كد: 1151-07 آیا امام خمینی قابل تحریف است؟ چگونه امام خمینی از بعد اجتماعی قابل تحریف است ؟

كد: 1151-07

آیا امام خمینی قابل تحریف است؟

چگونه امام خمینی از بعد اجتماعی قابل تحریف است ؟

پژوهش و نگارش: سیدحسین حیدری 

گرایش مقاله: عمومی

 

چکیده :

پژوهش حاضر، تحت عنوانِ « چگونه امام خمینی از بعد اجتماعی قابل تحریف است ؟» انجام پذیرفته است. این پژوهش، بر مبنای روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی انجام گرفته و به لحاظ نوع تحقیق، از تحقیقات کاربردی است که نتایج آن به طور مستقیم در احیای آرمان های امام کاربرد عملی خواهد داشت.

در این پژوهش، این پرسشِ اساسی مورد بررسی قرار گرفت که « چگونه امام خمینی از بعد اجتماعی قابل تحریف است ؟» این روند با تبیین 3 پرسش فرعی، مورد پژوهش قرار گرفت.

برای رسیدن به پاسخ مناسبِ این پرسش‌ها، سه موضوع اساسیِ «دیدگاه های اجتماعی امام» ، مورد بررسی قرار گرفته. در این روند، با بررسی اسنادی به تأثیر این عوامل پرداخته شد. در این سنجش، شرایط فعلی مورد ارزیابی قرار گرفت و نتایج آن، وجودزمینه های تحریف امام را نشان می‌دهد.

 

کلید واژه‌ها : امام خمینی ، توسعه اجتماعی، دولت، عدالت اجتماعی

 

مقدمه:

 

مسئله ی تحریف شخصیت امام، خطر بزرگی محسوب می شود،آن راهی که می تواند مانع از این تحریف شود باز خوانی اصول امام است.امام را نباید به عنوان صرفا یک شخصیت محترم تاریخی، مورد توجه قرار داد،بعضی این جور می خواهند امام را بشناسند و بشناسانند و این غلط است. (14/3/1394) این جمله رهبری انقلاب زنگ خطری برای امت محسوب می شود.که نشان از ایجاد راهی موازی در کنار راه امام است را تاکید دارد. و نیز یادآوری خطر تحریف به حدی جدی است که در ادامه متذکر شدند: اگر مردم متوجه اصول امام نباشند و تحریفات را تشخیص ندهند قطعا سیلی خواهند خورد. که این جمله متناسب با جمله پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکتتان آسیب نرسد امام است . لذاتوجه به این مطلب ضروری است که آیا امام خمینی  از بعد اقتصادی قابل تحریف است؟ آیا راه و آرمان امام تحریف شدنی است؟ در این مقاله سعی گردیده تا بطور اجمالی به پرسش های فوق پاسخی منطقی و متناسب داده شود.

 

بیان مسئله

 

علت اینکه رهبر انقلاب بعد از گذشت 37 سال از پیروزی انقلاب و گذشت 26 سال از رحلت امام خمینی (ره) چنین موضوعی را مطرح می کنن نشان از دغدغه ایشان در بحث استحاله نظام مقدس جمهوری اسلامی با گذشت زمان را دارد،که بیانات ایشان در 14/3/1394 برای حفاظت از افکار و سیره امام که منتج به انقلاب اسلامی ایران و بر پایی حکومت جمهوری اسلامی گردید را از آفات مرتبط با عناصر اصلی نظام، یعنی انقلابی، اسلامی و جمهوریت را نشان می دهد  و این حساسیت را نیز خود حضرت امام هم دارند و به صراحت در وصیت نامه خویش اعلام می نمایند: اکنون که من حاضرم، بعض نسبت‌های بی‌واقعیت به من داده می‌شود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود؛ لهذا عرض می‌کنم آنچه به من نسبت داده شده یا می‌شود، مورد تصدیق نیست مگر آن‌که صدای من یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان؛ یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم..... پژوهش فوق، به دنبال بررسی این مسئله بوده است و اينكه چگونه امام خمینی از بعد اقتصادی قابل تحریف است ؟

 

سوابق تحقیق

 

با توجه به اینکه این موضوع برای اولین بار از طریق رسانه ملی توسط رهبر معظم انقلاب در 14/3/1394 مصادف با سالگرد رحلت امام در حرم ایشام مطرح گردید، هیچگونه سابقه مستقیم در این زمینه یافت نشد. ولی مقاله هایی نزدیک به موضوع وجود دارد.

 

اهمّیّت و ضرورت انتخاب موضوع

 

با عنایت به دو موضوع: تلاش امام در راستای تلاش پیامبر و اهل بیت ایشان برای ایجاد مدینه فاضله بود. و اینکه انقلاب اسلامی از منظر امام مقدمه ای برای سرعت دادن به ظهور منجی بشریت است.قابل توجه است که هر اندازه زاویه کوچک در بین مسولان نظام و نیز امت با آرمان ها و اصول امام طی گذشت زمان دچار تغییر خواهد شد. بطوری که خطر جایگزینی ضد ارزش بجای ارزش ها و ناهنجاری بجای هنجارها بدون کمترین مقاومت پذیرفته می شود. لذا از اهمیت این موضوع همین بس که خطوط اصلی امام بازخوانی و یادآوری می گردد. 

اهداف تحقیق

 

1)كمك به جامعه علمی، جهت ايجاد وحدت رويّه و اصول واحد و به‌كارگيري آن در مجامع علمی جهت تعیین اصول امام.

2)تجمیع اطلاعات و عمومی نمودن آن‌ها، به‌همراهِ تطبیق نمودن آن با فضای جامعه.

3)يادآوري میزان اهمیت کلام و سیره امام.

 

سؤال اصلی تحقیق

 

پرسش زير، اساسي‌ترين پرسشي است كه در آغاز اين پژوهش با آن مواجه بوده‌ايم:

چگونه امام خمینی از بعد  اجتماعی قابل تحریف است ؟

 

سؤال‌های فرعی تحقیق

 

چگونه اصول اسلامی امام خميني از بعد اجتماعی قابل تحریف است؟

چگونه  عدالت اجتماعی از منظر امام خميني قابل تحریف است؟

چگونه توسعه اجتماعی از ديدگاه امام خميني قابل تحریف است؟

 

تعریف مفاهیم

 

فرهنگ :

فرهنگ یک کارخانه آدم‌سازی است فرهنگ سایه‌ای است از نبوت. ( صحفیة نور، ج ۶، ۲۳۶ـ۲۳۷ )

اگر فرهنگ جامعه‏اي وابسته و مرتزق از فرهنگ غرب باشد، ناچار ديگر ابعاد آن جامعه به جانب مخالف گرايش پيدا مي‏كند، و بالاخره در آن مستهلك مي‏شود و موجوديت خود را در تمام ابعاد از دست مي‏دهد. (صحيفه نور، ج15، ص16)

 

عدالت اجتماعی:

ملّت‌ها را از تبادل فرهنگی بین یکدیگر، گریزی نیست و هیچ کشوری نمی‌تواند مرزهای کشورش را به روی ملّت‌های دیگرببندد؛ اما امروزه به‌دلیل انحصار وسایل ارتباطات و فن‌‌‌آوریدر کشور‌های پیشرفته، این روند، به جریانی یک‌ سویه بدل شده است.

آنها می خواهند ما وابسته باشیم و چیزهایی که به ما می دهند چیزهایی  است که وابستگی می آورد. استقلال نمی خواهند داشته باشیم. استقلال فرهنگی نمی خواهند داشته باشیم. استقلال فکری نمی خواهند داشته باشیم. عُمالی که آنها تربیت کرده اند در بین خودشان، و صادر کردند برای ما، آنها هم کمک کرده اند به آنها. طرز فکر جامعه ما را به نحوی عوض کردند که اگر یک مطلبی غربی نباشد، جامعه ما نمی پذیرد این را ...( صحیفه نور، جلد 12 ، ص6)

 

 

توسعه اجتماعی:

عمده اين است كه فرهنگ يك فرهنگ بشود. يك فرهنگي از آن غربزدگي بيرون بيايد.(صحيفه نور، ج8،      ص 126)

 

روش تحقیق

 

بر اساس روش، تحقيقات علمي را مي‌توان به پنج گروه تقسيم كرد كه عبارت‌اند از: تحقيقات تاريخي، توصيفي، همبستگي، تجربي و علّی. تحقيقات توصیفی، از نظر شيوة نگرش و پرداختن به مسئلة تحقيق، به دو دسته تقسيم مي‌شوند:

1. تحقيقات توصيفي محض.

2. تحقيقات توصيفي ـ تحليلي.

در تحقیق حاضر، ما از روش توصیفی ـ تحلیلی استفاده نموده‌ایم.

 

روش گردآوری اطلاعات

 

روش‌هاي گردآوري اطّلاعات را به طور كلّي به دو طبقه مي‌توان تقسيم كرد: روش اَسنادی (كتابخانه‌اي) و روش ميداني. روش‌هاي كتابخانه‌اي در تمامي تحقيقات علمي مورد استفاده قرار مي‌گيرد؛ ولي در بعضي از آن-ها در بخشي از فرايند تحقيق، از اين روش استفاده مي‌شود و در بعضي از آن¬ها موضوع تحقيق از حيث روش، ماهيتاً كتابخانه‌اي است و از آغاز تا انتها متّكي بر يافته‌هاي تحقيق كتابخانه‌اي است. روش‌هاي كتابخانه‌اي، بسته به نوع سند و موضوع تحقيق، ممكن است به صورت متن‌خواني و استفاده از فيش، آمارخواني و استفاده از جدول، تصويرخواني و استفاده از نقشه و كروكي، يا فرم‌هاي شِبه پرسش‌نامه، سندخواني، و يا تركيبي از همة آن¬ها انجام پذيرد.در پژوهش حاضر، ما از روشِ گردآوری اطلاعات، یعنی روش اَسنادی (کتابخانه‌ای) استفاده نموده‌ایم.

 

مبانی نظری تحقیق

 

چگونه امام خمینی از نظر اجتماعی قابل تحریف است ؟

برخی اندیشه‏ها و دیدگاه‏ها با اینکه در مقطعی از تاریخ مطرح شده است، ولی گستره‏اش از مرز زمان، مکان و تاریخ فراتر می‏رود و اعتبار و ارزش آن فرازمانی و فراتاریخی است و در طول اعصار و قرن‏ها، اعتبار خود را حفظ می‏کند. از آن جمله، اندیشه رهبر فقید انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی قدس‏سرهاست که اندیشه‏ها و دیدگاه‏های ایشان مرز زمان و مکان را درنوردیده و همه اندیشمندان را به تحیّر واداشته است، به گونه‏ای که همه آنها به نو و پویا بودن اندیشه ایشان اذعان دارند. این اندیشه‏ها حکایت از آن دارند که امام راحل به جنبه‏های مختلف اسلام آگاهی عمیق و همه‏جانبه‏ای داشتند و با برخورداری از صفات و ویژگی‏های الهی و عرفانی، منشأ تأثیرهای شگرفی در تاریخ شدند که شجره طیّبه انقلاب اسلامی از بارزترین این تأثیرها است که به لطف الهی و عنایات ائمّه اطهار علیهم‏السلام و با رهبری حکیمانه ایشان و حمایت‏های مردمی، به ثمر نشست.(سایت باشگاه اندیشه، سیری در اندیشه ‏های اجتماعی امام خمینی،محمد عباسی)

از دیدگاه امام خمینی قدس‏سره همه مفاهیم و علوم در همنشینی با توحید هویّت می‏یابند و معنا پیدا می‏کنند. به عبارت دیگر، ایشان می‏کوشند که از قلّه توحید اندیشه سیاسی خود را سازمان‏دهی کنند و فلسفه سیاسی گفتمان انقلاب اسلامی را نشان دهند: کسی که مطالعه کند در قرآن شریف، این معنا را می‏بیند که جمیع علوم طبیعی جنبه معنوی آن در قرآن مطرح است، نه جنبه طبیعی آن. تمام تعقّلاتی که در قرآن واقع شده است و امر به تعقّل، امر به اینکه محسوس را به عالم تعقّل ببرید... آن مقصدی که اسلام دارد این است که تمام اینها مهار بشود به «علوم الهی» و برگشت به «توحید» بکند؛ هر علمی جنبه الوهیت در آن باشد؛ یعنی انسان طبیعت را که می‏بیند خدا را در آن ببیند، ماده را که می‏بیند خدا را در آن ببیند، سایر موجودات را که مشاهده بکند خدا را در آن ببیند. (صحیفه نور، ج 8، ص 433 و 435)

ایشان از سکّوی توحید و پارادایم «توحید» به تعریف و بازتعریف مفاهیم و الگوهای روابط اجتماعی، روابط سیاسی، روابط اقتصادی، روابط انسانی، روابط خارجی، نفی شخص‏پرستی، نفی شخصیت‏پرستی، نفی لذت‏پرستی، ظلم‏ستیزی، استبدادزدایی، آزادی، مساوات، قانون و قانون‏ گذاری و مانند آن می‏پردازند و معتقدند: ... در جامعه‏ای که شخص‏پرستی‏ها و شخصیت‏ پرستی‏ها و لذت‏پرستی‏ها و هر نوع پرستش محکوم می‏شود و فقط انسان‏ها دعوت می‏شوند به پرستش خدا، در آن صورت، همه روابط بین انسان‏ها، چه اقتصادی و یا غیر اقتصادی در داخل چنین جامعه‏ای و در رابطه این جامعه با خارج تغییر می‏کند و ضوابط عوض می‏شود، همه امتیازات لغو می‏شود، فقط تقوا و پاکی ملاک برتری است، زمامدار با پایین‏ترین فرد جامعه برابر است و ضوابط و معیارهای متعالی الهی و انسانی مبنای پیمان‏ها یا قطع روابط است. (صحیفه نور ، ج 5، ص 81)

از همین اصل اعتقادی «توحید» الهام می‏گیریم که همه انسان‏ها در پیشگاه خداوند یکسانند... . بنابراین، با هر چیزی که «برابری» را در جامعه بر هم می‏زند و امتیازات پوچ و بی‏محتوایی را بر جامعه حاکم می‏سازد، باید مبارزه کرد. (صحیفه نور ، ج 19، ص 455)

حضرت امام رمز پیروزی و بقای آن را «انگیزه الهی» و «وحدت کلمه» دانستند و بر آن باور بودند که همواره «نصرت الهی» و «امدادهای غیبی» در مراحل انقلاب اسلامی، شامل ملت اسلامی بوده است. ایشان می‏نویسند: من احساس می‏کنم که بسیاری از مسائل بود که بدون اینکه ما بفهمیم انجام می‏گرفت؛ این جور نبود که ما نقشه‏ای کشیده باشیم برای این کار، و این نبود جز اینکه خدا هدایت می‏کرد. (صحیفه نور ، ج 5، ص 387ـ388) (سایت باشگاه اندیشه، سیری در اندیشه ‏های اجتماعی امام خمینی،محمد عباسی)

 

چگونه اصول  اسلامی امام خميني از بعد اجتماعی قابل تحریف است؟

بررسی اصول کلی امام

از بررسی صحیفه های نور و کتابهای غیرفقهی ایشان که جمعا حدود 9300 صفحه مطلب را دربرمی گیرد جمعا حدود 10780 فیش استخراج شده که حدود 1061 فیش اجتماعی از صحیفه ها و 179 فیش از کتب اخلاقی عرفانی ایشان مطالب اجتماعی استخراج شده که توزیع آنها براساس موضوعات مختلف به شرح ذیل می باشد:

1- مفاهیم کلی (مفهوم جامعه، انواع جامعه، جامعه ایده آل، رابطه فرد و جامعه) 119 فیش اجتماعی.

2- گروههای کلی (مستضعفین، مستکبرین، بیگانگان، اجانب، گروههای خودی) 466 فیش اجتماعی.

