبری او بودند، بردارد. ایشان با شناخت از واقعیتها و حقیقت های موجود سیستم نوپای جمهوری اسلامی، با تلفیق آموزه های مذهبی و ملی و برجسته كردن اتحاد درونی توانست تا سرمایه اجتماعی را تقویت نماید و همین امر یكی از ابعاد مثبت مدیریت رهبری در دروان جنگ تحمیلی بود. چنانچه كشوری كه در وضعیت بحران قرار داشت، توانست با مدیریت صحیح منابع انسانی و تقویت انسجام درونی، جنگ را به نفع خود پایان دهد.
بسیج مردم
تاکیدی که امام خمینی بر نقش مردم و اهمیت ذاتی آن در تامین سلامت و موفقیت نظام داشتند به این نتیجه منتج گردید که ایشان با درایتی خاص در آذر ماه 58 ضرورت تشکیل بسیج مستضعفان را اعلام فرمودند. امام خمینی (ره) در جریان جنگ تحمیلی توانستند با قدرت رهبری بالای خود نیروهای مومن به انقلاب و اسلام را گرد هم آورند و بر علیه نیروهای دشمن بسیج نمایند. حضور تعیینكننده نیروهای مردمی به ویژه سپاه و بسیج در جبهههای جنگ در عقب راندن نیروهای عراق از خاك ایران، نقش اصلی را ایفا كرد. بـراى آنکه کلیه نیروهاى داوطلب بتوانند در حد توانایى ها و استعدادهاى خویش در این امر مهم سهیم باشند، امام اقدام به این مهم نمودند و در این رابطه فرمودند: ((هرکس مى تواند جبهه باید برود و هرکه نمى تواند در پشت جبهه کمک کند))
توجه به نیروهای مسلح
توجه به نیرو های مسلح به عنوان اصلی ترین بازوی انقلاب و حیاتی ترین رکن حفظ استقلال کشور و آزادی ملت، از سفارش های امام خمینی بود. حضرت امام در بحرانی ترین شرایط کشور سیاست راهبردی را در جهت دستیابی به اهداف مورد نظر نیرو های مسلح مد نظر قرار می دادند که از جمله آن می توان به اصلاح ساختار قوای مسلح به جا مانده از رژیم گذشته؛ حمایت از نهاد های امنیتی مردمی خود جوش و انگیزش مردم برای حمایت از قوای مسلح اشاره کرد. از دیگر وجوه توجه امام به نیروهای مسلح، تأكید خاص ایشان به نقش شورای عالی دفاع بود. این شورا كه مطابق قانون اساسی برای اداره امور جنگ تشكیل شده بود؛ نقشی اساسی در تصمیم گیری های مرتبط با جنگ داشت. امام در سختترین شرایط جنگ تحمیلی نیز از این شورا سلب مسئولیت نكرد و همواره، بر تمركز تصمیمگیریها در آن تأكید داشت.
هماهنگى و انسجام در نیروهاى مسلح
هـمـان گـونـه کـه در انـدیـشـه سـیـاسـى امـام وحـدت و یـکـپـارچـگـى اقشار مختلف ملت و احزاب گـونـاگـون عـامـل پـیـروزى مـلت ایران به شمار مى آید. ایشان، انسجام نیروهاى نظامى را نیز ضامن اقـتـدار نیروهاى مسلح در دفاع مقدس مى دانست. از این رو امام به نیروهاى ارتش ، سپاه و بسیج فرمود: ((هـمـه در هـم ذوب شـوید و تو و من را از میان بردارید و چون ید واحده و قدرت واحده به دشمن بتازید)). امام در مسأله‌ی هماهنگ سازی نیروها کاملاً موفق بودند و راه را روشن کردند، بنابراین نیروها با همه‌ی وجود در منطقه حضور پیدا می‌کردند. ایشان در مسئله حفظ نیروها در چارچوب‌‌های تعریف شده دقت فراوان و تبیین بالایی داشتند به گونه‌ای که تقریباً‌ دنیا نتوانست از حرکت نیروهای ما مسئله‌ی ناهنجاری را در تابلو ترسیم کند و باعث شود که نیروهای دفاعی ما در دنیا بی‌آبرو شوند. در جبهه ها یك فرایند همبستگی و انسجام اجتماعی و دگرگونی عمیق ارزشها به این سبب روی داد.
عملیات روانی
امام خمینی در مسئله ی عملیات روانی جنگ بسیار موفق بودند. مسأله اول تحقیر دشمن بود، حضرت امام (ره) این را به خوبی انجام دادند و توانستند این تحقیر یا بیان حقیر بودن دشمن را به خوبی تبیین کنند. حضرت امام (ره) ابهت پوشالی آمریکا را کاملاً شکسته بودند. صدام را جیره‌خوار آمریکا معرفی کرده و واقعیت صدام را عیان ساخته بودند. پس بنابراین ابهت آمریکا که شکسته شده دیگر ترس و وحشت برای مردم اصلاً مورد توجه نبود و یک هیولا شکنی در مقابل آن هیولایی که استکبار می خواست در منطقه بسازد اتفاق افتاده بود.
از سوی دیگر ایشان با بهرهگیری از اصول روانشناختی سعی میكردند آرامش كشور و ملت را در شرایط حاد بحرانی حفظ كنند. البته، باید یادآور شد كه به خوبی نیز در این كار موفق شدند. ایشان در همان آغاز جنگ طی صحبتهایی خطاب به مردم ایران فرمودند: «این یك دزدی آمده است یك سنگی انداخته و فرار كرده، رفته است سر جایش، دیگر قدرت این كه تكرار بكند انشاء الله ندارد. من به ملت ایران سفارش می كنم كه چند جهت را ملاحظه كنند. یك جهت این كه خونسردی خودشان را حفظ كنند»
تقویت روحیه رزمندگان
کـلمـات دلنـشـیـن و نـافـذ و روح بـخـش پـیـام هـا و سـخـنـان حـضـرت امـام دردل و و جـان رزمـنـدگـان اثـر شـگـرفـى مـى گذاشت ؛ سخنرانى هاى ایشان در جمع فرماندهان قرارگاه ها و رزمندگان دلاور و پیام هایى که به مناسبت هاى مختلف براى رزمندگان صادر مى گردید، قوت قلبى براى دلاورمردان جبهه ها بود. هرگاه پیام هاى حماسى و شور آفرین حضرت امام همانند جمله هاى : ((امروز روز حضور در حجله جـهاد و شهادت و میدان نبرد است ؛ روز نشاط عاشقان خداست )) صادر مى شد، جبهه هاى نـبـرد را از جـوانـان پـر شور و با اخلاص آکنده مى ساخت و توان رزم آنان را دو چندان مى ساخت.
توجه دادن به خداوند متعال
حـضـرت امـام (ره ) دائمـا رزمـنـدگـان و فـرمـانـدهـان قـرارگـاه هـا را بـه مـسـائل مـعـنـوى توجه مى دادند تا حماسه سازى آن ها با عرفان دینى و الهى آمیخته باشد. تـوجـه دادن رزمندگان به اراده و قدرت خداوند تبارک و تعالى در پیروزى و جنگ ، تذکر به اعتماد و اعتقاد به نصرت الهى ، تاکید بر ذکر خداوند و تهجد در جبهه ها، پرهیز دادن از غرور و تـوجـه دادن نـیـروهـا بـه تـوانـایـى هـاى قـدرت ایـمـان و اخـلاص در رزمـنـدگـان درمقابل تجهیزات دشمن از جمله تذکرات امام به رزمندگان بود.اصـولا درانـدیـشـه و سیره حضرت امام هر گونه تلاش و اقدامات سیاسى ، فرهنگى و نظامىبـدون در نـظـر گـرفـتـن بعد الهى و معنوى فاقد هرگونه ارزش اسلامى است، از این رو به رزمندگان اسلام آمیختگى عمل ظاهرى را به معنویت دینى و الهى تذکر می دادند  و می فرمود:((زدن و پـیـروز شدن و فتح کردن و همه اینها اگر آن بعد معنوى اش نباشد همه اش شکست است.))(سایت مزامیر، پیامبر اسویه حسنه امام در مدیریت جنگ)
رهبری امام و قدرت ملی
در خلال 8 سال دفاع مقدس، نیروی محرکه‌ای که اعتماد و تمرکز و پشتیبانی بی‌دریغ و وسیع و مداوم مردمی را خلق و مداومت بخشید، یکی دیگر از عناصر تشکیل دهنده قدرت ملی یعنی «رهبری» قاطعانه حضرت امام (ره) بود که به عنوان عامل حیاتی ترکیب و هدایت مجموعه عناصر متشکله قدرت ملی، به شکل کارسازی سرنوشت جنگ را دگرگون و سربلندی را برای ایران اسلامی و خفت و خواری و ناکامی را برای متجاوز آفرید.
  امام در هر زمانی، در هر محفلی و با هر گروه و فردی، بنا به اقتضاء و مصلحت نظام، توصیه و نصیحت خاصی می‌فرمودند که به شکلی اعجاز برانگیز در ایجاد همبستگی و وحدت ملی و تفاهم فی‌ما بین، کاملاً مؤثر واقع می‌شد. سخنان صریح ایشان در اعماق قلب اکثریت آحاد ملت نفوذ می‌نمود و ضمن رفع اختلافات و کدورتها، سب جلب اعتماد ملت نسبت به دولت و نظام و اهداف سیاسی و نظامی جنگ گردیده و در نتیجه مردم با تمام وجود از نیروهای مسلح در جنگ ناخواسته و نابرابر پشتیبانی نمودند و از بذل جان و مال خود برای دستیابی به پیروزی دریغ نکردند.
  امام کلیه اقشار ملت را اعم از روحانی، دانشجو، دانش‌آموز، کارگر، کشاورز، پیر، جوان، مرد و از جمله جامعه زنان را به صحنه فرا خواند و آن تفکر را که زنها باید فقط در خانه مشغول خانه‌داری باشند بر هم زد و دیدیم که همان پیرزن‌های چادری نیز در پشت جبهه تا حد توان ولو با پختن غذا یا دوختن لباس رزم، جنگ را پشتیبانی نمودند.
اصولاً هر گاه بین اهدافی که دولتها برای خودشان تعیین می‌کنند و ابزار و روشهایی که به کار می‌گیرند و آرمان‌های مردم، یک نوع سازگاری و یک نوع رفاه و آشتی و تطابق وجود داشته باشد، ملت با تمام وجود بسیج می‌شود و از نیروهای مسلح در دفاع از کشور به خوبی پشتیبانی می‌نماید.(سایت اندیشکده مدیریت و دفاع مقدس،رهبری و جنگ،سرتیپ دوم نصرت‌الله معین وزیری)
امام، مردم و خصوصیات آنها را می‌شناختند. اصولاً وقتی خصوصیات طبقه حاکم جدا از ویژگیهای ملت باشد، در این صورت برانگیختن انگیزه‌های ملت مشکل و حتی غیر ممکن خواهد بود. اما آنان که برگزیدگان واقعی مردم هستند و به نیابت از سوی ملت در صلح و جنگ عمل نموده‌اند، سیاست‌ها را تنظیم، اجراء و پشتیبانی کرده‌اند به خوبی توانسته‌اند از کیفیت‌های فکری و اخلاقی که خصوصیات ملی مردم کشورمان را تشکیل می‌دهند، بهره‌برداری نموده و ایجاد وحدت و همبستگی کرده و پشتیبانی مردم را در لحظات بحرانی جلب نمایند.
  امام (ره) با آگاهی از خصوصیات جامعه، در قلب اکثریت آنها نفوذ کرد و اراده و روحیه آنان را برانگیخت و با توسل به آنها معادلات استراتژیکی را بر هم زد، امام (ره) برای جلب افکار عمومی و بالا بردن روحیه مردم و جلب پشتیبانی ملت از جنگ و نیروهای مسلح، از همین خصیصه استفاده کردند و با تکیه بر اعتقادات مذهبی و با نفوذ به قلب و روان مردم، ایجاد همبستگی و وحدت تلاش نمودند. .(سایت اندیشکده مدیریت و دفاع مقدس،رهبری و جنگ،سرتیپ دوم نصرت‌الله معین وزیری)
توجه امام به نیروهای مسلح
در دوران خيزش انقلاب اسلامي؛ يعني سال 57،‌ امام(ره) با آگاهي كامل از نقش حياتي نيروهاي مسلح در امنيت ملي،‌ رفتار مناسب و پدرانه‌اي توأم با احترام – براي جلب اعتماد و علاقه ارتش به انقلاب اسلامي و گسست آن از رژيم شاهنشاهي و متقابلاً، گرايش به انقلاب به جاي ضديت با آن  به‌كار گرفتند. در دوران اوليه، بلافاصله پس از پيروزي انقلاب، حضرت امام راحل با يك دور انديشي عاقلانه و با آگاهي از تهديدات متعدد و متنوع، و نيز با توجه به تلاش همه جانبه‌اي كه براي انحلال ارتش در فضاي انقلابي ايران صورت مي‌گرفت، يك تنه و شجاعانه، از شكل‌گيري اين تفكر و اقدام خطرناك جلوگيري كرده و آن را به صورت يك نيروي مؤمن علاقه‌مند به انقلاب و امنيت كشور، در خدمت جامعه درآورده و مانع از فروپاشي آن شد كه اين يك آينده‌نگري كاملاً منطقي و راهبردي محسوب مي‌شود. حاصل چنين بينش جامعي، باقي ماندن نيروهاي مخلص و مؤمن در ارتش و فعاليت‌هاي ارزنده و حياتي آنان، براي حفظ امنيت داخلي و يكپارچگي كشور و حفاظت از نظام نوپا، در مقابل اقدامات مسلحانه ضد انقلاب داخلي بود. به‌طور كلي،‌ از تدابير نظامي راهبردي امام راحل در دوران اوليه و پر تلاطم پس از انقلاب، مي‌توان فهرست‌وار به اين موارد اشاره كرد:
فرمان تاريخي امام در تعيين روز 29 فروردين به نام «روز ارتش»، اعلام مكرر همبستگي ارتش و مردم، به‌كارگيري واژة «ارتش مردمي» براي ارتش، صدور فرمان‌هاي متعدد و قاطع به‌منظور استقرار انضباط و رعايت سلسله مراتب،‌ ارتقاء روحيه، تأكيد بر عدم ورود نيروهاي مسلح به احزاب و كشاندن سياست به سربازخانه‌ها و اقدامات بسيار ديگر كه همه اين موارد، در حكم وظايف و مسئوليت‌هاي يك فرمانده، در مديريت نيروهاي انساني سازمان متبوع خود به شمار مي‌رود.
از ديگر اقدامات امام راحل در مقام سرفرماندهي نيروهاي مسلح، صدور فرمان قاطع اعزام يكان‌هايي از ارتش براي برقراري امنيت به مناطق غرب كشور و سركوب ضد انقلاب و بويژه شكستن محاصره شهر پاوه بود. همچنين مخالفت و مبارزة جدي با مدعيان تشكيل «ارتش بي‌طبقه توحيدي» 0 همه و همه از نمونه‌هاي گويايي است كه از به روز بودن، تحول‌پذيري و به‌كارگيري هنرمندانه افراد تحت فرماندهي امام حكايت مي‌كند؛ يعني همان خصلت‌هاي سه گانه مديران راهبردي كه قبلاً ذكر آن رفت.( (سایت تاریخ معاصر ایران،رفتارشناسي امام خميني(ره) در نقش فرماندهي كل نيروهاي مسلح در هشت سال دفاع مقدس)