3- گروههای اعتقادی دینی (شیعه، سنی، حجاج، عرفا، اقلیت های دینی، ......) 163 فیش اجتماعی.

4- گروههای فرهنگی آموزشی (معلمین، دانش آموزان، روحانیون، دانشگاهیان، روشنفکران ...) 1305فیش اجتماعی.

5- گروههای صنفی شغلی (کشاورزان، کارگران، بازاریان، پزشکان، پرستاران ...) 227 فیش اجتماعی.

6- خانواده گروههای سنی و جنسی (کودکان، نوجوانان، سالمندان، زنان، مردان، خانواده) 321 فیش اجتماعی.

7- گروههای قومی جغرافیائی (کردها، بلوچ ها، عشایر، مرزنشینان، ایرانیان خارج از کشور) 116 فیش اجتماعی.

8- گروههای سیاسی فکری (لیبرالها، سازشکاران، غرب زده ها، کمونیستها، ملی گراها، سلطنت طلب ها، منافقان، مخالفین نظام، زندانیان سیاسی، فراریان، آزادی خواهان، بهائی ها، صهیونیست ها، اعتصابیون، سیاسیون، منحرفین، توطئه گران،مومنین و وهابیون) 570 فیش اجتماعی.

9- گروههای ایثارگر و صدمه دیده از جنگ و حوادث (شهداء، فرزندان و خانواده شهدا، اسرا، جانبازان، جنگ زدگان، زلزله زدگان)175فیش اجتماعی.

10- گروههای محروم و مورد حمایت (فقرا، کودکان یتیم، معلولین جسمی و روحی) 15 فیش اجتماعی.

11- واحدهای اجتماعی ملی (ملت ایران، ملت، مردم، توده مردم، ملتهای عراقی، لبنان ....) 1136 فیش اجتماعی.

12- واحدهای اجتماعی فرا ملیتی (ملل مستضعف، امت اسلامی و مسلمانان، اروپائیان، تمدنهای غرب، اعراب) 327 فیش اجتماعی.

13- موسسات دینی، فرهنگی، آموزشی و تبلیغاتی (مدارس، مراکز تربیت معلم، دانشگاهها، حوزه های علمیه، نهضت سوادآموزی، وزارت فرهنگ و آموزش عالی، وزارت ارشاد، شورای عالی انقلاب فرهنگی سازمان تبلیغات، سازمان حج و اوقاف و امور خیریه،مساجد و تکایا، موزه ها، مطبوعات، رادیو و تلویزیون) 613 فیش.

14- بنیادها و نهادهای انقلاب اسلامی (بنیادهای شهید، مستضعفان، پانزده خرداد، کمیته امداد، بنیاد مهاجرین جنگ،هیات های هفت نفره، جهاد سازندگی و بنیاد مسکن انقلاب اسلامی) . 71 فیش.

15- سایر موسسات و وزارتخانه ها (هلال احمر، بهزیستی، تربیت بدنی، شهرداری ها، شوراهای اسلامی، و وزارتخانه های مختلف به استثنای امور خارجه، دادگستری، اقتصاد و کشاورزی، بازار، موسسات دولتی بطور مطلق) . 59 فیش.

16- مفاهیم مربوط به نظام فرهنگی (اهمیت فرهنگ، انواع فرهنگ، فرهنگ اسلامی، فرهنگ غربی، فرهنگ مادی، فرهنگ استعماری و استعمار فرهنگی، مطلق فرهنگ) . 98 فیش.

17- فرهنگ پذیری و عوامل آن (تبلیغات، انتشارات، افکار عمومی، خواست ملی، رسانه های گروهی) . 403 فیش.

18- ایده ها، ارزشها، آرمانها (سرمایه داری، کمونیسم، ملی گرائی، غرب گرائی، دموکراسی، آزادی، حقوق بشر، تبعیض نژادی، استقلال، وابستگی، تجزیه طلبی، عدالت، برابری، برادری، عدالت اجتماعی، وحدت، جهاد، اعتماد به نفس، خودباختگی، ارتجاع، تعهد، تخصص، امر به معروف و نهی از منکر، گزینش صرفه جوئی، ایثار و شهادت، آگاهی و بیداری، ترقی و تجدد، پیروزی، تعاون و همکاری، احساس مسئولیت، نظم و انضباط، خوداتکائی و خودکفائی) . 2489 فیش.

19- هنجارها، آداب و رسوم، سنت ها (نماز جمعه و جماعت، اعیاد مذهبی و ملی، ایام الله و روزهای خاص مراسم عزاداری، مراسم حج، حجاب) . 238 فیش.

20- آسیب های اجتماعی (فقر، بیسوادی، بیکاری، فساد اخلاقی و فحشاء، اعتیاد و قاچاق، دزدی، شرارت، بوروکراسی، تفرقه، مشکل مسکن، گرانفروشی، سستی و غفلت، هرج و مرج، مردم آزاری، ارتشاء، خیانت، بی تفاوتی) . 458 فیش.

21- رفتارهای جمعی و عمل اجتماعی (تظاهرات، اعتصابات، شایعه پراکنی، قیام عمومی هجرت، اوقات فراغت) . 200 فیش.

22- تغییرات اجتماعی (علت و کارگزاران و شرایط و مراحل و روش و اهداف تغییرات اجتماعی، عوامل تغییرپذیر) . 173 فیش.

23- بوم شناختی و جمعیت (حوادث طبیعی مثل سیل، زلزله، بهداشت، مهاجرت) . 38 فیش.

با مراجعه به موضوعات 23 گانه فوق، در نظام اجتماعی توجه حضرت امام (ره) بیشتر به گروههای فرهنگی آموزشی مخصوصا روحانیون و دانشجویان معطوف شده است و موضوع دوم در نظام اجتماعی که بیشترین فیشها را به خود اختصاص داده واحدهای اجتماعی ملی نظیر ملت و ملت ایران و مردم می باشد، اما در نظام فرهنگی بیشترین موضوعی که در کلمات حضرت امام مطرح شده، ایده ها، ارزشها و آرمانها می باشد (2489 فیش)

با توجه به اینکه حضرت امام (ره) بعنوان یک فقیه اسلام شناس جهت نهائی حرکت خود را رضایت خداوند در عمل به اسلام قرار داده است با وجودی که ما اسلام را بعنوان یک دین در قالب پدیده های اجتماعی قرار نمی دهیم باز هم مسئله ایده و ارزشها اعم از منفی و مثبت بیشترین تکرار را به خود اختصاص داده است. و بحث تغییرات که به زبان دیگر مکانیسم های انقلاب و ابعاد گوناگون آن مطرح است، بیشترین فراوانی را در این گروه به خود اختصاص داده است.

با توجه به اصل پنجم از پیش فرض های موجود برای بررسی اندیشه اجتماعی امام (ره) که همان عنصر تکرار می باشد و با نظر به اینکه بیش از نیمی از فیش های اندیشه اجتماعی ایشان (6103 فیش) به چهار موضوع فوق اختصاص یافته است، بنظر می رسد دو گروه متفکر در جامعه یعنی روحانیون و دانشگاهیان نقش ویژه ای در تغییرات اجتماعی و انقلابات بعهده دارند. هر چند کثرت توجه به ملت و مفاهیم مشابهه آن نشان می دهد، انقلاب بدست توده های مردم انجام می گیرد و مکانیزم آگاهی بخشی و انتقال ارزشها و ایده ها به مردم قاعدتا توسط این قشر آگاه و تحصیلکرده قدیم و جدید انجام می گیرد. این قسمت ازاندیشه اجتماعی امام و مقایسه آن با تئوری های موجود درباره چگونگی بوجود آمدن انقلاب ها وقتی دیگر و بحث تخصصی دیگری را طلب می کند.

 

مهمترین موضوعات اجتماعی از دیدگاه حضرت امام

در صورتی که کثرت حضور یک موضوع را بنای برای مهمتر بودن آن در مسائل فرهنگی و اجتماعی تلقی کنیم (همانگونه که درفیش فرض پنجم به آن اشاره شد) مهمترین موضوعات اجتماعی مطرح شده دراندیشه امام (ره) به شرح ذیل است:

1- ملت و ملت ایران 906 فیش:

یکی از مبانی اولیه‌ای که حضرت امام از قبل از پیروزی انقلاب بر آن تأکید داشته‌اند، اصرار جدی ایشان بر یادآوری این موضوع است که جامعه‌ی ایرانی نباید خود را دست‌کم بگیرد.جامعه‌ی ایرانی باید بداند که با شناخت داشته‌های خود و بدون دراز کردن دست نیاز به‌سوی کسی، می‌تواند به رشد و اعتلای خود دست یابد.( سایت شفاف، سربلندی ایران، محمد صادق کوشکی)

ملت ایران... ملت بیداری است، ملت هوشیار و مقاومی است در برابر ظلم، در عین حال که این همه ظلم می بیند، این همه کشته می دهد، در عین حال مقاومت می کند.(صحیفه نور، ج 3، ص 297)

مردم دیگر سربسته و دربسته، تسلیم کسی نمی شوند... اگر هر یک از ما، تخطی کنیم از آن خواستی که ملت دارد... علاوه بر آن که در محضر خدای تبارک و تعالی، در آن روزی که همه وارد می شوند و حساب است در کار، جوابی نداریم، همین مردم هم، در همین جا به حساب [ما] می رسند(صحیفه نور، ج 15، ص 72)

این تحول روحی که در جامعه ما بحمدلله پیدا شده است و رو به رشد است و امیدوارم که کمک کنید هرکسی به رشد خودش برسد، [اهمیت] این تحول روحی بیشتر از اهمیت پیروزی است. این یک پیروزی معنوی است... این روحیه، این روحیه انقلابی که در نفوس پیدا شده است، این یک معجزه الهی است. (صحیفه نور، ج 9، ص 384)

حکومت، حکومت اسلام و مردم است و مجلس از مردم است و رأی نیز از آن مردم است و احدی تحت فرمان مقام یا مقاماتی نیست. (صحیفه نور، ج 18، ص 337)

احدی شرعاً نمی تواند به کسی کورکورانه و بدون تحقیق رأی بدهد و اگر در صلاحیت شخص یا اشخاص تمام افراد و گروه ها نظر موافق داشتند ولی رأی دهنده تشخیصش برخلاف همه آن ها بود، تبعیت از آن ها صحیح نیست و نزد خداوند مسؤولیت دارد. (صحیفه نور، ج 18، ص 337)

بدون این که این ملت همراهی کند ما نمی توانستیم کاری بکنیم. هر چی داریم از این هاست و هر چی هست مال این هاست. دولت عامل این هاست، قوه قضائیه عامل این هاست، قوه اجراییه عامل این هاست، قوه مقننه عامل این هاست، ادای تکلیف باید بکنند، شرکت بدهند مردم را در همه امور.( صحیفه نور ، ج 20، ص 55)

آنچه روشن است اینکه از دیدگاه امام خمینى(س) مردم و حکومت اسلامى جداى از یکدیگر نیستند. در این راستا ایشان به نقش محورى مردم در شکل‏ گیرى حکومت تأکید مى‏ کنند و مى ‏فرمایند: «از حقوق اوّلیه هر ملتى است که باید سرنوشت و تعیین شکل و نوع حکومت خود را در دست داشته باشد.( صحیفه امام؛ ج 4، ص 367)(پرتال امام خمینی، جایگاه مردم در نظام اسلامی از دیدگاه امام خمینی)

2- روحانیون و علما 657 فیش:

سلام بر آنان كه تا كشف حقيقت تفقه به پيش تاختند و براي قوم و ملت خود منذران صادقي شدند كه بندبند حديث صداقتشان را قطرات خون و قطعات پاره پاره پيكرشان گواهي كرده است و حقاً از روحانيت راستين اسلام و تشيع جز اين انتظاري نمي‌رود كه در دعوت به حق و راه خونين مبارزه مردم خود، اولين قربانيها را بدهد و مهر ختام دفترش شهادت باشد. آنان كه حلقه ذكر عارفان و دعاي سحر مناجاتيان حوزه‌ها و روحانيت را درك كرده‌اند در خلسه حضورشان آرزويي جز شهادت نخواسته‌اند. البته همه مشتاقان و طالبان هم به مراد شهادت نرسيده‌اند. يكي چون من عمري در ظلمات حصارها و حجابها مانده است و در خانه عمل و زندگي جز ورق و كتاب منيت نمي‌يابد و ديگري در اول شب يلداي زندگي، سينه سياه هوسها را دريده است و با سپيده سحر عشق عقد وصال و شهادت بسته است. و حال من غافل كه هنوز از كتم عدمها به وجود نيامده‌ام، چگونه از وصف قافله سالاران وجود وصفي بكنم؟ من و امثال من از اين قافله فقط بانگ جرسي مي‌شنويم، بگذارم و بگذرم.(منشور روحانيت، انتشارات موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، تهران، 1385 ،چاپ26.)

تاريخ بيش از هزار ساله تحقيق و تتبع علماي راستين اسلام گواه بر ادعاي ما در راه بارور ساختن نهال مقدس اسلام است.صدها سال است كه روحانيت اسلام تكيه‌گاه محرومان بوده است، هميشه مستضعفان از كوثر زلال معرفت فقهاي بزرگوار سيراب شده‌اند.از مجاهدات علمي فرهنگي آنان كه به حق از جهاتي افضل از دماء شهيدان است كه بگذريم، آنان در هر عصري از اعصار براي دفاع از مقدسات ديني و ميهني خود مرارتها و تلخيهايي متحمل شده‌اند و همراه با تحمل اسارتها و تبعيدها، زندانها و اذيت و آزارها و زخم زبانها، شهداي گرانقدري را به پيشگاه مقدس حق تقديم نموده‌اند. شهداي روحانيت منحصر به شهداي مبارزه و جنگ در ايران نيستند، يقيناً رقم شهداي گمنام حوزه‌ها و روحانيت كه در مسير نشر معارف و احكام الهي به دست مزدوران و نامردمان، غريبانه جان باخته‌اند زياد است. (منشور روحانيت، انتشارات موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، تهران، 1385 ،چاپ26.)

مروز نيز همچون گذشته شكارچيان استعمار در سرتاسر جهان، از مصر و پاكستان و افغانستان و لبنان و عراق و حجاز و ايران و اراضي اشغالي به سراغ شيردلان روحانيت مخالف شرق و غرب و متكي به اصول اسلام ناب محمدي صلي الله عليه و آله وسلمرفته‌اند و از اين پس نيز جهان اسلام هر از چندگاه شاهد انفجار خشم جهانخواران عليه يك روحاني پاك باخته است.علماي اصيل اسلام هرگز زير بار سرمايه‌داران و پولپرستان و خوانين نرفته‌اند و همواره اين شرافت را براي خود حفظ كرده‌اند و اين ظلم فاحشي است كه كسي بگويد دست روحانيت اصيل طرفدار اسلام ناب محمدي با سرمايه‌داران در يك كاسه است.و خداوند كساني را كه اين‌گونه تبليغ كرده و يا چنين فكر مي‌كنند، نمي‌بخشد. روحانيت متعهد، به خون سرمايه‌داران زالوصفت تشنه است و هرگز با آنان سرآشتي نداشته و نخواهد داشت. آنها با زهد و تقوا و رياضت درس خوانده‌اند و پس از كسب مقامات علمي و معنوي نيز به همان شيوه زاهدانه و با فقر تهيدستي و عدم تعلق به تجملات دنيا، زندگي كرده‌اند و هرگز زير بار منت و ذلت نرفته‌اند. دقت و مطالعه در زندگي علماي سلف، حكايت از فقر و نهايتاً روح پر فتوت آنان براي كسب معارف مي‌كند كه چگونه در پرتو نور شمع و شعاع قمر تحصيل كرده‌اند و با قناعت و بزرگواري زيستند. (منشور روحانيت، انتشارات موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، تهران، 1385 ،چاپ26.)

مسأله كتاب آيات شيطاني كاري حساب شده براي زدن ريشه دين و دينداري و در رأس آن اسلام و روحانيت است. يقيناً اگر جهانخواران مي‌توانستند، ريشه و نام روحانيت را مي‌سوختند، ولي خداوند همواره حافظ و نگهبان اين مشعل مقدس بوده است و ان‌شاءالله از اين پس نيز خواهد بود، به شرط آن كه حيله و مكر و فريب جهانخواران را بشناسيم. البته اين بدان معنا نيست كه ما از همه روحانيون دفاع كنيم، چرا كه روحانيون وابسته و مقدس نما و تحجرگرا هم كم نبودند و نيستند. در حوزه‌هاي علميه هستند افرادي كه عليه انقلاب و اسلام ناب محمدي فعاليت دارند. امروز عده‌اي با ژست تقدسمآبي چنان تيشه به ريشه دين و انقلاب و نظام مي‌زنند كه گويي وظيفه‌اي غير از اين ندارند. خطر تحجرگرايان و مقدس‌نمايان احمق در حوزه‌هاي علميه كم نيست. طلاب عزيز لحظه‌اي از فكر اين مارهاي خوش خط و خال كوتاهي نكنند،اينها مروج اسلام امريكايي ‌اند و دشمن رسولالله. آيا در مقابل اين افعيها نبايد اتحاد طلاب عزيز حفظ شود؟(منشور روحانيت، انتشارات موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، تهران، 1385 ،چاپ26.)

اولين وظيفه شرعي و الهي آن است كه اتحاد و يكپارچگي طلاب و روحانيت انقلابي حفظ شودوگرنه شب تاريك در پيش است و بيم موج و گردابي چنين حايل. امروز هيچ دليل شرعي و عقلي وجود ندارد كه اختلاف سليقه‌ها و برداشتها و حتي ضعف مديريتها، دليل به هم خوردن الفت و وحدت طلاب و علماي متعهد گردد.ممكن است هركس در فضاي ذهن و ايده‌هاي خود نسبت به عملكردها و مديريتها و سليقه‌هاي ديگران و مسؤولين انتقادي داشته باشد، ولي لحن و تعابير نبايد افكار جامعه و آيندگان را از مسير شناخت دشمنان واقعي و ابرقدرتها كه همه مشكلات و نارساييها از آنان سرچشمه گرفته است، به طرف مسائل فرعي منحرف كند و خداي ناكرده همه ضعفها و مشكلات به حساب مديريت و مسؤولين گذاشته شود و از آن تفسير انحصارطلبي گردد كه اين عمل كاملاً غير منصفانه است و اعتبار مسؤولين نظام را از بين مي‌برد و زمينه را براي ورود بي‌تفاوتها و بي‌دردها به صحنه انقلاب آماده مي‌كند. (صحیفه نور جلد 21 صفحه 94  )

نکته آخری که توجه به آن لازم است این که روحانیون و علما و طلاب باید کارهای قضایی و اجرایی را برای خود یک امر مقدس و یک ارزش الهی بدانند و برای خود شخصیت و امتیازی قایل بشوند که در حوزه ننشسته اند بلکه برای اجرای حکم خدا راحتی حوزه را رها کرده و مشغول به کارهای حکومت اسلامی شده اند. اگر طلبه ای منصب امامت جمعه و ارشاد مردم یا قضاوت در امور مسلمین  را خالی ببیند و قدرت اداره هم در او باشد و فقط به بهانه درس و بحث مسوولیت نپذیرد و یا دلش را فقط به هوای اجتهاد و درس خوش کند، در پیشگاه خداوند بزرگ یقیناً مواخذه می شود و هرگز عذر او موجه نیست، ما اگر امروز به نظام خدمت نکنیم و استقبال بی سابقه مردم از روحانیت را نادیده بگیریم، هرگز فرصت و شرایط بهتر از این را نخواهیم داشت.( صحیفه نور جلد 21 صفحه 100)

من متواضعانه و به عنوان يك پدر پير از همه فرزندان و عزيزان روحاني خود مي‌خواهم كه در زماني كه خداوند بر علما و روحانيون منت نهاده است و اداره كشور بزرگ و تبليغ رسالت انبيا را به آنان محول فرموده است از زي روحاني خود خارج نشوند و از گرايش به تجملات و زرق و برق دنيا كه دون شأن روحانيت و اعتبار نظام جمهوري اسلامي ايران است پرهيز كنند. كه هيچ آفت و خطري براي روحانيت و براي دنيا و آخرت آنان بالاتر از توجه به رفاه و حركت در مسير دنيا نيست.( حسن آئينه، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام، تهران: 1379، ج 1.)

3- وحدت 631 فیش:

وحدت از دیدگاه حضرت امام(ره) دارای ابعاد مختلف فقهی، سیاسی، تاریخی و اجتماعی است و علاوه بر آن از تنوع موضوعی نیز برخوردار است، در یک طبقه بندی اجمالی موضوعات زیر را می توان در آثار و گفتار ایشان پیرامون وحدت مورد بررسی قرار داد:

الف وحدت فرق اسلامی

ب وحدت مستضعفین جهان

ج وحدت اقشار و طبقات گوناگون اجتماعی

و وحدت حوزه و دانشگاه

ه وحدت دولت و ملت

ز وحدت اجزا و عناصر دولت و حکومت اسلامی، مثل وحدت ارتشی و سپاهی، وحدت مسئولین و مدیران با کارمندان و مجریان امور.(سایت حوزه،حضور - تابستان و پاییز 1371، شماره 5 و 6 - دیدگاههای امام خمینی(س) پیرامون وحدت کلمه و کلمه وحدت)

برنامه ما که برنامه اسلام است. وحدت کلمه مسلمین است، اتحاد ممالک اسلامی است. برادری با جمیع فرق مسلمین است در تمام نقاط عالم، هم پیمانی با تمام دول اسلامی است در سراسر جهان مقابل صهیونیست، مقابل اسرائیل، مقابل دول استعمار طلب.(صحیفه نور،ج1،ص84)

با وحدت اسلامی غرب را عقب برانید. (صحیفه نور،ج1،ص93)

حضرت امام در مواضع خویش در باب وحدت به همان اندازه که به ضرورت و اهمیت آن سفارش کرده است بر توجه به لوازم آن نیز تاکید داشت و معتقد بود که اتحاد بدون تحقق زمینه ها و راهبری جامعه بدان سمت شکل نمی گیرد و یا آنکه پایدار نمی ماند. بعد از توجه به مبانی عقیدتی وحدت، بطور اجمال می توان موارد زیر را به عنوان لوازم و عواملی که امام به عنوان پیش شرطهای تحقق وحدت مد نظر داشت و بر همین مبنا نیز جامعه را هدایت می کرد، برشمرد.

اهتمام بیش از پیش به خودسازی و تعمیق اخلاق و ارزشهای معنوی در زندگی خود و جامعه پیرامون.

باورداشت و تعمیم سعه صدر و پذیرش و تحمل اختلاف سلیقه ها و دفاع از آزادی اندیشه و حمایت از تشکلهای سیاسی و فرهنگی ای که در اصول و مبانی مورد اعتقاد امت و جامعه اسلامی اتفاق نظر دارند.

 اعتقاد عمیق و اعتماد به نقش و آثار معجزه آسای وحدت در حل معضلات به ظاهر لاینحل سیاسی و اجتماعی.

هوشیاری و توجه طرفین وحدت نسبت به نقش خناسان و وسوسه انگیزان و تذکر دائمی به کارگزاران و عموم مردم در همین رابطه.

 حفظ مواضع اصولی و دفاع از معتقدات و ارزشهای منطقی غیر قابل خدشه در عین احترام و توجه به وحدت فراگیر.

 توجه به تفاوتهای اساسی روشهای تحقیق در نظام دروس حوزوی و دینی با نظامهای جدید دانشگاهی برای یافتن زبان مشترک در تفهیم و تفاهم مسائل اساسی جامعه و پرهیز از اختلافات.

 تلاش همه جانبه برای یافتن نقاط مشترک بیشتر و کاستن از اختلافات آراء در مبانی و اصول صرفا از طریق نقد در مجامع علمی و گسترش روح مباحثه و مناظره علمی و پرهیز جدی از به میان کشیدن پای عوام در اختلافات فکری و فرهنگی که حل آنها تنها از مسیر احتجاجات علمی و روشهای پسندیده عقلانی و شرعی قابل حصول می باشد.

 احیای فرهنگ توحیدی و وحدت گرایی در جوامع اسلامی و احیای سمبلها و عوامل و مظاهر وحدت که بسیاری از احکام اجتماعی و سیاسی و عبادی اسلام بر همین فلسفه تشریع شده اند نظیر بازیابی فلسفه و روح واقعی کنگره عظیم و جهانی حج، نماز جمعه، نماز جماعت، روح تعاون و اهتمام به امر مسلمین، امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک وظیفه همگانی و احکام شعائری از این قبیل.

 آگاهی بخشیدن به آحاد امت اسلامی برای دریافت تصویری روشن از ابعاد تمدن گذشته اسلام و علل سقوط و انحطاط مسلمین در سده های اخیر.

 جهاد و تلاش برای فراگیر شدن نهضت فرهنگی جهان اسلام بر اساس ترویج روحیه خودباوری و نفی غرب زدگی حاکم بر اغلب جوامع اسلامی.

 شناسایی و معرفی دشمنان اصلی و جلوگیری از دشمن تراشیهای فشل کننده.

ترویج و تبلیغ فرهنگ جهاد و شهادت طلبی برای تضمین موفقیت پیشگامان مبارزه با دشمنان وحدت.

مقابله با خرافه پرستی و زدودن پیرایه های تفرقه انگیزی که به نام آداب و رسوم دینی و مذهبی از سوی مغرضان و ناآگاهان به مرور زمان در فر هنگ سنتی ملتها و قشرهای جوامع اسلامی ریشه دوانده است، و کوشش برای کاهش تعصبهای کورکورانه و عوامانه.

تلاش برای یکسان سازی قول و فعل منادیان وحدت و کارگزاران و مسئولین نظامی که وحدت را شعار خویش قرار داده اند.سایت حوزه، حضور - پاییز 1373، شماره 8 - وحدت از دیدگاه امام خمینی)

من از همه آنها خواهانم که دست از این نهضت بر ندارند، وحدت کلمه را حفظ کنند. رمز موفقیت شماها تا این حد که یک سلطنت 2500 ساله قلدری را شکستید و منهدم کردید و رمز این پیروزی، وحدت کلمه ملت ایران بود یعنی این وحدت کلمه باعث شد که نه شاه با تمام قوائی که داشت و نه آنهایی که پشتیبانی از او می کردند مثل قدرت آمریکا، شوروی، چین، انگلستان، همه اینها پشتیبانی می کردند لکن بواسطه همین قدرت ملت، همه آنها هم پشتیبانی شان را از او - دست - برداشتند،رمز پیروزی، وحدت کلمه بود.(صحیفه نور،ج5 ،ص32)

مجموعه تلاش های حضرت امام خمینی قدس سره شریف در راه تحقق اتحاد مسلمین را در ابعاد نظری و عملی می توان تحت عناوین زیر دنبال نمود:

الف نفی فرقه گرایی دینی

ب فتاوی فقهی حضرت امام(ره) در جهت تحقق وحدت.

ج پیامهای روشنگرانه او به مسلمین در دعوت به اتحاد.

د تاسیس حکومت اسلامی

هـ - اجتناب ایشان از هرگونه رفتار یا گفتار تفرقه افکنانه در طول حیاتشان.(سایت حوزه،حضور - تابستان و پاییز 1371، شماره 5 و 6 - دیدگاههای امام خمینی(س) پیرامون وحدت کلمه و کلمه وحدت)

4- علت تغییرات اجتماعی (انقلاب) 362 فیش:

باید توجه داشت که نوع برداشت حضرت امام از جامعه، متاثر از یافته های بنیادین ایشان در مورد نظام هستی است، به سخن دیگر، ایشان به جامعه به عنوان مقوله ای در طول "مراتب هستی شناسانه خدا محور" توجه می نمایند، لذا به زعم حضرتش سعادت و کمال یابی جامعه نیز به عنوان حد آرمانی هر نوع نگرش اجتماعی، تنها در سایه باورها و قوانین الهی امکان تحقق خواهد یافت:

"سعادت و کمال انسان و جوامع، تنها در گرو اطاعت از قوانین الهی است که توسط انبیا ابلاغ شده است. (صحیفه نور، ج 4، ص 166) (سایت حوزه، حضور - زمستان 1380، شماره 38 - تحولات اجتماعی و انقلاب در اندیشه های فقهی - سیاسی امام خمینی)

زمینه ها و علل بروز تغییر و تحول اجتماعی:

- عنایات الهی ، زمینه ساز تحول اجتماعی.

- تضعیف مبانی مذهبی جامعه.

- به انحراف کشاندن باورهای فرهنگی جامعه و ترویج فساد میان اقشار مردم.

- اشاعه ظلم نسبت به جامعه و ترویج تبعیض میان مردم.

- شکل گیری بیداری و آگاهی میان اقشار جامعه نسبت به مفاسد و سؤ رفتار دولت.

- شرایط نامناسب اقتصادی و در نهایت قطب بندی اقتصادی جامعه و اشاعه بی عدالتی.

- وابستگی به قدرتهای خارجی، بویژه در چهره نهادینه شدن فرهنگ و مضامین استعماری در جامعه. (سایت حوزه، حضور - زمستان 1380، شماره 38 - تحولات اجتماعی و انقلاب در اندیشه های فقهی - سیاسی امام خمینی)

 

اهداف و مقاصد تحول اجتماعی و انقلاب:

- استقرار نظام سیاسی اسلامی (حکومت اسلامی) به عنوان جایگزین رژیم طاغوت.

- ریشه کن نمودن زمینه های فسادهای اجتماعی و اقتصادی در جهت پیشبرد آرمانهای بزرگ اسلامی.

- شکوفا شدن حالات انسانی در میان مردم و رهایی از خودباختگی در برابر مکاتب دیگر.