رفتارشناسي فرماندهي امام راحل(ره) در جنگ تحميلي
همزمان با به صدا درآمدن طبل جنگ، توسط رژيم بعثي عراق، نخستين گام و بارزترين صفت فرماندهي كه حضرت امام رحل(ره) آن را به عنوان بالاترين مقام مسئول نظامي و رهبري كشور از خود نشان دادند، «خونسردي» و «خويشتن‌داري» چشمگير ايشان در مقابل تجاوز غافلگير كننده عراق بود؛ آن هم در بحبوبه انبوه بحران‌هاي داخلي و فشارهاي خارجي پس از انقلاب كه نشان از اعتماد به نفس غيرقابل تصور امام داشت. در واقع، اين رويه، الگوي بسيار ارزشمندي براي همة فرماندهان و مسئولين رده‌هاي پايين‌تر بود كه موجب ايجاد آرامش رواني در سطوح مختلف كشور – از نهادهاي نظامي و سياسي گرفته تا عامه مردم – شد و از هيجان و به هم ريختگي و دستپاچگي تا حدود بسيار زيادي جلوگيري كرد. اين خويشتن‌داري واعتماد به نفس، نمونه گويايي از خصائل و صفات يك فرمانده عالي نظامي است.
در سي‌ويكم شهريورماه سال 59؛ يعني همان روز آغاز تجاوز عراق به ايران، امام طي پيامي فرمودند: «نبايد با خيال اينكه جنگي شروع شده، دست و پاي خودمان را گم كنيم؛ يك دزدي است كه آمده يك سنگي انداخته و فرار كرده [و] رفته سرجايش؛‌الان هم دولت ايران مشغول شده كه جواب آنها را بدهد.»
در واقع اين گفتار امام، ضمن ارائه يك الگوي برجسته از رفتار و آرامش فرماندهي عالي نظامي، راهبرد و دكترين نظامي ايران را نيز در مقابل عراق اعلام مي‌كند كه ايران جواب متجاوز را خواهد داد واين، نمادي از عدم پذيرش تجاوز و سازش‌ناپذيري با خواسته‌ها وراهبرد دشمن است.
در گام بعدي، امام راحل(ره) به ارائه اطلاعات در سطح راهبردي، پرداخته و علل تحميل جنگ توسط عراق به ايران را اين‌گونه تبيين فرمودند: «توجيه و برآورد اطلاعاتي.» امام، در اين برآورد اطلاعاتي راهبردي، مقابلة استكبار جهاني با اسلام بپا خاسته را به دست عراق، مقابله با قيام مسلمانان عليه رفتار متكبرانة غرب و شرق، جلوگيري از نفوذ اسلام ناب به ديگر كشورهاي مسلمان، تلاش ابرقدرت‌ها براي حفظ منافع خود در منطقه، نا آگاهي از وضعيت ايران و نهايتاً تصرف مناطق نفتي ايران و سرنگوني نظام نوپاي اسلامي اعلام كرده و اين موارد را در شمار علل اساسي اين تجاوز برشمرده و صدام حسين را آغازگر جنگ دانستند.
امام راحل(ره)، سپس دربيان نوع اتخاذ راهبرد نظامي ايران در قبال تجاوز و چگونگي مقابله با آن، تحت عنوان «هويت ما در جنگ تحميلي» ضمن اعلام اينكه جنگ ايران و عراق يك جنگ عقيدتي – سياسي است و نه ادعاهاي به ظاهر ارضي عراق از ايران، شكل جنگ را كه عمدتاً براي سركوب انقلاب ايران به راه افتاده بود، يك جنگ «گره خورده با انقلاب» دانسته و در اين مفاهيم خلاصه فرمودند:
جنگ ما يك جنگ دفاعي است و جنگ دفاعي يك تكليف است و دفاع، يك حركت عقلاني است؛
ايمان و ايثار رزمندگان و شهادت‌طلبي آنان، حاصل انقلابي بودن جنگ به صورت يك قوة الهي عامل اساسي دفاع ما است؛
پاي‌بندي به اصول اخلاقي و عمل به قواعد اسلامي در تكاليف جنگي [در شمار تعهدات ماست]؛
و سرانجام مردمي بودن جنگ و شركت همة اقشار و طبقات در جنگ را تأكيد فرمودند.
در ادبيات نظامي، مي‌توان نكات فوق را همان «راهنماي طرح‌ريزي» به شمار آورد. در اوج‌گيري جنگ در سال اول (60 – 59) امام رحل(ره)،‌به عنوان فرمانده كل قوا، با ملاحظه مصالح كشور، در بحبوبه عمليات، حتي در صدور حكم عزل رئيس جمهور وقت و مسئول هدايت جنگ، به علت به‌وجود آمدن ناهماهنگي‌هاي سياسي و نظامي در سطح كشور، در يك شرايط بسيار خطير – درنگ نكردند. گذشته از آن، اعمال تروريستي و خرابكاري هاي كمرشكن ضد انقلاب مسلح داخلي را تحمل كرده و با اعلام راهبرد ملي تحت عنوان «جنگ در رأس امور است» و اعلام موضع قطعي ايران در صحنة بين‌المللي، براي مجامعي مانند سازمان ملل متحد، با بيان «جنگ تا رفع فتنه» مانع از اين شدند كه مشكلات، موانع داخلي، رقابت‌ها، چالش‌هاي سياسي گروهك‌هاي معاند، آشوب و آتش در پاره‌اي از مناطق غرب كشور، تحميل تحريم‌هاي نظامي، سياسي و اقتصادي و فشارهاي خارجي  به كشور، بتوانند بر جريان جبهه‌ها و عزم استوار و اراده خلل‌ناپذير رزمندگان تأثير نامطلوب بگذارند و كوچكترين تزلزلي در اراده ملي، مبني بر آزادسازي مناطق اشغالي، رفع تجاوز وسركوب متجاوز، تزلزل و ترديد و ناهماهنگي ايجاد نمايد. ايشان، در واقع راهبرد ملي و نظامي ايران را با عزمي استوار، همچنان دنبال كردند و حتي شهادت فرماندهان عالي‌رتبه ارتش در جريان سانحه سقوط هواپيماي سي – 130 را با بردباري تحمل كردند؛ همچنين، ترورهاي متعدد مقامات بلندپايه كشوري، نه تنها تأثيري در ارادة آهنين فرماندهي كل ايجاد نكرد؛ بلكه ايشان را هر لحظه در اجراي خواسته‌هاي بر حق ايران، مبني بر پذيرش آتش‌بس، مشروط به آزادسازي كل مناطق اشغالي و عقب‌نشيني كامل نيروهاي دشمن و متجاوز شناخته شدن رسمي عراق، تنبيه متجاوز و جبران خسارت، استوارتر مي‌كرد. اين استواري امام، رعايت اصل «هدف» را كه از اصول جنگ به شمار مي‌رود، به ما گوشزد مي‌كند.
امام، در اين زمينه به اساسي‌ترين عوامل پيشبرد راهبرد ملي و نظامي، توجه خاص مبذول داشتند.كه همانا «دميدن روحيه استقامت و رزمندگي و اميدواري در رزمندگان و ملت ايران» بود. امام، همچنين ضمن اشاره به امدادهاي خداوندي، بر بحق بودن ايران در جنگ و اداي تكليف در مبارزه با تجاوز، پافشاري و از اين امر، لحظه‌اي فروگذار نمي‌كردند. در سال اول جنگ، با اعلام تدبير عملياتي «حصر آبادان بايد شكسته شود»، راهبرد عمليات قاطع و صريح و روشني را نيز براي كسب برتري بر ماشين جنگي دشمن و به شكست كشاندن راهبرد متجاوز به نيروهاي مسلح ابلاغ فرمودند.
نكته شايان توجه در تمامي اين موارد، علاوه بر توكل خالصانه امام به حول وقوة الهي و اعتقاد راسخ به پيروزي نهايي حق بر باطل – از منظر نظامي – مشاورت دائمي و مستمر با فرماندهان و مسئولان بلندپايه لشكري و مسئولان تراز اول كشوري، براي دريافت نظرات كارشناسي آنان به منظور تصميم‌گيري و صدور تدابير نهايي خود بود و اين امر، نشان مي‌دهد كه حضرت امام، مفهوم اساسي «روش فرماندهي و ستاد» را در سطح كلان، همواره، ‌در نظر داشتند.
فرماندهان درگير در جنگ، پيوسته با خطرات، تهديدها و مشكلات متنوعي روبه‌رو هستندكه بخشي از اين مشكلات، فيزيكي هستند؛ مانند: نيازهاي روزافزون آمادي يا مشكلات شخصي نيروي انساني و يا تغييرات غيرمنتظره در صحنه رزم، اما بخش ديگري از مشكلات فرماندهان، حضور احساسات روحي ورواني آنان است؛ از جمله تأثر خاطر به سبب تلفات و ضايعات وارده ناگزير بر نيروهاي انساني تحت فرماندهي آنان كه اين موضوع، براي فرماندهان، سخت دردناك و غم‌انگيز است؛ زيرا هريك از رزمندگان، در واقع، در حكم فرزندان فرماندهان به‌شمار مي‌آيند. حضرت امام راحل نيز در سطح عالي فرماندهي خود از اين امر مستثني و فارغ نبودند و از شهادت رزمندگان در جبهه‌ها و وضعيت خانواده‌هاي آنان،‌درد و غمي جانكاه در دل ايشان مي‌نشست و بارها و شيوه‌هاي گوناگون اشاره مي‌فرمودند كه: «من به همة عزيزاني كه خانه و كاشانه و جگرگوشگان خود را در اين حوادث و ميدان‌هاي كارزار از دست داده‌اند، عرض مي‌كنم كه يقيناً شما احساس همدردي و رنج اين خدمتگزار و پدر پير خود را درك مي‌كنيد؛ من ويراني خانه و شهر شما را ويراني خانه خود و شهادت و جراحت عزيزان و فرزندان شما را جراحت و شهادت فرزندان خود مي‌بينم، اما شما را به صبر و مقاومت سفارش مي‌كنم.»
آخرين فراز بيانات فوق، كماكان نشان دهنده روحيه محكم و عزم خلل ناپذير فرماندهي عالي نظامي ايران در ادامه و اتمام مأموريت و وصول به هدف مي‌باشد كه سرمشق و الگويي بسيار ارزنده براي رده‌هاي ديگر فرماندهان است كه مي‌بايسست با وجود همة مشكلات و موانع، فكر و ذكري جز درهم شكستن ميل جنگجويي و به شكست كشاندن راهبرد حريف نداشته باشند.
امام، در جهت هدايت راهبردي جنگ، همواره، اوامر و تذكرات قاطع و بهنگامي را به نيروهاي مسلح، براي انجام مأموريت صادر و همچنين، در حمايت جبهه‌ها از نظر نيروي انساني و امور آمادي، مصوبات و فرمان‌هاي متعددي صادر فرمودند؛ مانند پذيرش تشكيل قرارگاههاي عملياتي، جابه‌جايي نيروهاي عمده از مناطق سرزميني به مناطق عملياتي، احضار نيروهاي احتياط و بسيج، تأكيد بر همكاري ارتش و سپاه، صدور فرمان مبني بر تشكيل سه نيرو براي سپاه پاسداران، تأكيدات فراوان به دولت براي پشتيباني از جبهه‌ها، قرار دادن نيروي بسيج مستضعفين در اختيار سپاه پاسداران و نمونه‌هايي از اين دست، از جمله فرمان‌هاي راهبردي فرماندهي عالي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران براي افزايش بنيه دفاعي و كارايي نيروهاي رزمنده بود.
موضوع پذيرش آتش‌بس – پس از انجام عمليات بيت‌المقدس و فتح خرمشهر – كه امام پس از مشاورة فراوان با فرماندهان نظامي و مسئولان سياسي كشور و بررسي كليه جوانب امر، نظر نهايي خود را اتخاد فرمودند، در واقع نمونه ديگري از كاربرد روش «فرماندهي و ستاد» - آن هم در يك سطح بالا و راهبردي – است و به قرار گفته‌ها و نقل‌قول ها، امام، نظرات فرمانداهان نظامي و كارشناسان سياسي را بر نظريه خويش مقدم شمرده و نهايتاً پيشنهادهاي آنان را توأم با ارائه رهنمودهاي ارزنده‌اي براي ادامه جنگ، پذيرفتند.
يك نمونه ديگر از نگاه كاملاً نظامي امام راحل(ره) را مي‌توان در عمليات معروف «فتح‌المبين» ملاحظه كرد. روز قبل از آغاز عمليات فتح‌المبين، با توافق دو فرمانده اصلي جنگ، يعني شهيدصياد شيرازي و برادر محسن رضايي، در بعدازظهر روز يكم فروردين سال 61، آقاي محسن رضايي، ضمن شرفيابي اضطراري به حضور امام و ارائه گزارش وضعيت جبهه‌ها، از امام درخواست مي‌كند كه براي آغاز آفند نيروهاي ايراني در جبهه فتح‌المبين «استخاره» نمايند. امام راحل(ره) در پاسخ مي‌فرمايند: «اگر شما پيش‌بيني و تهيه‌هاي لازم را براي عمليات كرده‌ايد كه ديگر نيازي به استخاره نيست؛ برويد و كار خود را عملي كنيد، اما براي تبرك مي‌توانيد به قرآن توسل جوييد.» اين امر نشان مي‌دهد كه حضرت امام(ره)، با وجود مقام عالي معنوي و عرفاني خود، چگونه مانند يك فرمانده نظامي عمل‌گرا بوده‌اند.
نمونه ديگري از بينش نظامي راهبردي امام، علاوه بر بينش سياسي و درك اوضاع بين‌المللي و ترفندهاي استكباري، دستور بازگشت نيروهاي اعزامي ايران به لبنان از ابتداي راه، پس از آغاز هجوم رژيم صهيونيستي به جنوب لبنان بود. عراق، براي رهايي از فشار نظامي ايران، پس از فتح خرمشهر با ترفند برقراري آتش‌بس با ايران، موضوع «دعوت از ديگر كشورهاي مسلمان براي مبارزه دسته جمعي با تجاوز رژيم صهيونيستي» را مطرح كرد كه البته موضوع اجراي آتش‌بس با ايران، طبق اين خدعه عراق، تحميل همان شرايط مورد نظر عراق بود كه قبلاً به آن اشاره شد كه هرگز مورد قبول ايران نبود. در چنان زمان هيجان آلود و فضاي سياست‌زده‌اي كه تعدادي از فرماندهان و سياسيون هم از روي احساسات و هيجان، متمايل به اين امر شده بودند،‌امام، با درك صحيح از وضعيت صحنه بين‌الملل براي منصرف كردن ايران از ادامه عمليات عليه دشمن، با اعلام شعار «راه قدس از كربلا مي‌گذرد» و بيان اينكه، «تا همة كشورهاي مسلمان نيرو به جبهه اسرائيل اعزام نكرده‌اند، ايران به تنهايي به اين كار اقدام نمي‌كند»، در واقع ترفند سياسي نظامي دشمنان را خنثي كرده و ادامه جنگ تا شكست كامل راهبرد تجاوزكارانه عراق به ايران را در اولويت كارها قرار دادند.
از ديگر اقدامات راهبردي نظامي امام راحل(ره)، در نقش فرمانده كل نيروهاي مسلح، اعلام تذكرات، اخطارها و هشدارهاي سياسي و بخصوص نظامي به نيروهاي خودي و دشمن است كه در اين موارد مي‌توان به نمونه‌هاي زيرين استناد كرد:
تذكر به نيروهاي مسلح خودي در باب حفظ روحيه، استقامت و اتحاد و انسجام هرچه بيشتر؛
هشدار به مخالفين داخلي و ضد انقلاب در مورد انتقادات و كارشكني‌هاي آنان؛
هشدار به مردم و ارتش عراق؛
هشدار به دولت‌هاي منطقه، بخصوص حاميان صدام و دعوت ازكشورهاي اسلامي براي مقابله با صدام؛
بيان جنايات رژيم بعثي، عليه مردم عراق؛
بيان جنايات رژيم يعني در ايران، عليه مردم بي‌دفاع به صورت بمباران شهرها و مراكز غيرنظامي و مسكوني؛
و سرانجام، هشدار به نيروهاي خودي، بويژه نيروي هوايي، براي پرهيز از وارد كردن صدمه به غيرنظاميان و تأسيسات غيرنظامي و مناطق مسكوني.
پذيرش قطعنامه‌هاي صادره از شوراي امنيت (تقريباً به استثناي قطعنامة 598) و پيشنهادهاي آتش‌بس ميانجي‌گران بين‌المللي مانند «ضياءالحق» - رئيس جمهور وقت پاكستان - «احمد سكوتوره» - رياست جمهوري غنا - «حبيب شطي» - دبيركل اتحاديه عرب - «پرز دوكوئيار» - دبيركل سازمان ملل متحد – و عده‌اي ديگر و متقابلاً، عدم پذيرش قطعنامه‌هاي شوراي امنيت مبني بر برقراري آتش‌بس فوري از سوي امام از آن جهت بود كه پذيرش هريك از اين قطعنامه‌ها و پيشنهادها در زمان خود، در شرايطي بود كه هنوز مناطق وسيعي از ايران در اشغال نيروهاي متجاوز قرار داشت كه در مذاكرات آتش‌بس، بدون ترديد كفه امتيازدهي را به سود عراق سنگين مي‌كرد؛ بنابراين، تا فراهم آمدن يك زمينه كاملاً مساعد و مناسب در جبهه‌هاي جنگ، پذيرش آتش‌بس در وضعيت موجود از نظر نظامي به سود ايران نبود.
از سوي ديگر، موافقت با سازماندهي‌هاي كلان و راهبردي، در نيروهاي مسلح، براي تسهيل امور مربوط به فرماندهي و كنترل، مانند: تشكيل قرارگاه خاتم‌الانبياء(ص) و انتصاب آيت‌الله خامنه‌اي و سپس آقاي رفسنجاني به عنوان فرماندهان اين قرارگاه و تصويب پيشنهادهاي اين ستاد، اقدامي نظامي در سطح كلان به شمار مي‌رود.
پذيرش قطعنامه 598 در مرداد 1367، در وضعيتي صورت گرفت كه در صحنه بين‌المللي و منطقه‌اي همه چيز و همة امور به زيان ايران پيش مي‌رفت و اين، درحالي بود كه خطرات بسيار بزرگي را متوجه اساس كشور و نظام كرده بود. حمايت‌هاي بي‌دريغ و همه جانبه استكبار شرق و غرب ازديدگاه‌هاي سياسي، اقتصادي و تجهيزاتي عراق و متقابلاً تشديد تحريم ايران و بويژه احتمال بسيار زياد كاربرد سلاح‌هاي شيميايي، عليه شهرهاي ايران توسط صدام و نيز شدت گرفتن جنگ نفت‌كش‌ها و مشكلات اقتصادي كمرشكن براي دولت جمهوري اسلامي، حضور ناوگان آمريكا در خليج فارس و اقدامات خصمانه آن عليه سكوهاي نفتي و ناوگان نيروي دريايي ايران از سوي آمريكا، بخش كوچكي از فشارهاي عظيم بين‌المللي بود كه براي جلوگيري از شكست عراق، بر ايران وارد مي‌شد و امام، پس از رايزني‌هاي مفصل با مسئولان بلندپايه كشوري و لشكري و دريافت پيشنهادها، خواسته‌ها، نيازمندي‌ها و تطبيق آنها با امكانات و مقدورات موجود، نهايتاً در زماني بسيار حساس – به عنوان فرمانده عالي جنگ – قطعنامه آتش‌بس را پذيرفتند؛ درحالي كه ممكن بود همه چيز به ضرر و زيان ايران تمام شود.
آزادسازي مناطق اشغالي و بيرون راندن متجاوز و از همه مهم‌تر، با شكست مواجه كردن راهبرد متجاوزو حاميان او در تجاوز نظامي به ايران، در شرايطي كه نظام جهوري اسلامي ايران به عنوان يك قدرت برتر در منطقه تثبيت شده بود، نشانه‌هاي بارزي از پيروزي‌هاي به دست آمده طي هشت سال دفاع مقدس هستند و از اين رو، مي‌توان پذيرش قطعنامه 598 را ازديدگاه نظامي اقدامي به موقع؛ در شرايطي كه مناطق اشغالي آزاد شده بودند، به حساب آورد. (سایت تاریخ معاصر ایران،رفتارشناسي امام خميني(ره) در نقش فرماندهي كل نيروهاي مسلح در هشت سال دفاع مقدس)
جمع بندی
اگر آزادسازي مناطق اشغالي و به شكست كشاندن راهبرد عراق، در تجاوز به ايران را بزرگترين و اساسي‌ترين پيروزي در اين جنگ طولاني براي ايران بدانيم، بدون شك، فرماندهي عالي نظامي الهي امام و بينش، زيركي و موقع‌شناسي خاص ايشان به عنوان فرمانده عالي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران،‌يكي از محوري‌ترين مؤلفه‌هاي اين پيروزي بوده است. (سایت تاریخ معاصر ایران،رفتارشناسي امام خميني(ره) در نقش فرماندهي كل نيروهاي مسلح در هشت سال دفاع مقدس)
مبانی امام در مسایل نظامی شامل:
مديريت مكتبي در فرماندهي، ساختار مكتبي، استقلال، رعايت سلسله مراتب نظامي منطبق بر اصول اسلامي ،  نهادينه كردن وحدت رويه در بين تمامي نهادهاي نيروهاي مسلح، دارا بودن پايگاه مردمي .
و اوصاف نظاميان از نگاه حضرت امام عبارت است از:
ايمان به خدا به عنوان برترين محرك حركت، قدرت و روحيه يك رزمنده مسلمان؛ بينش و آگاهي،
صبر و پايداري در مقابل سختي‌ها و تهديدات دشمنان و مصائب ميدان جنگ براي ادامة نبرد
اطاعت‌پذيري، اطاعت از رهبري،   شهادت‌طلبي، اخلاص.
راهبرد نظامي و سياست‌هاي كلي دفاعي امام:
آمادگي رزمي، (شامل آمادگي جسمي، مهارت نظامي و برخورداري از تجهيزات لازم و آمادگي روحي)، بسيح همگاني براي تقويت بنية دفاعي، خودكفايي نظامي و دشمن‌شناسي(سایت تاریخ معاصر ایران،رفتارشناسي امام خميني در نقش فرماندهي كل نيروهاي مسلح در هشت سال دفاع مقدس)
با عنایت به این اصول بر گرفته از اسلام ناب توسط امام، اگر در استراتژی، تاکتیک و تکنیک های نظامی تحت هر شرایطی و به هر دلیل از این اصول عدول کرده یا بی توجهی شود این تحریف است. تحریف اصول و راه امام و شخصیت امام است. 

چگونه امام خميني از بعد امنیتی قابل تحریف است؟
مقدمه
جمهوری اسلامی ایران نخستین حکومتی است که در عصر جدید، داعیه پیروی و اعمال اصول اسلامی در سیاست را دارد. پایه های اعتقادی این حکومت، بر گرفته از تفسیری خاص از اسلام می باشد. به قول «فرد هالیدی »، انقلاب اسلامی ایران نخستین انقلاب در تاریخ جدید (پس از انقلاب کبیر فرانسه در1789) می باشد که ایدئولوژی حاکم، شکل سازمان، اعضای رهبری کننده و هدفهای اعلام شده آن، هم در ظاهر و هم در باطن، مذهبی بوده است. نظام حاصل از این انقلاب نیز کاملا بر پایه های ایدئولوژی اسلامی استوار گردیده است.بنابر این، طرح مقولات در عرصه سیاست و حکومت ج .ا.ا بدون یاد آوری و تبیین جنبه اسلامی آن، نامفهوم خواهد بود. بدین منظور، در ابتدای این بحث تلاش می شود تا جایگاه بحث امنیت در اسلام مشخص گردد و پس از آن، دیدگاههای امام خمینی در خصوص این مساله مورد بررسی قرار گیرد.
مباحث مربوط به دیدگاه امام خمینی از آنجایی در ادامه بحث امنیت در اسلام مورد توجه قرار می گیرد که در واقع، اندیشه های سیاسی و حکومتی امام، باز تاب تفسیر ایشان از سیاست و حکومت در اسلام می باشد. امام خمینی  با توجه به دیدگاه ویژه ای که در خصوص حکومت اسلامی داشتند و تمامی تلاش خود را در دوران مبارزات و استقرار نظام، صرف پیاده نمودن آن نمودند، در زمینه مفاهیمی چون امنیت و منافع ملی نیز دارای تفسیر مذهبی ویژه خود بودند. این تفسیر به طور همه جانبه، مباحث سیاسی و حکومتی نظام را در دوران بیست ساله عمر آن مورد تاثیر خود قرار داده است. با توجه به این مساله طرح بحث امنیت در جمهوری اسلامی بدون فهم دیدگاه های امام ناقص خواهد ماند. لذا بررسی دیدگاه های کلی اسلام و اندیشه های سیاسی امام در این خصوص می تواند مقدمه ای برای ورود به بحث امنیت در جمهوری اسلامی ایران باشد.
نکته دیگری که در این مقاله لازم به یادآوری است، مفهوم امنیت می باشد. آنچه که امروزه در مباحث سیاسی، خصوصا در مباحث سیاست خارجی، بیشتر مد نظر می باشد، مفهوم «امنیت ملی » است نه فقط «امنیت » تنها.امنیت ملی از مفاهیمی است که عمر چندانی در مباحث سیاسی ندارد. ریشه آن به انقلاب کبیر فرانسه بر می گردد; زمانی که برای اولین بار واژه هایی چون «ملی » و «ملیت »، خلق شده و دارای تعاریف و محدوده های ویژه ای گشتند. تا امروز این مفهوم دچار تحولات مختلفی شده است که طرح آن در این بحث مقدور نیست.  آنچه که می توان در اینجا به آن اشاره نمود، این است که امنیت ملی دارای دو بعد می باشد: 1- بعد داخلی، 2- بعد خارجی. به رغم اینکه نمی توان در اسلام تعریف خاصی از امنیت ملی را جست جو نمود; ولی با معیار قرار دادن «مساله امنیت »، می توان هم برای ابعاد داخلی آن و هم برای ابعاد خارجی آن، دیدگاه های مشخصی یافت. در بررسی آرای امام خمینی نیز در خواهیم یافت که ایشان به گونه ای به هر دو جنبه از ابعاد یاد شده امنیت ملی توجه داشتند. برای جلوگیری از اطاله کلام و بدون آنکه مبحثی مستقل در خصوص امنیت آورده شود، به اصل موضوع می پردازیم.
الف - بررسی دیدگاه اسلام:
1 - بررسی متون اسلامی
بهترین راه شناخت دیدگاه اسلام راجع به مفهوم امنیت، رجوع به منابع اولیه اسلامی است. قرآن کریم اولین منبع احکام اسلامی است. قرآن، امنیت را یکی از اهداف استقرار حاکمیت الله و استخلاف صالحان و طرح امامت می شمارد. قرآن در این باره می فرماید:
«خدا به کسانی که از شما بندگان (به خدا و حجت عصر«عج ») ایمان آورد و نیکوکار گردد وعده فرمود که (در ظهور امام زمان) در زمین خلافت دهد، چنانکه امم صالح پیامبران سلف، جانشین پیشینیان خود شدند و علاوه بر خلافت، دین پسندیده آنان را (که اسلام واقعی است)بر همه ادیان تمکین و تسلط عطا کند و به همه مؤمنان پس از خوف و اندیشه از دشمنان ایمنی کامل دهد که مرا به یگانگی بی هیچ شائبه شرک و ریا پرستش کنند(نور 55) و نیز احساس امنیت را از خصایص مؤمن معرفی می کند:«اوست خدایی که سکینت و وقار بر دلهای مؤمنان آورد (فتح 4). همچنین مداهنه با دشمن و روح سازش را منافی با امنیت می داند.«پس تو (و امتت ای رسول) هرگز از مردم کافری که آیات خدا را تکذیب می کنند، پیروی مکن. کافران بسیار مایلند که تو با آنها مداهنه و مدارا کنی (و معترض بتهایشان نشوی) تا آنها هم به نفاق با تو مدارا کنند» (قلم 8 و9) و تامین امنیت را از اهداف جهاد می شمارد:«و با کافران جهاد کنید تا فتنه و فساد از روی زمین بر طرف شود و همه را آیین دین خدا باشد.»(بقره 193) و شهری که در آن امنیت باشد، از مثلهای الگوهای قرآنی است: «و خدا بر شما حکایت کرد و مثل آورد (تا گوش کرده و عبرت گیرید) مثل شهری را (چون شهر مکه) که در آن امنیت کامل حکمفرما بود و اهلش در آسایش و اطمینان زندگی می کردند و از هر جانب، روزی فراوان به آنها می رسید.»(نحل 112)
علاوه بر قرآن کریم، احادیث ائمه اطهار(ع) نیز در باب امنیت راهگشا می باشند. حضرت علی(ع) تامین امنیت در جامعه را از انگیزه های قیام صالحین و اهداف عالیه امام می داند:
«خدایا تو می دانی آنچه از ما رفت نه به خاطر رغبت در قدرت بود و نه از دنیای ناچیز خواستن زیادت; بلکه می خواستیم نشانه های دین را به جایی که بود، بنشانیم و اصلاح را در شهرهایت ظاهر گردانیم، تا بندگان ستمدیده ات را ایمنی فراهم آید و حدود ضایع مانده ات اجرا گردد.»
و نیز در عهدنامه مالک اشتر، ضمن تاکید بر انعقاد پیمانهای صلح برای تامین امنیت، پیشگیری از عوامل تهدید کننده امنیت را نشان می دهد:
«و از صلحی که دشمن، تو را بدان خواند و رضای خدا در آن بود، روی متاب که آشتی، سربازان تو را آسایش رساند. و از اندوه هایت برهاند و شهرهایت ایمن ماند. زنهار! زنهار! از دشمن خود پس از آشتی بپرهیز که بسا دشمن به نزدیکی گراید تا غفلتی یابد و کمین خود بگشاید... پس وراندیش شو و به راه خوش گمانی مرو.»
اصولا اسلام هر نوع ایجاد وحشت و هراس را در درون انسانهایی که مرتکب خلافی نشده اند، ظلم و تجاوزی بس بزرگ تلقی می کند. امنیت جان و مال و عمل و حقوق و آزادیهای مربوطه، شخصیت و شرف و حیثیت و مسکن، از تاکیدات اسلام است; ضمن اینکه امنیت در اسلام، اختصاص به صالحان و افرادی دارد که مرتکب خلافی نشده و در مسیر انجام وظیفه اند و در مقام احترام به قانون هستند. و اما آنها که در مسیر خلافند و یا مرتکب بزه و جرم شده اند، به دلیل ماهیت عملکردشان، از حق امنیت محرومند: «آنانکه ایمان به خدا آورده و ایمان خود را به ظلم و ستم نیالودند، در دو عالم ایمنی آنها راست.»(انعام 82)
توجه به آیات و روایات یاد شده می رساند که اسلام از یک طرف وجود امنیت را در داخل بلاد اسلامی و حتی در درون فرد مسلمان ضروری می داند و از سوی دیگر، به جنبه خارجی امنیت در سرزمین های اسلامی توجه دارد و در همین راستاست که مسلمانان را از مداخله و سازش با دشمن بر حذر می دارد و در عین حال، به انعقاد پیمانهای صلح عادلانه با دشمن تاکید می نماید.
 از دیدگاه اسلام، حفظ و تامین امنیت از وظایف حکومت اسلامی است. به طوری کلی، حضرت علی(ع) وظیفه حکومت را سه چیز اعلام می دارد:1- اصلاح اهل 2- عمران بلاد 3- حفظ ثغور. اصلاح اهل; یعنی ترقی و تعالی انسانها و نسلهای آدمی. تکامل استعدادهای نهفته در هر انسان، در زمره این وظیفه می باشد. عمران بلاد نیز توسعه و ترقی عمدتا مادی سرزمین اسلامی را مورد توجه قرار می دهد. سومین وظیفه حکومت که در اینجا مورد نظر است، حفظ ثغور یعنی حفظ مرزهای کشور است. با توجه به مضمون روایت فوق، در حقیقت، روابط بین المللی وسیله ای در تحکیم و حفظ ثغور سرزمین است و مسؤولین بخشهای دیگر اجرایی در اصلاح اهل و عمران بلاد مسؤولیت خود را باید همگام با برنامه حفظ شؤون و ثغور بین المللی کشور اسلامی ایفاء نمایند. (سایت حوزه ،مؤلفه های امنیت در اندیشه امام خمینی،سالار، محمد)
2 - رابطه امنیت و سیاست خارجی
مساله امنیت بدون توجه به مبانی سیاست خارجی در اسلام ناقص خواهد ماند. اعتقاد کلی بر این است که این آیین در همه زمینه ها از جمله نظام حکومتی، که خود سیاست خارجی را نیز شامل می شود، نظر و برنامه دارد. قبل از پرداختن به اصول سیاست خارجی اسلام، لازم است تا مفهوم «منافع ملی » یا «مصالح جامعه اسلامی » روشن گردد. همان طوری که گفته شد، واژه های ملی و ملیت، اصطلاحات نوینی هستند که در عرصه روابط بین الملل ظهور کردند. اسلام دینی است فراگیر، جهانی و همیشگی که برای مرزهای ملی ارزش ذاتی قائل نیست. به همین دلیل، «حفظ منافع ملی » نمی تواند به عنوان اصل اولیه سیاست خارجی اسلام ملحوظ گردد. به عبارت دیگر، در عرف بین المللی، مفاهیم مرز، حاکمیت ملی و جمعیت و تابعیت تعاریف خاص خود را دارد که در اسلام برای مفاهیم یاد شده، تعاریف دیگری در نظر است. همچنین شالوده سیاست خارجی در اسلام، بر قواعد الزام آور حقوقی در فقه استوار است و فقه برای بنیادهای ملیت، ارزش حقوقی قائل نیست; ضمن اینکه اصل حفظ منافع ملی، زیر بنایی ترین و کلی ترین اصل سیاست خارجی عرفی حاکم است. لذا، اصول دیگر تماما رنگ حفظ منافع ملی را به چهره دارد; لکن در فقه سیاسی اسلام اصل دیگری به نام حفظ دارالاسلام حاکم است که اصول دیگر در پرتو آن رنگ می گیرد. (8) با این تفسیر، امنیت ملی نیز در اسلام مفهوم خاصی پیداکرده. و کلمه امت به جای واژه ملت می نشیند و امنیت یک کشور اسلامی به امنیت کل جهان اسلام وابسته می گردد. به عبارت دیگر، در برداشت اسلامی، امنیت امت اسلامی به جای امنیت ملی و مصالح جامعه اسلامی، به جای منافع ملی گسترش می یابد.