- آگاه ساختن دیگر ملتها (بویژه ملل مسلمان) از ضرورت اعتلای بشر در سایه مکتب اسلام. (سایت حوزه، حضور - زمستان 1380، شماره 38 - تحولات اجتماعی و انقلاب در اندیشه های فقهی - سیاسی امام خمینی)

5- کارگزاران تغییرات اجتماعی 315 فیش:

دگرگونی، سنتی همیشگی و فراگیر در جوامع انسانی است. تمام جوامع به طور مستمر تغییراتی را شاهدند كه سرنوشت آینده آن ها را بر اساس ویژگی ها و وضعیت موجودشان رقم می زند. در واقع همین دگرگونی هاست كه پویایی و تكامل جامعه را میسر می سازند. در این میان، برخی دگرگونی ها جزئی و صوری اند و فقط به بروز تلاطم ها و تغییراتی در تعادل جامعه و ایجاد تعادلی جدید می انجامند؛ و برخی دیگر، تغییراتی اساسی را در ساختار جامعه پدید می آورند كه به صورت بنیادین، سازمان و ساختار روابط و منزلت ها را متحول می سازند. كارگزارانِ تغییر، اشخاص، گروه ها و انجمن هایی هستند كه تغییر را وارد می كنند، از آن استقبال می كنند یا با آن به مخالفت برمی خیزند. ویژگی مهم كارگزارانِ تغییر، آن است كه كنش های تعیین كننده و سرنوشت ساز تاریخی به دست آنان صورت می گیرد. كنش های تاریخی از مبحث تغییرات اجتماعی عبارت اند از: فعالیت هایی كه موجب به حركت درآوردن، تشدید یا كند كردن یا حتی مانع شدن تغییرات سازمان اجتماعی می شوند. در واقع كارگزارانِ تغییر با كنش های تاریخی، تاریخ سازی می كنند و جهت، سرعت و كیفیت تغییر و تحول جامعه را تعیین می نمایند. (مجله حوزه و دانشگاه، شماره 26،  هاشمی، سید ضیاء)

6- دانشجویان و دانشگاهیان 302 فیش:

اگر از منظر امام خميني به انقلاب اسلامي نگاه کنيم خواهيم يافت که لازمه دورنمایی که او برای انقلاب ترسیم نموده ايجاد دگرگوني در همهي عرصه هاي حيات اجتماعي همچون سياست و ساختار قدرت، اقتصاد، فرهنگ و هنر و آموزش است. بر این اساس توجه امام خمینی به دانشگاه و بایستههای آن طبیعی به نظر میرسد. دانشگاه بخش مهمي از دغدغه ها و نگرانيهاي امام را تشکيل ميداد. امام، سعادت يا تباهي جامعه را وابسته به دانشگاه مي‌دانست:

«دانشگاه مرکز سعادت و در مقابل، شقاوت يک ملت است. از دانشگاه بايد سرنوشت يک ملت تعيين بشود. دانشگاه خوب يک ملت را سعادتمند مي کند و دانشگاه غيراسلامي، دانشگاه بد، يک ملت را به عقب مي زند.» (صحیفه امام،ج8،ص61)

«دانشگاه مبداء همه ي تحولات است. از دانشگاه، چه دانشگاه علوم قديمي و چه دانشگاه علوم جديد، از دانشگاه سعادت يک ملت و در مقابل سعادت، شقاوت يک ملت سرچشمه مي گيرد. دانشگاه را بايد جديت کرده، جديت بکنيد، دانشگاه را درستش کنيد. دانشگاه را اسلامي اش کنيد.» (صحیفه امام،ج8ص64) .(سایت دانشگاه علوم پزشکی مشهد، شاخص های دانشگاه اسلامی از دیدگاه امام خمینی، احسان بابایی)

از مجموع دیدگاههای امام خمینی، چهار شاخص برای دانشگاه اسلامی قابل استخراج است که عبارتاند از: 1.همراهی تهذیب و تعلیم، 2.استقلال فکری، 3.کارآمدی، 4.حاکمیت نگرش توحیدی.(سایت دانشگاه علوم پزشکی مشهد، شاخص های دانشگاه اسلامی از دیدگاه امام خمینی، احسان بابایی)

شما دانشگاهيها کوشش کنيد که انسان درست کنيد. اگر انسان درست کرديد، مملکت خودتان را نجات ميدهيد. اگر انسان متعهد درست کرديد، انسان امين، انسان معتقد به يک عالم ديگر، انسان معتقد به خدا، مؤمن به خدا، اگر اين انسان در دانشگاههاي شما و ما تربيت شد، مملکتتان را نجات ميدهيد.» (صحیفه امام،ج8،ص67)

«بايد دانشگاه خودش را مجهز کند براي اينکه جوانها را بسازد. آتيهي اين کشور را بايد از حالا شما پيريزي کنيد. ما فقط به فکر خودمان و زمان حال نبايد باشيم. ما بايد به فکر آيندهي کشور باشيم.» (صحیفه امام،ج15،ص234)

از نظر امام، صاحب علم اگر مهذب نباشد، ضررش برای جامعه بيشتر است. چرا که غيرمهذب، علم خود را آنجا که نبايد، به کار ميگيرد. فرد غير مهذب، ظرفيت برخورداري از علم را ندارد، صلاحيت استفاده از علم را دارا نيست. اخلاق بد فرد، علم را همچون ابزار به کار ميگيرد؛ علم را به سمت بسط زشتيها سوق ميدهد. (سایت دانشگاه علوم پزشکی مشهد، شاخص های دانشگاه اسلامی از دیدگاه امام خمینی)

«مهم در دانشگاهها و دانشسراها... اين است که همراه با تعليمات و تعلمات، تربيت انساني باشد. چه بسا اشخاصي که در علم به مرتبهي اعلا رسيدهاند لکن تربيت انساني ندارند. يک همچون اشخاصي ضررشان بر کشور، ضررشان بر ملت، ضررشان بر اسلام از ديگران زيادتر است. آن کسي که دانش دارد، لکن دانشش توأم با تهذيب اخلاق و تربيت روحي نيست، اين دانش موجب اين ميشود که ضررش بر ملت و بر کشور زيادتر باشد از آنهايي که دانش ندارند. همين دانش را يک شمشيري ميکند در دست خودش و با آن شمشير دانش ممکن است که ريشهي يک کشور را از بين ببرد و قطع کند.» (صحیفه امام،ج8،ص310)

شما دانشگاهي ها کوشش کنيد که انسان درست کنيد. اگر انسان درست کرديد، مملکت خودتان را نجات مي‌دهيد. اگر انسان متعهد درست کرديد، انسان امين، انسان معتقد به يک عالم ديگر، انسان معتقد به خدا، مومن به خدا،‌اگر اين انسان در دانشگاه هاي شما و ما تربيت شد، مملکتتان را نجات مي دهد.» (صحیفه امام،ج8،ص67)

 

برخي مصاديق تهذيب

اين پرسش بجاست که منظور امام از تعهد کدام است؟ آنچه را که امام از آن به عنوان تهذيب ياد ميکند چه نشانههايي دارد؟ آيا امام خميني در مورد نقش و آثار تهذيب نفس دچار مبالغه نشده است؟ به نظر مي رسد ترديد در مورد نقش برجسته تهذيب در تضمين سعادت جامعه، ناشي از آن باشد که ما با معنايي محدود از اخلاق انس داريم. اخلاق را به ارتباط با خدا خلاصه کردهايم و اينکه ارتباط با خدا را در غياب انسانها معنا نمودهايم. امام خميني اما چنين تفسيري از تهذيب و تربيت نداشت. او نشانههايي از تهذيب را بر ميشمارد که پشتوانه حرکت جامعه به سمت رشد و پيشرفت و تعالي است.

 

احساس مسؤوليت

امام احساس مسؤوليت برای خدمت به جامعه را نتيجه تهذيب نفس ميداند. عاملي که با بودن آن بسياري از مشکلات ايجاد نميشود و در صورت بروز رفع ميگردد و اگر نباشد، گره از سادهترين معضلات نيز گشوده نخواهد شد. دانشگاه باید روح احساس مسؤوليت را در دانشجويان زنده و زندهتر کند.

«آن کسي که مهذب نشده است و آن کسي که براي کشور خودش احساس نکرده که من براي اين کشور هستم و از اين کشور، من استفاده کرده‌ام و استفادهي علميام را بايد به اين کشور تحويل بدهم، اگر اين احساس نباشد و اين باور نباشد، دانشگاه بدترين مرکزي است براي اينکه ما را به تباهي بکشد.» ((صحیفه امام،ج13،ص419)

 

 

خودباوري

امام، خودباوري و اعتماد به نفس را نيز از برکات تربيت و تهذيب ميشمارد. در غياب خودباوري و اعتماد به نفس آنچه بر باد ميرود هويت اسلامي، ايراني وسرمايههاي ملي است. اگر خودباروي نباشد، موجب خواهد شد که سرمايه هاي ملت را بيمزد و منت در اختيار بيگانه قرار گیرد. دانشگاه آيندهساز، اگر امروز به ايجاد احساس خودباروي بياعتنا باشد، آيندهي ايران را چگونه خواهد ساخت؟

«دانشگاهها بروند دنبال اينکه جوانهاي ما را مستقل بجا بياورند، تربيت کنند که بفهمند خودشان يک فرهنگ دارند، يک فرهنگ بزرگ دارند، بفهمند فرهنگ از اينجا صدر شده است به خارج، بفهمند که ما هم يک چيزي در عالم هستيم و ما خودمان ميخواهيم خودمان را اداره کنيم.» (صحیفه امام،ج10،ص392)

 

امانت داري

امام، ايجاد وفاداري و امانتداري را نيز جزئي از فرايند تهذيب معرفي ميکند. آنها که مسؤوليتي دارند، از توانايي و امکاناتي برخوردار هستند، آنها که سرمايههاي عمومي را در اختيار دارند، همگي بايد امانت داري پيشه کنند؛ نسبت به مردم در انجام وظايف خود وفادار باشند. افراد حاضر در جامعه حتي به خاطر اموال خصوصي خود نيز مسؤوليت دارند چرا که بايد سرمايهها را در مسير بايسته به کار گيرند. دانشگاه عملکردي ناقص خواهد داشت اگر سرمايههاي اين ملت را در اختيار افراد قرار دهد اما وفاداري و امانتداري را به آنان نياموزد.

«آنهايي که معلم هستند، در دانشگاهها استاد هستند، در دبيرستانها، در دبستانها از همان اول که بچهها تحويلشان داده ميشود بايد مسؤول تربيت آنها باشند. مشغول اين باشند که اينها را تربيت کنند،‌ يک تربيت صحيح اسلامي که در تربيت صحيح اسلامي همه (خصوصيات) است. يعني يک مسلم اگر همان طوري که اسلام ميخواهد بزرگ بشود، اين ممکن نيست که به مملکت خودش خيانت بکند؛ ممکن نيست که به برادر خودش، به همسايه خودش، به همشهري خودش، به يک آدم غريبه خيانت بکند. اصلاً خيانت منتفي ميشود. ما بايد کوشش کنيم که افراد صالح درست بکنيم.» (صحیفه امام،ج12،ص27)

 

آرمان خواهي و عدالت طلبي

توقع امام اين بود که روح آرمانخواهي و ظلم ستيزي در دانشگاه زنده باشد. محيط آکنده از غفلت و رخوت و بيدردي براي گسترش رذايل اخلاقي مساعدتر است و برعکس از جمله عوامل مؤثر بر کاهش ناهنجاريهاي اخلاقي، دميدن روح احساس مسؤوليت، عدالت طلبي و پرسشگري است. اين نکتهي مهم است که اگر مسؤولين آرمانخواهي دانشجويان را تحمل نکنند، ناهنجاريهاي اخلاقي، خود را بر آنها تحميل خواهد کرد.

«جوانهاي ما را مبارز بار بياوريد؛ جوانهاي ما را جوري بار بياوريد که در مقابل استعمار ايستادگي کنند.» (صحیفه امام،ج1،ص304)

«اگر (دانشگاه) انسان بيرون داد از خودش، انسان حاضر نمیشود که کشور خودش را تسليم کند به غير، انسان حاضر نميشود که تحت ذلت برود و اسارت.» (صحیفه امام،ج13،ص417)

 

کاستي هاي شخصيتي مانع رشد جامعه ما

اهميت، جايگاه و نقش تربيت و تهذيب آنگاه مشخصتر ميشود که در نظر داشته باشيم که بخش مهمي از موانع رشد و پيشرفت جامعه ما،‌ ريشه در کاستيهاي شخصيتي ما دارد. عدم تحمل نقد و ديدگاه مخالف، روحيهي استبدادي و عدم تمايل به پاسخگويي، نظم ستيزي، عدم وجدانکاري، بياعتنايي به حقوق ديگران، نفاق و تظاهر، تک روي و ناتواني در فعاليتهاي جمعي و گروهي، بدبيني نسبت به تحول و خلاقيت، برنامه گريزي، عجله، اسراف و تبذير، بيتوجهي نسبت به تجربه ديگران، بياعتنايي به مشورت و منفعت طلبي از جمله مواردي هستند که چرخهاي پيشرفت را کند ميسازند. رفع اين کاستيهاي شخصيتي را بايد از تربيت و تهذيب سراغ گرفت. تربيتي که البته در پرتو ايمان به خدا،‌استحکام مييابد و به ثمر مينشيند.

 

تهذيب به پشتوانه ياد خدا

ياد خدا اگر باشد، خودخواهي،‌ منفعت پرستي، لجاجت وغرور، رخت بر ميبندد. ياد خدا اگر باشد، خدمت به خلق هم خواهد بود. ياد خدا اگر باشد، حقوق ديگران حرمت و عظمت خود را باز خواهد يافت.

«دانشگاه را بايد شما رو به خدا ببريد، رو به معنويت ببريد و همهي درسها هم خوانده بشود، همهي درسها هم براي خدا خوانده بشود. اگر اين را توانستيد ... در کارتان موفقيد.» (صحیفه امام،ج19،ص448)

 

پرهيز از ساده انگاري در مساله تهذيب

امام خميني اين نکته را نيز يادآوري ميکند که برای تربيت و تهذيب اگر چه معلومات ديني لازم است اما کافي نيست و اشتباه است اگر گمان کنيم فراگيري اصطلاحات اخلاقي و ديني به معناي نشستن ايمان در جان مخاطبان است.

از سوي ديگر امام،‌ وظيفهي تربيت را تنها مربوط به اساتيد علوم ديني نميداند. این دیدگاه واقعبینانه است چرا که تهذيب و تربيت حاصل فرايندي است که در آن عواملي همچون نوع معماري دانشگاه، رفتار کارکنان اداري، محتواي متون درسي، نحوهي تدريس و نوع تعامل اسايتد با دانشجويان و چگونگي ارتباط دانشگاه با جامعه و برنامههاي جنبي و فرهنگي دخالت دارد.

«آن چيزي که ملت ها را ميسازد فرهنگ صحيح است. آن چيزي که دانشگاه را بارور ميکند و براي ملت مفيد است، براي کشور مفيد است، آن عبارت از آن محتواي دانشگاه است، نه درس است.» (صحیفه امام، ج17، ص153)

«تربيت شما و تعليم شما بايد همراه هم باشد. اين فقط وظيفه براي معلم علوم ديني نيست. اين وظيفه برای تمامي معلمين در هر رشته که هستند و تمام اساتيد دانشگاه در هر رشتهاي هستند.» (صحیفه نور،ج14،ص36) (سایت دانشگاه علوم پزشکی مشهد، شاخص های دانشگاه اسلامی از دیدگاه امام خمینی)

 

استقلال فکري

ديگر ويژگي دانشگاه اسلامي از ديدگاه امام خميني، آن است که متکي به فرهنگ خودي و فرهنگ اسلامي باشد؛ خودباخته نباشد. امام نسبت به فکر و فرهنگ، احساس مسؤوليت داشت. استقلال فکري برای امام مهمترين بُعد از ابعاد استقلال بود که ميگفت بدون استقلال در فکر، استقلال در ساير جهات حاصل نميشود.«اگر ما از وابستگي فکري بيرون بياييم، همهي وابستگيها تمام ميشود. (صحیفه نور،ج10،ص53)

شماهايي که در دانشگاه هستيد و دانشمند هستيد و متفکر هستيد، اين جوانهاي ما را يک جوري بار بياوريد که خودشان بفهمند که خودشان يک چيزياند ... نگويند که ما بايد غربي باشيم... اگر از غرب هم صنعتي ميآيد، ياد بگيرند. اما غربي نشوند، يادگرفتن مساله يک چيزي است و مغر را غربي کردن و از خود غافل شدن، مسالهي ديگر است.» (صحیغه امام،ج12،ص25)

ما از شر رضاخان و محمد رضا خلاص شديم لکن از شر تربيت يافتگان غرب و شرق به اين زوديها نجات نخواهيم يافت. اينان بر پا دارندگان سلطهي ابرقدرتها هستند و سرسپردگاني ميباشند که با هيچ منطقي خلع سلاح نميشوند. (صحیفه امام،ج12،ص446) (سایت دانشگاه علوم پزشکی مشهد، شاخص های دانشگاه اسلامی از دیدگاه امام خمینی،احسان بابایی)

 

کارآمدي

يکي ديگر از ويژگيهاي دانشگاه اسلامي از ديدگاه امام خميني اين است که در خدمت جامعهي ديني باشد، يعني در رفع نيازها کارگشايي کند. اين توقع امام خميني از دانشگاه، ريشه در متون ديني دارد که براساس آن، علم بايد نافع باشد. (صحیفه امام،ج12،ص446) (سایت دانشگاه علوم پزشکی مشهد، شاخص های دانشگاه اسلامی از دیدگاه امام خمینی، احسان بابایی)