به هر تقدیر، می توان مبانی سیاست خارجی در اسلام را در سه اصل کلی زیر خلاصه نمود: (9)
1 - حفظ دارالاسلام در مقابل دارالحرب، دارالکفر و دارالمعاهد: در اسلام تمامی ارتباطات امنیتی - اقتصادی خارجی باید در راستای این اصل تنظیم گردد. مسائلی از قبیل: حسن همجواری، خرید و فروش تسلیحات، تجهیز قوا، جهاد تدافعی، مناسبات سیاسی، تجاری و اقتصادی با دول و سازمانهای دیگر که موجب امنیت و جلب حمایت دیگران و کمک به بشریت در جهت رسیدن به آرامش و همزیستی مسالمت آمیز است، در زیر مجموعه حفظ دارالاسلام جای دارند.
 2 - اصل دعوت: اصل دعوت در اسلام به خوبی مؤید طرح تکاملی انسان به سوی حرکت در جهت ایجاد امت واحده جهانی است و به این ترتیب، خواستار بر قراری پیوند میان امنیت جامعه اسلامی با جوامع دیگر است. قرآن کریم می فرماید:«یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم ». علاوه بر اسلام، تمامی مکاتب دینی و سیاسی دیگر نیز به اصل دعوت اهتمام خاصی دارند. فلسفه وجودی بسیاری از ارتباطات نوین امروزی (رادیوها،...) مبتنی بر اصل دعوت است. در دیدگاه اسلامی، اجتنات از این اصل نه تنها دارالاسلام را با خطر اضمحلال مواجه می سازد; بلکه عقوبت اخروی نیز در انتظار خواهد بود. این اصل از چنان اهمیتی بر خوردار بود که جزء اولین وظیفه اجتماعی هر پیامبری به شمار می رفت.
3 - اصل نفی سبیل: این اصل مبتنی بر اقتدار اسلام و اعتلای آن بر دیگر مکاتب است. «الاسلام یعلوا و لایعلی علیه ». به عبارت دیگر، ولایت کفار بر مسلمانان در اسلام جایز و پسندیده نیست. بر طبق این اصل، اگر در معاهده ای (اقتصادی - امنیتی) حیثیت دارالاسلام لحاظ نشده باشد، آن معاهده ملغی می باشد.
با توجه به مبانی و اصول سیاست خارجی اسلام، مشخص می گردد که این مساله در چارچوب بنیانهای ملی، منطقه ای، نژادی یا جغرافیایی محصور نمی ماند; بلکه رسالتی جهانی و پیام آن برای همه جهانیان است. از نظر اسلام، وضع موجود و حاکم بر سیاست جهانی از قبیل حاکمیت زور و محرومیت ملل مستضعف مردود است. در واقع، هدف نهایی اسلام استقرار کامل ارزشهای الهی در کل جهان است. بر این اساس است که نظام حکومت اسلامی از لحاظ آرمانی باید خود را نسبت به تمام مسلمانان و محرومان جهان متعهد بداند. علاوه بر این دیدگاه آرمانی، فلسفه جهاد در راه اسلام، راهگشای بسیاری از مسائل در سیاست خارجی حکومت اسلامی است. همان طوری که قبلا دیدیم، امر جهاد تدافعی در زیر مجموعه اصل حفظ دارالاسلام آورده شد; بنابر این، مهمترین فلسفه وجودی جهاد در چارچوب این اصل قرار می گیرد.
3 - رابطه قدرت و امنیت
در مباحث سیاسی و همچنین در عمل، مفهوم امنیت از مفهوم قدرت جدایی ناپذیر است. در طول تاریخ، مساله قدرت ملل همیشه از طریق جنگها مورد آزمون قرار گرفته است. در مکتب اسلام توسل به جنگ و اعمال قدرت فقط برای دفاع از جان، مال، ناموس، مسکن، آزادی، استقلال و مرام سایر افراد ملت جایز است و اقدام به آن، چه در حالت تدافعی و یا در وضعیت آزادی بخش منوط به مفروض بودن تجاوز و هجوم و یا قصد به تهاجم و اقدام خصمانه از سوی دشمن است; ضمن اینکه مساله جهاد و آمادگی برای آن، یکی از وظایف و شؤون اصلی امامت است و انجام آن منوط به اجازه امام است. با ملاحظه این اصل است که اسلام غیر از جهاد، اقسام دیگر جنگها را منسوخ کرده و فقط جنگی را مشروع و صحیح دانسته که در راه خدا و به منظور رفع تعدی و تجاوز و تخطی باشد. پس می توان استنباط نمود که دکترین نظامی در اسلام ذاتا تدافعی است و نه سلطه جویانه و تهاجمی. با این حال، این اصل بدین مفهوم نیست که در حکومت اسلامی به آمادگی قوای نظامی توجه نباید شود. (10) در اینجاست که مساله اهمیت قدرت در اسلام مشخص تر می گردد. در اسلام منشا قدرت و حاکمیت، خداوند است و هیچ قدرتی نیز جز به خواست خدا و از جانب او وجود ندارد. به عبارت دیگر، هیچ صاحب قدرتی مستقلا در عالم وجود ندارد و همه قدرتها به موهبت الهی در سلسله مراتب ولایت و حاکمیت پدید می آید. بر طبق اعتقادات تشیع، قدرت در حوزه ولایت تشریعی به ولی یا حاکم تفویض می گردد و ولی می تواند در تمام ابعاد اجتماعی، اعم از سیاسی، نظامی، دینی اعمال قدرت کند. علاوه بر دارنده قدرت، در اسلام، کیفیت و کمیت آن نیز بسیار مهم می باشد. در اینجاست که بحث قدرتمندی دولت اسلامی مطرح می گردد. تاکیدات اصلی اسلام در زمینه قدرت، عمدتا شامل خصایص روحی و معنوی قدرت است. ایمان مؤمنین و عمل صالحین و علم مسلمین از مهمترین منابع قدرت در اسلام است. توجه به تاریخ صدر اسلام نیز گویای چنین امری است. در واقع جنگهای پیامبر(ص) نشان می داد که قدرت لشگریان مسلمان در صدر اسلام نه در برتری اسلحه شان بود و نه در امتیازات سازمان; بلکه به برتری اخلاق و روحیه شان وابسته بود. تضعیف این روحیه توکل در اواخر دوره حیات پیامبر(ص) بود که خداوند می فرماید در حالی که قبلا هر سرباز اسلام می توانست در برابر ده سرباز کفر بجنگد، الآن فقط می تواند در برابر دو سرباز آنها استقامت نماید(انفال 65 -66). به هر تقدیر، اسلام به آمادگی دفاعی و نظامی مسلمین نیز برای حفاظت از امنیت امت اسلامی، تاکید می کند. قرآن در آیه ای سوره نساء می فرماید:«ای اهل ایمان! سلاح جنگ بر گیرید و آنگاه دسته دسته یا همه به یکبار متفق برای جهاد بیرون روید.» اسلام با درک واقع بینانه اش از تزویر و تمهیدات سلطه گرانه حکومتهای استعماری و خودکامه، بر ضرورت تحکیم و تقویت استعداد و قدرت نظامی مسلمانان تاکید بسیار دارد:«واعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم و اخرین من دونهم لاتعلمونهم الله یعلمهم ».
توجه به عامل قدرت برای حکومت اسلامی محصور به دیدگاههای قرآنی و ائمه اطهار نیست. متفکران اسلامی نیز در این مساله غور و بررسی نموده اند. از جمله کسانی که شاید بیشتر از همه متفکران مسلمان در باب مساله قدرت اندیشه کرده باشد، ابن خلدون است. وی تا حدی بر خلاف اکثر متفکرین قدیم اسلامی که بیشتر به دنبال تشریح آرمانهای اسلامی بوده اند، واقع بینانه تر و عینی تر با مسائل اسلامی بر خورد کرده است. شاید این بدلیل روش شناختی خاصی است. که ابن خلدون انتخاب کرده بود و آن، نظریه پردازی بر حسب عینیات علوم اجتماعی بود. به هر تقدیر، در نزد ابن خلدون، دولتی می تواند موجب تامین خود و جامعه خود باشد که اولا خودکامه باشد و ثانیا هر نوع اختلالی را در درون نظام، به سادگی از بین ببرد. عصبیت بالای دولت، روحیه جوش و خروش و جهانگیری و غلبه، حمیت جمعی و دفاع مشترک، تعداد زیاد کارگزاران، جمعیت زیاد، وسعت قلمرو و خاک، رفاه و توانگری، رابطه متقابل بین دولت و مردم، کسب آداب و سنن، باج و خراج ستانی دولت و تمدن سازی، از ویژگیهای دولت قدرتمند در نظر ابن خلدون است; ضمن اینکه نداشتن عصبیت و روح یادگیری، کمی حد و ثغور، تعارض بین سلطان و دربار در اداره جامعه و نداشتن نیروی نظامی قوی برای مقابله با تهاجمات، از ویژگیهای دولت ضعیف می باشد(سایت حوزه ،مؤلفه های امنیت در اندیشه امام خمینی،سالار، محمد)

معنای لغوی واژه امنیت
کلمه امنیت ریشه در واژه «امن» از زبان عربی دارد و به معنی در امان و آسایش بودن، مصونیت از خطر و ترس و آرامش خاطر می باشد. واژه «امن» یعنی بی گزند و بی آسیب و دارای آرامش. امنیت هم یعنی بی گزندی و بی آسیبی یا حالتی که در آن گزند و خطر و آسیب راه ندارد و آرامش در آن برقرار است. در تعریف امنیت «Security» می توان گفت:
«در لغت حالت فراغت از هر گونه تهدید یا حمله و یا آمادگی برای رویارویی با هر تهدید و حمله را گویند. در اصطلاح سیاسی و حقوقی به صورت امنیت فردی، امنیت اجتماعی، امنیت ملی و بین المللی به کار برده می شود.
امنیت به معنی حراست از یک فرد، جامعه، ملت و یک کشور در برابر تهدیدهای خارجی است و نقطه مقابل «تهدید» به شمار می رود، هر کشوری که بتواند تهدیدهای بالقوه و بالفعل را از میان بردارد، به آسایش و امنیت رسیده است.
«واژه‌ی امنیت، ابتدا در ادبیات سیاسی آمریکا شدیدا متداول شد. بعد از تغییرات مهمی که پس از جنگ جهانی دوم در سیاست بین الملل پدید آمد، باعث شد تا این مفهوم نیز هر چه بیشتر کارآیی پیدا کند.
«والترلیپمن» محقق و نویسنده آمریکایی، نخستین کسی است که مفهوم امنیت ملی را به روشنی تعریف کرد: «یک ملت وقتی دارای امنیت است که در صورت اجتناب از جنگ بتواند ارزش های اساسی خود را حفظ کند و در صورت اقدام به جنگ، بتواند آن را به پیش ببرد.
نکته ای که در اینجا لازم به یادآوری است، مفهوم امنیت می باشد. «آنچه که امروز در مباحث سیاسی، خصوصا در مباحث سیاست خارجی، بیشتر مورد توجه قرار می گیرد مفهوم امنیت ملی «National security» است نه فقط «امنیت» تنها. امنیت ملی از مفاهیمی است که عمر چندانی در مباحث سیاسی ندارد. ریشه آن به انقلاب کبیر فرانسه برمی گردد؛ زمانی که برای اولین بار واژه هایی چون «ملی» و «ملیت»، خلق شد و دارای تعاریف و محدوده های خاصی گشتند.تا امروز مفهوم امنیت دچار تحولات مختلفی شده است که طرح آن در این مقاله نمی گنجد. (سایت برهان،  آیا امنیت در اسلام صرفاً نظامی است؟ صدیقه احمدی)

بررسی دیدگاه امام خمینی:
امنیت و مفاهیم مرتبط با آن در کلام و آثار امام
همانگونه که اشاره شد، در ادبیات گفتاری امام از واژه ها و مفاهیم مدرن کمتر استفاده می شد. مفهوم امنیت و امنیت ملی نیز چنین وضعیتی دارند. البته این نباید به معنای کم اهمیت دانستن یا نادیده گرفتن موضوع از سوی ایشان تلقی شود. اگر امنیت ملی را آنگونه که در سطور مقدماتی مقاله از آن یاد شد، شرایط و فضایی بدانیم که طی آن یک ملت قادر است تا از ارزش های مورد نظر خویش محافظت کند و در جهت نیل به آنها گام بردارد، بدیهی است این موضوع را به عنوان یکی از کار ویژه های اساسی حکومت ها، می توانیم در آثار و سخنان امام در قالب واژه ها و مفاهیم مختلف شناسایی نموده و با غور در آنها به هدف اصلی خود که همانا تبیین ابعاد امنیت در اندیشه امام خمینی است، دست یابیم.
برای دستیابی به هدف مذکور لازم دانسته شد تا با اتخاذ رویکردی سه جانبه (ایجابی، سلبی و زمینه ای) ، هم مفاهیمی که در راستای تحقق ارزش های مورد نظر کاربرد دارند (ایجابی) و هم مفاهیمی که نقش مانع یا مخرب برای ارزش های یاد شده دارند (سلبی) و هم مفاهیمی که نقش زمینه ساز برای طرح و یا تحقق ارزش های یاد شده دارند (زمینه ای) را مورد شناسایی قرار گیرند تا بر اساس آنها بتوان نتایجی را از موضوع بحث استنتاج نمود. در جدول شماره یک مفاهیم مورد نظر و میزان فراوانی آنها در مجموع مجلدات صحیفه امام (ره) آمده است:

جدول: میزان فراوانی واژگان مرتبط با موضوع امنیت ملی در صحیفه امام
کلید واژه                              مشتقات آن    تعداد دفعات به کار رفته
امنیت    امنیتی، امنیه،امنیتش، ...    321
دولت / وظایف دولت    دولتداری، دولتشان، دولتمردان، .    6125
هجوم    هجمه، هجومش، هجومگر، ،...    311
خطر    خطرات، خطر دار، خطرناک،    989
حفظ    حفاظت، حفظت، حفظش، ...    316
تهدید    تهدیدآمیز، تهدیدات، تهدید کننده،..    88
جامعه    جامعت، جامعه ها، جامعیت،...    1600
انسان    انسانیت، انسان شناسی، انسان ها،...    4853 
اسلام    اسلام خواهی ، اسلام زدایی، ...    31669
ایران    ایرانیان، ایرانی، ایرانیسم، ایرانیها،    12200
جمهوری    جمهوریت، جمهوری خواه،    4268
ملت    ملتها، ملت گرایی،    16211
استقلال    استقلالتان، استقلالمان،    1191
دنیا    دوستی دنیا، دنیا طلبی، دنیوی،...    2782
دخالت    مداخله، دخالت نظامی    1062
استقلال    استقلال سیاسی، استقلال فرهنگی    1200
فرهنگ    فرهنگی    1400
محیط زیست        2
ذخایر    ذخایر طبیعی    300 

همانگونه که مشاهده می شود از واژه هایی نظیر امنیت، حفظ و محافظت، استقلال برای جنبه های ایجابی و از واژه هایی نظیر تهدید، هجوم، خطر و دخالت برای جنبه های سلبی موضوع استفاده شده است. علاوه بر آن واژه هایی مثل دولت، جامعه، انسان، اسلام، ایران، فرهنگ، اقتصاد، ذخایر، محیط زیست و ملت نیز که می توانند به عنوان موضوع امنیت تلقی شوند، مورد مطالعه قرار گرفته اند. در جدول مذکور واژه های اسلام(31700) ، ملت (16210) ، ایران(12200)، دولت(6130)، انسان(4850) ، و جمهوری(4270) که واژه های مربوط به مرجع و موضوع امنیت هستند به ترتیب  دارای بیشترین فراوانی هستند. جالب اینکه دو مفهوم امنیت و تهدید که در ادبیات مطالعات امنیتی، مفاهیم محوری و کاربردی هستند، در گفتمان امام با تعداد فراوانی 320 و 90 مورد در مقایسه با سایر مفاهیم نسبتاً کمتر بکار گرفته شده اند و این حاکی از آن است که اصولاً امام اصراری برای استفاده از مفاهیم امروزی و مدرن در گفتمان خود نداشته است. در مقابل مشاهده می شود که بجای تهدید، از کلماتی نظیر دخالت(1060) خطر(990) و هجوم(310) مورد و در کنار امنیت از واژه های مثل استقلال (1200) و حفظ(320) مورد استفاده کرده است. کالبد شکافی معنا و مفهوم امنیت در کلام امام نیز جالب توجه است. در قریب یک چهارم از موارد مورد استفاده ، منظور امام از امنیت و امنیتی، سازمان امنیت و نیروهای امنیتی رزیم شاه می باشد و بعد از آن به ترتیب نظم و ثبات داخلی، سلامت و آرامش ملت، شورای امنیت سازمان ملل، امنیت منطقه ای، امنیت جهانی و حفظ و تمامیت ارضی کشور معانی مورد نظر امام از این مفهوم است.(سایت پیشکسوتان جهاد وشهادت،ابعاد امنیت در اندیشه و آراء امام خمینی)

ابعاد امنیت در اندیشه امام
با توجه به نکات مورد اشاره: 1- متأثر بودن چگونگی رویکرد امام به امنیت و ابعاد آن از مبانی هستی شناسی، انسان شناسی، جامعه شناختی و سیاست شناسی وی 2- تفاوت کلامی و گفتمانی امام با گفتمان و ادبیات مدرن مطالعات امنیتی، ابعاد امنیت در اندیشه امام را به شرح ذیل می توان توضیح داد.

بعد معنوی و اُخروی امنیت
در نگاه امام، هدف اصلی دولت ها به عنوان متولیان اداره و تدبیر امور جوامع انسانی، جلوگیری از پیدایش مفسده و خروج آنها از دایره فطرت انسانی است. بر همین اساس سیاست علاوه بر تأمین نیازمندی های مادی و دنیوی انسان ها، باید جهت گیری اصلی اش مبتنی بر فراهم ساختن بستر های مناسب برای توسعه و تعمیق معنویت و هدایت آنها باشد. این نکته دقیقاً وجه ممیزه رویکرد امام نسبت به دیگر متفکران در زمینه ابعاد امنیت می باشد. یعنی برخلاف تمامی رویکردهای چهارگانه یاد شده نسبت به ابعاد امنیت که صرفاً به ارزش های این جهانی و دنیوی شهروندان توجه دارند، امام اصولاً بعد اصلی امنیت انسان ها را بعد اُخروی آن دانسته و امنیت این جهانی در تمامی ابعادش را، مقدمه ای برای تحقق امنیت اُخروی می داند. زیرا معتقد است که دولت ها اگر در تحقق ابعاد مختلف ابعاد مادی امنیت به موفقیت کامل دست یابند، اما توجهی به بعد معنوی شهروندان خود نداشته باشند، صرفاً نیاز های مادی و حیوانی شهروندان خود را تأمین نموده و این خلاف فطرت بشری است.
در ادامه به برخی از دیدگاه های امام که نشانگر اهمیت بعد هدایتی و معنوی امنیت است، اشاره می شود:
... همه اینها مقدمه این است که یک آرامشی در این بلاد پیدا بشود و دنبال این آرامش یک سیر روحی پیدا بشود، یک هدایت به سوی خدا پیدا بشود. آن چیزی که اساس است سیر الی الله است، توجه به خداست، همه عبادات برای اوست. همه زحمات انبیاء از آدم تا خاتم برای این معنا هست که سیر الی الله باشد. (ج19، ص51)
سیاست این است که جامعه را هدایت کند و راه ببرد، تمام مصالح جامعه را در نظر بگیرد و تمام ابعاد انسان و جامعه را در نظر بگیرد و اینها را هدایت کند به طرف آن چیزی که صلاحشان هست... (ج13 ، ص432)
و انبیاء اینکه دنبال این بودند که یک حکومت عدلی در دنیا متحقق کنند، برای این است که، حکومت عدل اگر باشد، حکومتی باشد با انگیزه الهی، با انگیزه اخلاق و ارزش های معنوی انسانی، یک همچو حکومتی اگر تحقق پیدا بکند، جامعه را مهار می کند و تا حد زیادی اصلاح می کند. (ج16 ، ص162)
در دنیای امروز، که گفته می شود دنیای صنعت است، رهبران فکری می خواهند جامعه بشری را نظیر یک کارخانه بزرگ صنعتی اداره کنند، در حالی که جوامع از انسان تشکیل شده است که دارای بعد معنوی و روح عرفانی است. و اسلام در کنار مقررات اجتماعی، اقتصادی و غیره به تربیت انسان بر اساس ایمان به خدا تکیه می کند و در هدایت جامعه از این بعد بیشتر برای هدایت انسان به طرف تعالی و سعادت عمل می کند. (ج 5، ص410)
در مجموع می توان نتیجه گیری کرد که امنیت معنوی و اُخروی بشر از جایگاه ویژه ای در اندیشه امام خمینی(ره) برخوردار است. به یک اعتبار می توان گفت که اصولاً فلسفه خلقت بشر و ارسال رسل (بعثت انبیاء) و تشکیل اجتماعات سیاسی، تحقق چنین هدفی می باشد. برهمین اساس می توان اظهار داشت که در اندیشه امام، بعد معنوی امنیت بر بعد مادی آن رجحان و برتری دارد.

بعد مادی و دنیوی امنیت
با وجود رجحان و برتری بعد اُخروی امنیت در اندیشه امام، نمی توان این حقیقت را کتمان نمود که تحقق این بعد از امنیت، آنگاه امکان پذیر است که انسان در حیات دنیوی و مادی خویش، چه در سطح فردی و اجتماعی و چه در جنبه های مختلف آن (سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی، روانی و ...) از امنیت برخوردار باشد. با تأمل در آثار مختلف امام خمینی(ره)، می توان جنبه ها و وجوه گوناگونی را برای بعد مادی امنیت که دولت اسلامی مؤظف به تأمین آنهاست، برشمرد. البته برای پرهیز از تطویل مقاله، تنها به ذکر نمونه های محدودی از دیدگاههای امام در ارتباط با هر یک از ابعاد مذکور اشاره می شود:

بعد سیاسی
هیچ کس حق ندارد به خانه یا مغازه یا محل کار شخصی کسی بدوت اذن صاحب آن وارد شود یا کسی را جلب کند، یا نام کشف جرم یا ارتکاب گناه تعقیب و مراقبت کند... یا به تلفن یا نوار ضبط صوت دیگری به نام کشف جرم یا کشف مرکز گناه گوش کند و یا برای کشف گناه و جرم هرچند گناه بزرگ باشد شنود بگذارد و یا دنبال اسرار مردم باشد... (صحیفه امام ج17 ص14)
مسئله حفظ نظام جمهورى اسلامى در اين عصر و با وضعى كه در دنيا مشاهده مى‏شود و با اين نشانه گيريهايى كه از چپ و راست و دور و نزديك نسبت به اين مولود شريف مى‏شود، از اهمّ واجبات عقلى و شرعى است كه هيچ چيز به آن مزاحمت نمى‏كند؛ و از امورى است كه احتمال خلل در آن عقلًا منجز است.( صحيفه امام  ج‏19  ص : 146)

بعد اقتصادی
با هر چیزی که برابری را در جامعه بر هم می زند و امتیازات پوچ و بی محتوا را در جامعه حاکم می سازد باید مبارزه کرد. (صحیفه امام ج5- ص388 )
پیغمبر اسلام (ص) تشکیل حکومت داد مثل سایر حکومت های جهان لکن با انگیزه بسط عدالت اجتماعی. (صحیفه امام ج21 – ص406 )

بعد فرهنگی
اينها نيروهاى انسانى ما را از بين بردند، نگذاشتند رشد بكند. در بين خود كشور ما جورى كردند كه محتواى انسان را از بين بردند، يك صورتى گذاشتند و محتوا را گرفتند. طورى كردند كه اعتماد ما هم به خودمان تمام شد. استقلال فكرى ما را، استقلال روحى ما را، از دست ما گرفتند. اين بدتر از آن استقلال گرفتنى بود كه كشور ما استقلال نداشت. (صحيفه امام، ج‏8، ص: 23 )

بعد نظامی
... و ما ايستاده‏ايم در مقابل دفاع از كشور خودمان و دفاع از اسلام عزيز در مقابل هر مهاجم. مهاجم مى‏خواهد ابرقدرت باشد، مى‏خواهد قدرت كم، فرقى در نظر ما نيست. ما واجب است برايمان دفاع كنيم از نواميس اسلام و نواميس خودمان و دفاع كنيم از كشور اسلامى خودمان و مادامى كه در حال دفاع هستيم، با هر قدرتى كه بخواهد هجمه بكند بر ما، مقابله مى‏كنيم و هيچ هراس نداريم‏ .(صحيفه امام ، ج‏17 ، 402 )
حفظ ثغور اسلام جزءِ فرايضى است كه هيچ فريضه‏اى بالاتر از آن نيست؛ حفظ اسلام است .. (صحیفه امام ج16 ص465)
حفظ مرزهای کشور اسلامی و جلوگیری از تسلط تجاوزگران بر آن عقلاً و شرعاً واجب است. (کتاب البیع ،ص462 )

بعد اعتقادی
در حکومت اسلامی همه افراد دارای آزادی هرگونه عقیده ای هستند. (صحیفه امام، ج4 – ص435)
در جمهوری اسلامی، هر فردی از حق آزادی بیان و عقیده برخوردار خواهد بود. (صحیفه امام ج5 – ص139)
ما خودمان را باید فدا کنیم برای اسلام، آمال و آرزوهایمان را باید فدا کنیم برای اسلام (صحیفه امام ج1، ص:307)
تکلیف ما این است که از اسلام صیانت کنیم و حفظ کنیم اسلام را. (صحیفه امام ج13، ص: 251)
من به تمام دنیا با قاطعیت اعلام می کنم که اگر جهانخواران بخواهند در مقابا دین ما بایستند، ما در مقابل همه دنیای آنان خواهیم ایستاد. (صحیفه امام، ج20 ،ص: 325 )
حفظ اسلام یک فریضه الهی است، بالاتر از تمام فرائض؛ یعنی هیچ فریضه ای در اسلام بالاتر از حفظ خود اسلام نیست. (صحیفه امام، ج15 ،ص:329)



بعد هستی شناختی و هویتی
من باز مى‏گويم همه مسئولان نظام و مردم ايران بايد بدانند كه غرب و شرق تا شما را از هويت اسلامى‏تان- به خيال خام خودشان- بيرون نبرند، آرام نخواهند نشست. (صحيفه امام، ج‏21، ص: 328 )
من به صراحت اعلام می کنم که جمهوری اسلامی ایران با تمتم وجود برای احیای هویت اسلامی مسلمانان در سراسر جهان سرمایه گذلری می کند و دلیلی هم ندارد که مسلمانان جهان را به ÷یروی از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نکند. (صحیفه امام ج 21، ص 91)

بعد زیست محیطی
جناب حجت الاسلام آقاى قديرى- دامت افاضاته.
پس از عرض سلام و قبل از پرداختن به دو مورد سؤال و جواب، اينجانب لازم است از برداشت جنابعالى از اخبار و احكام الهى اظهار تأسف كنم....امروز هم شيعيان مى‏توانند بدون هيچ مانعى با ماشين هاى كذايى جنگل ها را از بين ببرند و آنچه را كه باعث حفظ و سلامت محيط زيست است را نابود كنند و جان ميليون ها انسان را به خطر بيندازند و هيچ كس هم حق نداشته باشد مانع آنها باشد، منازل و مساجدى كه در خيابان كِشيها براى حل معضل ترافيك و حفظ جان هزاران نفر مورد احتياج است، نبايد تخريب گردد و امثال آن. و بالجمله آنگونه كه جنابعالى از اخبار و روايات برداشت داريد، تمدن جديد بكلى بايد از بين برود و مردم كوخ نشين بوده و يا براى هميشه در صحراها زندگى نمايند ... (صحيفه امام    ج‏21  ص  149) .(سایت پیشکسوتان جهاد وشهادت،ابعاد امنیت در اندیشه و آراء امام خمینی)

دیدگاه امنیتی امام فقهی است
دیدگاههای امام در رابطه با مسائل سیاسی از جمله در مورد مساله امنیت، در چارچوب اسلام و تفسیر فقهی آن می گنجد. بر این اساس چندان نمی توان تفاوت مشخصی را میان دیدگاههای اسلامی و امام  جست و جو کرد. فقط مسائل جدیدی وجود دارند که به مقتضای زمانه در اندیشه سیاسی امام مطرح می باشند; ضمن اینکه این مسائل نیز حاصل برداشت از منابع سنتی اسلام است. همان طوری که گفته شد بررسی دیدگاههای امام از آنجایی لازم است که اصول حکومت ج.ا.ا بر گرفته از تفسیری است که ایشان از اسلام می نمایند. علاوه بر این تاریخ سیاسی انقلاب اسلامی و ج.ا.ا بدون در نظر گرفتن رهبری امام بی مفهوم خواهد بود.
1 - معادله امنیت نظام یا امنیت امت
بنا به برداشت امام، نه تنها امنیت مردم مسلمان و امنیت کشور و امنیت حکومت جمهوری اسلامی ایران از هم جدا نبوده; بلکه مرتبط با امنیت و منافع دیگر مسلمانان جهان نیز هست. بنابر این دیدگاه، همانند تفسیر اسلام، مفهوم امت جایگزین مفهوم ملت می گردد و امنیت ایران به امنیت کل جهان اسلام وابسته می شود. البته این دیدگاه، بیانگر آرمانهای امام(ره) است که باید کم کم به سوی آن حرکت نمود. بر طبق همین آرمانها بود که ایشان معتقد بودند، هر قدرتی که خاستگاهش «دولت - کشور» باشد; یعنی صرفا به عنصر ملیت توجه نماید، الزاما به تعقیب منافع ملی می پردازد و از نظر تاریخی، همین امر سبب شد تا بخش عمده ای از مسائل جهان اسلام در قالبهای ملی، نژادی و منطقه ای مطرح شود. ایشان بر این باور بودند که قدرت بر خاسته از این خاستگاه نمی تواند در مقابل قدرت ناشی از بلوک سیاسی و فرهنگی غرب دوام آورد. تمایز میان امت و ملت در دیدگاه امام  از لحاظ آرمانی منجر به این نتیجه می شد که ایشان، امنیت مکتب را برتر از امنیت مملکت بدانند:«اگر آمریکا بریزد و ما را از بین ببرد، من به نظرم خیلی چیزی نیست، البته عظیم است; اما از او عظیم تر شکست در مکتب است.» این تفسیر آرمانی از امنیت، مانع از آن نمی شود که امام  حفظ ج.ا.ا را از اهم واجبات بشناسند:«الآن جمهوری اسلامی یعنی اسلام و این، امانتی است بزرگ که باید از آن حفاظت کنید.»  و یا در موردی دیگر می گویند: «اگر ایران شکست بخورد، مستضعفین شکست خورده اند.»  ایشان می گویند:
«مساله حفظ نظام جمهوری اسلامی در این عصر و با وضعی که در دنیا مشاهده می شود و با این نشانه گیری هایی که از چپ و راست و دور و نزدیک نسبت به این مولود شریف می شود; از اهم واجبات عقلی و شرعی است... حفظ جمهوری اسلامی، یک واجب عینی است... از نماز اهمیتش بیشتر است.»
مساله اهمیت حفظ نظام بود که نهایتا در قبول قطعنامه 598 توسط امام تاثیر بسزایی داشته است. ایشان در این مورد می گویند:
«و اما در مورد قبول قطعنامه که حقیقتا مساله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصا برای من بود، این است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن می دیدم; ولی به واسطه حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلا خودداری می کنم... با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نموده و در مقطع کنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می دانم.»
2 - ابزارهای تامین امنیت
حفظ نظام از دیدگاه امام منوط به رعایت بسیاری از مسائل از سوی حکومت اسلامی و مردم است. وحدت داخلی، حضور و پایداری ملت در صحنه، اتحاد در روش و حرکت در کلیت سیاست مورد قبول اسلام، احساس مسؤولیت روحانیون، متعادل و بهنگام بودن، تلاش مسلمانان و مستضعفان جهان برای حفظ ج.ا.ا، آمادگی برای دفاع همه جانبه، حفظ نظم و رعایت سلسله مراتب در نیروهای نظامی و انتظامی، وحدت ارتش و سپاه، عدم سوء استفاده از آزادی و جلوگیری از هرج و مرج، جلوگیری از اشاعه تفرقه میان اهل سنت و شیعه، از جمله سفارشاتی بود که امام برای حفظ امنیت نظام، مورد تاکید خود قرار می دادند. امام به نقش سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که پس از بر پایی ج.ا.ا تاسیس شد، برای تامین امنیت کشور بسیار تاکید می کرد. ایشان در جمع اعضای سپاه شرق تهران می گویند:«...شما در این انقلاب اسلامی و در این نهضت اسلامی، سهم بسزایی دارید. شما حفظ امنیت منطقه را کردید...» و در سخنرانی دیگری می گویند:
«حفظ استقلال و امنیت و بقای جنبه های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی هر کشور، مستقیم یا غیر مستقیم وابسته به قوای انتظامی ارتش، ژاندارمری و شهربانی آن است و در کشور ما که در حال انقلاب به سر می برد، در کنار قوای انتظامی، پاسداران انقلاب نیز موجود و به حفاظت انقلابی اشتغال دارند و باید ملت محترم با تمام قوا کوشش در حفظ این قوای انتظامی و فعال نمایند...»
علاوه بر موارد داخلی فوق، سیر نظام به طرف استقلال و خودکفایی نیز از جمله اهداف امام برای حفاظت از نظام ج.ا.ا می باشد. تجربه طولانی امام  در تاریخ سیاسی کشور و ملاحظه نقض حاکمیت ایران توسط قدرتهای بزرگ از طرق مختلف، باعث شده بود تا همواره امام  از نفوذ و سلطه بیگانگان به نظام و بلاد اسلامی واهمه داشته باشند. به همین دلیل، استقلال واقعی نظام از بیگانگان، سهم والایی در تفکرات حکومتی ایشان داشت. مفهوم استقلال در نزد ایشان، در مقابل مفهوم وابستگی قرار داشت و روی پای خود ایستادن از جمله تاکیدات امام برای حکومت اسلامی بود. ایشان می گویند:
«اگر ما مسامحه بکنیم و وابسته به خارج باشیم، این وابستگی اقتصادی به خارج قهرا وابستگی سیاسی می آورد; قهرا وابستگی اجتماعی می آورد و ما همان اسیرها خواهیم بود که بودیم و بر ما همانان حکومت خواهند کرد که کردند.»
و در جای دیگر می گویند:
«...اگر شما بخواهید استقلال پیدا بکنید و آزادی حقیقی پیدا بکنید، باید کاری بکنید که در همه چیز خودکفا باشید، مستغنی باشید. کشاورز باید کاری بکند که دیگر ما احتیاج گندمی به خارج نداشته باشیم. دانشگاهی باید کاری بکند که....»
رمز استقلال و رفع وابستگی کشور به خارج از دیدگاه امام در گرو اسلام است: «اسلام است که ما را مستقل می کند... اسلام برای ملت ما تمام آزادیها و استقلال را فراهم می کند...»  از دیدگاه امام، اسلام مهمترین عامل قدرت برای مسلمین است. به این ترتیب، می توان گفت که در نزد امام  رابطه میان مساله قدرت و امنیت نیز یک رابطه مستقیم است. اما همانند برداشت اسلامی در نزد امام این قدرت بیشتر دارای جنبه های معنوی است. امام  به رغم اینکه روی مسائل نظامی - دفاعی نظام، به عنوان عوامل تامین کننده نظم و امنیت تاکید دارند; ولی در کل همانند دیدگاه اسلامی، قدرت حقیقی در نزد ایشان از آن خدا و اسلام است. به همین خاطر است که رجوع به این منابع قدرت از تاکیدات مکرر ایشان است: «رهایی مسلمین در گرو بازگشت به قرآن است.» ; «شما ملت شجاع ثابت کرده اید که این تانکها و مسلسلها و سر نیزه ها زنگ زده است و با اراده آهنین ملت نمی تواند مقابله کند.»  در جایی در خصوص بیگانگان شرق و غرب می گوید:
«اشتباهشان در همین است که خیال می کنند زیادی جمعیت و زیادی اسلحه، کار انجام می دهد و نمی دانند که آن چیزی که کار انجام می دهد، بازوی قوی افراد است. افراد کم با بازوان قوی و قلب مطمئن و قلب متوجه به خدای تبارک و تعالی و عشق به شهادت و عشق به لقاءالله، اینهاست که پیروزی می آورد. پیروزی را شمشیر نمی آورد، پیروزی را خون می آورد.»
در واقع تاکیدات امام روی مسائلی چون: آگاهی ملتها، وحدت کلمه، ارجحیت حیات روحانی و مذهبی بر حیات مادی و دنیوی، اصلاح و استقلال فرهنگی و روحیه ایمانی نشان از نقش برتر عوامل معنوی قدرت بر عوامل مادی آن در دیدگاههای ایشان دارد.
3 - بسط امنیت نظام به امنیت جهان اسلام
تا اینجا مشخص شد که بر طبق نظر امام  حفظ امنیت نظام ج.ا.ا بر مسائل دیگر ترجیح داشته و هیچ موضوعی برتر از آن قرار ندارد. در واقع به نظر ایشان، در حال حاضر نظام ج.ا.ا قلب جهان اسلام است و کار خون دهی و تغذیه امت مسلمان را بر عهده دارد و اگر این قلب از کار بیفتد، کل بدنه جهان اسلام در خطر مرگ قرار خواهد گرفت. با همه تاکیداتی که امام روی اصل حفظ نظام ج.ا.ا می کنند; اما این مساله مانع از طرح ارتباط میان امنیت ایران با امنیت جهان اسلام نمی شود. اگر اعتقاد به حفظ نظام ج.ا.ا را در قالب اصل اسلامی «حفظ دارالاسلام » قرار بدهیم، اصل دفاع از مسلمانان و مستضعفین جهان و دعوت آنها به اسلام حقیقی و قیام علیه حکومتها که در قالب کلی «صدور انقلاب » جای می گیرند و همچنین سیاست نه شرعی و نه غربی امام را باید به ترتیب در راستای پیروی و اجرای اصول «دعوت » و «نفی سبیل » که به عنوان اصول سیاست خارجی اسلام مطرح می باشند، بدانیم. نگاه وسیع امام در همه زمینه ها از جمله در زمینه دفاع از محرومان و مستضعفان و فقر ستیزی و بر قراری عدالت اجتماعی، به طور طبیعی ایجاب می کند که ایشان این مساله را بسیار فراتر از داخل مرزهای ایران و حتی فراتر از جهان اسلام مطرح کنند. ایشان معتقدند راهی که انتخاب کرده اند «آن روز به کمال می رسد که مستضعفین جهان از زیر بار مستکبرین خارج بشوند.»  امام در این زمینه تا آنجا پیش می روند که تشکیل جبهه قدرتمند اسلامی - انسانی (وسیعتر از جهان اسلام) برای سروری پا برهنگان جهان را توصیه نموده و ضمن معرفی ج.ا.ا به عنوان پناهگاه همیشگی مسلمانان جهان، آمادگی این نظام اسلامی را برای تامین نیازهای سربازان اسلام اعلام می نمایند.
اعلام آشکار حمایت همه جانبه از نهضتهای آزادی بخش به عنوان مصادیق بارز مستضعفین جهان تا ریشه کن شدن کفر و رسیدن آنها به حقوق حقه خود ، هر چند بر اساس معیارهای رایج در سیاست خارجی کشور اقدامی غیر عادی است; ولی امام بارها به این نکته پافشاری کردند و آن را به عنوان سیاست اصولی نظام جمهوری اسلامی مطرح نمودند و مهمتر آنکه، دعوت از مسلمانان برای پیروی از اصول تصاحب قدرت در جهان را اقدامی لازم می دانستند:
«من به صراحت اعلام می کنم که جمهوری اسلامی با تمام وجود برای احیای هویت اسلامی مسلمانان در سراسر جهان سرمایه گذاری می کند و دلیلی هم ندارد که مسلمانان جهان را به پیروزی از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نکنند و جلو جاه طلبی و فزون طلبی صاحبان قدرت و پول و فریب را نگیرد. ما باید برای پیشبرد اهداف و منافع ملت محروم ایران برنامه ریزی کنیم. ما باید در ارتباط با مردم جهان و رسیدگی به مشکلات و مسائل مسلمانان و حمایت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماییم و این را باید از اصول سیاست خارجی خود بدانیم.» (سایت حوزه ،مؤلفه های امنیت در اندیشه امام خمینی،سالار، محمد)

مؤلفه های امنیت در اندیشه امام خمینی
مقوله «نظم و امنیت» از دیدگاه اسلامی یکی از مهم ترین اصول حیات و اساسی ترین شاخصه و شاکله حکومت و نظام سیاسی است.یکی از وظایف دولت اسلامی، تأمین امنیت و برقراری نظم و آرامش در مسیر رشد و توسعه جامعه می باشد که بابه کارگیری و استخدام ابزار و امکانات متنوع باید به این امر مهم همت گمارد و همچنین، جامعه اسلامی نیز وظیفه دارد ولایت ایمان را به ثبوت رسانیده و به منظور پرهیز از بی نظمی و هرج و مرج، فریضه حیات بخش امر به معروف و نهی از منکر را اجرا نماید. برای آشنایی هر چه بیشتر با دیدگاه های حضرت امام راحل شایسته است جایگاه امنیت را در اسلام به طور فشرده و مختصر مورد بحث و بررسی قرار دهیم تا اندیشه و مواضع امام در این خصوص که برگرفته از روح تعالیم اسلام ناب است روشن شود.

امنیت از نگاه اسلامی
اسلام برای امنیت اهمیت ویژه ای قایل است و حفظ و تأمین امنیت را از وظایف دولت اسلامی می داند و برای برقراری نظم و آرامش عمومی دستورالعمل های جالب و ارزنده ای دارد. اسلام به اخلال گران در امنیت جامعه هرگز اجازه نمی دهد هرج و مرج ایجاد نمایند و نظم جامعه را مختل سازند. قرآن کریم به عنوان اولین متون اسلامی «امنیت» را در زمره امدادهای الهی می شمارد و می فرماید: «ثم أنزل علیکم من بعد الغمّ أمنةً نعاسا.[سپس، بعد از آن غم و محنت، آرامشی (به صورت) خوابی سبک بر شما نازل کرد.] و نیز امنیت را یکی از اهداف استقرار حاکمیت خداوند و حکومت صالحان و طرح امامت می داند و در این باره می فرماید:«وعدالله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الأرض کما استخلف الذین من قبلهم....[خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده اند و کارهای شایسته کرده اند، وعده داده است که آنان را در این سرزمین جانشین گرداند، چنانکه امّت های صالح پیامبران سلف جانشین (پیشینیان) خود شدند و علاوه بر خلافت، دین پسندیده آنان را (که اسلام واقعی است) بر همه ادیان تمکین و تسلط عطا کند و به همه مؤمنان پس از ترس و اندیشه از دشمنان، ایمنی کامل دهد که مرا به یگانگی بدون هیچ شائبه شرک و ریا پرستش نمایند.]
همچنین، امنیت ناشی از ایمان آوردن است و مؤمنان شایسته امنیت هستند.
«هو الذی أنزل السکینة فی قلوب المؤمنین لیز داد وا ایمانا مع ایمانهم. [اوست خدایی که آرامش را در دل های مؤمنان جای داد تا ایمانی برایمانشان بیفزاید.]
و تأمین امنیت را از اهداف مهم جهاد می داند و می فرماید:
«وقاتلوهم حتی لاتکون فتنة و بکون الذین لله»
با کافران جهاد کنید تا فتنه و فساد از روی زمین برطرف شود و دین فقط دین الهی باشد. خداوند برخی از مکان ها را جایگاه امن قرار داده است یکی از آنها کعبه حرم امن الهی است که وسیله بهره وری و کسب ثواب نیز می باشد:«و اذ جعلنا البیت مثابة للناس و أمنا...»[خانه (کعبه) را بازگشتگاه و حرم امن مردم قرار دادیم]. «و اذقال ابراهیم رب اجعل هذا بلدا آمنا...» [و چون ابراهیم گفت: پروردگارا اینجا را شهری امن به گردان و از شهروندان هر کس را که به خداوند و روز قیامت ایمان ورزد از فرآورده های آن روزی به بخش] همچنین از مثل ها و الگوهای قرآنی، شهری است که از امنیت برخوردار باشد: «و ضرب الله مثلاً قریة کانت آمنةً مطمئنة...» [خداوند شهری را مثال می آورد که امنیت و آرامش داشته و از هر طرف رزق و روزی فراوانی به آنها می رسیده است.] یکی دیگر از جایگاه های امن در نگاه قرآن بهشت الهی است، که خداوند به مسلمان در بهشت نوید امنیت می دهد و می فرماید: «ادخلوها بسلام آمنین.»[به سلامت و در امن و امان به آنجا وارد شوید.] مداهنه و سازش با دشمن را مغایر با امنیت قلمداد می کند و می فرماید: «فلا تطع المکذبین و دوّالوتدهن فیدهنون.»[هرگز از کافران که آیات خدا را تکذیب می کنند پیروی مکن. آنان بسیار مایلند تا با تو سازش کنند.]
علاوه بر آیات متعدد قرآنی درباره امنیت، می توان در بیشتر منابع و متون اسلامی هم مطالبی پیدا کرد. به عنوان مثال نگاهی به نهج البلاغه می اندازیم که بدون تردید پس از قرآن کریم دارای مقام و منزلتی رفیع و بی رقیب در میان آثار جهانیان می باشد. امیر مؤمنان علی (ع) اسلام را به خودی خود «امنیت آور» می خواند و می فرماید: «فجعله امنا لمن علقه و سلما لمن دخله» [خداوند اسلام را وسیله امنیت برای کسی قرار داده که آن را به پذیرد]
امام علی (ع) در عهدنامه مالک اشتر انعقاد قراردادهای صلح را به منظور تأمین نظم و امنیت و جلوگیری از ناامنی، مطلوب می داند:«... فانّ فی الصلح دعة لجنودک و راحة من همومک، و امنا لبلادک.»[زیرا در آشتی و صلح، آسایش لشگریان و مصونیت از غم و اندوه ها و موجب امنیت و آرامش شهرها خواهد بود.]
به علاوه آن حضرت تأمین امنیت و آرامش در جامعه را از اهداف والای امامت و حکومت صالحان می شمارد و می فرماید:«... و نظهر الاصلاح فی بلادک فیأمن المظلومون من عبادک.»[جکومت را به دان جهت پذیرفتم تا در شهرهای تو اصلاح و آسایش برقرار سازیم و بندگان ستم کشیده ات احساس امنیت نمایند.]
همچنین، امیرمؤمنان علی (ع) در مقام تبیین شیوه حکومت داری، حفظ و تأمین امنیت را از وظایف حکومت اسلامی می داند و به طور کلی وظیفه دولت اسلامی را در سه موضوع اعلام می دارد:1 اصلاح امور مردم
2 عمران و آبادانی شهرها
3 حفظ مرزهای اسلامی
ترقی و تعالی انسانها و تکامل و رشد استعدادهای نهفته در نهاد آدمی، توسعه و ترقی سرزمین اسلامی و حفظ و حراست از مرزهای کشور اسلامی از وظایف بسیار مهمی است که حکومت باید به آن اهتمام ورزد و به هیچ عنوان اجازه شانه خالی کردن از آن را ندارد.
نکته ای که در اینجا حایز اهمیت است اینکه محدوده این امنیت شامل همه مسلمانان جهان و همه غیر مسلمانان تحت حکومت اسلامی می شود. نمونه معروف آن سیره نبی اکرم (ص) و پیشوایان اسلامی است که از حقوق مردم در برابر ستم و تجاوز دیگران و در مقام دفاع از امنیت مسلمانان و حفظ مرزهای سرزمین های اسلامی از هیچ کوششی فروگذار نمی کردند و همواره به مردم یادآور می شدند که آمادگی خویش را در برابر دشمنان پاس بدارند.
ماجرای کندن خلخال از پای زن یهودی در زمان حکومت حضرت امیر (ع) را همگان شنیده ایم که این قضّیه، آن حضرت را غمگین ساخت و عاملان این ماجرا را به شدت نکوهش و ملامت کرد. حکومتی که برای حفظ امنیت داخلی این گونه از غیر مسلمانان دفاع می کند، بدون تردید در برابر تجاوز دشمن خارجی نیز همین حقوق را در نظر دارد و نسبت به حفظ کیان اسلام، حدود و ثغور سرزمین اسلامی و مردم هرگز بی تفاوت نمی باشد.