ما ميگوييم که دانشگاههاي ما، يک دانشگاههايي که براي ملت ما مفيد باشد، نيست. ما بيشتر از پنجاه سال است که دانشگاه داريم، با بودجههاي هنگفت کمرشکن که از دسترنج همين ملت حاصل ميشود و در اين پنجاه سال نتوانستيم در علومي که در دانشگاهها کسب ميشود خودکفا باشيم. ... ما دانشگاه داشتيم و داريم و براي تمام شؤوني که يک ملت زنده لازم دارد، احتياج به غرب داريم.» (صحیفه امام،ج12،ص248)

بايد کوشش در راه علم و به دست آوردن تخصص در رشتههاي مختلف، اساس فعاليت دانشجويان عزيز باشد که نيازمنديهاي ميهن به دست خود آنها برآورده و کشور ما با کوشش شما خودکفا شود.» (صحیفه امام،ج10،ص80)

اگر ما تربيتي اصولي در دانشگاهها داشتيم، هرگز طبقه روشنفکر دانشگاهيای نداشتيم که در بحرانيترين اوضاع ايران در نزاع و چند دستگي با خودشان باشند و از مردم بريده باشند و از آنچه که بر مردم ميگذرد چنان آسان گذرند که گويي در ايران نيستند. تمام عقب ماندگيهاي ما به خاطر عدم شناخت صحيح اکثر روشنفکران دانشگاهي از جامعه ي اسلامي ايران بود و متأسفانه هم اکنون هم هست. اکثر ضربات مهلکي که به اين اجتماع خورده است، از دست اکثر همين روشنفکران دانشگاه رفتهاي که هميشه خود را بزرگ ميديدند و ميبينند و تنها حرفهايي ميزدند و ميزنند که دوست به اصطلاح روشنفکر ديگرش بفهمد و اگر مردم هيچ نفهمند، نفهمند. زيرا ديگر چيزي که مطرح نيست مردماند و تمام چيزي که مطرح است خود اوست براي اينکه بدآموزيهاي دانشگاهي زمان شاه، روشنفکر دانشگاهي را طوري بار ميآورد که اصولاً ارزشي براي خلق مستضعف قائل نبود. (صحیغه امام،ج12،ص207)

 

نگرش توحيدي

مؤلفه هاي نگرش توحيدي

امام خميني خود کمتر در مورد چيستي علم اسلام و چگونه دستيابي به آن سخن گفته است، اگرچه با گذشت زمان و به فراخور نياز، در مجامع و مکتوبات علمی در مورد علم اسلامي نيز تأملاتي صورت گرفته است و آثاري منتشر شده است. امام خميني نکاتي مهم در مورد نگرش توحيدي به عالم بيان نموده است که با توجه به اهميت آثاري که اين نگرش در چگونگي توليد علم، آموزش و کاربرد آن دارد، ميتوان از نگرش توحيدي به عالم به عنوان ويژگي ديگر دانشگاه اسلامي ياد نمود. وي در توضيح مؤلفه هاي نگرش توحيدي به عالم بر سه نکته تأکيد مي ورزد:

علم در پي کشف واقعيت است

واقعيت عالم منحصر به واقعيت مادي نيست؛ بلکه داراي مراتب است.

همهي مراتب عالم جلوهي خداوند است.

« فرق بين دانشگاههاي غربي و دانشگاههاي اسلامي بايد در آن طرحي باشد که اسلام براي دانشگاهها طرح ميکند. دانشگاههاي غربي- به هر مرتبهاي هم که برسند- طبيعت را ادارک ميکنند، طبيعت را مهار نميکنند براي معنويت. اسلام به عوم طبيعي نظر استقلالي ندارد. تمام علوم طبيعي- به هر مرتبهاي که برسند- باز آن چيزي که اسلام ميخواهد نيست اسلام طبيعت را مهار ميکند برای واقعيت؛ و همه را رو به وحدت و توحيد ميبرد. تمامي علومي که شما اسم ميبريد و از دانشگاههاي خارجي تعريف ميکنيد- و تعريف هم دارد- اينها يک ورق از عالم است؛ آن هم يک ورق نازکتر از همهي اوراق. عالم، از مبداء خير مطلق تا منتها اليه، يک موجودي است که حظ طبيعياش يک موجود بسيار نازل است.»(صحیغه امام،ج8،ص433)

در نگرش توحيدي، همهي عالم، آيهي خداست. علم در غياب رابطهي پديدهها با سرچشمهي فيض شکل نميگيرد. اگر چه ريزبينيها در کشف پديدهها حذف نميشود. اما به واسطهي بينش توحيدي، هيچ پديدهاي مستقل و جدا تصور نميشود. در پرتو نگرش توحيدي، عالم نظاممند است و علوم حاصل از اين چنين نگرشي در هماهنگي به سر ميبرند. (سایت دانشگاه علوم پزشکی مشهد، شاخص های دانشگاه اسلامی از دیدگاه امام خمینی)

«طب بايدباشد، علوم طبيعي هم همه بايد باشد ... لکن مهم، آن مرکز ثقل است که مرکز توحيد است. تمام اينها بايد برگردد به آن جهت الوهيت. (صحیغه امام،ج8،ص434)

قرآن اين را فرموده است: اقرا باسم ربک الذي خلق قرائت کن، نه قرائت مطلق. بياموز، نه آموزش مطلق، علم تحصيل کن، نه علم مطلق و تحصيل مطلق؛ (بلکه) علم جهت دار، آموزش جهت دار، جهت، اسم رب است، توجه به خداست براي خدا و براي خلق خدا. قلمها اگر در دنيا براي خدا و خلق خدا به کار بيفتد مسلسلها کنار ميرود و اگر براي خدا و خلق خدا نباشد، مسلسلساز مي شود. ابزار کوبنده انسان با دست قلمدارها و دست علما که در همهي دانشگاهها هستند، با دست آنها وجود پيدا کرده است. کوشش کنيد که اين آموزشي که به مردم ميدهيد، جهت دار باشد.» (صحیغه امام،ج13،ص450)

7- مسلمانان و امت اسلام 259 فیش:

امام خمینی برای نیل به استراتژی آرمانی خویش بر مفاهیمی تأکید نموده‌اند که زمینه‌ساز شکل‌گیری و تحقق امت اسلامی هستند. از عمده‌ترین موضوعاتی که خاستگاه امت اسلامی امام است، به این موارد می‌توان اشاره نمود:

 

هویت اسلامی:

هویت از جمله ویژگی‌های انسانی است که مبنای روان‌شناختی دارد و در تعامل «خود» با «دیگری» شکل می‌گیرد. مفهوم هویت در حقیقت پاسخی به سؤال چه کسی بودن و چگونه شناسایی شدن است. از نظر ایشان عنصر اصلی و کلیدی هویت، فرهنگ اصیل اسلامی است که فرهنگی سالم، انسانی و مستقل است. بنابراین، با انحراف فرهنگ، هویت جامعه دچار آسیب جدی می‌شود و موجودیت خویش را از دست می‌دهد.ایشان دوری از اسلام و قرآن، خودباختگی، مصرفی شدن، گرایش به غرب و مهم‌تر از همه رخنه‌ی فرهنگ استعماری به‌عنوان ام‌الامراض را از نارسایی‌ها و معضلات عمده‌ی جهان اسلامی می‌داند که با پناه بردن به اسلام، وارد کردن قرآن در همه‌ی شئون زندگی، بازگشت به اسلام و اجرای احکام اسلامی و خودباوری و بیداری را حلال همه‌ی مشکلات و گرفتاری‌های و عامل مجد و عظمت اسلامی می‌داند تا در پناه آن آرمان امت اسلامی تحقق یابد.(سایت سازمان بسیج،خاستگاه امت اسلامی در اندیشه ی امام، سید علی لطیفی)

 

وحدت اسلامی

امام خمینی به‌عنوان یکی از منادیان وحدت اسلامی، شکل‌گیری، پیروزی، بقا و تداوم امت اسلامی را در گرو تحقق آرمان وحدت اسلامی می‌دانستند. ایشان لازمه‌ی اساسی یک امت اسلامی را وحدت حقیقی و وحدت حقیقی را در وحدت قلب‌ها می‌داند و با این بیان استراتژی وحدت خود را نه از طریق تجاوزطلبی و مرزشکنی و به هم زدن قوانین انسانی بلکه از طریق یک مبنای عقیدتی و فکری دنبال می‌کند.

  بررسی آثار امام خمینی بیانگر این است که تأکید بر وحدت در آثار ایشان از یک مبنای نظری قوی ریشه می‌گیرد و این تأکید بر مکتب فلسفی عرفانی او، که مبتنی بر وحدت حقیقی عالم خلق و امر و وحدت حقیقی موجود است، استوار می‌باشد. در نگاه ایشان، گرایش به وحدت حقیقی در جامعه‌ی انسانی از جلوه‌های اعتقاد به توحید است و نقطه‌ی مقابل آن، یعنی تفرقه و تکثرگرایی، از ویژگی‌های شرک و نفاق به حساب می‌آید. ایشان، با استناد به آیه‌ی «و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا» معتقد است که وحدت حقیقی با دو ویژگی با هم بودن، اجتماع داشتن و اعتصام این جمع به راه حق تعریف می‌گردند و تجمع بدون تمسک به حبل اللهی وحدت نیست.

 ایشان با بیداری و آگاهی کامل از وضعیت جوامع اسلامی و نگاه به اوضاع اجتماعی حاکم بر آن‌ها «رمز تمام گرفتاری‌های کشورهای اسلامی را در اختلافات کلمه و عدم هماهنگی و رمز پیروزی را در وحدت کلمه و ایجاد هماهنگی می‌داند و معتقد است دولت‌های استعمارگر خارجی با استفاده از ابزارهای داخلی خود، همچون سران فاسد و مزدور کشورهای اسلامی و عناصر فرهنگی وابسته، که از آن‌ها به «وعاظ السلاطین»، «آخوندهای درباری»، «جیره‌خوار» و «نفاق‌افکن» یاد می‌کند، به تخریب وحدت و انسجام اسلامی ملت‌های مسلمان می‌پردازند و می‌فرماید: «طرح اختلاف بین مذاهب اسلامی از جنایاتی است که به‌دست قدرتمندان که از اختلاف بین مسلمانان سود می‌برند و عمال از خدا بی‌خبر آنان از جمله وعاظ السلاطین، که از سلاطین جور سیاه‌روی ترند و هر روز بر آن دامن می‌زنند. (سایت سازمان بسیج،خاستگاه امت اسلامی در اندیشه ی امام، سید علی لطیفی)

وظیقه مسلمانان نفی سلطه فرهنگی اجنبی و نشر فرهنگ غنی اسلام است.( صحیفه نور جلد 6 صفحه 218)

اکنون که مسلمین کشورهای مختلف جهان به سوی کعبه آمال و حج بیت الله روی آورده و این فریضه عظیم الهی و کنگره بزرگ اسلامی، در ایامی متبرکه و در مکانی متبرک بر پا گردیده است، مسلمانان مبعوث از قبل خداوند تعالی، باید علاوه بر محتوای عبادی از محتوای سیاسی و اجتماعی آن بهره مند شوند و به صرف صورت قناعت نکنند.( صحیفه نور جلد 9 صفحه 225)

از خداوند متعال می خواهم که مسلمانان جهان را برای بپا داشتن سنت انبیاء عظام بیدار فرماید و در راه حصول هدف انبیا که فرزندان و عزیزان خود را فدای آن می نمودند بسیج نماید تا با همت همگان پرچم توحید در فضای سراسر جهان به اهتزاز در آید.( صحیفه نور جلد 15 صفحه 175)

8- تبلیغات 231 فیش:

امام خمینی(س)، با توجه به حساسیت‌های موجود در امر تبلیغ دین و نظام اسلامی، در موارد گوناگونی به این موضوع پرداختند چنانکه با نگاهی به کتاب ارزشمند صحیفه امام، به بسامد فراوان این مسئله برخورد می‌کنیم که حضرت امام در سخنرانی‌ها و پیام‌ها و نامه‌های خود صدها بار به این موضوع اشاره کرده و اهمیت آن را گوشزد نموده‌اند. مناسب است به گوشه‌ای از این توجه اشاره کنم. کلمه تبلیغ 358 بار، تبلیغات اسلامی و دینی 72 بار، تبلیغات 1068 بار در صحیفه آمده است.

موضوع تبلیغ و اهمیت آن از قبل از انقلاب، توجه حضرت امام را به خود جلب کرده و بعد از پیروزی انقلاب نیز به مراتب اهمیت یافته است.ایشان درباره تبلیغات ضد دینی رژیم گذشته و جلوگیری از دعوت به دین اسلام در ضمن اعلامیه مشترکی به مناسبت سالگرد قیام 15 خرداد، خطاب به همگان می‌فرمایند:(سایت جماران، تبلیغات از منظر امام خمینی)

در این مملکت تمام فرق ضاله آشکارا تبلیغ ضد اسلامی می‌کنند، محافل آزاد دارند، مجالس علنی دارند،... مدارس رسمی دارند، برخوردار از پشتیبانی دولت‌ها هستند، نشر کتب ضد دینی آزاد است؛ فقط مسلمانها و مبلغین مذهبی و علمای اسلام آزاد نیستند، تبلیغات دینی و بیان قانون شکنیها «ارتجاع سیاه» شناخته شده و ممنوع گردیده، محافل دینی و مجامع مذهبی محتاج به اجازه شهربانی‌ها و سازمان‌هاست.( صحیفه امام، ج 1، ص 336)

امام در وصیت نامه سیاسی ـ الهی خود، به ابعاد مختلف این مسئله توجه داده‌اند و از جوانب گوناگون، به زوایای آن اشاره کرده‌اند. از جمله در یکی از بندهای وصیت‌نامه می‌فرمایند:

 

ب) از توطئه‌های مهمی که در قرن اخیر، خصوصاً در دهه‌های معاصر، و بویژه پس از پیروزی انقلاب آشکارا به چشم می‌خورد، تبلیغات دامنه دار با ابعاد گاهی ناشیانه و با صراحت به اینکه احکام اسلام که 1400 سال قبل وضع شده است نمی‌تواند در عصر حاضر کشورها را اداره کند، با آنکه اسلام یک دین ارتجاعی است. (سایت جماران، تبلیغات از منظر امام خمینی)

9- تفرقه 227 فیش:

یكی از بزرگترین دغدغه های بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی كه به كرات و در مقاطع مختلف و در دیدار با اقشار گوناگون جامعه همواره از آن اظهار نگرانی و ناراحتی و خطر می كردند مسائله تفرقه و اختلاف بین صفوف ملت است. اختلاف بین شیعه و سنی اختلاف بین خودیها و تقابل جناحهای معتقد به انقلاب اسلامی و اختلاف قومیتهای مختلف ایرانی اختلاف بین دانشگاهها و روحانیون از جمله مصادیق آن است. ایجاد اختلاف و تفرقه از جمله كیدهای شیطان بوده و اختلاف بلاشك از شیطان است شیاطین انسان نما نیز از حربه تفرقه و اختلاف برای پیشبرد مقاصد خود و دست یابی به منافع نامشروعشان بهره می گیرند سیاست تفرقه بیانداز و حكومت كن از دولت شیطانی انگلیس به یادگار مانده است و صهیونیسم و شیطان بزرگ آمریكای جهانخوار همین سیاست را دنبال می كنند.(سایت لبیک، آسیب شناسی انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی)

اگر کسی به من اهانت کرد، سیلی به صورت من زد، سیلی به صورت اولاد من زد، والله تعالی راضی نیستم در مقابل او کسی بایستد دفاع کند، راضی نیستم. من می دانم، می دانم که بعضی از افراد یا به جهالت یا به عمد می خواهند تفرقه مابین این مجتمع بیندازند. تفرقه مابین این مجتمع معنایش این است که در اسلام خلل واقع بشود، استعمار به آرزوی خودش برسد.( صحیفه نور، ج 1 ،ص 82  )

اگر کسی کلامی بگوید که باعث تفرقه بین ما مسلمان ها بشود، بدانید که یا جاهل هستند یا از کسانی هستند که می خواهند بین مسلمانان اختلاف بیندازند.( صحیفه نور، ج 5،ص 77  ) 

تبلیغات تفرقه افکنانه عمال آمریکا به منظور سلطه مجدد اجانب بر ملت و کشوراست.( صحیفه نور، ج 5،ص 220 ) 

10- محرومین و مستضعفین 227 فیش:

رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی در تمامی عمر گرانمایه خود همواره بر رسیدگی به وضعیت مستضعفان و محرومان جامعه و رفع مشکلات آنان تاکید داشتند و احقاق حقوق این طبقه و برقراری عدالت اجتماعی از دغدغه های همیشگی آن امام بزرگوار بود.