امنیت از دیدگاه امام خمینی
اکنون که جایگاه نظم و امنیت از منظر قرآن و روایات اسلامی بطور فشرده و مختصر اشاره شد، جا دارد براساس مطالب فوق، با استناد به فرمایشات و مجموعه آثار حضرت امام خمینی مواضع و دیدگاه های ایشان را در این خصوص تبیین نماییم. هرچند سخن گفتن از نظم و امنیت در اندیشه شخصیت بزرگی چون امام راحل بسیار سخت و دشوار خواهد بود. شخصیتی که نه تنها امنیت و آسایش نظام ظالمانه شاهنشاهی را در ایران در هم ریخت بلکه هیمنه استکبار جهانی و استعمارگران شرق و غرب را در هم شکست و مدعیان دروغین نظم نوین جهانی را رسوا کرد و جهانیان به ویژه مستضعفان و ستم کشیدگان را به آرامش و امنیت در سایه عزت و اقتدار اسلام ناب محمدی دعوت نمود. با مراجعه به راه امام و کلام آن بزرگوار می توان استنباط کرد که نگاه ایشان به مفهوم امنیت، نگاهی کلان نگر و عمیق می باشد و به تعبیر دیگر در جهت مقابله با هرج و مرج و ناامنی، هر نظمی را مورد تأیید قرار نمی دهد و به شکل ظاهری بسنده نمی کند. برای آگاهی بیشتر در این زمینه به برخی از مؤلفه های امنیت که اهمیت ویژه ای دارند نظیر امنیت سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در اندیشه و افکار امام خمینی  به شرح ذیل مورد بررسی قرار می گیرد.
1. امنیت سیاسی
در بحث امنیت سیاسی دیدگاه های امام راحل را می توان در دو بعد سیاست داخلی و بعد سیاست خارجی مورد توجه قرار داد:
در زمینه سیاست داخلی عوامل زیر به عنوان اساسی ترین عناصر در برقراری امنیت نظام جمهوری اسلامی قابل بحث می باشند: جایگاه ولایت فقیه و رهبری، صیانت از اسلامیت نظام، پایگاه مردمی نظام، رعایت اصل استقلال، التزام به قانون (قانون گرایی).
پرداختن به بحث تفصیلی هر یک از محورهای فوق و شناخت دیدگاه های امام خمینی در مورد تک تک این موارد در این مقاله مقدور نمی باشد بلکه ناچاریم بطور اجمال اشاره ای داشته باشیم:
1. جایگاه ولایت فقیه و رهبری
دیدگاه امام خمینی (ره) درباره نقش و جایگاه ولایت فقیه با توجه به پیام ها، سخنرانی ها و نوشته های متعدد ایشان بر هیچکس پوشیده نیست. به عنوان نمونه درباره اهمیت این اصل اساسی در یکی از سخنان خویش می فرمایند: «بهترین اصل در اصول قانون اساسی، این اصل ولایت فقیه است.»
همچنین در یکی دیگر از سخنان خود، شأن امنیتی این اصل مهم را مورد توجه قرار داده و می فرمایند: «... من به همه ملت، به همه قوای انتظامی اطمینان می دهم که امر دولت اسلامی اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبی بر این مملکت وارد نخواهد شد.»
2. صیانت از اسلامیت نظام
با مطالعه در سیره عملی و نظری حضرت امام استفاده می شود که در اندیشه ایشان یکی از ارکان اساسی مشروعیت نظام، اسلامی بودن است. لذا چه پیش از برقراری جمهوری اسلامی و چه پس از آن همواره اسلامیت آن را به مثابه موضوع امنیتی تلقی کرده و صیانت از اسلامیت نظام را واجب و لازم دانسته اند و در این باره می فرمایند:
«اینک که به توفیق و تأیید خداوند، جمهوری اسلامی با دست توانای ملت متعهد پایه ریزی شده، و آنچه در این حکومت اسلامی مطرح است اسلام و احکام مترقی آن است، بر ملت عظیم الشأن ایران است که در تحقق محتوای آن به جمیع ابعاد و حفظ و حراست آن بکوشند که حفظ اسلام در رأس تمام واجبات است.»
از این رو براساس آنهمه تأکید و توصیه های امام بر حفظ مکتبی بودن و اسلامی بودن نظام، هرگونه تلاش و حرکتی برای طرح و حاکم ساختن الگوی غیراسلامی، از آنجا که با جوهره ارزشی نظام جمهوری اسلامی تعارض دارد، به عنوان حرکت ضد امنیتی محسوب می شود و طبق اصل اول و دوم قانون اساسی در حکم تهدید به حساب می آید و مقابله با آن ضروری است.
«واقع مطلب این است که اینها اسلام را نمی خواهند. اگر جمهوری اسلامی یک جمهوری دموکراتیک بود، آنها حرفی نداشتند، لکن جمهوری، اسلامی است، که دستورات اسلام برای آنها در غارتگری ها و در زورگویی ها، مجال نمی خواهد بدهد.»
3. پایگاه مردمی نظام
حضرت امام (ره) در مشروعیت حکومت، همواره به دو رکن اسلامیت و جمهوریت اشاره کرده اند و تخلف از آن را به هیچ وجه جایز نمی دانند، مقام معظم رهبری نیز در برخی از سخنان خویش به شکل گیری حکومت اسلامی بر دو پایه الهی و مردمی (جمهوری اسلامی) تأکید ورزیده اند.
از دیدگاه امام حکومتی مشروعیت دارد که مبتنی بر قوانین و احکام اسلام و نیز متکی به رأی مردم باشد. ایشان در این باره می فرمایند:
«حکومت جمهوری اسلامی هم یک جمهوری است مثل سایر جمهوری ها ولکن قانونش قانون اسلامی است.  و لذا از نظر حضرت امام، اگر حکومت و حاکمان، رضایت و پذیرش مردمی داشته باشند، خداوند متعال هم از آنان راضی می شود. از همین روست که ایشان حکومت اسلامی را حکومتی موافق مردم و موافق حکم خدا معرفی کرده اند.
بر طبق نص صریح قانون اساسی و اسلام سیاسی مورد نظر امام خمینی ، اراده مردم در اداره امور جامعه باید دخالت داشته باشد و بدن تکیه حکومت بر اراده و رأی مردم، مشروعیت حکومت مورد تأمل خواهد بود. از این رو همواره مردم را ذی حق دانسته و مسئولان را نسبت به ادای حقوق مردم سفارش نموده اند. برای روشن شدن دیدگاه امام  در این خصوص به موارد ذیل به طور خلاصه اشاره می شود:
1 مردم و حق تعیین سرنوشت:
«از حقوق اولیه هر ملتی است که باید سرنوشت و تعیین شکل و نوع حکومت خود را در دست داشته باشد.»
«همه عقلای عالم این مطلب را قبول دارند که هر بشری نسبت به سرنوشت خودش آزاد است. می تواند رأی آزاد بدهد و رئیس مملکت، شکل اداره مملکت را خودشان تعیین کنند و برحسب حقوق بشر این خواست آنها باید ممضی باشد.»
2 مردم و آزادی اراده و انتخاب
به اعتقاد امام حکومت اسلامی، دقیقا حکومتی مطابق با این اصل عقلی و شرعی است زیرا که حکومت اسلامی و حکومت عدل، حکومتی است که «تابع مردم»، «برای مردم» و مبتنی بر «رأی مردم» است.
در مورد انتخاب آزاد مردم نیز بیانات متعددی دارند و از نظرایشان این انتخاب باید آزادانه باشد. در این باره می فرمایند:
«همان طور که بارها گفته ام مردم در انتخابات آزادند و احتیاج به قیم ندارند و هیچ فرد و یا گروه و دسته ای حق تحمیل فرد و یا افردی را به مردم ندارند. جامعه اسلامی ایران که با درایت و رشد سیاسی خود، جمهوری اسلامی و ارزش های والای آن و حاکمیت قوانین خدا را پذیرفته اند و به این بیعت و پیمان بزرگ وفادار مانده اند، مسلم قدرت تشخیص و انتخاب کاندیدای اصلح را دارند.»
3 مردم و لزوم مشارکت آنان در امور سیاسی و اجتماعی
در اندیشه سیاسی امام ، مردم به عنوان شریک بزرگ حکومت، نقش کلیدی و محوری در ارکان نظام و اداره کشور دارند:
«بدون اینکه این ملت همراهی کند ما نمی توانستیم کاری بکنیم. هر چی داریم از اینهاست و هر چی هست مال اینهاست، دولت عامل اینهاست، قوه قضاییه عامل اینهاست، قوه اجراییه عامل اینهاست، قوه مقننه عامل اینهاست.
«از مراجع و علمای بزرگ تا طبقه بازاری و کشاورز و کارگر و کارمند، همه و همه، مسئول سرنوشت کشور و اسلام می باشند، چه در نسل حاضر و چه در نسل های آتیه و چه بسا که در بعضی مقاطع عدم حضور و مسامحه گناهی باشد که در رأس گناهان کبیره است.
4 تأمین آسایش و رفاه مردم
حکومت اسلامی... حکومتی است که زندگی شما را زندگی مرفه ان شاءا.. قرار می دهد.» و «همه اقشار ملت در جمهوری اسلامی باید در رفاه باشند.»
برای تأمین رفاه و آسایش مردم و رسیدگی به امور آنان توصیه و سفارش های فراوانی به مسئولان و نمایندگان مجلس نموده اند و می فرمایند:
«طرح ها و پیشنهادهایی که مربوط به عمران و رفاه حال ملت خصوصا مستضعفین است، انقلابی و با سرعت تصویب کنید و از نکته سنجی ها و تغییر عبارت غیر لازم که موجب تعویق امر است اجتباب کنید و از وزارت خانه ها و مأموران اجرا بخواهید از کاغذ بازی ها و غلط کاری های زمان طاغوت اجتناب کنند و رفاه ملت مظلوم و عقب افتادگی های آنها را به طور ضربتی تحصیل و ترمیم کنند.»
5 احزاب و تشکل های سیاسی
حضرت امام در اشاره به این مطلب، اختلاف سلیقه و آراء را عامل ضعف و انحطاط جامعه نمی دانند بلکه در صورتی که موجب حفظ وحدت اصولی باشد، پسندیده و مطلوب است:
«اگر در یک ملتی اختلاف سلیقه نباشد، این ناقص است. اگر در یک مجلسی اختلاف نباشد، این مجلس ناقصی است. اختلاف باید باشد، اختلاف سلیقه، اختلاف رأی، مباحثه، جاروجنجال اینها باشد لکن نتیجه این نباشد که ما دو دسته بشویم دشمن هم، باید دو دسته باشیم در عین حالی که اختلاف داریم، دوست هم باشیم.»
6 اعتبار رأی اکثریت مردم
از مجموعه بیانات و گفتار امام در این خصوص برمی آید که مشروعیت و اعتبار همه مراکز قدرت را رأی اکثریت مردم می دانند و می فرمایند:
«حکومت اسلامی ما متکی به آرای عمومی خواهد بود.»
«معنا ندارد که یک اقلیتی بخواهد تحمیل کند به یک اکثریتی، این خلاف دموکراسی است که شما به او عقیده دارید. خلاف آزادی است. خلاف همه انسانیت است بخواهند یکعده معدودی که اقلیت هستند تحمیل کنند بر یک عده (بیشتر).»
7 دفاع از جان و مال و ناموس مردم
«دفاع از ناموس مسلمین و جان مسلمین و مال مسلمین و کشور مسلمین یکی از واجبات است. ما داریم به این واجب عمل می کنیم، کشور ما دارد به این واجب عمل می کند.
ایشان در مقام تعامل با اقلیت های دینی و رسمی در ایران نیز دستور می دهند با آنان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامی رفتار شود و در احوال شخصیه و دستورات دینی مطابق با قانون خود عمل کنند: «ما می خواهیم همه مردم، همه مسلمین و غیر مسلمین همه در صلح و صفا باشند، لکن معنایش این نیست که اگر یک کسی بخواهد بریزد در منزل یک کسی و تعدی کند، ما بگوییم که سرصلح داشته باشید و تن بدهید به ظلم. نه...
4. رعایت اصل استقلال
نظام جمهوری اسلامی ایران دارای نظامی است باهویت مستقل اسلامی و ملی. حفاظت و پاسداری از استقلال و میثاق ملی که با پرداخت بهای سنگین بدست آمده است به عنوان بخشی از رسالت امنیتی محسوب می شود. بر این اساس در اصل نهم قانون اساسی، صیانت از استقلال و تمامیت ارضی به مثابه وظیفه مهم و اصلی حکومت تلقی شده و هر گونه فعالیتی که به نوعی استقلال و میثاق ملی را تهدید نماید، غیر مشروع و اخلال به امنیت کشور خوانده شده است.امام بزرگوارمان همواره مردم را به پاسداری از این نعمت بزرگ توصیه نموده و در یکی از سخنان خویش می فرمایند:
باز سفارش می کنم که به خدا متکی باشید و برای همیشه زیر بار شرق و غرب نروید. مردم باید تصمیم خود را بگیرند، یا رفاه و مصرف گرایی یا تحمل سختی و استقلال، و این مسئله ممکن است چند سالی طول بکشد ولی مردم یقینا دومین راه را که استقلال و شرافت و کرامت است، انتخاب خواهند کرد.
حضرت امام در خطابه های سیاسی و افکار و اندیشه های خویش، تعبیرها و عبارت های متعددی را به کار برده اند که مهم ترین آنها را می توان اینطور خلاصه کرد:
خود باوری و خودکفایی شرط استقلال.
بازگشت به اصالت و هویت اسلامی خویش.
تحمل سختی ها و مشکلات در راه کسب استقلال.
«اگر کشوری بخواهد امنیت را توأم با استقلال کامل تأمین کند، کار مقداری مشکل و سخت خواهد بود. به ویژه کشوری که دارای آرمان ها و ارزش های مقدس بوده و مایل است هویت مستقل اسلامی و ملی خود را حفظ کند. برای کشوری که می خواهد در بعد سیاسی دارای استقلال کامل بوده و خود تصمیم گیرنده باشد و جلوی دخالت های نابجای دیگران را بگیرد و در بخش اقتصادی به جای منافع مشترک به دنبال منافع ملت خود باشد، تأمین امنیت دشوارتر خواهد بود و بالمآل جامعه بار سنگین تری را بردوش خواهد کشید. چنین کشوری دارای دشمنان فراوانی در سطح جهان و منطقه خواهد بود.»
در اندیشه سیاسی امام  هر گونه وابستگی و دخالت اجانب در مقدرات ملت ها اعم از وابستگی سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی، رفاه طلبی و مصرف گرایی، خود باختگی و احساس حقارت در برابر فرهنگ بیگانه غربی به عنوان عوامل ناامنی و موانع استقلال و خودکفایی می باشند و از دیدگاه امام محکومند.
5 . التزام به قانون
یکی دیگر از عوامل ایجاد نظم و امنیت در جامعه، قانون گرایی و پرهیز از قانون گریزی است. اگر قانون نباشد دو حالت بیشتر پیش نخواهد آمد: حالت اول این است که جامعه دچار هرج و مرج می شود. در آن صورت، هیچ موجودی امنیت ندارد و بدیهی است که هرج و مرج مغایر با رشد و سعادت جامعه است... حالت دوم، استبداد است.
امام خمینی ، حکومت جمهوری اسلامی را حکومتی مبتنی بر قانون عدل الهی دانسته و به اعتقاد ایشان «همه در سایه قانون با امنیت کامل به سر می برند و هیچ حاکمی حق ندارد برخلاف مقررات  و قانون شرع مطهر قدمی بردارد.»
همچنین امام  همه مردم و مسئولان را به رعایت قانون اساسی و ضوابط اسلامی فراخوانده و می فرمایند: «همه باید مقید به این باشید که قانون را بپذیرید و لو برخلاف رأی شما باشد، باید بپذیرید برای اینکه میزان اکثریت است و تشخیص شورای نگهبان که این مخالف قانون نیست و مخالف اسلام هم نیست، میزان است که همه ما باید بپذیریم. من هم ممکن است با بسیاری از چیزها، من که یک طلبه هستم، مخالف باشم، لکن وقتی قانون شد،... خوب ما هم می پذیریم.»و اما در زمینه سیاست خارجی دیدگاه های امام را می توان فهرست وار به صورت محورهای زیر دسته بندی کرد:
1 گستره روابط براساس مبانی اسلامی و انسانی
2 اصل احترام متقابل وعدم دخالت در امور داخلی یکدیگر
3 روابط حسنه، مدارا و مسالمت آمیز
4 اصل آزادی، استقلال و منافع ملی
5 نفی سلطه گری و سلطه پذیری
6 نفی ظلم و ظلم پذیری (لاتظلمون و لاتظلمون)
7 اصل نه شرقی نه غربی
8 دفاع از کیان اسلام و مسلمانان
9 دفاع از مستضعفان و مظلومان
10 کمک به نهضت های آزادی بخش
11 صدور انقلاب اسلامی
امام راحل در مورد سیاست خارجی و روابط بین المللی نیز بر نفی وابستگی سیاسی و سیاست نه شرقی، نه غربی و حفظ مصالح اسلام و مسلمانان تأکید دارند و در پیام ها و سخنرانی ها و فرمایشات خویش روی محورهای یازده گانه که یادآور شدیم تکیه می کردند و تخلف و عدول از این سیاست را خیانت و اخلال در امنیت و استقلال نظام می دانستند.
ایشان در پاسخ به نامه رؤسای قوای سه گانه که در تاریخ 11/7/66 ارسال نمودند، این طور فرمودند:
«برهیچ یک از مردم و مسئولین پوشیده نیست که دوام و قوام جمهوری اسلامی ایران بر پایه سیاست نه شرقی و نه غربی استوار است و عدول از این سیاست، خیانت به اسلام و مسلمین و باعث زوال عزت و اعتبار و استقلال کشور و ملت قهرمان ایران خواهد بود.
«... متأسفانه برخی از کشورها، تز معروف «استقلال کمتر، امنیت بیشتر» را دنبال می کنند و برای آسودگی خیال و جلوگیری از تجاوز دشمن، کشور خود را در اختیار یک قدرت بزرگ قرار داده اند این امر به قول معروف «خودکشی از ترس مرگ» است! یعنی ما خودمان کاری کنیم که دشمن دیگر نیازی به تجاوز نداشته باشد، در همه بخش ها دشمن را سهیم و شریک کنیم تا نیازی به تجاوز نباشد!! بنابراین در بخش سیاسی مقداری وابستگی، در بخش فرهنگی مقداری بی هویتی، تسلیم و تقلید کورکورانه و در بخش اقتصادی اشتراک منافع بادیگران، حاصل این تفکر است. کشورهایی در اطراف ما وجود دارند که مجری این روش ها هستند. در خود ایران قبل از انقلاب نیز، وضع چنین بود. مردم ما در گذشته با این شیوه کاملاً آشنا بودند و امنیت در ایران از طریق وابستگی در بخش سیاسی، در بخش فرهنگی و در بخش اقتصادی تأمین می شد.
2. امنیت فرهنگی
امام خمینی  با تأکید براینکه فرهنگ در موجودیت و حیات هر جامعه ای نقش اساسی و محوری دارد و اصلاح فرهنگ در رأس همه اصلاحات به شمار می آید، از جمله دست آوردهای انقلاب اسلامی را برقراری فرهنگ استقلالی در جامعه توسط دانشگاه مستقل و حوزه می دانستند. برقراری نظم و امنیت فرهنگی برمبنای استقلال فکری و قطع وابستگی فرهنگی و جایگزین کردن فرهنگ مستقل اسلامی ایرانی از وظایف دولت اسلامی است. با توجه به عنایت خاص و ویژه ای که در گفتار و کلمات امام (ره) نسبت به مقوله فرهنگ و استقلال فرهنگی به چشم می خورد چنین استفاده می شود که امنیت فرهنگی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است و به عبارت دیگر اگر امنیت فرهنگی وجود داشته باشد، امنیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نظامی هم به وجود می آید.
دولت موظف است مقدمات و بسترهای لازم را برای رشد و تعالی فرهنگ جامعه فراهم نماید و برطبق قانون اساسی ابزار و امکانات مورد نیاز مردم را از تحصیلات ابتدایی گرفته تا آموزش عالی مهیا سازد.
«امروزه انسجام فرهنگی را یکی از منابع تأمین کننده امنیت داخلی می دانند. غرض از این مفهوم وجود سطح قابل قبولی از همآهنگی میان نهادهای متولی امور اجتماعی فرهنگی در جامعه است که در نتیجه آن، تضاد در حوزه نهادهای فرهنگی به حداقل رسیده یا از بین برود. امنیت فرهنگی دارای مفهومی وسیع و گسترده است. این امر طیف گسترده ای را به خود اختصاص داده است. از تبلیغات روزنامه ها و رسانه های عمومی گرفته تا افکار عمومی جامعه و تفکرات حاکم بر بخش های مختلف قدرت، همه در این حوزه قرار دارند.
امنیت فرهنگی نیز مانند امنیت سیاسی لازمه توسعه است و تا امنیت فرهنگی نباشد نباید منتظر توسعه باشیم.
در اندیشه سیاسی امام  بر ضرورت استقلال فکری و فرهنگی و عدم قبول وابستگی تأکید شده است: «بی شک بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساسا فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می دهد و با انحراف فرهنگ هر چند جامعه در بعدهای اقتصادی، سیاسی، صنعتی و نظامی قدرتمند و قوی باشد ولی پوچ و پوک و میان تهی است.
اگر فرهنگ جامعه ای وابسته و مرتزق از فرهنگ مخالف باشد، ناچار دیگر ابعاد آن جامعه به جانب مخالف گرایش پیدا می کند و بالاخره در آن مستهلک می شود و موجودیت خود را در تمام ابعاد از دست می دهد. استقلال و موجودیت هر جامعه از استقلال فرهنگ آن نشأت می گیرد و ساده اندیشی است که گمان شود با وابستگی فرهنگی، استقلال در ابعاد دیگر یا یکی از آنها امکان پذیر است.»
از مجموعه فرمایشات و پیام های امام در مقوله فرهنگ و امنیت می توان استفاده کرد که راه رسیدن به استقلال فرهنگی یکی پایان دادن به فرهنگ بیگانه و دیگری بازگشت به اصالت خویش و هویت اسلامی است. خود باختگی در مقابل فرهنگ غرب و بیگانه شدن از خویشن خویش باعث تزلزل فرهنگی و اخلاقی خواهد شد و امنیت و ثبات فرهنگی جامعه را به خطر می افکند.
امام در این باره فرمایند:
«... اگر جامعه از نظر فرهنگی، وابسته و تابع فرهنگ بیگانه باشد، مجبور می شود که در ابعاد دیگر اجتماعی هم به سوی دشمن برود و در نهایت، نابود می شود و شرف خود را در همه زمینه ها از دست می دهد.»
حضرت امام  برای اصلاح فرهنگ جامعه و حفظ و حراست از حریم علم و دانش، بر تربیت و تزکیه و تهذیب نفس تأکید دارند و پیشرفت حقیقی را در سایه تخصص و تعهد اسلامی می دانند:
«باید آنهایی که به این کشور علاقه دارند، آنهایی که به این ملت علاقه دارند، آنهایی که خودشان وابسته نیستند و خدمتگزار ابرقدرتها نیستند، آنها همت کنند به اینکه دانشگاه را یک مرکزی درست کنند که مرکز علم و تهذیب باشد، که همه تخصص ها در خدمت خود کشور باشد نه اینکه متخصص بشود و با آن تخصص اش ما را به دامن آمریکا بکشد، متخصص بشود و با آن تخصصش به کشور ما ضربه وارد کند.»«صدمه هایی که وارد می شود بر مملکت، غالبا از این متفکرین بی پرورش، آموزش های بی پرورش واقع می شود، علم را تحصیل می کنند لکن تقوا ندارند.»
3. امنیت اجتماعی
حالت فراغت همگان از تهدیدی که کردار غیرقانونی دولت یا دستگاهی فردی یاگروهی در همه یا بخشی از جامعه پدید آورد، نظام حقوقی جدید مدعی است که قانون یا تعریف و حدگذاری آزادی ها و حقوق فرد و کیفر دادن آنان که از حدود پا فراترنهند، امنیت فرد و اجتماع را پاسداری می کند، پلیس و دادگستری مأمور اجرای آن هستند. برای استقرار نظم و امنیت اجتماعی عناصر و عوامل مختلفی دخیل می باشند که در اینجا به بررسی برخی از آنها در افکار و اندیشه امام (ره) می پردازیم.
1. استقرار عدالت اجتماعی
برقرار کردن عدالت در جامعه یکی از اهداف مهم حکومت پیامبران الهی و امامان معصوم است و یکی از پایه های اساسی امنیت به شمار می آید. امام خمینی آن را بهترین وسیله جلب اعتماد مردم و موفقیت دولت ها می دانند و می فرمایند:
«هدف بعثت ها به طور کلی این است که مردمان براساس روابط اجتماعی عادلانه نظم و ترتیب پیدا کرده، قد آدمیت راست گردانند و این با تشکیل حکومت و اجرای احکام امکان پذیر است، خواه نبی خود موفق به تشکیل حکومت شود مانند رسول اکرم (ص) و خواه پیروانش پس از وی توفیق تشکیل حکومت و برقراری نظام عادلانه اجتماعی را پیدا کنند.
و در جای دیگری حکومت اسلامی را حکومت عدل و عدالت معرفی می کنند و می فرمایند:
«در جمهوری اسلامی عدل اسلامی جریان پیدا می کند. عدالت الهی بر تمام ملت سایه می افکند.»
همچنین ایشان شیوه امام علی (ع) در اجرای عدالت را الگویی ارزنده و مناسب برای حکومت داری می دانند و می فرمایند:
«ما عدالت اسلامی را می خواهیم در این مملکت برقرار کنیم. اسلامی که راضی نمی شود حتی به یک زن یهودی که در پناه اسلام است تعدی بشود. اسلامی که حضرت امیر، سلام الله علیه، می فرماید برای ما چنانچه بمیریم، ملامتی نیست که لشگر مخالف آمده است و با فلان زن یهودیه ای که ملحد بوده است خلخال را از پایش در آورده است.
2. امنیت مسکن و شغل
از دیدگاه اسلام و امام ، امنیت تنها در مورد جان و مال و ناموس مردم خلاصه نمی شود بلکه شامل تأمین شغل و مسکن و سایر امنیت های اجتماعی نیز می باشد.
در قانون اساسی جمهوری اسلامی تصریح شده است:
«حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن، شغل اشخاص از تعرضّ مصون است، مگر در مواردی که قانون تجویز می کند.»
اسلام ورود بدون اجازه به مسکن دیگران را ممنوع نموده و تعرض می داند حتی نگاه کردن به داخل خانه و محل سکونت پوشیده شده مردم را جایز نمی داند، تا آنجا که اگر شخص متعرض، به هنگام دفاع صاحب خانه به قتل برسد، خونش مهدور است.
حضرت امام (ره) در فرمان هشت ماده ای خطاب به مسئولان نظام درخصوص امنیت شغلی و عدم دخالت در زندگی خصوصی افراد می فرماید:
«ما نباید ظلم کنیم، یعنی تفتیش نماییم که در داخل خانه های مردم چه می گذرد، کسی هم حق ندارد عشرتکده درست کند و یا قمارخانه. در حکومت اسلامی با این گونه امور مبارزه می شود. ما می خواهیم احکام خدا جاری شود. آن طرفش هست، این طرفش هم هست. آن طرف که نباید با مردم بدرفتاری کرد، نباید داخل منازل مردم ریخت، مردم باید در خانه هایشان مطمئن باشند، در زندگی شان، کسب و تجارتشان اطمینان داشته باشند. دولت اسلامی موظف است مردم را مطمئن نماید در همه چیز، در سرمایه هایشان در کسب و کارشان. دولت حق ندارد به آن ها تعدی نماید و اگر کسی تعدی کرد تأدیب خواهد شد. و از آن طرف هم اگر کسانی که مخالف اسلام هستند بخواهند تجاهر به فسق نمایند، آن ها هم تأدیب خواهند شد.»
«ورود به مغازه ها و محل کار و منازل افراد بدون اذن صاحب خانه برای جلب یا به نام کشف جرم و ارتکاب گناه، ممنوع است...» امام در مورد افرادی که شغل نامشروع و غیر قانونی دارند، هشدار می دهند: «کسانی که شغل آنان گردآوری و توزیع مواد مخدر است، مصداق مفسد فی الارض قرار می گیرند و علاوه بر ضبط مواد باید آنان را به مقامات قضائی معرفی کرد.
3. مبارزه با مفاسد و انحرافات اجتماعی
یکی دیگر از راه های تأمین نظم و امنیت اجتماعی، مبارزه و برخورد جدی با فساد و انوع انحراف های اخلاقی و اجتماعی است. امام آن دسته از افرادی که انحراف اخلاقی دارند و جامعه را به فساد و تباهی می کشانند به عنوان غده سرطانی معرفی کرده و معتقدند: آن که فاسد می کند جامعه را، و دست از فسادش برنخواهد داشت، او را باید از جامعه جدا کرد؛ او یک غده سرطانی است که جامعه را فاسد می کند. و در یکی دیگر از بیانات خویش، اعتیاد به مواد مخدر را به عنوان بلای خطرناک اجتماعی یاد کرده و نجات معتاد از چنگال آن را نجات اسلام می دانند.
4 . نظارت عمومی
امر به معروف و نهی از منکر و کنترل و نظارت کارگزاران نظام از وظایف مهم اجتماعی به حساب می آید و از دیدگاه امام برای اصلاح امور جامعه و استقرار نظم و امنیت لازم است. ایشان حتی مردم را به انتقاد از خودشان فراخوانده، می فرمایند:
«همه ملّت موظفند که نظارت کنند بر این امور، نظارت کنند اگر من یک پایم را کنار گذاشتم، کج گذاشتم، ملت موظف است که بگویند پایت را کج گذاشتی، خودت را حفظ کن.» و در جای دیگری این اصل اجتماعی و سیاسی را مورد تأکید قرار داده و می فرمایند:
«کوشش کنید که احکام اسلام را، هم عمل کنید و هم وادار کنید که دیگران عمل کنند. همان طوری که هر شخص و هر فردی موظف است که خودش را اصلاح کند، موظف است که دیگران را هم اصلاح کند. اصل امر به معروف و نهی از منکر برای همین است که جامعه را اصلاح کند.»
«امنیت تنها کار پلیس یا نیروی انتظامی یا نیروی اطلاعاتی و امثال آنهانیست. تمام دستگاه های فرهنگی و تبلیغی از آموزش و پرورش و دانشگاه ها گرفته تا رسانه های گروهی همه و همه باید دست به دست هم بدهند تا نظم، انضباط و احترام به قانون به یک ارزش تبدیل شود، به طوری که اگر یک فرد از اعضای خانواده کار خلافی انجام داد نتواند آن را برای خانواده خود نقل کند. هنوز متأسفانه در فرهنگ جامعه، بسیاری از کارهای خلاف، نوعی زرنگی تلقی می شود!...این امر مستلزم یک تحول عمیق فرهنگی است. تا این تحول انجام نگیرد ما به اهداف بلند خود نخواهیم رسید.
4. امنیت اقتصادی
یکی دیگر از اقسام امنیت، امنیّت اقتصادی است.در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده است:
«پی ریزی اقتصاد صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینه های تغذیه، مسکن، کار، بهداشت و تعمیم بیمه».دولت اسلامی برای استقرار ثبات و امنیت و رفاه اجتماعی وظیفه دارد از طریق درآمدهای عمومی و پرداخت حق بیمه بازنشستگی، زندگی افراد کهنسال و از کار افتاده و محرومان جامعه را تأمین نماید و معضل بزرگ بیکاری را با اجرای طرح های اشتغال مرتفع سازد.امام در زمینه تعدیل حیات اقتصادی، دیدگاه های سازنده و روشنی دارند که جهت رعایت اختصار به برخی از آنها اشاره می شود:
1. اسلام عامل تعدیل ثروت
«امام خمینی  در این باره متذکر می شوند که اسلام برای برقراری حکومتی عدل گستر آمده است. چه، در این آیین، قوانین مربوط به امور مالی، از قبیل مالیات و بیت المال و شیوه جمع آوری مالیات از همه اقشار و طبقات جامعه، به طرز عادلانه ای تدوین و تنظیم شده است.
ایشان با بیان اسلام به عنوان عامل تعدیل ثروت می فرمایند:
اسلام است که جلو منافع شخصی را می گیرد، اسلام است که نمی گذارد این گردن کلفت ها زندگی اشرافی بکنند، یک زندگی آن جور که دلشان می خواهد بکنند، اسلام تعدیل می کند».
2. خودکفایی در بخش کشاورزی
بنابه اعتقاد امام  خودکفایی در کشاورزی اساس استقلال است و موجب قطع وابستگی سیاسی خواهد شد:
«توجه به بازسازی مراکز صنعتی نباید کوچک ترین خللی برضرورت رسیدن به امر خودکفایی کشاورزی وارد آورد، بلکه اولویت و تقدم این امر باید محفوظ بماند و مسئولین بیشتر از گذشته خود را مکلف به اجرای آن سازند و در امر احیای اراضی و مهار آب ها و ایجاد سدها و تشویق کشاورزان و دام داران و استفاده هر چه بیشتر از نعمت های بیکران الهی در طبیعت تلاش نمایند که مطمئنا خودکفایی در کشاورزی مقدمه ای است برای استقلال و خودکفایی در زمینه های دیگر.(69) به علاوه برنامه ریزی اساسی در جهت صنعتی کردن و نوسازی و ایجاد صنایع مادر را توصیه می نمایند.
3. فقرزدایی
فقر و محرومیت زدایی برای تحقق عدالت اجتماعی همواره مورد تأکید امام راحل بوده و در این باره می فرمایند:
«همه آرمان و آرزوی ملت و دولت و مسئولین کشور ماست که روزی فقر و تهیدستی در جامعه ما رخت بربندد و مردم عزیز و صبور و غیرت مند کشور از رفاه در زندگی مادی و معنوی برخوردار باشند. خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و روآوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد و اغنیاء و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار بشوند.»
امام  بااشاره به زندگی رقت بار قشر عظیمی از مستضعفان جامعه برای سامان بخشیدن به وضع مسکن و مشکل زمین چنین می فرمایند:
... این از حداقل حقوق هر فرد است که باید مسکن داشته باشد. مشکل زمین باید حل شود و همه بندگان محروم خدا باید از این موهبت الهی استفاده کنند. همه محرومان باید خانه داشته باشند. هیچ کسی در هیچ گوشه مملکت نباید از داشتن خانه محروم باشد.
با مطالعه و بررسی اندیشه امام در بعد اقتصادی، دو نکته اساسی توجه ما را به خود جلب می کند:
1 محاصره اقتصادی موجب شکوفایی مغزها می شود.
2 ملت ایران عزت خود را با رفاه وابسته به اجانب عوض نمی کند.
برای روشن شدن مطلب، عین سخنان آن حضرت را در اینجا به شرح ذیل می آوریم: «وقتی که محاصره اقتصادی بشود افکار همه مردم توجه به این پیدا می کند که ما باید خود کفا باشیم و متخصصین ما مشغول می شوند و افکار خودشان را به راه می اندازند و قدرت خودشان را به راه می اندازند و ایران را مستغنی می کنند از خارج و من به شما اطمینان می دهم که اگر تایک مدتی ما در این فشارها باشیم، ایران بیشتر ثبات پیدا می کند و مغزهای متفکر مکتبی ایران بیشتر به کار می افتد و ایران را خودکفا می کند. همچنین عزّت و سعادت را در سایه ایستادگی و تحمل سختی ها می دانند و می فرمایند:
«من مطمئنم که ملت عزیز ایران یک لحظه استقلال و عزت خود را با هزار سال زندگی در ناز و نعمت ولی وابسته به اجانب و بیگانگان معاوضه نمی کند.» و باز در جای دیگری به همین موضوع اشاره می کنند و می فرمایند:
«سیاست ما همیشه بر مبنای حفظ آزادی، استقلال و حفظ منافع مردم است که این اصل را هرگز فدای چیزی نمی کنیم.
«اگر ما تسلیم آمریکا و ابرقدرتها می شدیم، ممکن بود امنیت و رفاه ظاهری درست می شد و قبرستان های ما پر از شهدای عزیز ما نمی گردید، ولی مسلما استقلال و آزادی و شرافتمان از بین می رفت. .(سایت برهان،  آیا امنیت در اسلام صرفاً نظامی است؟ صدیقه احمدی)

ظهور اندیشه‌های امت‌محور امام خمینی
 انقلاب اسلامی و ظهور اندیشه‌‌‌های امام (ره) در این برهه‌ی زمانی به وقوع می‌‌‌پیوندد. اندیشه‌‌‌هایی که منشأ آن‌‌‌ را همان مفاهیمی که در زمان حضرت رسول (ص) تکوین یافته بودند شکل داده است. امام خمینی (ره) برطبق اندیشه‌‌‌های اسلامی، مفهوم ملت به معنای مدرن آن که شامل آب و خاک صرف و مردم و قلمرو خاص ایران و برتر از دیگر ملت‌‌‌ها اعم از اسلام یا غیراسلام باشد را مردود شمرده و آن ‌‌‌را مغایر با تعالیم اسلام و آموزه‌‌‌های دینی می‌‌‌دانند. (امام خمینی، 1363: 168)
 ایشان قائل به برتری عقیده بر سرزمین هستند. در نگاه ایشان، آنچه اهمیت دارد همان عقیده، ایمان، باورها و... است.امام دو وطن عقیدتی و سرزمینی را قابل شناسایی و جدایی می‌‌‌دانند. وطن عقیدتی همان دارالسلام یا امت اسلامی است که اصالت دارد، اما وطن سرزمینی به دلایل مقتضیات زمانی و مکانی، تنها در سایه‌ی اسلام مورد قبول است. لذا هنگامی که در برابر اسلام قرار می‌‌‌گیرد، اصالت خود را از دست می‌‌‌دهد. بر همین اساس، ایشان برای وطن عقیدتی (امت) ارزش و اعتبار بالاتری نسبت به وطن سرزمینی (ملت) قائل‌‌‌اند. مشروعیت مطابق با منافع اسلامی اختصاص یافته و اندیشه‌ی ملی با آن تنظیم می‌‌‌گردد. ایشان همواره منافع ملی (ملت) را ذیل منافع اسلامی (امت) تعریف نموده و برای منافع اسلام حساب ویژه‌‌‌ای قائل هستند. به اعتقاد امام (ره)، منافع ملی در طول منافع اسلامی قرار دارد. لذا رابطه‌‌‌ی منافع ملی و اسلامی از نظر ایشان رابطه‌‌‌ی جزء به کل است و منافع ملی در برابر دیگر مسلمانان برخلاف دستور صریح اسلام است. مطابق اندیشه‌ی امام، باید منافع اسلامی (منافع جهان اسلام با همه‌ی کشورهای اسلامی) را بر منافع ملی (منافع یک واحد سیاسی خاص) ترجیح داد و این امر تنها در حکومت اسلامی جهان اسلام قابل تصور است. (بابایی، 1383: 284 تا 286)
امام خمینی برای ملت ایران دو بُعد ایرانیت و اسلامیت قائل بوده و معتقدند که بُعد اسلامیت آن پایدارتر است. لذا ملت ایران مفهومی دینی است. ملت به معنی مدرن آن نیز تا آنجا معتبر است که در مقابل اسلام قرار نگیرد. (بابایی، 1383: 153)
می توان گفت که رابطه‌ی ملت و امت در اندیشه‌ی ایشان، عموم و خصوص مطلق است. بدین‌گونه که ملت به‌عنوان یک جزء در زیرمجموعه‌ی واحد کلی امت قرار می‌‌‌گیرد و مجموعه‌ واحدهای ملی، تحت واحد جهانی امت، یک جامعه‌ی واحد را به‌‌‌ وجود می‌‌‌آورند. بنابراین در اندیشه‌ی امام، ملت جزئی از امت بوده و هم‌راستا با آن است و هیچ‌‌‌گاه در تقابل با امت قرار نمی‌‌‌گیرد. (بابایی، 1383: 292)

مؤلفه های درونی استقرار امنیت ملی امام
وفاق و همگرایی ملی:
اگر این اخوت ایمانی در سرتاسر کشور ما محفوظ بماند و هرکس برای خودش توجه به خود نداشته باشد؛ توجه به مقصد داشته باشد و خودش را برای مقصدش بخواهد، هیچ کس نمی تواند به این کشور تعدی کند.(صحیفه امام، ج 17، ص 435)
 حفظ کردن نظام اسلامی] این است که هر روز محکم کنیم برادری خودمان را، سر اغراض جزئیه که زود می گذرد لطمه ای خدای نخواسته به اسلام وارد نکنیم، لطمه به جمهوری اسلام وارد نکنیم.(همان، ج 20، ص 56)
ولایت مداری:
من به همه ملت، به همه قوای انتظامی اطمینان می دهم که امر دولت اسلامی، اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبی بر این مملکت نخواهد وارد شد.(صحیفه امام، ج 10، ص 85)
مشارکت عمومی:
انقلاب اسلامی ما انقلابی است که به دست مردم صورت گرفته، مردم انقلاب کرده اند و مردم باید آن را به آخر برسانند.«(صحیفه امام، ج 19، ص 54)
اگر مردم را شریک خودتان نکنید، موفق نخواهید شد.«(همان، ج 19، ص 35)
تا شما زنده اید آمریکا برنمی گردد، شوروی هم برنمی گردد. در نسل های آتیه، اگر ملت ها در نسل های آتیه به همین روش حرکت کنند و روحانیون در همه جا حاضر باشند و مردم در صحنه باشند و قوای نظامی و انتظامی، قوای نظامی و انتظامی اسلام باشد این در طول تاریخ هم ان شاءالله نخواهد شد.(همان، ج 17، ص 449)

ساماندهی اقتصادی:
دولت شما دولت محرومین است یعنی باید برای محرومین کار کنید.(صحیفه امام، ج 19، ص 34)
هر قدر کشور ما به طرف فقر زدایی و دفاع از محرومین حرکت کند، امید جهانخواران از ما منقطع و گرایش ملت های جهان اسلام زیادتر می شود.(همان، ج 20، ص 341)
ما باید سعی کنیم از حیث اقتصاد قوی و بدون وابستگی باشیم. .. البته به طرف صنعت هم باید رفت، ولی اگر از کشاورزی منحرف بشویم، اسباب آن می شود که آنچه خودمان نیز داریم از بین برود.(صحیفه امام، ج 17، ص 33)
اقتدار نظامی و دفاعی:
در هیچ شرایطی از تقویت نیروهای مسلح و بالابردن آموزش های عقیدتی و نظامی و توسعه تخصص های لازم و خصوصاً حرکت به طرف خودکفایی نظامی غفلت نکنند... غفلت از تقویت بنیه دفاعی کشور، طمع تهاجم و تجاوز بیگانگان و نهایتا تحمیل جنگ و توطئه ها را به دنبال می آورد.(صحیفه امام، ج 21، ص 358)
قانونگذاری و قانون مداری:
همه قشرها که در هر جا هستند و در هر محلی هستند حفظ قانون را بکنند و حفظ قواعدی که بر کشور جاری هست بکنند.« و نیز به عمل به قانون اساسی سفارش می کند:(صحیفه امام، ج 15، ص 449 - 450)
معیار در اعمال نهادها قانون اساسی است و تخلف از آن برای هیچ کس چه متصدیان امور کشوری و لشکری و چه اشخاص عادی جائز نیست.(همان، ج 14، ص 301)
گسترش و تعمیق معارف دینی:
روح ایمان را در آن ها (مردم) تقویت کنید که اگر جنبه ایمان مردم تقویت شد، همه امور به راحتی انجام می شود.« »دنبال این بروید که معارف اسلامی را در بین مردم تقویت کنید که(همان، ج 17، ص 120)
 رأس امور این معارف اسلامی است و اگر درست بشود همه کارها درست می شود.«(همان، ج 20، ص 300) (سایت حوزه، حصون - بهار 1388 ، شماره 19 - امنیت ملی از نگاه امام خمینی..)
امام  و امنیت با صدور انقلاب اسلامی:
«ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجی و بین المللی اسلامی مان بارها اعلام نموده ایم که در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه جهان خواران بوده و هستیم، حال اگر نوکران آمریکا نام این سیاست را توسعه طلبی و تفکر تشکیل امپراطوری بزرگ می گذارند از آن باکی نداریم و استقبال می کنیم. ...ما درصدد خشکانیدن ریشه های فاسد صهیونیسم، سرمایه داری و کمونیسم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفته ایم به لطف و عنایت خداوند بزرگ نظامهایی را که بر این سه پایه استوار گردیده اند، نابود کنیم و نظام اسلام رسول الله(ص) را در جهان استکبار ترویج نماییم و دیر یا زود ملتهای آینده شاهد آن خواهند بود.» (30)
سیاست نه شرقی و نه غربی امام(ره) نیز کاملا در جمله فوق نهفته است. در این رابطه امام(ره) همچنین می گویند: «ما مسلمانیم و شرق و غرب برایمان مطرح نیست. دولت اسلامی ما آزاد و مستقل خواهد بود. ما نه به سوی غرب و نه به طرف شرق گرایش نخواهیم داشت و می خواهیم یک جمهوری بی طرف و غیر متعهد باشیم.» (31)

خلاصه و نتیجه گیری:
برای فهم بیشتر و رسیدن به نتایج بهتر، در اینجا لازم می دانیم تا میان مباحث گذشته و برداشتهای مختلف از امنیت ملی، مقایسه مختصری انجام دهیم. در رابطه با مفهوم امنیت ملی، تا به حال بر داشتهای متفاوتی شده است. به طور کلی می توان سه برداشت مختلف از این مفهوم را در روابط بین الملل برشمرد:
1- رئالیستی;
2- ایده آلیستی;
3- انترناسیونالیستی.
  در برداشت «رئالیستی »، واحد «دولت - ملت » به عنوان یک اصل در نظر گرفته می شود و صحنه روابط بین الملل چیزی جز رقابت میان واحدهای مختلف برای تامین امنیت و پیشبرد منافع ملی نمی باشد. در این مفهوم، دولتها چاره ای جز تلاش برای بر خورداری بیشتر از قدرت و توانایی ملی در برابر رقیبان ندارند; لذا رابطه میان «امنیت و قدرت » رابطه ای همیشگی و مستقیم است. در این معادله، امنیت یکی، ناامنی دیگری و بر عکس، ناامنی یکی، امنیت دیگری تلقی می شود. در برداشت «ایده آلیستی » که متاثر از اندیشه های کانت می باشد، امنیت ملی «نه توانایی یک ملت »; بلکه «نبود تهدید و وجود تامین » تعریف می شود. به عبارت دیگر، در اینجا، امنیت ملی به فقدان ترس از به خطر افتادن ارزشهای حیاتی معنا می گردد. طرفداران این برداشت، خواهان ایجاد جامعه ای جهانی هستند که در آن، همکاری برای تحقیق آرمانهای مشترک بشری، جای رقابتها را می گیرد. بر حسب این دیدگاه، افراد جامعه بشری به جای دولتهای ملی، به عنوان یک اصل در روابط بین الملل نقش بازی می کنند و مرزبندی های ملی، غیر واقعی و اعتباری می باشند. و نهایتا در مورد برداشت «انترناسیونالیستی » از امنیت ملی، باید گفت که این برداشت، امنیت را تنها با وجود همکاری میان واحدهای ملی امکان پذیر می داند. طرفداران این نظریه، دولتها را به عنوان بازیگران عمده بین المللی می پذیرند; ولی به رقابت دائمی بین آنها قایل نیستند. دولتها به رغم آنکه منافع متعارض دارند، منافع مشترک نیز دارند که آنها را مجبور به همکاری با یکدیگر می کند. در این برداشت، گسترش همکاریها از طریق ایجاد نهادهای بین المللی سبب کاهش رقابتها می شود و تهدیدهای امنیتی را از بین می برد.
با توجه به توضیح مختصر فوق، بهتر می توان به نتایجی در خصوص مباحث این مقاله دست یافت. با نگاه به بحث امنیت در اسلام و اندیشه امام و مقایسه اجمالی آن با سه برداشت یاد شده، می توان گفت که مفهوم امنیت در اندیشه سیاسی اسلام و همچنین امام، به طور کامل، در هیچ کدام از برداشتهای یاد شده جای نمی گیرد، ولی در عین حال اشتراکاتی با برخی از آنها دارد. همان طوری که قبلا ذکر شد، نمی توان معنای خاص امنیت ملی را در اندیشه سیاسی اسلام و امام جست و جو نمود. این معنای خاص; بخصوص در برداشت رئالیستی از امنیت ملی متبلور شده است; به این معنا که امنیت ملی کارکردی ویژه در رابطه با مفهوم واحد «دولت - ملت » دارد. البته در دهه های اخیر مباحثی چون حفظ زیست، مساله حقوق بشر و... تا حدی باعث شده که این مفهوم صرفا به تنگ نظری های گذشته خود قانع نباشد و از این جهت تا حد ارتباط همه جانبه با امنیت بین الملل بسط نماید. با این وصف، هنوز واحدهای ملی بیش از هر چیز در تامین انحصاری امنیت و منافع ملی خود می باشند و در تعقیب سیاست امنیت بین المللی خود نیز حتی الامکان منافع خاص خود را پی گیری می نمایند.
برخلاف برداشت رئالیستی، در اندیشه سیاسی اسلام، مفهوم امت جایگزین مفهوم ملت می گردد. لذا مفاهیمی چون منافع ملی که در تضاد با وحدت طلبی امت می باشد، چندان اعتباری ندارند و به جای آن، مصالح جامعه اسلامی و امنیت امت اسلامی اهمیت پیدا می کنند. در اندیشه سیاسی امام نیز میان امنیت امت و امنیت نظام، معادله پیچیده ای وجود دارد. به نظر می آید حداقل در سالهای اول انقلاب، این امنیت امت بود که بر امنیت نظام اولویت داشت. بعدا با شروع جنگ تحمیلی و به خطر افتادن کیان نظام اسلامی، مساله امنیت نظام در نظر امام به عنوان اولویت اصلی مطرح می گردد. علاوه بر این، در تحلیل دیدگاه امام نمی توان به طور شفاف میان امنیت ملی و امنیت نظام ارتباط برقرار نمود. به این معنا که هنوز این سئوال باقی است که آیا در نظر امام، امنیت نظام همان است که در متون روابط بین الملل به امنیت ملی تعبیر می گردد؟ به نظر می آید، تعبیر امام از امنیت نظام، بیشتر دارای صبغه ایدئولوژیکی باشد و این باعث می شود تا نتوان آن را کاملا مترادف با مفهوم رایج امنیت ملی دانست.
از جهت آرمان گرایی، می توان گفت برداشت اسلام از امنیت تا حدی شبیه به برداشت ایده آلیستی است.اسلام هم افراد بشری را دارای ریشه واحدی می داند که باید در مسیر واحدی نیز هدایت گردند. همچنین این آیین نیز مرزبندی های ملی را غیر واقعی و اعتباری می داند و برای آن اهمیت ذاتی قائل نیست. اصل دعوت در سیاست خارجی اسلام در مقایسه با این برداشت، می تواند قابل طرح باشد. با این وصف، نگاه اسلام به تحقق جامعه مشترک بشری، یک نگاه کاملا دینی است و مبنای آن، حرکت به سمت همه جایی شدن اسلام است; بر خلاف طرفداران برداشت ایده آلیستی که عموما خواهان ایجاد جامعه مشترک بشری بر مبنای اصول جهانی حقوق بشر می باشند. در اسلام همان طوری که قبلا ذکر شد، اهمیت اساسی در امنیت امت مسلمان می باشد و این امنیت می تواند حتی تا زمان رسیدن به جامعه مشترک جهانی نیز به عنوان هدف اساسی در سیاست خارجی دنبال گردد. در برداشت امام نیز دیده شد که حداقل در میان کشورهای مسلمان مرزبندی های ملی چندان اعتباری ندارند و آنچه که اصل است همان، مفهوم امت اسلامی می باشد.
شاید بتوان بیشترین موارد تشابه را در جایگاه امنیت، میان اسلام و برداشت انترناسیونالیستی یافت; برداشتی که معتقد به همکاری در میان کشورها است. در اینجا دو اصل حفظ دارالاسلام و اصل نفی سبیل در سیاست خارجی اسلام می تواند مورد دقت قرار گیرد. تلاش برای حفاظت از مملکت اسلامی در ارتباطات مختلف خارجی و همچنین جلوگیری از تسلط بیگانگان بر بلاد اسلامی، می تواند مبنای همکاری با دول دیگر قرار گیرد. در دیدگاه امام نیز مسایلی چون وحدت جهان اسلام، ترغیب سران دولتهای بزرگ به توجه به اسلام(دعوت امام از گورباچف به شناخت بیشتر از اسلام) می تواند مبنای این همکاری قرار گیرد. با وجود این با توجه به اینکه امام در راستای استقرار نظام ج.ا.ا کاملا خودشان را رویاروی امپریالیسم می دیدند، کمتر در زمینه همکاری همه جانبه با دول دیگر اندیشه می کرد و بیشتر به چگونگی وحدت و ارتباط با امت اسلامی و ملل مستضعف جهان فکر می نمود. (سایت حوزه ،مؤلفه های امنیت در اندیشه امام خمینی،سالار، محمد)
به این ترتیب، روشن گردید که دیدگاههای امام  در خصوص امنیت، دارای دو ویژگی کاملا جدای از هم می باشد; از یک طرف، از جنبه آرمانی امنیت جهان اسلام و امت مسلمان برای امام بیش از هر چیز دیگر مهم می باشد و همانند دیدگاههای کلی اسلامی در جست و جوی درنوردیدن مرزهای ملی است و در این راه، مخالفت با جهان غیر مسلمان و زورگو کاملا شبیه الگوهای انقلابی صدر اسلام است و کمتر با مرامهای دیپلماتیک فعلی سازگاری دارد و از سوی دیگر، حفظ نظام ج.ا.ا از اهم واجبات تلقی می شود. البته حفاظت از این نظام نیز در راستای حفاظت کلی امت اسلامی است و بیشتر دارای ماهیت ایدئولوژیکی و مکتبی است تا ملی; چرا که بر طبق نظریات آرمانی امام  مرزهای ملی ارزش خاصی ندارند و وحدت جهان اسلام، مقصد نهایی وی در ایده آلهای سیاست خارجی است. به این ترتیب، مفهوم «امنیت ملی » به معنای خاص کلمه در نظریات امام  چندان رنگی ندارد و به جای آن، امنیت نظام و جهان اسلام در اولویت خاصی قرار دارد. .( مجله اندیشه انقلاب اسلامی، شماره 6 , سالار، محمد)

جمع بندی
 امنیت به عنوان یکی از مفاهیمی که در حال تغییر بوده و معانی جدیدی به‌‌‌ خود گرفته است، در گفتمان اسلامی به‌‌‌عنوان بستری برای تعریف امت و تأمین این مفروض قلمداد می‌‌‌شده است. این موضوع هم در دیدگاه حضرت رسول (ص) و هم در نگرش امام، واحد بوده ولی تفاوت در محدودیت‌‌‌های محیطی پیش‌‌‌ روی امام برای تحقق این مفهوم است. به‌‌‌ عبارتی دلیل تفاوت بایدها و هست‌‌‌های پیامبر و امام، نه در تفکر ایشان و نه در شرایط ارادی کنشگر و اراده‌ی معطوف به آن (رسیدن به امت به‌عنوان امنیت توسط امام) بوده، بلکه همان‌‌‌طور که گفته شد، شرایط محیطی اعم از ساختار حاکم بر نظم بین‌‌‌الملل، وجود کنشگران دولت‌ملتی و سایر عوامل و عناصر سیاسی-محیطی بوده که مانع از تحقق این هدف شده است.(سایت برهان،  آیا امنیت در اسلام صرفاً نظامی است؟ صدیقه احمدی)
فراگیری و همه جانبه بودن اندیشه های امنیتی  امام از ابعاد نرم افزاری و سخت افزاری در حوزه های مختلف سیاسی ، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی جغرافیایی نشانگر توجه خاص ایشان به مقوله امنیتی است. پس بایستی برای جلوگیری از تحریف امام در این موضوع سبک و سیاق و جهت مباحث امنیتی بر مبنای اصول امام باشد.