امام بارها تاکید فرمودند: «گمان نمى‏کنم عبادتى بالاتر از خدمت به محرومین وجود داشته باشد.» (صحیفه امام، ج‏20، ص: 342) همچنین امام راحل(س) همواره از پابرهنه‌ها و زاغه نشینان به عنوان «ولی نعمت» یاد می کردند و خواهان خدمت گزاری بیشتر به آنها بودند. ایشان در سخنانی نغز و زیبا در این‌باره فرمودند: «به مستضعفان و مستمندان و زاغه ‏نشینان که ولى نعمت ما هستند خدمت کنید.» (صحیفه امام، ج‏18، ص: 38)(پرتال امام، مستضعفان در کلام معمار انقلاب)

این یکی از خاصیت های حکومت محرومین و مستضعفین است. یکی از خاصیت های بزرگش این است که اینها دیگر از قدرت ها نمی ترسند.( صحیفه نور جلد 18 صفحه 52)

تنها آنهایى تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند. فقرا و متدینین بى‏بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعى انقلابها هستند. ما باید تمام تلاشمان را بنماییم تا به هر صورتى که ممکن است خط اصولى دفاع از مستضعفین را حفظ کنیم‏... ما براى احقاق حقوق فقرا در جوامع بشرى تا آخرین قطره خون دفاع خواهیم کرد.» (صحیفه امام، ج‏21، ص: 86 و 87)

ما باید براى پیشبرد اهداف و منافع ملت محروم ایران برنامه‏ریزى کنیم. ما باید در ارتباط با مردم جهان و رسیدگى به مشکلات و مسائل مسلمانان و حمایت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماییم‏...» (صحیفه امام، ج‏21، ص: 91)

خدا نیاورد آن روزى را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشترى برخوردار شوند. معاذ اللَّه که این با سیره و روش انبیا و امیر المؤمنین و ائمه معصومین- علیهم السلام- سازگار نیست.» (صحیفه امام، ج‏20، ص: 341)

11- آزادی 203 فیش:

امام خمینی درباره تعریف آزادی میگوید: آزادی یک مسئلهای نیست که تعریف داشته باشد. مردم عقیدهاشان آزاد است. کسی الزامشان نمیکند که شما باید حتما این عقیده را داشته باشید. کسی الزام به شما نمیکند که باید این را انتخاب کنی. الزامتان نمیکند که در کجا مسکن داشته باشی، یا در آنجا چه شغلی را انتخاب کنی. آزادی یک چیز واضحی است.(سایت الف،آزادی از دیدگاه امام خمینی)

ما اسلام مي‏خواستيم، اسلام هم آزادي دارد اما آزادي بي‏بندوباري نه، آزادي غربي، نمي‏خواهيم، بي‏بندوباري است.(صحیفه نور،ج 10، ص 229)

امام خمینی  همیشه بر حفظ حدود آزادی تاکید می نمودند و حدی که ایشان برای آزادی مد نظر داشتند عبارت بود از، قرار داشتن در مدار قوانین و شریعت اسلام، و لذا تخلف از آن را جایز نمی دانستند و می فرمودند: «آزادی در اسلام در حدود اسلام است، در حدود قانون است، تخلف از آن نشود به خیال این که آزادی است .» (15)

ما در این مقام، حدودی را که ایشان برای آزادی قائل شده اند به دو دسته تقسیم می نماییم :

الف) نظم بخشی جامعه:

1 - آزادی باید عقلایی و در چارچوب قانون باشد

2 - آزادی موجب هرج و مرج نشود

3- آزادی منجر به توطئه علیه نظام نگردد

ب - پایبندی به دین

امام خمینی همیشه بر آن بودند که جامعه را با تعالیم والای اسلامی منطبق ساخته و گامی به سوی تشکیل حکومت اسلامی، به معنای واقعی آن بردارند و لذا نگاه ایشان به آزادی از این منظر بود و طبعا از این منظر آزادی نیز دارای حدودی است که ما در ذیل به برخی از آنها اشاره می کنیم:

1 - آزادی بهانه ای جهت اهانت به مقدسات نگردد

2 - آزادی نباید منجر به فساد گردد(سایت حوزه، پاسدار اسلام - دی 1378- شماره 217 - مرزها و گونه های آزادی از نگاه امام خمینی)

و اگر مراد از تجدد و تمدن به آن معنی است که بعضی روشنفکران حرفه ای می گویند که آزادی در تمام منکرات و فحشاء حتی هم جنس بازی و از این قبیل، تمام ادیان آسمانی و دانشمندان و عقلا با آن مخالفند، گر چه غرب و شرق زدگان به تقلید کورکورانه آن را ترویج می کنند. (صحیفه نور جلد 21 صفحه 178)

و از جوانان، دختران و پسران می خواهم که استقلال و آزادی و ارزش های انسانی را ولو با تحمل زحمت و رنج، فدای تجملات و عشرت ها و بی بند و باری ها و حضور در مراکز فحشاء که از طرف غرب و عمال بی وطن به شما عرضه می شود نکنند؛ (صحیفه نور جلد 21 صفحه 185)

و باید همه بدانیم که آزادی به شکل غربی آن که موجب تباهی جوانان و دختران و پسران می شود، از نظر اسلام و عقل محکوم است و تبلیغات و مقالات و سخنرانی ها و کتب و مجلات بر خلاف اسلام و عفت عمومی و مصالح کشور حرام است.( صحیفه نور جلد 21 صفحه 196)

وصیت من به همه مسلمانان و مستضعفان جهان این است که شماها نباید بنشینید و منتظر آن باشید که حکام و دست اندرکاران کشورتان یا قدرت های خارجی بیایند و برای شما استقلال و آزادی را تحفه بیاورند. ما و شماها لااقل در این صد سال اخیر که به تدریج پای قدرت های بزرگ جهانخوار به همه کشورهای اسلامی و سایر کشورهای کوچک باز شده است، مشاهده کردیم با تاریخ های صحیح برای ما بازگو کردند که هیچ یک از دول حاکم بر این کشورها در فکر آزادی واستقلال و رفاه ملتهای خود نبوده و نیستند.( صحیفه نور جلد 21 صفحه 203 )

جمع کل 4320 فیش ،در عین حال که 11 موضوع فوق حدود 3/1 فیش های اجتماعی را به خود اختصاص می دهد. سه موضوع اول یعنی مردم، روحانیون و وحدت نشان می دهد برای دستیابی به موضوع چهارم یعنی انقلاب نیاز به چه ابزار و لوازمی است که بحث مفصلی در تئوری های انقلاب به خود اختصاص می دهد از آنجا که سه محور اساسی در انقلاب، اصلا انقلاب متکی به مردم و بدست مردم انجام می گیرد (کارگزاران تغییرات اجتماعی روحانیون، علما) بعنوان انتقال دهنده اندیشه انقلابی دینی به مردم محسوب می شوند و نقش واسطه و کاتالیزور را بازی می کنند. و لوازم دسترسی به انقلاب در سایه وحدت در ابعاد گوناگون آن می باشد، نظر به اهمیت موضوع و پیچیدگی آن بررسی آن مقوله ای دیگر و تبیین خاص را طلب می کند. برای ارزیابی تحلیل محتوی کیفی به جای نوع کمی آن، با استفاده از ماشین های شمارشگر، تعداد واژه های ملت، ملت ایران، روحانیون، روحانیت، علما، وحدت و ... که در سخنرانی ها، پیام ها، فرمانها، ...... بکار رفته بود، دقیقا شمارش شد که نتایج ذیل حاصل شد:

1- ملت (ملت ایران، مردم ایران، ملت) 15389 بار

2- روحانیت (روحانیت، روحانیون، علما) 6365 بار

3- وحدت (بطور عام) 2901 بار

در عین حال که نشان می دهد از نظر فراوانی مشابه تحلیل محتوی کیفی نمی باشد ولی از نظر مرتبه و مقایسه آن با موضوعات دیگر قابل مقایسه است، بطوری که از نظر تعداد فیش هم سه موضوع، ملت و روحانیون و علما و وحدت به ترتیب از نظر فراوانی مهمترین موضوعات مطرح شده دراندیشه اجتماعی حضرت امام (ره) می باشد.

از طرف دیگر تفاوت روش تحلیل محتوی کمی و کیفی را با اختلاف در فراوانی ها به خوبی نشان می دهد نظر به اینکه مقاله حاضر فقط در صدد معرفی آماری موضوعات اجتماعی منعکس شده در آثار حضرت امام (ره) بوده است در انتها به چند موضوع دیگر که تعداد فیشهای موجود از آنها بالاتر از 100 می باشد اشاره می کنیم:

1- استقلال 197 فیش

2- مردم 182 فیش

3- دانشگاهها 159 فیش

4- جوانان و نوجوانان 154 فیش

5- زنان 146 فیش

6- شرایط تغییرات اجتماعی 146 فیش

7- جهاد و مبارزه 142 فیش

8- روشنفکران 138 فیش

9- روش تغییرات اجتماعی 136 فیش

10- حوزه های علمیه 135 فیش

11- اهداف تغییرات اجتماعی 134 فیش

12- وابستگی 116 فیش

13- پیروزی 114 فیش

14- مخالفین نظام جمهوری اسلامی 106 فیش

15- خواست ملی 102 فیش

جمع کل 1207

در مجموع 26 موضوع مذکور بیش از نیمی از فیش های اجتماعی اندیشه حضرت امام را به خود اختصاص داده است، توزیع آنها بر اساس جلدهای مختلف صحیفه نور و کتابها و چگونگی توزیع آنها در زبانهای مختلف موضوع دیگری است که محققین آینده به آن خواهند پرداخت.(سایت حوزه، حضور - تابستان 1374، شماره 12 - اندیشه اجتماعی امام خمینی در آئینه آمار)

 

جمع بندی :

این است اصول امام حول موضوعات اجتماعی کشور ،امت اسلامی و جهان کاملا شفاف و براساس مبانی اسلام ناب محمدی(ص) لکن با این همه وضوح در کلام و رفتار امام ، تحریف امری شدنی است اگر که: اصول امام کاربردی و میدانی نشود و این اصول از طرق مختلف در سطوح جامعه بازخوانی نشود و نیز این معیارها در سایه سیاسی کاری و سیاست بازی قابل رویت نگردد و یا اتخاذ تفاسیر گوناگون به همراه توجیهات موجود و یا حتی به کار گیری ناقص و ضعیف این اصول در برنامه ریزی های اداره امور و حتی اجرا نکردن یا اجرای ناقص و یا اجرای بدون الویت بندی اصول و ارزش های مد نظر امام راحل در بعد اجتماعی واقع گردد.

 

چگونه  عدالت اجتماعی از منظر امام خميني قابل تحریف است؟

مفهوم عدالت

در دیدگاه امام خمینی با توجه به معیارها و موازین مزبور می توان به چند رهیافت کلی از عدالت رسید که عبارتند از:

ـ عدالت خصلتی فطری و گرایشی و از جنود عقل می باشد و این خصلت فطری می تواند در سه شکلی تجلی یابد.

ـ عدالت ملکه ای نفسانی و حالتی شهودی و درونی است.

ـ عدالت بیانگر وجود اعتدال، استقامت و فقدان افراط و تفریط است. و لذا عدالت نافی ظلم و ظلم پذیری (انظلام) است.

ـ عدالت ویژگی جامعه و ابعاد و مقررات آن می باشد.

از دید حضرت امام عدالت نه تنها کیفیتی نفسانی است که انسان را به رعایت تقوا و پاکی و انجام واجبات و ترک محرمات می خواند بلکه دارای بعد گسترده اجتماعی و سیاسی و اقتصادی نیز هست. و لذا فضیلتی است که به نهادها، گروه ها، شؤون اجتماعی و جامعه نیز تعلق می گیرد. و جامعه را به سامان می آورد و دنیا را اصلاح و سعادت دنیایی و اخروی فرد و جامعه را تأمین می نماید. به تعبیر حضرت امام با ایجاد عدالت و قسط در جامعه «انسان» ساخته می شود. انسانی که در مسیر حنیفیت و صراط مستقیم حرکت می کند. عدالت و قسط در اندیشه و سیره امام خمینی جایگاهی بس والا دارد به گونه ای که می توان والاترین آرمان و خواسته امام خمینی را تحقق عدل و قسط و مبارزه با ظلم و ستم دانست. بررسی آراء و افکار امام خمینی بیانگر این است که عدل بنیان و اساس اسلام و بعلاوه مقصد آن است. حکومت برای تحقق عدل و قسط بوجود می اید وضع و اجرای قوانین بر اساس عدالت صورت می گیرد و سیاست و راه بردن جامعه بر اساس موازین عدل و قسط می باشد.(سایت حوزه، حضور - تابستان 1380، شماره 36 - مفهوم عدالت در اندیشه سیاسی امام خمینی)

عدالت» عامل وحدت جامعه بشری و اجتناب از اختلاف و پراکندگی است. در جامعه عادلانه یا مبتنی بر قسط نشانه ای از اختلاف، فتنه و آشوب دیده نمی شود. ولی در جایی که عدالت وجود ندارد، تبعیض حاکم است و تبعیض منشأ عمده فسادها و اختلافات در جامعه است. جامعه مبتنی بر تبعیض جامعه نامتعادل و ناهمگون است. پیامبران الهی نیز برای تحقق قسط و عدل ـ همراه با توحید ـ برانگیخته شدند و انزال کتب و میزان نیز در همین راستا صورت گرفته است:

«لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزل معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط و انزلنا الحدید فیه بأس شدید و منافع للناس.... هر اینه فرستاد گان خود را با نشانه های آشکار فرستادیم و همراه با آنان کتاب و میزان را نازل کردیم تا اینکه مردم به قسط قیام نمایند و آهن را فرو فرستادیم، [که] در آن سختی شدید و سودهایی برای مردم است.. .(سایت حوزه، حضور - تابستان 1380، شماره 36 - مفهوم عدالت در اندیشه سیاسی امام خمینی)

 

امام قسط و عدل

امام خمینی نسبت به عدالت، قسط و عدل با دیدی گسترده و همه جانبه نگریسته و آن را از زوایای گوناگون مورد توجه قرار داده است. بررسی آثار مکتوب و سخنان و پیامهای امام خمینی بیانگر این است که آن بزرگوار در بیان و تعریف عدالت، قسط و عدل به ارائه چند مفهوم از آن پرداخته است. در اینجا صرفاً برخی از این مفاهیم به اختصار بیان می شود:

1ـ عدل و قسط نقطه مقابل جور و ستم

2ـ عدالت به معنای حد وسط بین افراط و تفریط در امور:

3ـ عدالت به مفهوم تعدیل قوای نفس انسانی:

4ـ عدالت به مثابه والاترین فضایل بشری: و آن از امهات فضایل اخلاقیه است، بلکه عدالت مطلقه، تمام فضایل باطنیه و ظاهریه و روحیه و قلبیه و نفسیه و جسمیه است

5ـ عدالت به مفهوم فقهی (ملکه ای راسخ در وجود انسان) .(سایت حوزه، حضور - تابستان 1380، شماره 36 - مفهوم عدالت در اندیشه سیاسی امام خمینی)

 

معیارهای شناخت عدالت در اندیشه امام خمینی

برای درک مفهوم عدالت از دیدگاه امام خمینی ابتدا باید به معیارهایی چند که مورد نظر ایشان است اشاره کرد. برخی از این معیارها عبارتند از:

1ـ معیار و مبنا بودن عدل و قسط

در حوزه جهان اسلام و از دید رهبران این مکتب عدالت، عدل و قسط میزان و معیار، ملاک و مبنا است. این موضوع به کرات در روایات و گفتار پیامبر اسلام(ص) و دیگر پیشوایان معصوم(ع) و نیز اندیشمندان دنیای اسلام آمده است: برای نمونه رسول خدا(ص) در مورد میزان (ملاک و معیار) بودن عدل و قسط می فرماید:

«العدل میزان الله فی الارض فمن اخذه قادة الی الجنة و من ترکه ساقه الی النار»

«عدالت میزان و معیار (ترازوی) خدا در زمین است، هرکسی آنرا دریابد او را به سوی بهشت سوق دهد و هرکس آن را واگذارد به دوزخ کشاندش».