چگونه توسعه امنیتی نظامی از ديدگاه امام خميني قابل تحریف است؟
مقدمه
امام  معتقدند:  وجود مردم و امنیت داشتن آنها برای جمهوری اسلامی امری محتوم و سرنوشت ساز است. در اندیشه های امنیتی امام خمینی، ‌رهایی از نیاز و هراس به مثابه هسته اصلی ایده امنیت انسانی قابل رویت می باشد و دارای ابعاد هفت گانه ای در حوزه های سیاسی(حفظ نظام سیاسی، تقویت نهاد روحانیت، قانون گرایی، صیانت از اسلامیت نظام، وحدت و همدلی در جامعه، مشاركت و حضور در صحنه مردم، وفاداری متقابل مردم و مسئولین، حاكمیت نظم و آرامش و... . از این رو، در مكتب امنیتی امام خمینی صرفاً به بعد نظامی و سخت افزاری امنیت توجه نشده است بلكه رویكرد ایشان به مقوله امنیت نیز نرم افزاری می باشد. در عین حال، مردم سالاری دینی، تربیت و پرورش انسان ها، رفاه عمومی و عدالت اجتماعی به مثابه شاخص های تاثیر گذار بر امنیت انسانی در حكومت نیز در اندیشه امام خمینی خودنمایی می نماید.(سایت مرکزاسناد انقلاب اسلامی، امنیت انسانی از منظر امام خمینی، سید محمدجواد قربی)
لذا می فرمایند :
اگر بر کشوری ندای دلنشین تفکر بسیجی طنین اندازد، چشم طمع دشمنان و جهان خواران از آن دور خواهد گردید والا هر لحظه باید منتظر حادثه باشیم. بسیج باید مثل گذشته و با قدرت و اطمینان خاطر به کار خود ادامه دهد.(صحیفه امام، ج 21، ص 195)
 باید برای شکستن امواج طوفان ها و فتنه ها و جلوگیری از سیل آفت ها به سلاح پولادین صبر و ایمان مسلح شویم، ملتی که در خط اسلام ناب محمدی(ص) و مخالف با استکبار و پول پرستی و تحجرگرایی و مقدس نمایی است، باید همه افرادش بسیجی باشند و فنون نظامی و دفاعی لازم را بدانند، چرا که در هنگامه خطر ملتی سربلند و جاوید است که اکثریت آن آمادگی لازم رزمی را داشته باشند.(صحیفه امام، ج 21، ص 195)
در هیچ شرایطی از تقویت نیروهای مسلح و بالابردن آموزش های عقیدتی و نظامی و توسعه تخصص های لازم و خصوصاً حرکت به طرف خودکفایی نظامی غفلت نکنند... غفلت از تقویت بنیه دفاعی کشور، طمع تهاجم و تجاوز بیگانگان و نهایتا تحمیل جنگ و توطئه ها را به دنبال می آورد.(صحیفه امام، ج 21، ص 358)

پیوند توسعه و امنیت ملی
امنیت ملی زمینه های زیر ساخت اصلاحات، بازسازی و توسعه همه جانبه را فراهم می سازد و توسعه پایدار عدالت محور عامل استحکام و اقتدار امنیت ملی است. امام رابطه امنیت ملی و توسعه و سازندگی را یک رابطه دو سویه و متقابل می داند:
. .. آیا می شود اصلاحی بدون آرامش؟ می شود در حال جنگ اعصاب و جنگ خارجی و به هم خوردن همه اوضاع، قضایا و مشکلات ما حل بشود... تا آرامش پیدا نشود هیچ اصلاحی امکان ندارد.(صحیفه امام، ج 7، ص 81 - 82)(سایت حوزه، حصون - بهار 1388 ، شماره 19 - امنیت ملی از نگاه امام خمینی..)

الگوي مديريت امام خميني درتوسعه
تأملي در شيوه مديريت جنگ از سوي امام به ويژه در سال هاي نخستين آن – الگوي جالبي را از مديريت بحران هاي سياسي نشان مي دهد. اين الگو باتوجه به ويژگي هاي منحصر به فردي كه دارد، ظرافت ها و پيچيدگي هاي خاص خود را داراست. از اين الگو مي توان درس ها و آموزه هاي زيادي براي مقابله با بحران هاي احتمالي فرا گرفت.
مديريت سيستميك بحران هاي سياسي و جنگ، الگوي رايج در واحدهاي سياسي مختلف هستند. در اين الگو، هر گونه تصميم گيري و مديريت بحران در چارچوب سلسله مراتب و نظام تصميم گيري حاكم اتخاذ مي شود. در حالي كه در شرايط عادي پروسه تصميم گيري مطابق قواعد رايج و روال معمول صورت مي گيرد، در شرايط بحراني فرآيند تصميم گيري متحول مي شود و به صورت غير عادي در مي آيد.
مطالعه رفتار و عملكرد امام خميني در طول جنگ ايران و عراق - به ويژه سال هاي نخستين جنگ – نشان مي دهد كه ايشان از شيوه مزبور مديريت بحران ها به نحو احسن استفاده كردند. برخلاف تصور عده اي كه شيوه مديريت امام را فردي يا در ارتباط مستقيم با مردم مي پندارند، ايشان از مديريت سيستميك نيز نهايت استفاده را مي كردند و اصولاً به اين روش بيشتر اعتقاد داشتند.
نمونه بارز اين امر نيز تأكيد خاص حضرت امام به نقش شوراي عالي دفاع بود. اين شورا كه مطابق قانون اساسي براي اداره امور جنگ تشكيل شده بود نقشي اساسي در تصميم گيري هاي مرتبط با جنگ داشت. امام در سخت ترين شرايط جنگ تحميلي نيز از اين شورا سلب مسئوليت نكرد و همواره، بر تمركز تصميم گيري ها در آن تأكيد داشت. براي نمونه، ايشان در بيانيه اي خطاب به مردم و مسئولان در مورخ 25/2/59 ضمن تأكيد بر معيار بودن قانون اساسي در اعمال نهادها و مأموريت يافتن شوراي عالي دفاع مي فرمايند: ((مسائل دفاع در شورا مطرح و رسيدگي مي شود و پس از تصويب، تصميم در اجرا با فرماندهي كل قواست و قواي مسلح بايد اوامر ايشان را اجرا كند)).
با آن كه شورا به صورت مرتب جلسه هايي را در خدمت امام تشكيل مي داد، اما امام به ارائه رهنمودهاي كلي (و در مواقعي انتقاد) بسنده و به هيچ وجه سعي نمي كردند اختيارهاي آن را تحديد كنند يا به طول كامل به تصميم هايش جهت دهند.
در چارچوب سلسله مراتب تصميم گيري و اجرا، امام بر رعايت سلسله مراتب و اطاعت نيروها از فرماندهان خود تأكيد ويژه اي داشتند. براي نمونه، ايشان تا جايي كه ممكن بود بر فرماندهي كل قوا از سوي بني صدر (علي رغم عملكرد منفي ايشان) تأكيد مي كردند. در سطوح پايين نيز، به طور مرتب نيروهاي ارتش، سپاه، بسيج و ژاندارمري را به اطاعت از فرماندهان خود توصيه مي نمودند.
در جريان عملكرد بني صدر و مسائلي كه ايشان به وجود آورده بودند (نوعي بحران در بحران) نيز، عملكرد امام بر مبناي مديريت سيستميك بود. با آن كه امام نفوذ بالايي در ميان مردم داشتند و با يك اشاره مي توانستند با وي برخورد كنند، اما تا زماني كه مجلس جريان قانوني عزل بني صدر را طي نكرد، اقدامي انجام ندادند.
افزون بر شوراي عالي دفاع، مجلس شوراي اسلامي دومين نهادي بود كه در جريان مديريت جنگ نقش داشت.
در اين حوزه نيز، سياست امام تنها نظارت بر عملكرد مجلس بود و ايشان به اين عملكرد اهميت خاصي مي دادند.
اما در كنار مديريت سيستميك جنگ كه از سوي دو نهاد ياد شده و با نظارت ايشان صورت مي گرفت، مديريت كاريزماتيك بحران هاي سياسي الگوي دوم مديريت امام بود كه در نوع خود سابقه نداشت. در واقع، هنر امام در تلفيق اين نوع مديريت با الگوي سابق بود. اين نوع مديريت بر ماهيت و نوع رابطه امام با توده هاي مردم كه تحت تأثير كاريزماي بالاي ايشان قرار داشت، مبتني بود. برآيند چنين مديريتي، حضور تعيين كننده نيروهاي مردمي – به ويژه سپاه و بسيج – در جبهه هاي جنگ بود و در نهايت اين نيرو در عقب راندن نيروهاي عراق از خاك ايران، نقش اصلي را ايفا كرد.
الگوي مديريت امام بر آموزه هاي ديني و روان شناختي مردم ايران قرار داشت. ايشان با بهره گيري از اصول روان شناختي سعي مي كردند آرامش كشور و ملت را در شرايط حاد بحراني حفظ كنند. البته، بايد يادآور شد كه به خوبي نيز در اين كار موفق شدند. ايشان در همان آغاز جنگ طي صحب هايي خطاب به مردم ايران فرمودند: ((اين يك دزدي آمده است يك سنگي انداخته و فرار كرده، رفته است سر جايش، ديگر قدرت اين كه تكرار بكند انشاء الله ندارد. من به ملت ايران سفارش مي كنم كه چند جهت را ملاحظه كنند. يك جهت اين كه خونسردي خودشان را حفظ كنند و ابداً توجه به اين معنا كه يكي قضيه اي واقع شده است (و واقعاً واقع نشده قضيه اي) توجه نكنند به اين معنا، يك وقت اغتشاشي بار نيايد)).
از سوي ديگر، امام توانستند با استفاده از نفوذ خود در ميان مردم و با بهره گيري از باورهاي ديني شان، به بهترين وجهي آنها را براي حضور در جبهه هاي جنگ بسيج كنند.
(و اينجانب اولاً به ملت ايران هشدار مي دهم كه خود را مهيا كنند و اسلحه هاي خود را آماده كنند و به حال آماده باش باشند كه اگر خداي نخواسته محتاج بسيج عمومي شد و امر به جهاد مقدس عمومي داده شد، فوراً به ميدان رفته و از دين خدا و كشور اسلامي دفاع نمايند)).

تجزیه و تحلیل
مكتب امنیتی امام خمینی صرفاً به بعد نظامی و سخت افزاری امنیت توجه نشده است بلكه رویكرد ایشان به مقوله امنیت نیز نرم افزاری می باشد. در عین حال، مردم سالاری دینی، تربیت و پرورش انسان ها، رفاه عمومی و عدالت اجتماعی به مثابه شاخص های تاثیر گذار بر امنیت انسانی در حكومت نیز در اندیشه امام خمینی خودنمایی می نماید. به اين ترتيب، تركيبي از دو سبك مديريت بحران ها  مديريت سيستميك و مديريت كاريزماتيك بود كه توانست جلوي تجاوز عراق به ايران را بگيرد و الگوي منحصر به فردي را از امام به ميراث بگذارد.(سایت اندیشکده مدیریت و دفاع مقدس،مقدمه اي بر الگوي مديريت جنگ توسط امام خميني ، اکبر مهدی زاده)

جمع بندی
دو سویه بودن رابطه امنیت ملی و توسعه و سازندگی.
بهره گیری از مديريت سيستميك و مدیریت نفوذ گرا.
گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه جهان خواران.
 این اصول و معیار های امام در توسعه امنیتی نظامی است که اولا استفاده از انواع مدیریت است ثانیا نگاهی جهانی به امر توسعه دارند. پس بنابراین جهت جلوگیری از تحریف امام بایستی به توسعه نظامی امنیتی بصورت جامع آنطور که مد نظر امام است، نگریست.
راه درست
مواضع و بیانات امام نشانه افکار و اندیشه های ایشان است که در ابعاد نظامی و امنیتی نیز از این امر مستثنی نیست و لذا در ذیل اصول ایشان را از طریق بیانشان در مواضع قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مشاهده می نمایید:

قبل پیروزی انقلاب اسلامی:
شما وقتی برنامه هم می خواهید درست کنید دستتان را پیش اسرائیل دراز می کنید، شما کارشناس نظامی از اسرائیل به این مملکت می آورید، شما محصلین را از اینجا به اسرائیل می فرستید، ایکاش به جای دیگر می فرستادند، به آمریکا می فرستادند، ایکاش به انگلستان می فرستادند، به اسرائیل می فرستید، ما با اینها مخالفیم.( صحیفه نور جلد 1 صفحه 77)
ما می گوئیم نکنید اینطور، ما همه از هم هستیم، اولاد یک خانواده هستیم، اهل یک مملکت هستیم، چرا ما را می خواهید بشکنید؟ ما مجاناً پشتوانه این مملکت هستیم، هیچ هم تحمیل بر بودجه شما نداریم. می سازیم، می سازیم با این کتک ها، با این حبس ها، با این زجرها، با این اهانت ها، با این فحش ها و برای این مملکت یک استوانه ای هستیم، ایستادیم اینجا، اگر خدای نخواسته چیزی، یک خطری برای این مملکت پیش بیاید، ما ایستادیم در مقابلش و نمی ترسیم. این آقایانی که می گویند که ما مملکت را می خواهیم حفظ کنیم، ما چطور هستیم و کذا هستیم، شما یادتان نیست که وقتی که متفقین آمدند اینجا، چطور فرار کردند این بیچاره ها از تهران تا به یزد. اگر یک آخوند پیدا کردید فرار کرده، یک آخوند، یک آخوند. آن روز که در بالای تهران طیاره ها راه افتاده بود و مردم را می ترساندند، من تهران بودم، خدا رحمت کند مرحوم آشیخ حسین قمی (رضوان الله علیه) با ایشان در آن میدان شاهپور، آنجاها بودیم، ایشان سبیلش را چاق کرده بود با کمال طمأنینه، اصلش کانه خبری نیست، من هم مثل او (یک کم بدتر) کأنه خبری نیست. این بیچاره ها، این نظامی هائی که می گویند اینقدر ما کذا هستیم و کذا هستیم و برای مملکت چه می کنیم، اینها وقتی که پای استفاده و پای بردن منافع و پای زورگوئی هست اینطورند. خدا نکند که یک روزی یک ورقی برگردد، اول کسی که فرار کند همین نشاندارها هستند، و ما هستیم الحمدلله اینجا تا آخرش، مگر اینها بیایند بگیرند ما را ببرند، ما باز هستیم.( صحیفه نور جلد 1 صفحه 79)
قانونی در مجلس بردند در آن قانون اولا ما را ملحق کردند به پیمان وین و ثانیاً الحاق کردند به پیمان وین! که تمام مستشاران نظامی آمریکا با خانواده هایشان، با کارمندهای فنی شان، با کارمندان اداری شان، با خدمه شان، با هر کس که بستگی به آنها دارد، اینها از هر جنایتی که در ایران بکنند مصون هستند. ( صحیفه نور جلد 1 صفحه 102)
قانونی در مجلس بردند در آن قانون اولا ما را ملحق کردند به پیمان وین و ثانیاً الحاق کردند به پیمان وین! که تمام مستشاران نظامی آمریکا با خانواده هایشان، با کارمندهای فنی شان، با کارمندان اداری شان، با خدمه شان، با هر کس که بستگی به آنها دارد، اینها از هر جنایتی که در ایران بکنند مصون هستند.( صحیفه نور ج 1 ص 103)
نظامیان آمریکائی، مستشاران نظامی آمریکایی به شما چه نفعی دارند؟ آقا اگر این مملکت اشغال آمریکاست پس چرا اینقدر عربده می کشید، پس چرا اینقدر دم از ترقی می زنید؟ اگر این مستشاران نوکر شما هستند پس چرا از ارباب ها بالاترشان می کنید؟ پس چرا از شاه بالاترشان می کنید؟(صحیفه نور جلد 1 صفحه 105)
ارتش هم بداند یکی تان را بعد از دیگری کنار می گذارند، دیگر برای شما آبرو گذاشتند؟ برای نظام شما آبرو گذاشتند که یک سرباز آمریکائی بر یک ارتشبد ما مقدم است؟ یک آشپز آمریکائی بر یک ارتشبد ما مقدم شد در ایران؟ دیگر برای شما آبرو باقی ماند؟ اگر من بودم استعفا می کردم، اگر من نظامی بودم استعفا می کردم، من این ننگ را قبول نمی کردم، اگر من وکیل مجلس بودم استعفا می کردم.( صحیفه نور جلد 1 صفحه 106)
باید گفت ایران به صورت پایگاه نظامی اسرائیل و در واقع امریکا درآمده است.( صحیفه نور جلد 1 صفحه 158)
شما ای سربازان غیور ولی عصر عجل الله تعالی فرجه که به سربازخانه ها کشیده شده اید، باکمال شجاعت تعلیمات نظامی را تحکیم کنید، باشد که چون حضرت موسی (ع) که در آغوش فرعون بزرگ شد و اساس ظلم و جور او را در هم پیچید، شما هم روز مناسبی تحت دستور مقام صالحی بتوانید این دست های خبیث را قطع و این ریشه های فساد و ظلم را از بیخ و بن برآورید.( صحیفه نور جلد 1 صفحه 191)
از جیب این فقرا و بیچاره ها در می آورند و به جیب این گردن کلفت ها می ریزند و آنوقت اینها مگر به نظامی ما تعلیم نظامی می دهند؟اینها می خواهند این نظامی ها را همین طوری نگه دارند که هر طوری دلشان می خواهد عمل بکنند.( صحیفه نور جلد 1 صفحه 274)

بعد پیروزی انقلاب اسلامی:
استبداد الان رفته است از بین یعنی الان کسی نیست که به ما زور بگوید، به شما زور بگوید، نه دولت اسلامی زورگو هست و نه ما دیگر سازمان امنیتی داریم که از ترسش مثلاً بعضی ها خوابشان نبرد و یا فرض کنید که شهربانی و اینها یا نظامی ها اینها هیچ کدام، الان همه در خدمت ملت هستند و در خدمت اسلام هستند. از اینها الحمدلله دیگر ممنون هستیم و نمی ترسیم ولکن استعمار باز ریشه هایش هست، یعنی توطئه هایش هست الان. ( صحیفه نور جلد 5 صفحه 217)
برادرهای من توجه داشته باشید که ایران از خود شماست و ایرانی باید برای ایران زحمت بکشد. همه طبقات باید باهم دوست باشند. مثل سابق نیست که بین طبقات جدائی باشد، بین نیروهای نظامی با مردم جدائی باشد آنها با نظر بد به اینها نگاه کنند و اینها به نظر بد به آنها نگاه کنند. وقت آن است که همه نیروهای خدائی و اسلامی باشد و خداوند حکومت کند در این ملت و با دست خداوند ما پیش برویم. شما همه با هم همصدا و همزبان باشید و این آشفتگی هائی که الان به دست اجانب و عمال آنها در اطراف مملکت ایجاد شده است، این آشفتگی ها را با هم و با قدرت الهی از بین ببرید و تسلط پیدا کنید بر اوضاع کشور از خودتان هست، ملت از خودتان هست، ارتش از خودتان هست، همه با هم هستید، برادر هستید، باید همه با هم به پیش بروید و این مملکت آشفته را نجات بدهید. از خداوند تبارک و تعالی سلامت و سعادت همه شمارا خواستارم. ( صحیفه نور جلد 5 صفحه 252)
قدرتی که در ایران بود می گفتند در شرق نیست، آن قدرت نظامی که در ایران بود، در شرق نبود چنانچه می گفتند پشتوانه ای که اینها داشتند، همه قدرت های بزرگ بود، همه ابرقدرت ها و همه قدرت های کوچکتر. یکی از ممالک اسلامی (حالا یکی می گوید، شاید، شاید یکی بوده) از ممالک اسلامی در طول این مبارزه ای که ایران می کرد، پشتیبانی از ما نکرد، همه از شاه می کردند، همه شان، خوب، شاه بود با آن قدرت که می گفتند مثل این قدرت در شرق نیست و پشتیبانش همه مسلم و غیر مسلم، از ابرقدرت ها گرفته تا قدرت های کوچک، تا همین شیخ نشین های شما همه موافق بودند و اغفال کرده بودند برادرهای ما را. در بعضی از این مقاطع خلیج بحیثی که برادرهای اسلامی خیال کردند که اگر شاه نباشد دیگر اسلام از بین می رود، اگر شاه نباشد شیعه اصلش بکلی از بین می رود. همچو تزریق کرده بودند که این برادرهای مؤمن متدین همچو حالیشان شده بود که اگراین نباشد دیگر هیچ چیز نیست. من وقتی که پاریس بودم هی می گفتند که اگر این برود چه می شود. گفتم که هیچ نمی شود، یک دزد می رود. حالا هم همین شده، ما حالا هیچ غصه ای نداریم. دزد را بیرون کردیم دست دزد قطع شد، دست خیانتکارهای خارجی قطع شد( صحیفه نور جلد 6 صفحه 206)
اگر شما برادرهای نظامی من هم حالا که آزادی پیدا کردید بخواهید از این آزادی سوء استفاده کنید، برخلاف مسیر ملت، برخلاف مسیر کشور عمل بکنید، برخلاف نظامات مقرر عمل بکنید، شما هم مثل من از این امتحان بیرون نیامدید و خدای نخواسته خیانت کردید. امانت خدا را حفظ کنید. به امانت خدا خیانت نکنید. ( صحیفه نور جلد 7 صفحه 43)
ما دیدیم وقتی که متفقین آمدند آن مضمونی که آنوقت می گفتند، که می گفتند آن یکی که دو نشد اعلامیه چیز است، لشکر زمان اینها بود که اعلامیه چیز کردند، اعلامیه شماره یک، دوم نداشت و سه ساعت از قراری که گفتند مقاومت کردند و فرار کردند. من فراری هایشان را که در خود تهران آنجا صدا در آمده بود در تهران سربازها داشتند فرار می کردند. تمام صاحب منصب ها از تهران فرار کردند، طرف اصفهان رفتند، برای چه؟ برای اینکه اینها نه پایگاه ملی داشتند بین مردم؟ پایگاه نداشتند. از آن طرف هم قدرت نظامی نداشتند، قدرت نظامی نداشتند. به رضا خان گفته بودند که (گفته بود چرا به این زودی آخر چرا؟) گفته بودند که این هم ما تعارف داریم می کنیم و الا همان، همان حمله اول بود. سه ساعت طول نکشید همان حمله اول. آنها از آن طرف آمدند ما از این طرف فرار کردیم برای اینکه قدرت نظامی نبود ترس بود.
قدرت نظامی در مقابل غیر می ایستد تا آنوقتی که کشته بشود شهادت. نظامی اسلام شهادت را برای خودش زندگی می داند کسی که شهادت را زندگی دانست برای خودش، زندگی ابدی دانست برای خودش، این در مقابل غیر می ایستد و آخر نفس را می کشد و شهادت طلب می کند.( صحیفه نور جلد 7 صفحه 97)
تا از این باختگی بیرون نیاید، تا محتوای خودش را پیدا نکند نمی تواند مستقل باشد. استقلال نظامی یک مسأله است، استقلال فکری، استقلال روحی، مغز خود آدم مال خودش باشد ، همه اش توی آن هی غرب نباشد، هر چه می خواهد بگوید غرب، کی گفته، فلان فیلسوف گفته، فلان چه گفته. .( صحیفه نور جلد 9صفحه 12)
نیروهای نظامی باید اسلامی شوند ، ارتش اساس یک مملکت است، حافظ یک مملکت است و اگر ارتش، اسلامی و فکرش اسلامی بشود، مملکت را به کمال مطلوب می رساند. شما حافظ حدود کشور هستید و کسی که حافظ حدود کشور اسلامی است باید خودش هم اسلامی باشد. باید در پادگان های شما اسلام حکومت کند، باید شما اسلامی باشید. باید تمام نیروهائی که هست، چه نیروهای نظامی و چه نیروهای دیگر، همه باید اسلامی بشوند. جمهوری اسلامی باید محتوایش تحقق پیدا بکند و اگر محتوا تحقق پیدا بکند، دیگر دست همه اجانب از شما کوتاه است. ( صحیفه نور جلد 10صفحه 47)
آمریکا هم هیچ غلطی نمی تواند بکند و جوان ها مطمئن باشند که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. بیخود صحبت اینکه اگر دخالت نظامی، مگر آمریکا می تواند دخالت نظامی در این مملکت بکند؟ امکان برایش ندارد، تمام دنیا توجهشان الان به اینجاست. مگر امریکا می تواند مقابل همه دنیا بایستد و دخالت نظامی بکند؟ غلط می کند دخالت نظامی بکند. نترسید، نترسانید. هم این تعبیری که جوان های ما از روی باز احساسات جوانی کردند که اگر چنانچه آمریکا بخواهد دخالت نظامی بکند ما چه خواهیم کرد، اصلاً این اگرش را هم نباید بگویند. آمریکا عاجز از این است که دخالت نظامی در اینجا بکند اینها یک مسائلی در پیش شان است، یک مطالبی در پیش شان است که روی آن مطالب گرفتاری هائی دارند، نمی توانند این کارها را بکنند. اگر آنها می توانستند دخالت نظامی بکنند، شاه را نگه می داشتند. با تمام قدرتشان( صحیفه نور جلد 10صفحه 149)
تفنگدارهای آنها، نظامی های آنها از چه چیز ما را می ترسانند، بفرستند هر کاری می خواهند بکنند، ببینند می شود یا نمی شود یک ملت بیداری را با آن حرف های بیهوده آنها و چیز اغفال کرد.( صحیفه نور جلد 10صفحه 163)
ما نه از اقدام نظامی می ترسیم و نه از محاصره اقتصادی. اما از او نمی ترسیم برای اینکه ما شیعه یک ائمه ای هستیم که آنها شهادت را استقبال می کردند، ملت ما هم امروز شهادت را استقبال می کند. فرضاً که آقای کارتر بتواند نظامی بیاورد اینجا، با اینکه نمی تواند همچو کاری بکند، دخالت نظامی بکند، نمی تواند بکند، فرض می کنیم که خیر، تفاهم کنند این ابرقدرت ها که به ایران نظامی بفرستند، ما 35 میلیون جمعیت داریم که اینها بسیاریشان، بسیار زیادشان، آرزوی شهادت می کنند، ما با این 35 میلیون به میدان می رویم بعد که ما همه شهیدشدیم خودتان با ایران هر کاری می خواهید بکنید.( صحیفه نور جلد 10 صفحه 184)
باید ما همه قوای مان را مجتمع کنیم برای نجات دادن یک کشور، باید اگر مسائلی برای ما پیش بیاید هرچه هم سخت باشد تحمل کنیم. باز من تکرار می کنم که بدانید شما با یک قدرتی مواجه هستید که اگر غفلت بشود، مملکت تان از بین می رود، غفلت نباید بکنید. غفلت نکردن به این است که همه قوا را و هر چه فریاد دارید سر امریکا بکشید، هر چه تظاهرات دارید بر ضد امریکا بکنید. قوای خودتان را مجهز بکنید و تعلیمات نظامی پیدا کنید و به دوستانتان تعلیم دهید، به همه اشخاصی که همین طوری راه می روند تعلیمات نظامی بدهید. مملکت اسلامی باید همه اش نظامی باشد و تعلیمات نظامی داشته باشد. ( صحیفه نور جلد 10 صفحه 239)
آقا این نقشه است، قضیه عادی نیست که ما خیال کنیم که خوب جوانند و اقتضای جوانی این است. الان مادر جنگ هستیم، در جنگ سیاسی و اقتصادی هستیم، محتمل است جنگ نظامی هم پیش بیاید، جوان های ما باید برای خاطر اسلام و برای خاطر ملت و کشور و حیثیت خودشان، برای نوامیس خودشان دست از آن مراکز بکشند و در مراکز صحیح تربیتی قرار گیرند. ( صحیفه نور جلد11صفحه 120)
شما فرض کنید اگر یک نیروی نظامی باشد، چه ارتش، چه ژاندارمری، چه شهربانی، چه پاسدارها و فرض کنید که این نیرو قدرت نظامی اش زیاد است، عدد آن هم زیاد است، پنج میلیون فرض کنید نظامی داریم اگر پنج میلیون نظامی انسجام نداشته باشند یا گروه گروه بشوند و فرد، فرد، صد میلیون، یکی از او کاری نمی آید،( صحیفه نور جلد11صفحه 145)
همانطوری که همه ملت موظفند که این قوای انتظامی را حفظ کنند و پشتیبانی کنند و نظم را مراعات کنند و دخالت در امور نظام نکنند، خود نظامی ها هم و خود اشخاصی که در قوای انتظامی هستند باید مقررات را حفظ بکنند و از فرماندهان خودشان فرمانبرداری کنند.( صحیفه نور جلد 13 صفحه 26)
البته قوای انتظامی ما ارتش ما، ژاندارمری ما، سپاه پاسداران ما، اینها و همین طور بسیج ملی ما، بسیج اسلامی ما اینها باید همیشه مراقب باشند، رفت و آمدهای مشکوک را در نظر داشته باشند و اگر دیدند، اطلاع بدهند به مراکزی که باید اطلاع بدهند، در عین حالی که باید تمام مراقبت ها را بکنند و تمام رفت و آمدهای مشکوک را تحت نظر بگیرند، در عین حال قلب شان مطمئن باشد به اینکه این قلب تا متوجه به خداست آسیبی نخواهد دید.( صحیفه نور جلد 13 صفحه 39)
دفاع از مملکت اسلامی، دفاع از نوامیس مسلمین از واجبات شرعیه الهیه ای است که بر همه ما واجب است و این موقوف بر این است که نظامی ها، هم منظم و منسجم باشند و هم مراتب را حفظ بکنند و هم اشخاصی که می توانند در نظام وارد بشوند خودشان را معرفی کنند و این پادگان ها را پر کنند از جمعیت ها.( صحیفه نور جلد 13 صفحه 60)
باید فرماندهان نظامی داوطلبانی را که در جبهه می توانند بی درنگ مجهز کنند به جبهه بفرستند و نیروی زمینی را با اقسام سلاح ها و آتشبارها و توپ ها تقویت کنند و بدانند که مسامحه در این امر نزد خداوند و ملت گناهی نابخشودنی است و از عواقب آن بر حذر باشند.( صحیفه نور جلد 13 صفحه 122)
و من عرض می کنم به همه این قوا و به فرماندهان این قوا که این افراد در هیچ یک از احزاب سیاسی، در هیچ یک از گروه ها وارد نشوند. اگر ارتش یا سپاه پاسدار یا سایر قوای مسلحه در حزب وارد بشود، آن روز باید فاتحه آن ارتش را خواند. در حزب وارد نشوید، در گروه ها وارد نشوید. اصلاً تکلیف الهی شرعی همه شما این است که یا بروید حزب یا بیائید ارتش باشید. مختارید، از ارتش کناره گیری کنید بروید در حزب، میل خودتان است اما هم ارتش و هم حزب، معنایش این است که ارتشی باید از ارتشی اش دست بردارد، بازی های سیاسی باید توی ارتش هم وارد بشود. در هر گروهی که وارد هستید باید از آن گروه جدا بشوید، ولو یک گروهی است که بسیار مردم خوبی هم هستند، ولو یک حزب است که بسیار حزب خوبی هست، لکن اصل حزب وارد شدن برای ارتش، برای سپاه پاسداران، برای قوای نظامی و انتظامی وارد شدنش جایز نیست، به فساد می کشد اینها را. و من عرض می کنم که کسانی که در رأس ارتش هستند و کسانی که در رأس سپاه پاسداران هستند موظف هستند که ارتش را و سپاه را و سایر قوای مسلح را از احزاب کنار بزنند.( صحیفه نور جلد 16 صفحه 79)
ولی مسائل جبهه ها را باید نیروهای نظامی و انتظامی و مردمی زیر نظر ستاد فرماندهی کل قوا به عهده بگیرند( صحیفه نور جلد 20 صفحه 245)
در هر حال ما باید آماده و مهیا باشیم. روزهای حساس و تعیین کننده ای در پیش رو داریم و انقلاب اسلامی هنوز سال ها و ماه های تعیین کننده دیگر در پیش خواهد داشت که واجب است پیش کسوتان جهاد و شهادت در همه صحنه ها حاضر و آماده باشند و از کید و مکر جهانخواران و آمریکا و شوروی غافل نمانند و حتی در شرایط بازسازی نیروهای مسلح باید بزرگترین توجه ما به بازسازی نیروها و استعدادها و انتقال تجارب نظامی و دفاعی به کلیه آحاد ملت و مدافعان انقلاب باشد، چرا که در هنگامه نبرد مجال پرداختن به همه جهات قوت ها و ضعف ها و طرح ها و برنامه ها و در حقیقت ترسیم استراتژی دفاع همه جانبه نبوده است. ولی در شرایط عادی باید با سعه صدر و به دور از حب و بغض ها به این مسایل پرداخت و از همه اندوخته ها و تجربه ها و استعدادها و طرح ها استفاده نمود و در جذب هر چه بیشتر نیروهای مومن به انقلاب همت گماشت و تجارب را به دیگران منتقل ساخت و در تجهیز کلیه آحاد و افراد این کشور بر اساس اصول و فرمول خاص دفاع همه جانبه و تا رسیدن به تشکل واقعی و حقیقی بسیج و ارتش بیست میلیونی کوشش نمود و در کنار این مسوولیت بزرگ و پیروی از خطوط کلی سیاست نظامی کشور باید همان محافل انس و نورانیت و برادری و وحدتی که در میدان های نبرد و در جبهه بوده است و همان ارتباط معنوی که میان شما و روحانیون عزیز برقرار بود، به مجامع داخلی و به همه محیطهای سیاسی و اجتماعی و نظامی کشانده شود و تا انقلاب اسلامی ما از خطر آفت ها و تفرقه ها و بی تفاوتی ها محافظت گردد. و مبادا که این سرمایه های عظیمی که محصول سال ها تجربه و تلاش در عسرت ها و فراز و نشیب ها بوده است، در مسیر زندگی روزمره به فراموشی سپرده شود.( صحیفه نور جلد 21 صفحه 19)