بر همین اساس امام خمینی نیز که اندیشه اش در حوزه اندیشه اسلامی قرار دارد عدالت را یک اصل می داند، اصلی که می تواند معیار، مبنا و میزان سایر امور انسانی و اجتماعی باشد.

زیرا اجرای قوانین بر معیار قسط و عدل و جلوگیری از ستمگران و ... چیزهایی نیست که با مرور زمان در طول تاریخ بشر و زندگی اجتماعی کهنه شود...

2ـ عدالت نشان وجود حق (تلازم عدل با حق)

وجود عدالت نشان وجود حق است و در هر امری که عدالت و قسط یافت شود آن امر حق و دارای حقانیت است ولی هر امری که فاقد عدالت باشد باطل است. در واقع نوعی تلازم بین عدل و حق دیده می شود. بدین معنا که هر امر عادلانه ای حق است و هر حقی[180] نیز عادلانه است. برای نمونه از دید امام خمینی حکومتی که در مسیر عدالت قرار دارد حق است و غیر آن باطل می شود:

«آن رژیمی که عدالت پرور است، آن رژیمی که برای دهقان بیشتر مقام قائل است تا برای بالاتری ها، آن رژیم اسلامی است...».

این است که امام خمینی در تمام ابعاد و مراتب عدل و عدالت را قرین حقّ و ملازم با آن می بیند:

و چه در جلوه معارف الهیه... که عدالت در آن عبارت است از عدم احتجاب از حق به خلق و از خلق به حق... و چه در عقاید و حقایق ایمانیه باشد که عدالت در آن عبارت است از ادراک حقایق وجودیه علی ما هِی علیه از غایة القصوای کمال اسمائی تا منتهی النهایه رجوع مظاهر به ظواهر... و چه در اخلاق نفسانیه که اعتدال قوای ثلاثه است.»

3ـ فراگیری و گستردگی (شمول)

از دید امام خمینی عدالت و قسط دارای مفهوم گسترده و فراگیر است و تمامی ابعاد وجود فرد و جامعه را در برمی گیرد. در بعد فردی عدالت انسان را از افراط و تفریط به دور ساخته و از ظلم به نفس باز می دارد و در مسیر حق و حقیقت قرار می دهد:

زیر بار ظلم رفتن مثل ظالم ـ ظلم کردن، هر دویش از ناحیه عدم تزکیه است «قد افلح من تزکی» اگر ما به این رسیده بودیم، نه حالی انفعالی پیدا می کردیم برای پذیرش ظلم و نه ظالم بودیم...

آری از دیدگاه امام خمینی انسان زمانی به عدالت می رسد که کار مجاهده نفس به اتمام رسیده باشد. چون که مجاهده نفس در این مقام به اتمام رسید و انسان موفق شد که جنود ابلیس را از این مملکت خارج کند و مملکتش را از سکنای ملائکه الله و معبد عبادالله الصالحین قرار داد، کار سلوک الی الله آسان می شود و راه مستقیم انسانیت روشن و واضح می گردد... و در سلک اهل ایمان منخرط می شود... .

در ابعاد اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی نیز عدل و قسط مفهوم خاص و دقیقی دارد و در تمام ابعاد قابل بحث و بررسی است. لذا موضوعی صرفاً اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی نیست بلکه مفهومی همه جانبه و فراگیر دارد و تمام شؤون حیات فردی و اجتماعی انسان را در بر می گیرد.

این است که امام خمینی در بحث از عدالت به معنای واقعی تمام ابعاد آن را مورد نظر قرار می دهد برای نمونه می فرماید:

عدالت به معنای واقعی این است که در ارتباط با دول و معاشرت با مردم و دادرسی و قضا و تقسیم درآمد عمومی...[

بدینسان در اینجا عدالت بین المللی، عدالت سیاسی، عدالت قضایی و عدالت اجتماعی مورد توجه امام خمینی قرار گرفته است. عدالت بین المللی در «ارتباط با دول» عدالت سیاسی در «معاشرت با مردم» عدالت قضایی در «دادرسی و قضا» و عدالت اجتماعی در «تقسیم درآمد عمومی» آمده است.

4ـ عدالت از جنود عقل و امری فطری است

از دیدگاه امام خمینی عدالت و قسط ریشه در وجود و ذات انسان دارد یعنی انسان طبعاً موجودی است که تمایل و گرایش فطری به حرکت به سوی عدالت و برقراری قسط در جامعه را دارد و از بی عدالتی و تبعیض و... رویگردان است. به همین جهت عدل را از جنود عقل می داند که مطابق فطرت مخموره است.[186] زیرا در اندیشه امام خمینی عدل فضیلت نفسانی است و در حد وسط دو نقیصه یعنی افراط و تفریط قرار می گیرد. نقایص مورد تنفر ذات انسان هستند، در حالی که نفس انسان به سوی فضایل کشش و گرایش دارد. بر همین اساس انسان دارای عقل سلیم و فطرت پاک از افراط و تفریط ذاتاً احساس تنفر می کند در حالی که به عدل و قسط توجه و گرایش دارد و لذا ذاتی اوست. بنابراین طبیعتاً انسان دارای حس عدالت خواهی و حق جویی است. به بیان آن بزرگوار: از فطرتهای الهیه، که در کمون ذات بشر مخمّر است حب عدل و خضوع در مقابل آن است، و بغض ظلم و عدم انقیاد در پیش آن است...

5ـ عدالت و قسط غایت انسان و جامعه

در اندیشه حضرت امام خمینی عدالت و قسط نه یک غایت فردی، گروهی، طبقه ای یا مکتب خاص است بلکه یک غایت انسانی است لذا در همه زمانها و مکانها و برای همه آدمیان مطرح است. عدالت خواهی امری بشری و فطری است. این روح پرنشاط و شاداب بشری می تواند محیطی برخوردار از رفاه و آسایش و امنیت و معنویات را برای مردم فراهم آورده و جایی برای ظلم و ستم در هیچ نقطه ای از جهان و در هیچ زمانی از زمانها و برای هیچ گروهی از گروههای بشری و برای هیچ فردی از افراد بشری باقی نگذارد. به روایت امیر مؤمنان علی(ع) «فَیأ۫مَنَ المظلومون من عبادک...»

امام خمینی نیز به تبعیت از امیر مؤمنان(ع) در این خصوص می فرماید:

همه زمینها و روزها باید این نقش را ایفا کنند و ملتها را اینکه باید همیشه مقابل ظلم بایستند، غفلت نکنند... بر همه ما تکلیف است که با دستگاههای ظالم خصوصاً دستگاههایی که با اساس [اسلام و عدالت] مخالفند مقابله کنیم.

در اینجا ذکر این نکته لازم است که هر چند ظلم ستیزی، لزوماً با عدالت خواهی یکی نیست ولی معمولاً این دو با هم هستند، نفی ظلم به معنای خواستن عدالت است زیرا ظلم نفی عدالت و عدالت نفی ظلم است.

6ـ عدالت وظیفه، تکلیف، مسئولیت

امام خمینی تحقق عدالت و قسط را چه در نفس و وجود فرد و چه در درون جامعه بشری یک تکلیف فطری و الهی و انسانی می داند که هر فردی از افراد جامعه نسبت به انجام آن مسئول است. مسئولیت انسانی ایجاب می کند که در برابر ظلم و بیعدالتی ساکت ننشیند و برای قیام به قسط برخیزد. امام خمینی با اشاره به سخن امیرمؤمنان در این مورد این چنین داد سخن می دهد:

ما وظیفه داریم پشتیبان مظلومین و دشمن ظالمین باشیم، همین وظیفه است که امیرمؤمنان(ع) در وصیت معروف به دو فرزند بزرگوارش تذکر می دهد و می فرماید: «وَ کونوا لظالم خصماً و للمظلوم عوناً» دشمن ستمگر و یاور و پشتیبان ستمدیده باشید.

و در جای دیگر این چنین می فرماید:

مهم این است که ما تکلیفی ادا می کنیم تا تکلیف ما این است که در مقابل ظلمها بایستیم، تکلیف ما این است که با ظلمها مبارزه کنیم، معارضه کنیم....

از نظر امام خمینی این مسئولیت خاص مهم ولی در مورد آگاهان جامعه شدیدتر و بیشتر است. آنها وظیفه و تکلیف سنگین تری را نسبت به سایر افراد جامعه بر دوش دارند:

«ائمه و فقهای عادل موظف اند از نظام و تشکیلات حکومتی برای اجرای احکام الهی و برقراری نظام عادلانه اسلام و خدمت به مردم استفاده کنند».

در این بیان، امام خمینی وظیفه عادل را تحقق عدالت و قسط در جامعه می داند که می تواند از طریق حکومت صورت گیرد. پس حکومت سازمان اجرایی عدالت است و ابزاری است که عدالت از طریق آن در جامعه برقرار می گردد.

7ـ عدالت سیره پیامبران، اوصیای الهی و انسانهای آزاده

حرکت تمام انبیاء و اولیای الهی و مردان بزرگ در جهت تحقق عدالت و قسط در جامعه بوده است و آنها در این راه از بذل جان و مال و حتی نزدیکان خود نیز دریغ نکردند. اصلاح جامعه و برقراری عدالت در آن شیوه و مشی و سیاست تمامی انبیاء و پیامبران الهی و جانشینان آنان است:

تمام انبیاء برای اصلاح جامعه آمده اند... «لیقوم الناس بالقسط» باید عدالت در بین مردم و در بین جامعه تحقق پیدا کند، جانها را دادند، مالها را دادند، زحمتها را کشیدند، نمی شود گفت پیغمبر یک شب و روز راحت خوابیده باشد...

8ـ عدالت عامل رشد و شکوفایی استعدادهای آدمیان و رفاه و توسعه جوامع

استقرار عدالت و قسط در جامعه نه تنها زمینه را برای احیای معارف دینی و مکارم اخلاقی فراهم می نماید بلکه محیط امنیتی مطمئنی را بوجود می آورد که در آن استعدادها به شکوفایی می رسند، قدرتهای خلاقه شکفته می شود و رشد و توسعه در تمامی ابعاد جامعه ایجاد می گردد. زیرا امنیت اقتصادی و سیاسی و فکری زمینه را برای بالندگی فرهنگی جامعه فراهم می آورد. از سوی دیگر چون جلو چپاولها و غارتها گرفته می شود و جامعه از محرمات و پلیدیها پاک می گردد بنابراین نعمتها از هر سوی به انسانها روی می آورد. همانگونه که در قرآن می فرماید:

«و ان لو استقاموا علی الطریقة لاسقیناهم ماءً غَدَقاً»

بنابراین عدالت و قسط عامل مهم رشد و شکوفایی استعدادهای بشری و رفاه و توسعه جوامع انسانی است. امام خمینی در این مورد می فرماید:

عدل اسلامی را مستقر کنید. با عدل اسلامی همه و همه در آزادی و استقلال و رفاه خواهند بود.

همچنین در پایان این بحث لازم به یادآوری است که امام خمینی قسط را به معنای عدل می داند: القسط به کسرِ قاف به معنی عدل [است]. (سایت حوزه، حضور - تابستان 1380، شماره 36 - مفهوم عدالت در اندیشه سیاسی امام خمینی)

 

رهیافتهای کلی به عدالت در اندیشه امام خمینی

با توجه به معیارهای فوق بطور کلی می توان در بحث از عدل و قسط در اندیشه سیاسی امام خمینی به چند رهیافت کلی دست یافت که عبارتند از:

عدالت گرایشی طبیعی و خصلتی فطری و مخموره در وجود انسان است.

براساس برخی روایات عدل و قسط یکی از جنود (لشکریان) عقل است. بدین معنا که عدالت امری است عقلی و لذا انسانی است. امام خمینی نیز در شرح حدیث جنود عقل و جهل (از بیانات امام هفتم(ع) در مورد لشکریان عقل و جهل) عدل را از لشکریان عقل می داند و در این مورد بیان می کند که عدل صفت یا حالتی است مطابق فطرت مخموره انسانی. بدین معنا که انسان طبعاً گرایش به قسط و عدل دارد و از ظلم و ستم نفرت دارد. طبع سلیم انسانی تمایل به عدل دارد و از ظلم و بیداد گریزان و رویگردان است. بعلاوه اگر عدل و قسط را به عنوان فضیلتی از فضایل نفسانی به حساب آوریم در می یابیم که ـ به تعبیر ارسطویی ـ صفتی است در حد اعتدال و لذا دارای دو حد ناقص که یکی تفریط و دیگری افراط است می باشد. بر این اساس عدالت کمال است و ظلم و ستم و فقدان عدالت و از حق خود گذشتن و پایمان شدن هر دو نقص هستند. بر این اساس نیز عدل و قسط گرایش فطری در درون انسان است که از آغاز تولد با اوست و امری اکتسابی نیست بلکه امری الهی و فطری می باشد. بنابراین از دیدگاه امام خمینی گرایش عدالتخواهی و قسط طلبی در نهاد افراد انسانی سرشته شده است. هر چند در خیلی از کسان این گرایش فطری و حس طبیعی گاه در اثر دنیاپرستی و سلطه هواهای نفسانی و... به طور موقت خاموش می گردد ولی امری است که از نهاد انسان جداشدنی نیست. امام خمینی موضوع فطری بودن عدالتخواهی بشر و وجود حس حبّ عدل در او را با صراحتی تمام بیان می کند.

قلب فطرتاً در مقابل قسمت عادلانه خاضع است و از جور و اعتساف فطرتاً گریزان و متنفر است از فطرتهای الهیه که در کمون ذات بشر مخمر است حبّ عدل و خضوع در مقابل آن است و بغض ظلم و عدم انقیاد در پیش آن است؛ اگر خلاف آن را دید، بداند در مقدمات نقصانی است...

عدالت به مثابه خصلتی فطری یا گرایشی انسانی و شأنی عقلی می تواند در سیر تکاملی انسان به یکی از صور زیر مطرح شود.

عدالت، صفت و ملکه ای نفسانی و حالتی درونی و شهودی

ملکه و حالت نفسانی بودن عدالت امری است که مورد پذیرش غالب فقها و متکلمین و فلاسفه در جهان است. این ملکه و حالت نفسانی در اثر تمرین و ممارست، گرایش به حق و حقیقت، تقوا و گذشتن از منافع خصوصی و اولویت دادن به مصالح عمومی به تدریج در فرد شکل می گیرد و لذا او را از انجام محرمات و زیان زدن به دیگران باز می دارد و به اجرای واجبات و ایثار در راه مصالح عامه و از خودگذشتگی و پاکی و مروت و اعتدال فرا می خواند. بدین مفهوم به تعبیر ابن ابی الحدید:

«عدالت ملکه ای است که به واسطه آن از نفس آدمی افعال فاضله و نیک بطور طبیعی و بدون زحمت (خلقاً لاتخالقاً) سرچشمه می گیرد».