تجزیه و تحلیل
امنیت و امنیت ملی دراندیشه امام ابزار است نه هدف. کما اینکه کل سیاست نیز ابزار است. ابزاری در خدمت سیر الی الله در دنیای فانی طبیعت. به دیگر سخن امنیت بخشی از سیاست است و سیاست خود متاثر از نگاه هستی شناسانه و انسان شناسانه اوست. اگر سیاست و حکومت را ظرفی بدانیم که ارزش های یک ملت درآن حفظ می شود و از قوه به فعلیت در می آید، امنیت کارکردش از لحاظ امام ایمن ساختن و هموار کردن این شرایط است. مآلا اینکه نگاه هستی و انسان شناسانه امام( دو بعدی دیدن عالم هستی و انسان) منجر به این می شود که ایشان نگرشی همه جانبه به امنیت و ابعاد آن داشته باشد. در رویکرد امام علاوه بر جنبه های نظامی، سیاسی، فرهنگی و... که بعد مادی امنیت را تشکیل می دهند، بعد غیر مادی و فرادنیوی امنیت جوامع انسانی نیز بسیار مهم و تعیین کننده است.(سایت پیشکسوتان جهاد و شهادت، ابعاد امنیت در اندیشه و آراء امام خمینی)
به طورکلی نگاه امام راحل به مفهوم امنیت، نگاهی کلان نگر و عمیق می باشد و در جهت مقابله با هرج و مرج و ناامنی هر نظمی را تأیید نمی کند و اسیر ظواهر نمی شود.از دیدگاه ایشان قوای مسلح هرچقدر هم به لحاظ کمی و کیفی بالا باشند و قدرتمند، اگر پشتیبانی ملت را نداشته باشند، توان هیچ کاری را نخواهند داشت. لذا می فرمایند:
«ملت ... مى رود سراغ فرهنگش، یک فرهنگ فلج؛ یک فرهنگى که از آن هیچ کار نمى آید و نمى تواند یک نقش صحیحى داشته باشد در ملت. مى رود سراغ ارتشش، مى بیند که یک ارتشى است که انگل است... تحت فرمان ملت نیست، براى ملت نیست، به نفع ملت نیست. همه قوایشان را روى هم گذاشتند براى کوبیدن این ملت، به امر شاه و به امر دستگاههاى بالاتر... و شاه را مى خواهند با همه جنایتش نگه دارند.» (صحیفه امام، ج‏4، ص 135)
پس می بینیم که نیروی مسلحی که با ملت و در خدمت ملت و به نفع ملت نباشد، ولو در خدمت حکومت و کشور باشد، از نظر امام «انگل» است. چون همه توان و قوایشان به امر شاه برای کوبیدن ملت است. حضرت امام ارتش زمان شاه را ضمن اینکه از قوی ترین و بهترین بازوان قدرت رژیم می داند، اما به لحاظ عدم حمایت مردمی و بجای در خدمت مردم بودن، در برابر مردم و در خدمت شاه و بیگانگان بود، مورد سرزنش قرار داده و می فرماید:
ارتشْ ارتش ما نیست! ارتش استقلال ندارد... بر خلاف آن چیزى که ملت مى خواهد... » (صحیفه امام، ج‏5، ص 48)
«این ارتش که در رأس همه [قدرت‏] هاست نسبت به مقاصد شاه و همیشه به این ارتش مى نازد، این ارتشش که این طور است نه در خدمت مردم [و]، ملت است، و در خدمت امریکاست؛ براى اینکه منافع او را [تأمین کند] مى کُشد ملت خودش را که منافع او ... تحقق پیدا بکند!» (صحیفه امام، ج‏5، ص 51)
اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی امام در بیان خود نیروی نظامی اسلامی را تبیین می کند:
مى بینید که الآن شماها وقتى در آغوش مردم مى روید، با کمال خوشرویى و کمال رأفت، با شما رفتار مى کنند، براى شما شعار مى دهند، براى ارتش شعار مى دهند. و این بهترین چیزى [است‏] که براى یک ملتى است که این استقلال یک ملتى را حفظ مى کند، که همه قوا با هم باشند. این طور نباشد که ملت خودش را از [شما] جدا ببیند، از قواى انتظامى جدا ببیند، قواى انتظامى هم خودش را از مردم جدا ببیند. این جداییها اسباب این مى شود که تزلزل پیدا بشود. و هر چه با هم مجتمعتر باشید، طمأنینه بیشتر حاصل مى شود، و به مقصد زودتر مى رسید.» (صحیفه امام، ج‏11، ص 44)
شما حیثیت مملکت ما را خودتان باید حفظ کنید؛ و حفظش به این است که نظام را حفظ کنید و آن چیزى که در قانون نظام است شما باید حفظ بکنید. و ما پشتیبان شما و شما پشتیبان ما باشید و ملت پشتیبان همه باشد.» (صحیفه امام، ج‏7، ص 25)
قواى انتظامى بیدار باشند که بین آنها و ملت جدایى نیفتد... ما همه از شما هستیم و شما از ما. و همه پاسداران اسلام و همه برادر. مثل زمان طاغوت نیست که بین ما و شما را جدایى انداختند. اجانب بودند که مى خواستند قواى انتظامى از ملت جدا [باشند]. مردم را از قواى انتظامى مى ترساندند. قواى انتظامى از ماست؛ نباید ما از آنها بترسیم و نباید آنها از ما. هیچ هراسى در کار نیست، برادر هستیم؛ برادرها از هم نمى ترسند، همه در خدمت هم هستند ما همه در خدمت اسلام.» (صحیفه امام، ج‏7، ص 87)
از دیدگاه حضرت امام حفظ پیروزى به دست آمده، از اصل آن‏ دشوارتر است. در همین زمینه می فرماید: «بدانید که حفظ یک پیروزى مشکلتر است از پیروزى به دست آوردن، کشورگشایى از حفظ کشور آسانتر است. الآن ما در مشکل حفظ نظام جمهورى اسلامى هستیم، یعنى آن مرحله اول که پیروزى ابتدایى بود گذشت و پیروز شدید بحمد اللَّه، لکن بقاى این پیروزى و بقاى این دستاوردهایى که شما به دستتان آمد، امروز مشکل‏تر از خود آن پیروزى است که به دستتان آمد، نگهداریش مشکل است. باید همه کوشش کنید که این چیزى که به دست آوردید نگه دارید.» (صحیفه امام، ج‏18، ص 281)
امنیت ملی و عمومی و برقراری نظم باید به فرهنگ عمومی تبدیل شود و تبعیت از قانون ارزش به حساب آید و این امر مستلزم تلاش مضاعف دولت و مردم خواهد بود.( مجله اندیشه انقلاب اسلامی، شماره 6 , سالار، محمد)

نتایج
ایجاد ساختار مكتبي در نیروهای مسلح
برقراری مديريت مكتبي در فرماندهي نیروهای مسلح
ایجاد و نگهداری پايگاه مردمي توسط نیروهای مسلح
استقلال و خود اتکایی نیروهای مسلح در همه گرایش ها
به روز بودن آمادگي رزمي نیروهای مسلح
شناخت کامل دشمن‌
بسيح همگاني براي تقويت بنية دفاعي
توجه به دو سویه بودن رابطه امنیت ملی و توسعه و سازندگی
بهره گیری از مديريت سيستميك و مدیریت نفوذ گرا
کم کردن سلطه جهان خواران با گسترش نفوذ اسلام در جهان
نگاهی جهانی به امر توسعه نظامی امنیتی
عدول از این اصول تحت هر شرایطی و به هر دلیل تحریف شخصیت امام است. 

تجزیه و تحلیل :
آیا شخصیت‌ها هم قابل تحریف هستند؟ معمولاً عنوان تحریف را و این اصطلاح را درباره تحریف متون به کار می بریم. آیا شخصیت‌ها را هم می‌شود تحریف کرد؟ بله. تحریف شخصیت‌ها به این است که ارکان اصلی شخصیت آن انسان بزرگ:
1- یا مجهول بماند
2- یا غلط معنا شود
3- یا به صورت انحرافی و سطحی معنی شود
همه اینها برمی‌گردد به تحریف شخصیت. شخصیتی که الگوست. پاسخ از رهبر انقلاب(۱۳۹۴/۰۳/۱۴)
امام (رحمة الله علیه) را نباید صرفا به عنوان یک شخصیت محترم تاریخی مورد توجه قرار داد، بعضی این طور می خواهند که امام (رحمة الله علیه) شخصیت محترمی است در تاریخ این کشور، روزگاری بود، فعال و مفید بود، بعد هم رفت و روزگار او تمام شد، احترامش می کنیم، صرفا همین. بعضی می خواهند امام (رحمة الله علیه) را اینجور بشناسند و بشناسانند، این غلط است. امام (رحمة الله علیه) مظهر عینی حرکت عظیمی است که ملت ایران آغاز کرد و تاریخ خود را متحول کرد.
در زمان حیات امام نیز برای تحریف شخصیت امام کار می شد؛ از یک طرف دشمن بود که از اول انقلاب سعی می کرد در تبلیغات جهانی خود امام را به صورت یک انقلابی خشک و خشن از نوع آنچه در انقلاب های بزرگ جهانی مانند انقلاب فرانسه یا انقلاب مارکسیستی شوروی می شناسیم، معرفی کند؛ انسانی که خشک و خشن است و گره ابروی او باز نمی شود و صرفا به مقابله با دشمن نگاه می کند و هیچ عاطفه و انعطافی در او نیست!(رهبرانقلاب)
مانند این جمله امام که فرمودند: اکنون که من حاضرم، بعض نسبت‌های بی‌واقعیت به من داده می‌شود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود؛ لهذا عرض می‌کنم آنچه به من نسبت داده شده یا می‌شود، مورد تصدیق نیست مگر آن‌که صدای من یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان؛ یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم.(وصیت نامه امام)
امام را اینگونه معرفی می کردند که غلط بود؛ امام، قاطع و غیر متزلزل بود و در تصمیم خود انسانی راسخ بود، اما مظهر عاطفه و لطافت و محبت و دلداری و دلدادگی در برابر خدا و خلق خدا بخصوص اقشار مظلوم و مستضعف جامعه بود. (رهبر انقلاب)
امام البته یک فقیه بزرگ بود؛ هم فقیه بود، یک فقیه برجسته و بزرگ؛ هم فیلسوف بود و هم صاحب نظر در عرفان نظری بود.در این مسائل بخش‌های فنی و علمی یک سرآمد به حساب می آمد لکن شخصیت برجسته امام به هیچکدام از اینها وابسته نیست. (رهبر انقلاب)

اصول مکتب امام از دیدگاه مقام معظم رهبری (14/3/1394):
اصل اول؛ «اثبات اسلام ناب محمدی و نفی اسلام آمریکایی»
اصل دوم؛ «اعتماد به صدق وعده الهی و بی اعتمادی به قدرت های مادی و مستکبر»
اصل سوم؛ «اعتقاد به اراده و نیروی مردم و مخالفت با تمرکزهای دولتی»
اصل چهارم؛ «طرفداری و حمایت جدی از محرومان و مستضعفان»
اصل پنجم؛ «مخالفت صریح با مستکبران»
اصل ششم؛ «حمایت از مظلومان در برابر ظالمان و رد سلطه پذیری»
اصل هفتم؛ «تکیه بر وحدت ملی و توجه به توطئه های تفرقه افکن»
اگر ملت ایران بخواهد به آن اهداف برسد و این راه را ادامه دهد، باید راه امام بزرگوار را درست بشناسند و اصول آن بزرگوار را بشناسند؛ نگذارد شخصیت امام را تحریف کنند که تحریف شخصیت امام گم کردن راه او و منحرف کردن مسیر صراط مستقیم ملت ایران است. اگر راه امام را گم کنیم یا عمدا به کنار بگذاریم، ملت ایران سیلی خواهد خورد. (رهبر انقلاب)
اینجاست که، باید از خود سوال کنیم که چقدر به استاندارهای اصیل انقلاب نزدیک‌ هستیم، چقدر فاصله گرفته‌ایم و چقدر در تضادّ با آن عمل نموده‌ایم.وظیفه تک تک آحاد جامعه و به خصوص مسئولین این است که هر از گاهی به بازخوانی مواضع و اصول معمار کبیر انقلاب بپردازند تا راه صواب از ناصواب مشخص شده و خدای ناکرده کشتی انقلاب را ناخواسته به سمت گرداب وابستگی هدایت نکنند.( سایت جهان امروز، دکترین استکبارستیزی امام خمینی تاریخ انتشار : شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۴)
و نیز سفارش شخص امام که فرمودند: من بارها اعلام کرده ام که با هیچ کس در هر مرتبه ای که باشد عقد اخوت نبسته ام. چهارچوب دوستی من در درستی راه هر فرد نهفته است. دفاع از اسلام و حزب الله اصل خدشه ناپذیر سیاست جمهوری اسلامی است (صحیفه نور جلد 21 صفحه 108) و نهایتا عدول از این اصول امام  تحت هر شرایطی و به هر دلیل تحریف شخصیت امام است. 

نتایج تحقیق :
بازخوانی اصول امام و کاربردی نمودن آن در همه سطوح جامعه.
عدم تغییر در ماهیت و محتوای اصول یا آرمان های امام از طریق تفسیر.
توسعه فرهنگ اسلامی و انقلابی .
ایجاد ساختار مكتبي در همه نهاد ها و ادارات و نیروهای مسلح.
کم کردن سلطه جهان خواران با گسترش نفوذ اسلام در جهان
رعایت تقوا در اداره امور کشور.
  شناخت کامل دشمن‌ در همه لایه ها.
توسعه مدیریت انقلابی در همه سطوح.
کاهش ضعف نظارتی و هدایتی همه جانبه.











فهرست منابع:

آیین انقلاب، ص 330و331
پرتال اطلاع رسانی آثار امام، تفاوت حکومت هاى مردمى و رژیم هاى ضد خلق در کلام امام خمینی، کد مطلب: 53977 ، تاریخ: 30/03/1394
پایگاه اطلاع رسانی کانون فرهنگی جوادالائمه،  محمدعلي ندائي، مهم ترين آسيب فرهنگي از ديدگاه امام خميني
پرتال امام خمینی، جایگاه مردم در نظام اسلامی از دیدگاه امام خمینی
پايگاه خبري تحليلي رئيس جمهور ما، قاسم صفایی‏نژاد
سایت اندیشکده مدیریت و دفاع مقدس،رهبری و جنگ،سرتیپ دوم نصرت‌الله معین وزیری
سایت مرکزاسناد انقلاب اسلامی، امنیت انسانی از منظر امام خمینی، سید محمدجواد قربی
سایت حوزه ، حضور - بهار 1381، شماره 39 - انسان و اسلام از منظر امام خمینی
سایت اندیشه، تاریخ انتشار در سایت: ۲۷ دی 1389
سایت الف، هادی شریفی، 7 بهمن 91 ،تاریخ انتشار : شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۱
سایت مركز پژوهشهاى اسلامى صدا و سيما،  کتاب، ويژه نامه سياسي هفته دولت ، تیر 1377
سایت جهان امروز، کترین استکبارستیزی امام خمینی (ره)تاریخ انتشار : شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۴
سایت سیاست روز، اندیشه سياسي استكبار‌ستيزي امام‌(ره) در مواجهه با غرب
سایتapb  ، تاريخ: چهار شنبه 7 ارديبهشت 1390
سایت برهان ،گروه اقتصادی برهان/ دکتر میثم موسایی
سایت راه روشن، راهبرد امام در عرصه اقتصاد، نوشته شده در تاريخ جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲
مبانی فلسفی نظام اقتصادی اسلام از دیدگاه امام،سید حسین میر معزی
سایت راسخون ، فرهنگ در منظر امام خمینی، نویسنده: دکتر محمدمهدی بهدارون
سایت حوزه،حضور - پاییز 1377، شماره 25 - توسعه فرهنگی از دیدگاه امام خمینی
سایت پژوهشگاه علوم انسانی،  یوسف خان محمدی، دولت و سیاست گذاری فرهنگی از دیدگاه امام خمینی
سایت شورای برنامه ریزی مدارس دینی اهل سنت، امام خميني و اصلاح فرهنگ عمومي دکتر محمد عابدي اردکاني
ساست تبیان، توسعه فرهنگی از دیدگاه امام خمینی، محمد مهدی احمدی
سایت سازمان تبلیغات اسلامی، فرهنگ و اهمیت آن از دیدگاه امام خمینی
سایت گزاره،  مفهوم فرهنگ در اندیشه امام خمینی، محمد هادی همایون
سایت علوم پزشکی کرمانشاه ،فرهنگ ازنظر امام خمینی
سایت مجله الکترونیک، امام خمینی و توسعه فرهنگی
سایت باشگاه اندیشه، سیری در اندیشه ‏های اجتماعی امام خمینی،محمد عباسی
سایت شفاف، سربلندی ایران، محمد صادق کوشکی
سایت دانشگاه علوم پزشکی مشهد، شاخص های دانشگاه اسلامی از دیدگاه امام خمینی،احسان بابایی
سایت جماران، تبلیغات از منظر امام خمینی
سایت لبیک، آسیب شناسی انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی
سایت پرسمان دانشجو، نگاهی به اصول توسعه از دیدگاه امام خمینی
سایت برهان،  آیا امنیت در اسلام صرفاً نظامی است؟ صدیقه احمدی
سایت تابناک،نقش مدیریت امام در جنگ، تاریخ انتشار: ۲۴ مهر ۱۳۹۳
سایت مزامیر، پیامبر اسویه حسنه امام در مدیریت جنگ
روزنامه ایران ، دكتر محمد حسن شیبانی فر، مدیر پژوهش و تحقیقات مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی
صحیفه نور امام جلد 1 تا 22
فصلنامه ي پژوهشهاي راهبردي سیاست، سال سوم ،شماره 9،تابستان93
مجله حوزه و دانشگاه، شماره 26،  هاشمی، سید ضیاء
منشور روحانيت، انتشارات موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، تهران، 1385،چاپ26.
حسن آئينه، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام، تهران: 1379، ج 1.
کتاب ولایت فقیه،نوشته امام خمینی