امام خمینی در تعریف عدالت در این زمینه، در مسأله 28 فروع تقلید کتاب تحریر الوسیله می فرماید:

العدالة عبارة عن ملکة راسخة باعثة علی ملازمه التقوی من ترک المحرمات و فعل الواجبات.[200]

یعنی (عدالت صفت نفسانی (ملکه) ریشه داری است که همواره انسان را به ملازمت تقوا، ترک محرمات و انجام واجبات وادار می کند).

این بعد از عدالت هر چند بیانگر مفهوم فقهی آن است ولی چنین نگرشی به مسأله عدل نه تنها بی ارتباط با نگرش عدل به عنوان موضوعی اجتماعی و سیاسی نیست بلکه عامل تحقق و زمینه ساز و مقدمه آن نیز می باشد. همانگونه که امام خمینی می فرماید:

و بعد از تسلیم شدن شهوت و غضب به مقام عدل و شرع، عدالت در مملکت [نفس و جامعه] بروز کند و حکومت عادله حقه تشکیل شود که کارکن در آن و حکمفرمای در آن حق و قوانین حقه باشد.

عدالت و قسط بیانگر وجود «اعتدال» و فقدان افراط و تفریط و احقاق حقوق است

از زمانی که ارسطو در بحث از فضایل اخلاقی مسأله «حد وسط» را مطرح کرد و هر صفت نیکی را به عنوان فضیلت در حد وسط قرار داد و برای آن دو طیف افراط و تفریط را مطرح کرد که بیانگر نقص و لذا فقدان هستند. اندیشمندان سیاسی و اخلاقیون به این مسأله توجه شایانی مبذول داشتند. ولی ناگفته نماند که هر چند این موضوع حدِ وسط در مورد خیلی از صفات نیک انسانی معنا نداشت. ولی از آنجایی که «عدالت» و «قسط» در درون خود بیانگر نوعی «اعتدال»، «برابری»، «تعادل» و «میزان» در درون فرد و جامعه می باشد، بنابراین طرح آن بعنوان یک فضیلت که دارای دو سر تفریط و افراط (تبعیض و ظلم زیاده طلبی) و (پایمال شدن و نادیده گرفتن حقوق خود) صحیح به نظر می رسید.

نظریه تعادل و حد وسط در میان اندیشمندان و فلاسفه اسلامی نیز جایگاهی مهم دارد. امام خمینی نیز در کتاب چهل حدیث در بحث از عدالت آن را بعنوان «اعتدال» و حد وسط افراط و تفریط مورد توجه قرار می دهد. بر این اساس از دیدگاه امام خمینی عدالت فضیلتی است که در حد وسطِ دو رذیلت قرار دارد:

و اما دلیل بر آنکه «فریضه عادله» راجع به علم اخلاق است، توصیف فریضه است به «عادله». زیرا که خُلق حَسَن، چنانچه در آن علم مقرر است، خروج از حد افراط و تفریط است؛ و هریک از دو طرف افراط و تفریط مذموم، و «عدالت» که حد وسط و «تعدیل» بین آنهاست، مستحسن است. مثلاً شجاعت که یکی از اصول و ارکان اخلاق حسنه و ملکه فاضله است، عبارت است از حالت متوسطه و معتدله بین افراط، که از آن تعبیر شود به تهور ـ و آن عبارت است از نترسیدن در مواردی که ترس سزاوار است ـ و بین تفریط، که از آن تعبیر شود به جبن و آن عبارت است از ترسیدن در مواردی که سزاوار ترس نیست. و حکمت، که یکی از ارکان است، متوسط بین رذیله «سَفَه» که از آن تعبیر به «جربزه» شده است و آن عبارت از استعمال فکر است در غیر مورد و در مواردی که سزاوار نیست ـ و بین رذیله «بَلَه» است ـ که عبارت است از تعطیل قوه فکریه در مواردی که سزاوار است به کار اندازد. و همین طور عفت و سخاوت وسط بین رذیله شَرَه و خمود، و اسراف و بخل است پس، «عادله» بودن فریضه دلالت کند بر آنکه آن منطبق بر علم اخلاق است».

و این است که می بینیم اندیشمندی چون صدر در بحث از عدالت می نویسد:

«العدالة عبارة من الاستقامة علی شرع الاسلام و طریقته... شریطة ان تکون هذه الاستقامة طبیعة ثابتة للعادل تماماً کالعادة».[203]

که در اینجا عدالت به مفهوم ایستادگی، پایداری و رعایت اعتدال در تمام شؤون فردی و جمعی است.

بر این اساس عدالت چون نسبت به تمام فضایل دیگر نیز در حد وسط قرار می گیرد و برقرار کننده تعادل بین تمام فضایل نیز هست یعنی اعتبار سایر فضایل نیز به فضیلت عدالت مشخص می گردد لذا «عدالت» و «قسط» یک میزان و مقیاس نیز هست، میزان و ملاکی که در سلسله علل قرار می گیرد و اوامر و نواهی براساس آن تعیین می شوند. بنابراین در حقوق و فقه، در سیاست و اقتصاد و اخلاق نیز عدالت یک اصل اساسی اولیه است، میزانی است که سایر امور با آن سنجیده می شوند قوانین بر اساس عدل و قسط تدوین و تصویب می شوند و براساس عدل و قسط به مرحله اجرا درمی ایند و براساس عدل و قسط با قانونشکنان برخورد می شود. نقش عدالت و قسط در علوم انسانی و حقوق و فقه از این نظر شبیه به نقشی است که قواعد اولیه در ریاضیات و در منطق و فلسفه ایفا می کنند. .(سایت حوزه، حضور - تابستان 1380، شماره 36 - مفهوم عدالت در اندیشه سیاسی امام خمینی)

 

امام خمینی در این مورد در وصیتنامه خود می فرماید:

اجراء قوانین بر معیار قسط و عدل و جلوگیری از ستمگری و حکومت جائرانه و بسط عدالت فردی و اجتماعی و منع از فساد و فحشاء و انواع کجرویها و آزادی بر معیار عقل و عدل و استقلال و خودکفایی و جلوگیری از استعمار و استثمار و استعباد و حدود و قصاص و تعزیرات بر میزان عدل برای جلوگیری از فساد و تباهی یک جامعه و سیاست و راه بردن جامعه به موازین عقل و عدل و انصاف و صدها از این قبیل، چیزهایی نیست که با مرور زمان در طول تاریخ بشر و زندگی اجتماعی کهنه شود. این دعوی به مثابه آن است که گفته شود قواعد عقلی و ریاضی در قرن حاضر باید عوض شود و به جای آن قواعد دیگر نشانده شود.(سایت حوزه، حضور - تابستان 1380، شماره 36 - مفهوم عدالت در اندیشه سیاسی امام خمینی)

 

چگونه توسعه اجتماعی از ديدگاه امام خميني قابل تحریف است؟

داخلی :

قبل پیروزی انقلاب اسلامی:

در قوانین ایران رفراندم پیش بینی نشده و تاکنون سابقه نداشته، جز یک مرتبه آنهم از طرف مقاماتی غیر قانونی اعلام شد و به جرم شرکت در آن جمعی گرفتار شدند و از بعضی حقوق اجتماعی محروم گردیدند. معلوم نیست چرا آنوقت این عمل غیر قانونی بود و امروز قانونی است.( صحیفه نور جلد 1 صفحه 24)

دستگاه جبار گمان کرده است با این اعمال غیر انسانی و فشارها می تواند ما را از مقصد خود که جلوگیری از ظلم و خودسری ها و قانون شکنی ها و حفظ حقوق اسلام و ملت و برقراری عدالت اجتماعی که مقصد بزرگ اسلام است، منصرف کند.( صحیفه نور جلد 1 صفحه 47)

و تاسف بیشتر آنکه همین دستگاه های مرموز نگذاشته اند طبقه تحصیل کرده به احکام مقدسه اسلام بخصوص قوانین تشکیلاتی و اجتماعی و اقتصادی آن توجه کنند و با تبلیغات گوناگون وانمود نموده اند که اسلام جز احکام عبادی مطلبی ندارد، در صورتی که قواعد سیاسی و اجتماعی آن بیشتر از مطالب عبادی آن است.(صحیفه نور جلد 1 صفحه 150)

این شخص باز از انقلاب سفید دم می زند، انقلابی که موجب سیه بختی ملت شده و می باشد، انقلابی که جز فلج کردن قوای فعاله ملت اثری نداشت، انقلابی که پس از ده سال خود (شاه) هم قلابی بودن آن را فاش کرد، انقلابی که می خواهد فرهنگ استعماری را تا دورترین قراء و قصبات کشانده و جوانان کشور را آلوده کند، باید مخالف این به اصطلاح (انقلاب) به شکنجه گاه برود و از حقوق اجتماعی محروم شود. علمای اسلام و محصلین و رجال دین طبقه دانشگاهی که با این نظام پوسیده و دستگاه ظلم و جور و با این انقلاب رسوا مخالفند یا بی وطن! هستند و باید به شکنجه گاه بروند و یا از حقوق اجتماعی محروم می باشند. طبقات بازرگان، زارع و کارگر که در این ده سال جز وعده های پوچ ندیده اند و از این پس باز وعده بیشتری می شنوند و با این انقلاب سیاه لعنتی مخالفند، به همان سرنوشت دچار خواهند شد.( صحیفه نور جلد 1 صفحه 214)

درباره این حزب به اصطلاح (رستاخیز ملی ایران) باید گفت این عمل با این شکل تحمیلی مخالف قانون اساسی و موازین بین المللی است و در هیچ یک از کشورهای عالم نظیر ندارد. ایران تنها کشوری است که حزبی به امر (ملوکانه) تاسیس کرده و ملت مجبور است وارد آن شود و هر کس از این امر تخلف کند سرنوشت او یا حبس و شکنجه و تبعید و یا از حقوق اجتماعی محروم شدن است. مردم محروم این کشور مجبورند موافقت خود را با نظام شاهنشاهی اعلام کنند.(صحیفه نور جلد 1 صفحه 212)

 

بعد پیروزی انقلاب اسلامی:

من خدمتگزار ملت هستم، من می خواهم ملت اسلام سربلند باشد، مستقل باشد، نه مثل حالا که ما باید همه چیزمان از جای دیگر باشد و همه مسائل سیاسی مان را دیگران نقشه اش را بکشند، همه مسائل اجتماعیمان را دیگران نقشه اش را بکشند،.(صحیفه نور جلد 5 صفحه 26)

امیدوارم که با تغییر محیط اجتماعی ایران تمام ناروائی هائی که معلول آن محیط بود از بین برود. (صحیفه نور جلد 5 صفحه 190)

در رژیم منفور پهلوی مسأله مسکن یکی از مصیبت بارترین مشکلات اجتماعی مردم ما بود. (صحیفه نور جلد 5 صفحه 274)

لازم است ملت مبارز ایران هر چه زودتر سرنوشت آینده مملکت خویش را به دست گیرد و ثمره انقلاب عظیم اسلامی خود را در همه روابط و نظامات اجتماعی به دست آورد و حقوق از دست رفته خود را باز یابد، عدالت اسلام را در همه شوون جامعه پیاده کند.(صحیفه نور جلد6 ص268 )

شما دیدید که در این مدت در تبلیغات این بود که عدالت اجتماعی، اسلام، قرآن، این حرف ها بود لکن محتوا نداشت، واقعیت نداشت. حالا هم همین طور است. اگر چنانچه محتوا اسلامی باشد، واقعیت پیدا بکند آن مطلبی که آقایان آمده اند و می فرمایند، آن وقت مطلب صحیح است و تحول اسلامی پیدا شده است و اما اگر فقط لفظ باشد که سابقا این لفظها بود، آن وقت وضع دیگر پیش خواهد آمد.(صحیفه نور جلد 6 ص7 )  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست منابع

 

1- سایت باشگاه اندیشه، سیری در اندیشه ‏های اجتماعی امام خمینی،محمد عباسی

2- سایت حوزه، حضور - تابستان 1374، شماره 12 - اندیشه اجتماعی امام خمینی در آئینه آمار

3- پرتال امام خمینی، جایگاه مردم در نظام اسلامی از دیدگاه امام خمینی

4- سایت شفاف، سربلندی ایران، محمد صادق کوشکی

5- منشور روحانيت، انتشارات موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، تهران، 1385،چاپ26.

6- مجله حوزه و دانشگاه، شماره 26،  هاشمی، سید ضیاء

7- حسن آئينه، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام، تهران: 1379، ج 1.

8- سایت دانشگاه علوم پزشکی مشهد، شاخص های دانشگاه اسلامی از دیدگاه امام خمینی،احسان بابایی

9- سایت جماران، تبلیغات از منظر امام خمینی

10- سایت لبیک، آسیب شناسی انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی

 

 

تعامل فرد و جامعه از دیدگاه امام خمینی قدس‏سره

از دیدگاه امام خمینی قدس‏سره، همواره میان فرد و جامعه تعامل برقرار است. به عبارت دیگر، ایشان شکل‏گیری و رشد اجتماعی و فردی رفتارهای انسانی را در ارتباط متقابل روان‏شناختی و جامعه‏شناختی می‏دانند. این در حالی است که مارکسیست‏ها بر تأثیر جامعه‏شناختی تأکید می‏ورزند و لیبرالیست‏ها بر بعد روان‏شناختی انگشت می‏گذارند. ایشان در زمینه تأثیر جامعه بر فرد معتقدند: انسان در اجتماعات بزرگ، نظیر راهپیمایی‏ها تحت تأثیر واقع می‏شود و چه بسا که از خود بی‏خود شود و از یک شعار و فریاد بی‏توجه تبعیت کند.( صحیفه نور ، ج 19، ص 29)

وقتی یک جامعه‏ای راه افتاد، آن هم که نخواهد، قهرا کشیده می‏شود... وضع جامعه و اجتماع این‏طوری است. (صحیفه نور، ج 8، ص 532)

امام راحل درباره تأثیر فرد بر جامعه بر این باورند:

عمل یک شخص در یک جامعه اثر دارد... عمل هر یک از شما تأثیر دارد، وقتی شما یک عمل زشتی کردید، دیگران هم که می‏بینند در آنها تأثیر می‏کند. وقتی شما یک عمل صالحی انجام دادید، دیگران هم وقتی که می‏بینند در آنها تأثیر می‏کند (صحیفه نور، ج 13، ص 202 کسی که به یک ملتی سلطه دارد، به یک ملتی حکومت دارد، این چنانچه عدالت‏پرور باشد، دستگاه او عدالت‏پرور خواهد شد؛ قشرهایی که به او مرتبط هستند، قهرا به عدالت گرایش پیدا می‏کنند. ( صحیفه نور، ج 9، ص 135)

با چشم‏اندازی بر آنچه درباره انسان‏شناسی گفته شد، در یک جمع‏بندی می‏توان گفت: امام خمینی قدس‏سره بر اساس پارادایم «توحید» ـ که در بحث هستی‏شناسی درباره‏اش سخن به میان آوردیم ـ به تفسیر و تأویل انسان پرداختند و بر این اساس، میان هستی‏شناسی و انسان‏شناسی رابطه عموم و خصوص مطلق برقرار کردند. به عبارت دیگر، ایشان انسان‏شناسی را در طول هستی ‏شناسی می‏دانستند و در این زمینه، آزادی و اختیار را برای انسان اثبات و هر نوع جبر را نفی می‏کردند و انسان را مستعد و تربیت‏پذیر معرفی می‏نمودند که خالق هستی و پروردگارش از راه انبیا و کتب الهی، شیوه تربیت را به وی نمایانده است. از دیدگاه ایشان، انسان موجودی چندساحتی است که بالفطره رو به کمال مطلق در حرکت است و در این سیر، هم فرد بر جامعه تأثیر می‏گذارد و هم جامعه بر فرد؛ تعاملی میان فرد و جامعه برقرار است. (سایت باشگاه اندیشه، سیری در اندیشه ‏های اجتماعی امام خمینی، محمد عباسی)